ch
Feedback
my soul...

my soul...

前往频道在 Telegram

خودم : https://t.me/SendHarfBot?start=976aba209475

显示更多
未指定国家未指定类别
217
订阅者
无数据24 小时
无数据7
+1430
帖子存档
امیدوارم به مرحله ای نرسید که حس کنید تنها راه محافظت از خودتون تنها موندنه !.

من تو این دنیا زندگی نکردم . فقط زنده بودم همین !!

من کیستم ؟ یک قصه ی ناتمام پر از واژه های مبهم .

این نیز نمیگذرد ها تلنبار می شود روی قبلی ها ..

میاد براتون لینکه؟

امیدوارم که قطع نشیم ولی اگه شد . آیدی چنل تو روبیکاس اگه دوس داشتین بیاین. @bbsbsbbsjsj

+3
Mahyar-Dead-Love-320.mp36.62 MB

photo content

چگونه شرح دهم عمق خستگی هارا ؟

انسان خوبی باش ولی وقتتو برای اثبات کردنش به دیگران تلف نکن .

حتی اگر روزی این غم پایان یابد . من دیگر شاد زیستن را از یاد برده ام ..

مشکل اینه که فکر میکنی همه قلب تورو دارن ..

پرسید چه شده؟ گفتم این روزها از همه چیز خسته‌ام. گفت باید صبر داشته باشی. گفتم از صبر کردن بیشتر از همه چی خسته‌ام.

من به چشم‌های بی‌قرار تو قول می‌دهم: ریشه‌های ما به آب شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد، ما دوباره سبز می‌شویم. -قیصر امین‌پور.

视频消息00:16

راستش را بخواهی، بعضی حرف‌ها، مثلِ غذایِ مانده می‌مانند؛ نه اشتها می‌آورند، نه خاصیت دارند. پس لطفا، اگر حرفِ تازه‌ای نداری، سکوت کن. هم به نفعِ من است، هم به نفعِ تو.'

‌من هم خوش اخلاقم هم بداخلاق هم سرسنگینم هم شیطون هم کم حرفم هم پر حرف هم بهترین هم بدترین اینکه تو کدومش رو می‌بینی بستگی به این داره که « خودت » کی هستی . . .

باز باران با ترانه ، میخورد بر بام خانه.. خانه ام کو ؟! خانه ات کو ؟! آن دل دیوانه ات کو ؟! روز های کودکی کو ؟! فصل خوب سادگی کو ؟ یادت آید روز باران ! گردش یک روز دیرین ! پس چه شد دیگر کجا رفت ، خاطرات خوب و شیرین ؟ در پس آن کوی بن بست ! در دل تو آرزو هست کودک خوشحال دیروز.. غرق در غم های آمروز ! یاد باران رفته از یاد ! آرزو ها رفته بر باد ! باز باران باز باران میخورد بر بام خانه بی ترانه بی بهانه شایدم گم

هر کاری که از من میبینی، جواب کار خودته! اگه کار بدی کردم، به کارای خودت فکر کن ! اگه کار خوبی کردم، به خاطر کارای خودت بوده! اگه مهربون بودم چون تو مهربون بودی باهام! اگه بد اخلاق بودم چون تو باهام بد رفتار کردی ! اگه بی اهمیتم بهم اهمیت ندادی! اگه بهت اعتماد ندارم چون تو باعثش شدی! اگه نگرانت نیستم نگرانم نبودی ! حساب کتاب نیستا ولی من یاد گرفتم جایی اضافه نباشم :)

می‌خواستم سعی کنم آدما رو دوست داشته باشم اما هر بار بهم ثابت می‌کردند که ارزشش رو ندارن و جز نفرت و کینه لایق چیز دیگه‌ای نبودند وقتی تماشاشون می‌کنم می‌فهمم که چقدر می‌تونن کثیف باشند و پشت نقاب مهربونشون یه هیولای ترسناک خوابیده که هر لحظه تغییر شکل میده نمیشه دوسشون داشت غیر ممکنه