3 006
订阅者
+8924 小时
+1007 天
+73330 天
帖子存档
3 022
زندگی درسای زیادی میده
مثلا اینکه
ادما فقط میان که یه دوره باشن و بعد برن
یا از خودشون یه درس بجا میذارن
یا یه خاطره شیرین میشن(:
3 022
پیر شدن بعضی از افراد به دلیل تعداد سال ها نیست،
بلکه به دلیل نوع آن سال هاست.
«داستایفسکی»
3 022
قربانی، قربانی تولید میکند، آدمهایی که ما را رنج میدهند، خیلی اوقات رنج کشیدههایی هستند که از زخمهای خودشان نتوانستند عبور کند.
3 022
غم به شما عمق میدهد و شادی ارتفاع، غم ریشه هایتان را گسترده می کند و شادی شاخه هایتان را، شادی مثل درختی است که به سمت آسمان میرود و غم مانند ریشه هایی که تا بطن زمین پایین میروند. هر دو مورد نیازند، هر چه درختی بلندتر شود همزمان ریشه هایش عمیق تر میشوند.
3 022
خنده امشب چمدان بسته و رفت از دل من گفت یا جای من اینجاست یا گریه شبخنده امشب چمدانش را بست و بی هیچ توضیحی از دل من رفت. قبل از رفتن آرام گفت:( یا من، یا گریه شب.) و من ماندم میان این انتخاب نابرابر؛ میان این سبک بالی خنده که دیگر نبود و سنگینی بغضی که تازه داشت جا خوش میکرد. از وقتی رفته دل شبیه اتاقی شده که چراغش را خاموش کرده اند. اما هنوز بوی حضور کسی درآن مانده. سکوت کش دار تر از همیشه است و هر صدایی، هرچقدر کوچک، شبیه یک خاطره بزرگ در گوشم میپیچد. انگار همه چیز دست به دست هم داده اند که نبودنش را یادم بیاورند. گاهی سعی میکنم خودم را قانع کنم که عادیست، که آدم ها میروند و حال آدم ها هم با آنها میرود و دوباره برمیگردد. اما بعضی رفتن ها فرق دارند؛ بعضی ها چیزهایی را با خودشان میبرند که دیگر جای خالی اش با هیچ چیز پر نمیشود. شب ها بیشتر از هروقت دیگری این را میفهمم. وقتی که همه چیز آرام است و فکرها بلندتر از همیشه حرف میزنند. وقتی که دلت میخواهد به چیزی تکیه دهی، اما فقط تاریکی است که کارت نشسته. خنده اگر برگردد شاید همه چیز دوباره شکل بگیرد، شاید این دل خسته دوباره بلند شود سبک باشد. اما اگر نیاید، من میمانم و همین گریه شب؛ گریه ای که ارام شروع میشود و بی صدا ادامه پیدا میکند. درست مثل دلتنگی که هیچوقت تمام نمیشود. و عجیب اینجاست که هنوز با تمام این ها، یک گوشه دلم امیدوار است.... که شاید یک شب، بیخبر، خنده برگردد؛ بیاید بنشیند انگار نه انگار که رفته است. _A @Avay_eDaryaa
3 022
یه بار یکی ازم پرسید:
چرا همیشه برای همه هستی؟
جواب دادم:
چون میدونم چه حسیه وقتی به کسی نیاز داری و نباشه...
