مستندات
رفتن به کانال در Telegram
🎓اثبات عقیده صحیح اهل سنت و جماعت با اسناد معتبر📚 🚨کپی برداری بدون ذکر لینک کانال مستندات ممنوع و غیر مجاز می باشد
نمایش بیشتر1 634
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-730 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اوت '26
اوت '26
+1
در 0 کانالها
ژوئیه '26
+10
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+11
در 0 کانالها
Get PRO
مه '26
+6
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+5
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+3
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+73
در 10 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+12
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+23
در 4 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+49
در 7 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+8
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+13
در 2 کانالها
Get PRO
اوت '25
+23
در 4 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+9
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+5
در 3 کانالها
Get PRO
مه '25
+10
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+25
در 4 کانالها
Get PRO
مارس '25
+76
در 14 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+77
در 6 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+39
در 4 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+39
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+25
در 2 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+19
در 2 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+32
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '24
+38
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+22
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+29
در 5 کانالها
Get PRO
مه '24
+20
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+39
در 5 کانالها
Get PRO
مارس '24
+100
در 8 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+50
در 8 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+23
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+35
در 4 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+16
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+16
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+11
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+26
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+52
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+20
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+15
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+33
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+40
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+21
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+23
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+36
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+16
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+19
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+26
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+17
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+29
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+16
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+44
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+90
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+32
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+28
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+50
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+39
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+32
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+32
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+36
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+71
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+31
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+40
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+68
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+73
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+40
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+45
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+66
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+1 928
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 02 اوت | +1 | |||
| 01 اوت | 0 |
پستهای کانال
Repost from مستندات
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝35💝
🍃 #تزکیه 🌷 #ذكر_اسباق 🍃
#ذكر_لطيفه_اخفي
سبق پنجم از لطايف عالم امر، لطيفه اَخفی مي باشد، اين لطيفه مدركه كه از جانب خداوند در هر دو كليه انسان به وديعه گذاشته شده اندبراي ذكر و تزكيه آن را در وسط جناق سينه انسان مشخص نموده اند، كه قبل از تزكيه و فعال شدن بوسيله ذكر الله محل شهوت، جرأت، شجاعت و حرص است و چون سالك در محل اين لطيفه (وسط سينه) ذكرنمايد، صفات ذميمه فوق از او پاك شده و صفات حميده در آن نمودار مي گردند، اخفي مقام ولايت سرور كائنات و اشرف و خاتم انبياء حضرت محمد صلي الله عليه و سلم مي باشد، نور آن در صورت تصفيه فوق العاده سياه و بعضي گفته اند سبز رنگ است، و اصل آن تجلي شأن جامع است؛ چون مبداء تعيين حضرت ختمي مرتبت صلي الله عليه و سلم ذات بحت (ذات مطلق) معرات عن الصفات و شئونات (در نظر سالك زيرا خداوند هرگز فارغ و جدا از صفات نيست). اخفي عالم غيب الحوري الهويه الالهيه است. با سبق لطيفه اخفي، ذكر لطائف عالم امر جهت تزكيه و تصفيه تمام مي شود، و بعد از آن به ذكر عالم خلق ميپردازيم.
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
| 2 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝34💝
🍃 #تزکیه 🌷 #ذكر_اسباق 🍃
#ذكر_لطيفه_خفي
سبق چهارم، لطيفه خَفي است. خَفيي كه لطيفه مدركه و مودعه خداوندي در كيسه صفراء (زهره) انسان است، كه محل غم، ترس و غضب و غلظت است. محل آن براي جريان ذكر الله و جهت تزكيه و تصفيه در سينه به فاصله دو انگشت بالاي پستان راست مي باشد كه پس از ذكركردن، در اين محل و زنده شدن آن به ذكر الله، اخلاق ذميمه و ناپسند آن از بين رفته و مكان صفات خوب و حميده مي گردد، دراين موقع با نور سياه، محل تجلي صفات سلبيه خداوند مي شود. كه مقام و ولايت حضرت عيسي روح الله است؛ زيرا مبداء تعيين حضرت عيسي بن مريم صفات سلبيه خداوند، مثل «لا مِثل له و لا نِدَّله و لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد، ليس بمركب و لا جسم و لا جوهر» و غيره هستند.
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 71 |
| 3 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝33💝
🍃 #تزکیه 🌷 #ذكر_اسباق 🍃
#ذكر_لطيفه_سر
سبق سوم، لطيفه سِر است، سِر يك لطيفه مدركه از جانب خداوند در طحال است، سبب خنده و شادي و غرور مي باشد، محل آن را براي ذكر كردن، جهت تزكيه در سينه به اندازه دو انگشت بالاي پستان چپ گفته اند.
اگر در اين محل ذكركرده شود، تا آن زنده و فعّال گردد صفات ناپسند آن مضمحل شده و اوصاف خوب و پسنديده مثل تواضع و فروتني، شكستگي و پشيماني از انجام كارهاي زشت بر سالك حاصل مي گردد، اصل سِر از عالم جبروت و نور آن در صورت تزكيه سفيد خواهد بود كه محل تجلي شئونات ذاتيه (اسماء الحسني) پروردگار مثل لفظ كليم، سميع، بصير، عليم و هر چه بر اينوزنند.
سِر مقام ولادت حضرت موسي كليم الله است؛ زيرا مبداء تعيين حضرت موسي عليه السلام شيونات ذاتيه خداوند سبحان مي باشد.
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 120 |
| 4 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝32💝
🍃 #تزکیه 🌷 #ذكر_اسباق 🍃
#ذكر_لطيفه_روح
دومين سبق، ذكركردن در لطيفه روح است، روح يك لطيفه مدركه رباني و منطبع در بدن و مودعه در كبد است كه به اندازه فاصله دو انگشت زير پستان راست قرار دارد، محل رحمت، محبت، و سرور و همچنين صفراء و سوداء است و اگر سالك تزكيه روح را با ذكر نمودن، در محل آن حاصل كند، اخلاق حميده بر طبع او غالب ميآيد، و اخلاق زشت و ذميمه كه متعلق به صفراء و سوداء هستند، بر طرف مي گردند.
نور روح سرخ است كه در صورت تزكيه و بدست آوردن كشفيات، مشاهده مي شود. روح مقام مرتبه ولايت حضرت نوح عليهالسلام و حضرت ابراهيم عليه السلام مي باشد و از عالم ملكوت و ارواح بوده و اصل آن تجلي صفات ثبوتيه خداوند است، زيرا مبداء تعيين حضرت نوح عليه السلام و حضرت ابراهيم عليه السلام صفات ثبوتيه خدا، مثل حيات، بقاء، علم، قدرت، بصر، سمع، كلام و اراده مي باشد.
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 101 |
| 5 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝31💝
🍃 #تزکیه 🍃
#ذكر_اسباق
1ـ ذكرلطيفه قلب
2ـ ذكرلطيفه روح
3ـ ذكرلطيفه سر
4ـ ذكرلطيفه خفي
5ـ ذكرلطيفه اخفي
6ـ ذكرلطيفه نفس
7ـ ذكرلطيفه قالبيه (سلطان الاذكار)
8ـ ذكرلطيفه نفي و اثبات (لا اله الا الله)
#ذكر_لطيفه_قلب
وجه تسميه قلب اين است كه محل انقلاب و دگرگوني خواطرمي باشد و در بدن انسان دائم التقلب از شر بسوي خير و يا بر عكس آن است، فرمانده ي تمام اعضاست و هر دستوريكه بدهد جوارح از آن فرمانبرداري ميكنند. هدف از آن قلب اين قلب صنوبري ما نيست، بلكه لطيفه اي است مدركه كه خداوند در اين قلب مادي وديعه گذاشته است و اگر آن اصلاح شود كل بدن تزكيه و اصلاح مي گردد.
در حديث شريف است كه «اِذَاصَلُحَتْ صَلُحَ اَلْجَسَدَكُلُّه» ميل و گرايش جانب اراده آنرا وجه قلب ميگويند. قلب در محل سينه، به فاصله دو انگشت زير پستان چپ قرار دارد، بعد از ذكر و تصفيه در آن محل در صورت احراز كشف، با نور زرد رنگ محل تجلي صفات فعليه خداوند متعال قرار ميگيرد. و در مرتبه آن مقام ولايت حضرت آدم عليه السلام است كه اصل تمام صفات فعليه مثل تخليق و ايجاد، احداث، احياء، اماتة، انعام، ايلام و غيره مي باشد.
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 151 |
| 6 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝30💝
🍃 #تزکیه 🍃
#يقين : يقين در اصطلاح علماء رسوخ اعتقاد جازم را گويند و نزد سالكان در معني يقين اختلاف است و تعاريفي بر آن شده است از اين قرار:
1ـ تحقيق تصديق به غيب است به واسطه ازاله هرگماني.2ـ مكاشفه است 3ـ چيزي است كه قلوب بيند نه عيون.4ـ مشاهده است.5ـ ظهور نور حقيقت است.6ـ مشاهده غيوب است به كشف قلوب و ملاحظه اسرار است به مخاطبه افكار.
جنيدگويد: يقين عبارت از ارتفاع و برخواستن شك است.
ذوالنون گويد: آنچه را چشم سر بيند علم خوانند و آنچه را دل بينديقين خوانند.
ورّاق گويد: يقين نوري است كه عبد در احوالش با آن كسب نور و روشنايي معرفت ميكند.
و باز او گويد: يقين نتيجه توحيد است و هر كس در توحيد پاك شد، يقين او پاكمي شود.
يقين، اصل و منتهي اليه جميع احوال است، در يقين فيض الهي چنان سالك را ثابت و استوار مي دارد، كه هيچ شك و ريبي نمي تواند به قلب راه يابد و عارف در اين حالت، وجودش از تمام رذائل پاك مي شود و فضائل و عنايات الهي سراسر آن را فرا ميگيرد.
سعدي در غزلي داروي نهايي را شستشوي وجود معنوي در آب خرابات يقين مي داند:
از صومعه رختم بخرابات برآيد
گرد از من و سجاده و طامات بر آيد
تا خلوتيان سحر از خواب در آيند
مستان صبوحي بمناجات بر آريد
در باغ أمل شاخ ارادت بنشانيد
در بحر عمل در مكافات بر آريد
رو ملك دو عالم به مييك شبه بفروش
گو زهد چهل ساله به هيهات بر آريد
تا گرد ريا گم شود از دامن سعدي
رختش همه در آب خرابات بر آريد.
تذكر: اگر برادران رهرو در تصوف نيك بينديشند، متوجه عظمت سلوك مي شوند، كه همه مقامات و احوال بايدسالك را «توحيدي» كنند، بگونهايكه، چنان بيدار باشند كه خاطرات شيطاني و نفساني را از خواطررحماني تشخيص دهند و هر مكاشفه اي كه آنان را از اصل توحيد دور كند دام شيطان بدانند و صحت و سقم آن را با قلب آگاه بشناسند چنانكه ملاي روم ميگويد:
من زمكر نفس ديدم چيزها * او برد از سحر خود تمييزها.
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 160 |
| 7 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝29💝
🍃 #تزکیه 🍃
در شرح كلمات بابا طاهر آمده است: «المراقبهُ علمُ اليَقينِ والمشاهدهُ عينُ اليقينِ» مراقبت علم اليقين و مشاهده عين اليقين است.
خواجه عبدالله گويد: « #مشاهده نهال حقايق يقين است، بيرون از تعلم و تلقين است. مشاهده دور است از خيال و ظنون، هم باسرار است و هم بعيون.
مشاهده يكي در حال مشاهده خلق است و يكي در مشاهده حقيقت غرق است آنرا كه ننمودند در آنچه بود كه ديد و آن را كه نمودند در آن نمود نرسيد. كسيكه از پروانه خبر نجويد، پروانه از حال حرقت سَمَرنگويد.
مشاهده، ديدن اشياء است بدلائل توحيد، صاحب مكاشفت بعلمش نزديك شود و صاحب مشاهدت را معرفتش محو كند، مشاهده فوق مكاشفه است زيرا مشاهده عين مقام جمع است و سالك بايديقين كندكه مشاهدةحقيقت براي او ممكن بُوَد و پيوسته مراقب باشد و بداند كه چه وقت مشاهده حاصل مي شود.( فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبيرات عرفاني / 433. به نقل از شرح منازل ـ رساله قشيريه ـ كشف المحجوب )
هجويري ميگويد: «و حقيقت مشاهدت بر دو گونه باشد يكي از صحت يقين و ديگر از غلبه محبت كه چون دوست اندر محلّ محبّت به درجه كمال رسيدكه كليّت وي همه حديث دوست گردد جز او را نبيند چنانكه محمد بن واسع گويد: « مَارَأَيِت ُشَيْئا ًقَطُّ اِلّا و رَأَيْتُ اللهَ فِيهِا بِصِحَّهِ اليَقِين» هرگز چيزي را نديدم مگر، خدا را بصحت يقين در آن ديدم. شبلي گويد: «مَارَأَيْتُ شَيْئاً قَطُّ الّااللهَ» يعني بغلبات المحبّه و غليان المشاهده. هرگز چيزي را نديدم مگر خدارا با غلبه محبّت و غليان مشاهده ديدم.
از ابويزيدپرسيدندكه عمر تو چند است؟ گفت: چهار سال، اين چگونه باشد؟ گفت: هفتاد سال است تا در حجاب دنياام اما چهار سال است تا وي را ميبينم و روزگار حجاب از عمر نشمردم.( كشفالمحجوب چاپ ژوكوفسكي /432ـ 427.)
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 157 |
| 8 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝28💝
🍃 #تزکیه 🍃
حافظ ميفرمايد:
در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود
از گوشه اي برون آي اي كوكب هدايت
از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نيفزود
زنهار از اين بيابان وينراهِ بينهايت
اين راه نهايت صورت كجا توان بست
كش صد هزار منزل بيش است در بدايت.
و همين حيرت است كه منجر به حال «مشاهده» مي شود.
#مشاهده : اصطلاحات صوفيه مثل اصطلاحات علوم مادّي ثابت نيست و بكار بردن لغات و تعبيرات در بين نويسندگان صوفي بر يك منوال نمي باشد از جمله در موضوع «حال مشاهده» تعبيرات بسيار متنوع است كه ما تا آن پايه كه براي روشن ساختن موضوع لازم است در اينجا بشرح آن ميپردازيم. در طي «حال مشاهده» است كه براي عارف حالاتي پيش ميآيد كه با لغات «اشراق» و «جذبه» و «بيخودي» و «فناء» بايد آن را وصف كرد. بطوريكه در «حال طمأنينه» و مخصوصاً طمأنينه خواص گفته شد گاهي براي سالك حيرت مخصوصي پيدامي شود كه طالب براي سرگرداني و تحيّر و انقلاب رو بنورالهي پيش مي رود و فيالمثل در حكم مسافريكه از مارپيچها و درّه ها و بلنديهاي كوهي بالا رفته و از محالك و پرتگاه ها و گاهي راه هاي ظلماني گذشته باشد و ناگهان چشمش به اشعه آفتاب درخشاني بيفتد معلوم است كه در ابتداي اين تغيير، ناگهان چگونه دچار اندهاش مي شود و بواسطه عدم انس و اعتياد به نور، چشمش خيره مي گردد، حتّي مجبور مي شود كه چشمش بر هم گذارد و روي خود را مخفي سازد ولي اندك اندك با روشنايي آشنا شده، بچشم دل به مشاهده جمال الهي مأنوس مي شود.
خداوند در قرآن در سورة «نور» به نور زمين و آسمان وصف شده است:
(اَللهُ نُوْرُالسَّمَاوَات ِوَالْاَرْضِ...) نور / 35. البته اين نور با چشم سر ديده نمي شود بلكه فقط با چشم دل مي توان آن را ديد.
ديدن با چشم دل عبارت از اين است كه قلب به نور يقين حقيقتي را كه در عالم غيب مخفي است ببيند و بقول هاتف اصفهاني:
چشم دل باز كن كه جان بيني * آنچه ناديدني است آن بيني
و اين است مقصود از بياني كه به حضرت علي بن ابي طالب رضي الله عنه نسبت داده شده است كه پرسيدندآيا خدا را مي بيني؟ فرمود «لَا اَعْبُدُرَباً لَمْ اَرَهُ» پروردگاري را كه نميبينم عبادت نميكنم.
رودباري درباره «مشاهده» ميگويد: «المشَاهَداتُ للقُلُوْبِ و المكاشفاتُ للأسرارِوالمعايناتُ للبصائرِ و المراعاتُ للأبصار».
مشاهدات براي قلوب و مكاشفات براي اسرار و معاينات براي بصائر و مراعات براي ابصار است.
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 171 |
| 9 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝27💝
🍃 #تزکیه 🍃
ابو نصر سرّاج در لمع ميگويد: « #اطمينان بر سه قسم است:
يكي اطمينان عامّه است كه چون به ذكر خدا مشغول شوند اطمينان بيابند به اينكه خداوند دعاي آنها را اجابت خواهد فرمود و روزي آنها را خواهد رسانيد و آفات را از آنها دفع خواهد كرد، اين اشخاص در حال، داراي نفس مطمئنّه هستند يعني مطمئنه به ايمان و اعتقاد.
قسم دوم، اطمينان خواص است كه راضي به قضاء الهي هستند و در بلا صابرند و حال اخلاص و سكونت خاطر و اعتماد دارند و بر كلام الهي كه (انّ الله مع الّذين اتّقوا و الّذين هم محسنون) نحل/128 و (انّ الله مع الصابرين) دلبسته و بدان اُميدوارند.
قسم سوم، اطمينان اخصّ خواص است كه در وادي حيرت سرگردان مي شوند زيرااينها در مقام خداوند بطوري مأخوذ به هيبت و عظمت او هستند و بطوري واقفندباينكه خداوند «لا يُدْرَكُ» يعني خداوند ادراك نمي شود و مصداق (وَلَيْسَ كَمِثْلِه ِشَئٌ) شوري/11 يعني هيچ چيز مانند خدا نيست و (لَمْ يَكُن لَهُ كُفُواً اَحَد) اخلاص/4 يعني بر ايشان همتايي نيست، است كه سكونت قلب ندارد بلكه در عطش تمنّي واقع اند و «ربِّ زِدْني فيك تحيّراً» يعني خداوندا تحيّر مرا در وجودت زيادكن، ميسرايند.
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 206 |
| 10 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝26💝
🍃 #تزکیه 🍃
هجويري گويد: #انس و #هيبت دو حالتند از احوال سالكين و آن، آن است كه چون حق تعالي به دل بنده تجلّي كند به شاهد جلال نصيب وي اندر آن هيبت بُوَد و باز چون به دل بنده تجلّي كند به شاهد جمال نصيب وي اندر آن انس باشد، تا اهل هيبت از جلالش بر تعب باشند و اهل انس از جمالش بر طرب، فرق است ميان دلي كه از جلالش اندر آتش دوستي سوزان بُوَد و آن دلي كه از جمالش در نور مشاهده، فروزان، و گروهي گويندهيبت درجه عارفان است و انس درجه مريدان.( كشفالمحجوب /491.)
ابن عطا گفته است: «هر كه ادب يافته بود به آداب صالحان او را صلاحيت بساط كرامت بُوَد، هر كه ادب يافته بود به آداب صديقان او را صلاحيت بساط مشاهده بود و هر كه ادب يافته بود به آداب انبياء او را صلاحيت بساط انس بود و انبساط».( تاريخ تصوف / 353 به نقل از تذكرهالاولياء.)
#اطمينان : اطمينان و آرامش دل ثمره ي ايمان كامل است به اينكه خداوند يكي است و بازگشت همه به اوست و داراي جميع صفات كماليه از علم و قدرت و رحم و عنايت و شفقت و حكم و امثال آن است و او آفريدگاريگانه است و هر چه آفريده چنان ميبايدكه هست و در عالم امكان بهتر از آنچه هست ممكن نيست و هر چيزي بجاي خويش نيكو است اگر چه حكمت آن بر بنده پوشيده باشد. اطمينان ضد دغدغه و پريشاني دل است. در اين حالت، سالك هر چه مييابد آن را بر مبناي حكمتي مي داند و قلب به آرامش مي رسد و سؤالي براي او در فلسفه خلقت و حيات باقي نمي ماند چنانكه حضرت ابراهيم خليل گفت: (ربّ اَرنِي كَيف تُحيِي المَوتَي قَالَ اَوَلَم تُؤمِن قَالَ بَلي وَلكِن لِيَطْمَئِنّ َقَلْبِي) البقره / 260 يعني پروردگارا به من نشان ده چگونه مرگان را زنده ميكني؟ گفت: آياايمان نداري!؟ گفت: آري ايمان دارم ولي سؤالم براي اين است كه تا قلبم آرامش و اطمينان يابد.
قرآن ميفرمايد: قلوب با ذكر خدا آرامش پيداميكنند (اَلابذكراللهِ تَطْمَئِنّ القُلوب) رعد /28 يعني آگاه باش كه با ذكر (ياد) خدا قلبها آرامش مي يابند.
و باز قرآن اعلام مي دارد كه نفس مطمئنه است كه به سوي پروردگارش رجعت ميكند. سالك چون به اين مرحله از معرفت و درك فيض الهي برسد قلبش مركز نور و مهر و محبت مي گردد و آرامش و اطمينان بر آن استيلاء مييابد.
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 195 |
| 11 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝25💝
🍃 #تزکیه 🍃
#شوق و #انس
شوق: شوق، ميل زياد است و در اصطلاح، هيجان شديد و ميل قلبي است براي رسيدن به محبوب و خلاصه، هدف از شوق همان داعيه لقاء محبوبست و گفته اند: «الشَّوْقُ ثَمَرَهُ الْمَحَبَّهِ» شوق نتيجه محبت است.
ذوالنون گويد: « الشوق اعلي الدّرجاتِ و اعلي المَقاماتِ» شوق بالاترين درجات و مقامات است.(كشّاف /411.)
خواجه عبدالله انصاري گويد: حكايت شوق از پس ولايت ذوق مسلّم است.
شوق آتشي است كه شعله شعاع آن از نيران محبت خيزد و بوي عودِ وجود از احتراق چهره افنراقي او برانگيزد، قاعده ي انتظار، خراب كند و عاشق را بي قرار، او سبب طلب است اگر چه طلب، بي سبب است، اوست راهبر بكوي محبّت و آبخورِجويِ صحبت كه جيحون مهر به جوش آرد، تا عشق را در خروش آرد.(رسائل خواجه عبدالله /12 ـ دستور العلماء ج 2/224.)
يحيي بن معاذراضي ميگويد: «علامت شوق آن است كه جوارح از شهوات نگهداري و علامت شوق بخداي، دوستي حيات است با راحت به هم يعني چون حيات بُوَد و رنج نبود كه بسوزاندشوقش زياد شود.( تاريخ تصوف / به نقل از تذكرهالاولياء /352.)
اُنس: انس نيز از طَبَعِ محبّت و آثار آن است و عبارت است از استبشار قلب فرح آن به مطالعه جمال محبوب.
انس در لغت ضد توحّش و وحشت است و سكون قلب مي باشد.
ابو حمزه خراساني را از اُنس پرسيدند گفت: «ضيق الصدر عن معاشره الخلق و ليس كلّ من يصلُح للمجالسه يصلُح للموانسه» يعني ناراحتي قلب از معاشره با خلق و هر كس كه صلاحيت هم نشيني را داردصلاحيت انس گرفتن را ندارد.
شبلي گويد: انس عبارت از وحشت است از خود و انس با حق، و پست ترين مقام انس آن بود كه صاحب آن را در آتش اندازند و او محبوب خود را فراموش نكند و از خود غايب باشد چنانكه خليل الرحمن (ابراهيم) در آتش نمروديان خود را فراموش كرد و همواره بياد محبوب خود بود(رسائل خواجه عبدالله / 122ـ 222 ـ شرح تعرف ج 3/163.)
بعضي گويند: عبارت از اين است كه به اذكار انس گيرد و غير حق را نبيند، با دوست چنان افتد كه غير دوست را فراموش كندچنانكه حضرت رسول صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اشَدّالنَّاسِ بلاءًالانبياءُثُمَّ الامثل فالامثلُ» بلاكشترين مردم انبياء هستند سپس مانند آنان و مانند آنان.
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 208 |
| 12 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝24💝
🍃 #تزکیه 🍃
#رجا : يعني اميدواري و در اصطلاح تعلّق قلب است بحصول امري محبوب در آينده، در مصباح آمده است: رجا ارتياح دل است به ملاحظه كرم مرجو (آرامشي است كه دل به كرم محبوب دارد).
جنيد گويد: «الرّجاءُ ثقة الجود من الكرم الموجود» (فَمَنْ كَانَ يَرْجُوْا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلَاً صَالِحَاً) الكهف / 110.
رجا، اطمينان بخشش از كرم موجود است، قرآن مي فرمايد: هر كس بلقاي پروردگارش اميدوار باشد كار نيك انجام دهد»(مصباح الهدايه / 392 ـ تاريخ تصوف /646.) از معناي آيه مباركه مي فهميم كه اميد به بخشش الهي بايد همراه عمل نيك و پسنديده باشد و كساني كه بعنوان اعتقاد به بخشندگي گناه مي كنند، حال «رجا» ندارند.
در شرح منازل السالكين است كه رجا ضعيف ترين منازل مريد است زيرا رجاء جز به اعمال و ديدن اعمال نباشد و خواص را التفاتي به اعمال خود نيست و فضل حق را رؤيت كنند.(شرح منازل / 54.)
شقيق بلخي گفته است: اصل طاعت، خوف است و رجا و محبت، علامت خوف، ترك محارم است و علامت رجا، طاعت دايم است و علامت محبت شوق و انابت لازم است، و هر كه با او سه چيز نبود از دوزخ قيامت نجات نيابد امن و خوف و اضطرار، بنده ي خايف آن است كه او را خوفي است در آنچه گذشت از حيات تا چون گذشت و خوفي است كه نمي داند تا بعد از اين چه خواهد بود.(تذكره الاولياء /ج1 / ذكر شقيق بلخي.)
غزّالي مي گويد: «و حق تعالي وحي فرستاد به يعقوب عليه السلام كه: داني كه يوسف را از تو چرا جدا كردم؟ از آنكه گفته اي: (اَخَافُ اَنْ يَأكُلَهُ الذِّئبَ و اَنْتُم عَنْهُ غَافِلُونَ) يوسف آيه 13 يعني مي ترسم كه گرگ او (يوسف) را بخورد در حالي كه شما از او غافل باشيد.
از گرگ ترسيدي و به من اميد نداشتي، و از غفلت برادران وي انديشيدي و از حفظ من ياد نكردي؟
حضرت علي رضي الله عنه يكي را ديد نوميد از بسياري گناه خويش، گفت: نوميد مشو كه رحمت وي از گناه تو عظيم تر است.
خوف و رجا دو بال طيران روح آدمي اند، سالك از عاقبت خود مي ترسد و اجازه نمي دهد كه شيطان و نفس از او «بت عُجب» و خود پسندي بسازند او در هر پلّه اي، خود را ناقص مي بيند و هميشه در جست و جوي كمال است و از اين نظر است كه مي گويند صوفي «ابن الوقت» يعني فرزند زمان است، ابن الوقت كسي است كه هر لحظه از لحظات حيات و ثانيه ها و دقايق سلوك را مغتنم مي شمارد به آنچه كه دارد، راضي نيست و هميشه در اين انديشه است كه فرصت موجود را در كسب معرفت و گرفتن فيض الهي از دست ندهد، او از زندگي روحي و معنوي خويش لذّت مي برد و به كرم عنايت و بخشش خداوند اميدوار است، و اعتقاد به عنايت الهي او را در حركت عرفاني و وصول به مقامات سلوك، ياري مي كند.
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 217 |
| 13 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝23💝
🍃 #تزکیه 🍃
امام غزّالي گويد: «و درجات #خوف متفاوت بود : اگر از شهوات باز دارد نام وي عفّت بُوَد، و اگر از حرام باز دارد نام وي وَرَع بُوَد، و اگر از شبهات باز دارد و يا از حلال باز دارد كه از وي بيم حرام بُوَد نام وي تقوي بُوَد، و اگر از هر چه جز زاد راهست باز دارد نام وي صدق بُوَد و نام آنكس صدّيق بُوَد، و عفت و ورع در زير تقوي آيد، و اين همه در زير صدق آيد.
و هر كه به خداي تعالي عارف تر بُوَد ترسانتر بُوَد، و رسول صلي الله عليه و سلّم از اين گفت: «عارف ترين شماام و ترسانترين» و ازين گفت: ( انّما يَخْشَي اللهَ مِنْ عِبَادِهِ الّعُلَمَاءُ)فاطر / 28 يعني از ميان بندگان تنها عالمان از خداوند مي ترسند. و هر كه جاهل تر بُوَد ايمن تر بُوَد، و به داود عليه السلام وحي آمد كه: يا داود از من چنان ترس كن كه از شير خشمگين مي ترسي.
خوف را سه درجه است يكي خوف عامّه كه از سطوت خداوند مي ترسند نه از روي معرفت صحيح و اين قسم خوف شبيه به خوف كوكان است، خوف قوي و حد افراط نيز مذموم است؛ زيرا ترس از درجه معيّني كه گذشت منجر به نااميدي و يأس مي شود. خوف ممدوح و پسنديده خوف معتدل است كه هم از معاصي باز مي دارد و هم بر طاعت تحريض مي كند.
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 230 |
| 14 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝22💝
🍃 #تزکیه 🍃
#خوف و #رجا: خوف و رجا دو بال سالك براي حركت به سوي جانان است.
خوف: خوف به معني ترس است و از جمله منازل و مقامات عرفاني است كه سالك از عقوبت و پايان كار و از وساوس و مكر نفس مي ترسد، خوف از عقوبت براي توده مردم است و خوف از مكر، مخصوص محبّان صفات جمال الهي است.
از ابو عمر دمشقي نقل است كه گفت: خائف كسي است كه از نفس خود زيادتر از دشمن كه شيطان است بترسد. و باز گفته شده است كه: خائف كسي است كه در حقيقت از هر چيزي كه خلق از او بترسد، آن چيز از آن بنده بترسد.(فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبيرات عرفاني / 202.)
خواجه عبدالله انصاري در ذيل آيه ي (وَ اَنْذِرْ بِه الّذين يخافون...) انعام / 51 گويد: خوف در اين آيه بمعني علم است و ترسنده به حقيقت اوست كه علم ترس داند، ترسِ بي علم ترسِ خارجيان است، و علم بي ترس زنديقانست و ترس با علم صفت مؤمنان و صدّيقانست و اين است صفت درويشان صحابه، و اصحاب صفّه را هم ترس بود ايشان را هم علم.
هم اخلاق بود ايشان را و هم صدق، ظاهري شوريده و باطني آسوده، قلّاده معيشت و نعمت گسسته و راز ولي نعمت بدل ايشان پيوسته، چشمهاشان چون ابر بهاري و رويها چون ماه تابان، همه در آن صفّه صف كشيده و نور دل ايشان بر هفت طبقه ي آسمان پيوسته، زهي دولت و كرامت، زهي مرتبت و منقبت پير طريقت گفت: در باديه مي شدم درويشي را ديدم كه از گرسنگي و تشنگي چون خيالي گشته و آن شخص وي از رنج و بلاء بخلالي باز آمده و سر تا پاي وي خونابه گرفته، درين بوم كه ناگاه از سر و جد خويش برخواست و خود را بر زمين مي زد و مي گفت:
من پاي برون نهادم اكنون زميان
جان داند با تو و تو داني با جان
در كوي تو گر كشته شوم باكي نيست
كو دامن عشقي كه بر او چاكي نيست؟
(عدّه الابرار ج /5/369.)
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 245 |
| 15 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝21💝
🍃 #تزکیه 🍃
#محبت : در تعريف آمده است كه محبّت يعني دوستي و عبارت از غليان دل است در مقام اشتياق بلقاء محبوب.
ابو القاسم قشيري گويد: «محبّت محو محب است بصفاته و اثبات محبوب است بذاته كه تمام صفات خود را در طلب محبوب نفي كند».(كشف المحجوب / 487.)
در شرح كلمات بابا طاهر آمده است: «المَحْبُهُ اَوَّلُهَا اِخّتِيَارٌ وَ اَوِسَطُهَا اِفْتِخَارٌ وَ آخَرُهَا اِخْتِيَارٌ» يعني آغاز محبّت، اختيار و ميانه اش نياز مندي و پايانش (باز) اختياراست. مدعي محبّت را در اول آزمايش كند بانواع بلاها تا صدق و كذب از هم جدا شود»(محبت نامه /46 ـ واردات غيبي / 269 ـ كشف المحجوب /398 ، 193.)
غزّالي مي گويد: محبت هفت علامت و صفت مميّزه دارد كه سالك بايد متّصف به آنها باشد:
1ـ از مرگ بيزار نباشد.
2ـ چنان خداوند را دوست بدارد كه خواست او را بر خواسته ي خويش ترجيح دهد، فضيل گويد: كه اگر تو را گويند خداي تعالي را دوست داري خاموش باش، كه اگر گويي نه، كافر شوي و اگر گويي دارم فعل تو با افعال دوستان نماند.
3ـ محبت خداوند را هر لحظه در دل، احساس كند، به آن وَلَع داشته باشد.
4ـ قرآن، كلام خدا و حضرت رسول صلي الله عليه و سلّم را دوست بدارد و به همه ي خلق و بندگان و آفريدگان الهي مهر بورزد.
5ـ در خلوت نشستن و مناجات كردن حريص باشد و آرزو كند كه شب فرا رسد تا از كارهاي روزانه فارغ شود و با آرامش در خلوت با دوست مناجات كند.
6ـ عبادت بر او آسان شود و سنگيني آن در او از بين برود.
7ـ همه ي بندگان مطيع خداوند را دوست بدارد و نسبت به همه دلسوز و با رحم و مهربان باشد و كافران و عاصيان را دشمن گردد، يكي از پيامبران پرسيد بار خدايا اولياء و دوستان تو كي اند؟ گفت: آنها چنانكه كودك بر مادر شيفته باشد بمن شيفته باشند و چنانكه مرغ به آشيان پناه برد به ذكر من پناه برند و چنانكه كه پلنگ خشمگين شود و از هيچ چيز ترس ندارد از اينكه كسي گناه و نافرماني كند، خشمگين شوند.(كيمياي سعادت ج 2 / منجيات / علامات محبت /853/854)
مولانا جلال الدين رومي در دفتر دوم مثنوي در مورد محبت ابياتي دارد كه قسمتي از آن نقل مي شود:
از محبت نار نوري مي شود
و از محبت ديو حوري مي شود
از محبت سنگ روغن مي شود
بي محبت موم آهن مي شود
از محبت حزن شادي مي شود
و از محبت غول هادي مي شود
از محبت نيش نوشي مي شود
و از محبت شير موشي مي شود
از محبت سقم صحت مي شود
و از محبت قهر رحمت مي شود
از محبت مرده زنده مي شود
و از محبت شاه بنده مي شود
اين محبت هم نتيجه دانش است
كي گزافه بر چنين تختي نشست
دانش ناقص كجا اين عشق زاد
عشق زايد ناقص اما بر جماد
بر جمادي رنگ مطلوبي چو ديد
از صفيري بانگ محبوبي شنيد!
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 255 |
| 16 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝20💝
🍃 #تزکیه 🍃
ابو بكر شبلي مي گويد: «پيش نوري (ابوالحسن نوري عارف مشهور) شدم او را ديدم به #مراقبت نشسته كه مويي بر تن وي حركت نمي كرد گفتم: مراقبتي چنين نيكو از كه آموختي گفت از گربه اي كه بر سر موش بود و او از من بسيار ساكن تر بود».(- تذكره الاولياء 2/52.)
قرب: حال مراقب، سالك را به خداوند نزديك مي كند. اين نزديكي در بعد مادي و فاصله اي نيست بلكه عارف با قلب خويش وجود بي نهايت خدا را احساس مي كند، احساسي برتر از حواس ظاهري. در قرآن مجيد آياتي ذكر شده است كه صوفيان در زمينه «قرب» به آنها استناد مي نمايد. مثلاً (و اذا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قريب...) بقره / 185. هر گاه بندگان من از تو درباره ي من سؤال كنند من نزديك هستم. (نَحْنُ اَ قْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيْدِ) ق/16. من از رگ گردن به او (انسان) نزديكترم. و (وَ نَحْنُ اَ قْرَبُ اِلَيْهِ مِنْكُمْ وَ لكِن لا تُبْصِرُوْنَ) الواقعه /85 . و ما به او (محتضر و كسي كه در حال مرگ است) از شما نزديكتريم ولي نمي بينيد.
ابو نصر سراج در لُمع در مبحث «حال قرب» مي گويد: «حال قرب از احوال بنده اي است كه به قلب خود نزديكي خدا را مشاهده كند و با طاعات و جمع همِّ خود از راه دوام ذكر خدا در ظاهر و باطن بحقّ تعالي تقرّب بجويد و اهل قرب بر سه حالند:
اوّل متقرّبون خدا بانواع طاعات براي آنكه مي دانند خدا عالم است و نزديك آنها است و قادر بر آنهاست.
دوم حال متحقّقين در قرب كه به هر چه نگاه مي كنند خدا را نزديكتر به آن چيز مي بينند تا خود را.
سوم حال بزرگان و اهل نهايت است كه بايد از مرحله ي مبتديان بگذرند و بطوري فاني شوند كه قرب خود را نبينند يعني خودِ حالِ قرب فراموش شود و بنده از بيخودي نداند كه در حال قرب است.
شاعر گويد:
نحنُ اقربْ از كتاب حق بخوان
نسبت خود را بحق نيكو بدان
هست حق از ما به ما نزديكتر
ما زدوري گشته جويان دربدر
از حجاب نفس ظلماني بر آي
تا شوي شايسته قرب خداي
(شرح گلشن راز / 920.)
سعدي گويد:
دوست نزديك تر از من به من است
وين عجب تر كه من از وي دورم
چه كنم با كه توان گفت كه او
در كنار من و من مهجورم
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 261 |
| 17 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝19💝
🍃 #تزکیه 🍃
اهل مراقبه را به سه حال مي توان شمرد:
اول حال #مراقبت آن است كه يقين پيدا شود كه خداوند بر تمام زواياي وجود و قلب سالك آگاه است و در آن صورت افكار و خواطر شيطاني نمي توانند به قلب او راه يابند.
دوم حال مراقبت آن است كه سالك در حال مراقبه جهان و مافيها را فراموش كند و جز خدا بكسي و چيزي نينديشد. احمد بن عطا گفته است: «خَيْرُكُمْ مَنْ رَاقَبَ الْحَقَّ بِالحَقِّ في فناء ما دونِ الحقِّ» يعني بهترين شما كسي است كه با حق، حق را در فناي غير حق مراقبت كند.
حال سوم در مراقبت حال بزرگان اهل مراقبت است كه مراقب خدا هستند و از خدا مي طلبند كه آنها را در حال مراقبت رعايت فرمايد يعني خداوند متولّي امر آنها باشد و به فضل خويش آنها را مصداق «وَ هُوَ يَتَوَلّي الصالحينَ» فرمايد. سالك در اين مقام بايد طوري باشد كه خود از ميان برخيزد و بين او و خدا هيچ حجابي باقي نماند، به جنيد بغدادي گفتند: «كه مي گويي حجاب سه است نفس و خلق و دنيا،گفت: اين سه، حجاب عام است، حجاب خاص سه است ديد طاعت و ديد ثواب و ديد كرامت»(تذكره الاولياء ج 2/34 – تاريخ تصوف /321 ـ 322.)
مولانا بلخي در مجلّد چهارم مثنوي در حكايت: «حمله آوردن اين جهانيان و تاخت بردن تا در بندان غيب» مي گويد:
گر مراقب باشي و بيدار تو
هر دمي بيني جزاي كار تو
چون مراقب باشي و گيري رسَن
حاجتت نايد قيامت آمدن
هين مراقب باش گر دل بايدت
كز پي هر فعل چيزي زايدت
و راز اين افزون ترا همّت بُود
از مراقب كار بالاتر رود.
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 264 |
| 18 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝18💝
🍃 #تزکیه 🍃
سالك در مرحله « #رضا » مطيع صرف اراده و مشيّت الهي است و عاشقانه هر بلا و مصيبتي را كه از خداوند به او رسد، مي پذيرد. هجويري در «كشف المحجوب» بعد از نقل اقوال صوفيان خراسان و عراق در اينكه آيا «رضا» از جمله مقامات است يا از احوال مي گويد: «و در جمله بدان كه رضا نهايت مقامات است و بدايت احوال، و اين محلّي است كه يك طرفش در كسب و اجتهاد است و يكي در محبّت و غَلَيَان آن و فوق آن مقام نيست و انقطاع مجاهدت اندر آن است پس ابتداء آن از مكاسب بُوَد و انتهاء آن از مواهب، كنون احتمال كند كه آن كه اندر ابتداء، رضاي خود بخود ديد گفت مقام است و آن كه اندر انتهاء رضاء خود به حق ديد گفت حال است».
بنابر اين مقام بر اثر مجاهده و تلاش و پيكار مجدّانه سالك پيش مي آيد و او بايد با زحمت و كوشش و تحمّل سختيها از مقامي به مقام بالاتري برسد اما حال فيض و واردي است معنوي كه از طرف حق به قلب سالك وارد مي شود بدون آنكه سالم در آمدن آن كمترين تأثيري داشته باشد و باصطلاح مقام كسبي است و حال «وَهَبي»، مقام بدست آودني است و حال كسب نكردني.
#احوال : احوال مكسر «حال» است، و «حال» معنايي است كه بدون اختيار و تعمد و جلب و اكتساب به قلب سالك وارد مي شود از قبيل طرب و حزن و قبض و بسط و شوق و ترس و غيره.
جنيد بغدادي گويد: «احوال مانند بروقند چون برق مي گذرد و همواره در ترقّي از حالي به حال ديگر متبدّلند و اگر باقي بمانند حديث نفسند يعني لطيفه ي الهي نيست و مكر نفس است نه احوال و احوال چون بروق باشند كه بنمايند و نپايند و آنچه باقي شود نه حال بُوَد كه آن حديث نفس و هوس طبع بُوَد».(كشف المحجوب / 472.)
#مراقبت : مراقبت نزد اهل سلوك عبارت است از يقين سالك باينكه خداوند در جميع احوال، عالم بر قلب و مطّلع بر رازهاي دروني است البته همين كه سالك يقين حاصل كرد باينكه خدا هميشه او را مي بيند و بر زواياي دروني او واقف و مطّلع است.
مراقب خواطر ناپسندي (انديشه هاي شيطاني) خواهد بود كه قلب را از ذكرخداوند باز مي دارد از پيغمبر روايت شده كه فرمود: خداي را چنان پرستش كن كه گويي او را مي بيني و اگر تو او را نبيني او تو را مي بيند.(- كتاي تعريفات سيّد شريف جرجاني ـ كتاب اللمع/ 55.)
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 289 |
| 19 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝17💝
🍃 #تزکیه 🍃
و مرحله ي هفتم «مقام #رضا» مي باشد: بدان كه همانا رضا ميوه اي از ميوه هاي محبّت بوده و بالاترين مقامات مقربين است و حقيت آن بسيار مبهم و مخفي است بر اكثر مردم.
و ثوري رضي الله عنه روزي نزد رابعه عدويّه چنين گفت: خدايا از من راضي باش، رابعه گفت: آيا از خدا حيا نمي كني از او طلب رضا مي نمايي و خود از او راضي نيستي.(احياء علوم الدين /ج4 / ص365.)
رضا آخرين مقام و عاليترين درجه ي عرفاني است. و همه منجيات كه پيش از اين گفتيم مقدّمات رضا هستند. كسي كه به اين مقام مي رسد كاملاً تسليم اراده ي الهي است يعني سالك چون ببركت طي مقامات، و كشف و شهود و اذكار اسماء الله از شرك خفي بيرون آمد و به دل و جان موحّد شد و خدا را منبع هر خير و بركت شمرد و معتقد شد كه او قادر و قاهر بر همه ي اشياء و عالم به حاجتِ هر موجودي است و از غير او از هيچ چيز نبايد بترسد و نيز به هيچ چيز ديگر اميدوار باشد البته مقتضي اين عقيده توكل خواهد بود و هر چه در عالم توحيد محكمتر باشد توكّلش بيشتر خواهد بود و چون دو مقدمه «توحيد» و «توكل» حاصل شود قهراً بمقام «رضا» واصل خواهد شد و ناچار به داده خدا رضا داده از جبين گره خواهد گشود. رضا بقضاي الهي ثمره ي محبت كامل به خدا است و عبارت است از اينكه قلب بنده در تحت حكم خداوند ساكن باشد و به تقدير اذعان كند.
در شرح كلمات بابا طاهر عريان آمده است كه «رضا آرامش نفس هنگام وارد قلبي و طمأنينه دل باحكّام وارد و تسليم در برابر قضا است».
ذوالنون گويد: «رضا به معني سرور قلب به هنگام قضا است».
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 299 |
| 20 | 🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💝16💝
🍃 #تزکیه 🍃
بدان كه #توکل سه درجه دارد:
درجه اول: توكل انسان به خدا مانند اعتماد و اطمينان به وكيلي كاردان و صادق و امانتدار.
درجه دوم: بالاتر از درجه اول، توكل انسان به خدا مانند حالِ بچه اي كه به مادرش اطمينان كامل دارد.
درجه سوم: اين درجه كه بالاترين درجات است به مانند رنگ زرد بيمار است گاهي دوام دارد و گاهي از بين مي رود.
كسي كه به درجه سوم رسيده در برابر خدا اختياري ندارد و ميداند كه خداوند هر چيزي را مقدر كرده اجرا مي كند. اما كسي كه در مقام دوم است فقط مي تواند به خدا كه وكيل حقيقي است متوسّل شود و لا غير، و اما كسي كه در مقام اول مي باشد بايد به خدا متوسّل شود و جز او غير را مؤثر نداند و مي تواند به وسائل و راه هايي كه خداوند مقرر نموده نيز توسّل جويد.(- مختصر احياء علوم الدين / 530.)
و ابو عَلي دقّاق توكل را به سه درجه تقسيم مي كند:
1ـ توكل 2ـ تسليم 3ـ تفويض.
متوكل به وعده ي خدا آرام مي شود و مسلم اكتفاء به علم او دارد و صاحب تفويض راضي به حكم اوست و اين اشاره اي است بر تفاوت درجات، نظر به اضافه منظور اليه چونكه علم اصل است و وعد تابع آن و حكم تابع وعد. (احياء علوم / ج4/ ص 281.)
📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء
مؤلف: استاد کمال الدین تخله
🗣 @mostanaddat 📡
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 | 317 |
