☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
الذهاب إلى القناة على Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
إظهار المزيد4 925
المشتركون
+2324 ساعات
+887 أيام
+19030 أيام
أرشيف المشاركات
- روزه که نیستی؟
+ چرا. چرا نباشم؟
- چرا باشی؟!
+ چون خدا گفته.
- ول کن بابا، اینا دیگه از مُد افتاده.
+«ياأَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا كُتِبَ عَلَيكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِن قَبلِكُم لَعَلَّكُم تَتَّقونَ» از مُد افتاده؟
- ببین؛ با من عربی حرف نزن.
+ باشه؛ ای افرادیکه ایمان آوردهاید! روزه بر شما مقرر شده، همانگونه که بر کسانیکه قبل از شما بودند مقرر شد؛ تا پرهیزکار شوید. بقره ۱۸۳.
- خدا خیلی چیزا گفته؛ کی رعایت میکنه؟!
+ اینم یکی از همون هزاران چیزیه که خدا گفته؛ چون ده نفر رعایت نمیکنن؛ یازدهمین فرد هم مُجازه رعایتش نکنه؟!
- من نمیخوام قانعت کنم که روزه نگیری.
+ البته اول تو ازم پرسیدی؛ پس منم بهت میگم اگر یکی سرقت میکنه؛ و احکام و قوانینش رو رعایت نمیکنه؛ بر من جَوازِ قتل و سرقت صادر نمیشه؛ چون اونه که خلافِ حکم و قاعده عمل کرده؛ وگرنه حکم و قاعده تغییر نمیکنه.
+ خودِ اسلامتون قاعدهٔ خودشو ضایع کرده؛ تو همون قرآنتون نوشته روزهٔ مریضی و مسافرت قبول نیست! [باخنده]
- همون خداییکه روزه رو بر منِ سالمِ غیرمسافر واجب کرده؛ به منِ بیمارِ مسافر هم - در شرایطی- منع کرده؛ همون خدایی که قاعده رو حکم کرده؛ استثناء بر قاعده رو هم حکم کرده. حالا من میتونم بپرســـم شما کدومی؟ بیمار یا مسافر؟
- اصن با شماها نمیشه حرف زد!
یکی از دوستام اینو براساسِ یه مکالمهٔ واقعی برام بازگو کرد؛ تا بهم بگه مجهّز بودن به «موقعیت و شخصیت» مانع از این میشه که در وضعیتهایِ غبارآلود امر به مُنکر بشی.
من اگر طولِ عمـر هم بخواهم؛ برایِ دیدن رویِ ماه توست، آن روز که آمدنت تیترِ تمام اخبارها خواهد شد؛ آن روز که باورمــندانت از شرق تا غربِ عالَم اشکِ شـوق میریزند و مُنکرانت به خود میلرزند؛ آن روز بُتها خواهند شکست و بُتپرستانِ پنهان در معابد آشــکار خواهند شد؛
تو خواهی آمد و بهار خواهد شد…
وقتِ عـــزیز است؛
العَجـــل یامولای..
Repost from 7oshop
بسم ربالعشق
به مناسبت نزدیکی به ایام عید نوروز، تمایل داشتیم برای دو پدر مهربان، عیدیِ مطلوبی جمعآوری نماییم و دل آنها را شاد نماییم. اگر همهمون دست به دست هم بدهیم و نفری پول یک بستنی را کنار بگذاریم، میتوانیم دلهای دو خانواده را به زیبایی شاد کنیم.
رفقا همت کنید تا به مانند همیشه بتونیم کار مفیدی انجام دهیم.
(سهم هرکس هزار تومان تا هرچقدر که دوست دارید)
بعد تقدیم عیدی به عزیزان، مستندات جهت شفافسازی نیز تقدیم خواهد شد.
شماره کارت :
6037998206458142
(محمد کرمینیا - بانک ملی)
.•تو آگاهی به هرچه در دلهاست…
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ پنجمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بیخطر..🌱
-دعایِ روز پنجم ماهِ مبارک.
+استوری
اگر مردمِ مسلمان، روشنبینی و دوربینی و آیندهبینی و عمقبینی و ژرفبینی را از دست بدهند و ظاهربین بشنوند؛ آن وقت است که برای اسلام خطر پیدا میشود.
پانزدهگفتار- شهید مطهری(ره)
نمیخواد همهچیز رو در قالبِ قانون ببینید که برایِ مبارزه با اون «قانون» قبحشکنی کنید. یکبار تلاش کنید مسائل رو از منظرِ اخلاق ببینید.
اخلاقیات ایجاب میکنه جلویِ فرد روزهدار حفظِ حرمت کنید؛ نه اینکه کفِ خیابونی که احتمالاً افرادِ زیادی روزه هستن؛ عامدانه آب معدنی رو سر بکِشید و ساندویچ گاز بزنید. یا در فضایِ مجازی خودتون صراحتاً اعلام کنید که برایِ تحقیرِ روزهداری عکسِ غذا اپلود میکنید. اخلاقیات ایجاب میکنه واگنِ مخصوصِ خانمها؛ واقعاً مخصوصِ خانمها بمونه تا اون خانمها از نگاهِ مستقیم شما در اون محیط معذب نشن؛ نه اینکه بابتِ اینکه اون خانم صرفاً به حضور شما در واگنِ مخصوص خودش معترض بوده؛ بهش فحش بدید و اُمّل و کثافت خطابش کنید و بعدش فکر کنید که «اخ جون مبارزه کردم!» اخلاقیات ایجاب میکنه برای حضور در یک مکانِ مذهبی «حرمت» نگه دارید؛ نه اینکه چون از ورودِ شماییکه حجاب نداشتید به اون مکانِ مذهبی جلوگیری شده؛ فحاشی کنید و با افتخار فیلمش رو به مَنوتو ارسال کنید تا بقیهٔ بیاخلاقها، شما رو بابت این روشِ مثلاً مبارزاتیِ تشویق کنن.
همهٔ اینها نشون میده شما انسانِ ضداخلاق و بیاخلاقی هستید؛ و این بیاخلاقی صرفاً خودِ شما رو «حقیر» میکنه؛ البته احتمالاً همین بیاخلاقی رو جایِ اخلاقیات جا خواهید زد.
•مرا که یار نبودم و بار بودم؛ ببخش…
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ چهارمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بیخطر..🌱
-دعایِ روز چهارم ماهِ مبارک.
+استوری
سلام بر اولمظلومِ عالَم؛
بر علیع و اولادش..
با این قسمتِ زندگیپس از زندگی بخشهایی از کتابهای شهید مطهری برام مرور شد؛
پیامبر با تنزیل میجنگید و علی
ع با تأویل؛ پیامبر با کُفرِ مطلقِ واضحی میجنگید و علیع با نفاقی که لباسِ اسلام پوشیده…
تجربهگر گفت «حضَرات گردِ هم نشسته بودن ولی یکی بینشون از همه مظلومتر بود..»
چه کرده با دلِ من «فَمــنیَمُـــــتیَرَنی»
خوش است رفتنِ جان؛ فقط به عشقِ علی..یه دوستِ خوبِ اصفهانی دارم؛ یادمه یکیدوسال پیش داشتیم حرف میزدیم؛ ازش بابتِ حرفهای خوب و بهموقعی که بهم زد تشکر کردم.
گفتم دمت گرم! دمِ خودت و لهجهٔ قشنگت و قلم و بیانت گرم؛ حالمو خوب کردی بهخدا!
یه چیزی گفت که من هنوز یادمه؛
گفت من که چیزی از خودم ندارم، خدا خواسته اینموقعِ شب بیدار بمونم و حرف تو دهنِ من گذاشته و از زبانم جاری کرده و به انگشتام دستورِ نوشتن داده و نهایتاً حالِ تورو خوب کرده؛ هرچی هست از خداست. هذامِنفضـــلِ ربّی!
من هنوز اینارو یادمه؛
و فکر میکنم اصلیترین واکسنی که نمیذاره به این مصادیقِ بیرحمِ عُجب و تکبر مبتلا بشی همینه؛
که مُدام با خودت زمزمه کنی؛ هرچی از خداست؛ زیبایی، قد و قَواره، علم و آگاهی، اعتقاد و باور، مراتبِ بالا و پایینِ علمی، بندِ کفش، خودِ کفش! پایی که کفش رو میپوشه؛ قبولی تو فلان ازمون و مصاحبه؛ حتی تواناییِ خونهتکونی و نمرهٔ بالایِ پایاننامه.
ما همون «ذرّهایم» که اگه انگشت کوچیکهٔ پامون بخوره به گوشهٔ میز؛ از شدتِ درد، خواب هم با چشمهامون قهر میکنه..
یه دوستِ خوبِ اصفهانی دارم؛ یادمه یکیدوسال پیش داشتیم حرف میزدیم؛ ازش بابتِ حرفهای خوب و بهموقعی که بهم زد تشکر کردم.
گفتم دمت گرم! دمِ خودت و لهجهٔ قشنگت و قلم و بیانت گرم؛ حالمو خوب کردی بهخدا!
یه چیزی گفت که من هنوز یادمه؛
گفت من که چیزی از خودم ندارم، خدا خواسته اینموقعِ شب بیدار بمونم و حرف تو دهنِ من گذاشته و از زبانم جاری کرده و به انگشتام دستورِ نوشتن داده و نهایتاً حالِ تورو خوب کرده؛ هرچی هست از خداست. هذامِنفضـــلِ ربّی!
من هنوز اینارو یادمه؛
و فکر میکنم اصلیترین واکسنی که نمیذاره به این مصادیقِ بیرحمِ عُجب و تکبر مبتلا بشی همینه؛
که مُدام با خودت زمزمه کنی؛ هرچی از خداست؛ زیبایی، قد و قَواره، علم و آگاهی، اعتقاد و باور، مراتبِ بالا و پایینِ علمی، بندِ کفش، خودِ کفش! پایی که کفش رو میپوشه؛ قبولی تو فلان ازمون و مصاحبه؛ حتی تواناییِ خونهتکونی و نمرهٔ بالایِ پایاننامه.
ما همون «ذرّهایم» که اگه انگشت کوچیکهٔ پامون بخوره به گوشهٔ میز؛ از شدتِ درد، خواب هم با چشمهامون قهر میکنه..
استاد غلامــی پارسال دربارهٔ غیبت تو شبکهٔ افق برنامهٔ عالیای داشت؛ امسال دربارهٔ غرور و تکبّر.
دیشب تو «وقتِ سحر» دربارهٔ تکبّر یه نقلی کرد؛
که امیرالمومنین فرمود «اگر انســان از اينكه بندِ كفش او از بندِ كفشِ دوستش بهتر است سرخوش شود، مشمول اين آيه میشود؛
[آرى] این سراىِ آخــرت را [تنها] براى کسانى قرار میدهیم که ارادهٔ برتریجویى و فسـاد در زمین را ندارند؛ و عاقبتِ نیک براى پرهیزگاران است…»
یعنی من اگه صرفاً بندِ کفشِ خودم رو قشنگتر و جذابتر و گرونتر و خفنتر از اونیکی بدونم؛ در واقع شاملِ افرادی میشم که در زمین ارادهٔ برتریجویی دارم و عاقبتِ نیک نخواهم داشت. چه برسه به باقیِ داشتههایِ مادی و غیرمادی.
و هرچقدر دایرهٔ مخاطبی که روبروته گستردهتر باشه؛ این موضوع هم دایرهش گستردهست.
بندِ کفــش؛ نه حتی خودِ کفش. چرا؟! چون بندِ کفش مصداقِ بیارزشترین داراییِ فرده.
راستش رو بگم؟
خیلی ترسیدم.
چون میدونم همینجا ختم نمیشه. من همین یه مورد رو اگه تعمیم بدم به باقیِ موارد؛ و نسخهٔ خودمو بپیچم؛ میتونم خودم رو بتِکونم، قبل از اینکه منو بِتِکونن و نسخهٔ منو بپیچن.
نکتهٔ خوبِ ماجرا اینه که دینِ ما در عینِ خــوف؛ رَجاء هم داره. خوف از ناراحتی و جوابِ خداوند به «اعمالِ خودم» و رَجاء و امیدواری به رحمتِ واسعهٔ خداوند نسبت به منی که از کردهٔ خودم پشیمانم و میخوام جبرانش کنم؛
با تمامِ وجود دلم میخواد بعد از مصادیقِ کِبر و عُجب و غرور؛ زودتر به قسمتهایِ جبران و درمان برسه…
•تو پایانِ هر جستجویِ منی…
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ سومین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بیخطر..🌱
-دعایِ روز سوم ماهِ مبارک.
+استوری
حاجآقا میگفت یکی از شیعیانِ امیرالمومنین بنامِ رُمیله بیماریِ سختی گرفت؛ و مدتی از مسجد رفتن محروم شده بود؛ ولی روزِ جمعهای با خودش گفت بهتره یه آبی به صورتم بزنم؛ هرجور شده خودمو برسونم به مسجد و پشتِ اقاامیرالمومنین نماز بخونم، اگه اقا رو ببینم حالم بهتر میشه. همینکارو کرد؛ پشتِ حضرت نمازش رو خوند، اما وقتی حضرت بالای منبر رفتن تا خطبه بخونن؛ رُمیله دوباره حالش بد شد و از درد به خودش میپیچید؛
نگاهِ امام به رُمیله افتاد و فرمود «ای رمیله! دیدم از درد به خودت میپیچیدی و افسردهحالی؛ فهمیدم که بیماری و با خودت گفتی هیچکاری بهتر از این نیست که غسل کنی و برای نمازجمعه به مسجد بیای و با ما نماز بخونی تا احساسِ سبکی کنی؛ اما وقتی به منبر رفتم بیماریت شدت گرفت…»
رُمیله گفت بهخدا قسم اونچه که فرمودین؛ یه کلمه کم و زیاد نبود …
امام فرمود «هیچ مومنی بيمار نمىشه مگر اينكه ما هم به خاطرش بيمار مىشیم؛ هیچ اندوهى بهش نمىرسه، جز اينكه ما هم همراهش اندوهگين مىشیم و هيچ دعايى نمىكنه؛ مگر اينكه ما به دعاش آمين مىگیم و هروقت ساكت بود، براش دعا مىكنيم…»
گفت اقاجان این مختصِ افراد ساکن در این دیاره؟ پس اونهایی که در جاهای دور سکونت دارن چطور؟
امام فرمود «ای رمیله! هيچ مومنی در شرق و غربِ عالم از نظر ما پنهان نيست، مگر اينكه او با ماست و ما با او…»
حاجآقا داشت تعریف میکرد؛
و ذهنِ من با تفکّر بچگانهٔ خودش فکر میکرد که چیکار کنم؟ بیشتر مراقبِ خودم باشم؛ مبادا از غم و بیماریِ من غُصه به قلبِ شما بیاد؟ میشه؟ اصلاً از منِ نابلد قبوله؟ کمِ ما و کَرَمِ شما..
Repost from 🇮🇷|نازِمُطلق| 🇵🇸
خب سلام..
تا چند ساعت دیگه
یه عمل ریز و مجلسی دارم.
هر چی دعای خیر در حق منِ حقیر دارید
دریغ نکنید و آخرش فوت کنید در قسمت
امعاء و احشاء..
دمتون گرم
مشتی هستین و پرطرفدار♥️
•خدایا! کمِ مرا به عظمتِ خودت ببخش..
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ دومین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بیخطر..🌿
-دعایِ روز دوم ماهِ مبارک.
+استوری
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
