𝐁𝐈𝐒𝐋𝐔𝐋
الذهاب إلى القناة على Telegram
نوشتن را یاد گرفتم تا گریه هایم بی صدا باشند . اگر تقدیر ، دیدار را از ما گرفت ، این چند حرف هنوز راه رسیدن به من اند : t.me/SaeedKmf
إظهار المزيد3 177
المشتركون
-224 ساعات
-77 أيام
-3030 أيام
أرشيف المشاركات
3 177
همه از تاریکی میترسند ؛
من از سکوتی که بعد از تاریکی می آید .
آدم ها فکر میکنند هیولاها فریاد میزنند ، دیوانه وار میخندند یا چشمانشان سرخ است .
اشتباه میکنند ؛
هیولاها خیلی آرام راه میروند ، مودبانه سلام میکنند و آنقدر عادی به نظر میرسند که حتی حاضر میشوی کنارش بنشینی .
من مدت هاست دیگر با آینه بحث نمیکنم .
آینه فقط کسی را نشانم میدهد که بقیه هنوز نمیشناسند .
گاهی با خودم فکر میکنم اگر روزی حقیقت را بفهمند ، از من نمیترسند ...
از این میترسند که تمام این مدت کنارشان بوده ام و هیچ چیز نفهمیده اند .
بعضی رازها برای زنده ماندن ساخته نشده اند ؛
فقط منتظرند کسی بالاخره آن ها را زمزمه کند .
• چهارم مرداد ماه
3 177
عشق ، شاید فقط زیباترین دروغی باشد که انسان برای تحمل تنهایی اش ساخته است .
چیزی که نامش را عشق گذاشته ایم ، اغلب مجموعه ای از نیازها ، ترس ها ، وابستگی ها و توهم ماندگاری است .
آدم ها تا زمانی کنار هم میمانند که منافع ، احساسات یا شرایطشان هم جهت باشد ؛
اما همین که زمان چهره واقعی اش را نشان میدهد ، آنچه عشق نامیده میشد ، فرو میریزد .
واقعیت این است که هیچ احساسی ابدی نیست .
قلبی که امروز برای کسی میتپد ، فردا میتواند برای غریبه ای آرام بگیرد .
قول های همیشگی ، زیر فشار روزگار رنگ میبازند و خاطره ها جای آدم ها را میگیرند .
اگر عشق حقیقتی مطلق بود ، نه فاصله معنایی داشت ، نه خیانت ، نه فراموشی و نه پایان .
شاید آنچه وجود دارد ، فقط انتخاب های موقتی انسان هایی است که از تنهایی میترسند .
ما نام این ترس را عشق گذاشته ایم تا باور کردنش آسان تر شود .
اما حقیقت ، بیرحم تر از آن است که با واژه ها تغییر کند ؛
در نهایت ، هر کسی راه خودش را میرود و آنچه باقی میماند ، نه عشق ، بلکه رد زخمی است که روزی خیال میکردیم ابدی است .
• دوم مرداد ماه
3 177
امروز رد و بدل شدن این پیام هارو بین دو آدم دیدم .
ناخودآگاه خندیدم ؛
قلمم تحریک شد و حالی به کاغذ دادم .
