ar
Feedback
مستندات

مستندات

الذهاب إلى القناة على Telegram

🎓اثبات عقیده صحیح اهل سنت و جماعت با اسناد معتبر📚 🚨کپی برداری بدون ذکر لینک کانال مستندات ممنوع و غیر مجاز می باشد

إظهار المزيد
1 634
المشتركون
-124 ساعات
-37 أيام
-530 أيام
جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+10
في 1 قنوات
يونيو '26
+11
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '26
+6
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+5
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+3
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+73
في 10 قنوات
Get PRO
يناير '26
+12
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+23
في 4 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+49
في 7 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+8
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+13
في 2 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+23
في 4 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+9
في 2 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+5
في 3 قنوات
Get PRO
مايو '25
+10
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+25
في 4 قنوات
Get PRO
مارس '25
+76
في 14 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+77
في 6 قنوات
Get PRO
يناير '25
+39
في 4 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+39
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+25
في 2 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+19
في 2 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+32
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+38
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+22
في 2 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+29
في 5 قنوات
Get PRO
مايو '24
+20
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+39
في 5 قنوات
Get PRO
مارس '24
+100
في 8 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+50
في 8 قنوات
Get PRO
يناير '24
+23
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+35
في 4 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+16
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+16
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+11
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+26
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+52
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+20
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+15
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+33
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+40
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+21
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+23
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+36
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+16
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+19
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+26
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+17
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+29
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+16
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+44
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+90
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+32
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+28
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+50
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+39
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+32
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+32
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+36
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+71
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+31
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+40
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+68
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+73
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+40
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+45
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+66
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '20
+1 928
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
28 يوليو0
27 يوليو0
26 يوليو+1
25 يوليو0
24 يوليو0
23 يوليو0
22 يوليو0
21 يوليو0
20 يوليو+1
19 يوليو0
18 يوليو+1
17 يوليو0
16 يوليو+1
15 يوليو0
14 يوليو0
13 يوليو0
12 يوليو0
11 يوليو0
10 يوليو0
09 يوليو0
08 يوليو0
07 يوليو0
06 يوليو0
05 يوليو+3
04 يوليو+1
03 يوليو0
02 يوليو0
01 يوليو+2
منشورات القناة
Repost from مستندات
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💝29💝 🍃 #تزکیه 🍃 در شرح كلمات بابا طاهر آمده است: «المراقبهُ علمُ اليَقينِ والمشاهدهُ عينُ اليقينِ» مراقبت علم اليقين و مشاهده عين اليقين است. خواجه عبدالله گويد: « #مشاهده نهال حقايق يقين است، بيرون از تعلم و تلقين است. مشاهده دور است از خيال و ظنون، هم باسرار است و هم بعيون. مشاهده يكي در حال مشاهده خلق است و يكي در مشاهده حقيقت غرق است آنرا كه ننمودند در آنچه بود كه ديد و آن را كه نمودند در آن نمود نرسيد. كسيكه از پروانه خبر نجويد، پروانه از حال حرقت سَمَرنگويد. مشاهده، ديدن اشياء است بدلائل توحيد، صاحب مكاشفت بعلمش نزديك شود و صاحب مشاهدت را معرفتش محو كند، مشاهده فوق مكاشفه است زيرا مشاهده عين مقام جمع است و سالك بايديقين كندكه مشاهدةحقيقت براي او ممكن بُوَد و پيوسته مراقب باشد و بداند كه چه وقت مشاهده حاصل مي شود.( فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبيرات عرفاني / 433. به نقل از شرح منازل ـ رساله قشيريه ـ كشف المحجوب ) هجويري ميگويد: «و حقيقت مشاهدت بر دو گونه باشد يكي از صحت يقين و ديگر از غلبه محبت كه چون دوست اندر محلّ محبّت به درجه كمال رسيدكه كليّت وي همه حديث دوست گردد جز او را نبيند چنانكه محمد بن واسع گويد: « مَارَأَيِت ُشَيْئا ًقَطُّ اِلّا و رَأَيْتُ اللهَ فِيهِا بِصِحَّهِ اليَقِين» هرگز چيزي را نديدم مگر، خدا را بصحت يقين در آن ديدم. شبلي گويد: «مَارَأَيْتُ شَيْئاً قَطُّ الّااللهَ» يعني بغلبات المحبّه و غليان المشاهده. هرگز چيزي را نديدم مگر خدارا با غلبه محبّت و غليان مشاهده ديدم. از ابويزيدپرسيدندكه عمر تو چند است؟ گفت: چهار سال، اين چگونه باشد؟ گفت: هفتاد سال است تا در حجاب دنياام اما چهار سال است تا وي را ميبينم و روزگار حجاب از عمر نشمردم.( كشفالمحجوب چاپ ژوكوفسكي /432ـ 427.) 📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء مؤلف: استاد کمال الدین تخله 🗣 @mostanaddat 📡 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺

2
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💝28💝 🍃 #تزکیه 🍃 حافظ ميفرمايد: در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود از گوشه اي برون آي اي كوكب هدايت از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نيفزود زنهار از اين بيابان وينراهِ بينهايت اين راه نهايت صورت كجا توان بست كش صد هزار منزل بيش است در بدايت. و همين حيرت است كه منجر به حال «مشاهده» مي شود. #مشاهده : اصطلاحات صوفيه مثل اصطلاحات علوم مادّي ثابت نيست و بكار بردن لغات و تعبيرات در بين نويسندگان صوفي بر يك منوال نمي باشد از جمله در موضوع «حال مشاهده» تعبيرات بسيار متنوع است كه ما تا آن پايه كه براي روشن ساختن موضوع لازم است در اينجا بشرح آن ميپردازيم. در طي «حال مشاهده» است كه براي عارف حالاتي پيش ميآيد كه با لغات «اشراق» و «جذبه» و «بيخودي» و «فناء» بايد آن را وصف كرد. بطوريكه در «حال طمأنينه» و مخصوصاً طمأنينه خواص گفته شد گاهي براي سالك حيرت مخصوصي پيدامي شود كه طالب براي سرگرداني و تحيّر و انقلاب رو بنورالهي پيش مي رود و فيالمثل در حكم مسافريكه از مارپيچها و درّه ها و بلنديهاي كوهي بالا رفته و از محالك و پرتگاه ها و گاهي راه هاي ظلماني گذشته باشد و ناگهان چشمش به اشعه آفتاب درخشاني بيفتد معلوم است كه در ابتداي اين تغيير، ناگهان چگونه دچار اندهاش مي شود و بواسطه عدم انس و اعتياد به نور، چشمش خيره مي گردد، حتّي مجبور مي شود كه چشمش بر هم گذارد و روي خود را مخفي سازد ولي اندك اندك با روشنايي آشنا شده، بچشم دل به مشاهده جمال الهي مأنوس مي شود. خداوند در قرآن در سورة «نور» به نور زمين و آسمان وصف شده است: (اَللهُ نُوْرُالسَّمَاوَات ِوَالْاَرْضِ...) نور / 35. البته اين نور با چشم سر ديده نمي شود بلكه فقط با چشم دل مي توان آن را ديد. ديدن با چشم دل عبارت از اين است كه قلب به نور يقين حقيقتي را كه در عالم غيب مخفي است ببيند و بقول هاتف اصفهاني: چشم دل باز كن كه جان بيني * آنچه ناديدني است آن بيني و اين است مقصود از بياني كه به حضرت علي بن ابي طالب رضي الله عنه نسبت داده شده است كه پرسيدندآيا خدا را مي بيني؟ فرمود «لَا اَعْبُدُرَباً لَمْ اَرَهُ» پروردگاري را كه نميبينم عبادت نميكنم. رودباري درباره «مشاهده» ميگويد: «المشَاهَداتُ للقُلُوْبِ و المكاشفاتُ للأسرارِوالمعايناتُ للبصائرِ و المراعاتُ للأبصار». مشاهدات براي قلوب و مكاشفات براي اسرار و معاينات براي بصائر و مراعات براي ابصار است. 📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء مؤلف: استاد کمال الدین تخله 🗣 @mostanaddat 📡 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
105
3
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💝27💝 🍃 #تزکیه 🍃 ابو نصر سرّاج در لمع ميگويد: « #اطمينان بر سه قسم است: يكي اطمينان عامّه است كه چون به ذكر خدا مشغول شوند اطمينان بيابند به اينكه خداوند دعاي آنها را اجابت خواهد فرمود و روزي آنها را خواهد رسانيد و آفات را از آنها دفع خواهد كرد، اين اشخاص در حال، داراي نفس مطمئنّه هستند يعني مطمئنه به ايمان و اعتقاد. قسم دوم، اطمينان خواص است كه راضي به قضاء الهي هستند و در بلا صابرند و حال اخلاص و سكونت خاطر و اعتماد دارند و بر كلام الهي كه (انّ الله مع الّذين اتّقوا و الّذين هم محسنون) نحل/128 و (انّ الله مع الصابرين) دلبسته و بدان اُميدوارند. قسم سوم، اطمينان اخصّ خواص است كه در وادي حيرت سرگردان مي شوند زيرااينها در مقام خداوند بطوري مأخوذ به هيبت و عظمت او هستند و بطوري واقفندباينكه خداوند «لا يُدْرَكُ» يعني خداوند ادراك نمي شود و مصداق (وَلَيْسَ كَمِثْلِه ِشَئٌ) شوري/11 يعني هيچ چيز مانند خدا نيست و (لَمْ يَكُن لَهُ كُفُواً اَحَد) اخلاص/4 يعني بر ايشان همتايي نيست، است كه سكونت قلب ندارد بلكه در عطش تمنّي واقع اند و «ربِّ زِدْني فيك تحيّراً» يعني خداوندا تحيّر مرا در وجودت زيادكن، ميسرايند. 📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء مؤلف: استاد کمال الدین تخله 🗣 @mostanaddat 📡 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
135
4
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💝26💝 🍃 #تزکیه 🍃 هجويري گويد: #انس و #هيبت دو حالتند از احوال سالكين و آن، آن است كه چون حق تعالي به دل بنده تجلّي كند به شاهد جلال نصيب وي اندر آن هيبت بُوَد و باز چون به دل بنده تجلّي كند به شاهد جمال نصيب وي اندر آن انس باشد، تا اهل هيبت از جلالش بر تعب باشند و اهل انس از جمالش بر طرب، فرق است ميان دلي كه از جلالش اندر آتش دوستي سوزان بُوَد و آن دلي كه از جمالش در نور مشاهده، فروزان، و گروهي گويندهيبت درجه عارفان است و انس درجه مريدان.( كشفالمحجوب /491.) ابن عطا گفته است: «هر كه ادب يافته بود به آداب صالحان او را صلاحيت بساط كرامت بُوَد، هر كه ادب يافته بود به آداب صديقان او را صلاحيت بساط مشاهده بود و هر كه ادب يافته بود به آداب انبياء او را صلاحيت بساط انس بود و انبساط».( تاريخ تصوف / 353 به نقل از تذكرهالاولياء.) #اطمينان : اطمينان و آرامش دل ثمره ي ايمان كامل است به اينكه خداوند يكي است و بازگشت همه به اوست و داراي جميع صفات كماليه از علم و قدرت و رحم و عنايت و شفقت و حكم و امثال آن است و او آفريدگاريگانه است و هر چه آفريده چنان ميبايدكه هست و در عالم امكان بهتر از آنچه هست ممكن نيست و هر چيزي بجاي خويش نيكو است اگر چه حكمت آن بر بنده پوشيده باشد. اطمينان ضد دغدغه و پريشاني دل است. در اين حالت، سالك هر چه مييابد آن را بر مبناي حكمتي مي داند و قلب به آرامش مي رسد و سؤالي براي او در فلسفه خلقت و حيات باقي نمي ماند چنانكه حضرت ابراهيم خليل گفت: (ربّ اَرنِي كَيف تُحيِي المَوتَي قَالَ اَوَلَم تُؤمِن قَالَ بَلي وَلكِن لِيَطْمَئِنّ َقَلْبِي) البقره / 260 يعني پروردگارا به من نشان ده چگونه مرگان را زنده ميكني؟ گفت: آياايمان نداري!؟ گفت: آري ايمان دارم ولي سؤالم براي اين است كه تا قلبم آرامش و اطمينان يابد. قرآن ميفرمايد: قلوب با ذكر خدا آرامش پيداميكنند (اَلابذكراللهِ تَطْمَئِنّ القُلوب) رعد /28 يعني آگاه باش كه با ذكر (ياد) خدا قلبها آرامش مي يابند. و باز قرآن اعلام مي دارد كه نفس مطمئنه است كه به سوي پروردگارش رجعت ميكند. سالك چون به اين مرحله از معرفت و درك فيض الهي برسد قلبش مركز نور و مهر و محبت مي گردد و آرامش و اطمينان بر آن استيلاء مييابد. 📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء مؤلف: استاد کمال الدین تخله 🗣 @mostanaddat 📡 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
150
5
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💝25💝 🍃 #تزکیه 🍃 #شوق و #انس شوق: شوق، ميل زياد است و در اصطلاح، هيجان شديد و ميل قلبي است براي رسيدن به محبوب و خلاصه، هدف از شوق همان داعيه لقاء محبوبست و گفته اند: «الشَّوْقُ ثَمَرَهُ الْمَحَبَّهِ» شوق نتيجه محبت است. ذوالنون گويد: « الشوق اعلي الدّرجاتِ و اعلي المَقاماتِ» شوق بالاترين درجات و مقامات است.(كشّاف /411.) خواجه عبدالله انصاري گويد: حكايت شوق از پس ولايت ذوق مسلّم است. شوق آتشي است كه شعله شعاع آن از نيران محبت خيزد و بوي عودِ وجود از احتراق چهره افنراقي او برانگيزد، قاعده ي انتظار، خراب كند و عاشق را بي قرار، او سبب طلب است اگر چه طلب، بي سبب است، اوست راهبر بكوي محبّت و آبخورِجويِ صحبت كه جيحون مهر به جوش آرد، تا عشق را در خروش آرد.(رسائل خواجه عبدالله /12 ـ دستور العلماء ج 2/224.) يحيي بن معاذراضي ميگويد: «علامت شوق آن است كه جوارح از شهوات نگهداري و علامت شوق بخداي، دوستي حيات است با راحت به هم يعني چون حيات بُوَد و رنج نبود كه بسوزاندشوقش زياد شود.( تاريخ تصوف / به نقل از تذكرهالاولياء /352.) اُنس: انس نيز از طَبَعِ محبّت و آثار آن است و عبارت است از استبشار قلب فرح آن به مطالعه جمال محبوب. انس در لغت ضد توحّش و وحشت است و سكون قلب مي باشد. ابو حمزه خراساني را از اُنس پرسيدند گفت: «ضيق الصدر عن معاشره الخلق و ليس كلّ من يصلُح للمجالسه يصلُح للموانسه» يعني ناراحتي قلب از معاشره با خلق و هر كس كه صلاحيت هم نشيني را داردصلاحيت انس گرفتن را ندارد. شبلي گويد: انس عبارت از وحشت است از خود و انس با حق، و پست ترين مقام انس آن بود كه صاحب آن را در آتش اندازند و او محبوب خود را فراموش نكند و از خود غايب باشد چنانكه خليل الرحمن (ابراهيم) در آتش نمروديان خود را فراموش كرد و همواره بياد محبوب خود بود(رسائل خواجه عبدالله / 122ـ 222 ـ شرح تعرف ج 3/163.) بعضي گويند: عبارت از اين است كه به اذكار انس گيرد و غير حق را نبيند، با دوست چنان افتد كه غير دوست را فراموش كندچنانكه حضرت رسول صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اشَدّالنَّاسِ بلاءًالانبياءُثُمَّ الامثل فالامثلُ» بلاكشترين مردم انبياء هستند سپس مانند آنان و مانند آنان. 📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء مؤلف: استاد کمال الدین تخله 🗣 @mostanaddat 📡 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
149
6
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💝24💝 🍃 #تزکیه 🍃 #رجا : يعني اميدواري و در اصطلاح تعلّق قلب است بحصول امري محبوب در آينده، در مصباح آمده است: رجا ارتياح دل است به ملاحظه كرم مرجو (آرامشي است كه دل به كرم محبوب دارد). جنيد گويد: «الرّجاءُ ثقة الجود من الكرم الموجود» (فَمَنْ كَانَ يَرْجُوْا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلَاً صَالِحَاً) الكهف / 110. رجا، اطمينان بخشش از كرم موجود است، قرآن مي فرمايد: هر كس بلقاي پروردگارش اميدوار باشد كار نيك انجام دهد»(مصباح الهدايه / 392 ـ تاريخ تصوف /646.) از معناي آيه مباركه مي فهميم كه اميد به بخشش الهي بايد همراه عمل نيك و پسنديده باشد و كساني كه بعنوان اعتقاد به بخشندگي گناه مي كنند، حال «رجا» ندارند. در شرح منازل السالكين است كه رجا ضعيف ترين منازل مريد است زيرا رجاء جز به اعمال و ديدن اعمال نباشد و خواص را التفاتي به اعمال خود نيست و فضل حق را رؤيت كنند.(شرح منازل / 54.) شقيق بلخي گفته است: اصل طاعت، خوف است و رجا و محبت، علامت خوف، ترك محارم است و علامت رجا، طاعت دايم است و علامت محبت شوق و انابت لازم است، و هر كه با او سه چيز نبود از دوزخ قيامت نجات نيابد امن و خوف و اضطرار، بنده ي خايف آن است كه او را خوفي است در آنچه گذشت از حيات تا چون گذشت و خوفي است كه نمي داند تا بعد از اين چه خواهد بود.(تذكره الاولياء /ج1 / ذكر شقيق بلخي.) غزّالي مي گويد: «و حق تعالي وحي فرستاد به يعقوب عليه السلام كه: داني كه يوسف را از تو چرا جدا كردم؟ از آنكه گفته اي: (اَخَافُ اَنْ يَأكُلَهُ الذِّئبَ و اَنْتُم عَنْهُ غَافِلُونَ) يوسف آيه 13 يعني مي ترسم كه گرگ او (يوسف) را بخورد در حالي كه شما از او غافل باشيد. از گرگ ترسيدي و به من اميد نداشتي، و از غفلت برادران وي انديشيدي و از حفظ من ياد نكردي؟ حضرت علي رضي الله عنه يكي را ديد نوميد از بسياري گناه خويش، گفت: نوميد مشو كه رحمت وي از گناه تو عظيم تر است. خوف و رجا دو بال طيران روح آدمي اند، سالك از عاقبت خود مي ترسد و اجازه نمي دهد كه شيطان و نفس از او «بت عُجب» و خود پسندي بسازند او در هر پلّه اي، خود را ناقص مي بيند و هميشه در جست و جوي كمال است و از اين نظر است كه مي گويند صوفي «ابن الوقت» يعني فرزند زمان است، ابن الوقت كسي است كه هر لحظه از لحظات حيات و ثانيه ها و دقايق سلوك را مغتنم مي شمارد به آنچه كه دارد، راضي نيست و هميشه در اين انديشه است كه فرصت موجود را در كسب معرفت و گرفتن فيض الهي از دست ندهد، او از زندگي روحي و معنوي خويش لذّت مي برد و به كرم عنايت و بخشش خداوند اميدوار است، و اعتقاد به عنايت الهي او را در حركت عرفاني و وصول به مقامات سلوك، ياري مي كند. 📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء مؤلف: استاد کمال الدین تخله 🗣 @mostanaddat 📡 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
158
7
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💝23💝 🍃 #تزکیه 🍃 امام غزّالي گويد: «و درجات #خوف متفاوت بود : اگر از شهوات باز دارد نام وي عفّت بُوَد، و اگر از حرام باز دارد نام وي وَرَع بُوَد، و اگر از شبهات باز دارد و يا از حلال باز دارد كه از وي بيم حرام بُوَد نام وي تقوي بُوَد، و اگر از هر چه جز زاد راهست باز دارد نام وي صدق بُوَد و نام آنكس صدّيق بُوَد، و عفت و ورع در زير تقوي آيد، و اين همه در زير صدق آيد. و هر كه به خداي تعالي عارف تر بُوَد ترسانتر بُوَد، و رسول صلي الله عليه و سلّم از اين گفت: «عارف ترين شماام و ترسانترين» و ازين گفت: ( انّما يَخْشَي اللهَ مِنْ عِبَادِهِ الّعُلَمَاءُ)فاطر / 28 يعني از ميان بندگان تنها عالمان از خداوند مي ترسند. و هر كه جاهل تر بُوَد ايمن تر بُوَد، و به داود عليه السلام وحي آمد كه: يا داود از من چنان ترس كن كه از شير خشمگين مي ترسي. خوف را سه درجه است يكي خوف عامّه كه از سطوت خداوند مي ترسند نه از روي معرفت صحيح و اين قسم خوف شبيه به خوف كوكان است، خوف قوي و حد افراط نيز مذموم است؛ زيرا ترس از درجه معيّني كه گذشت منجر به نااميدي و يأس مي شود. خوف ممدوح و پسنديده خوف معتدل است كه هم از معاصي باز مي دارد و هم بر طاعت تحريض مي كند. 📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء مؤلف: استاد کمال الدین تخله 🗣 @mostanaddat 📡 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
174
8
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💝22💝 🍃 #تزکیه 🍃 #خوف و #رجا: خوف و رجا دو بال سالك براي حركت به سوي جانان است. خوف: خوف به معني ترس است و از جمله منازل و مقامات عرفاني است كه سالك از عقوبت و پايان كار و از وساوس و مكر نفس مي ترسد، خوف از عقوبت براي توده مردم است و خوف از مكر، مخصوص محبّان صفات جمال الهي است. از ابو عمر دمشقي نقل است كه گفت: خائف كسي است كه از نفس خود زيادتر از دشمن كه شيطان است بترسد. و باز گفته شده است كه: خائف كسي است كه در حقيقت از هر چيزي كه خلق از او بترسد، آن چيز از آن بنده بترسد.(فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبيرات عرفاني / 202.) خواجه عبدالله انصاري در ذيل آيه ي (وَ اَنْذِرْ بِه الّذين يخافون...) انعام / 51 گويد: خوف در اين آيه بمعني علم است و ترسنده به حقيقت اوست كه علم ترس داند، ترسِ بي علم ترسِ خارجيان است، و علم بي ترس زنديقانست و ترس با علم صفت مؤمنان و صدّيقانست و اين است صفت درويشان صحابه، و اصحاب صفّه را هم ترس بود ايشان را هم علم. هم اخلاق بود ايشان را و هم صدق، ظاهري شوريده و باطني آسوده، قلّاده معيشت و نعمت گسسته و راز ولي نعمت بدل ايشان پيوسته، چشمهاشان چون ابر بهاري و رويها چون ماه تابان، همه در آن صفّه صف كشيده و نور دل ايشان بر هفت طبقه ي آسمان پيوسته، زهي دولت و كرامت، زهي مرتبت و منقبت پير طريقت گفت: در باديه مي شدم درويشي را ديدم كه از گرسنگي و تشنگي چون خيالي گشته و آن شخص وي از رنج و بلاء بخلالي باز آمده و سر تا پاي وي خونابه گرفته، درين بوم كه ناگاه از سر و جد خويش برخواست و خود را بر زمين مي زد و مي گفت: من پاي برون نهادم اكنون زميان جان داند با تو و تو داني با جان در كوي تو گر كشته شوم باكي نيست كو دامن عشقي كه بر او چاكي نيست؟ (عدّه الابرار ج /5/369.) 📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء مؤلف: استاد کمال الدین تخله 🗣 @mostanaddat 📡 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
185
9
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💝21💝 🍃 #تزکیه 🍃 #محبت : در تعريف آمده است كه محبّت يعني دوستي و عبارت از غليان دل است در مقام اشتياق بلقاء محبوب. ابو القاسم قشيري گويد: «محبّت محو محب است بصفاته و اثبات محبوب است بذاته كه تمام صفات خود را در طلب محبوب نفي كند».(كشف المحجوب / 487.) در شرح كلمات بابا طاهر آمده است: «المَحْبُهُ اَوَّلُهَا اِخّتِيَارٌ وَ اَوِسَطُهَا اِفْتِخَارٌ وَ آخَرُهَا اِخْتِيَارٌ» يعني آغاز محبّت، اختيار و ميانه اش نياز مندي و پايانش (باز) اختياراست. مدعي محبّت را در اول آزمايش كند بانواع بلاها تا صدق و كذب از هم جدا شود»(محبت نامه /46 ـ واردات غيبي / 269 ـ‌ كشف المحجوب /398 ، 193.) غزّالي مي گويد: محبت هفت علامت و صفت مميّزه دارد كه سالك بايد متّصف به آنها باشد: 1ـ از مرگ بيزار نباشد. 2ـ چنان خداوند را دوست بدارد كه خواست او را بر خواسته ي خويش ترجيح دهد، فضيل گويد: كه اگر تو را گويند خداي تعالي را دوست داري خاموش باش، كه اگر گويي نه، كافر شوي و اگر گويي دارم فعل تو با افعال دوستان نماند. 3ـ محبت خداوند را هر لحظه در دل، احساس كند، به آن وَلَع داشته باشد. 4ـ قرآن، كلام خدا و حضرت رسول صلي الله عليه و سلّم را دوست بدارد و به همه ي خلق و بندگان و آفريدگان الهي مهر بورزد. 5ـ در خلوت نشستن و مناجات كردن حريص باشد و آرزو كند كه شب فرا رسد تا از كارهاي روزانه فارغ شود و با آرامش در خلوت با دوست مناجات كند. 6ـ عبادت بر او آسان شود و سنگيني آن در او از بين برود. 7ـ همه ي بندگان مطيع خداوند را دوست بدارد و نسبت به همه دلسوز و با رحم و مهربان باشد و كافران و عاصيان را دشمن گردد، يكي از پيامبران پرسيد بار خدايا اولياء و دوستان تو كي اند؟ گفت: آنها چنانكه كودك بر مادر شيفته باشد بمن شيفته باشند و چنانكه مرغ به آشيان پناه برد به ذكر من پناه برند و چنانكه كه پلنگ خشمگين شود و از هيچ چيز ترس ندارد از اينكه كسي گناه و نافرماني كند، خشمگين شوند.(كيمياي سعادت ج 2 / منجيات / علامات محبت /853/854) مولانا جلال الدين رومي در دفتر دوم مثنوي در مورد محبت ابياتي دارد كه قسمتي از آن نقل مي شود: از محبت نار نوري مي شود و از محبت ديو حوري مي شود از محبت سنگ روغن مي شود بي محبت موم آهن مي شود از محبت حزن شادي مي شود و از محبت غول هادي مي شود از محبت نيش نوشي مي شود و از محبت شير موشي مي شود از محبت سقم صحت مي شود و از محبت قهر رحمت مي شود از محبت مرده زنده مي شود و از محبت شاه بنده مي شود اين محبت هم نتيجه دانش است كي گزافه بر چنين تختي نشست دانش ناقص كجا اين عشق زاد عشق زايد ناقص اما بر جماد بر جمادي رنگ مطلوبي چو ديد از صفيري بانگ محبوبي شنيد! 📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء مؤلف: استاد کمال الدین تخله 🗣 @mostanaddat 📡 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
223
10
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💝20💝 🍃 #تزکیه 🍃 ابو بكر شبلي مي گويد: «پيش نوري (ابوالحسن نوري عارف مشهور) شدم او را ديدم به #مراقبت نشسته كه مويي بر تن وي حركت نمي كرد گفتم: مراقبتي چنين نيكو از كه آموختي گفت از گربه اي كه بر سر موش بود و او از من بسيار ساكن تر بود».(- تذكره الاولياء 2/52.) قرب: حال مراقب، سالك را به خداوند نزديك مي كند. اين نزديكي در بعد مادي و فاصله اي نيست بلكه عارف با قلب خويش وجود بي نهايت خدا را احساس مي كند، احساسي برتر از حواس ظاهري. در قرآن مجيد آياتي ذكر شده است كه صوفيان در زمينه «قرب» به آنها استناد مي نمايد. مثلاً (و اذا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قريب...) بقره / 185. هر گاه بندگان من از تو درباره ي من سؤال كنند من نزديك هستم. (نَحْنُ اَ قْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيْدِ) ق/16. من از رگ گردن به او (انسان) نزديكترم. و (وَ نَحْنُ اَ قْرَبُ اِلَيْهِ مِنْكُمْ وَ لكِن لا تُبْصِرُوْنَ) الواقعه /85 . و ما به او (محتضر و كسي كه در حال مرگ است) از شما نزديكتريم ولي نمي بينيد. ابو نصر سراج در لُمع در مبحث «حال قرب» مي گويد: «حال قرب از احوال بنده اي است كه به قلب خود نزديكي خدا را مشاهده كند و با طاعات و جمع همِّ خود از راه دوام ذكر خدا در ظاهر و باطن بحقّ تعالي تقرّب بجويد و اهل قرب بر سه حالند: اوّل متقرّبون خدا بانواع طاعات براي آنكه مي دانند خدا عالم است و نزديك آنها است و قادر بر آنهاست. دوم حال متحقّقين در قرب كه به هر چه نگاه مي كنند خدا را نزديكتر به آن چيز مي بينند تا خود را. سوم حال بزرگان و اهل نهايت است كه بايد از مرحله ي مبتديان بگذرند و بطوري فاني شوند كه قرب خود را نبينند يعني خودِ حالِ قرب فراموش شود و بنده از بيخودي نداند كه در حال قرب است. شاعر گويد: نحنُ اقربْ از كتاب حق بخوان نسبت خود را بحق نيكو بدان هست حق از ما به ما نزديكتر ما زدوري گشته جويان دربدر از حجاب نفس ظلماني بر آي تا شوي شايسته قرب خداي (شرح گلشن راز / 920.) سعدي گويد: دوست نزديك تر از من به من است وين عجب تر كه من از وي دورم چه كنم با كه توان گفت كه او در كنار من و من مهجورم 📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء مؤلف: استاد کمال الدین تخله 🗣 @mostanaddat 📡 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
219
11
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💝19💝 🍃 #تزکیه 🍃 اهل مراقبه را به سه حال مي توان شمرد: اول حال #مراقبت آن است كه يقين پيدا شود كه خداوند بر تمام زواياي وجود و قلب سالك آگاه است و در آن صورت افكار و خواطر شيطاني نمي توانند به قلب او راه يابند. دوم حال مراقبت آن است كه سالك در حال مراقبه جهان و مافيها را فراموش كند و جز خدا بكسي و چيزي نينديشد. احمد بن عطا گفته است: «خَيْرُكُمْ مَنْ رَاقَبَ الْحَقَّ بِالحَقِّ في فناء ما دونِ الحقِّ» يعني بهترين شما كسي است كه با حق، حق را در فناي غير حق مراقبت كند. حال سوم در مراقبت حال بزرگان اهل مراقبت است كه مراقب خدا هستند و از خدا مي طلبند كه آنها را در حال مراقبت رعايت فرمايد يعني خداوند متولّي امر آنها باشد و به فضل خويش آنها را مصداق «وَ هُوَ يَتَوَلّي الصالحينَ» فرمايد. سالك در اين مقام بايد طوري باشد كه خود از ميان برخيزد و بين او و خدا هيچ حجابي باقي نماند، به جنيد بغدادي گفتند: «كه مي گويي حجاب سه است نفس و خلق و دنيا،گفت: اين سه، حجاب عام است، حجاب خاص سه است ديد طاعت و ديد ثواب و ديد كرامت»(تذكره الاولياء ج 2/34 – تاريخ تصوف /321 ـ 322.) مولانا بلخي در مجلّد چهارم مثنوي در حكايت: «حمله آوردن اين جهانيان و تاخت بردن تا در بندان غيب» مي گويد: گر مراقب باشي و بيدار تو هر دمي بيني جزاي كار تو چون مراقب باشي و گيري رسَن حاجتت نايد قيامت آمدن هين مراقب باش گر دل بايدت كز پي هر فعل چيزي زايدت و راز اين افزون ترا همّت بُود از مراقب كار بالاتر رود. 📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء مؤلف: استاد کمال الدین تخله 🗣 @mostanaddat 📡 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
223
12
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💝18💝 🍃 #تزکیه 🍃 سالك در مرحله « #رضا » مطيع صرف اراده و مشيّت الهي است و عاشقانه هر بلا و مصيبتي را كه از خداوند به او رسد، مي پذيرد. هجويري در «كشف المحجوب» بعد از نقل اقوال صوفيان خراسان و عراق در اينكه آيا «رضا» از جمله مقامات است يا از احوال مي گويد: «و در جمله بدان كه رضا نهايت مقامات است و بدايت احوال، و اين محلّي است كه يك طرفش در كسب و اجتهاد است و يكي در محبّت و غَلَيَان آن و فوق آن مقام نيست و انقطاع مجاهدت اندر آن است پس ابتداء آن از مكاسب بُوَد و انتهاء آن از مواهب، كنون احتمال كند كه آن كه اندر ابتداء، رضاي خود بخود ديد گفت مقام است و آن كه اندر انتهاء رضاء خود به حق ديد گفت حال است». بنابر اين مقام بر اثر مجاهده و تلاش و پيكار مجدّانه سالك پيش مي آيد و او بايد با زحمت و كوشش و تحمّل سختيها از مقامي به مقام بالاتري برسد اما حال فيض و واردي است معنوي كه از طرف حق به قلب سالك وارد مي شود بدون آنكه سالم در آمدن آن كمترين تأثيري داشته باشد و باصطلاح مقام كسبي است و حال «وَهَبي»، مقام بدست آودني است و حال كسب نكردني. #احوال : احوال مكسر «حال» است، و «حال» معنايي است كه بدون اختيار و تعمد و جلب و اكتساب به قلب سالك وارد مي شود از قبيل طرب و حزن و قبض و بسط و شوق و ترس و غيره. جنيد بغدادي گويد: «احوال مانند بروقند چون برق مي گذرد و همواره در ترقّي از حالي به حال ديگر متبدّلند و اگر باقي بمانند حديث نفسند يعني لطيفه ي الهي نيست و مكر نفس است نه احوال و احوال چون بروق باشند كه بنمايند و نپايند و آنچه باقي شود نه حال بُوَد كه آن حديث نفس و هوس طبع بُوَد».(كشف المحجوب / 472.) #مراقبت : مراقبت نزد اهل سلوك عبارت است از يقين سالك باينكه خداوند در جميع احوال، عالم بر قلب و مطّلع بر رازهاي دروني است البته همين كه سالك يقين حاصل كرد باينكه خدا هميشه او را مي بيند و بر زواياي دروني او واقف و مطّلع است. مراقب خواطر ناپسندي (انديشه هاي شيطاني) خواهد بود كه قلب را از ذكرخداوند باز مي دارد از پيغمبر روايت شده كه فرمود: خداي را چنان پرستش كن كه گويي او را مي بيني و اگر تو او را نبيني او تو را مي بيند.(- كتاي تعريفات سيّد شريف جرجاني ـ كتاب اللمع/ 55.) 📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء مؤلف: استاد کمال الدین تخله 🗣 @mostanaddat 📡 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
244
13
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💝17💝 🍃 #تزکیه 🍃 و مرحله ي هفتم «مقام #رضا» مي باشد: بدان كه همانا رضا ميوه اي از ميوه هاي محبّت بوده و بالاترين مقامات مقربين است و حقيت آن بسيار مبهم و مخفي است بر اكثر مردم. و ثوري رضي الله عنه روزي نزد رابعه عدويّه چنين گفت: خدايا از من راضي باش، رابعه گفت: آيا از خدا حيا نمي كني از او طلب رضا مي نمايي و خود از او راضي نيستي.(احياء علوم الدين /ج4 / ص365.) رضا آخرين مقام و عاليترين درجه ي عرفاني است. و همه منجيات كه پيش از اين گفتيم مقدّمات رضا هستند. كسي كه به اين مقام مي رسد كاملاً تسليم اراده ي الهي است يعني سالك چون ببركت طي مقامات، و كشف و شهود و اذكار اسماء الله از شرك خفي بيرون آمد و به دل و جان موحّد شد و خدا را منبع هر خير و بركت شمرد و معتقد شد كه او قادر و قاهر بر همه ي اشياء و عالم به حاجتِ هر موجودي است و از غير او از هيچ چيز نبايد بترسد و نيز به هيچ چيز ديگر اميدوار باشد البته مقتضي اين عقيده توكل خواهد بود و هر چه در عالم توحيد محكمتر باشد توكّلش بيشتر خواهد بود و چون دو مقدمه «توحيد» و «توكل» حاصل شود قهراً بمقام «رضا» واصل خواهد شد و ناچار به داده خدا رضا داده از جبين گره خواهد گشود. رضا بقضاي الهي ثمره ي محبت كامل به خدا است و عبارت است از اينكه قلب بنده در تحت حكم خداوند ساكن باشد و به تقدير اذعان كند. در شرح كلمات بابا طاهر عريان آمده است كه «رضا آرامش نفس هنگام وارد قلبي و طمأنينه دل باحكّام وارد و تسليم در برابر قضا است». ذوالنون گويد: «رضا به معني سرور قلب به هنگام قضا است». 📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء مؤلف: استاد کمال الدین تخله 🗣 @mostanaddat 📡 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
268
14
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💝16💝 🍃 #تزکیه 🍃 بدان كه #توکل سه درجه دارد: درجه اول: توكل انسان به خدا مانند اعتماد و اطمينان به وكيلي كاردان و صادق و امانتدار. درجه دوم: بالاتر از درجه اول، توكل انسان به خدا مانند حالِ بچه اي كه به مادرش اطمينان كامل دارد. درجه سوم: اين درجه كه بالاترين درجات است به مانند رنگ زرد بيمار است گاهي دوام دارد و گاهي از بين مي رود. كسي كه به درجه سوم رسيده در برابر خدا اختياري ندارد و ميداند كه خداوند هر چيزي را مقدر كرده اجرا مي كند. اما كسي كه در مقام دوم است فقط مي تواند به خدا كه وكيل حقيقي است متوسّل شود و لا غير، و اما كسي كه در مقام اول مي باشد بايد به خدا متوسّل شود و جز او غير را مؤثر نداند و مي تواند به وسائل و راه هايي كه خداوند مقرر نموده نيز توسّل جويد.(- مختصر احياء علوم الدين / 530.) و ابو عَلي دقّاق توكل را به سه درجه تقسيم مي كند: 1ـ توكل 2ـ تسليم 3ـ تفويض. متوكل به وعده ي خدا آرام مي شود و مسلم اكتفاء به علم او دارد و صاحب تفويض راضي به حكم اوست و اين اشاره اي است بر تفاوت درجات، نظر به اضافه منظور اليه چونكه علم اصل است و وعد تابع آن و حكم تابع وعد. (احياء علوم / ج4/ ص 281.) 📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء مؤلف: استاد کمال الدین تخله 🗣 @mostanaddat 📡 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
302
15
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💝15💝 🍃 #تزکیه 🍃 و پس از طي مقام صبر، سالك اينك به مقام ششم كه مقام #توكل است رسيده. مقام توكّل: توكّل لغتي است مأخوذ از «وكاله» و مصدر باب تفعُّل است. توكّل در تصوف به معني اين است كه سالك به مرحله اي از عرفان برسد كه به خداوند وثوق و اطمينان كامل داشته باشد و خود را به او تفويض و تسليم كند. ياد آر گفته ي خداوند را كه فرمودند: (وَعَلَي اللهِ فَتَوَكَّلُوا اِنْ كُنْتُمْ مَؤْمِنِيْنَ) مائده /23. پس بر خداوند توكّل كنيد اگر مؤمنيد. و حضرت علي در اين باره چنين فرموده اند: اَتَطْلُبُ رِزْقَ اللهِ مِنْ عِنْدِ غَيْرِهِ وَتَصْبَحُ مِن‌ْ خَوْفِ العَوَاقِب آمِنَاً وَ تَرْضَيْ بِصَرَّافٍ وَ اِنْ كَانَ مُشْرِكَاً ضَمِيْنَاً وَ لا تَرْضِي بِرَبِّكَ ضَامِنَاً كَاَنَّكَ تَقْنَعْ بِمَا فِيْ كِتَابِه فَاَصْبَحْتَ مَنْحُوْلَ اليَقِيْنَ مُزَابِنَاً ترجمه: آيا رزق از غير او مي طلبي، و صبح نيز از ترس عواقب امر ايمني، و تو راضي به ضمانت صرّاف مشرك مي شوي، و رضايت به ضمانت خدايت نداري، گويا تو قانع بر مكتوب نيستي، و صبح را شروع كردي در حالي كه يقين را به خويش نسبت داده و به تخمين فروخته اي.(منهاج العابدين الي رب العالمين / ص139.) شخصي از ابو عبدالله قرشي در باره نوكّل سؤال كرد، در جواب گفت: توكل يعني توسّل و ارتباط داشتن با خدا در هر حالي، آن شخص گفت: لطفاً بيشتر توضيح دهيد ابو عبدالله گفت: يعني كنار گذاشتن هر سبب و وسيله اي كه انسان را به خدا نمي رساند و ترك هر چيزي كه او را از رسيدن به خدا باز مي دارد. 📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء مؤلف: استاد کمال الدین تخله 🗣 @mostanaddat 📡 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
302
16
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💝14💝 🍃 #تزکیه 🍃 و امام شافعي در #فقر و آثار آن در نفس چنين مي فرمايد: النَّفْسُ تَجْزِعُ اَنْ تَكُوْنَ فَقِسْرَةً و الْفَقْرَ خَيْرٌ مِنْ غِنيً يُطْغِيْهَا غِني النُّفُوْسِ هُوَ الْكِفَافُ فَإن أبَتْ فَجَمِيْعُ مَا فِي ارْض ٍ لايَكْفِيْهَا ترجمه: نفس انسان از اينكه در فقر افتد بيتابي مي كند. در حالي كه فقر از ثروتي كه او را به طغيان و سركشي وا دارد به مراتب بهتر است. و بي نيازيِ نفس ها قناعت است و اگر نفس در اين زمينه امتناع ورزد براستي هر آنچه در دنيا است او را كفايت نكند.( حلاوت ايمان / ص 10.) پس از طي اين مقام سالك وارد مقامي جديد «مقام صبر» مي شود. صبر مقامي است كه رسيدن به مقامهاي ديگر بدون آن امكان ندارد. اصولاً سالك چگونه مي تواند روحش را به فضاي معنوي و ورع و زهد و فقر بيارايد در حالي كه از نعمت صبر برخوردار نباشد، طي مدارج و مراحل سلوك به عامل كمك كننده ي صبر نياز مند است و گذشتن از بيابانهاي هولناك و آتشفشان هاي نفس به صبر و شكيبايي احتياج دارد. بجا آوردن هر دستور معرفتي و ترك گناه و جلوگيري از لذت نفساني بدون صبر انجام نمي پذيرد؛ زيرا دل سالك در هر حال و مقامي كه باشد به چيزي مشغول است كه يا موافق ميل اوست يا مخالف ميل او و در هر دو حال محتاج صبر است. حافظ گويد: الصَّبْرَ مُرٌّ وَ الْعُمْرُ فَانٍ يَا لَيْتَ شَعْرِيْ حَتَّامَ الْقَاهُ. صبر تلخ و عمر فاني است اي كاش! مي دانستم كي او را ملاقات مي كنم. و حال اندك مطالبي در مورد اين مقام، مقام صبر نمونه هاي بارزي چون حضرت ايوب و بلال حبشي و ياسر و سميّه و عمار اين خانواده ي مقاوم را مي توان ذكر كرد و نيز همچون مصعب بن عمير را كه در غزوه احد در حالي شهيد شد كه كفني وجود نداشت تا او را در آن بپيچند نام برد و يا مي شود حضرت خبّاب بن ارت را نام برد. اين راد مردان و شير زنان تاريخ بي ترديد درس پايداري و صبر و استقامت در برابر اذيت و آزار و تحمّل مصيبت ها را به ما آموخته اند.(حلاوت ايمان /ص 61.) روزي حضرت عبدالله بن عبّاس سوار اسب خويش بودند كه يكي آمد و گفت: خداوند اجر جزيل دهد، فرزندت مرده است. حضرت ابن عبّاس از اسب پياده شد و دو ركعت نماز خواند و بعد از فراغ از نماز آن مرد گفت: من از شما تعجّب مي كنم، من خبر مرگ پسرت را به تو مي دهم و تو از اين خبر با نماز استقبال مي كني! حضرت ابن عبّاس فرمودند: اي مرد آيا فرموده ي خداوند (يَا ايُّهَا الَّذِيْنَ آمَنُوْا اسْتَعِيْنُوْا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَاةِ اِنَّ اللهَ مَعَ الصَّابِرِيْنَ) را نخوانده اي.(موعظه الصالحين/ ص 121.) بدون ترديد صبر حدّ فاصل بين حيات مادّي و معنوي است به همين جهت است كه قرآن توجّه فراواني به آن كرده و ارزش و مقام آن را بالا برده و صابرين را به بالاترين تعريف ها مورد تمجيد و توصيف قرار داده است و در حدود هفتاد بار به ذكر آن پرداخته است. از هيچ فضيلت اخلاقي ديگري به اندازه صبر در قرآن اسم برده نشده است و اين امر خود نشانه عظمت و اهمّيّت آن است.(روح الدين اسلامي / ص365.) و بلاخره ملاي روم مي گويد: صد هزاران كيميا حقّ آفريد كيميايي همچو صبر آدم نديد صبر را با حقّ قرين كن اي فلان آخر والعصر را آنگه بخوان. 📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء مؤلف: استاد کمال الدین تخله 🗣 @mostanaddat 📡 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
277
17
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💝13💝 🍃 #تزکیه 🍃 مقام چهارم مقام #فقر است بدان كه فقر عبارت است از نداشتن آنچه به آن نياز باشد و فقير كسي است كه نيازمند به آن چيزي است كه دارا نمي باشد بيگمان تمام مردم نيازمند به خدا مي باشند؛ زيرا كه آنان در بقاي وجود محتاج به خدا هستند و آغاز هستي ايشان نيز از اوست. (يَا اليُّهَا النَّاسُ اَنْتُمُ الْفُقَرَاءَ اِلَي اللهِ) اي مردم شما در هر چيزي محتاج و نيازمند به خدا هستيد. (فاطر/15). و تمام هستي از آن خداست، و خداوند بي نياز مطلق مي باشد. (وَاللهُ الْغَنِيُّ وَ اَنْتُمُ الْفُقَراءُ) و خداوند بي نياز است و شما نيازمنديد. و بيگمان پروردگارت روزي هر كس را كه بخواهد فراوان و گسترده مي دارد و روزي هر كس را كه كم و تنگ مي گرداند؛ چرا كه خداوند از بندگان خود آگاه و به احوال و نياز منديهايشان آشنا و بينا است.( مختصر احياء علوم الدين /501.) ذوالنون مصري گفته علامت غضب خداوند بر بنده خوف بنده است از فقر. شخصي از«رويم» پرسيد كه صفت فقير چيست؟ گفت: سه چيز حفظ سرّ و اداء فرض و صيانت فقرش.(- (1-2-3- رساله قشقريّه/122-124) چاپ مصر. ) داود طائي گفته: «اي پسر اگر سلامت خواهي دنيا را وداع كن و اگر كرامت خواهي بر آخرت تكبير گوي».(نفحات الانس جامي /42 چاپ هندوستان. ) 📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء مؤلف: استاد کمال الدین تخله 🗣 @mostanaddat 📡 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
283
18
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💝12💝 🍃 #تزکیه 🍃 مقام سوم مقام #زهد زهد بمعناي اعراض از طلب زخارف دنيا و اشتغال به اوامر مولي مي باشد. و خداوند بزرگ در اين باره مي فرمايد: (وَمَا هذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنيَا الَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ اِنَّ الدَّارَ الْاَخِرَة لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوْا يَعْلَمُون). يعني زندگاني دنيا چيزي جز لهو و بازي نيست و همانا دار زندگانيِ ابدي و باقي دار آخرت است اگر آنان مي دانستند. و پيامبر اكرم فرموده اند: (الزُّهْدُ فِيْ الدُّنْيَا يُرِيْحُ الْقَلْبَ و البَدَنَ و الرَّغْبَةُ فِيْهَا تُكْثِرُ الهَمَّ و الحُزْنَ)، زهد در دنيا قلب و بدن را راحتي مي بخشد و هوس و رغبت بر دنيا غم و ناراحتي به بار مي آورد.( - احسن المرام /39.) و ترديدي نيست كه زهد در دنيا مقام مبارك سالكين مي باشد و اين مقام نيز مانند سائر مقامات تشكيل و تنظيم شده است از علم، حال و عمل. علم به اينكه آخرت غير از دنيا است و از اين علم حال پديد مي آيدكه علامت و رغبت كامل به آخرت را پديدار مي كند و از حال هم عمل صادر مي شود و آن هم حفظ قلب و اعضاي بدن انجام عهد با خدا و خريدن آخرت را بهم مي زند.( مختصر احياء علوم الدين /510). نزد اهل معرفت و كشف، تارك دنيا بخاطر كسب آخرت مانند كسي است كه قصد دخول بر سراي پادشاه را دارد و سگي مانع اوست و او هم تكّه نان را به سگ مي دهد و داخل سراي مي شود و مقام وزارت را كسب مي كند، سراي پادشاه سراي حق و سگ، شيطان ملعون و تكّه نان هم دنيا مي باشد.( - مختصر احياء علوم الدين /514.) 📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء مؤلف: استاد کمال الدین تخله 🗣 @mostanaddat 📡 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
298
19
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💝11💝 🍃 #تزکیه 🍃 مقام #ورع بِشر حافي گفته است «وَرَع آن بود كه از شُبهات، پاكْ بيرون آيي و محاسبه ي نفس در هر طرفة العيني پيش گيري»( تذكره الاولياء ج 1/112.) ارزش مقام «ورع» در اين است كه سالك از شبهه ها دوري مي كنند تا در حرام نيفتد. ابو نصر سراج در كتاب اَللُّمَعْ مي گويد: (اهل ورع سه طبقه اند: اوّل آنكه شخص از آنچه بر او مشتبه است بپرهيزد و آن در چيزهايي است كه در ميان حرام بِيِّن وحلال بَيِّن واقع است يعني نه اسم حلال مطلق بر آن صادق مي آيد و نه اسم حرام مطلق بلكه بين آن دو است و شخص مُتورِّع همين كه شك و شبه اي در چيزي پيدا كرد آن را ترك مي كند. دوم ورع اهل دل است: يعني ورع شخصي كه قلبش بجا آوردن امري خودداري كند آن امر را ترك كند و از پيغمبر صلي الله عليه و سلّم روايت شده است كه «اَلْاِثْمُ مَا حَاكَ فِيْ صَدْرِكَ» ترجمه: گناه آن است كه در سينه ات رسوخ كرده باشد. سوم ورع عارفِ واصل است كه چنانكه ابو سليمان داراني گفته: هر چه قلب را از توجّه به خدا باز دارد مشئوم است. در يكي از شبهاي بسيار سرد مردي بر عارف بالله (معروف كرخي رضي الله عنه) وارد شد با تعجّب ديد كه فقط پيراهني پوشيده است و بدنش از شدّت سرما مي لرزد، آن مرد گفت: يا معروف چرا بدنت مي لرزد؟ در حالي كه لباس كافي را داري و مي تواني خودت را از سرما بپوشاني! معروف رضي الله عنه در جواب گفت: وقتي كه ياد فقراء افتادم و آنها لباسي ندارند، من هم چيزي ندارم به آنها صدقه نمايم نتوانستم به هيچ راهي با آنها همدردي نمايم بجز اينكه در سرماي بي امان خود را با آنها شريك گردانم. به سيدنا حضرت يوسف عليه السلام گفتند: تو را چه شده است كه اين قدر روزه مي گيري در حالي كه انبارها و گنجينه هاي زمين در دست تو مي باشد؟ در جواب فرمود: مي ترسم كه هميشه سير بخورم و گرسنگان را فرامش كنم.( حكايت هاي حكمت آميز/154) 📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء مؤلف: استاد کمال الدین تخله 🗣 @mostanaddat 📡 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
313
20
🎓 🔍 مســـــ📚ــــــتندات 🔎🎓 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💝10💝 🍃 #تزکیه 🍃 #مقامات_سالك : مقامات هفتگانه و حالات دهگانه مقام اول #توبه : توبه اولين مقام سير طالب است و آن عبارت از يك نوع انقلاب حال و تحولي است در طالب، و ابتداي حيات تازه اي است. در ترجمه حال صوفيان بزرگ مي بينيم كه غالباً در عالم خواب يا بعضي پيش آمدها در عالم بيداري از قبيل چيزهايي كه به چشم ديده يا به گوش شنيده يا بنحو ديگري احساس كرده اند بطوري آنها را منقلب ساخته و برانگيزانده كه از خط زندگي عادي منحرف شده، سالكِ طريقت شده اند. بياد آر كلام حق سبحان و تعالي كه در سوره نساء آيه 110 چنين فرموده: (وَمَنْ يَعْمَلْ سُوْءاً اَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللهَ يَجِدِ اللهَ غَفُوْراً رَحِيْماً) ترجمه: هر كه عمل زشتي از او سر زند يا به خويش تن ظلم كند سپس از خدا طلب آمرزش و عفو كند خدا را بخشنده و مهربان خواهد يافت. و بياد آر حديث پيامبر را كه فرمودند: اي مردم از خدا آمرزش طلبيده و به درگاه او توبه كنيد، زيرا من در هر روز صد بار توبه مي كنم. هدف تعيين عدد معيّن نمي باشد بلكه كثرت و بسياري توبه و بازگشت به خداوند است.( رياض الصالحين ج 1/75). مولانا جلال الدين رومي در دفتر سوم مثنوي معنوي مي گويد: هين مباش اي خواجه يك دم بي طلب تا بيابي هر چه خواهي اي عجب ! عاقبت جوينده يابنده بود چون كه در خدمت شتابنده بود در طلب چالاك شو و اين فتح باب مي طلب و الله اعلم بالصواب. ذوالنون مصري گفته است: «توبه ي عوام از گناه است و توبه خواص از غفلت». بر هر عضوي توبه اي است؛ توبه دل نيت كردن است بر ترك حرام و توبه ي چشم، فرو خوابانيدن است چشم را از محارم و توبه ي دل، ترك گرفتن است در گرفتن مناهي و توبه ي پاي، ترك رفتن است بملاهي و توبه ي گوش، نگاه داشتن است گوش را از شنيدن اباطيل و توبه ي شكم، خوردن حلال است.( تذكره الاولياء1/128). شيخ عبدالقادر جيلاني در مورد توبه فرموده اند: كليد تقوي توبه و پايداري بر آن است و كليد تقرّب به خدا نيز توبه است. توبه اصل و فرع تمام كارهاي نيك مي باشد. اي كسي كه توبه و تفكّر را ترك كرده اي تو زيان كاري و خبر نداري كه بي ارزش و بجا مانده اي. مثالت چون مردي است كه بدون حساب خريد و فروش كند و دخل و خرج خود را در نظر نگيرد، طبعاً پس از اندك مدّتي اصل سرمايه تمام شود و جز سكّه هاي كم رواج چيزي در دست او نماند. واي بر تو سرمايه اي چون عمرت را از دست دادي و خيري ذخيره نكردي و تمام كسب و كارت باطل و بيهوده شد.( جلاء الخاطر /27- 30). چه خوش گفت شاعر: يخاف علي نفسه من يتوب * فكيف تري حال من لا يتوب ترجمه: شخص توبه كننده بر نفس خويش مي ترسد، و حال شخصي كه توبه نمي كند را چگونه مي بيني. 📚🖋 #مقالات_الاصفياء_في_مقامات_الاولياء مؤلف: استاد کمال الدین تخله 🗣 @mostanaddat 📡 🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
343