765
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-330 天
帖子存档
765
نویدِ بارش باران...
سروده ی: راشد انصاری
امیدِ ملت ایران شمایید
اگر جسم است ایران، جان شمایید
چراغ افروزِ بزمِ آفرینش
فروغ عالم امکان شمایید
به اقیانوس اِکرام الهی
همانا لؤلؤ و مرجان شمایید
شبیه ابرهای با اصالت
نوید بارش باران شمایید
گلِ دامانتان معراج مردان
که آموزندهی آنان شمایید
سرودی را که دست حق رقم زد
هم آغازید و هم پایان شمایید
زهی دوشیزگان مهرپرور
که هریک افسر نسوان شمایید
همانا مادران نسلها بعد
به هر عصر و به هر دوران شمایید
اگر چه هست قوت لایموتی
فزونِ برکتِ این نان شمایید
خدا فرموده خیلی با صراحت
ته آرامش انسان شمایید
از این رو خانه آباد است اینجا
که ما چون رعیتیم و خان شمایید
شما ای دختران آریایی
اساس عفت و ایمان شمایید
مگر ایمان به تار موی بند است
که زیرِ روسری پنهان، شمایید
به دوران هر یکی گُردآفریدید
به جرأت سروَر مردان، شمایید
روز دختر گرامی باد
https://chat.whatsapp.com/JNhA2F6MWwy1nNe2fH3HMA
765
انجمن ادبی "شعرودریا"ی هرمزگان با همکاری انجمن"تاک سبز رودان"برگزار می کند؛
آیین بزرگداشت روزحافظ همزمان باسالروزتاسیس انجمن ادبی"شعرودریا"ی هرمزگان
🎤شعر خوانی وگپ وگفت ادبی
🎤سخنرانان:
📃احمدحبیبی
📃حسین استاد
📃اسدالله نوروزی
📃راشدانصاری
📃محمدحیدری زاده
🗓زمان:دوشنبه۲۰مهرماه۱۴۰۵
🕧ساعت:۱۸
📫مکان:چهارراه داماهی به سمت اوقاف.سالن اجتماعات دبستان غیردولتی فاطمی
765
تقدیم به راشد انصاری عزیز
هم ساز و نوای نغمه هایت زیباست
هم طنز و غزل ،سروده هایت زیباست
ای شاعر خوش ذوق ِ توانای جنوب
لبخند بزن که خنده هایت زیباست
مرتضی ملایی - گناوه
https://chat.whatsapp.com/JNhA2F6MWwy1nNe2fH3HMA
765
اطلاعیه
سی و سومین کتاب راشد انصاری دیده بانی با عنوان:«درِگوشی» منتشر شد.
این کتاب مجموعه نوشته های طنزِ این طنزپرداز پرکار جنوب است که در ۷۶ صفحه و به قیمت ۳۵۰ هزارتومان، توسط نشر سلسله باران چاپ و وارد بازار کتاب شد.
765
خوک ها و آدم ها
حالا دیگر کاملاً مشخص بود که چهره ی خوکها چه تغییری کرده. حیواناتِ پشتِ پنجره از خوکها به آدمها نگاه میکردند و از آدمها به خوکها و باز از خوکها به آدمها؛ و دیگر نمیشد تشخیص داد خوک کدام است و آدم کدام.
جورج اوروِل، مزرعه ی حیوانات
https://chat.whatsapp.com/JNhA2F6MWwy1nNe2fH3HMA
765
خوک ها و آدم ها
حالا دیگر کاملاً مشخص بود که چهره ی خوکها چه تغییری کرده. حیواناتِ پشتِ پنجره از خوکها به آدمها نگاه میکردند و از آدمها به خوکها و باز از خوکها به آدمها؛ و دیگر نمیشد تشخیص داد خوک کدام است و آدم کدام.
جورج اوروِل، مزرعه ی حیوانات
765
بداهه ای برای سی و ششمین سالگرد انتشار روزنامه ندای هرمزگان
سروده ی: راشدانصاری
نشریه ی ما " ندای هرمزگان" است
آوازگرِ صفای هرمزگان است
دارد دوسه صفحه طنز در یک هفته
یاقوتِ گرانبهای هرمزگان است!
https://chat.whatsapp.com/JNhA2F6MWwy1nNe2fH3HMA
765
بداهه ای برای سی و ششمین سالگرد انتشار روزنامه ندای هرمزگان
سروده ی: راشدانصاری
نشریه ی ما " ندای هرمزگان" است
آوازگرِ صفای هرمزگان است
دارد دوسه صفحه طنز در یک هفته
این گنجِ گرانبهای هرمزگان است!
https://chat.whatsapp.com/JNhA2F6MWwy1nNe2fH3HMA
765
تقدیم به خالوی بندر
در رابطه ها اگرچه بد خو هستم
با اهل ادب همیشه خوشرو هستم
هرکس پی عشق خود روان در ساحل
من عاشق شعر طنزِ خالو هستم!!
مصطفی دهقانی
دهکویه فارس
765
بداهه ای برای محمدعلی بهمنی عزیز
سروده ی: راشدانصاری
با زمزمهای شنیدنی خواهم شد
همسایهی آب و روشنی خواهم شد
من طفل دبستانیِ شعرم! از مهر،
شاگرد کلاس «بهمنی» خواهم شد
765
یزد، دکتر زنان و زایمان و باقی قضایا!
نوشته ی: راشد انصاری
هفته ی گذشته با خودروی قراضه ی خودمان عازم یزد بودیم. خب، یزد رفتنِ ما جنوبی ها هم که می دانید برای چه کاری است؟ بیشتر برای دکتر زنان و زایمان!
مشکل بنزین هم داشتیم. کارت سوخت مان بنزین نداشت. استان کرمان هم شنیده بودیم که بنزینِ آزاد نیست.استانی که وفور نعمت است، بنزین ندارد! (مثلاً جنسی که در استان های دیگر مثقالی و گرمی به زور پیدا می شود، این جا صحبت از کیلو و مَن و تُن است، ولی در عوض بنزین نیست حتی یک قطره!)باک خودرو را در بندرعباس پر کردیم و دو تا گالن بیست لیتری هم محض احتیاط گذاشتیم صندوق عقب. اگر چه کار خطرناکی است، اما مجبور بودیم.
به هر حال دوستی گفت:« حواست باشه در مسیر، سرعتت ۱۰۰ کیلومتر تا ۱۱۰ کیلومتر بیشتر نباشه که جریمه می شی.» بیشتر از این توضیح نداد.
ما هم به هر دوربینی که می رسیدیم از ترس جریمه، سرعت مان را به چهل تا سی کیلومتر می رساندیم. همسرم گفت:« چرا این قدر یواش؟» گفتم:« می خوام جریمه م که نکنن هیچ، یه مبلغی هم به حساب مون واریز کنن!» حالا غافل از این که مدتی است فاصله ی بین دوربین ها را محاسبه می کنند. نرسیده به یزد متوجه شدم صدای گوشی ام بلند شد و رگباری پیامک آمد. حدود هشت پیامک با این مضمون:
«مالکمحترمخودرو84ـ........تخلفسرعتمیانگنشماازمحورسيرجانشهربابک3راهقوچاندرتاریخ1405/05/3108:35:56ثبتودرحالبررسیمیباشد.»
با آن دوست کذا که گفته بود سرعتت حداکثر تا ۱۱۰ کیلومتر در ساعت باشد، تماس گرفتم. قضیه را که گفتم، گفت:« دوربین ها فاصله میانگین بین دو دوربین را محاسبه می کنند و
تازه اگه سرعتت در فواصل بین دوربین ها رعایت کردی اما از زیر دوربین که رد می شی سرعتت غیرمجاز باشه بازم جریمه می شی!» گفتم:«عجب!»
با اعصابی داغان ساعت ۱۵ رسیدیم یزد. نوبت ما ۳ و سی دقیقه بود که یازده شب نوبت مان شد. آزمایش نوشتن برای فردا صبح. گفتند در ضمن مطب ما روزهای زوج تعطیل است، فردا نه پس فردا تشریف بیارین!
شب سوییت اجاره کردیم، یک میلیون و هفتصد هزار تومان برای یک شب...
پس فردا مراجعه کردیم دیدیم مطب تعطیل است. بعد متوجه شدیم خورده به تعطیلی یکی از اعیاد که نه ما و نه منشی خوش اخلاق پزشک اطلاع داشت. یک و هفتصد دیگر پیاده شدیم!
روز بعد ساعت ۱۶ و سی دقیقه توسط بانویی که با دریافت مبلغی نوبت گرفته بود، رفتیم مطب وحوالی ساعت ۱۲ شب نوبت مان شد. مجدداً گفتند.......
این بود سفرنامه (ببخشید رنج نامه) ما...
شرمنده اگر خسته تان کردم. از یزد برگشته ام و خسته.
https://chat.whatsapp.com/JNhA2F6MWwy1nNe2fH3HMA
