ar
Feedback
AUSTRO LIBERTARIAN

AUSTRO LIBERTARIAN

الذهاب إلى القناة على Telegram

لسه‌فر به این معنی است: بگذارید افراد انتخاب کنند که چگونه می‌خواهند در تقسیم کار اجتماعی شرکت کنند و بگذارید خودشان تعیین کنند که آنتروپرنرها چه چیزی باید تولید کنند. 👤لودویگ فون میزس کانال مطالعه: @LibertyReader

إظهار المزيد
3 345
المشتركون
-224 ساعات
+227 أيام
+10230 أيام

جاري تحميل البيانات...

جذب المشتركين
سبتمبر '26
سبتمبر '26
+40
في 3 قنوات
أغسطس '26
+177
في 9 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+130
في 4 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+139
في 2 قنوات
Get PRO
مايو '26
+9
في 6 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+22
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+9
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+54
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '26
+30
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+54
في 9 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+74
في 6 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+59
في 4 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+35
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+49
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+74
في 2 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+62
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '25
+40
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+39
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '25
+38
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+49
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '25
+73
في 3 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+215
في 2 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+245
في 10 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+263
في 7 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+93
في 3 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+222
في 19 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+128
في 4 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+143
في 18 قنوات
Get PRO
مايو '24
+104
في 16 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+66
في 9 قنوات
Get PRO
مارس '24
+112
في 58 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+104
في 3 قنوات
Get PRO
يناير '24
+127
في 13 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+161
في 73 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+62
في 81 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+127
في 30 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+35
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+77
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+38
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+115
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+45
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+133
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+86
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+94
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+99
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+196
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+152
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+107
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+27
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+43
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+70
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+71
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+107
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+42
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+88
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+32
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+61
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+18
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+35
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+107
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+154
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+86
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+165
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+54
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+46
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+103
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+13
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+103
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+68
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '20
+589
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
07 سبتمبر+1
06 سبتمبر+4
05 سبتمبر+8
04 سبتمبر+4
03 سبتمبر+10
02 سبتمبر+9
01 سبتمبر+4
منشورات القناة
جمهوری ونیز در طول یازده قرن ثابت کرد که شکوفایی و رفاه، نه حاصل کشورگشایی که ثمرهٔ تجارت است؛ نه در گرو بازتوزیع ثروت، بلکه در پناه حکومت قانونِ خلل‌ناپذیر. ونیز با هیچ موهبت دندان‌گیری آغاز نکرد؛ نه دشت‌های حاصلخیزی داشت، نه چوب و جنگلی، و نه ذخایر معدنی. ساکنان اولیه در سال ۶۹۷ میلادی از چنگ سپاهیان آتیلا گریختند و به مرداب‌های خلیج آدریاتیک پناه بردند؛ جایی که شهرشان را بر فراز پایه‌های چوبی بنا کردند. جغرافیا به آن‌ها موهبتِ انزوا را بخشید؛ پناهگاهی دور از دسترس لُردهای غارتگر فئودال که سرزمین اصلی اروپا را می‌بلعیدند. ونیزی‌ها نیز از این انزوا با هوشمندی تمام بهره بردند. اما شالوده‌های نهادی از جغرافیا هم حیاتی‌ترند. ونیز در حدود سال ۱۰۰۰ میلادی سازوکار «کولگانزا» (Colleganza) را پایه‌گذاری کرد؛ شکلی نخستین از «شرکت‌های با مسئولیت محدود» که در آن، یک طرف سرمایه را تأمین می‌کرد و طرف دیگر نیروی کار و مهارت دریانوردی را. سود نیز بر اساس قرارداد تقسیم می‌شد. هیچ‌یک از طرفین برای ورود به این بازی نیازی به پیوندهای خانوادگی یا تبار اشرافی نداشتند. سرمایه به پربازده‌ترین مقصد خود می‌رسید، چرا که این خودِ افراد بودند که مسیر آن را تعیین می‌کردند، نه دیوان‌سالاران دولتی؛ و بازارهای سرمایه دقیقاً همین‌گونه کار می‌کنند. کارگاه کشتی‌سازی «آرسنال» که تا سدهٔ چهاردهم میلادی روزانه یک کشتی جنگی مجهز تحویل می‌داد، نه بر پایهٔ رانت و حامی‌پروری سیاسی، بلکه تحت انضباط سفت‌وسختِ قراردادی اداره می‌شد. بازرگانان ثروت خود را نسل‌به‌نسل روی هم انباشتند، زیرا حقوق مالکیت چنان استوار و تضمین‌شده بود که افق‌های زمانی بلندمدت را توجیه می‌کرد. دوکات طلای ونیز که نخستین بار در ۱۲۸۴ میلادی ضرب شد، وزن و عیار خود را تا ۵۰۰ سال دست‌نخورده حفظ کرد. وقتی پولِ شما نیم‌هزاره ارزشش را حفظ کند، تاجران در سراسر مصر، ایران و شامات آن را بی‌چک‌وچانه می‌پذیرند؛ در واقع، «پول سالم و پایدار» خودِ سیاست تجاری ونیز بود. اما فروپاشی جمهوری درست از لحظه‌ای آغاز شد که دست از این شالوده‌ها کشید. انحصارات غلات، وام‌های اجباریِ تحمیل‌شده بر شهروندان ثروتمند و مقررات سفت‌وسخت اصناف که نفس رقابت را برید، همگی دست‌به‌دست هم دادند تا منابع را از چنگ تاجران مولد درآورده و به جیب رانت‌خوارانِ متصل به قدرت بریزند. هنگامی که ناپلئون در ۱۷۹۷ سررسید، ونیز عملاً هیچ مقاومتی از خود نشان نداد. امپراتوریِ بناشده بر پایهٔ مبادلهٔ داوطلبانه، وقتی حکمرانانش یک قرن را صرف نابودی همان شرایطی کرده باشند که مبادله را ارزشمند می‌ساخت، هرگز تاب بقا نخواهد داشت. @austro_libertarian

2
چنین روزی، در ۶ سپتامبر ۱۹۸۸، حزب بعث عرب سوسیالیست صدام حسین، پس از پایان کارزار انفال، «عفو عمومی» را برای همه شهروندان کرد
چنین روزی، در ۶ سپتامبر ۱۹۸۸، حزب بعث عرب سوسیالیست صدام حسین، پس از پایان کارزار انفال، «عفو عمومی» را برای همه شهروندان کرد اعلام کرد. هزاران خانواده خود را به ارتش عراق تسلیم کردند؛ اما به‌جای آزادی، همه دارایی‌هایشان مصادره شد و مردان بالغ و نوجوانان پسر را به گودال‌هایی دورافتاده در دل کویر بردند تا بی‌درنگ و خارج از روال قانونی توسط جوخه‌های آتش اعدام شوند. @austro_libertarian
384
3
پنج اصلِ یک جامعه آزاد ۱. حاکمیت قانون ما تحت حکمرانیِ قانون هستیم، نه ارادهٔ خودسرانهٔ کسانی که قدرت را قبضه کرده‌اند. قوانین باید معلوم، کلی و به‌طور مساوی اعمال شوند. حاکم و محکوم، هر دو برابرند. پرسش این نیست که «تو کیستی؟»؛ پرسش این است که «قانون چه می‌گوید؟». ۲. مالکیت خصوصی مالکیت به استقلال، عینیت می‌بخشد. تواناییِ داشتنِ خانه، حفظِ ثمرهٔ کار، ساختنِ کسب‌وکار و اختیارِ مطلق بر آنچه از آنِ شماست، عرصه‌ای از زندگی می‌آفریند که در آن نه دولت و نه همسایه، هیچ‌کدام سرور نیستند. بدون مالکیتِ امن، آزادی تنها «با اجازه» معنا می‌یابد. ۳. رضایتِ حکومت‌شوندگان دولت برای مردم وجود دارد، نه مردم برای دولت. دریافتِ درخشانِ «لاک» این بود که اقتدارِ سیاسی، امانتی است در دستِ دولت: دولت برای صیانت از جان، آزادی و داراییِ ما پدید آمده و مشروعیتِ آن در نهایت بر پایهٔ رضایتِ ماست. قدرت، امانت است، نه ملکِ طلق. ۴. دولتِ محدود نیاتِ نیک، قدرتِ نامحدود را ایمن نمی‌سازد. از این‌رو، قانونِ اساسیِ آزاد، قدرت را از طریق قانون مهار کرده، اقتدار را میان نهادها تقسیم می‌کند، دولت را به زیر تیغِ نظارت می‌کشد و دادگاه‌های مستقل فراهم می‌آورد تا بتوان اقدامات دولت را به چالش کشید. آزادی، وابسته به حاکمانِ نیک نیست؛ آزادی در گروِ محدودیت‌هایی است که حتی در دورانِ حاکمانِ بد نیز پابرجا می‌مانند. ۵. آزادیِ فردی نقطهٔ عزیمتِ یک جامعهٔ آزاد این است که فرد، ذاتاً آزاد است. دولت این آزادی را اعطا نمی‌کند. هرگاه دولت بخواهد این آزادی را محدود کند، باید بتواند برای آن «مجوز قانونی» ارائه دهد. آزادی، قاعده است و محدودیت، نیازمندِ توجیه. این اصول، یکدیگر را تقویت می‌کنند: آزادیِ بدون قانون، ناامن می‌شود. قانونِ بدون محدودیت، به استبداد بدل می‌گردد. مالکیتِ بدون قانون، نمی‌تواند مصون بماند. دولتِ بدون رضایت، مشروعیتش را از دست می‌دهد. و قدرتِ بدون مهار، همگی را تهدید می‌کند. حاکمیت قانون. مالکیت. رضایت. دولت محدود. آزادی فردی. این‌ها اشیاءِ موزه‌ای یا کنجکاوی‌های تاریخی نیستند. این‌ها «معماریِ یک جامعهٔ آزاد» هستند. و هر نسلی باید آن‌ها را دریابد؛ وگرنه از دستشان خواهیم داد. @austro_libertarian
415
4
چنین روزی، در پنجم سپتامبر ۱۹۵۱، آخرین موج جابه‌جایی کولاک‌ها از لیتوانی آغاز شد؛ با این توجیه که آن‌ها علیه مزارع اشتراکی “ا
چنین روزی، در پنجم سپتامبر ۱۹۵۱، آخرین موج جابه‌جایی کولاک‌ها از لیتوانی آغاز شد؛ با این توجیه که آن‌ها علیه مزارع اشتراکی “اقدامات خصمانه” انجام می‌دهند (البته این اقدامات در واقع چیزی جز مهارتِ بیشتر در کشاورزی نسبت به همسایگانشان نبود). طی سال‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۱، میلیون‌ها نفر از این طبقه به اردوگاه‌ها تبعید شدند که نتیجه‌ی آن مرگ صدها هزار نفر بود. کمونیسم یعنی همین. @austro_libertarian
494
5
📕 تجدید چاپ مشکل سوسیالیسم 👤 تامس دی لورنزو ✍️ ترجمه: محمدحسن وکیلی این کتاب برای برخی به عنوان مقدمۀ آشنایی با #سوسیالیسم
📕 تجدید چاپ مشکل سوسیالیسم 👤 تامس دی لورنزو ✍️ ترجمه: محمدحسن وکیلی این کتاب برای برخی به عنوان مقدمۀ آشنایی با #سوسیالیسم و #سرمایه‌داری عمل می‌کند، برای دیگران یک یادآوری تاریخی و منبعی مفید برای معرفی تمام مشکلات سوسیالیسم و چگونگی تهدید جوامع آزاد با سوسیالیسم است. درطول این کتاب بررسی می‌کنیم که چگونه برابری‌خواهی با طبیعت انسان در جنگ است؛ چرا در نظام‌های سوسیالیستی بسیاری از فاسدترین افراد به قدرت می‌رسند؛ چرا فاشیسم فقط شکل دیگری از سوسیالیسم است؛ چگونه موفقیت سوسیالیسم اسکاندیناوی افسانه‌ای بیش نیست... 🔗 لینک خرید کتاب ◽️@utfinance◽️ #تامس_دی‌لورنزو #مشکل_سوسیالیسم
345
6
اندر احوالات حقوق مالکیت بدون حق مالکیت، هر آزادی دیگری مشروط می‌شود. ممکن است «آزاد» باشید که سخن بگویید، کار کنید، خلق کنید، داد و ستد کنید یا به دنبال خوشبختی باشید؛ اما اگر کسی حق داشته باشد آنچه را که با رنج و زحمت به دست آورده‌اید تصاحب کند، نحوه‌ی استفاده‌تان از آن را دیکته کند، یا بدون رضایت شما آن را از چنگتان درآورد، در واقع آن شخص بر وقت و انرژی شما حکم‌رانی می‌کند. حق مالکیت صرفاً درباره‌ی تملکِ اشیاء نیست؛ این حقوق، خطِ مرزیِ میان زندگی شما و اقتدار دیگران را ترسیم می‌کنند. بدون این مرز، آزادی چیزی جز یک «اجازه‌نامه‌ی موقت» نیست. @austro_libertarian
482
7
چنین روزی، در چهارم سپتامبر ۱۹۸۹، نخستین «تظاهرات دوشنبه‌ها» در لایپزیگ آلمان شرقی آغاز شد؛ حرکتی که خواستار اصلاحات سیاسی از
چنین روزی، در چهارم سپتامبر ۱۹۸۹، نخستین «تظاهرات دوشنبه‌ها» در لایپزیگ آلمان شرقی آغاز شد؛ حرکتی که خواستار اصلاحات سیاسی از رژیم کمونیستی حاکم بود. این فشارها در نهایت به استعفای اریش هونکر در ماه اکتبر و سقوط دیوار برلین در نوامبر همان سال انجامید. @austro_libertarian
463
8
چنین روزی... در سوم سپتامبر ۲۰۱۲، فعالان گزارش دادند که حملات هوایی رژیم سوسیالیست بعث در سوریه، منجر به کشته شدن ۶۰ غیرنظامی+1
چنین روزی... در سوم سپتامبر ۲۰۱۲، فعالان گزارش دادند که حملات هوایی رژیم سوسیالیست بعث در سوریه، منجر به کشته شدن ۶۰ غیرنظامی در حلب شده است؛ همچنین در منطقه “حراک”، بیش از ۴۰ جسد کشته شده از طریق اعدام‌های خودسرانه کشف شد. ......... در سوم سپتامبر ۱۹۱۸، روزنامه پروپاگاندای شوروی، “ایزوستیا”، رسماً آغاز “ترور سرخ” را اعلام کرد. این روزنامه در گزارش خود از اعدام صدها گروگان در پتروگراد خبر داد و خواستار اعمال خشونت علیه هر کسی شد که “ضد‌انقلابی” قلمداد می‌شد. @austro_libertarian
509
9
نگاهی کوتاه به تاریخچه بانک مرکزی بانکداری مرکزی هرگز برای تثبیت اقتصادها طراحی نشد. این نهاد برای تثبیت دولت‌هایی طراحی شد که بیش از درآمدهای مالیاتی‌شان هزینه می‌کردند. بانک انگلستان در سال ۱۶۹۴ با یک تراکنش سرراست آغاز به کار کرد: کنسرسیومی از بانکداران خصوصی مبلغ ۱.۲ میلیون پوند به ویلیام سوم برای تأمین مالی جنگش علیه فرانسه وام دادند و در ازای آن حق انتشار اسکناس در برابر آن بدهی را دریافت کردند. این الگو در همان روز نخست تثبیت شد. بدهی عمومی و خلق پول به عنوان یک بسته واحد از راه رسیدند. فدرال رزرو همان الگو را تکرار کرد، اما با بازاریابی بهتر. کنگره قانون فدرال رزرو را در سال ۱۹۱۳ تصویب نمود که به عنوان سدی در برابر هراس‌های بانکی که قرن نوزدهم را گرفتار کرده بود به عموم عرضه شد. فدرال رزرو فاجعه‌بارترین فروپاشی بانکی در تاریخ آمریکا را در سال‌های ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۳ رقم زد؛ واقعه‌ای که به دنبال آن انقباضی رخ داد که تقریباً یک‌سوم حجم پول را تحت نظارت مستقیم خود این نهاد نابود ساخت. میلتون فریدمن این موضوع را به شکلی موشکافانه در کتاب «تاریخ پولی ایالات متحده» مستند کرده است. نهادی که برای جلوگیری از هجوم به بانک‌ها ایجاد شده بود، خود بر بدترین هجوم‌های بانکی در تجربه ثبت‌شده آمریکا ریاست کرد. تک‌تک بانک‌های مرکزی در قرن بیستم در نهایت قید کالاییِ خود را شکستند. ایالات متحده آخرین پیوند رسمی با طلا را در اوت ۱۹۷۱ قطع کرد، یعنی زمانی که نیکسون «پنجره طلا» را بست و از تعهدات آمریکا در قبال دولت‌های خارجیِ دارندۀ دلار نکول کرد. از آن تاریخ به بعد، دلار تقریباً ۸۷ درصد از قدرت خرید خود را از دست داده است. قیمت‌هایی که در سال ۲۰۲۶ در یک خواربارفروشی می‌پردازید، بازتاب‌دهندۀ همان مصادره خاموش و تدریجیِ انباشته‌شده در طول پنج دهه است. لودویگ فون میزس پیش از آنکه اکثر اقتصاددانان حتی وجود چنین سازوکاری را بپذیرند، تورم را به عنوان یک «مالیات پنهان» شناسایی کرد. پول جدید ابتدا به سوی دولت و بستانکاران برگزیده و ممتازِ آن سرازیر می‌شود. زمانی که این پول به دستمزدها و حساب‌های پس‌انداز می‌رسد، قیمت‌ها پیشاپیش به سمت بالا تعدیل شده‌اند. این انتقال قدرت خرید واقعی و جهت‌دار است: از پس‌اندازهای شما به سمت اولین خرج‌کنندگان پول. بانک‌های مرکزی در حال انجام یک کارکرد سیاسی هستند، نه آن کارکرد اقتصادی که تبلیغش را می‌کنند. داستان نهادیِ بانکداری مرکزی، داستان دولتی است که بدون نیاز به رأی‌گیری، به خودش قدرت ساختن و جعل درآمد اعطا می‌کند و این قدرت را در لفافه و ادبیاتِ تکنوکراتیکِ تثبیت اقتصادی می‌پیچد. هر بحران مالی از سال ۱۹۱۳ به این سو، اختیارات بیشتر برای فدرال رزرو، ترازنامه‌های بزرگ‌تر و محدودیت‌های سست‌تر به بار آورده است؛ به این معنا که ساختار انگیزش‌ها، شکست را با گسترش و فربهی پاداش می‌دهد. @austro_libertarian
1 130
10
در فاصله سال‌های ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۸، رژیم «درگ» در اتیوپی به رهبری منگستوهایله ماریام، با به‌راه انداختن کارزار «ترور سرخ»، به زندا
در فاصله سال‌های ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۸، رژیم «درگ» در اتیوپی به رهبری منگستوهایله ماریام، با به‌راه انداختن کارزار «ترور سرخ»، به زندانی کردن، شکنجه و کشتار تمامی مخالفانِ حاکمیتِ مقتدرانه خود پرداخت. این عملکرد واقعیِ کمونیسم در اتیوپی بود. @austro_libertarian
1 757
11
⚜️تئوری بانکداری آزاد⚜️ نویسنده: جورج سِلجین مترجم: محمد جوادی، محمد سرافراز انتشارات: نشر آماره تعداد صفحات: ۳۹۸ قطع: رقعی ع
⚜️تئوری بانکداری آزاد⚜️ نویسنده: جورج سِلجین مترجم: محمد جوادی، محمد سرافراز انتشارات: نشر آماره تعداد صفحات: ۳۹۸ قطع: رقعی عرضۀ پول با استفاده از رقابت در انتشار ارز مطالعۀ تاریخ پول و بانک، همیشه مثل تاریخ جنگ‌ها و جنگاوران جذّاب است؛ شاید چون پول هم بوی خون می‌دهد. تاروپودِ تاریخِ پول را می‌توان از دو حیث مطالعه کرد. نخست منطق اقتصادیِ ارزشمندی و ارزش پول، که آن را مثل خون به جریان انداخته است؛ و دیگری منطق سیاسیِ کنترل پول که همیشه با جنگ و خون به کرسی نشسته است. سِلجین در این کتاب به منطق اقتصادی پول و بانک می‌پردازد ولی کاوش در تاریخ سیاسی پول را به عهده نمی‌گیرد. زبان سلجین ساده است و روان. شور و حرارت ندارد. اتصالی به خونِ گرم ندارد. یکسره از عقل سرد برخاسته است. با یک مثال خیالی شروع می‌کند و زمین بازی را تعریف می‌کند. در این کتاب، اقتصادْ علم کُنش‌های داوطلبانه است و سیاستْ علم کاربرد قوۀ قهریه. 📍برای خرید کتاب با ده درصد تخفیف، از طریق تارنمای انتشارات نشر آماره(لینک خرید) اقدام فرمایید. @austro_libertarian
777
12
چنین روزی، در اول سپتامبر ۱۹۳۷، نخستین گروه حدوداً ۱۲هزارنفری از کره‌ای‌های ساکن شوروی [به دستور استالین] به آسیای مرکزی تبعی
چنین روزی، در اول سپتامبر ۱۹۳۷، نخستین گروه حدوداً ۱۲هزارنفری از کره‌ای‌های ساکن شوروی [به دستور استالین] به آسیای مرکزی تبعید شدند. آنان اولین گروهی بودند که به اجبار خانه و کاشانه‌شان را ترک کردند. تا پایان سپتامبر، حدود ۷۵هزار نفر دیگر نیز تبعید شده بودند. برآورد می‌شود که بین ۱۰ تا ۲۵ درصد آنان در شرایط سختی که مجبور به تحملش بودند، جان باختند. کمونیسم یعنی همین. @austro_libertarian
709
13
چکیده مقاله هایک: این مقاله یکی از مهم‌ترین متون اقتصاد اتریشی و در واقع یکی از بنیادی‌ترین نقدها بر برنامه‌ریزی متمرکز است. نکته اصلی #هایک این نیست که «برنامه‌ریزان اطلاعات کافی ندارند»؛ استدلال او عمیق‌تر است: بخش بزرگی از دانشی که برای تصمیم‌گیری اقتصادی لازم است، اساساً به صورت متمرکز و یکپارچه وجود ندارد. @kazive_institute #کازیوه #سلیمان_عبدی
553
14
انسان آزاد در برابر گله‌ی خاکستری: سه سلاح دولت برای سرکوب فردیت انسانِ آزاد، درست نقطه‌ی مقابلِ آن “گله‌ی بی‌روح و خاکستری” است. او کسی است که هر صبح با این اندیشه بیدار می‌شود که: این زمان، این توان، و این زندگی، متعلق به من است. او ارزش‌ها را می‌آفریند، نه از سرِ عشق به دیگری یا از سرِ تکلیف، بلکه به دلیلِ مصلحت‌اندیشیِ عقلانیِ خویش. از دلِ همین خودخواهی (در معنای فلسفیِ رند)، رفاهِ همگانی زاده می‌شود: از مسیرِ تبادلِ آزادانه، نوآوری و رقابت. دولت که قصدِ سرکوبِ این روحیه را دارد، سه سلاح برمی‌گیرد: سلاح اخلاق: سودجویی را گناه و فداکاری را کمال جلوه می‌دهد. سلاح اقتصاد: با مالیات، قوانین محدودکننده و بازتوزیع ثروت، موفقیت را مجازات می‌کند؛ تا آنجا که فردِ کارآمد سرانجام با خود می‌گوید: «دیگر چه فایده‌ای دارد که تلاش کنم؟» سلاح روان‌شناسی: نسل‌ها را چنان می‌پروراند که خود را نه خالقِ سرنوشت، بلکه صرفاً چرخ‌دنده‌هایی در ماشینِ جمعی بدانند. @austro_libertarian
1 011
15
سازوکار آزادی - دیوید فریدمن - فصل اول 📘 فصل اول: در دفاع از مالکیت اگر تا کنون از خودت پرسیده ای چرا در جامعه ما این همه دعوا بر سر قدرت، کنترل، قیمت گذاری و تصمیم گرفتن برای زندگی دیگران وجود دارد، فصل اول کتاب سازوکار آزادی از دیوید فریدمن یک شروع تکان دهنده است. فریدمن از یک سؤال ساده شروع می کند: وقتی انسان ها خواسته های متفاوت دارند و منابع محدود است، چه چیزی جلوی زور را می گیرد؟ پاسخ او غافلگیرکننده است: مالکیت فقط یک مفهوم اقتصادی نیست، بلکه یکی از پایه های آزادی و همکاری مسالمت آمیز است. این فصل حتی اگر با نتیجه نهایی کتاب موافق نباشی، ذهنت را به چالش می کشد و وادارت می کند دوباره درباره آزادی، قانون و نقش دولت فکر کنی. برای دانلود این فایل بدون فیلترشکن اینجا کلیک کنید #سازوکار_آزادی @TheLibertyWay
602
16
در ۳۱ اوت ۱۹۸۲، در دومین سالگرد “توافق‌نامه گدانسک” که اتحادیه همبستگی را قانونی اعلام کرده بود، دولت کمونیستی لهستان سرکوب گ
در ۳۱ اوت ۱۹۸۲، در دومین سالگرد “توافق‌نامه گدانسک” که اتحادیه همبستگی را قانونی اعلام کرده بود، دولت کمونیستی لهستان سرکوب گسترده‌ای را آغاز کرد. پلیس ضدشورش و نیروهای امنیتی، تظاهرات مسالمت‌آمیز حامیان دموکراسی را در سراسر کشور با خشونت متفرق و صدها نفر را بازداشت کردند. کمونیسم یعنی همین @austro_libertarian
680
17
در ۳۰ اوت ۲۰۱۲، رژیم سوسیالیستی بعثی سوریه دست‌کم ۱۰ نانوایی را در حلب، در حالی که مردم برای دریافت نان در صف ایستاده بودند،
در ۳۰ اوت ۲۰۱۲، رژیم سوسیالیستی بعثی سوریه دست‌کم ۱۰ نانوایی را در حلب، در حالی که مردم برای دریافت نان در صف ایستاده بودند، هدف حملات هوایی و گلوله‌باران قرار داد که بر اثر آن حدود ۴۰ تا ۶۰ نفر کشته شدند. @austro_libertarian
817
18
کتاب «مسائل معرفت شناختی علم اقتصاد» اثر لودویگ فون میزس منتشر شد. این کتاب از کتاب‌های پایه‌ای در حوزۀ معرفت‌شناختیِ علم اقت
کتاب «مسائل معرفت شناختی علم اقتصاد» اثر لودویگ فون میزس منتشر شد. این کتاب از کتاب‌های پایه‌ای در حوزۀ معرفت‌شناختیِ علم اقتصاد می‌باشد. ایده‌های نخستینِ علم کنش انسانی در این کتاب آمده است: شامل نظریه ارزش و معرفت‌شناسی. قبل از اینکه میزس کتاب کنش انسانی را منتشر کند در این کتاب فصول پایه‌ای و طرح‌های اولیه آن را در این کتاب پیاده کرد. --------------------------------------- 🛍 خرید از وبسایت نشر آماره 🌐 لینک خرید در هایلایت کتاب‌ ها قرار دارد ❗️۱۰ درصد تخفیف + ارسال رایگان❗️ --------------------------------------- نام اثر : مسائل معرفت شناختی علم اقتصاد 📖 نویسنده : لودویگ فون میزس ✍️ مترجم : دکتر سید عقیل حسینی، محمد جواد صادقی، دکتر علیرضا رعنائی تعداد صفحات : ۲۷۶ 📃 --------------------------------------- #نشرآماره #اقتصاد #کتاب #علم تلفن پشتیبانی: 09368764391 از طریق اپ های داخلی و خارجی https://nashreamareh.ir/product/economics/austrian-economics/epistomolgy-of-economics/
1 808
19
مردی که قسم خورده بود سرمایه‌داری را به نابودی بکشاند، وقتش را به سفته‌بازی در بورس لندن می‌گذراند. تصویر کارل مارکس به عنوان فیلسوفی که آه در بساط نداشت و زندگی‌اش را فدای پرولتاریا کرد، افسانه‌ای است که خیلی خوب جا افتاده. پدر کمونیسم جهانی یک سرگرمی غیرمنتظره داشت: «ور رفتن» با بازار سهام. مارکس تقریباً هیچ‌وقت شغلی با حقوق ثابت نداشت. برای زندگی و نوشتن، دوست صمیمی‌اش فریدریش انگلس خرجش را می‌داد. نکته‌ای که تاریخ اغلب فراموش می‌کند این است که انگلس، مدیر ثروتمند یک کارخانه نساجی در انگلستان بود. پس، نوشتنِ آن متون بزرگ مارکسیستی، عملاً با استثمار روزمره‌ی طبقه کارگر تأمین مالی می‌شد. اما این پارادوکس خیلی فراتر از این حرف‌هاست. در سال ۱۸۶۴، مارکس بالاخره چند ارثیه کوچک به دستش رسید. او به‌جای اینکه این پول را خرج سازمان‌دهی انقلاب کند، راهی «سیتی» لندن (مرکز مالی) شد. سهام انگلیسی خرید و روی اوراق قرضه آمریکا سفته‌بازی کرد. در نامه‌های خصوصی‌اش، با پز دادن به انگلس از سودهای بورسی‌اش می‌نوشت. خیلی جدی برایش توضیح می‌داد که دارد با نوسانات بازار بازی می‌کند تا از چنگِ این سیستم پول بکشد بیرون. نظریه‌پرداز بزرگ «مبارزه طبقاتی»، قیمت‌های سهام را زیر و رو می‌کرد تا بازدهی‌اش را بالا ببرد. در حالی که داشت کتاب «سرمایه» را می‌نوشت تا انباشت ثروت را محکوم کند، نویسنده‌اش مخفیانه سعی می‌کرد با سود سهام، برای خودش ثروتی دست‌وپا کند. @austro_libertarian
842
20
مالیات دیوانه‌وار «پنجره» در انگلستانِ سال ۱۶۹۶، نمونه‌ای به‌جامانده از منطق حکومتی را پیش چشم ما می‌گذارد: بر چیزی که قابل دیدن است مالیات وضع کنید، تماشا کنید که مردم آن را با دیوار می‌پوشانند، و سپس تاریکیِ حاصل را «انتخاب شخصی» بنامید! ویلیام سوم به پول نیاز داشت. راه حل او، وضع مالیاتی بر املاک بود که بر اساس تعداد پنجره‌های خانه‌تان محاسبه می‌شد. اگر کمتر از ده پنجره داشتید، مبلغ ثابت دو شیلینگ بود؛ اما اگر بیش از بیست پنجره داشتید، باید پول هنگفتی می‌پرداختید. به نظر ساده می‌آمد؛ اما مشکل اینجا بود که مردم به شکلی منطقی واکنش نشان دادند: آن‌ها پنجره‌ها را با آجر بستند. زمین‌داران در سراسر انگلستان، خانه‌هایی با حداقلِ روزنه و بازشو می‌ساختند تا از رسیدن به آن آستانه‌های تعیین‌شده مالیاتی بگریزند. نتیجه چه شد؟ اتاق‌های تاریک‌تر، تهویه‌ی بدتر و جیب‌های پرترِ مأموران مالیات. این قانون از سال ۱۶۹۶ تا ۱۸۵۱ برقرار بود. یعنی صد و پنجاه و پنج سال تلاش موفقیت‌آمیزِ دولت برای بدتر کردنِ کیفیت ساختمان‌ها. این روایت، نمونه‌ای کلاسیک است از اینکه چگونه مالیات‌ستانی، به‌جای آنکه صرفاً تأمین‌کننده بودجه دولت باشد، رفتارها را بازطراحی می‌کند. این مالیات، سهمی خنثی از ثروت موجود نبود، بلکه ساختار فیزیکی ساختمان‌ها را در یک ملت تغییر داد. کارگران در خانه‌هایی تاریک‌تر و مرطوب‌تر زندگی می‌کردند. در طول قرن هجدهم، نرخ ابتلا به بیماری سل در مناطق شهری وحشتناک بود و تهویه‌ی نامناسب، یکی از عوامل مستندِ این وضعیت به شمار می‌رفت. پارلمان سرانجام در سال ۱۸۵۱، پس از آنکه پزشکان به‌طور علنی میان «محرومیت از نور خورشید» و «بیماری» ارتباط برقرار کردند، این قانون را لغو کرد. در واقع، اقتصاددان‌ها باید پیش از پزشکان این استدلال را مطرح می‌کردند، اما بازار پیشاپیش می‌دانست مردم چه می‌خواهند: شیشه، نور و هوا. دولت یک قرن و نیم را صرف کرد تا با مالیات گرفتن از این چیزها، آن‌ها را کمیاب کند. دزدی در روز روشن. @austro_libertarian
832