For the hell of it!
الذهاب إلى القناة على Telegram
327
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
-430 أيام
أرشيف المشاركات
بعضی وقتا “نتونستن” از روی تنبلی یا بیانگیزگی نیست.
گاهی فقط یه دورهست؛ یه روز، یه هفته، شاید یه ماه یا حتی یه سال.
بعدش ممکنه دوباره برگردی به همون آدمی که بودی، با همون توان.
ولی تو اون بازه…
مثل اینه که به یه آدم ناشنوا بگی “تلاشتو بکن، شاید تونستی بشنوی!”
✍🏻⋆ستاره⋆
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
نه باید زودتر میفهمیدی و نه بهتر عمل میکردی؛
اون موقع فقط تا همونجا بلد بودی. همونم کافی بود.
حسهایی هستند که نام ندارند.
نگران نیستی، آرام هم نیستی، غریب نیستی، اما اهل اینجا هم نیستی.
نه دلت میخواهد بمانی، نه آرزوی رفتن داری.
دلت میخواهد جایی که هستی نباشی، اما جای دیگری هم نباشی!
•نغمه ثمینی
تا میام پروسهٔ قوی بودن رو به اتمام برسونم،وسطش یه اتفاقی میوفته و گند میزنه به همهٔ زحمات و انرژی ای که گذاشتم.
من دیگه به این نتیجه رسیدم که آدم شب امتحان نیستم،به هیچ وجه.
البته قبلاً بودم!
ولی در حال حاضر و تا اطلاع ثانوی نیستم.
چقدر رو مخن آدمایی که هروقت باهاشون حرف میزنی به دروغ میخوان همیشه شرایطشونو عالی نشون بدن که فقط روحیهٔ تورو ضعیف کنن!
اینا *بیمارن و واژه انسان واقعا براشون مناسب نیست.
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
