ch
Feedback
کودک باشید :)

کودک باشید :)

前往频道在 Telegram
1 242
订阅者
无数据24 小时
+87 天
+330 天
吸引订阅者
9月 '26
九月 '26
+25
在0个频道中
八月 '26
+47
在0个频道中
Get PRO
七月 '26
+48
在0个频道中
Get PRO
六月 '26
+24
在1个频道中
Get PRO
五月 '26
+31
在2个频道中
Get PRO
四月 '26
+3
在1个频道中
Get PRO
三月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+5
在1个频道中
Get PRO
一月 '26
+7
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+23
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+10
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+23
在1个频道中
Get PRO
九月 '25
+19
在1个频道中
Get PRO
八月 '25
+23
在1个频道中
Get PRO
七月 '25
+26
在2个频道中
Get PRO
六月 '25
+23
在4个频道中
Get PRO
五月 '25
+20
在2个频道中
Get PRO
四月 '25
+26
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+24
在1个频道中
Get PRO
二月 '25
+22
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+40
在1个频道中
Get PRO
十二月 '24
+29
在1个频道中
Get PRO
十一月 '24
+17
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+24
在0个频道中
Get PRO
九月 '24
+24
在3个频道中
Get PRO
八月 '24
+21
在1个频道中
Get PRO
七月 '24
+14
在0个频道中
Get PRO
六月 '24
+11
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+19
在1个频道中
Get PRO
四月 '24
+24
在0个频道中
Get PRO
三月 '24
+24
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+20
在1个频道中
Get PRO
一月 '24
+36
在2个频道中
Get PRO
十二月 '23
+11
在1个频道中
Get PRO
十一月 '23
+12
在3个频道中
Get PRO
十月 '23
+12
在2个频道中
Get PRO
九月 '23
+5
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+11
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+37
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+9
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+11
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+14
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+16
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+15
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+33
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+16
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+15
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+9
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+17
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+15
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+22
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+1
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+11
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+17
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+12
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+7
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+16
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+11
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+11
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+10
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+18
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+13
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+7
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+10
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+14
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+37
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+19
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+19
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+12
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+1 279
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
26 九月0
25 九月+2
24 九月+2
23 九月+4
22 九月+4
21 九月+1
20 九月+1
19 九月+2
18 九月0
17 九月0
16 九月+1
15 九月+1
14 九月0
13 九月+1
12 九月0
11 九月0
10 九月+1
09 九月0
08 九月0
07 九月0
06 九月+1
05 九月0
04 九月0
03 九月+2
02 九月+1
01 九月+1
频道帖子
این روزها که بیشتر از همیشه همه از اول مهر و مدرسه بد می‌گویند و شلوغش می‌کنند خواستم بگویم قبول که سخت می‌گذرد، اما اگر تو فردا قرار است به مدرسه بروی مطمئن باش آنجا قرار است با پدیده‌هایی ملاقات کنی که احتمالا در ادامه‌ی زندگی کمتر می‌توانی مثلشان را کشف کنی. معدن آن پدیده‌ها متاسفانه در مدرسه است و از آن اسف‌بارتر اینکه آنها فقط در همان ایام پدیده‌اند و بعد از فارغ‌التحصیلی اگر ارتباط را ادامه دهید دیگر آنچنان خبری از آن پدیده‌ی شگفت انگیز نیست. اگر نوجوانی و از ابتدایی گذشته‌ای قطعا تعداد این پدیده‌ها در اطرافت بیشتر است و چه بسا خودت یکی از بهترین‌هایشان باشی. در آن سن شگفت‌انگیز و بی‌مانند اگر درگیر داستان‌های بی‌مزه‌ی بزرگسالان نشوی می‌توانی چند سالی روح‌ات را کاملا احساس کنی. آن پدیده‌ها را از میان همکلاسی‌هایت کشف کن تا نه فقط دانش‌آموز آن مدرسه بلکه تبدیل به صاحب آن مدرسه شوی. راه مدرسه تا خانه را فدای هیچ گیم و سوشال مدیایی نکن. جمع پدیده‌ها نیاز دارند کمی هم در خیابان باشند تا واکنش‌هایشان به دنیای واقعی را ببینیم و ثبت کنیم و تا ابد از آن واکنش‌های یگانه یاد کنیم آنجا که محسن روشن ضمیر در مسیر مدرسه به خانه، پرید توی جوی وسط بلوار کشاورز تا کلید پیرزنی را پیدا کند و وقتی کاملا لجن‌مال شد، پسر پیرزن سر رسید و گفت مادرش آلزایمر دارد و اصلا کلیدی در جوی نیفتاده است و هیچ معذرت‌خواهی یا تشکری از تو نکرد بلکه به تو خندید و گفت مثل اینکه خیلی دوست داشتی بپری توی لجن. محسن تو لجن‌مال از آب بیرون آمدی در حالی‌که احساس باخت نمی‌کردی و از هیچ‌چیزی نمی‌ترسیدی فقط کمی خجالت کشیدی و وقتی دستت را گرفتم از جوی بلوار کشیدمت بالا گفتی تا پارک لاله بدویم؟ که تا آنجا و بعد تا در شمالی پارک لاله دویدیم و تو حالا کجایی؟ نمی‌دانم اما یاد آن روزهایت تا همیشه با من است. #میرزاحمید @Koodakbashid

2
语音消息
241
3
语音消息
222
4
دلم نیومد این صدا و این خاطره رو گوش نکنید. مریم خانمِ عزیزم در این پست کامنت گذاشته بودن. 👇
212
5
فردا دوباره پاییز میشه باز. @Koodakbashid
223
6
فکت: تو زنجان به خونه‌های هشتاد، نود متری میگن: نقلی! @Koodakbashid
508
7
در چشمم از تمامیِ خوبان، سَری هنوز #حسین_منزوی @Koodakbashid
495
8
sticker.webp
477
9
sticker.webp
148
10
چون تو می‌خواهی که جایی روی، اول دل تو می‌رود و می‌بیند و بر احوال آن مطلع می‌شود، آنگه دل باز می‌گردد و بدن را می‌کشاند. #فی
چون تو می‌خواهی که جایی روی، اول دل تو می‌رود و می‌بیند و بر احوال آن مطلع می‌شود، آنگه دل باز می‌گردد و بدن را می‌کشاند. #فیه_ما_فیه @Koodakbashid
504
11
عاطفه جون دیروز فرستادن. لبخندِ زیاد. @Koodakbashid
عاطفه جون دیروز فرستادن. لبخندِ زیاد. @Koodakbashid
447
12
آقای عباسی پزشک تخس و محترم کلینیکِ قائم شما یک‌جورهایی اولین پزشک محبوب من در زنجان محسوب می‌شوید. نه به این دلیل که برای یک سرماخوردگی و یا درمان ویروسِ جدیدِ آخرِ تابستان، بهترین دارو را برایم تجویز کردید‌. نه حتا برای اینکه باعث شدید شروع پاییز را بدونِ گلو درد، بدون چرک سینوس و بدونِ پوست‌پوست شدنِ نوک دماغم آغاز کنم. و نه حتا برای اینکه سرُمِ جادویی‌تان در کمتر از ده دقیقه وارد رگ‌هایم شد و زود تمام شدنش لجِ دختر تخت کناری را در آورد. بلکه از شما ممنونم بابتِ نسخه‌ی همان سرُم، دو آمپول و یک آمپول عضلانی دیگر که همه در یک نوبت تزریق شد. همین چند مایعِ متین، موقر و تأثیرگذار در نسخه‌تان باعث شد بدون اغراق بعد از سه سالِ پرتنش و عجیب، یک خواب عمیق (از آن‌ها که هیچ‌چیز در دنیا نمی‌تواند مانع‌شان شود و آدم را بیدار کند) را تجربه کنم. من آن‌قدر به این خوابِ طولانی نیاز داشتم که قادرم تا پایانِ سال در مورد آن و تاثیرش در افکارم با شما گفتگو کنم. گفتم گفتگو؟ ببخشید. فراموش کردم از میزان تخسی و حوصله‌ی نداشته‌یتان که تمام مدت ویزیت برایم سوال پیش آمده بود که چرا سرِ جای درستِ خودش نیست، بگویم. شما فقط سعی داشتید با خیره شدن به مانیتورِ روبه‌رویتان و تایپ کردن داروها در جدولی سه‌ستونه فقط با کله و حرکت چشم و سرتان به چپ و راست و کلماتی کوتاه پاسخِ سوالاتم را بدهید. فقط یک‌جا آن هم با شدت بعد از عرایضِ مفصلی که در مورد شرایطم داشتم (اینکه این دومین بار است در طول این بیماری به پزشک مراجعه می‌کنم. اینکه در چهار روز گذشته با مصرف آنتی‌بیوتیک ذره‌ای تغییر در ته حلقم حس نکرده‌ام. اینکه نمیدانم چرا نئوتادین این‌قدر در من بی‌تاثیر است، این‌که این بیماری می‌تواند ادامه ویروس کرونا باشد؟ این‌که آبریزش بینی امانم را بریده است و در درنهایت اینکه لطفن داروهایی تجویز کنید که بتوانند من را کاملن سرپا نگه دارند؛ چرا که برای چندین روز فعالیت‌های سنگین جسمی دارم) با نازک کردنِ پشت چشم‌تان، راس ساعتِ نه‌ونیمِ شب گفتید: ساعت چند می‌خوابی؟ و من در جواب گفتم: چند ساعت دیگر. شما بلافاصله خیره شدید به من و با یک پوزخند طوری که انگار پرچمِ مقتدرِ پیروزی را با فخر بالا گرفته باشید، گفتید: بعدِ تزریق آمپول و سرُم، خیلی زود و به یک‌طورِ عجیبی می‌اُفتی. بله! من افتادم. من خوابیدم. من بی‌هوش شدم و در تمام طول شب، به طرز معجزه‌آسایی آبریزش بینی نداشتم، گلویم بهتر شده بود و سینوس‌هایم سربه‌راه شده بودند. معجزه و جادو همین‌قدر سریع اتفاق افتاده بود. من بهترین خوابم در چند سالِ گذشته را تجربه کردم. آن را مدیون شما هستم و از شما بابتِ تمام دیشب، ممنونم. هرچند کاش کمی اخلاقِ بهتر و منعطف‌تری داشتید. برایتان خلق‌وخویی خوشایند، چهره‌ای خندان و خواب‌هایی مملو از سروصدا و شادی آرزو دارم. باتشکر بیمارِ نسبتا خوش‌اخلاق شما؛ الهام توماری @Koodakbashid
431
13
آرشیوی از ترازترین گیف‌ها هم‌اکنون لایو
484
14
بچه‌ها من یواش یواش دارم کارهای تصویرسازیم رو اینجا منتشر می‌کنم. چقدر خوشحال میشم ببینید و فیدبک بدید‌. پ.نِ نه‌چندان محبوب: نشسته جلوم، میگه اینا چه موسیقی‌هاییه می‌ذاری رو ویدئوهات. قهوه‌خونه‌ست مگه! قیافه‌ی حق به جانب گرفتم که؛ باحاله که (البته می‌دونم باحال نیست) حالا تا برگردم به لئونارد کوهن و کریس‌ دی‌برگ، ببینید و بشنوید. منم در اولین فرصت میرم ضمن لذت از UI, UX ِ اسپاتیفای، نت‌ها و آکوردای دلخواهِ گوش‌نوازم رو متناسب با کاراکترام پیدا می‌کنم. پ.نِ کاملن محبوب: خیلی حال می‌کنم با تصویرسازی‌هام. آدرس اینستاگرام: Eliti.art @Koodakbashid
465
15
در ستایشِ لیموشیرین که نه؛ درختِ لیمو شیرین!
448
16
تو را در رشت پنهان میکنم. تو را در کوچه‌های منتهی به هتل اردی‌بهشت که روزی فردین آنجا بود و عاشق بود. تو را در استادسرا، تو را در دالانهای پیچ در پیچ بازار روز به امانت میگذارم. روزی که من را زیر درخت لیمو خاک کنند بیا و بگو از دلتنگی من در رشت غمگینم.. موسیو #یادداشت_های_پراکنده
461
17
Lemon Tree - Fools Garden.mp3
445
18
داشتم فکر می‌کردم من هیچ‌وقت تو زندگیم درخت لیموشیرین از نزدیک ندیدم. @Koodakbashid
455
19
شاید برایتان جالب باشد اما من مشکلات را دوست دارم! باور کنید دروغ نمی گویم؛ چون مشکلات، آنهم به مقدار زیادش تنها راه دیدنش است. رشته اش ادبیات فارسی بود و شاعره ای بینظیر، و من یک علوم پایه ای که به شعر علاقه داشتم. بیشتر از پنج سال طول کشید تا راز دلم را پیشش فاش کنم. منِ بی پولِ بی کارِ سربازی نرفته چه چه حقی داشتم دختر مردم را علاف خودم کنم؟ همیشه در خیالم با او حرف میزدم و مخاطب همه شعرهایِ گاه و بی گاهم بود. شعرها را برایش میفرستادم که مثلا نقد کند، منتهی وقتی شعر را برایش میفرستادم، جای اسمش را با لیلا عوض میکردم. آنقدر در ناخوداگاهم نفوذ کرده بود که مواقع سختی، آنهم سختی های خیلی سخت، به خوابم می آمد و باهم حرف میزدیم و آرامم میکرد. صبح بعد از خواب دیدنش انگار نه انگار که مشکلی داشته ام. آنقدر خوشحال بودم که برای تمام مشکلات پشیزی هم خرج نمی کردم. از آن به بعد وقتی دچار مشکلی میشدم نه تنها ناراحت نمیشدم، بلکه سر از پا نمیشناختم. با اشتیاق میخوابیدم. اگر صبح بیدار میشدم و به خوابم نیامده بود نتیجه میگرفتم که سطح سختی مشکلم در حدی نیست که او به زحمت بیافتد. سربازیم که تمام شد، دو سال کار کردم و وقتی دستم به دهنم رسید از علاقه ام به او گفتم و او هم پذیرفت. متاسفانه خانواده ها مخالف بودند و بعد از کلی کشمکش این ما بودیم که تسلیم شدیم. چند ماهی بعد او ازدواج کرد و من هم یک سال و ده ماه صبر کردم و آخر سر من هم ازدواج کردم. در آن یک سال و ده ماه بعد از ازدواجش چند باری به خوابم آمد و نگذاشت به دلیل افسرده گی بعد از رفتنش سر از تیمارستان در بیاورم. بعد از ازدواجم فکر میکردم دیگر بیخیالم شده، تا اینکه هفته پیش هجوم مشکلات روحی و مادی چنان محاصره ام کردند که طی دو روز حجم موهای سفیدم چندبرابر شدند. دیشب آمد... آب روی آتش شد. بهار بعد از زمستان شد. نسیمِ خنک روح نوازِ چله تابستان شد و ندانستم کی رفت؟ امروز که از خواب بیدار شدم مشکلاتم سرجایش بود، اما در دلم عروسی بود. او را دیده بودم و همین کافی بود. دانستم اینجا قله مشکلات این مقطع است و از این به بعد رو به در سرازیری می افتم. این مشکل هم که گذشت، امیدوارم بزودی دوباره دچار مشکل شوم.
600
20
نوشته زیر رو یکی از دوستانِ نویسنده‌ی کودک باشیدی برام فرستادن. باهاتون به اشتراک می‌ذارم.
444