مستندات
前往频道在 Telegram
🎓اثبات عقیده صحیح اهل سنت و جماعت با اسناد معتبر📚 🚨کپی برداری بدون ذکر لینک کانال مستندات ممنوع و غیر مجاز می باشد
显示更多1 636
订阅者
-124 小时
-17 天
-430 天
数据加载中...
相似频道
标签云
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+9
在1个频道中
六月 '26
+11
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+6
在1个频道中
Get PRO
四月 '26
+5
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+3
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+73
在10个频道中
Get PRO
一月 '26
+12
在2个频道中
Get PRO
十二月 '25
+23
在4个频道中
Get PRO
十一月 '25
+49
在7个频道中
Get PRO
十月 '25
+8
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+13
在2个频道中
Get PRO
八月 '25
+23
在4个频道中
Get PRO
七月 '25
+9
在2个频道中
Get PRO
六月 '25
+5
在3个频道中
Get PRO
五月 '25
+10
在1个频道中
Get PRO
四月 '25
+25
在4个频道中
Get PRO
三月 '25
+76
在14个频道中
Get PRO
二月 '25
+77
在6个频道中
Get PRO
一月 '25
+39
在4个频道中
Get PRO
十二月 '24
+39
在1个频道中
Get PRO
十一月 '24
+25
在2个频道中
Get PRO
十月 '24
+19
在2个频道中
Get PRO
九月 '24
+32
在1个频道中
Get PRO
八月 '24
+38
在1个频道中
Get PRO
七月 '24
+22
在2个频道中
Get PRO
六月 '24
+29
在5个频道中
Get PRO
五月 '24
+20
在1个频道中
Get PRO
四月 '24
+39
在5个频道中
Get PRO
三月 '24
+100
在8个频道中
Get PRO
二月 '24
+50
在8个频道中
Get PRO
一月 '24
+23
在0个频道中
Get PRO
十二月 '23
+35
在4个频道中
Get PRO
十一月 '23
+16
在1个频道中
Get PRO
十月 '23
+16
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+11
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+26
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+52
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+20
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+15
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+33
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+40
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+21
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+23
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+36
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+16
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+19
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+26
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+17
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+29
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+16
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+44
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+90
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+32
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+28
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+50
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+39
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+32
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+32
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+36
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+71
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+31
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+40
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+68
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+73
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+40
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+45
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+66
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+1 928
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 23 七月 | 0 | |||
| 22 七月 | 0 | |||
| 21 七月 | 0 | |||
| 20 七月 | +1 | |||
| 19 七月 | 0 | |||
| 18 七月 | +1 | |||
| 17 七月 | 0 | |||
| 16 七月 | +1 | |||
| 15 七月 | 0 | |||
| 14 七月 | 0 | |||
| 13 七月 | 0 | |||
| 12 七月 | 0 | |||
| 11 七月 | 0 | |||
| 10 七月 | 0 | |||
| 09 七月 | 0 | |||
| 08 七月 | 0 | |||
| 07 七月 | 0 | |||
| 06 七月 | 0 | |||
| 05 七月 | +3 | |||
| 04 七月 | +1 | |||
| 03 七月 | 0 | |||
| 02 七月 | 0 | |||
| 01 七月 | +2 |
频道帖子
Repost from مستندات
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝24💝
🍃 #تزکیه 🍃
#رجا : يعني اميدواري و در اصطلاح تعلّق قلب است بحصول امري محبوب در آينده، در مصباح آمده است: رجا ارتياح دل است به ملاحظه كرم مرجو (آرامشي است كه دل به كرم محبوب دارد).
جنيد گويد: «الرّجاءُ ثقة الجود من الكرم الموجود» (فَمَنْ كَانَ يَرْجُوْا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلَاً صَالِحَاً) الكهف / 110.
رجا، اطمينان بخشش از كرم موجود است، قرآن مي فرمايد: هر كس بلقاي پروردگارش اميدوار باشد كار نيك انجام دهد»(مصباح الهدايه / 392 ـ تاريخ تصوف /646.) از معناي آيه مباركه مي فهميم كه اميد به بخشش الهي بايد همراه عمل نيك و پسنديده باشد و كساني كه بعنوان اعتقاد به بخشندگي گناه مي كنند، حال «رجا» ندارند.
در شرح منازل السالكين است كه رجا ضعيف ترين منازل مريد است زيرا رجاء جز به اعمال و ديدن اعمال نباشد و خواص را التفاتي به اعمال خود نيست و فضل حق را رؤيت كنند.(شرح منازل / 54.)
شقيق بلخي گفته است: اصل طاعت، خوف است و رجا و محبت، علامت خوف، ترك محارم است و علامت رجا، طاعت دايم است و علامت محبت شوق و انابت لازم است، و هر كه با او سه چيز نبود از دوزخ قيامت نجات نيابد امن و خوف و اضطرار، بنده ي خايف آن است كه او را خوفي است در آنچه گذشت از حيات تا چون گذشت و خوفي است كه نمي داند تا بعد از اين چه خواهد بود.(تذكره الاولياء /ج1 / ذكر شقيق بلخي.)
غزّالي مي گويد: «و حق تعالي وحي فرستاد به يعقوب عليه السلام كه: داني كه يوسف را از تو چرا جدا كردم؟ از آنكه گفته اي: (اَخَافُ اَنْ يَأكُلَهُ الذِّئبَ و اَنْتُم عَنْهُ غَافِلُونَ) يوسف آيه 13 يعني مي ترسم كه گرگ او (يوسف) را بخورد در حالي كه شما از او غافل باشيد.
از گرگ ترسيدي و به من اميد نداشتي، و از غفلت برادران وي انديشيدي و از حفظ من ياد نكردي؟
حضرت علي رضي الله عنه يكي را ديد نوميد از بسياري گناه خويش، گفت: نوميد مشو كه رحمت وي از گناه تو عظيم تر است.
خوف و رجا دو بال طيران روح آدمي اند، سالك از عاقبت خود مي ترسد و اجازه نمي دهد كه شيطان و نفس از او «بت عُجب» و خود پسندي بسازند او در هر پلّه اي، خود را ناقص مي بيند و هميشه در جست و جوي كمال است و از اين نظر است كه مي گويند صوفي «ابن الوقت» يعني فرزند زمان است، ابن الوقت كسي است كه هر لحظه از لحظات حيات و ثانيه ها و دقايق سلوك را مغتنم مي شمارد به آنچه كه دارد، راضي نيست و هميشه در اين انديشه است كه فرصت موجود را در كسب معرفت و گرفتن فيض الهي از دست ندهد، او از زندگي روحي و معنوي خويش لذّت مي برد و به كرم عنايت و بخشش خداوند اميدوار است، و اعتقاد به عنايت الهي او را در حركت عرفاني و وصول به مقامات سلوك، ياري مي كند.
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
| 2 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝23💝
🍃 #تزکیه 🍃
امام غزّالي گويد: «و درجات #خوف متفاوت بود : اگر از شهوات باز دارد نام وي عفّت بُوَد، و اگر از حرام باز دارد نام وي وَرَع بُوَد، و اگر از شبهات باز دارد و يا از حلال باز دارد كه از وي بيم حرام بُوَد نام وي تقوي بُوَد، و اگر از هر چه جز زاد راهست باز دارد نام وي صدق بُوَد و نام آنكس صدّيق بُوَد، و عفت و ورع در زير تقوي آيد، و اين همه در زير صدق آيد.
و هر كه به خداي تعالي عارف تر بُوَد ترسانتر بُوَد، و رسول صلي الله عليه و سلّم از اين گفت: «عارف ترين شماام و ترسانترين» و ازين گفت: ( انّما يَخْشَي اللهَ مِنْ عِبَادِهِ الّعُلَمَاءُ)فاطر / 28 يعني از ميان بندگان تنها عالمان از خداوند مي ترسند. و هر كه جاهل تر بُوَد ايمن تر بُوَد، و به داود عليه السلام وحي آمد كه: يا داود از من چنان ترس كن كه از شير خشمگين مي ترسي.
خوف را سه درجه است يكي خوف عامّه كه از سطوت خداوند مي ترسند نه از روي معرفت صحيح و اين قسم خوف شبيه به خوف كوكان است، خوف قوي و حد افراط نيز مذموم است؛ زيرا ترس از درجه معيّني كه گذشت منجر به نااميدي و يأس مي شود. خوف ممدوح و پسنديده خوف معتدل است كه هم از معاصي باز مي دارد و هم بر طاعت تحريض مي كند.
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 115 |
| 3 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝22💝
🍃 #تزکیه 🍃
#خوف و #رجا: خوف و رجا دو بال سالك براي حركت به سوي جانان است.
خوف: خوف به معني ترس است و از جمله منازل و مقامات عرفاني است كه سالك از عقوبت و پايان كار و از وساوس و مكر نفس مي ترسد، خوف از عقوبت براي توده مردم است و خوف از مكر، مخصوص محبّان صفات جمال الهي است.
از ابو عمر دمشقي نقل است كه گفت: خائف كسي است كه از نفس خود زيادتر از دشمن كه شيطان است بترسد. و باز گفته شده است كه: خائف كسي است كه در حقيقت از هر چيزي كه خلق از او بترسد، آن چيز از آن بنده بترسد.(فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبيرات عرفاني / 202.)
خواجه عبدالله انصاري در ذيل آيه ي (وَ اَنْذِرْ بِه الّذين يخافون...) انعام / 51 گويد: خوف در اين آيه بمعني علم است و ترسنده به حقيقت اوست كه علم ترس داند، ترسِ بي علم ترسِ خارجيان است، و علم بي ترس زنديقانست و ترس با علم صفت مؤمنان و صدّيقانست و اين است صفت درويشان صحابه، و اصحاب صفّه را هم ترس بود ايشان را هم علم.
هم اخلاق بود ايشان را و هم صدق، ظاهري شوريده و باطني آسوده، قلّاده معيشت و نعمت گسسته و راز ولي نعمت بدل ايشان پيوسته، چشمهاشان چون ابر بهاري و رويها چون ماه تابان، همه در آن صفّه صف كشيده و نور دل ايشان بر هفت طبقه ي آسمان پيوسته، زهي دولت و كرامت، زهي مرتبت و منقبت پير طريقت گفت: در باديه مي شدم درويشي را ديدم كه از گرسنگي و تشنگي چون خيالي گشته و آن شخص وي از رنج و بلاء بخلالي باز آمده و سر تا پاي وي خونابه گرفته، درين بوم كه ناگاه از سر و جد خويش برخواست و خود را بر زمين مي زد و مي گفت:
من پاي برون نهادم اكنون زميان
جان داند با تو و تو داني با جان
در كوي تو گر كشته شوم باكي نيست
كو دامن عشقي كه بر او چاكي نيست؟
(عدّه الابرار ج /5/369.)
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 132 |
| 4 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝21💝
🍃 #تزکیه 🍃
#محبت : در تعريف آمده است كه محبّت يعني دوستي و عبارت از غليان دل است در مقام اشتياق بلقاء محبوب.
ابو القاسم قشيري گويد: «محبّت محو محب است بصفاته و اثبات محبوب است بذاته كه تمام صفات خود را در طلب محبوب نفي كند».(كشف المحجوب / 487.)
در شرح كلمات بابا طاهر آمده است: «المَحْبُهُ اَوَّلُهَا اِخّتِيَارٌ وَ اَوِسَطُهَا اِفْتِخَارٌ وَ آخَرُهَا اِخْتِيَارٌ» يعني آغاز محبّت، اختيار و ميانه اش نياز مندي و پايانش (باز) اختياراست. مدعي محبّت را در اول آزمايش كند بانواع بلاها تا صدق و كذب از هم جدا شود»(محبت نامه /46 ـ واردات غيبي / 269 ـ كشف المحجوب /398 ، 193.)
غزّالي مي گويد: محبت هفت علامت و صفت مميّزه دارد كه سالك بايد متّصف به آنها باشد:
1ـ از مرگ بيزار نباشد.
2ـ چنان خداوند را دوست بدارد كه خواست او را بر خواسته ي خويش ترجيح دهد، فضيل گويد: كه اگر تو را گويند خداي تعالي را دوست داري خاموش باش، كه اگر گويي نه، كافر شوي و اگر گويي دارم فعل تو با افعال دوستان نماند.
3ـ محبت خداوند را هر لحظه در دل، احساس كند، به آن وَلَع داشته باشد.
4ـ قرآن، كلام خدا و حضرت رسول صلي الله عليه و سلّم را دوست بدارد و به همه ي خلق و بندگان و آفريدگان الهي مهر بورزد.
5ـ در خلوت نشستن و مناجات كردن حريص باشد و آرزو كند كه شب فرا رسد تا از كارهاي روزانه فارغ شود و با آرامش در خلوت با دوست مناجات كند.
6ـ عبادت بر او آسان شود و سنگيني آن در او از بين برود.
7ـ همه ي بندگان مطيع خداوند را دوست بدارد و نسبت به همه دلسوز و با رحم و مهربان باشد و كافران و عاصيان را دشمن گردد، يكي از پيامبران پرسيد بار خدايا اولياء و دوستان تو كي اند؟ گفت: آنها چنانكه كودك بر مادر شيفته باشد بمن شيفته باشند و چنانكه مرغ به آشيان پناه برد به ذكر من پناه برند و چنانكه كه پلنگ خشمگين شود و از هيچ چيز ترس ندارد از اينكه كسي گناه و نافرماني كند، خشمگين شوند.(كيمياي سعادت ج 2 / منجيات / علامات محبت /853/854)
مولانا جلال الدين رومي در دفتر دوم مثنوي در مورد محبت ابياتي دارد كه قسمتي از آن نقل مي شود:
از محبت نار نوري مي شود
و از محبت ديو حوري مي شود
از محبت سنگ روغن مي شود
بي محبت موم آهن مي شود
از محبت حزن شادي مي شود
و از محبت غول هادي مي شود
از محبت نيش نوشي مي شود
و از محبت شير موشي مي شود
از محبت سقم صحت مي شود
و از محبت قهر رحمت مي شود
از محبت مرده زنده مي شود
و از محبت شاه بنده مي شود
اين محبت هم نتيجه دانش است
كي گزافه بر چنين تختي نشست
دانش ناقص كجا اين عشق زاد
عشق زايد ناقص اما بر جماد
بر جمادي رنگ مطلوبي چو ديد
از صفيري بانگ محبوبي شنيد!
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 145 |
| 5 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝20💝
🍃 #تزکیه 🍃
ابو بكر شبلي مي گويد: «پيش نوري (ابوالحسن نوري عارف مشهور) شدم او را ديدم به #مراقبت نشسته كه مويي بر تن وي حركت نمي كرد گفتم: مراقبتي چنين نيكو از كه آموختي گفت از گربه اي كه بر سر موش بود و او از من بسيار ساكن تر بود».(- تذكره الاولياء 2/52.)
قرب: حال مراقب، سالك را به خداوند نزديك مي كند. اين نزديكي در بعد مادي و فاصله اي نيست بلكه عارف با قلب خويش وجود بي نهايت خدا را احساس مي كند، احساسي برتر از حواس ظاهري. در قرآن مجيد آياتي ذكر شده است كه صوفيان در زمينه «قرب» به آنها استناد مي نمايد. مثلاً (و اذا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قريب...) بقره / 185. هر گاه بندگان من از تو درباره ي من سؤال كنند من نزديك هستم. (نَحْنُ اَ قْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيْدِ) ق/16. من از رگ گردن به او (انسان) نزديكترم. و (وَ نَحْنُ اَ قْرَبُ اِلَيْهِ مِنْكُمْ وَ لكِن لا تُبْصِرُوْنَ) الواقعه /85 . و ما به او (محتضر و كسي كه در حال مرگ است) از شما نزديكتريم ولي نمي بينيد.
ابو نصر سراج در لُمع در مبحث «حال قرب» مي گويد: «حال قرب از احوال بنده اي است كه به قلب خود نزديكي خدا را مشاهده كند و با طاعات و جمع همِّ خود از راه دوام ذكر خدا در ظاهر و باطن بحقّ تعالي تقرّب بجويد و اهل قرب بر سه حالند:
اوّل متقرّبون خدا بانواع طاعات براي آنكه مي دانند خدا عالم است و نزديك آنها است و قادر بر آنهاست.
دوم حال متحقّقين در قرب كه به هر چه نگاه مي كنند خدا را نزديكتر به آن چيز مي بينند تا خود را.
سوم حال بزرگان و اهل نهايت است كه بايد از مرحله ي مبتديان بگذرند و بطوري فاني شوند كه قرب خود را نبينند يعني خودِ حالِ قرب فراموش شود و بنده از بيخودي نداند كه در حال قرب است.
شاعر گويد:
نحنُ اقربْ از كتاب حق بخوان
نسبت خود را بحق نيكو بدان
هست حق از ما به ما نزديكتر
ما زدوري گشته جويان دربدر
از حجاب نفس ظلماني بر آي
تا شوي شايسته قرب خداي
(شرح گلشن راز / 920.)
سعدي گويد:
دوست نزديك تر از من به من است
وين عجب تر كه من از وي دورم
چه كنم با كه توان گفت كه او
در كنار من و من مهجورم
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 151 |
| 6 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝19💝
🍃 #تزکیه 🍃
اهل مراقبه را به سه حال مي توان شمرد:
اول حال #مراقبت آن است كه يقين پيدا شود كه خداوند بر تمام زواياي وجود و قلب سالك آگاه است و در آن صورت افكار و خواطر شيطاني نمي توانند به قلب او راه يابند.
دوم حال مراقبت آن است كه سالك در حال مراقبه جهان و مافيها را فراموش كند و جز خدا بكسي و چيزي نينديشد. احمد بن عطا گفته است: «خَيْرُكُمْ مَنْ رَاقَبَ الْحَقَّ بِالحَقِّ في فناء ما دونِ الحقِّ» يعني بهترين شما كسي است كه با حق، حق را در فناي غير حق مراقبت كند.
حال سوم در مراقبت حال بزرگان اهل مراقبت است كه مراقب خدا هستند و از خدا مي طلبند كه آنها را در حال مراقبت رعايت فرمايد يعني خداوند متولّي امر آنها باشد و به فضل خويش آنها را مصداق «وَ هُوَ يَتَوَلّي الصالحينَ» فرمايد. سالك در اين مقام بايد طوري باشد كه خود از ميان برخيزد و بين او و خدا هيچ حجابي باقي نماند، به جنيد بغدادي گفتند: «كه مي گويي حجاب سه است نفس و خلق و دنيا،گفت: اين سه، حجاب عام است، حجاب خاص سه است ديد طاعت و ديد ثواب و ديد كرامت»(تذكره الاولياء ج 2/34 – تاريخ تصوف /321 ـ 322.)
مولانا بلخي در مجلّد چهارم مثنوي در حكايت: «حمله آوردن اين جهانيان و تاخت بردن تا در بندان غيب» مي گويد:
گر مراقب باشي و بيدار تو
هر دمي بيني جزاي كار تو
چون مراقب باشي و گيري رسَن
حاجتت نايد قيامت آمدن
هين مراقب باش گر دل بايدت
كز پي هر فعل چيزي زايدت
و راز اين افزون ترا همّت بُود
از مراقب كار بالاتر رود.
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 163 |
| 7 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝18💝
🍃 #تزکیه 🍃
سالك در مرحله « #رضا » مطيع صرف اراده و مشيّت الهي است و عاشقانه هر بلا و مصيبتي را كه از خداوند به او رسد، مي پذيرد. هجويري در «كشف المحجوب» بعد از نقل اقوال صوفيان خراسان و عراق در اينكه آيا «رضا» از جمله مقامات است يا از احوال مي گويد: «و در جمله بدان كه رضا نهايت مقامات است و بدايت احوال، و اين محلّي است كه يك طرفش در كسب و اجتهاد است و يكي در محبّت و غَلَيَان آن و فوق آن مقام نيست و انقطاع مجاهدت اندر آن است پس ابتداء آن از مكاسب بُوَد و انتهاء آن از مواهب، كنون احتمال كند كه آن كه اندر ابتداء، رضاي خود بخود ديد گفت مقام است و آن كه اندر انتهاء رضاء خود به حق ديد گفت حال است».
بنابر اين مقام بر اثر مجاهده و تلاش و پيكار مجدّانه سالك پيش مي آيد و او بايد با زحمت و كوشش و تحمّل سختيها از مقامي به مقام بالاتري برسد اما حال فيض و واردي است معنوي كه از طرف حق به قلب سالك وارد مي شود بدون آنكه سالم در آمدن آن كمترين تأثيري داشته باشد و باصطلاح مقام كسبي است و حال «وَهَبي»، مقام بدست آودني است و حال كسب نكردني.
#احوال : احوال مكسر «حال» است، و «حال» معنايي است كه بدون اختيار و تعمد و جلب و اكتساب به قلب سالك وارد مي شود از قبيل طرب و حزن و قبض و بسط و شوق و ترس و غيره.
جنيد بغدادي گويد: «احوال مانند بروقند چون برق مي گذرد و همواره در ترقّي از حالي به حال ديگر متبدّلند و اگر باقي بمانند حديث نفسند يعني لطيفه ي الهي نيست و مكر نفس است نه احوال و احوال چون بروق باشند كه بنمايند و نپايند و آنچه باقي شود نه حال بُوَد كه آن حديث نفس و هوس طبع بُوَد».(كشف المحجوب / 472.)
#مراقبت : مراقبت نزد اهل سلوك عبارت است از يقين سالك باينكه خداوند در جميع احوال، عالم بر قلب و مطّلع بر رازهاي دروني است البته همين كه سالك يقين حاصل كرد باينكه خدا هميشه او را مي بيند و بر زواياي دروني او واقف و مطّلع است.
مراقب خواطر ناپسندي (انديشه هاي شيطاني) خواهد بود كه قلب را از ذكرخداوند باز مي دارد از پيغمبر روايت شده كه فرمود: خداي را چنان پرستش كن كه گويي او را مي بيني و اگر تو او را نبيني او تو را مي بيند.(- كتاي تعريفات سيّد شريف جرجاني ـ كتاب اللمع/ 55.)
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 188 |
| 8 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝17💝
🍃 #تزکیه 🍃
و مرحله ي هفتم «مقام #رضا» مي باشد: بدان كه همانا رضا ميوه اي از ميوه هاي محبّت بوده و بالاترين مقامات مقربين است و حقيت آن بسيار مبهم و مخفي است بر اكثر مردم.
و ثوري رضي الله عنه روزي نزد رابعه عدويّه چنين گفت: خدايا از من راضي باش، رابعه گفت: آيا از خدا حيا نمي كني از او طلب رضا مي نمايي و خود از او راضي نيستي.(احياء علوم الدين /ج4 / ص365.)
رضا آخرين مقام و عاليترين درجه ي عرفاني است. و همه منجيات كه پيش از اين گفتيم مقدّمات رضا هستند. كسي كه به اين مقام مي رسد كاملاً تسليم اراده ي الهي است يعني سالك چون ببركت طي مقامات، و كشف و شهود و اذكار اسماء الله از شرك خفي بيرون آمد و به دل و جان موحّد شد و خدا را منبع هر خير و بركت شمرد و معتقد شد كه او قادر و قاهر بر همه ي اشياء و عالم به حاجتِ هر موجودي است و از غير او از هيچ چيز نبايد بترسد و نيز به هيچ چيز ديگر اميدوار باشد البته مقتضي اين عقيده توكل خواهد بود و هر چه در عالم توحيد محكمتر باشد توكّلش بيشتر خواهد بود و چون دو مقدمه «توحيد» و «توكل» حاصل شود قهراً بمقام «رضا» واصل خواهد شد و ناچار به داده خدا رضا داده از جبين گره خواهد گشود. رضا بقضاي الهي ثمره ي محبت كامل به خدا است و عبارت است از اينكه قلب بنده در تحت حكم خداوند ساكن باشد و به تقدير اذعان كند.
در شرح كلمات بابا طاهر عريان آمده است كه «رضا آرامش نفس هنگام وارد قلبي و طمأنينه دل باحكّام وارد و تسليم در برابر قضا است».
ذوالنون گويد: «رضا به معني سرور قلب به هنگام قضا است».
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 203 |
| 9 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝16💝
🍃 #تزکیه 🍃
بدان كه #توکل سه درجه دارد:
درجه اول: توكل انسان به خدا مانند اعتماد و اطمينان به وكيلي كاردان و صادق و امانتدار.
درجه دوم: بالاتر از درجه اول، توكل انسان به خدا مانند حالِ بچه اي كه به مادرش اطمينان كامل دارد.
درجه سوم: اين درجه كه بالاترين درجات است به مانند رنگ زرد بيمار است گاهي دوام دارد و گاهي از بين مي رود.
كسي كه به درجه سوم رسيده در برابر خدا اختياري ندارد و ميداند كه خداوند هر چيزي را مقدر كرده اجرا مي كند. اما كسي كه در مقام دوم است فقط مي تواند به خدا كه وكيل حقيقي است متوسّل شود و لا غير، و اما كسي كه در مقام اول مي باشد بايد به خدا متوسّل شود و جز او غير را مؤثر نداند و مي تواند به وسائل و راه هايي كه خداوند مقرر نموده نيز توسّل جويد.(- مختصر احياء علوم الدين / 530.)
و ابو عَلي دقّاق توكل را به سه درجه تقسيم مي كند:
1ـ توكل 2ـ تسليم 3ـ تفويض.
متوكل به وعده ي خدا آرام مي شود و مسلم اكتفاء به علم او دارد و صاحب تفويض راضي به حكم اوست و اين اشاره اي است بر تفاوت درجات، نظر به اضافه منظور اليه چونكه علم اصل است و وعد تابع آن و حكم تابع وعد. (احياء علوم / ج4/ ص 281.)
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 245 |
| 10 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝15💝
🍃 #تزکیه 🍃
و پس از طي مقام صبر، سالك اينك به مقام ششم كه مقام #توكل است رسيده.
مقام توكّل: توكّل لغتي است مأخوذ از «وكاله» و مصدر باب تفعُّل است. توكّل در تصوف به معني اين است كه سالك به مرحله اي از عرفان برسد كه به خداوند وثوق و اطمينان كامل داشته باشد و خود را به او تفويض و تسليم كند.
ياد آر گفته ي خداوند را كه فرمودند: (وَعَلَي اللهِ فَتَوَكَّلُوا اِنْ كُنْتُمْ مَؤْمِنِيْنَ) مائده /23. پس بر خداوند توكّل كنيد اگر مؤمنيد.
و حضرت علي در اين باره چنين فرموده اند:
اَتَطْلُبُ رِزْقَ اللهِ مِنْ عِنْدِ غَيْرِهِ
وَتَصْبَحُ مِنْ خَوْفِ العَوَاقِب آمِنَاً
وَ تَرْضَيْ بِصَرَّافٍ وَ اِنْ كَانَ مُشْرِكَاً
ضَمِيْنَاً وَ لا تَرْضِي بِرَبِّكَ ضَامِنَاً
كَاَنَّكَ تَقْنَعْ بِمَا فِيْ كِتَابِه
فَاَصْبَحْتَ مَنْحُوْلَ اليَقِيْنَ مُزَابِنَاً
ترجمه: آيا رزق از غير او مي طلبي، و صبح نيز از ترس عواقب امر ايمني، و تو راضي به ضمانت صرّاف مشرك مي شوي، و رضايت به ضمانت خدايت نداري، گويا تو قانع بر مكتوب نيستي، و صبح را شروع كردي در حالي كه يقين را به خويش نسبت داده و به تخمين فروخته اي.(منهاج العابدين الي رب العالمين / ص139.)
شخصي از ابو عبدالله قرشي در باره نوكّل سؤال كرد، در جواب گفت: توكل يعني توسّل و ارتباط داشتن با خدا در هر حالي، آن شخص گفت: لطفاً بيشتر توضيح دهيد ابو عبدالله گفت: يعني كنار گذاشتن هر سبب و وسيله اي كه انسان را به خدا نمي رساند و ترك هر چيزي كه او را از رسيدن به خدا باز مي دارد.
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 251 |
| 11 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝14💝
🍃 #تزکیه 🍃
و امام شافعي در #فقر و آثار آن در
نفس چنين مي فرمايد:
النَّفْسُ تَجْزِعُ اَنْ تَكُوْنَ فَقِسْرَةً
و الْفَقْرَ خَيْرٌ مِنْ غِنيً يُطْغِيْهَا
غِني النُّفُوْسِ هُوَ الْكِفَافُ فَإن
أبَتْ فَجَمِيْعُ مَا فِي ارْض ٍ لايَكْفِيْهَا
ترجمه: نفس انسان از اينكه در فقر افتد بيتابي مي كند. در حالي كه فقر از ثروتي كه او را به طغيان و سركشي وا دارد به مراتب بهتر است. و بي نيازيِ نفس ها قناعت است و اگر نفس در اين زمينه امتناع ورزد براستي هر آنچه در دنيا است او را كفايت نكند.( حلاوت ايمان / ص 10.)
پس از طي اين مقام سالك وارد مقامي جديد «مقام صبر» مي شود. صبر مقامي است كه رسيدن به مقامهاي ديگر بدون آن امكان ندارد. اصولاً سالك چگونه مي تواند روحش را به فضاي معنوي و ورع و زهد و فقر بيارايد در حالي كه از نعمت صبر برخوردار نباشد، طي مدارج و مراحل سلوك به عامل كمك كننده ي صبر نياز مند است و گذشتن از بيابانهاي هولناك و آتشفشان هاي نفس به صبر و شكيبايي احتياج دارد. بجا آوردن هر دستور معرفتي و ترك گناه و جلوگيري از لذت نفساني بدون صبر انجام نمي پذيرد؛ زيرا دل سالك در هر حال و مقامي كه باشد به چيزي مشغول است كه يا موافق ميل اوست يا مخالف ميل او و در هر دو حال محتاج صبر است.
حافظ گويد:
الصَّبْرَ مُرٌّ وَ الْعُمْرُ فَانٍ يَا لَيْتَ شَعْرِيْ حَتَّامَ الْقَاهُ.
صبر تلخ و عمر فاني است اي كاش! مي دانستم كي او را ملاقات مي كنم. و حال اندك مطالبي در مورد اين مقام، مقام صبر نمونه هاي بارزي چون حضرت ايوب و بلال حبشي و ياسر و سميّه و عمار اين خانواده ي مقاوم را مي توان ذكر كرد و نيز همچون مصعب بن عمير را كه در غزوه احد در حالي شهيد شد كه كفني وجود نداشت تا او را در آن بپيچند نام برد و يا مي شود حضرت خبّاب بن ارت را نام برد. اين راد مردان و شير زنان تاريخ بي ترديد درس پايداري و صبر و استقامت در برابر اذيت و آزار و تحمّل مصيبت ها را به ما آموخته اند.(حلاوت ايمان /ص 61.)
روزي حضرت عبدالله بن عبّاس سوار اسب خويش بودند كه يكي آمد و گفت: خداوند اجر جزيل دهد، فرزندت مرده است. حضرت ابن عبّاس از اسب پياده شد و دو ركعت نماز خواند و بعد از فراغ از نماز آن مرد گفت: من از شما تعجّب مي كنم، من خبر مرگ پسرت را به تو مي دهم و تو از اين خبر با نماز استقبال مي كني! حضرت ابن عبّاس فرمودند: اي مرد آيا فرموده ي خداوند (يَا ايُّهَا الَّذِيْنَ آمَنُوْا اسْتَعِيْنُوْا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَاةِ اِنَّ اللهَ مَعَ الصَّابِرِيْنَ) را نخوانده اي.(موعظه الصالحين/ ص 121.)
بدون ترديد صبر حدّ فاصل بين حيات مادّي و معنوي است به همين جهت است كه قرآن توجّه فراواني به آن كرده و ارزش و مقام آن را بالا برده و صابرين را به بالاترين تعريف ها مورد تمجيد و توصيف قرار داده است و در حدود هفتاد بار به ذكر آن پرداخته است. از هيچ فضيلت اخلاقي ديگري به اندازه صبر در قرآن اسم برده نشده است و اين امر خود نشانه عظمت و اهمّيّت آن است.(روح الدين اسلامي / ص365.)
و بلاخره ملاي روم مي گويد:
صد هزاران كيميا حقّ آفريد
كيميايي همچو صبر آدم نديد
صبر را با حقّ قرين كن اي فلان
آخر والعصر را آنگه بخوان.
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 235 |
| 12 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝13💝
🍃 #تزکیه 🍃
مقام چهارم مقام #فقر است
بدان كه فقر عبارت است از نداشتن آنچه به آن نياز باشد و فقير كسي است كه نيازمند به آن چيزي است كه دارا نمي باشد بيگمان تمام مردم نيازمند به خدا مي باشند؛ زيرا كه آنان در بقاي وجود محتاج به خدا هستند و آغاز هستي ايشان نيز از اوست. (يَا اليُّهَا النَّاسُ اَنْتُمُ الْفُقَرَاءَ اِلَي اللهِ) اي مردم شما در هر چيزي محتاج و نيازمند به خدا هستيد. (فاطر/15).
و تمام هستي از آن خداست، و خداوند بي نياز مطلق مي باشد. (وَاللهُ الْغَنِيُّ وَ اَنْتُمُ الْفُقَراءُ)
و خداوند بي نياز است و شما نيازمنديد.
و بيگمان پروردگارت روزي هر كس را كه بخواهد فراوان و گسترده مي دارد و روزي هر كس را كه كم و تنگ مي گرداند؛ چرا كه خداوند از بندگان خود آگاه و به احوال و نياز منديهايشان آشنا و بينا است.( مختصر احياء علوم الدين /501.)
ذوالنون مصري گفته علامت غضب خداوند بر بنده خوف بنده است از فقر.
شخصي از«رويم» پرسيد كه صفت فقير چيست؟ گفت: سه چيز حفظ سرّ و اداء فرض و صيانت فقرش.(- (1-2-3- رساله قشقريّه/122-124) چاپ مصر. )
داود طائي گفته: «اي پسر اگر سلامت خواهي دنيا را وداع كن و اگر كرامت خواهي بر آخرت تكبير گوي».(نفحات الانس جامي /42 چاپ هندوستان. )
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 243 |
| 13 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝12💝
🍃 #تزکیه 🍃
مقام سوم مقام #زهد
زهد بمعناي اعراض از طلب زخارف دنيا و اشتغال به اوامر مولي مي باشد. و خداوند بزرگ در اين باره مي فرمايد: (وَمَا هذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنيَا الَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ اِنَّ الدَّارَ الْاَخِرَة لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوْا يَعْلَمُون). يعني زندگاني دنيا چيزي جز لهو و بازي نيست و همانا دار زندگانيِ ابدي و باقي دار آخرت است اگر آنان مي دانستند.
و پيامبر اكرم فرموده اند: (الزُّهْدُ فِيْ الدُّنْيَا يُرِيْحُ الْقَلْبَ و البَدَنَ و الرَّغْبَةُ فِيْهَا تُكْثِرُ الهَمَّ و الحُزْنَ)، زهد در دنيا قلب و بدن را راحتي مي بخشد و هوس و رغبت بر دنيا غم و ناراحتي به بار مي آورد.( - احسن المرام /39.)
و ترديدي نيست كه زهد در دنيا مقام مبارك سالكين مي باشد و اين مقام نيز مانند سائر مقامات تشكيل و تنظيم شده است از علم، حال و عمل.
علم به اينكه آخرت غير از دنيا است و از اين علم حال پديد مي آيدكه علامت و رغبت كامل به آخرت را پديدار مي كند و از حال هم عمل صادر مي شود و آن هم حفظ قلب و اعضاي بدن انجام عهد با خدا و خريدن آخرت را بهم مي زند.( مختصر احياء علوم الدين /510).
نزد اهل معرفت و كشف، تارك دنيا بخاطر كسب آخرت مانند كسي است كه قصد دخول بر سراي پادشاه را دارد و سگي مانع اوست و او هم تكّه نان را به سگ مي دهد و داخل سراي مي شود و مقام وزارت را كسب مي كند، سراي پادشاه سراي حق و سگ، شيطان ملعون و تكّه نان هم دنيا مي باشد.( - مختصر احياء علوم الدين /514.)
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 257 |
| 14 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝11💝
🍃 #تزکیه 🍃
مقام #ورع
بِشر حافي گفته است «وَرَع آن بود كه از شُبهات، پاكْ بيرون آيي و محاسبه ي نفس در هر طرفة العيني پيش گيري»( تذكره الاولياء ج 1/112.)
ارزش مقام «ورع» در اين است كه سالك از شبهه ها دوري مي كنند تا در حرام نيفتد. ابو نصر سراج در كتاب اَللُّمَعْ مي گويد: (اهل ورع سه طبقه اند: اوّل آنكه شخص از آنچه بر او مشتبه است بپرهيزد و آن در چيزهايي است كه در ميان حرام بِيِّن وحلال بَيِّن واقع است يعني نه اسم حلال مطلق بر آن صادق مي آيد و نه اسم حرام مطلق بلكه بين آن دو است و شخص مُتورِّع همين كه شك و شبه اي در چيزي پيدا كرد آن را ترك مي كند.
دوم ورع اهل دل است: يعني ورع شخصي كه قلبش بجا آوردن امري خودداري كند آن امر را ترك كند و از پيغمبر صلي الله عليه و سلّم روايت شده است كه «اَلْاِثْمُ مَا حَاكَ فِيْ صَدْرِكَ» ترجمه: گناه آن است كه در سينه ات رسوخ كرده باشد.
سوم ورع عارفِ واصل است كه چنانكه ابو سليمان داراني گفته: هر چه قلب را از توجّه به خدا باز دارد مشئوم است.
در يكي از شبهاي بسيار سرد مردي بر عارف بالله (معروف كرخي رضي الله عنه) وارد شد با تعجّب ديد كه فقط پيراهني پوشيده است و بدنش از شدّت سرما مي لرزد، آن مرد گفت: يا معروف چرا بدنت مي لرزد؟ در حالي كه لباس كافي را داري و مي تواني خودت را از سرما بپوشاني! معروف رضي الله عنه در جواب گفت: وقتي كه ياد فقراء افتادم و آنها لباسي ندارند، من هم چيزي ندارم به آنها صدقه نمايم نتوانستم به هيچ راهي با آنها همدردي نمايم بجز اينكه در سرماي بي امان خود را با آنها شريك گردانم.
به سيدنا حضرت يوسف عليه السلام گفتند: تو را چه شده است كه اين قدر روزه مي گيري در حالي كه انبارها و گنجينه هاي زمين در دست تو مي باشد؟ در جواب فرمود: مي ترسم كه هميشه سير بخورم و گرسنگان را فرامش كنم.( حكايت هاي حكمت آميز/154)
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 300 |
| 15 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝10💝
🍃 #تزکیه 🍃
#مقامات_سالك :
مقامات هفتگانه و حالات دهگانه
مقام اول #توبه : توبه اولين مقام سير طالب است و آن عبارت از يك نوع انقلاب حال و تحولي است در طالب، و ابتداي حيات تازه اي است. در ترجمه حال صوفيان بزرگ مي بينيم كه غالباً در عالم خواب يا بعضي پيش آمدها در عالم بيداري از قبيل چيزهايي كه به چشم ديده يا به گوش شنيده يا بنحو ديگري احساس كرده اند بطوري آنها را منقلب ساخته و برانگيزانده كه از خط زندگي عادي منحرف شده، سالكِ طريقت شده اند.
بياد آر كلام حق سبحان و تعالي كه در سوره نساء آيه 110 چنين فرموده: (وَمَنْ يَعْمَلْ سُوْءاً اَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللهَ يَجِدِ اللهَ غَفُوْراً رَحِيْماً) ترجمه: هر كه عمل زشتي از او سر زند يا به خويش تن ظلم كند سپس از خدا طلب آمرزش و عفو كند خدا را بخشنده و مهربان خواهد يافت. و بياد آر حديث پيامبر را كه فرمودند: اي مردم از خدا آمرزش طلبيده و به درگاه او توبه كنيد، زيرا من در هر روز صد بار توبه مي كنم. هدف تعيين عدد معيّن نمي باشد بلكه كثرت و بسياري توبه و بازگشت به خداوند است.( رياض الصالحين ج 1/75).
مولانا جلال الدين رومي در دفتر سوم مثنوي معنوي مي گويد:
هين مباش اي خواجه يك دم بي طلب
تا بيابي هر چه خواهي اي عجب !
عاقبت جوينده يابنده بود
چون كه در خدمت شتابنده بود
در طلب چالاك شو و اين فتح باب
مي طلب و الله اعلم بالصواب.
ذوالنون مصري گفته است: «توبه ي عوام از گناه است و توبه خواص از غفلت».
بر هر عضوي توبه اي است؛ توبه دل نيت كردن است بر ترك حرام و توبه ي چشم، فرو خوابانيدن است چشم را از محارم و توبه ي دل، ترك گرفتن است در گرفتن مناهي و توبه ي پاي، ترك رفتن است بملاهي و توبه ي گوش، نگاه داشتن است گوش را از شنيدن اباطيل و توبه ي شكم، خوردن حلال است.( تذكره الاولياء1/128).
شيخ عبدالقادر جيلاني در مورد توبه فرموده اند: كليد تقوي توبه و پايداري بر آن است و كليد تقرّب به خدا نيز توبه است. توبه اصل و فرع تمام كارهاي نيك مي باشد. اي كسي كه توبه و تفكّر را ترك كرده اي تو زيان كاري و خبر نداري كه بي ارزش و بجا مانده اي. مثالت چون مردي است كه بدون حساب خريد و فروش كند و دخل و خرج خود را در نظر نگيرد، طبعاً پس از اندك مدّتي اصل سرمايه تمام شود و جز سكّه هاي كم رواج چيزي در دست او نماند. واي بر تو سرمايه اي چون عمرت را از دست دادي و خيري ذخيره نكردي و تمام كسب و كارت باطل و بيهوده شد.( جلاء الخاطر /27- 30).
چه خوش گفت شاعر:
يخاف علي نفسه من يتوب * فكيف تري حال من لا يتوب
ترجمه: شخص توبه كننده بر نفس خويش مي ترسد، و حال شخصي كه توبه نمي كند را چگونه مي بيني.
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 327 |
| 16 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝9💝
🍃 #تزکیه 🍃
#مقامات_سالك :
مولوي در تعبير از مقامات سبعه مي فرمايد:
هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم يك كوچه ايم.
هر كدام از اين تقسيمات ناظر به حيثيتي است بعضي راجع به تصوّف عملي و برخي مربوط به عرفان عملي است.( - تصوف در اسلام/122-123) و اين مقامات كه از امور بيروني است غير از حالت دروني و امور ذهني سالك است كه آن را حال ناميده اند و ابو نصر در كتاب اللمع براي سالك ده حال وصف كرده است كه عبارتند از:
1ـ حال مراقبه 2ـ حال قرب 3ـ حال محبّت و عشق 4ـ حال خوف 5ـ حال رجاء 6ـ شوق 7ـ انس 8ـ اطمينان 9ـ مشاهده 10ـ يقين.( سير عرفان در اسلام /125- 126).
(وَ مَا مِنَّا اِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَّعْلُوْمٌ) صافات/164. ترجمه: و هر يك مقام مشخص و جايگاه جداگانه داريم (و در آنجا و در آن پست به انجام وظيفه و گوش به فرمان يزدانيم).( - تفسير نور)
پس مقام آدم توبه بود و از آن نوح، زهد و آن ابراهيم، تسليم و از آن موسي، انابت و از آن داود، حزن و از آن عيسي، رجاء و از آن يحيي، خوف و از آن محمّد صلوات الله عليهم اجمعين، ذكر و هر چند كه هر يك اندر هر محلّي سرّي بود آخر رجوعشان باز آن مقام اصلي خود بود. (- كشف المحجوب /484.).
مقامات در نظر صوفي از امور اكتسابي و از جمله اعمال اختياري و ارادي سالك است اما احوال از مقوله ي احساسات و انفعالات روحاني و نفساني است كه بيرون از دايره اختيار آدمي و از مواهب الهي است.( سير عرفان در اسلام/127).
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 323 |
| 17 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝8💝
🍃 #تزکیه 🍃
هفت مقام سالك
طوسي در كتاب (اللُّمَع) #مقامات_سالك را به هفت مرتبه تقسيم كرده است:
1 ـ مقام توبه 2ـ ورع 3ـ زهد 4ـ فقر 5ـ صبر 6ـ توكّل 7ـ رضا.
اوّلين مقام مقام توبه است و در اين مرتبه سالك عازم بر ترك خطيئات مي شود، و آخرين مقام مرتبه رضا است و تسليم است كه سالك در اين مرحله بكمال آسايش روحاني واصل مي شود و درباره ي هيچ يك از حوادث و وقايع ايّام نگران نيست.
مولوي مي فرمايد:
من كردهي مي شناسم ز اولياء
كه دهانش بسته باشد از دعا
زهر اندر كامشان شكر بود
سنگ پيش پايشان گوهر بود.
هفت مقامي كه صاحب لمع شمار نموده شرح داده است، راجع مي شود به تصوّف عملي و يا سير و سلوك رياضي كه سالك را در هر مرحله به مقامي مخصوص مي رساند تعبير (هفت مقام) يا (هفت وادي) يا (هفت شهر) در ميان صوفيه بسيار ديده مي شود و بطريق مختلف تقسيم كرده اند، در يكي از تقسيمات، وادي حيرت و فنا و امثال آنها و در تقسيم ديگر، مقام طبع، قلب، سر، خفي، اخفي و امثال آنهاست و همچنين در تقسيمات و معاني ديگر است......
📚🖋#مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 360 |
| 18 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝7💝
🍃 #تزکیه 🍃
توضيحاتي درباره ي بدلاء ( #ابدال ) هفتگانه
ابدال در لغت جمع بدل يا بديل است كه به معناي نجيب و شريف و بخشنده آمده است و در اصطلاح، هفت تناني اند كه درباره شان آورده اند كه پيامبر فرموده اند: «بدلاءاُمَّتي سَبْعَهٌ». هفت بدلاء در هفت اقليم مي مانند آنكه در اقليم اوّل است در قلب ابراهيم عليه السلام است و نامش عبد الحيّ مي باشد، و آن كه در اقليم دوّم مي باشد بر قلب موسي عليه السّلام است و نامش عبد العليم، و سوّمين بدلاء در اقليم سوّم بر قلب هارون عليه السلام و نامش عبد المريد مي باشد، بدلاء اقليم چهارم بر قلب ادريس عليه السلام است و نامش عبدالقادر مي باشد و پنجمين اقليم بدلائي به نام عبدالقهّار دارد كه كه بر قلب حضرت يوسف عليه السلام است. و در اقليم ششمين بدلاء مي باشد بر قلب حضرت عيسي عليه السلام است نامش عبدالسّميع است و آخرين اقليم را بدلائي به نام عبدالبصير بر قلب آدم عليه السّلام حفاظت و نگهباني مي كنند و اين هفتمي خضر است، وظيفه ي ايشان مدد خلائق مي باشد و همه عارف به معارف و اسرار الهي كه كواكب سبعه است مي باشند. والله تعالي همة تأثيرات را در دو ابدال از هفت ابدال ياد شده به نام عبد القهّار و عبدالقادر قرار داده است، در هر ولايتي و يا بر هر قومي كه قهر خدا نازل شود نامزد مي شوند و سبب مقهوري آن قوم و ولايت اقدام ايشان مي باشد و چون يكي از ايشان بميرد يكي از عالي ناسوت كه صوفي باشد بجايش نصب مي كنند و به نام آن مرده مي خوانند.
✍🏽 در مثنوي در مقام ابدال و بدلاء چنين آمده:
كار پاكان را قياس از خود مگير
گرچه ماند در نوشتن شير، شير
جمله زين سبب گمراه شد
كم كسي ز ابدال حق آگاه شد.
✍🏽 و در جاي ديگر چنين آمده است كه:
بعد از آن گفتش سخنهاي دقيق
و زصفات پاك حق نعيم الرفيق
و ز نوازشهاي حق ابدال را
تا بداند او مقام و حال را
✍🏽 و در ادامه در جاي ديگر آمده كه:
و ز ابدالي وگرگت شير شد
ايمن آ كه مرگ تو سر يز شد
كيست ابدال آنكه او مبدل شود
خمرش از تبديل يزدان خل شود
📚🖋#مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 342 |
| 19 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝6💝
🍃 #تزکیه 🍃
قطب يا غوث
قطب در لغت به كسي كه مدار كارها بوجود او باشد گفته مي شود و غوث بمعناي ياري كننده و فريادرس مي باشد(فرهنگ عميد.) ، وجه تسميه با غوث هم همان پناه دادن ستمديدگان مي باشد.( تعريفات جرجاني/125).
در اصطلاح «#قطب» يا «#غوث» بزرگترين عارف (#صوفي يا #درويش) زمان و فرمانروا و حكم ران بر تمامي اولياء مي باشد. و وي هر وقت اراده كند در فاصله زماني كمي تمامي اولياء را مي تواند دور خود جمع نمايد، او را غوث و فرد و قطب و جامع گويند و اين قطب را كسي نشناسد مگر آنكه خودش رتبه ي خودش به مردم فرمايد.
بعد از «قطب» عدّه اي از اولياء را، كه به آنان اهل حلّ و عقد و سرهنگان درگاه حقّ جلّ جلاله مي گويند، به تعداد سيصد (300) نفر، آنان را «#اخيار» مي نامند، و چهل نفر از آنان را «#ابدال» و هفت نفر ديگر از آنان را «#ابرار» و چهار نفر ديگر از آنان را «#اوتاد» و سه نفر ديگر از آنان را «#نقيب» و چهل نفر ديگر از آنان را «اخيار» مي گويند. به قولي «#نجبا» همان «ابدال» اند. (جمعا از 352 كمتر نمي باشد).
«قطب» در همه ي زمان منظور نظر خداوند بزرگ است، و طلسم اعظم (خارق العاده) به او سپرده شده است. و او در كون و اعيان و ظاهر و باطن ساري و جاري است. سريان جان در كالبد و ترازوي فيض در كف او، و افاضه روح حياط بر كون اعلاء و اسفل در دست اوست. او تنها انسان كامل است كه به نظر صوفيان احاطه اش به جميع آدميان محقق است. و همه ي مقامات و حالات تصوّف را مي داند.
«اوتاد» جمع وتد به معني ميخ. چهار نفرند از چهار جهت دنيا منسوب شده اند كه خداوند بزرگ آنان را مأمور محافظت كرده و جهات دنيا را با آنان محافظت مي كند.
«ابدال» عدّه اي از صلحاء خاصّان درگاه حق جلّ جلاله گويند كه هيچگاه زمين از آنان خالي نمي شود و جهان با آنان پايدار است. هر وقت يكي ازآنان بميرد خداوند بزرگ يكي ديگر را بجاي او برميگزيند. در تعداد آنان بين هفت و هفتاد و چهل نفر اختلاف است. هر كدام باشد، از تعداد آنان نبايد كم شود و بايد آن تعداد كامل و تمام باشد. ابدال از اوتاد، دستور مي گيرند.
«نُجَباء» چهل تن هستند، كه خداوند امور بندگان و اصلاح حال و كار آنان را به عهده ايشان واگذار كرده است، و آنان در حقوق خلق دخل و تصرّف مي كنند.
«#نقباء» در تصوّف سه نفر، و به قولي سيصد نفراند، كساني هستند كه به ضماير مردم مطّلع آگاه هستند.( - دايره المعارف دكتر مصاحب ج 1- فرهنگ معين ج 2-اعلام- تاريخ تصوف دكتر غني/243- توشة راه نجات/165 تا 167 تأليف سقلاني ترجمة محمد سعيد مجيدي.)
اگر كسي بگويد موافق احاديث صحيحه ـ چنانكه شيخ ابن حجر در فتاواي حديثيه نوشته است ـ جاي قطب مكّه است. و هر يك از اوتاد و ابدال جاي مخصوصي بر ايشان تعيين شده در جواب مي گوييم چنانكه سابقاً اشاره به آن شده و در آينده تفصيل آن داده خواهد شد. ارواح مجرد اولياء در آن واحد متعلّق به همه جا هستند. پس فرق مكّه و غيره برايشان نيست. و مقصود از آن احاديث، از آن كه محل سلطنت و فرماندهي و كارفرماي ايشان مكّه و غيره است. اگر چه جسما در هرجا باشند. خلاصه: كابينه ي شاهانه ي قطب در كعبه است بدنش هر كجا باشد مانعي ندارد. و شاهد صدق اين معني آنست كه خلافاي راشدين رضي الله عنهم و ائمّه اطهار عليهم السلام به اتفاق عموم مسلمين اقطاب بوده اند. و در مكّه تشريف نداشته اند. بلكه در مدينه و كوفه و عراق و ساير اقطار بوده اند. هكذا حضرات عظام عبدالقادر گيلاني و شاه نقشبندي و امام ربّاني و امثال ايشان عليهم السّلام در مكّه تشريف نداشته اند.
و حضرت مولانا عبدالرحمن جامي قدسَ سِرُّهُ در حاشيه كتاب مثنوي نوشته است كه اسم غوث در مقام الوهيت عبدالله است. و اسم و زير چپ او از اوتاد عبدُ رَبِّهِ. و اسم و زير دست راست او از اوتاد عبدالملك است يعني از طرف خداي تعالي و فرشتگان و اولياء به آن اسم مخاطب اند. و حضرت الوهيّت كُبْرَي چند روزي پيش از فوت عبدالله حجاب را در بين او و عبدُ رَبِّه، انداخته و او را شخصاً تدريس مي فرمايد، و تعليم مي كند تا شايسته ي خليفة الله و قطبيّت و منبعيّت گردد. و فرمود (حضرت مولانا جامي): چهل روز از وفات حضرت رسول صلي الله عليه و سلّم خداي تعالي شخصاً تدريس حضرت ابوبكر صدّيق رضي الله عنه كرد و دانست كه حضرت متوفّي از اين جهت در وقت رحلتِ او ابوبكر ثابت و صابر بود.( تعديل شريعت و طريقت/84).
📚🖋#مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 327 |
| 20 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝5💝
🍃 #تزکیه 🍃
#حقيقت_ولايت
وليّ، يا رجال الغيب، بواسطه ي ارتباط نزديك به خداوند بزرگ، به مقامي مي رسد كه پرده و حجاب بين او و عالم غيب مکشوف مي شود و اولياء در حال خلسه (بيخودي) و جذبه به مقام نبوّت و مغيبات (عالم غيب) مي رسند.
شرط لازم براي رسيدن به اين مقام، علم عميق در حكمت الهي، و دارا و متّصف بودن به اعمالي كه در نظر مردم، و مطابق عرف و عادت و ظاهر شرع پسنديده ي خلق، و رياضت و تجرّد و چيزهايي كه مردم حسن خلق مي نامند، نمي باشد. و شايد ولي هم اين صفات را دارا و يا فاقد همه ي آنها، يا بعضي از آنها باشد. اما شرطي كه لازم است و حتماً بايد داشته باشد، جذبه و بيخودي اي است، كه علامت خارجي «فنا» و رهايي از «تعيّنات شخصي» مي باشد. هر كس مجزوب حق شود، اولياء محسوب مي شود و نشانه ي اولياء قدرت خارق العاده و كرامت است. غالباً اولياء به گمنامي زندگي مي كنند و گمنام از دنيا مي روند. تعداد آنان به گفته ي ( هجويري) چهار هزار نفراند. كه مكتوم اند و يكديگر را نمي شناسند و جال حال خود را نمي دانند و از كل احوال خود و از خلق مستورند و پنهان و به عقيده ي صوفيه نظام دنيا بر آنان متوقّف است. در رأس آنها شخصي كه «قطب» و «غوث» ناميده مي شود قرار دارد.
📚🖋#مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 343 |
