𝐜𝐚𝐫𝐭𝐫𝐞𝐟
الذهاب إلى القناة على Telegram
548
المشتركون
-124 ساعات
+107 أيام
+4130 أيام
أرشيف المشاركات
548
من مى روم،
و كليد اين خانهى دلگیر را زير هيچ گلدانی نخواهم گذاشت،دلتنگ كه شدى آمدى نبودم،نگرد.
باران هرگز شبيه آنچه بود،به آسمان برنمى گردد .
معصومه صابر
548
من مى روم،
و كليد اين خانهى دلگیر را
زير هيچ گلدانی نخواهم گذاشت،
دلتنگ كه شدى آمدى نبودم،نگرد.
باران هرگز شبيه آنچه بود،به آسمان برنمى گردد .
معصومه صابر
548
راستش برای نوشتن مقاله، دیگه اعتمادبهنفس ندارم.گاهی حس میکنم ذهنم پیر شده و توان خلق کردن نداره،بعد آدمایی میبینم که چقدر روان و عمیق مینویسن و برام سوال پیش میاد راز موفقیتشون چیه.
548
من هرگز ضرورت اندوه را انکار نمیکنم؛ چرا که میدانم هیچچیز مثل اندوه روح را تصفیه نمیکند،و الماس عاطفه را صیقل نمیدهد،اما میدان دادن به آن را نیز هرگز نمیپذیرم،چرا که غم حریص است و بیشترخواه و مرزناپذیر، طاغی و سرکش و بدلگام.
هر قدر که به غم میدان بدهی، میدان میطلبد، و باز هم بیشتر و بیشتر.
هر قدر در برابرش کوتاه بیایی، قد میکشد، سلطه میطلبد، و له میکند.
غم عقب نمینشیند مگر آنکه به عقب برانیاش، نمیگریزد مگر آنکه بگریزانیاش، آرام نمیگیرد مگر آنکه بیرحمانه سرکوبش کنی.
غم هرگز از تهاجم خسته نمیشود.
و هرگز به صلح دوستانه رضا نمیدهد.
نادر ابراهیمی
548
مثلا محبوبم میتونست برای زنده بودن دلیل آخرینم باشه اما متاسفانه جسور نیست و ترجیح داده فراریام فراری از همه کَس فراری باشه.
548
واقعا دارم سعی میکنم هرروز رو نجات بدم و برنامم این بود تابستون رو نجات بدم و بعد پاییز و بعد زمستون.ولی واقعا هر روز ترسناکه و مسئله دیگه جوونی کردن نیست مسئله صرفا نجات دادن خودمه.
548
در وصف احوالات اين روزها بايد از زبان فروغ فرخزاد گفت:در ظاهر روى پاهايم ايستادهام،گاهی مىخندم و گاهی گريه ميكنم اما حقيقت اين است كه خسته هستم،مى خواهم فرار كنم،مى خواهم بروم
و ناپدید شوم.
