630
订阅者
+524 小时
+467 天
+10530 天
帖子存档
628
بعضی وقتا، پشیمون میشم از مکالمهای که اتفاقا شروع کنندهش خودم بودم.
بد پیش میره و بعدش خودمو سرزنش میکنم.
628
بعضی وقتا از مکالمهای که خودم شروعش میکنه پشیمون میشم.
بهم سخت میگذره بعدش خودمو سرزنش میکنم.
628
از آب میترسیدم، اما شیرجه زدم.
حالا که فکرش را میکنم، میبینم آن شیرجه، فقط برای تو نبود. برای خودم هم بود. برای اینکه بفهمم میشود از ترس گذشت، وقتی کسی آنطرفِ آب ایستاده باشد و دستش را دراز کند.
628
و تو میمانی با یک صندلی خالی و بوی عطری که هنوز توی ماشین پیچیده. و یک سؤال: من مقصد بودم یا فقط مسیر؟
