fa
Feedback
قصه‌گویِ ویندریا.

قصه‌گویِ ویندریا.

رفتن به کانال در Telegram

_ویندریا؛ همانجایست که مَن قِصه گویش هستم. [همه نوشته ها شخصی هستن؛ امانت دار باشیم.] چنل بله:ba_ghalam جایی برای شنیدن قِصه هایت: https://t.me/HarfChatBot?start=10af191418f5

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
316
مشترکین
-524 ساعت
-77 روز
+7430 روز
آرشیو پست ها
Repost from Real life vampire
🪽چون قلمت‌ و چیز هایی‌ که می‌نویسی خیلی جسورانه و متفاوت هستن‌،خیلی خلاقی(لطفا بیشتر بنویس.) https://t.me/ba_ghalam

قدرت نامرئی شدن داشته باشیم:))

یکیش این بود

اون زمان آرزوهای بامزه زیادی داشتم:))

Repost from N/a
#چالش بامزه آروزی بچگیتون چی بوده؟👼🏻 🦋 یا کلا هر آرزویی که داشتید :)
فور کنید چنلتون یا ناشناسم بگید ، پرایوت‌ها لینک لطفا🙏🏻

🐈این پیام + این پست رو کامل فور کنید چنلتون تا منم یه پست ازتون فور کنم و با توجه به وایبتون بگم اگه یه میوه بودید، اون چی بود🍊.
جوین باشید.

Repost from Real life vampire
این پیام رو فوروارد کنید چنلاتون‌‌ تا بگم مردم چرا باید چنلاتون‌‌ رو چک‌ کنن‌.
هرچی فور بشه همین الان میزارم
*دوست داشتید جوین بدین.‌

Repost from Solysium
درود چالش داریمم🌟 این پیام رو فوروارد کنید چنلتون تا من بر اساس وایب چنلتون، براتون نقاشی بکشم.
ظرفیت : 15چنل اول

فور کنید تا بگم اگر یك پزشک قانونی بودید اسمتون چی بود و روی چه پرونده مرموزی کار می کردید.
- جوین باشید، چك میشه عقیق های سیاه .

بلاخره یه داستان خفن از این بانو میتونم بخونمممم

Repost from N/a
ساعت از نیمه‌شب گذر کرده بود ؛ رگبار بی‌امان باران از میان درز های باریک پنجره گذشته و به داخل اتاق ورود کرده بود. سوزِ سرمای هوای نیمه‌شب استخوان‌هایم را به لرزه واداشته بود. برای بارِ آخر نگاهی به لباس‌های پف‌دار رنگارنگ زیبایش انداختم و قفل در کمد کوچکش را انداختم. نیازی نبود که در کمدش باز بماند. نیاز بود؟! پرده های چرک‌گرفته را هم کشیدم که هنگام صبح نور زرّین خورشید ، چشمان اقیانوسیِ شفاف زیبایش را آزار ندهد. اما حالا او با همان چشمان دل‌فریبش به آرامی در گوشه‌ای از تخت کوچک کهنه‌ام خوابیده بود و تنها صدای نفس‌های گرمش به گوش میرسید. زیبایی او بیش‌از‌اندازه بود و گاهی این احساس را به من میداد که آیا من لایق این‌چنین فرشته‌ای هستم؟ او بی‌شک فرشته‌ای از سوی پروردگار بود. او الهه‌ای بود که برای من فرستاده شده بود و من آیا می‌توانستم دل از این زیبای‌خفته بَر‌کَنم؟ او برای من بود و باید برای من می‌ماند. برای من ؛ شاید حتی بعد از مرگ.
1

وای خیلی خیلی ممنونم:))✨

درود دخترک!
قبل از اینکه امروز تموم بشه فقط یه بار به خودت بابت تموم چیزایی که از پسشون براومدی آفرین بگی📒
با عشق از طرف غزل!
https://t.me/ba_ghalam

*/ این مسیج رو فوروارد کنید چنلتون تا براتون یه نامه کوچولو بنویسم🍇
“جوین باشید چنل”

اجازه بدید پارت بعدی رو تموم کنم، یه چالش باحال براتون میزارم:))✨🤝

وایی:))))))))))))))))))))))

‌ وای دختر خیلییییی قشنگ مینویسیییی😭😭😭😭🎀🎀