ch
Feedback
کانال یوگاآرامش

کانال یوگاآرامش

前往频道在 Telegram

ارتباط با ادمین @Sahar_pourdaakheli یوگاآرامش تعرفه تبلیغات کانال یوگاآرامش https://t.me/yogabnm

显示更多

📈 Telegram 频道 کانال یوگاآرامش 的分析概览

频道 کانال یوگاآرامش (@yogasp) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 50 434 名订阅者,在 健康生活方式 类别中位列第 315,并在 伊朗 地区排名第 6 624

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 50 434 名订阅者。

根据 14 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -64,过去 24 小时变化为 2,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 12.87%。内容发布后 24 小时内通常能获得 4.09% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 6 493 次浏览,首日通常累积 2 064 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 61
  • 主题关注点: 内容集中在 آرام, بازدم, پا, کمی, دست 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
ارتباط با ادمین @Sahar_pourdaakheli یوگاآرامش تعرفه تبلیغات کانال یوگاآرامش https://t.me/yogabnm

凭借高频更新(最新数据采集于 15 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 健康生活方式 类别中的关键影响点。

50 434
订阅者
+224 小时
+547
-6430
帖子存档
ذهنت نیاز به آرامش داره ؟🧘‍♀️✨ با رایحه‌های اصیل و خاص «عود هاب»، انرژی‌های منفی رو خط بزن و آرامش رو به محیطت دعوت کن! 🌿🌬
ذهنت نیاز به آرامش داره ؟🧘‍♀️✨ با رایحه‌های اصیل و خاص «عود هاب»، انرژی‌های منفی رو خط بزن و آرامش رو به محیطت دعوت کن! 🌿🌬️ تجربه‌ای متفاوت از پاکسازی ذهن، مخصوص لحظات مدیتیشن، یوگا و استراحت تو. 🤎 همین حالا رایحه آرامش‌بخش خودت رو انتخاب کن https://t.me/oudhub

✨ داستان عرفانی خدامراد – قسمت پنجم «آزمون سکوت» خدامراد آن روز زودتر از سپیده‌دم از خواب برخاست. هوای کوهستان سرد بود و مه مثل پارچه‌ای نازک روی زمین نشسته بود. پیرمردِ راه‌دان، همان که روز قبل به او گفته بود «راه تو از درون می‌گذرد»، این بار کنار چشمه نشسته بود و انگار منتظرش بود. خدامراد نزدیک شد و گفت: «استاد، امروز چه باید بیاموزم؟» پیرمرد لبخند زد، اما چیزی نگفت. فقط با انگشت به سطح آب اشاره کرد. خدامراد خم شد. تصویر خودش را دید؛ اما آب آرام نبود. موج‌های کوچک تصویر را می‌لرزاند. پیرمرد آهسته گفت: «تا وقتی درونت موج دارد، حقیقت را نمی‌بینی.» سپس برخاست و ادامه داد: «امروز آزمون تو سکوت است. نه سکوت زبان… سکوت ذهن.» خدامراد پرسید: «چطور؟» پیرمرد گفت: «در این کوهستان، صداهای زیادی هست: باد، پرنده، آب. اما هیچ‌کدام تو را آزار نمی‌دهد. تنها صدایی که تو را خسته می‌کند، صدای درون توست. امروز باید یاد بگیری آن را آرام کنی.» بعد، پیرمرد سنگ کوچکی به او داد: «این سنگ را در دست بگیر و تا غروب، هرگاه ذهن‌ات شلوغ شد، فقط به وزن این سنگ برگرد. نه بیشتر.» خدامراد راه افتاد. در طول روز، افکار مثل پرنده‌هایی بی‌قرار به ذهنش می‌آمدند: «اگر شکست بخورم؟» «اگر راه را اشتباه آمده باشم؟» «اگر… اگر…» اما هر بار سنگ را لمس می‌کرد. سردی‌اش، سادگی‌اش، بی‌نیازی‌اش… و کم‌کم فهمید که سکوت یعنی بازگشت به اکنون. غروب که شد، پیرمرد دوباره کنار چشمه بود. خدامراد سنگ را پس داد و گفت: «استاد… امروز فهمیدم که سکوت، صدایی ندارد اما هزاران چیز می‌گوید.» پیرمرد لبخند زد: «اکنون تو یک قدم به خودت نزدیک‌تر شدی.» --- 🧘‍♂️ تمرین عملی قسمت پنجم: «سنگِ سکوت» این تمرین بسیار ساده اما عمیق است. چطور انجام بدهم؟ 1. یک سنگ کوچک یا هر شیء طبیعی و ساده انتخاب کن. 2. آن را در دست بگیر. 3. چشم‌ها را ببند. 4. هرگاه ذهن‌ات شروع به حرف زدن کرد، فقط توجه را برگردان به:• وزن سنگ • دمای آن • بافت آن 5. ۳ دقیقه شروع کن، کم‌کم به ۱۰ دقیقه برسان. اثر تمرین • کاهش آشفتگی ذهن • افزایش حضور در لحظه • آرام‌سازی سیستم عصبی • تقویت تمرکز و شهود @yogasp

🟫 تکنیک تنفسی مورچه‌ای (نسخه کامل و قابل اجرا) این تکنیک معمولاً در سه مرحله انجام می‌شود: 1) نفس‌های کوچک و پیوسته (مثل قدم‌های مورچه) • از بینی یک دم کوچک بگیر. • بدون مکث، یک دم کوچک دیگر اضافه کن. • و دوباره یک دم کوچک دیگر… • در مجموع ۳ دم کوچک پشت‌سرهم. این دم‌های کوچک مثل قدم‌های ریز و آرام مورچه هستند. --- 2) بازدم آرام و طولانی • حالا از دهان یک بازدم طولانی و آرام انجام بده. • تصور کن مثل مورچه‌ای که بارش را زمین می‌گذارد، تو هم بار ذهنی‌ات را رها می‌کنی. --- 3) تکرار با ریتم ثابت @yogasp

عبارت تاکیدی • بخشش هدیه‌ای است که به خودم می‌دهم؛ من شایسته آزادی هستم. • من انرژی‌های قدیمی را پاک می‌کنم و برای تجربه‌های تازه فضا می‌سازم. @yogasp

✦ قسمت چهارم: «خدامراد و راهی که خودش را نشان داد» خدامراد آن روز صبح با حالی بیدار شد که خودش هم نمی‌فهمید از کجا آمده. نه امید داشت، نه ناامید بود؛ فقط یک جور خستگیِ بی‌صدا در جانش نشسته بود. کفش‌هایش را پوشید و از خانه بیرون زد. هوای روستا سرد بود و مه مثل پتوی نازکی روی زمین افتاده بود. در دلش گفت: «خدایا… من که نمی‌دانم باید چه کنم. فقط یک نشانه بده.» همان لحظه صدای پیرمرد چوپان را شنید که از دور داد زد: — خدامراد، بیا کمکم کن. یکی از بره‌ها گم شده. خدامراد بدون فکر کردن دوید. ساعتی در میان بوته‌ها و سنگ‌ها گشتند تا بالاخره بره را پیدا کردند؛ لرزان، گیر کرده میان شاخه‌ها. پیرمرد با لبخندی آرام گفت: — می‌بینی پسر؟ راه را همیشه کسی پیدا می‌کند که حرکت کند. اگر تو از خانه بیرون نمی‌آمدی، این بره هنوز گیر کرده بود. این جمله مثل جرقه‌ای در دل خدامراد افتاد. فهمید که شاید جواب همه‌ی سؤال‌ها در یک چیز خلاصه می‌شود: حرکت کن، حتی وقتی نمی‌دانی مقصد کجاست. آن شب، وقتی به خانه برگشت، حس کرد چیزی درونش روشن شده. نه اینکه همه‌چیز حل شده باشد، اما انگار فهمیده بود که ایستادن، بدترین انتخاب است. --- ✦ تمرین این قسمت: «قدم کوچکِ امروز» این تمرین ساده است اما اثرش عمیق: 1) یک کاغذ بردار و بنویس: «اگر فقط یک قدم کوچک بردارم، آن قدم چیست؟» مثال‌ها: • یک تماس • پنج دقیقه مطالعه • مرتب کردن یک گوشه از اتاق • نوشتن یک جمله از یک هدف • یک پیاده‌روی کوتاه 2) فقط همان یک قدم را انجام بده. نه بیشتر، نه کمتر. 3) بعد از انجامش، یک جمله بنویس: «من امروز حرکت کردم.» این تمرین دقیقاً همان چیزی است که خدامراد در این قسمت یاد گرفت. @yogasp

تو تنها نیستی ❤️❤️❤️ گاهی فقط کافی است کسی بهت یادآوری کند که تو هنوز تمام نشده‌ای. اگر امروز سخت بود، اگر دلت گرفت، اگر حس کردی جلو نمی‌روی… همین که هنوز ایستاده‌ای یعنی قوی‌تر از چیزی هستی که فکر می‌کنی. تو از پسِ روزهایی برآمده‌ای که دیگران حتی نمی‌دانند چقدر سنگین بوده‌اند. و همین خودش یک پیروزی آرام و بی‌صداست. یک چیز را باور کن: هیچ وضعیتی ثابت نمی‌ماند. نه غم، نه خستگی، نه این گره‌ای که الان در دلت هست. همه‌شان عبور می‌کنند، و تو از میانشان بزرگ‌تر و روشن‌تر بیرون می‌آیی. اگر الان فقط یک ذره امید لازم داری، این را بگیر: تو توانایی ساختن فردایی بهتر را داری، حتی اگر امروز باورش سخت باشد. @yogasp

Repost from N/a
در یک جمله: بهترین حرکت یوگا برای رفع خستگی پاها «وضعیت دیوار و پاهای بالا» (Viparita Karani) است؛ ساده، مؤثر و فوق‌العاده آر
در یک جمله: بهترین حرکت یوگا برای رفع خستگی پاها «وضعیت دیوار و پاهای بالا» (Viparita Karani) است؛ ساده، مؤثر و فوق‌العاده آرام‌بخش. 🧘‍♀️ حرکت: پاها بالا روی دیوار (Viparita Karani) این حرکت جریان خون را از پاها به سمت بالا برمی‌گرداند، ورم و خستگی را کم می‌کند و سیستم عصبی را آرام می‌سازد. چگونه انجامش دهی • کنار دیوار بنشین و باسن را تا حد ممکن به دیوار نزدیک کن. • به پشت دراز بکش و پاها را صاف به دیوار تکیه بده. • دست‌ها را در دو طرف بدن رها کن. • ۵ تا ۱۰ دقیقه در همین حالت بمان و فقط نفس عمیق بکش. چرا برای خستگی پا عالی است • کاهش فشار از روی مچ و ساق • بهبود گردش خون • آرام‌سازی عضلات پس از یک روز طولانی • مناسب برای قبل از خواب یا پایان تمرین یوگا @yogasp

دعای شبانه خدایا، در سکوت این شب، روحم را چون نسیمی آرام در مسیر نور و آگاهی رها کن.» @yogasp

آخرین باری که برای خودت وقت گذاشتی کی بود؟در این روزهای پر هیاهو و‌ پر استرس یوگا کردن میتونه بهتون کمک کنه و هدیه‌ای است که به جسم و ذهن خودت می‌دهی. 👩‍🏫 با مربی فدراسیون و ۸ سال سابقه آموزش در 📍تجریش و باغ فردوس 🧘‍♀️ آرامش ذهن ،کاهش استرس و تنش‌های روزانه 💪 افزایش انرژی، قدرت و انعطاف بدن ✨ حس بهتر نسبت به خودت ✨ مدیتیشن و آرامش با موزیک و کاسه تبتی 👌مناسب هر سطح مبتدی و پیشرفته 🌿 در محیط هایی تمیز ، آرام کلاس‌های یوگا (هاتا، وینیاسا و آشتانگا) 📍 تجریش و باغ فردوس جهت مشاوره با شماره و آیدی زیر ارتباط بگیرید. 09392408788 Id: @lnnazam شروع کن؛ بدنت و ذهنت از تو تشکر خواهند کرد.

🌑 تمرین جلسهٔ سوم – آینهٔ بی‌قضاوت ۱) آینهٔ واقعی هر شب قبل از خواب، یک آینهٔ کوچک بردار و ۳۰ ثانیه فقط به چشمانت نگاه کن. نه برای قضاوت، نه برای اصلاح ظاهر. فقط نگاه. قانون: هر فکری که دربارهٔ گذشته یا آینده آمد، فقط بگو: «این من نیست، این سایهٔ ترس است.» و دوباره به نگاهت برگرد. --- ۲) پرسش کلیدی در طول روز، هر بار که ترسیدی یا مضطرب شدی، در دل بپرس: «اگر نترسم، چه می‌شود؟» این سؤال ذهن را از مسیر عادت جدا می‌کند و اجازه می‌دهد «خودِ واقعی» تصمیم بگیرد، نه ترس. @yogasp

جلسهٔ سوم – «آینه‌ای که سؤال می‌پرسید» خدا مراد آن شب دیرتر از همیشه به خانقاه رسید. هوا بوی باران داشت و سکوتی که روی حیاط نشسته بود، انگار منتظر قدم‌های او بود. پیرمردِ خانقاه، طبق عادت، روی تخت چوبی نشسته بود و تسبیحش را آرام می‌چرخاند. خدا مراد سلام کرد و نشست. پیرمرد گفت: «امشب چه در دل داری؟» خدا مراد مکثی کرد. «استاد… من امروز فهمیدم که بیشترِ رنج‌هایم از چیزهایی نیست که اتفاق افتاده، از چیزهایی است که فکر می‌کنم اتفاق خواهد افتاد.» پیرمرد لبخند زد. «پس تو گرفتار آینده‌ای هستی که هنوز نیامده.» سپس از کنار تخت، آینه‌ای کوچک و قدیمی برداشت و جلوی خدا مراد گذاشت. «به این نگاه کن.» خدا مراد در آینه نگاه کرد. پیرمرد پرسید: «چه می‌بینی؟» گفت: «خودم را.» پیرمرد سر تکان داد. «نه. تو خودت را نمی‌بینی. تو تصویری را می‌بینی که ذهنت از تو ساخته. ذهنی که از گذشته زخمی است و از آینده می‌ترسد.» خدا مراد آرام شد. پیرمرد ادامه داد: «این آینه فقط یک سؤال دارد: اگر از ترس‌هایت خالی شوی، چه کسی باقی می‌ماند؟» خدا مراد نتوانست جواب بدهد. پیرمرد گفت: «وقتی نتوانی پاسخ بدهی، یعنی هنوز خودت را پیدا نکرده‌ای. جلسهٔ سوم همین است: دیدنِ خود، بدون سایهٔ ترس. نه گذشته، نه آینده… فقط تو.» خدا مراد آینه را بست و احساس کرد چیزی درونش سبک شده؛ انگار برای اولین بار، خودش را بدون قضاوت دیده باشد. پیرمرد گفت: «برگرد. امشب کافی است. آینه را با خودت ببر. تا جلسهٔ بعد، فقط یک کار کن: هر بار که ترسیدی، بپرس… اگر نترسم، چه می‌شود؟» خدا مراد آینه را گرفت و از خانقاه بیرون رفت. باران شروع شده بود، اما این بار سرد نبود. انگار آسمان هم داشت چیزی را می‌شست. @yogasp

🌿 تکنیک تنفسی «گل بنفشه» هدف: آرام‌سازی ذهن، کاهش تنش قفسه سینه، و ایجاد حس خنکی و رهایی. مراحل انجام 1. نشستن آرام ستون فقرات صاف، شانه‌ها رها. 2. تصور رایحه‌ی خنک گل بنفشه (در طب سنتی، بنفشه طبعی سرد و مرطوب دارد و برای آرام‌سازی به‌کار می‌رود. infogiahi.ir) 3. دم عمیق ۴ ثانیه‌ای از بینی، با تصور اینکه هوای بنفشه وارد ریه‌ها می‌شود و التهاب را می‌نشاند. 4. نگه‌داشتن ۲ ثانیه‌ای اجازه بدهید «خنکی» در قفسه سینه پخش شود. 5. بازدم ۶ ثانیه‌ای از دهان، با تصور خروج گرما، تنش و سنگینی. 6. تکرار ۶ تا ۱۰ بار هر بار آرام‌تر و عمیق‌تر. @yogasp

دعای شبانه «خدایا، امشب ذهنم را از هیاهوی روز رها کن. به دلم وسعتی بده که جهان را نه آن‌گونه که می‌ترسم، بلکه آن‌گونه که می‌تواند باشد ببینم. اگر راهی هست، نشانم بده؛ اگر درسی هست، بیاموزانم؛ و اگر آرامشی هست، در جانم بنشان.» @yogasp

🌿 داستان فلسفی خدامراد – قسمت دوم (بازنویسی‌شده و روان) صبح زود، شاگرد دوباره به باغ خدامراد می‌آید. این بار استاد کنار حوض نشسته و به موج‌های آرام آب نگاه می‌کند. شاگرد می‌پرسد: «استاد… دیروز گفتید باید بدانم چه کسی هستم. اما چطور؟ من فقط خودم را از بیرون می‌شناسم؛ اسم، کار، ظاهر…» خدامراد با انگشتش سطح آب را لمس می‌کند. موج‌های کوچک پخش می‌شوند. «این موج‌ها را می‌بینی؟» شاگرد سر تکان می‌دهد. «این‌ها مثل افکار تو هستند. تو فکرهایت نیستی؛ تو آن آبی هستی که موج‌ها روی آن می‌افتند.» شاگرد کمی مکث می‌کند: «یعنی من افکارم نیستم؟ پس چرا این‌قدر با آن‌ها درگیر می‌شوم؟» خدامراد لبخند می‌زند: «چون توجهت را به موج‌ها داده‌ای، نه به آب. هرجا توجهت برود، همان‌جا قدرت می‌گیرد.» بعد ادامه می‌دهد: «اگر توجهت را به ترس بدهی، ترس بزرگ می‌شود. اگر توجهت را به آرامش بدهی، آرامش رشد می‌کند. اگر توجهت را به خودِ حقیقی‌ات بدهی، قدرتت بیدار می‌شود.» شاگرد می‌پرسد: «چطور توجه را کنترل کنم؟» خدامراد سنگ کوچکی در آب می‌اندازد: «با تمرین حضور. هر بار که ذهنت می‌گریزد، آرام آن را برگردان. نه با جنگیدن، با دیدن.» سپس می‌گوید: «تو صاحب توجهی، نه بردهٔ آن. وقتی این را بفهمی، زندگی‌ات تغییر می‌کند.» شاگرد احساس می‌کند چیزی در درونش روشن شده؛ نه یک پاسخ کامل، بلکه یک درِ تازه. --- ✨ تمرین جلسه دوم خدامراد از شاگرد می‌خواهد: • روزی چند بار چشم‌ها را ببندد و فقط تنفس را ببیند • هر فکری آمد، فقط تماشا کند، نه دنبال کند • هر بار که ذهن پرت شد، با مهربانی توجه را برگرداند • روزی ۲ دقیقه «آب بودن» را تمرین کند، نه «موج بودن» @yogasp

✨ عبارات تاکیدی ترکیبی برای سلامت جسم و روح • بدن و روحم در هماهنگی کامل هستند و هر روز سالم‌تر می‌شوم. • من انرژی حیات را در تمام وجودم احساس می‌کنم. • سلامتی، آرامش و شادی در من ریشه می‌دوانند. • من منبع نور، قدرت و توازن هستم. • سلامتی طبیعی‌ترین حالت وجود من است. @yogasp

🌿 داستان/درس فلسفی خدامراد – قسمت اول (بازنویسی‌شده و روان) شاگرد جوان، با ذهنی آشفته و دلی پر از سؤال، وارد باغ خدامراد می‌شود. خدامراد، پیر خردمند، مشغول رسیدگی به گیاهان دارویی است. شاگرد می‌پرسد: «استاد… چرا حال خوب این‌قدر کم است و حال بد این‌قدر زیاد؟ چرا نمی‌توانم آرام باشم؟» خدامراد لبخند می‌زند و می‌گوید: «برای فهمیدن حال خوب، باید حال بد را هم تجربه کنی. اگر تاریکی نبود، نور را نمی‌دیدی. اگر رنج نبود، ارزش آرامش را نمی‌فهمیدی.» شاگرد می‌پرسد: «پس چرا وقتی حالمان بد می‌شود، نمی‌توانیم حال خود را بهتر کنیم؟» خدامراد پاسخ می‌دهد: «نه به این دلیل که نمی‌توانی… به این دلیل که هنوز باور نکرده‌ای چه کسی هستی.» بعد ادامه می‌دهد: «تو اشرف مخلوقاتی. تو جانشین خدایی روی زمین. یعنی می‌توانی هر لحظه را خلق کنی. می‌توانی نگاهت را عوض کنی و جهان را از نو ببینی.» سپس به یک گل سرخ اشاره می‌کند: «گاهی یک گل سرخ باش… فقط نظاره کن. نه قضاوت کن، نه بجنگ. نسیم را حس کن، نور را بپذیر، از خاک نیرو بگیر.» بعد به کوه اشاره می‌کند: «وقتی سختی‌ها فشار می‌آورند، کوه باش… استوار، آرام، بی‌شتاب.» و در پایان می‌گوید: «اگر خسته شدی، پرنده شو… بال بزن و از بالا نگاه کن. طبیعت بهترین معلم توست.» ✨ تمرین جلسه اول خدامراد از شاگرد می‌خواهد: • در «حال جاودانه» زندگی کند • به صداها، رنگ‌ها، بوها و جزئیات طبیعت توجه کند • حضور لحظه را حس کند، نه فقط درباره‌اش فکر کند @yogasp

عبارت تاکیدی رفع ترس حق من آرامش است و آن را می‌پذیرم. • من با خودم مهربانم و اجازه می‌دهم احساساتم آرام شوند. • من ارزشمندم و شایسته احساس امنیت هستم. @yogasp

دقیقه ۱ تا ۳ — تنفس آگاهانه (Pranayama) روی زمین یا صندلی بنشین. ستون فقرات صاف. • دم ۴ ثانیه • نگه‌داشتن ۲ ثانیه • بازدم ۶ ثانیه ✨ عبارت تأکیدی «با هر دم، آرامش وارد من می‌شود. با هر بازدم، رها می‌کنم.» --- دقیقه ۳ تا ۶ — کشش گربه–گاو (Cat–Cow) روی چهار دست‌وپا. • با دم، کمر را گود کن و سینه را باز کن (گاو). • با بازدم، پشت را گرد کن و سر را پایین بیاور (گربه). ریتم را با تنفست هماهنگ کن. ✨ عبارت تأکیدی «بدنم نرم می‌شود و ذهنم باز می‌شود.» --- دقیقه ۶ تا ۹ — خم به جلو نشسته (Seated Forward Fold) پاها را جلو دراز کن و به آرامی به سمت جلو خم شو. هیچ فشاری لازم نیست؛ فقط رها شو. ✨ عبارت تأکیدی «من در برابر زندگی مقاومت نمی‌کنم؛ با آن جریان دارم.» --- دقیقه ۹ تا ۱۲ — کودک آرام (Child’s Pose) به حالت کودک برو: پیشانی روی زمین، دست‌ها جلو یا کنار بدن. ✨ عبارت تأکیدی «در امنیت هستم. جهان پشتیبان من است.» --- دقیقه ۱۲ تا ۱۵ — آرام‌سازی نهایی (Savasana) به پشت دراز بکش. چشم‌ها بسته. بدن را سنگین کن و اجازه بده زمین تو را نگه دارد. ✨ عبارت تأکیدی «من شایستهٔ آرامش، عشق و شروع دوباره هستم.» سه نفس عمیق بکش و به‌آرامی بنشین. --- @yogasp

چراغی در سینهٔ شب سالک در دل شبی تاریک راه می‌رفت؛ شبی آن‌قدر بی‌صدا که گویی جهان نفسش را حبس کرده بود. دلش سنگین بود و امیدش کم‌رنگ. در میانهٔ راه، پیر روشن‌رویی را دید که چراغی کوچک در دست داشت؛ چراغی که نورش چندان نبود، اما تاریکی را می‌شکست. سالک گفت: «این همه تاریکی… این چراغ چه می‌کند؟» پیر خندید و گفت: «تاریکی را شکست نمی‌دهد؛ تو را از ایستادن نجات می‌دهد.» سالک فهمید امید همین است: نه اینکه همهٔ شب را روشن کند، بلکه قدم بعدی را ممکن سازد. و همان‌جا بود که فهمید: کسی که یک قدم دیگر برمی‌دارد، از تاریکی شکست نخورده است. @yogasp

«دوستای عزیزم… واقعاً دلم برای حضور پرمحبتتون تنگ شده بود. از صمیم قلب می‌گم که عاشقتونم و بودن کنار شما برام یه نعمت بزرگه. خوشحالم که دوباره کنار همیم.»🩷🩷🩷🩷