ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

قصه‌گویِ ویندریا.

قصه‌گویِ ویندریا.

前往频道在 Telegram

_ویندریا؛ همانجایست که مَن قِصه گویش هستم. [همه نوشته ها شخصی هستن؛ امانت دار باشیم.] چنل بله:ba_ghalam جایی برای شنیدن قِصه هایت: https://t.me/HarfChatBot?start=10af191418f5

显示更多
未指定国家未指定类别
322
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-1430 天
帖子存档
در این رابطه باید بگم فصل ششم، فصل مورد علاقه‌ی من بود. البته، این مورد بیشتر در رابطه با دو قسمت آخر صدق میکنه، و دلیلش هم اینه که بلاخره رمزی بولتون میمیره! طوری از مرگش خوشحال شدم که انگار خودم این کارو کرده بودم:)

چه هیجان‌انگیز

- Challenge? 🗃️ درود و مهر. این پیام رو فوروارد کنید تا بر اساس حال‌وهوای چنلتون، یک «عنوان پرونده» براتون بسازم. طوری که انگار چنل شما موضوع یک پرونده‌ی قدیمی و مرموز بوده و این، همون عنوانیه که روی جلدش نوشته شده. - چک کنید خط نخورده باشه. - جوین باشید.

این پیامو + یکی از آلبوم‌های اینجارو فور کنید بیام بخونمتون و نانازترین پستتونو فور کنم اینجا🍎

خیلی وقته باهم حرف نزدیم رفقا:) پاشید بیاید ببینم این روزها تو فکرتون چیا میگذره.. اینجا منتظرتونم🫠

Repost from Marlboro.
لطفا لطفا لطفا اگه با اینجا حال میکنید و محتواش رو دوست دارید از بچه های جدید و ادمین هایی که قبلا اینجا رو داشتن و واقعا اینجا رو دوست داشتن لطفا جوین بشید و این رو فور کنید چنلتون تا من هم بمونم توی چنلتون

جدی باید یکبار درمورد این کتاب باهاتون حرف بزنم.

_ما؛ واقعاً موجودات هوسرانی هستیم! [بلندی‌هایِ بادگیر]
_ما؛ واقعاً موجودات هوسرانی هستیم! [بلندی‌هایِ بادگیر]

وایییی:))))

فوروارد کن اینجا جوین باش تا چنلت در فولدر قرار بگیره کلی ممبر جدید جذب کنی! Limited: 100 Channels🐾

Repost from N/a
چالش این پیام رو فور کنید تا با توجه به محتوای چنلتون یکی از تیکه های شعر آقای عباس کیارستمی رو هدیه کنم(پیشنهاد میکنم از دست ندین)
جوین باشی قشنگتره:)

بعد از مدت‌ها دارم سرودنگاشتم مینویسم بچه‌ها:))

واییی چقدر دوستش داشتم:)))))))✨

مرسی از رفقایی که تو چنلای قشنگشون فور زدن:)🤝 مثل همیشه، اگر دیدین کسی بهتون🍓داده اون منم🫠✨✨

تموم شد رفقا:)

https://t.me/squirrelmindset او فضانوردِ مرزهای کهکشان بود؛ کسی که سال‌ها در دورترین نقطه‌ی جهان، مسیر ستاره‌ها را ثبت می‌کرد. اما هیچ‌کس نمی‌دانست چرا در تمام نقشه‌هایش، مسیر بازگشت به زمین را پاک کرده بود؛ گویی از همان ابتدا می‌دانست دیگر قرار نیست برگردد.

https://t.me/AtmosferKhial او نگهبانِ خواب‌های شهر بود؛ هر شب پیش از طلوع، رویاهای مردم را جمع می‌کرد و در شیشه‌های کوچکی نگه می‌داشت. اما هیچ‌کس نمی‌دانست چرا یکی از شیشه‌ها همیشه خالی می‌ماند؛ انگار صاحبش هنوز به خواب نرفته بود.