ch
Feedback
دِࢪیا؛

دِࢪیا؛

前往频道在 Telegram

از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot

显示更多
未指定国家未指定类别
1 069
订阅者
+2724 小时
+2357 天
+29130 天
帖子存档
چالش 🌟 این پست رو فوروارد کنید تا عکس‌های موردعلاقه‌م از چنلتون، اونایی که به نظرم(سلیقه‌ی من) بهترین وایب رو دارن، بفرستم. ✨

photo content

Repost from غزل هستم.
این پیام رو فوروارد کنید، منم یک پست ازتون فور کنم و براتون یک اسم مستعار بسازم🌻
فقط چنل هایی که محتوا دارن چون در غیر این صورت نمیتونم وایبتون رو تشخیص بدم که اسم بسازم. جوین باشید🌸

ممنونم که شرکت کردید عزیزای من!🦢💘 یادتون نره شعر بخونید، شعر بخورید، شعر بنوشید، شعر ببویید، شعر گریه کنید، شعر بخندید، شعر بخوابید و شعر نفس بکشید :> امیدوارم جمعه‌ی خوبی در انتظارتون باشه...

بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم؟ با غم‌انگیزترین حالت تهران چه کنم؟ من و ساحل، من و دریا، من و یادت، تو کجا؟ بی هوا گر بزند نم‌نمِ باران چه کنم؟ بدنت صد درجه، گرم کند سرما را بی تو من با قدم سرد زمستان چه کنم؟ بروی، لشکر موهای سیاهت بروند، منِ تنها وسط جنگ به میدان چه کنم؟ شب تاریک نبودت نشود صبح حضور بی تو من با دلِ من، با تن لرزان چه کنم؟ چشم خونبار من از دیده‌ی یعقوب بتر یوسف گو که در این کلبه‌ی احزان چه کنم؟ مثل نوحم که بماند همه شب در سجده بروم یا نروم؟ با غم کنعان چه کنم؟ خونم امروز حلال است به فتوای خودم بروی، با من زخمی، من بی‌جان چه کنم؟ تو که هر لحظه مرا آب حیاتم دادی، بروی، گر نزنم سر به بیابان چه کنم؟ کارم این‌بار تمام است، بروی می‌میرم نرسد شعر ترم باز به پایان چه کنم؟
- شهریار

Repost from Opia-
تورا به جای همه کسانی که دوست نمیدارم،دوست میدارم.

ممنونم که شرکت کردید عزیزای من! شعرها رو بخونید و دوستشون داشته باشید؛🦢💘 امیدوارم جمعه‌ی خوبی در انتظارتون باشه...

تو را من چشم در راهم شباهنگام که می‌گیرند در شاخ تَلاجَن سایه‌ها رنگ سیاهی وزان دل‌خستگانت راست اندوهی فراهم تو را من چشم در راهم شباهنگام در آن دم که بر جا دره‌ها چون مرده ماران خفتگانند در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام گرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی‌کاهم تو را من چشم در راهم.
- نیما یوشیج

گاهی گمان نمی‌کنی ولی خوب می‌شود گاهی نمی‌شود، که نمی‌شود، که نمی‌شود... گاهی بساط عیش خودش جور می‌شود گاهی دگر تهیه به دستور می‌شود گه جور میشود خود آن بی‌مقدمه گه با دو صد مقدمه ناجور می‌شود گاهی هزار دوره دعا بی‌اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو می‌شود گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست گاهی تمام شهر گدای تو می‌شود گاهی برای خنده دلم تنگ می‌شود گاهی دلم تراشه‌ای از سنگ می‌شود گاهی تمام این آبی آسمان ما یکباره تیره گشته و بی‌‌رنگ می‌شود گاهی نفس به تیزی شمشیر می‌شود از هرچه زندگیست دلت سیر می‌شود گویی به خواب بود جوانی‌مان گذشت گاهی چه زود فرصت‌مان دیر می‌شود کاری ندارم کجایی، چه میکنی بی عشق سر مکن که دلت پیر می‌شود
- قیصر امین پور

Repost from N/a
photo content
+1

روز خواهد شد و درآن تو را دوست خواهم داشت، روز خواهد شد پس نگران نباش اگر بهار تاخیر کرده است و غمگین نباش اگر باران متوقف شده است. به ناچار رنگ آسمان تغییر خواهد کرد و ماه بر مدار می‌گردد، روز خواهد شد! روز خواهد شد؛ آن روز خواهم دانست چرا تمدن، زنانه است و چرا شعر، زنانه است و چرا نامه‌های عاشقانه زنانه هستند و چرا زنان، هنگامی که عاشقند به گنجشک و نور و آتش بدل می‌شوند!
- نزار قبانی

سیاهی دو چشمانت مرا کشت درازی دو زلفانت مرا کشت به قتلم حاجت تیر و کمان نیست خم ابرو و مژگانت مرا کشت
- باباطاهر

Repost from N/a
photo content
+1

در شب کوچک من، افسوس باد با برگ درختان میعادی دارد در شب کوچک من دلهره‌ی ویرانی‌ست. گوش کن وزش ظلمت را می‌شنوی؟ من غریبانه به این خوشبختی می‌نگرم من به نومیدی خود معتادم گوش کن وزش ظلمت را می‌شنوی؟ در شب اکنون چیزی می‌گذرد ماه سرخ‌ است و مشوش و بر این بام که هر لحظه در او بیم فروریختن است ابرها، همچون انبوه عزاداران لحظه‌ی باریدن را گویی منتظرند لحظه‌ای و پس از آن، هیچ. پشت این پنجره شب دارد می‌لرزد و زمین دارد باز می‌ماند از چرخش پشت این پنجره یک نامعلوم نگران من و توست ای سراپایت سبز دست‌هایت را چون خاطره‌ای سوزان، در دستان عاشق من بگذار و لبانت را چون حسی گرم از هستی به نوازش‌های لبهای عاشق من بسپار باد ما را با خود خواهد برد باد ما را با خود خواهد برد
- فروغ‌ فرخزاد

Repost from N/a
photo content
+1

چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند و تماشای تو زیباست اگر بگذارند من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند دل درنایی من، اینهمه بیهوده مگرد خانه‌ی دوست همین جاست اگر بگذارند
- محمود اکرامی فر

Repost from N/a
و به راستی که چشم ها، عمیق تر از دست ها لمس میکنند!
و به راستی که چشم ها، عمیق تر از دست ها لمس میکنند!

عاشق چنلت شدم، نوشته‌های خودت هم به شدت زیباست؛😭💙