ar
Feedback
『مُسْتَهْلِک』

『مُسْتَهْلِک』

الذهاب إلى القناة على Telegram

مُستَهلِک از این همه انتظار.. جایی میانِ ملال و واژه؛ کلماتم، بقایای دلی‌ست که روزگار آرام‌آرام فرسود.

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
707
المشتركون
+10624 ساعات
+1367 أيام
+23730 أيام
أرشيف المشاركات
ای‌کاش پتانسیل اینو داشتم مثل اژده‌ها “ها” کنم و بعدش یکدونه حجتیه‌ای زنده نمی‌موند. یکی از یکی عقب مونده‌تر و احمق‌تر. جاهل‌های بی‌هویت. که اسلام هرچه می‌کشد از جهالت ماست..

در کوچه‌های قلب من گاهی قدم بگذار؛ ایرانِ بعد از حمله‌ی چنگیز را حس کن. اینجا هنوز از میان خاکستر خاطره‌ها بوی سوختن یک عشق قدیمی می‌آید. اگر آمدی آرام بیا؛ اینجا دل من دیگر تاب هجوم دیگری را ندارد..

photo content

اين روزها؛ هستی و نيستی و ميان بیحواسی‌های معلقم قدم می زنی..

تصدقت جانا؛ فصل نرگس‌ها در راه است، نمی‌آیی..؟(: -أینَ صاحِبُنا
+1
تصدقت جانا؛ فصل نرگس‌ها در راه است، نمی‌آیی..؟(: -أینَ صاحِبُنا

photo content

من انتهای داستان را می‌دانستم عزیز من؛ با این‌همه، خودم را به حماقت زدم و تمام عاشقانه‌هایم را صرف تو کردم. اما حالا، خودم را در آینه تهی از هر حسی می‌نگرم؛ روحی مچاله شده و تنی که توان ایستادن ندارد. تو با من چه کردی که جنگلِ جانِ من چنین خاکستر شد..؟

ما به اندازه تمام دوستت دارم‌هايى كه پشت غرور لعنتى، خجالت چرت و مصلحت كوفتى پنهان كرديم، به هم بدهكاريم..

من تو را از بغضِ میانِ خنده‌هایت می‌فهمیدم؛ هیچکس این‌گونه با جز جز تو آشنا نیست..

photo content

photo content

اَشهد عشق تورا در گوش‌هایم خوانده‌اند لحظه‌ای ترکم کنی، بی‌دین و کافر می‌شوم

در کالبد بزرگسال‌ام کودکی بود که می‌خواست ماه را به چنگ بیاورد؛ اما حالا او نیز آرام گرفته‌است و تنها به‌ تماشای تنهایی بی‌انتهای ماه خو کرده‌است ..!

ربِّ اشْرَحْ لی صَدری و یَسِّرْ لی أمری../ پروردگارا!‌ سینه‌هایمان را گشاده و کارمان را آسان کن../
+1
ربِّ اشْرَحْ لی صَدری و یَسِّرْ لی أمری../ پروردگارا!‌ سینه‌هایمان را گشاده و کارمان را آسان کن../

بی‌توجهی و درک نکردن، درخواستِ رفتن است عزیزِ من؛ اما به روشی دردناک و بسیار قبیح..

*/

دیگر نمی‌گویم بمان؛ چرا که اگر بمانی هم ماندنت بویِ رفتن میدهد..

*/
+1
*/

بارون؛ روز دهم کجا بودی..

الْحَمْدُ لِلَّهِ کَمَا هُوَ اَهْلُهُ(: