ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

ماط‌اَم🎒

ماط‌اَم🎒

الذهاب إلى القناة على Telegram

دفترچه‌ی مجازی خاطرات من؛ آشفتگی. در بلا هم می‌چَشَم لذات او ماط اویم! ماط اویم! ماط او! @manmatambot اینستا:Mhataheri ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=2806d6a642ef نداها را صدا: @musicmat315 شعبه اول: @nayenay315 شعبه دوم: انباری: @anbari_mat

إظهار المزيد
760
المشتركون
+124 ساعات
+127 أيام
+2330 أيام
أرشيف المشاركات
چه عاطفه‌ی غلیظی داره...

Repost from N/a
گریه نکن گریه‌م می‌گیره...
•| @nayenay315 |•

فلان رفیق دغل‌کار است، فلان رفیق دغا پیشه چقدر دور و برم از این فلان‌فلان‌شده‌ها دارم!
#علیرضا_نورعلیپور

همین که دفعه‌ی اول مرا بغل کردی هنوز پیرهنم گوشه‌ایش «تا» دارد
#محمدامین_طاهری

خط‌خطی کن خط‌خطی کن دفتر شعر مرا خط‌خطی‌هایت غزل‌تر از غزل‌های من است
#سیدحمیدرضا_برقعی

این کاغذ را لای کتاب من گذاشتند. دلم برای واژه‌ی «وطن» می‌سوزد که نشخوار کردنش باعث روشن‌فکر بودن آن‌هاست. بله، می‌شناسم‌شان؛
این کاغذ را لای کتاب من گذاشتند. دلم برای واژه‌ی «وطن» می‌سوزد که نشخوار کردنش باعث روشن‌فکر بودن آن‌هاست. بله، می‌شناسم‌شان؛ هیچ‌کدام اهل کتاب نیستند؛ از این بیشتر دلم می‌سوزد. پ.ن: «ادب» آن‌چیزی‌ست که این روزها زیر دست و پا له می‌شود.

Repost from علویات
" لکل کَبِدِ حُرقَه " و برای هر جگری، سوختنی هم هست... _علی‌بن‌ابی‌طالب‌علیه‌السلام @alaviaat | غررالحکم،حدیث۷۵۶۹

برای فهم جهان غیر مرگ راهی نیست همیشه پنجره‌ها پشت پرده پنهانند
#احسان_انصاری

یاد بگیرید.

‌ بزار چاپ شه با دوتا کتاب دیگه ام بهت جایزه میدم استاد

به‌به ممبر فرهیخته. می‌دونی که یه نسخه‌ش و‌ باید بهم‌ هدیه بدی یا باید یادآوردی کنم؟

‌ در مورد این دارم یه کتاب از تجربه های خودم می‌نویسم😁

اگر پا بده، یکی از کارهای لذت‌‌بخش روزمره‌ی من صحبت کردن و جامعه‌شناسی کردن با راننده اسنپ‌هاست. از صبح که سوار موتور شدم درباره‌ی جامعه، تحصیل، آموزش‌پرورش، تربیت نسل جدید، علم‌ بهتر است یا ثروت صحبت کردیم. جوون بود و ۹سال و ۹ ماه سابقه‌ی اسنپ داشت. دوتا لیسانس هم گرفته بود؛ سربازی هم رفته بود. می‌گفت ای کاش عوض تحصیل کردن و لیسانس گرفتن می‌رفتم بازار کار می‌کردم الان ساعت ۷ صبح شاگردم مغازه رو آب و جارو می‌کرد و خودم تا ۱۰ می‌گرفتم می‌خوابیدم. تا حدی هم راست می‌گفت. بهش از شاگردهام گفتم و صحبت رفت سمت نسل جدید و تربیت و این‌ها. می‌گفت الان خیلیاشون می‌گن من برا چی باید به پدربزرگم سلام کنم؟ اصلا احترام موی سفید یعنی چی؟ صبح تا شب این بچه‌سال‌ها می‌رن تو یوتیوب و اینستاگرام دیگه کلا ارزش‌های انسانی براشون معنی نداره... چه می‌شه کرد؟

منم شکار؛ شکارم کن سپس ببوس و بچرخانم سپس بچرخ و ببوسانم سپس چه کار، چه کارم کن چه کار؟ هر چه تو می‌خواهی‌ست بخواه آنچه که می‌خواهی...
#حسین_صفا

صبح روزای شنبه آفتاب یه جور دیگه است قسم به بانی نور، نورش یه نور دیگه است آهای آهای روزگار نیا به دنبال من شش روز هفته از تو همین یه روز مال من

آه ای جهان ‌کوچک من چشم‌های تو دلتنگ چشم‌های توام جمعه‌ها غروب‌...
#محمدامین‌_طاهری

روز جهانی بیهوشی💉🫴♥️
+9
روز جهانی بیهوشی💉🫴♥️

دوسال پیش که توفیق داشتم حرم امیرالمومنین باشم شب قدر، یک نفر تو حرم بلند بلند شعر می‌خوند و من همین یک بیتش رو یادمه. هم مناسب روز پرستاره هم مناسب ولادت خانم حضرت زینب: قلبم از کار اگر افتاد به من شوک ندهید نام زینب که بیاید ضربان می‌گیرم!

شه سراپا گرم شوق و مست ناز گوشه‌ی چشمی به آنسو کرد باز دید مشکین مویی از جنس زنان بر فلک دستی و دستی بر عنان زن مگو مرد آفرین روزگار زن مگو بنت الجلال اخت الوقار زن مگو خاک درش نقش جبین زن مگو، دست خدا در آستین باز دل بر عقل می‌گیرد عنان اهل دل را آتش اندر جان زنان میدراند پرده، اهل راز را میزند با ما مخالف، ساز را پنجه اندر جامه‌ی جان می‌برد صبر و طاقت را گریبان می‌درد هر زمان هنگامه‌یی سر می‌کند گر کنم منعش، فزونتر می‌کند اندرین مطلب، عنان از من گرفت من ازو گوش، او زبان از من گرفت می‌کند مستی به آواز بلند کاینقدر در پرده مطلب تا بچند؟ سرخوش از صهبای آگاهی شدم دیگر اینجا زینب اللهی شدم
#عمان_سامانی

بیاید یه خرده شعر حکمت بگید؛ از همینا که میگه عمر آدم کوتاهه. یکم بیشتر به فکر فرو بریم.