ch
Feedback
در راه.

در راه.

前往频道在 Telegram

قبل‌از تمام ‌چیزها، زنده. فقط زنده. زن ٫زندگی ٫آزادی برای همیشه

显示更多
未指定国家未指定类别
367
订阅者
无数据24 小时
+167
+8130
帖子存档
اگر چنلی پابلیک با عنوان زیبایی دارید، این پیام رو فوروارد کنید تا با ترکیبی از عناوین زیبا، متنی بنویسم و این جا منتشر کنم. چنلتون روی عنوان خودش لینکی میشه. لطفا فارسی!

well happy birthday to you
+1
well happy birthday to you

بذار نفس بکشم، به گندمزارها نگاه کنم، بذار نفس بکشم، بذار زنده بمونم و عبور کنم، بذار تمام وجودم رو غم بگیره و من عبور کنم، اجازه بده بسوزم، اجازه بده بسوزم و شجاع باشم، بذار بمیرم، بذار بمیرم و عبور کنم، بگذار نفس بکشم، دست‌هام رو ببین، خون توی رگ‌هام در جریانه، زنده‌ام، بگذار ببینم، بگذار بگذرم، بگذار عبور کنم.

عبور عبور عبور عبور وای عبور

Repost from N/a
خوشا مستی، خوشا سختی، خوشا غم، خوشا شادمانی، خوشا شادکامی، خوشا رنج، خوشا بزم، خوشا پرواز،خوشحا رقص، خوشا آهنگ، خوشا اندوه، خوشا زندگی.

«که ذهن باغچه دارد آرام آرام، از خاطرات سبز تهی می‌شود.»

خسته‌ می‌شی، گرمای سنگین تابستون رو روی تنت حس می‌کنی. به خودت می‌گی کی این غم من رو تنها می‌گذاره؟ جوابی نداری اما زنده‌ای. در یک‌آن از زنده بودنت شگفت زده می‌شی: چقدر احتمال داشت که من اینجا باشم؟ یکهو انگار به‌طرز عجیبی آفتاب رو احساس می‌کنی. گرمه. لبخند می‌زنی به تصویر جدید توی چشم‌هات. یک‌چای می‌گذاری دم بیاد، امروز چی رو انتخاب می‌کنی؟ کدوم بخش از لایه‌های نازک احساسات انسانی رو برای امروز می‌خوای؟ چای رو می‌نوشی. شجاعت رو . شجاعت رو بارها و برای همیشه می‌خوام.

اگر هفت كشور به شاهى تُراست چرا رنج و سختى همه بهر ماست؟

«صورتم رو دیدم.وقتی می‌خندیدم، صورتم سفت بود.حالا ادا در می‌آرم. گوشتای صورتم می‌افته.شل شدند.خنده چجوریه؟برام بخندید.گریه رو بلدم.سفتی نمی‌خواد.»

چون تنها آدم‌هایی که باهاشان حال می‌کنم دیوانه‌هایند، آدم‌هایی که دیوانه‌ی زندگی‌اند، دیوانه‌ی حرف زدن‌اند، دیوانه‌ی نجات یافتن، در یک آن خوره‌ی همه‌چیز هستند، آدم‌هایی که هیچ‌وقت خمیازه نمی‌کشند و حرف‌های معمولی نمی‌زنند. فقط می‌سوزند، می‌سوزند، می‌سوزند. در راه، جک کرواک.

هفت روز هفت فیلم Another Round🫜 saraband 🫜 Le Samouraï Le notti bianche L’Eclisse Winter Sleep Rashomon

«عشق اگه روز ازل در دل دیوانه نبود تا ابد زیر فلک ناله مستانه نبود نرگس ساقی اگه مستی صد جام نداشت سر هر کوی و گذر این همه میخانه نبود.»

می‌رم دور، وقتی باد برگشت منم برمی‌گردم. می‌خوام پیش از روشنایی بزنم بیرون.
می‌رم دور، وقتی باد برگشت منم برمی‌گردم. می‌خوام پیش از روشنایی بزنم بیرون.

نمی‌دانم. باید برای این فکر که بعد از انجام هرکاری، ذات عمل آن برایم بسیار بی‌معنی می‌آید کاری کنم. مثلا اینطور نیست که از چیزها لذت نبرم، برعکس، از چیزها لذت می‌برم و این امری‌ست که فراموشی آدمیزاد است. دی‌ماه که شد می‌گفتم مگر می‌شود از خواندن کتابی، از خوردن قهوه‌ای، از چیزی لذت برد؟ حالا شش ماهی می‌گذرد و من در عجب‌ام که چطور لذت زندگانی زیرزبانم مزه می‌دهد درحالی که عزیزانم زیرگور خفته‌اند، گمانم در وصف معادله‌ی ناکام این جهان همین بس که همیشه بوده‌ست و همیشه خواهد ماند و ما فراموش می‌کنیم. ما فراموش می‌کنیم و زنده می‌مانیم و دعا می‌کنیم ای‌کاش که زنده نمی‌ماندیم. اما حالا بعد از این‌ها و گذر از شادی اولیه، اتفاقات را مانند مواد مخدره در رگ‌هایم تزریق می‌کنم، همه‌چیز در جهت فراهم کردن دوپامین مورد نیاز است، رفتن به کتاب‌فروشی، دیدار دوستان، خواندن کتابی، شعری. همه‌ی این‌ها برای این‌است که دوزی از خوشبختی لحظه‌ای را وارد بدنم کنم. به همان مقدار هم خماری و پوچی بعدش را تجربه می‌کنم. که چطور برده‌ی لحظه‌های خاموش تجربه‌های زیسته و نزیسته هستم. که به درخت و آفتاب و آسمان عشق می‌ورزم اما همه دروغی بیش نیست و اگر بخواهم صادق باشم دلم می‌خواهد بمانم در یک بیابان و آنقدر جیغ بزنم تا بمیرم. به‌هرحال، شطحیات بیهوده به‌کار نبرم که سرهمه‌تان درد گرفت.

اصفهان، ده خرداد ۴۰۵
+1
اصفهان، ده خرداد ۴۰۵

La dolca vita
+1
La dolca vita

بله بله، چون متاسفانه «در این دنیای وارونه، کارهای خیری هست که تو فقط با شر می‌تواتی پاسخگویشان باشی.»

🫜🫜🫜
🫜🫜🫜

نمی‌خواهم فراموش کنم، چون هنوز هم یک انسانم. توی گوشت تنم حک کرده‌اند که باید بین آدم‌ها فرق بگذارم. همان اولین ضربه‌ی کارد تیزی که به گوشت بدنم نشست، یادم داد که بین شکنجه‌گر و شکنجه‌دیده فرق بگذارم. سوءظن، فردریش دورنمات

good night
good night