مُـردآبــ»
الذهاب إلى القناة على Telegram
هر واژهای از درد، تکهای از روحِ من است. . . . https://t.me/boost?c=2112902430
إظهار المزيد579
المشتركون
-324 ساعات
-67 أيام
-3030 أيام
أرشيف المشاركات
579
579
نیمه شب بود، ساعت جفت بود به وقت آرزو، به ماه نگاه کرد و زیر لب چیزی زمزمه کرد، همانجا دراز کشید و انگار که با ماه حرف میزند به او چشم دوخته بود. پس از مدتی شروع کرد به آواز خواندن و زیباترین صدایی بود که تا به حال شنیده بودم، به صدایش گوش سپردم و آوازش چنین بود:
اینهمه آدم، چرا باید قلبمو به تو میدادم؟؟
چرا باید بشم عاشق اونی که
منو اصلا نمیخوادم...
موهایش همچو شب مشکی بود و چون ماه میدرخشید، صدایش تکهای از ابرهای بهار بود... او دختری با آرایش ملیح، زیر نورِ مهتاب بود...
https://t.me/aslin_moonlitpages
579
دخترا دو دستهان
یکی خیلی لطیف و از اینایی که پیراهن و وایب مثبت و ناناس دارن❤️🔥
یکیم دخترایی که تیپ لش و پسرونه و گله گشاد و وایب اسپرت دارن...😈
