Le Bleu🌊
前往频道在 Telegram
آبیام؛ رندوم نوشتههای یک انسان؛ علاقهمند به کشفِ تجربههای جدید؛ دانشجویِ پزشکی @Bleuone_bot t.me/HidenChat_Bot?start=7432406510
显示更多未指定国家未指定类别
219
订阅者
+224 小时
+17 天
+1630 天
帖子存档
219
گل نیست چنین سرکش و زیبا که تویی
مه نیست بدینگونه فریبا که تویی
غم بر سرِ غم ریخته آنجا که منم
دل بر سرِ دل ریخته آنجا که تویی🌝
رهی معیری
219
دارم کم کم یاد میگیرم که هر سری میرم کلاس نقاشی؛ تمام وجودمو رنگی نکنم و برگردم. ( من جلسه بعدی که دارم توی رنگ غلت میخورم: )🧝♀🎨
219
داستایوفسکیِ عزیز حوصله نداشت دوباره نوشتههاش رو قبل از چاپ بخونه؛ من هم خلاصههام رو قبل از امتحان.🧟♀
219
به س. میگم دعا کن امتحانمو خوب بدم؛ میگه باشه ولی حالا ممکنه یه درصد گند بزنی و بیفته ترم بعد، اشکالی که نداره بابا. :)))))
ولی حالا خواستی خراب کنی هم نهایتاً یکیشو خراب کن؛ جفتشو نه
سطح امید و انگیزهای که بهم میده:
219
که من با جوانی خرد یافتم/ به هر نیک و بد نیز بشتافتم
از آن زن یکی مغز شاه جهان/ دل من برافروخت اندر نهان
شبستان او در من شد نخست/ ز خون دلم رخ بباید شست
ببایست بر کوه آتش گذشت/ مرا زار بگریست آهو به دشت
ازان ننگ و خواری به جنگ آمدم/ خرامان به چنگ نهنگ آمدم
دو کشور بدین آشتی شاد گشت/ دل شاه چون تیغ پولاد گشت
نیاید همی هیچ کارش پسند/ گشادن همان و همان بود بند
چو چشمش ز دیدار من گشت سیر/ بر سیر دیده نباشند دیر
ز شادی مبادا دل او رها/ شدم من ز غم در دم اژدها
219
اگر سخن میانِ من و تو پایان یافت و راههایِ وصال قطع شدند و جدا و غریبه گشتیم، از نو با من آشنا شو.
«نزار قبانی»
