Fou
الذهاب إلى القناة على Telegram
فو: فو یا همان Fou به معنای دیوانه، دیوانه ی چیزی یا کسی بودن.
إظهار المزيد842
المشتركون
-124 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
842
اگه هنوزم با این قشر زبون نفهم خاکستری رفت و آمد یا سلام علیک دارین به شرف خودتون و خانوادهای که بزرگتون کرده شک کنید.
842
شیفتهی بوهای خوبم؛ بوی بهارنارنج، نارنگی نوبرونه، خاک نمخورده، کتاب نو، دونههای قهوه، شیرینی تازه، غذای خونگی، چای تازهدم، عطر تو، بوی موهات، موهات، موهات.
842
امیدوارم ترند بعدی که همه انجام میدن مهربون بودن باشه چون بعضیاتون انگار از دروازه های جهنم فرار کردین.
842
درونِ درونگرا؟ برونگرا؟ منو توی هیچ قالبی نذار؛
جایی که دوستم داشته باشن، میدرخشم؛
جایی که قضاوتم کنن، ساکت میشم؛
و جایی که انرژیمو بگیرن، محو میشم.
842
پرسید از خودت چه چیزی را بیشتر دوست داری؟ گفتم اینکه هنوز با تمام چیزهایی که دیدم دلم نیامده شبیه آدمهایی شوم که از آنها زخم خوردم.
842
میگن سختترین کار دنیا نگاه کردن به لبیه که نمیتونی ببوسیش؛
ولی میدونی چی سختتره؟
نگاه کردن به صورتی که نمیتونی با مشت بزنیش.
842
ممكن است روزى بدون خداحافظى با تو بميرم، اما هرگز فراموش نمىكنم كه از تو تشكر كنم، زيرا تو دوست داشتنی ترين بخش زندگی من را در خود جاى داده ای.
842
انقدر به چشمم منفور شدی که نه دیگه واست مینویسم، نه دیگه میام ببینمت، نه دیگه تلفنتو جواب میدم، نه دیگه تکست میدم، نه دیگه میام دلداریت بدم، نه دیگه کوه میشم پشتت وایمیسم، نه دیگه برات چیزی میخرم، نه دیگه هرجا باشم کمک خواستی خودمو میرسونم، نه دیگه بهت فکر میکنم، نه دیگه حالت برام مهمه، نه دیگه برام مهمه برام کجایی و چیکار میکنی، نه آهنگی گوش بدم یادت میافتم و نه دیگه حتی تورو جزوی از آشناهام میدونم. منو تو دیگه باهم هیچی نیستیم. تموم شد. کامل از چشمم افتادی. برام مردی.
-دیاکو.
842
آخر میفهمیم ایران یه آزمایشگاه روانی خیلی بزرگ بوده با این هدف که تست کنن ببینن سقف تحمل یه انسان چقدر میتونه باشه.
842
خیلی روزای سختی رو گذروندم و عذاب کشیدم، اما هیچوقت ازش بهعنوان بهونه استفاده نکردم تا با بقیه آدم بدی باشم.
