1 242
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-930 天
帖子存档
1 242
◉ پیرمردی دست چپ فلجی داشت. انگشتانش به شکل ملاقهای رو به بالا خشکیده بود. شبی که احساس تنهایی امانش را بریده بود. کف دست فلجش را از خاک پر کرد و دانهی گلی در آن کاشت.
تا همینجای قصه مهم است. بعد از آن هرچیزی که بیاید تزئینی و زینتی است.
اینکه آن دانه رشد کرد یا نه؟ از ادامهی ماجرا بیخبرم. پیرمرد فلجی که کف دست ملاقهای فلجش گل سرخی روییده بود انتهای داستان نیست. انتهای داستان همان ابتدای داستان است. پیرمردی که تنهایی امانش را بریده بود و کف دست فلجش را از خاک پر کرد و در آن بذر گلی را کاشت.
#میرزاحمید
@Koodakbashid
1 242
#چالش_عکس
💫با این شروع میکنیم؛
عکس چیزی که اگه بقیه ببیننش، باید داستانشو تعریف کنی.
🟧 بنابراین یه عکس دلخواه (از هرچیزی که دوست دارید) با یک توضیح کوتاه بفرستید.
اون عکس میتونه از آدمها، اشیا، طبیعت و ... باشه.
@Koodakbashid
1 242
من معمولاً اخلاقیترین درسهای زندگی را از هویج گرفتهام. به عنوان ریشه -و نه حتی میوه- زیر خاک که نه نور هست و نه کسی چشمی برای دیدن دارد، باز هم به صورت شکوهمند و کنایهآمیزی «نارنجی» است. نارنجی زیبا. نه برای کسی؛ برای دل خودش.
از اینکه جهان هویج دارد خوشحالم.
*توییتر
@Koidakbashid
1 242
✨بچهها به درخواست آقا حسام از اعضای کانال و المیرای عزیزم میخام بعد مدتها چالش عکس بذارم.
قبلترها چندبار این چالش رو گذاشتم و نتیجه فوقالعاده دلچسب بود.
🔸لطفن در نظرسنجی شرکت کنید تا یک مورد رو انتخاب کنیم و برای موضوع منتخب عکسهاتون رو بفرستید.
🧡همه عکسها منتشر میشن و حسابی از تماشاشون لذت میبریم.
@Koodakbashid
1 242
برای انجامِ آن کار
با هواپیما
برای انجامِ آن یکی
با قطار
و برای انجامِ آن دیگری
با ماشین میروم
برای دیدن تو اما پیاده میآیم
قدم زنان در کوچهها و وقتهای طولانی
و به تو فکر میکنم
و به زمانی که
سربهسر اشکال ابر گذاشتی
و چشمهایت را بستی
به تو
و به اشکال ابر فکر میکنم..
#لیان_لی
@Koodakbashid
1 242
Repost from کودک باشید :)
تو در من جاری شدهای.
خودت میدانی؟ حتما میدانی.
#بهمن_فرسی
@Koodakbashid
1 242
من شبنم خوابآلود یک ستارهام
که روی علفهای تاریکی چکیدهام
جایم اینجا نبود
نجوای نمناک علفها را میشنوم
جایم
اینجا نبود.
#سهراب
@Koodakbashid
1 242
آقا مهدی از اعضای کانال این نوشته رو همراه با این عکس که به کمک هوش مصنوعی ساختن، برام فرستادن؛
«من اگر خیلی پول داشتم، یعنی خیلی زیاد پول داشتم
راه میافتادم تو شهر؛
خونههای ویلایی که تک افتادن و غریب و تنها بین برجها و آپارتمانها آخرین نفسهاشون رو میکشن رو میخریدم
بازسازی میکردم
میذاشتم مثل نگین تو کوچه بدرخشن
شاید خاری بشن به چشم شهرسازی بیروح»
* منم به این موضوع فکر کرده بودم.
@Koodakbashid
1 242
من این ویدئو رو خیلی وقته تو گوشیم دارم. هیچوقت برام تکراری نمیشه.
برای زمانیه که تو اینستاگرام فقط یک دقیقه میشد ویدئو منتشر کرد.
* عمیقأ دلم میخاد دور هم جمع شیم یه دور از اول کلاه قرمزی و مهمونی رو با خوشی و اشتیاق ببینیم.
@Koodakbashid
1 242
Ink to paper throughout the night,
Feelings penned by candlelight,
My love for you is more than this,
What I'm longing for is a passionate kiss.
Artist: (Emily Carew Woodard
@Koodakbashid
