ar
Feedback
کانال عبدالخالق احسان

کانال عبدالخالق احسان

الذهاب إلى القناة على Telegram

هر از گاهی سخنان نغز دیگران را ترجمه می‌کنم و گاهی هم می‌نویسم؛ تو هم با من بخوان تا باهم در مسیر تعالی و برتری قرار بگیریم. اگر گاهی نظر، انتقاد و پیشنهادی داشتید، بفرستید تا با اشتیاق تمام بهره‌مند شویم. @khaleqehsan

إظهار المزيد
2 886
المشتركون
+324 ساعات
+37 أيام
+1830 أيام

جاري تحميل البيانات...

جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+56
في 3 قنوات
يونيو '26
+112
في 2 قنوات
Get PRO
مايو '26
+73
في 8 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+67
في 3 قنوات
Get PRO
مارس '26
+37
في 6 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+90
في 13 قنوات
Get PRO
يناير '26
+122
في 5 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+90
في 2 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+78
في 6 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+62
في 10 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+71
في 7 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+55
في 6 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+73
في 6 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+41
في 3 قنوات
Get PRO
مايو '25
+30
في 3 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+66
في 3 قنوات
Get PRO
مارس '25
+64
في 7 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+95
في 12 قنوات
Get PRO
يناير '25
+110
في 8 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+67
في 3 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+46
في 2 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+65
في 8 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+91
في 6 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+150
في 5 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+146
في 7 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+114
في 4 قنوات
Get PRO
مايو '24
+152
في 8 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+134
في 2 قنوات
Get PRO
مارس '24
+130
في 2 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+220
في 2 قنوات
Get PRO
يناير '24
+146
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+143
في 10 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+206
في 7 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+297
في 8 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+145
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+118
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+102
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+118
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+114
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+88
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+108
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+121
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+172
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+156
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+145
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+154
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+20
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+212
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
29 يوليو+2
28 يوليو+3
27 يوليو+7
26 يوليو+1
25 يوليو+1
24 يوليو+2
23 يوليو+2
22 يوليو+1
21 يوليو+1
20 يوليو+5
19 يوليو+6
18 يوليو+1
17 يوليو0
16 يوليو+1
15 يوليو0
14 يوليو+1
13 يوليو+4
12 يوليو+1
11 يوليو+2
10 يوليو+2
09 يوليو0
08 يوليو0
07 يوليو+2
06 يوليو+2
05 يوليو+1
04 يوليو+1
03 يوليو+2
02 يوليو+4
01 يوليو+1
منشورات القناة
امام ابوحنیفه رحمه الله از ديدگاه دانشمندان اسلامی حافظ ابن کثیر رحمه الله می‌گوید: امام ابوحنیفه یکی از پیشوایان اسلام، از بزرگان و سروران این امت، و یکی از ارکان و ستون‌های دانشمندان بود. هم‌چنین از میان چهار امام مشهور فقه، زودتر از همه وفات یافت؛ زیرا عصر صحابه را درک کرده و از جمله‌ی تابعین شمرده می‌شود. البدایة والنهایة، ج ۱۳، ص ۴۱۶. ترتيب کننده: محمد وائل الحنبلی ترجمه: عبدالخالق احسان https://t.me/abdulkhaleqehsan

2
عمل، خود انگیزه است! {يَأَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُم فَأَنذِر} (المدثر: ۱-۲) ای جامه به خود پیچیده! برخیز و هشدار بده. تمام دنیا برای وی مثل زمستان یخ‌زده شد او نمی‌توانست بیرون برود حتی قبل از این که دهانش را باز کند، می‌گفتند: مرد دیوانه این‌جاست! مرد دیوانه آن‌جاست! او دیوانه است! او دیوانه است! و پیامبر صلی الله علیه وسلم درست مثل سرمای شدید زمستان در بیرون، اکنون با شرایط طاقت‌فرسای بیرون روبرو شده بود. پس خودش را با جامه‌اش پوشاند، در اضطراب بود و نمی‌دانست چه کند و به این فکر می‌کرد که چگونه می‌توانم کارم را انجام دهم؟ مخالفت‌ها بسیار زیاد است اصلا آن‌ها به حرف من گوش نخواهند داد. الله به او راه حل داد و فرمود: ای جامه به خود پیچیده! برخیز و هشدار بده. در سرمای یخبندان بیرون برو، برو با مردمی صحبت کن که نمی‌خواهند به تو گوش دهند، برو کارت را انجام بده. الله نگفت: قم فأنذرهم. برخیز و به آن‌ها هشدار بده، فقط گفت: هشدار بده. تفاوتش چیست؟ اگر بگویی به آن‌ها هشدار بده، پس آن‌ها را ذکر کرده‌ای، اگر نگویی به آن‌ها هشدار بده اصلا به فکر آن‌ها نیستی؛ فقط به فکر کار خودت هستی. خواه گوش کنند یا نکنند، خواه دور شوند یا دور نشوند. این مشکل تو نیست، کار تو این است که هشدار بدهی خواه آن‌ها وجود داشته باشند یا صد نفر، خواه به تو بخندند یا نخندند، خواه فرار کنند یا فرار نکنند. تو فقط سهم خودت را انجام بده. دو نوع فشار وجود دارد: فشار از جانب الله و فشار از جانب مردم. {يَأَيُّهَا الْمُزَّمِّل قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا} (المزمل: ۱- ۲) ای جامه به خود پیچیده! بخش عمده‌ی شب را برای عبادت برخیز. وقتی فشار و مسئولیت از جانب الله است، به سوی الله برگرد، اما وقتی فشار از جانب جامعه می‌آید، به سوی الله فرار نکن. خیر، جامه‌ات را کنار بزن و برو با آن جامعه روبرو شو. گاهی دانشجویان سوال جالبی از من می‌پرسند: استاد! از کجا انگیزه بگیریم؟ احساس شکست می‌کنم، نمی‌دانم چگونه انگیزه پیدا کنم. سوره‌ی مدثر یکی از شگفت‌انگیزترین پاسخ‌ها را برای انگیزه دارد؛ وقتی کسی در پتو پیچیده، وقتی کسی خسته است، وقتی کسی افسرده است، وقتی کسی احساس ناتوانی می‌کند؛ آن‌ها به انگیزه نیاز دارند. الله انگیزه داد، الله فقط به او گفت برو! برخیز! انگیزه‌ی چه کاری را نداشت؟ انگیزه‌ی برخاستن و هشدار دادن را نداشت و الله فرمود: فقط شروع کن. می‌دانی بهترین انگیزه چیست؟ فقط شروع کن. از انتظار برای پیدا کردن انگیزه دست بردار، فقط شروع کن. انگیزه‌ی چه کاری را نداشت؟ انگیزه‌ی برخاستن و هشدار دادن را نداشت و الله فرمود: فقط شروع کن. می‌دانی بهترین انگیزه چیست؟ فقط شروع کن. از انتظار برای پیدا کردن انگیزه دست بردار، فقط شروع کن. من مدتی پیش این را مطالعه کردم و اخیرا با یک روانشناس درباره‌ی انگیزه صحبت می‌کردم. و او تحقیقات جالبی روی افرادی که به دنبال انگیزه برای ورزش کردن بودند را به من نشان داد؛ روی افرادی که می‌خواهند برای ورزش کردن انگیزه پیدا کنند مطالعه کرده بودند. یکی از جالب‌ترین یافته‌ها این بود: افرادی که بیشترین انگیزه را برای ورزش کردن داشتند، کسانی بودند که به آن‌ها گفته شده بود: فقط روز اول را انجام بده، نگران هیچ چیز دیگری نباش و انجام ورزش در روز اول، بزرگ‌ترین انگیزه برای آمدن روز بعدشان بود. معنایش این است که انجام دادن آن، به جای انتظار برای یک نیروی بیرونی، خود انگیزه بود. عمل، انگیزه است، نه این که یک انگیزه‌ای در نهایت منجر به عمل شود. و این کاری است که الله با پیامبر صلی الله علیه و سلم انجام داد: می‌دانم خسته‌ای، مهم نیست، درباره‌ی آن فکر نکن، نگران مخالفت‌ها و فشارها نباش؛ تمام آن موانع را هم الله آفریده است. ابولهب، قریش را هم الله آفرید، الله به آن‌ها اجازه داده که آن‌چه می‌گویند را بگویند. تمام این‌ها فقط برای این است که تو بایستی و تحت هر شرایطی، مأموریت خود را انجام دهی. سخنران: استاد نعمان علی خان مترجم: زهرا احسان https://t.me/abdulkhaleqehsan
134
3
یک مژده‌ی جدید و یک خبر مسرت‌آفرین! به توفیق الله متعال و با عزم راسخ، ترجمه‌ی اثر بی‌نهايت ارزشمند و حياتی دکتر ادهم شرقاوی (في بيت النبي صلى الله عليه و سلم) را آغاز کردیم. ان شاءالله بتوانیم ترجمه‌ی این کتاب ارزنده‌ی را به پايان برسانیم و به دسترس شما خواهران و برادران گرامی قرار دهیم. التماس دعا .... تقدیم! به هر همسری که قوامیت و سرپرستی را مسئولیت می‌داند، نه سلطه؛ و مراقبت و پاسداری می‌شمارد، نه کنترل و زورگویی. به هر بانویی که اطاعت از همسرش را در چارچوب شریعت، بخشی از اطاعت پروردگارش می‌داند و پیش از آن‌که از حقوق خود بپرسد، در پی شناخت وظایف خویش است. به هر فرزندی که نیکی به پدر و مادر را پیش از آن‌که یک رفتار اجتماعی یا ادای دین بداند، عبادت الهی می‌شمارد. به هر دختری که حیا را زیباتر و ارزشمندتر از همه لوازم و آرایه‌های زیبایی می‌بیند. به هر خویشاوندی که پیوند خویشاوندی و صله‌ی رحم را که به عرش الهی آویخته است، گرامی می‌دارد و با تمام توان به آن چنگ می‌زند و آن را حفظ می‌کند. به هر خانواده‌ی مسلمانی که می‌کوشد خانه‌اش شبیه خانه‌ی پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و سلم باشد و باور دارد که بزرگی خانه‌ها به وسعت دل‌های اهل آن‌هاست، نه به وسعت دیوارهای آن‌ها. این کتاب را به همه‌ی شما تقدیم می‌کنم. ادهم شرقاوی https://t.me/abdulkhaleqehsan
212
4
لا يوجد نص...
181
5
اسیر طبیعت خود نباش همیشه می‌شنوم که کسی می‌گوید: من آدم عصبی هستم، این ذات من است یا من تنبلم، همین‌طور آفریده شده‌ام یا من بلد نیستم با آدم‌ها درست رفتار کنم، این خصلت من است. احساس می‌کنم مشکل اصلی نه عصبانیت است، نه تنبلی و نه ضعف در مهارت‌های ارتباطی. مشکل واقعی از جایی آغاز می‌شود که انسان یک ویژگی را به هویت خود تبدیل می‌کند و سپس همان هویت را بهانه‌ای برای تغییر نکردن قرار می‌دهد. تفاوت بزرگی وجود دارد میان این که کسی بگوید: من با عصبانیت دست‌وپنجه نرم می‌کنم و این که بگوید: من آدم عصبی هستم. جمله‌ی اول یعنی مشکلی وجود دارد که می‌توان آن را درمان و اصلاح کرد. اما جمله‌ی دوم، گویا اعلام می‌کند که تغییر ناممکن است. به همین دلیل خطرناک‌ترین کاری که انسان با خود می‌کند، این است که خودش را در قالب تعریف‌هایی ثابت و تغییرناپذیر زندانی کند. خداوند انسان را با توانایی یادگیری، رشد، خودسازی و تغییر آفریده است. اگر سرشت و خُلق‌وخو هرگز تغییر نمی‌کرد، نه تربیت معنایی داشت، نه مجاهده با نفس ارزشی داشت و نه اندرز و نصیحت تأثیری داشت. بسیاری از چیزهایی که امروز خصلت و ذات خود می‌نامیم، در حقیقت چیزی جز عادت‌هایی نیستند که در طول زمان در ما ریشه دوانده‌اند. و هر آن‌چه انسان آموخته باشد، به یاری الله متعال می‌تواند رفتار و عادت بهتری را نیز بیاموزد. هیچ‌کس صبور، بخشنده، منظم یا خوش‌برخورد به دنیا نمی‌آید. این‌ها ویژگی‌هایی هستند که آموخته می‌شوند و با تمرین و استمرار رشد می‌کنند. پس جمله‌ای که خوب است بارها با خود تکرار کنیم این نیست که این طبیعت من است. بلکه این است: این سطح و جایگاه امروز من است و از خداوند می‌خواهم که فردایم از امروز بهتر باشد، زیرا ارزش انسان به آن‌چه دیروز بوده نیست، بلکه به آن چیزی است که برای رسیدن به آن تلاش می‌کند. نویسنده: دکتر عبدالكريم بکار مترجم: صفیه مخدومی https://t.me/abdulkhaleqehsan
202
6
تجدید انگیزه! یکی از امامان مسجد را دیدم و بعد از احوال‌پرسی گفت: کتاب (خارومیخک) را که برایم آورده بودی، یک ماه هست کسی برده و نمی‌آورد، و برایش زنگ می‌زنم و یک روز می‌گوید: خواهرم می‌خواند و روز دیگر می‌گويد: مادرم می‌خواند و روز دیگر می‌گوید: برادرم می‌خواند و این‌گونه خواندن نوبتی کتاب ادامه دارد و اصرار دارد که لطف نموده اجازه بدهید همه‌ی ما این کتاب زیبا و دلنشین را بخوانيم. مولوی صاحب ادامه داده و گفت: این حرف را به خاطری گفتم که ده جوان دیگر پشت خط هستند و خواهان‌ کتاب می‌باشند. سخنان مولوی که به شوق و ذوق از کتاب تعریف می‌کرد، من را بسیار متأثر ساخت و گفتم: جناب مولانا! کتاب را از آن برادر نگیر و بگذار همه‌ی اعضای خانواده‌اش بخوانند و کتاب دیگری برای شما می‌آورم. دیروز الحمدلله موفق شدم، کتاب دیگری به مولوی صاحب ببرم و با دیدن من که کتاب دستم بود، بی‌نهایت خوشحال شده و من را به آغوش گرفت و تشکری کرد، چیزی گفته نتوانستم و فقط گفتم: دعا کنید جناب مولانا. .... امروز صبح، نت را فعال کردم و پیام یک دوست را دیدم که‌ عکس کتاب (از احادیث نبوی می‌آموزیم) را فرستاده و نوشته بود: این کتاب را از کجا به دست بیاورم، چون قرار است، امام یکی از قریه‌ها، این کتاب را برای مردم تدریس کند. ... الله متعال برای شما گرامیان عزت دنيا و آخرت نصیب کند که هرازگاهی انگیزه‌ی ما را برای ادامه‌ی کار نوشتن و ترجمه تجدید می‌کنید. از دعای خیرتان ما را فراموش نکنید. https://t.me/abdulkhaleqehsan
251
7
+1
لا يوجد نص...
227
8
درود باد...... درود باد بر دختری که با وجود داشتن پیج اینستاگرام، واتساپ، فیسبوک و دیگر شبکه‌‌های اجتماعی، به هر دلیل و بهانه‌ای عکس خود را منتشر نکرد. درود هزاران درود بر دختری که ارزش، عزت و وقار خود را به نمایش در فضای مجازی گره نزد. درود بر دختری که حیا را زینت خود دانست، شخصیتش را با رفتار و اخلاقش معرفی کرد، نه با عکس‌‌هایش. درود بر دختری که باور داشت ارزش یک انسان به ایمان، اخلاق، علم و شخصیت اوست نه به تعداد لایک‌‌ها و دنبال‌ کنندگان. درود بر دختری که برای جلب توجه دیگران، از وقار و عفت خود هزینه نکرد و عزتش را سرمایه‌ای گران‌بها دانست. درود بر دختری که نه با تعریف‌‌ها و تمجیدهای بی‌جا خود را باخت، نه با چند پیام و توجه زودگذر دل بست و نه عزت خود را برای جلب نظر دیگران معامله کرد خوشا به حال دختری که رضایت خداوند را بر رضایت مردم مقدم می‌دارد، زیرا عزتی که خدا ببخشد هیچ‌کس نمی‌تواند آن را بگیرد. ✍🏻زهره عتید https://t.me/abdulkhaleqehsan
274
9
📚 معرفی کتاب هفته 2️⃣ خار و میخک ✍️ شیهد یحیی سنوار بیاییم پیرامون فلسطین و قبلهٔ اول‌مان بیش‌تر بخوانیم! ما را در صفحات مجا
📚 معرفی کتاب هفته 2️⃣ خار و میخک ✍️ شیهد یحیی سنوار بیاییم پیرامون فلسطین و قبلهٔ اول‌مان بیش‌تر بخوانیم! ما را در صفحات مجازی دنبال کنید! فیسبوک انستاگرام تلگرام
249
10
️▪️من نمی‌توانم همه‌ی دروغ‌ها و شایعات را از فضای واقعی و مجازی حذف کنم؛ ▫️اما می‌توانم هر خبری را بدون تحقیق و اطمینان، منتشر نکنم. ▪️من نمی‌توانم همه‌ی مردم را به رعایت اخلاق و انصاف وادار کنم؛ ▫️اما می‌توانم خودم در گفتار و رفتار، منصف و اخلاق‌مدار باشم. ▪️من نمی‌توانم جلوی همه‌ی بی‌عدالتی‌ها را بگیرم؛ ▫️اما می‌توانم در حق هیچ‌کس، آگاهانه بی‌عدالتی نکنم. https://t.me/zhiyaneve
242
11
کتاب بسيار مهم و ارزنده‌ی (سیرت پيامبر مهربانی‌ها، واقعیتی برای زیستن نه تاریخی برای خواندن) به هرات رسید. علاقه‌مندان بشتابن
کتاب بسيار مهم و ارزنده‌ی (سیرت پيامبر مهربانی‌ها، واقعیتی برای زیستن نه تاریخی برای خواندن) به هرات رسید. علاقه‌مندان بشتابند و از آدرس‌های ذيل به دست آوردند: ۱. انتشارات آفاق، کوچه‌ی گدام، مارکت تیموریان. ۲. کتاب‌فروشی قادری، کوچه‌ی گدام، مقابل مسجد سید احمد کبیر. ۲. کانون علمی و فرهنگی فروغ، جاده‌ی کج، کوچه‌ی صلح. شماره‌های ارتباطی: ۰۷۸۹۰۰۸۱۵۲ ۰۷۹۴۸۴۷۴۱۲ https://t.me/abdulkhaleqehsan
409
12
هر چه بیشتر کشتی ساخته می‌شد، به عذاب نزدیک‌تر می‌شدند؛ قوم نوح علیه السلام به عذاب دچار می‌شوند. و رسول الله صلى الله علیه و سلم هر چه بیشتر دعوت می‌نمود، مردم بیشتر به عذاب نزدیک می‌شدند. اوضاع در حال تغییر است و آن‌چه الله متعال به زیبایی در این سوره به پیامبر صلى الله علیه و سلم می‌فرماید این است که تسبیح بگوید. نامرتبط به نظر می‌رسد. {وَصَبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ فَإِنَّکَ بِأَعْیُنِنَا وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ حِينَ تَقُومُ وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبَارَ النُّجُومِ} در آخر سوره به پیامبر صلى الله علیه و سلم گفته شد که تا ادبار النجوم به تسبیح گفتن الله ادامه دهد، یعنی در شب تسبیح الله بگوید تا وقتی که ستاره‌ها ناپدید می‌شوند یعنی وقت فجر. این تصویری مهم است، زیرا تصویر تسبیح گفتن الله در شب در حقیقت مانند مأموریتش است. او الله متعال را فرا می‌خواند، کلام الله تعالی را توضیح می‌دهد، کلام الله تعالی را نشر می‌کند و اطرافش تاریکی کفر و شرک است مانند تاریکی شب. و به زودی این وضعیت تغییر می‌کند؛ صبح جدید می‌آید، نور جدید در مدینه ظهور خواهد کرد، وضعیت جدید از راه می‌رسد. و برای آمادگی آن از نظر روانی؛ به پیامبر صلى الله علیه و سلم گفته شد: {وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبَارَ النُّجُومِ} تا آمدن صبح کمال الله را اظهار کن، تا وقت ناپدید شدن ستاره‌ها؛ یعنی نور جدید در حال آمدن است. در آن اشاره‌ای ظریف است، اوضاع در حال تغییر است تا آمدن حکم الله متعال این کار را انجام بده. اما به زودی به تو حکم جدید خواهم داد، قانون جدید خواهم داد و آن قانون هجرت است. سخنران: استاد نعمان علی خان مترجم: زهرا احسان https://t.me/abdulkhaleqehsan
291
13
تمام ابعاد زندگی ما را الله طرح‌ریزی کرده است {وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبَارَ النُّجُومِ} (الطور: ۴۸، ۴۹) برابر فرمان پروردگارت صبر و شکیبایی پیش‌گیر (و با استقامت و شجاعت، پیام آسمانی را به گوش انسان‌ها برسان و نترس) که تو زیر نظر ما و تحت حفاظت و رعایت ما هستی. وقتی که (سحرگاهان از خواب) بلند می‌شوی به تسبیح و تقدیس و شکر و سپاس پروردگارت بپرداز. و در پاره‌ای از شب و در وقت ناپدید شدن ستارگان (به سبب نور خورشید به هنگام طلوع فجر) شکر و سپاس و تسبیح و تقدیس پروردگارت را به جای آور. الله متعال در آخر سوره‌ی طور با زیبایی و ظرافت با پیامبرش صلی الله علیه و سلم صحبت می‌کند. با صبر ادامه بده، در مأموریتت ثابت‌قدم بمان، زیرا تو به فرمان پروردگارت هستی و به خاطر حکم پروردگارت ادامه بده؛ قطعا تحت نظر ما هستی. عین عبارتی که در داستان موسی علیه السلام و در داستان نوح علیه السلام استفاده شده؛ حالا مشابه آن عبارت را الله متعال برای محمد رسول الله صلی الله علیه وسلم به کار می‌برد. اما این برای پیامبر صلی الله علیه و سلم چه مفهومی دارد؟ در جریانى که پیامبر صلی الله علیه وسلم در مکه بود با آزمایش‌هاى زیادى روبرو گردید و هر یک از آن آزمایش‌ها بخشى از چیزى است که الله می‌خواست با آن مواجه شود؛ نه فقط براى خودش، بلکه آزمایش‌های پیامبر صلى الله علیه وسلم درسى براى تمام امت تا روز قیامت طرح‌ریزى شده است. اگر اندکى بیندیشیم، این یک درس بسیار قوى است. هر سوره‌اى از قرآن را که به زیبایى تلاوت می‌کنیم، آن را حفظ کرده و از تلاوتش در حین نماز لذت می‌بریم؛ وقتى این سوره‌ها به پیامبر صلی الله علیه و سلم تعلیم داده می‌شد و آن‌ها را می‌خواند، مردم او را دیوانه و مجنون می‌گفتند. او باید این آزمایش‌ها را پشت سر می‌گذاشت تا این که بعد از هزار و چندصد سال من و تو بتوانیم همان سوره را بخوانیم. الله او را در مسیر مواجه شدن با این آزمایش‌ها قرار داد و باید این‌ها را طی می‌نمود تا این که روزی من به آن‌چه می‌خوانم ارج نهم. چیزى که هر مسلمانى، من و تو باید از آن آگاه شویم این است که: کلام الله متعال که ما تلاوت می‌کنیم ارزان نیست. فداکارى بزرگى باید انجام می‌شد و رسول الله صلى الله علیه و سلم برای این ساخته شده بود و مأموریتش توسط الله طراحى شد که با رنج بسیار همراه بود. بنابراین روزى من با سهولت کلام الله متعال را در دسترس داشته باشم. به آسانى به ما نرسیده بلکه با فداکارى‌هاى پیامبر صلى الله علیه وسلم و پیروانش به ما رسیده است. الله به نوح علیه السلام فرمود: این کشتى را بساز. چرا گفت کشتى را بساز؟ زیرا عذاب الهى خیلى نزدیک است. در این حال دو چیز در حال افزایش است: یکى وضعیت اضطرارى افزایش می‌یابد و دیگرى شیوه‌اى که مسخره‌اش می‌کردند. همان‌طور که پیامبر صلى الله علیه و سلم دعوتش را ادامه می‌داد و قرآن را به مردم مکه به اشتراک می‌گذاشت، پرخاشگرى‌شان نسبت به پیامبر صلى الله علیه و سلم هم افزایش می‌یافت. و هر چه پرخاشگرى‌شان زیاد می‌شد، زمان هجرت و ترک مکه هم نزدیک و نزدیک‌تر می‌گردید. لحظه‌ای که مکه را ترک می‌كند؛ فصل جدیدی آغاز خواهد شد و این فصل فقط زندگى در مدینه نیست، فصل عذاب و مجازات براى اهل مکه است. و اولین بخش این مجازات بدر بود، و بخش دوم احد؛ همین‌گونه ادامه یافت. مرحله‌ی دعوت تمام شد و حالا الله عذاب را برای‌شان آغاز می‌کند. نوح علیه السلام کشتی را ساخت و اندکی بعد از آن عذاب الهی آمد. به پیامبر صلى الله علیه و سلم گفته شد در مأموریتش ثابت‌قدم باشد، ما نظاره‌گر هستیم. «فَإنَّکَ بِأَعْیُنِنَا». اما یک تفاوت ظریف و جالبی است و هم‌چنان ارتباطی زیبا بین ساختن کشتی و آن‌چه ‌ پیامبر صلى الله علیه و سلم دریافت نمود؛ وجود دارد. به نوح علیه السلام گفته شد: «وَاصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنَا» [هود: ۳۷]. هم‌چنان این را می‌رساند که ما تک‌تک مراحل را نظاره می‌کنیم، تک‌تک تکه‌های چوب را، تمام بخش‌های این طرح را کنترل خواهیم نمود. به رسول الله صلى الله علیه و سلم گفته شد: «وَصَبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ فَإنَّکَ بِأَعْیُنِنَا». به مأموریتت متعهد باش. مهم نیست مردم به تو چه می‌گویند، مهم نیست چقدر به تو دیوانه می‌گویند و چقدر تو را مجنون می‌پندارند. رو به جلو ادامه بده، برنگرد زیرا هر قدمی که برمی‌داری توسط ما طراحى شده است، پس فکر نکن که این مردم کنترل دارند، فکر نکن که سبب شکست می‌شوند؛ این‌ها مسبب هیچ چیزى نخواهد بود، تو فقط به کارت ادامه بده، مأموریت تو این است؛ مهم نیست دیگر مردم چه می‌گویند.
258
14
بيداری در لحظه‌ی وداع در این فرموده‌ی ارزشمند علی بن ابی‌طالب رضی الله عنه اندکی بیندیش که مفاهیم دقیق و نکته‌های ظریفی در آن نهفته است: «انسان‌ها در خواب عمیقی هستند ‌و هنگام جدا شدن روح از بدن بیدار می‌شوند». اندکی بیندیش درمورد فاجعه‌ی بزرگی که در طول زندگی خویش حقیقت آن را درک نکرده‌ای و در زمان ملاقات با ملک‌الموت معنای واقعی آن را می‌فهمی می‌فهمی که چقدر عرصه‌های بیهوده‌ای که تمام تلاشت را در آن صرف کرده‌ای. همه‌ی آن لحظات لذت‌بخش ‌شیرینی که از حرام بدست آورده بودی. تمام آن گام‌هایی که در مسیر نادرست برداشتی. همه‌ی آن لحظات زیبا و ارزشمندی که خانواده‌ات نیازمند حضورت بودند و تو در جمع کوچک ‌صمیمی آن‌ها قرار نداشتی. همه‌ی آن حقوقی را که به صاحبان آن نپرداختی. تمام آن دقایقی که زبانت مشغول غیبت و تو مشغول خوردن گوشت حرام برادرت بودی. همه‌ی آن مظلومین نیازمندی که در مقابل دیدگانت قرار گرفتند و تو از نیازمندی‌شان باخبر شدی اما چشمانت را بسته و آن‌ها را نادیده گرفتی. همه‌ی آن صداهای نیازمندان بیچاره‌ای که از تو طلب کمک کردند‌ و تو به خاطر نشنیدن صدای‌شان انگشت خویش را در گوش فرو بردی تا خود را از حال آنان بی‌خبر جلوه دهی. تمام آن موارد بی‌ارزش کوچکی که به خاطر آن قطع صله‌ی رحم کردی. همه‌ی آن مسئولیت و مکلفیت‌های عبادی که در انجام شرایط ارکان وادای آن‌ها کوتاهی و ‌سهل‌انگاری کرده‌ای. بسیار وحشتناک و تأسف‌بار است آن لحظه که بیدار شوی متوجه شوی که تمام دقایق ناب و گران‌بهای عمرت را از دست داده‌ای. نویسنده: ادهم شرقاوی مترجم: حلیمه عثمانی https://t.me/abdulkhaleqehsan
253
15
🌿 کانون علمی و فرهنگی آوای اقصی برگزار می‌کند: 🏷️دورهٔ آموزشی روایت فلسطین 🕰️ زمان: شنبه الی پنج‌شنبه، ساعت ۶:۳۰ الی ۷:۳۰
🌿 کانون علمی و فرهنگی آوای اقصی برگزار می‌کند: 🏷️دورهٔ آموزشی روایت فلسطین 🕰️ زمان: شنبه الی پنج‌شنبه، ساعت ۶:۳۰ الی ۷:۳۰ ب.ظ 🪧 مکان: سرک سی‌متره، جنب تالار خیام، داخل کوچه، دفتر کانون علمی و فرهنگی آوای اقصی ☎️ برای ثبت‌نام به‌شمارهٔ ۰۷۹۵۴۳۲۰۴۰ به‌تماس شوید!.
292
16
ناگهان از دنیا رفت! ناگهان از دنیا رفت در حالی که در شهوات و لذت‌های دنیا غرق بود و توبه و بازگشت به سوی الله را هر روز به روزی دیگر به تأخیر می‌انداخت و با خود می‌گفت: هنوز فرصت زیاد است! غافل از این که مرگ از هیچ‌کس اجازه نمی‌گیرد و وقتی که اجل فرا برسد، نه ساعتی پیش می‌افتد و نه ساعتی به تأخیر می‌افتد. ناگهان از دنیا رفت در حالی که پدر و مادرش از او راضی نبودند. صدایش را بر سر آنان بلند کرده بود، با آنان به تندی رفتار می‌کرد و برای سخن نیک و رفتار درست با آنان وقت نمی‌گذاشت. سپس قبل از این که از آنان حلالیت بطلبد یا اشکی را که سبب آن شده بود پاک کند، از دنیا رفت. ناگهان از دنیا رفت در حالی که دلش پر از کینه‌ها و دشمنی‌هایی بود که هرگز آن را از خود دور نکرده بود؛ با این یکی قهر کرده بود، به آن دیگری ستم کرده بود، پیوند خویشاوندی را بریده بود و حتی یک روز هم نیندیشیده بود که شاید دیدار الله از دیدار کسی که با او دشمنی دارد، به او نزدیک‌تر باشد. ناگهان از دنیا رفت در حالی که بدهی‌ها و حقوق مردم بر گردنش بود؛ دِینی که نپرداخته بود، امانتی که بازنگردانده بود، حقی که ضایع کرده بود و از صاحبش حلالیت نخواسته بود و سخنی آزار دهنده که هرگز بابت آن معذرت‌خواهی نکرده بود. ناگهان از دنیا رفت در حالی که ندای نماز از مسجدها را می‌شنید، اما پاسخ نمی‌داد؛ یاد الله و آیات هشدار دهنده درباره‌ی عذاب را می‌شنید، اما پند نمی‌گرفت و گمان می‌کرد سال‌های طولانی در پیش دارد تا گذشته‌ی خود را جبران کند تا این که مرگ در همان لحظه‌ای که انتظارش را نداشت، فرا رسید. ناگهان از دنیا رفت در حالی که فقط یک گام با توبه فاصله داشت، اما آن گام را برنداشت؛ قرآنی در برابرش بود که آن را رها کرده بود، سجده‌ای که تنبلی انجامش را بر او سنگین کرده بود و دری به سوی خیر را می‌شناخت، اما از آن روی گردان شده بود. ناگهان از دنیا رفت در حالی که گوشی‌اش از چیزهایی پر بود که الله را خشنود نمی‌کند و صفحه‌های مجازی‌اش گواه آن‌چه منتشر کرده و به اشتراک گذاشته بود. پس از خود نوشته‌ها، تصویرها و ویدیوهایی بر جای گذاشت که شاید پس از مرگش نیز باقی بمانند و گناه‌شان هم‌چنان در پرونده‌ی اعمالش ثبت شود، در حالی که او در قبر خویش است. ناگهان از دنیا رفت در حالی که نصیحت را به تمسخر می‌گرفت، اهل دینداری و پایبندان به دین را مسخره می‌کرد و به کسی که او را پند می‌داد، می‌گفت: بر ما سخت نگیرید، الله متعال آمرزنده و مهربان است! و فراموش کرده بود که الله متعال سخت عذاب دهنده نیز هست و رحمت او با توبه و فرمان‌برداری امید می‌رود، نه با اصرار بر گناه و فریب خوردن از مهلت الهی. ناگهان از دنیا رفت؛ خانه، دارایی، طلا، زمین‌ها، جایگاه، آرزوها و امیدهایش را پشت سر گذاشت و فقط با کفن از دنیا رفت. در قبر چیزی جز اعمالش همراه او نبود؛ هر خیری که پیش فرستاده بود، آن را یافت و هر بدی که انجام داده بود نیز ثبت شده یافت؛ کتابی که هیچ کوچک و بزرگی را فروگذار نکرده است. رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمود: سه چیز مرده را همراهی می‌کنند: خانواده‌اش، مالش و عملش. دو چیز برمی‌گردند و یکی با او می‌ماند؛ خانواده و مالش بر می‌گردند و عملش با او باقی می‌ماند. (روایت امام بخاری و مسلم) آری، او ناگهان از دنیا رفت؛ قرارهایش به خاطره تبدیل شد، اموالش به ارث رسید، جسمش خاک شد و اعمالش در پیشگاه الله متعال باقی ماند؛ در انتظار روزی که رازها آشکار و نامه‌های اعمال گشوده شوند. و تو ای مسلمان که اکنون این نوشته را می‌خوانی، هنوز دروازه‌ی توبه به رویت باز است. هنوز فرصت نماز، ذکر، دعا، نیکی به پدر و مادر، بازگرداندن حقوق مردم، پرداخت بدهی‌ها، صله‌ی رحم، پاک کردن آن‌چه از باطل منتشر کرده‌ای و ترک گناهان و فساد و نیز فرصت فراوان برای انجام کارهای شایسته را داری. الله متعال می‌فرماید: ﴿حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ﴾ (المؤمنون: ۹۹، ۱۰۰) تا آن‌گاه که مرگ یکی از آنان فرا رسد، می‌گوید: پروردگارا! مرا بازگردان، شاید در آن‌چه ترک کرده‌ام، عمل شایسته‌ای انجام دهم. هرگز! این فقط سخنی است که او بر زبان می‌آورد و پیش روی آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند. بارالها! دل‌های ما را از غفلت بیدار کن، قبل از مرگ، توبه‌ی واقعی نصیب‌مان کن، هنگام مرگ ما را ثابت‌قدم بدار و پس از مرگ، آمرزش و رحمتت را شامل حال ما بساز و عاقبت ما را به خیر بگردان و دیدار خودت را نصیب‌مان کن. نویسنده: دکتر علی محمد صلابی مترجم: صفیه مخدومی https://t.me/abdulkhaleqehsan
327
17
چقدر جای خالی این کتاب در میان کتاب‌های سیرت حس میشد، کتاب که از رسول محبوب ﷺ با زبان امروزین و در ارتباط با عصر و زندگی ما صحبت می‌کند و آموزه‌های سیرت را از بعد تاریخی آن برون کرده و به واقعیت زندگی ما می‌کشاند و در بر دارنده‌ی صدها نکات علمی، اخلاقی، ادبی، فکری و سیاسی است که از لایه‌های نورانی سیرت گهرباری آنحضرت ﷺ استخراج شده است. مبالغه نیست اگر بگویم که تا حال چنین کتاب در حوزه‌ی سیرت نگاشته نشده است و جدًا دوستان - به‌ویژه جوانان و فعالان عرصه‌ی دعوت و دعوتگری - را به خواندن این کتاب سفارش می‌کنم. در حقیقت هیچ‌کسی - بدون استثناء - از خواندن این کتاب بی‌نیاز نیست. این کتاب با ویژگی‌هایی منحصر به خودش برای هر گروه از افراد چیزهای برای گفتن دارد. با خواندن این کتاب، سیرت از تاریخ و حکایت خواندنی به واقعیت زیستنی زندگی ما تغییر می‌یابد و نگاه ما را نسبت به آن متحول می‌سازد. چنان که خود نویسنده نیز بدان اشاره کرده است: (درین اثر کوشیده‌ام سیرت پیامبر مهربانی‌ها ﷺ را چنان به زندگی مان نزدیک سازم که مانند نزدیکی جان به تن باشد؛ چرا که سیرت پیامبر ﷺ گذشته‌ای نیست که فقط نظاره‌گر آن باشیم، بلکه آینده‌ای است که به سوی آن حرکت می‌کنیم و روشی است که برای هر زمان، مکان و شرایطی سزاوار است.) این کتاب اثری نویسنده‌ی توانا، خوش‌قلم و دانا، استاد د. أدهم شرقاوي - حَفِظَهُ اللهُ - می‌باشد که به همت برادر ارجمند، مترجم توانا و خوش‌قلم، استاد عبدالخالق احسان و خواهر گرامی و مترجم چیره‌دست، استاد صفیه مخدومی- حَفِظَهُمَا اللهُ - به فارسی روان و خوانا ترجمه شده است. اگر قرار باشد که در سیرت تنها یک کتاب بخوانیم، این کتاب (السِّيرة؛ واقعٌ يُعاش، لا تاريخٌ يُقرأ!/سیرت پیامبر مهربانی‌ها ﷺ، واقعیتی برای زیستن، نه تاریخی برای خواندن!) را توصیه می‌کنم. دیری‌ست که چنین کتاب زیبا نخوانده بودم، کتاب که از رسول محبوب ﷺ با زبان امروزین و در ارتباط با عصر و زندگی ما صحبت کند. نوشته: محمد ادریس الافغانی ۳۱ سرطان ۱۴۰۵ https://t.me/abdulkhaleqehsan
366
18
لا يوجد نص...
303
19
خیرخواهی؛ نشانه‌ی کمال ایمان از جریر بن عبدالله شنیدم که می‌گوید: روزی که مغیره بن شعبه وفات نموده بود، برخاست و حمد ‌و ستایش الله متعال را بیان نموده و‌‌ گفت: تقوای الله یگانه را پیشه سازید و با وقار و متانت به عبادت الله مشغول شوید تا این که امیرتان بیاید و اکنون امیرتان نزد شماست. سپس گفت: برای امیرتان عفو و بخشش را طلب کنید، زیرا امیر شما عفو و ‌بخشش را دوست دارد. سپس گفت: اما بعد، من نزد رسول اکرم صلی الله علیه و سلم آمدم و گفتم می‌خواهم ایمان بیاورم و با شما بیعت کنم. رسول مبارک صلی الله علیه و سلم موعظه و نصیحت کردن را شرط اسلام آوردن من قرار داد، ‌من با قبول این شرط با نبی اکرم صلی الله علیه و سلم بیعت نمودم و سوگند به پروردگار این مسجد، من نصیحت کننده‌ و خیرخواه‌تان هستم، سپس طلب استغفار نموده و از منبر پایین آمد. (صحیح بخاری) در بیان جایگاه شریف، مرتبه‌ی بزرگ ‌و مقام والای امر به معروف و موعظه چه بنگارم که والاتر از آن باشد که پیامبر مبارک آن را شرط اسلام آوردن صحابی کرام تعیین نمود. در این حدیث مبارک جریر بن عبدالله رضی الله عنه داستان ایمان آوردنش را توصیف می‌کند و می‌گوید: به محضر مبارک رسول اکرم صلی الله علیه و سلم آمدم ‌و گفتم با شما بیعت می‌کنم، یعنی به قصد پذیرش اسلام و برپاداشتن امورات آن با شما عهد و پیمان می‌بندم. گفت: دست او را گرفت. یعنی رسول الله صلی الله علیه وسلم دست جریر را گرفت و به سمت خود کشید و ‌فرمود: «نصیحت کردن برای هر مسلمانی». پس موعظه و اندرز برای مسلمان را شرط پایبندی به اسلام قرار داد. پذیرش اسلام یعنی به جا آوردن دستورات و اجتناب از نواهی ‌و رفتار نیکو داشتن با مردم، ‌معامله کردن با اشخاص طوری که از هر گونه مکر، نیرنگ، خیانت و ‌فریب خالی باشد و این که آرزوی بهترین‌ها را برای دیگران داشته باشی، ‌قلبت مملو از عشق خدمت به مسلمانان باشد و با تمام تلاش، هدفت منفعت رساندن به انسان‌ها باشد و با گفتار و کردار در پی دورکردن ضرر و آسیب از دیگران باشی. موارد مذکور منحصر به مسلمان شده گرچه موعظه و نصیحت کردن برای کافر مفیدتر است، زیرا با امر به معروف ‌و بیان راه درست و دعوت وی به سوی اسلام، او را به سوی خیر راهنمایی می‌کنید. سپس رسول اکرم صلی الله علیه و سلم فرمود: «کسی که به مردم رحم نکند الله عزوجل به او رحم نمی‌کند». پس کسی که در تعامل با اطرافیان، عطوفت و ‌مهربانی نداشته باشد، به ضعیفان ترحم و مهربانی نکند مستحق رحمت الله متعال نمی‌گردد. گفته شده این هشدار و برحذر داشتن مؤمنان از عذاب الله متعال است. پس کسی که مورد رحمت قرار نگیرد، وقوع عذاب بر زندگی او آغاز می‌شود تا وقتی که رحمت او را فراگیرد اگر شایسته‌ی رحمت الهی باشد. احتمال دارد مفهوم حدیث شریف این‌گونه باشد که او از کسانی که رحمت کامل الله شامل حال‌شان شده و دروازه‌های خیر برای‌شان گشوده می‌شود نیست. در غیر این صورت که رحمت الله همه چیز را فراگرفته است نویسنده: عصام البشیر مترجم: حلیمه عثمانی https://t.me/abdulkhaleqehsan
325
20
مشعل شصت و دوم: لبخند بزن و امیدوار باش افرادی که ناراضی‌اند و برای چیزهایی از لذت‌های دنیا که از دست داده‌اند، دائما ناله می‌کنند و حسرت می‌خورند، از لذت قناعت محروم شده‌اند، زیرا نعمت‌های فراوانی را که در اختیار دارند، احساس نمی‌کنند. آن‌ها به آن نعمت‌ها عادت کرده‌اند و برخی نیز آن‌ها را به آسانی به دست آورده‌اند، همیشه می‌گویند: فلان چیز را نداریم، فلان چیز را کم داریم، این را می‌خواهیم و آن را می‌خواهیم و نمی‌گویند: ما این و آن را داریم. اگر یکی از ما بخواهد خوشبخت باشد، این کار امکان‌پذیر است، اما ما می‌خواهیم مانند کسانی باشیم که به نظر می‌رسد بیشتر از ما دارند و از چیزهایی بهره‌مند هستند که ما نمی‌توانیم از آن‌ها بهره ببریم. این کار همیشه دشوار است، زیرا حتی بهترین و خوشحال‌ترین انسان‌ها نیز معمولا گمان می‌کنند که دیگران از آن‌ها خوشبخت‌ترند و کمتر دچار بحران‌ها و مشکلات هستند. چیزی که بیش از همه احساس رضایت و آرامش را از ما سلب می‌کند، این است که آن را در معرض شک و تردید و سوال قرار دهیم، وقتی از خود می‌پرسیم: آیا ما خوشبخت هستیم یا نه؟ خوشبختی دوست دارد که در غفلت و بی‌توجهی باشد و از قرار گرفتن زیر نور توجه و بررسی زیاد خوشش نمی‌آید، همان‌گونه که مقایسه کردن خود با دیگران و آرزوهای بی‌حد و مرز نیز به آن آسیب می‌زند. اگر نمی‌خواهیم دروازه‌های بدبختی را مقصد خود قرار دهیم، باید به این معناها توجه کنیم. برای خوشبخت بودن همین کافی است که باور قطعی داشته باشیم که حتی با وجود کمبود مال، ضعف نفوذ و کمبود امکانات، باز هم می‌توان به خوشبختی دست یافت. ما باید در این زمینه از پرندگان چیزی بیاموزیم، زیرا گنجشک وقتی چیزی جز تکه نانی به دست نمی‌آورد، از شادی و آوازخواندنش کم نمی‌شود. و باید همیشه همان‌گونه ایمان داشته باشیم که یک دریانورد ایمان دارد؛ این که بادهای مناسب خواهد وزید و کشتی‌اش را در مسیر مطلوب به حرمت خواهد آورد. به طور خلاصه، خوشبختی چیزی ظاهری نیست و عوامل آن همیشه قابل لمس و دیدن نیست. خیال، خوش‌بینی، امید، توکل و اعتماد به الله متعال و باور به این که سختی‌ها همیشگی نیستند و همراه هر دشواری آسانی وجود دارد؛ همه‌ی این‌ها دروازه‌ی زندگی پاک و زیبا را به روی ما کاملا می‌گشاید، حتی اگر امکانات زیادی در اختیار نداشته باشیم. این نه ادعایی بی‌اساس است و نه فقط دلگرمی دادن به نیازمندان، بلکه حقیقت واضحی است که فراتر از هر گونه بحث و جدل قرار دارد. سخنم را درباره‌ی قناعت با این روایت به پایان می‌رسانم: مردی از عمر بن عبدالعزیز پرسید: ای امیر مؤمنان بهترین چیزی که به فرزندم بیاموزم چیست؟ عمر بن عبدالعزیز چنین پاسخ داد: به فرزندت فقه اکبر، یعنی قناعت و خودداری از آزار رساندن به دیگران را آموزش بده. منبع: مشعل‌هایی برای خوشبختی و حکمت در زندگی نویسنده: دکتر عبدالکریم بکار مترجم: صفیه مخدومی https://t.me/abdulkhaleqehsan
370