کافه مستاجر پلاک ۱۲
前往频道在 Telegram
سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه مینویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلمها، شبهای طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشتهها، پلیلیستها، و هر چیزی رو پیدا میکنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.
显示更多未指定国家未指定类别
1 827
订阅者
+824 小时
+567 天
+9930 天
帖子存档
1 828
چکیدهی روز؛
.
دنیا هنوزم ولکن نیست. بالاخره یه خبر جدید از GTA VI اومد. راکستار همچنان هر چند وقت یه بار یه تیکه نون خشک جلوی ملت میندازه که تا اطلاع ثانوی امیدوار بمونن. فروش کنسولها افت کرده. احتمالاً مردم فهمیدن تا GTA VI نیاد، خریدن پلیاستیشن بیشتر شبیه خریدن پارکینگه. اپل میخواد تراشههاشو خودش بیشتر بسازه تا کمتر محتاج بقیه باشه. یعنی حتی اپل هم به این نتیجه رسیده که "روی کسی حساب نکن. توی مشکلات خودت باید کونتو پاک کنی." ایلان ماسک دوباره درباره آیندهی هوش مصنوعی کسشر گفته. تقریباً اگه یه روز ماسک درباره هوش مصنوعی چیزی نگه، اون روز باید نگران شد. قطر هم داره فناوریهای جدید فوتبال رو تست میکنه. رسماً از آزمایشگاه موشک، تبدیل شده به آزمایشگاهِ آفساید.
1 828
وقتی با دوستای رفیقت بیشتر از خودِ رفیقت صمیمی میشی خیلی لاشی بازیه ولی وقتی اتفاق میوفته چقدر حال میده :))))
1 828
پس از موجودیِ حسابم به این نتیجه رسیدم که پولِ خریدش رو ندارم. لطفاً برام بخرید و خوشحالم کنید، ممنون.
1 828
من واقعاً دلم اون دفتر چرمیِ آرتور مورگان در بازیِ Rdr2 رو میخواد. هیچکس سایتی یا پیجی نمیشناسه بفروشنش؟
1 828
رفیقم پنج دقیقه وویس فرستاد. فحشم داد. هرچی دهنش بود گفت. داد میزد، فحش میداد. اصن یه چندتا فحش جدیدم این وسطا یاد گرفتم. بعد از اینکه کلی پیگیر شدم ببینم چیکار کردم که سزاوارِ همچین فحشهاییام، در جواب فقط یک کلمه گفت: "گرمه."
1 828
آقا من میخوام همهی فیلمهای Marvel universe رو قبل از Avengers Doomsday یک دور دیگه ریواچ کنم. دلم نمیاد تنهایی ببینم این جهانِ زیبا رو. یک نفر داوطلب بشه از فازِ یک تا تهش رو باهم ببینیم. حیفه تنها ببینم.
1 828
در آیندهای بسیار نزدیک، خودم رو در یک تیمارستانی تصور میکنم با دستهای بسته که توهم میزنم و هر طرفی رو نگاه میکنم یک نفر رو میبینم که مثلِ اون هیولاهای سریالِ from که شبها میومدن بیرون، با لبخند میاد سمتم و ازم میپرسه: «راستی چنل قبلی چی شد؟» و من در حالی که دارم تقلا میکنم دست و پام رو آزاد کنم و نجات پیدا کنم فریاد میزنم: «هک شدمممم... ولم کنییید...» و پرستارهایی رو میبینم که موقع ریدنم بهم میگن: «نه ببین، باید رمزِ ریدنت رو بگی تا بذاریم برینی.» و وقتِ غذا خوردن که میشه اون تیکی رو میبینم که قبلش باید تائید کنم یک ربات نیستم.
1 828
لپتاپم تروماتایز شده سر اتفاقی که افتاده. هر گُهی میخوام بخورم میگه: «نه ببین، باید رمزِ شب رو بگی.» دیوانه، خودمم. اعتماد کن بهم. عجب گیری کردیم.
1 828
سر صبحی اومدم کافهی یکی از رفیقام بهش سر بزنم، تا رفتم داخل داد زدم: "سلااااام!" رد بالشت هنوز روی صورتش مونده بود و توی همون حالتِ خوابآلویی گفت: "ریدم تو خودم پدرسگ. گمشو برو بیرون." گفتم: "خواب بودیاااا." گفت: "ریدم تو کلهی تو که خواب نیستی، چرا انقدر انرژی داری؟" گفتم تازه دیشبم نخوابیدم، با لگد منو پرت کرد بیرون.
1 828
اولین خونهای که داشتم، با سرایدارش خیلی رفیق بودم. در حدی که شبا سر ساعت ۱۲ میرفتیم دم در، جلوی ساختمون سیگارمون رو میکشیدیم و حرف میزدیم. حتی بعضی شبا پیام میداد میگفت: "چایی دم کردم، میای؟" منم اگه تنها بودم میرفتم، قراردادم که با اونجا تموم شد و رفتم خونهی بعدی، هر از گاهی زنگ میزد حالمو میپرسید، دیشب زنگ زد و بعد از یه احوالپرسیِ طولانی گفت: "تو رفتی ما رو با تنهاییمون وِل کردیا." گفتم: "بیخیال، مطمئنم این چند سالی که نبودم کلی همسایه جدید و باحال اومدن و رفتن." گفت: "آره ولی آدم یدونه رفیقِ خوب توی زندگیش داشته باشه تازه میفهمه چقدر همهی آدما نامردن."
1 828
بهم گفت رزومه بفرست، فرستادم. میگه: "شما مسلط به تولید محتوا، جلوههای ویژه، انیمیشن و صفحهآرایی هم هستید؟" مردک با اون همه ریش سیبیل نمیدونه هرکدوم از اینا یک تخصصِ جداس توی دانشگاه. ده آخه هرکدوم از اینا رو هم بخوای فاکتور بگیری اصلاً ترکیبشون باهمدیگه چه ربطی به هم دارن؟!
1 828
بعد از کار کردن توی معدن، سختترین کار آهنگِ فارسی ساختن با هوشِ مصنوعیه. فکر کن این همه از حجمِ اینترنتت رو مصرف کنی، این همه وقتی که صبر میکنی تا آهنگ آماده بشه و صداسازیهاشو تنظیم میکنی به کنار، بعد تهش توی ترکِ نهاییِ به اون خفنی، بزرگ رو تلفظ کنه: "بُزَرَگ." یه زبانِ جدید از خودش در میاره لاشی.
1 828
فصلهای اولیهش تقریباً حاضره. یکم سر و سامونش بدم و دسته بندیش کنم، آمادهی ارساله و تبدیل میشه به اولین داستانِ ایرانیِ فانتزیای که خودم نوشتم. چون تاحالا هیچکدوم از داستانام ترکیبِ ایرانی و فانتزی نبود.
1 828
Repost from 𝐔𝐤𝐢𝐲𝐨
واقعا دوست دارم هر چی تکست از چنل " مستاجر پلاک ۱۲ " و " خونه شماره ۸ " هست رو ریپلای بزنم اینجا؛ تا ابد دو تا از موردعلاقههامن :)))
