" دو خط شعر "
#مولاناعلی💙 کلاف شعر دارم، سالها کارم غزل بافیست دراین بازار آشفته، علی تحسین کند کافیست ⚠️ کپی به هر نحوی حلال است 💠فعالیت اصلی در اینستاگرام : instagram.com/dokhat_sher 📽️ فيلم و عكس های خام: @ghafase110
显示更多📈 Telegram 频道 " دو خط شعر " 的分析概览
频道 " دو خط شعر " (@dokhat_sher) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 13 093 名订阅者,在 宗教与灵性 类别中位列第 6 783,并在 伊朗 地区排名第 24 932 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 13 093 名订阅者。
根据 24 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 194,过去 24 小时变化为 1,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 16.21%。内容发布后 24 小时内通常能获得 6.74% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 2 122 次浏览,首日通常累积 882 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 33。
- 主题关注点: 内容集中在 نجف, حیدر, السلام, کس, بوسه 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“#مولاناعلی💙
کلاف شعر دارم،
سالها کارم غزل بافیست
دراین بازار آشفته،
علی تحسین کند کافیست
⚠️ کپی به هر نحوی حلال است
💠فعالیت اصلی در اینستاگرام :
instagram.com/dokhat_sher
📽️ فيلم و عكس های خام:
@ghafase110”
凭借高频更新(最新数据采集于 25 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 宗教与灵性 类别中的关键影响点。
数据加载中...
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 25 七月 | 0 | |||
| 24 七月 | +7 | |||
| 23 七月 | +11 | |||
| 22 七月 | +15 | |||
| 21 七月 | +10 | |||
| 20 七月 | +2 | |||
| 19 七月 | +5 | |||
| 18 七月 | +7 | |||
| 17 七月 | +5 | |||
| 16 七月 | +5 | |||
| 15 七月 | 0 | |||
| 14 七月 | +8 | |||
| 13 七月 | +5 | |||
| 12 七月 | +6 | |||
| 11 七月 | +7 | |||
| 10 七月 | +11 | |||
| 09 七月 | +1 | |||
| 08 七月 | +3 | |||
| 07 七月 | +10 | |||
| 06 七月 | +3 | |||
| 05 七月 | +8 | |||
| 04 七月 | +5 | |||
| 03 七月 | +2 | |||
| 02 七月 | +10 | |||
| 01 七月 | +6 |
| 2 | چیزی نزد خدا گم نمیشود! | 1 |
| 3 | ظهر یک جمعه را تصور کن
در حریم نجف که مهمانیم
چشم ها را ببند و راهی شو
خوب حس کن که زیر ایوانیم
صحن هایی بزرگ دور حرم
مملو از جمعیت برای نماز
نودی للصلاة میپیچد
کم کم انگار میشود آغاز..
بر سر عمامه ی سیه دارد
روی دوشش عبای پیغمبر
صف اوّل مسیح،خضر، الیاس
شهدا، اولیا الی آخر..
بعد قد قامتش چه غوغاییست
لحن قرآنش از حجاز است و
کفتران مست و خشت های طلا
طاق و ایوان که در نماز است و
ذوالفقار است بر کمر بسته
اقتدار و صلابتی دارد
لشکری ازتمام اهل جهان
پیش پایش، چه هیبتی دارد
روی منبر نشست مثل علی
جمعیت محو خال هاشمی اش
خطبه میخوانَد عین عمه ی خویش
با کلام و وقارِ فاطمی اش
«بعد از آن روز های درد آور
هیچ ظلمی نمیرسد به کسی
رفته دوران ظلمت و خفقان
این جهان تازه میکند نفسی
کودکی از گرسنگی هرگز
روی دستِ پدر نخواهد مُرد
آتش و بمب و موشکی دیگر
بر سر هیچکس نخواهد خورد
نیست در نقشه نقطه ای جعلی
آن ابر قدرتان پوچ و خرفت
برده داران، نمانده اند امروز
زندگی معنی دوباره گرفت
قتل و دزدی و فقر و درد و فساد
همه امراض لاعلاج و عجیب
همگی رخت بسته اند و دگر
خبری نیست از بلای مهیب
فاتح قله های هر علمید
سایه ی امنیت به سر دارید
روزگارِ شماست اهل یقین!
قدس آزاد شد! خبر دارید؟
مکه و کعبه در طنین اذان
یک اذان با« علی ولی الله»
چه شکوهی گرفته صحن بقیع
از حرم تا حرم زیارتگاه
پرچم سبزِ یا حسن حالا
در موازات گنبد خضراست
جمعه ای هم نماز، وعده ی ما
صحن زیبای مسجد الاقصی است»
گونه هایی که خیس باران اند
اشک عشق است،اشک خوشحالی
زیر لب با خودم چنین گفتم
جای آن دوستان ما خالی..
#بهگلانتظاری | 982 |
| 4 | ظهر یک جمعه را تصور کن | 909 |
| 5 | چند خطی تصور کن: | 946 |
| 6 | ظلم به سر میرسد ای یار.mp3 | 948 |
| 7 | شده ام پر از تحیّر، ز نشاط این تصوّر
تو به کعبه تکیه کردی، همهٔ جهان نجف شد... | 986 |
| 8 | وقتی که جواز کربلا، مشهد شد
چشمان گدا خیره به این گنبد شد... | 1 185 |
| 9 | نوشته بود:
نوکرای اباعبدالله
تو قیامت معطل نمیشن تا
نوبت حسابرسی شون بشه
همو پیدا میکنن، حلقه میزنن
شروع میکنن سینهزنی؛ واسه ارباب... | 1 261 |
| 10 | 没有文字... | 1 242 |
| 11 | از بس کریم بود، مرا بی قرار کرد
جز غصه هرچه داشت به سائل نثار کرد... | 1 537 |
| 12 | گفتند کیست او؟ همه گفتیم شاهِ جُود…
باید خدا شوی که بفهمی حَسَن که بود | 1 723 |
| 13 | 没有文字... | 1 604 |
| 14 | مانند آن تشییعِ سختِ مادرانه
ای کاش تشییع تنش می شد شبانه
وقت نمازش یک سواره فتنه کرده
فتنه گر یثرب دوباره فتنه کرده
آن زن که نفرین خدا دائم بر او باد
دستور بر قوم کمان داران خود داد
آورده شیخ عباس آن شیخِ مقید
تیر نخستین را خودِ ملعونه اش زد
جسمی که روزی روی دوش مصطفی بود
حالا اسیر مردمانی بی حیا بود
از تیرها یکباره شد یاقوت، خونی
دیوارهای کوچه و تابوت، خونی
دیگر حسینش جز دو چشم تر ندارد
غارت زده یعنی حسن دیگر ندارد... | 1 496 |
| 15 | #یاحسنغریبمادر💔
خدا تقسیم کرده کار خود را با کریمانش
سپرده کار عالم را به دستان حسن جانش
نمانده هیچکس بی روزی از رزقش..ز احسانش
هزاران جان ناقابل فدائیِ اش..به قربانش
بگو بعد از علی ایمان مطلق مجتبی باشد
و بعداز حضرت مولا مع الحق مجتبی باشد
هزاران حاتم طاعی نشسته بر سر راهش
سلیمان و خلیل و نوح روزی خور ز درگاهش
گدایی می کند مهتاب را ماه از رخ ماهش
چه ها دیده عزیز فاطمه در عمر کوتاهش
هلاهل گشت زهر جعده بر جانش..بمیرم من
سیاهی میرود از زهر چشمانش…بمیرم من
الهی که نبینی مادری را قد کمان باشد
نبینی چادری که زیر پای این و آن باشد
نبینی مادری را روی خاک و ناتوان باشد
نبینی صورتش از ضرب سیلی خون چکان باشد
حسن دیده ست این هارا..میانکوچه ها دیده
خودش با دست خود از خاک ها گوشوار برچیده
چه آمد بر سرش وقتی که قنفذ با لگد میزد
مغیره از سر کینه وَ از روی حسد میزد
ببخشید آی سادات معظم!بی عدد میزد
الهی بشکند دستش..چرا انقدر بد میزد؟
حسن تا خانه او را برد با چشمان گریانش
عصای مادرش بوده..نمی دیده ست چشمانش
#آرمانصائمی | 1 309 |
| 16 | #ازداغکوچهشعلهوربالوپرشبود🥀
ای طشت یاریم بده دیگر بریده ام
این زهر را به قصد شفایم چشیده ام
کم سن و سال بودم و پیری به من رسید
مانند شمع قطره به قطره چکیده ام
راضی به مردنم که نبینم مغیره را!
من ناز مرگ را به دل و جان خریده ام
عمری ز کوچه رد شدم و سوخت صورتم!
کوچه نرفته ای که بدانی چه دیده ام
نامحرمی به مادر من حرف تند زد
جایی نگفته ام که چه حرفی شنیده ام!
سنگین شدست گوش حسن مثل مادرم
آزرده از صدای بلند کشیده ام!
ناموس مرتضی به کمک احتیاج داشت
فریاد زد حسن! کمکم کن خمیده ام!
این تنگی نفس اثر زهر کینه نیست
از کوچه تا به خانه فراوان دویده ام
#سیدپوریاهاشمی | 1 221 |
| 17 | نزدیک میشوم به تپش های اربعین
یک کربلا بدہ نخورَد نوکرت زمین...
#مسجدگوهرشاد | 1 480 |
| 18 | #دمشقحرمحضرترقیهسلاماللهعلیهاسال۱۳۹۶ | 1 427 |
| 19 | دلم خوش است گرههای زندگیِ مرا
به حُرمتِ قسمِ یا رقیه وا کردند...
#دمشقحرمحضرترقیهسلاماللهعلیهاسال۱۳۹۶ | 1 583 |
| 20 | گفته بودم که تورا یک روز پیدا میکنم
باز می آیی و رویت را تماشا میکنم
میشود نازم کنی؟یک ذره نازم را بکش
بعد در آغوش تو آرام لالا میکنم
من اگر خلخال پایم نیست آن را برده اند
تو برایم هدیه خلخالی بخر پا میکنم
این همه این ها مرا هرروز دعوا میکنند
تو که هستی شمر را امروز دعوا میکنم
دست های زبرشان آنقدر خورده بر رخم
پلکهایم را به زحمت پیش تو وا میکنم
زجر گفته گریه کردی قید جانت را بزن
بیخیال زجر،من کار خودم را میکنم!
آنقدر با مشت میکوبم به لبهای خودم
تا خودم را آخرِ سر مثل بابا میکنم
گریه ام را ریختم بر صورتت پاکش کنم
صورتت را باز مثل قبل زیبا میکنم
از یزید و دوستانش بگذر و حرفی نزن
درد میگیرد سرم تا یاد آنها میکنم
به عموجانم بگو حرف کنیزی شایعه ست
هرچه مردم پشت من گفتند حاشا میکنم
#سیدپوریاهاشمی | 1 731 |
