" دو خط شعر "
#مولاناعلی💙 کلاف شعر دارم، سالها کارم غزل بافیست دراین بازار آشفته، علی تحسین کند کافیست ⚠️ کپی به هر نحوی حلال است 💠فعالیت اصلی در اینستاگرام : instagram.com/dokhat_sher 📽️ فيلم و عكس های خام: @ghafase110
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام " دو خط شعر "
کانال " دو خط شعر " (@dokhat_sher) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 13 533 مشترک است و جایگاه 6 372 را در دسته دین و مذهبی و رتبه 23 922 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 13 533 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 30 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 174 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 14 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 14.43% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 6.57% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 1 952 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 889 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 37 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند نجف, حیدر, السلام, کس, بوسه تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“#مولاناعلی💙
کلاف شعر دارم،
سالها کارم غزل بافیست
دراین بازار آشفته،
علی تحسین کند کافیست
⚠️ کپی به هر نحوی حلال است
💠فعالیت اصلی در اینستاگرام :
instagram.com/dokhat_sher
📽️ فيلم و عكس های خام:
@ghafase110”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 01 اکتبر, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته دین و مذهبی تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 01 اکتبر | +1 |
| 2 | به بهانهی روز جهانی قهوه،
خاطره بازی کنیم با این شهر دوستداشتنی... | 657 |
| 3 | چنان به هم زدهای کار طبع خلقت را
که قهوههای نجف، مزّهی دهین دارد... | 663 |
| 4 | گاهی اوقات آدم توی یک غزل گیر میکنه... | 838 |
| 5 | بدون متن... | 894 |
| 6 | دیدی که از فراغ تو بی بال و پر شدم
بین مدینه فاطمه جان بی سپر شدم
دیگر صدای سرفه ی تو بین خانه نیست
جانت به لب رسید اگر جان به لب شدم
بعد از تو احترام علی را شکسته اند
زخمیِ طعنه های سر هر گذر شدم
یک لحظه خواب برد دو چشم تر مرا
دیدم به خواب باز دوباره پدر شدم
گفتن علی...چه زندگیش خوب و خرم است
با چشم های شور مدینه نظر شدم
دست پیمبر آمد و تحویل دادمت
من از خجالت پدرت محتضر شدم... | 962 |
| 7 | درباره ماجرای ازدواج حضرت زهرا و امیرالمؤمنین علیهماالسلام روایتی به نقل از خود امیرالمؤمنین علیهالسلام وجود دارد که ایشان فرمود: «مدام برای فاطمه علیهاالسلام خواستگار میآمد». گویا حضرت به سبب علاقهٔ خود و اهمیت موضوع این مسئله را زیرنظر داشته است. یکی از زنان بستگان، شاید مثلاً مادر امیرالمؤمنین علیهالسلام، نزد حضرت آمد و گفت: آیا خبر داری برای فاطمه علیهاالسلام خواستگار میآید؟ حضرت فرمود: بله. آن بانو گفت: تو هم نزد رسول خدا صلیاللهعلیهوآله برو و فاطمه علیهاالسلام را از ایشان خواستگاری کن.
امیرالمؤمنین علیهالسلام از سویی پسر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از کودکی با ایشان بود و از سوی دیگر شخصیت محبوب پیامبر صلیاللهعلیهوآله بوده است. حضرت با رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در یک خانه زندگی میکرد و از کودکی نزد ایشان بزرگ شد و طبیعتاً نباید از پیامبر صلیاللهعلیهوآله خجالت میکشید، ولی در پاسخ به پیشنهاد آن زن فرمود: «چیزی ندارم که نزدپیامبر صلیاللهعلیهوآله بروم». این جمله ادب حضرت امیر علیهالسلام را به رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نشان میدهد؛ زیرا امیرالمؤمنین علیهالسلام معمولاً از پیامبر صلیاللهعلیهوآله چیزی تقاضا نمیکرد.
📖 کتاب قبله کعبه زاد
حضرت در ادامه فرمود:👇🏼 | 882 |
| 8 | عمرم اگر شود به درازای عمر نوح
کاری به جز غلامی حیدر نمیکنم | 1 006 |
| 9 | بدون متن... | 1 026 |
| 10 | مولایمان هنگام دفن
پارهٔ تن رسول خدا (ص) فرمود:
أمّا حُزني فَسَرمَدٌ..
با از دست دادن تو
دیگر داغ و اندوه من پایان نمییابد...
کافی،ج۲،ص۴۹۲ | 1 122 |
| 11 | لَعنَ اللهُ قَاتلِیکِ
وَ ضَارِبیِکِ و ظَالِمِیکِ
وَ غَاصِبی حقِّکِ یا مُولاتِی
یا فاطمَةُ الزهراء (س) | 1 118 |
| 12 | مولای ما را با همان مسمار کشتند
او را میان آن در و دیوار کشتند | 1 118 |
| 13 | او را زدند و پیش چشم حیدر افتاد
هفتاد و اندی روز بین بستر افتاد | 1 105 |
| 14 | آتش به جان دختر پیغمبر افتاد
در سوخت، در افتاد، پشتش مادر افتاد | 1 078 |
| 15 | هیزم رسید و آتشی بالا گرفت و
آتش به جان چادر زهرا گرفت و | 1 064 |
| 16 | این دلخوشی را زود از مولا گرفتند
این خنده را هم از لب زهرا گرفتند | 1 066 |
| 17 | از مکنت دنیا علی چیزی نمیخواست
جز خندهی زهرا، علی چیزی نمیخواست💔 | 1 087 |
| 18 | با اینکه این آقا امیرالمؤمنین بود
اما غذایش لقمهای نان جوین بود | 1 076 |
| 19 | جن و ملک فرمانبر درگاه اویند
عالم غلامِ قنبر درگاه اویند | 1 035 |
| 20 | بین الطلوعین حرم آبادمان کرد
یعنی خدا بین حرم آبادمان کرد | 1 013 |
