ch
Feedback
قصه‌گویِ ویندریا.

قصه‌گویِ ویندریا.

前往频道在 Telegram

_ویندریا؛ همانجایست که مَن قِصه گویش هستم. [همه نوشته ها شخصی هستن؛ امانت دار باشیم.] چنل بله:ba_ghalam جایی برای شنیدن قِصه هایت: https://t.me/HarfChatBot?start=10af191418f5

显示更多
未指定国家未指定类别
322
订阅者
+1824 小时
-107
+8530

数据加载中...

相似频道
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服
标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
八月 '26
八月 '26
+241
在27个频道中
七月 '26
+203
在16个频道中
Get PRO
六月 '260
在14个频道中
Get PRO
五月 '260
在2个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+10
在0个频道中
Get PRO
二月 '260
在1个频道中
Get PRO
一月 '26
+54
在2个频道中
Get PRO
十二月 '250
在2个频道中
Get PRO
十一月 '25
+7
在3个频道中
Get PRO
十月 '25
+23
在3个频道中
Get PRO
九月 '250
在2个频道中
Get PRO
八月 '25
+102
在2个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
28 八月+1
27 八月+19
26 八月0
25 八月0
24 八月+21
23 八月+1
22 八月+1
21 八月+1
20 八月+24
19 八月0
18 八月+1
17 八月+34
16 八月+1
15 八月+11
14 八月0
13 八月+2
12 八月+12
11 八月+1
10 八月0
09 八月0
08 八月+1
07 八月+42
06 八月0
05 八月+3
04 八月+33
03 八月+6
02 八月+26
01 八月0
频道帖子
بچه‌ها، خیلی از چنل هایی که گذاشتم با وجود محتوای قشنگشون، زیاد دیده نشده بودن:) پس لطفا، اگر میتونید کمکشون کنین تا ارزش کارشون حفظ بشه🫠🤝

2
بچه‌ها چهارتای آخرم گذاشتم:)
16
3
https://t.me/LiingXi تو اهل کالوسفیر هستی؛ جواهرسازی که روزهات رو تو کارگاه کوچیکت، بین سنگ‌های یخ‌زده و جواهرات درخشان می‌گذروندی. اما جواهرهایی که می‌ساختی معمولی نبودن؛ هر سنگ حقیقتی رو در خودش محفوذ می‌کرد که با لمس شدن، اون رو به صاحب جدیدش نشون می‌داد. حقیقتی که شاید آمادگی رویارویی باهاش رو نداشتن..
1
4
https://t.me/Velvet_Hour تو اهل ویندریا هستی؛ رایحه‌سازی که هنگام غروب، کارگاه کوچیک و قدیمی‌ات رو باز می‌کنی و تا نیمه‌های شب مشغول ساختن عطرهایی هستی که هیچ‌کس ديگه‌ای توان ساختنشون رو نداره. هر رایحه‌ای که می‌ساختی، خاطره‌ای رو زنده می‌کرد که روزی فراموش شده بود.
1
5
https://t.me/Herkes0labilirr تو اهل سیلورا هستی؛ نگهبان بوف‌های جنگل، کسی که خونه‌اش میان درخت‌های انبوه و دور از آبادی قرار داشت. بوف‌ها هر شب به سراغت می‌اومدن و تو از رفتارشون خبرهای جنگل رو می‌فهمیدی؛ از مسافری که وارد شده بود تا خطری که بین درخت‌ها کمین کرده بود.
1
6
https://t.me/Dreavell تو اهل ویندریا هستی؛ نقشه‌کشی که نقشه‌هات با تموم نقشه‌های دنیا فرق داشتن. تو می‌تونستی راه‌هایی رو روی کاغذ بکشی که تو دنیای واقعی وجود نداشتن؛ جاده‌هایی بین کوه‌هایی که هیچ‌کس از اون‌ها خبر نداشت و مسیرهایی که می‌تونستن دو نقطه‌ی دور از هم رو به هم برسونن.
1
7
هنوز چهارتا دیگه مونده رفقا:)🤝
28
8
https://t.me/melorin_a7 تو اهل سیلورا هستی؛ گیاه‌شناسی که تمام عمرت رو بین درخت‌ها و گیاهان ناشناخته‌ی جنگل گذرونده بودی. هر گیاهی رو می‌شناختی؛ می‌دونستی کدومشون زخم رو درمان می‌کنه و کدوم می‌توانه مرگ رو به آرومی به جان آدم بندازه.
1
9
https://t.me/foggy_draw تو اهل کالوسفیر هستی؛ جنگجویی ماهر که همیشه پیش از طلوع آفتاب، در میان مه‌های کوهستان ناپدید می‌شه. هیچ‌کس نمی‌دونست در نبردهات چجوری می‌جنگی؛ چون هر بار که شمشیرت رو از غلاف بیرون می‌کشیدی، مه تمام میدون جنگ رو می‌پوشوند.
1
10
https://t.me/cappuccinoparty تو اهل سیلورا هستی؛ صاحب یک مسافرخونه‌ی کوچک که از چوب درخت گردو ساخته شده. اما درون این کلبه، جادویی قدرتمند جریان داشت. هر مسافری که می‌خواست شب رو اینجا بگذرونه، پیش از استراحت باید یک فنجان چای می‌نوشید. نه یک چای معمولی؛ چایی که تا صبح، اجازه‌ی دروغ گفتن رو از آدم می‌گرفت، چون تو از دروغ متنفر بودی.
1
11
بچه‌ها چندتا دیگه‌روهم گذاشتم:)
39
12
https://t.me/maviandamazon109 تو اهل ناوالور هستی؛ ناخدایی تنها که با کشتی چوبی‌ات بر فراز امواج دریا سفر می‌کنی. تو تنها کسی هستی که می‌تونی با غرق‌شده‌ها ملاقات کنی؛ نه برای زنده کردنشون، بلکه برای چند لحظه هم‌صحبت شدن با اون‌ها؛ البته به شرطی که اسم واقعی‌شون رو بدونی. و شاید به همین خاطر هست که تا به حال کسی حاضر نشده با تو همسفر بشه. چه کسی دوست داره هر شب، صدای مرده‌ای رو از گوشه‌ای تاریک از کشتی بشنوه؟
1
13
https://t.me/dreamyvapor تو اهل کالوسفیر هستی؛ ابرخوانی که خونه‌ات رو تو بلندترین کوه‌های سرزمین ساخته بودی و بیشتر روزهات رو بین ابرها می‌گذروندی. تو مسیر ابرها رو بهتر از هر نقشه‌ای می‌شناختی؛ می‌دونستی کدومشون خبر از طوفان می‌دن و کدومشون نشونه‌ی اومدن یک مسافرن.
1
14
https://t.me/amurderess تو اهل ویندریا هستی؛ عتیقه‌فروشی که مغازه‌ی کوچیکت پر بود از چیزهایی که زمانی به آدم‌های دیگه‌ای تعلق داشتن؛ انگشترهای قدیمی، نامه‌های ناتمام، خنجرهای زنگ‌زده و اشیایی که هرکدوم قصه‌ای برای گفتن داشتن. اما تو فقط عتیقه نمی‌فروختی. می‌تونستی با لمس هر وسیله، آخرین خاطره‌ای رو که از صاحبش تو خودش نگه داشته بود، ببینی.
1
15
https://t.me/dancingflowersinthewind تو اهل ویندریا هستی؛ نامه‌نگاری که بیشتر روزهات رو تو اتاقی کوچیک، بین کاغذهای قدیمی و جوهرهای خشک‌شده می‌گذروندی. برای آدم‌هایی نامه می‌نوشتی که دیگه کسی براشون نامه نمی‌نوشت؛ برای کسانی که رفته بودن، گم شده بودن یا سال‌ها بود نامشان از یادها رفته بود.
1
16
https://t.me/somewherebetweenBLUE تو اهل کالوسفیر هستی؛ راهنمایی که شب‌ها در میان برف و کولاک به دنبال مسافرانی می‌گشتی که راهشون رو گم کرده بودن. هیچ‌کس نمی‌دونست چطور، اما تو حتی تو تاریک‌ترین شب‌ها، نوری کم‌رنگ رو بین برف می‌دیدی؛ نوری که هیچ‌کس جز تو قادر به دیدنش نبود.
1
17
https://t.me/thewindandtrees تو اهل سیلورا هستی؛ جاسوسی که خونه‌ات بین درخت‌های بلند جنگله و شب‌ها، به جای شنیدن صدای آدم‌ها، به صدای باد گوش می‌دی. چون باور داشتی باد، هرجا که می‌ره، داستانی با خودش برمی‌گردونه. و تو تنها کسی بودی که می‌تونستی این داستان‌ها رو بشنوی.
1
18
https://t.me/Blue_Ash_2026 تو اهل ناوالور هستی؛ ماهیگیری آروم که فقط شب‌ها با قایق قدیمی‌ت به دل دریا می‌زنی و تو تاریکی شب، تور ماهیگیری‌ت رو پهن می‌کنی. تو همیشه یک نوع ماهی صید می‌کنی؛ ماهی‌هایی که هیچ‌کس جرئت شکارشون رو نداره، ماهی‌هایی با فلس‌هایی به رنگ خاکستری. چون اگر به اون‌ها نگاه کنی، تاریک‌ترین خاطره‌ای رو که در تمام عمرت داشتی، تو انعکاس فلس‌هاشون می‌بینی.
1
19
https://t.me/lost_star_77 تو اهل سیلورا هستی؛ ستاره‌شناسی که شب‌ها رو در بلندترین برج جنگل می‌گذرونه و مسیر ستاره‌ها رو روی نقشه‌های قدیمی ثبت می‌کنه. چون باور داشتی هر آدمی که تو جنگل گم می‌شه، ستاره‌ای تو آسمون داره که راه بازگشتش رو نشون می‌ده.
1
20
https://t.me/my_Glauni تو اهل کالوسفیر هستی؛ آخرین کسی که از خاندان اصیل کالوسفیر باقی مونده، به همین دلیل بدن تو در برابر یخ و سرما جادویی کاملاً مقاوم داره. افسانه‌ای می‌گه خونت آخرین ذره‌ی آتشِ باستانی کالوسفیر رو در خودش نگه داشته.
1