𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺
الذهاب إلى القناة على Telegram
در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f
إظهار المزيد1 364
المشتركون
-124 ساعات
-27 أيام
-2530 أيام
أرشيف المشاركات
1 364
Repost from قبیلهخورشیدِنیمهشب.
دوست دارم در شهری دائمـاً بارانی، در کتابخانهای بزرگ مدتـی گُـم شوم. اصلا کوچ کنم به جایی که اَبر باشد، خزان باشد، سیگار باشد و سازِ کلهـر که بیرمق مینوازد.
شاید هم گرامافون را روشن کنم و بنـان گوش بدهم، بیآنکه نگران فردا و پس فردا و هفتهی بعد باشم.
یک لیوانـی لعابی چای بریزم و چندتکه میخک در آن بیاندازم، سپس تمام نبودنها را سر بکشم و میان کلماتِ هر کتاب قدم بزنم.
من دلم میخواست مدتی پتو را روی خودم بکشم و از آدمها فرار کنم.
❞ #آباندخت.
1 364
این کتابها، فیلمها، فلسفهها ؛ شاید چیزهایی رو
برات فهمیدنی تر کنن اونم به صورت محدود، اما
هیچ وقت هیچچیز رو آسونتر نمیکنن، سادگی
فقط در بیخبریه، مثل وقتی که دستت میخوره
و اون لیوان قدیمیه میوفته و هزارتیکه میشه
اون موقع میفهمی که دیگه نداریش.
1 364
زمستان و برنامهی شلوغ پلوغی که با گوش دادن به آهنگ های قدیمی کریسمسی رو بعد از این چند هفته استرس و بیخوابی واقعا دوست دارم.و حالا پاییز رفته و بهجای گوش دادن به خشخش برگ هایی که زیر پاهام له میشن باید به صورت شافل به آهنگای کریسمسی گوش بدم و این حس خوبی داره. غریبه عزیز روزهای جوونی روزهای عجیبی هستن! ناغافل کلی آدم وارد زندگیت میشن که نگرانت میشن، ازت درباره خوب پیش رفتن امتحانت میپرسن راستش خودم رو که با سال گذشته مقایسه میکنم خیلی حس بهتری به جامعه انسانی دارم! حالا میبینم که مربیگری روی دیگری از شخصیتم رو، رو کرده که من رو در نگاه دیگران آدم قابل اعتماد و مهمی جلوه میده. غریبه عزیز بزار که آدما باهات گرم بگیرن ، بهشون گوش بده و گاهی اگر تونستی بهشون دلداری بده.این روزها کمک کردن به بقیه و گوش دادن به حرف هاشون دلم رو گرم میکنه. حرف هایی که به مرور میشنوم یخ دلم رو آب میکنه و باعث میشه حس کنم آدمها هم میتونن نقش یه خونه گرم و نرم رو برای هم ایفا کنن.من هم از این گرما استقبال میکنم، فکر میکنم باید بزاریم حسهای خوب بهمون برسن ، قبولشون کنیم و بابتشون سپاسگزار باشیم.غریبه عزیز امیدوارم روزهای خوبی رو سپری کنی.اما اگر روزهای خوبی هم نیستن از خودت غافل نشو و با خودت مهربون باش.به قول فروم به خودت بگو:
"من انسان هستم و بگذار هیچ چیز انسانی ای برایم بیگانه نباشد"و بعد به زندگیت ادامه بده.
1 364
تو سالن امتحان ایستاده بودم، صدای ناقوس های کلیسای کناری کل سالن رو پر کرده بود. این اولش
بود و من درست از همینجا که ایستادم به آخرش
فکر میکنم، به چجوری ادامه پیدا کردنش. سخته؟
سختی رو که همهچیز داره، این اولینش نیست و
میدونم که قرار نیست ساده تر هم بشه.سر جلسه
وقتی دیگه کارم با برگه پاسخ نامه تموم شد همون
لحظه یک باریکه نور نارنجی روی میز افتاد، همین
همین روشنایی تو آینده هم هست؟نمیدونم ولی
نمیخوام پا پس بکشم. از سالن که پایین اومدم
کلی کبوتر روی سقف کلیسا نشسته بودن و به
نا کجا نگاه میکردن. منم این طرف نشستم و
فقط نگاه کردم، اینجوری بهتره، یک وقتایی هم
باید بشینی و نگاه کنی بدون حدس زدن پایان.
1 364
چه اتفاقی الان بیوفته حالت خوب میشه و قلبت گرم؟!بهم بگو🌱
https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-47435-faLbY8g
