☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Ir al canal en Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Mostrar más5 062
Suscriptores
Sin datos24 horas
+237 días
+1930 días
Archivo de publicaciones
نمیدونم با چه نیتی دست به چنین کاری زدید.
هردو نامزد بشدت برایِ من محترم هستن و تاجایِ ممکن از هردونفر مطلب منتشر کردم؛ و از بیتقواییها نسبت به هر دونفر گلهمندم. اما چنین اقداماتی مصداقِ بیاخلاقیه دوستان.
شخصیت رهبــری علاوه بر اینکه شخصیتِ حقیقیست؛ یک شخصیتِ حقوقی هم هست و از همین جهت همیشه تاکید کردن هیچکس از رایِ من خبر نداره.
خرج کردن شخصیتِ حقوقیِ رهبری در کارزارِ رقابتی «واقعاً» اخلاقی نیست؛ بهخصوص با فتوشاپکاری و فراموش کردنِ این نکته که با برعکس کردنِ تصویرِ برگهٔ رای؛ «اسم» مدِنظر هم باید برعکس بشه!
به شخصه فکر میکنم این دعواها و کارهایِ ضداخلاق از هردو سمت، نه تنها بیانگر روحیه و شخصیت هیچکدوم از نامزدها نیست، بلکه یه ایدهٔ «تفرقه بنداز و حکومتکن» هم پشتشه :)) انشالله تو این ساعاتِ پایانی حامیانِ دوآتیشهشون هم مراعات کنن و به چیزی دامن نزنن!
حالا که گذشت بگم؛ اینهمه بیاخلاقی و دستاویزِ دروغ رسمِ رقابت نبود. قرارِ ما دفاع از «انقلاب» بود. حرفِ سیدِ شهید تو گوشم میپیچـه که «ما دنبالِ دوتا رأیِ حلالیم» :)
- النّهـــایه یقیناًکُلّهخَیر…
پنجِصـُبحه و بعضی کانالها هنوز دعواست :))
شیطون رو لعنت کنید و بهجایِ دعوا، به هرکسی که درنظرتون اصلحه رأی بدید. جمهوریت یعنی همین! بقیه رو با حرفاتون اذیت نکنید؛ دنیا میره ولی آخرتی هم هست. منم تلاش کردم این ایام از هر دونفر مطلب منتشر کنم و نظرِ تحمیلی نسبت به این دونفر ارائه نکنم.
اما دوتا نکته هم دیدم؛
کانالهایی که پزشکیان رو تبلیغ میکنن غالباً دارن جَوِ احساسی میدن که آخجون آزادی. اگر احیاناً امروز کسی رو دیدید که صرفِ همین جوگیریها میخواد به پزشکیـــان رای بده؛ با فَکتهایی که نشون میده دولتِ روحانی چه خسـارتِ سنگینی به مملکت بار کرده باهاش حرف بزنید. خساراتِ انکارنشدنی! تو کانال هم چندتاش هست. دوستان فکر میکنن قراره با پزشکیان از ماتریکسِ جمهوریاسلامی خارج بشن!
مسئلهٔ بعدی هم فکر کردم گفتنش بد نباشه و برای آینده خوبه؛ اینه که این کانالها دارن از تخریبهایی که «هوادارِ گرامیِ بیمعرفت» علیهِ دونامزد همهجا پخش کردن اسکی میرن. خدا بگذره :)
تعصب میدونید با آدم چیکار میکنه؟
اینکارو میکنه که شما بخاطرِ اینکه چرا یکی برایِ داغ کردنِ تنورِ انتخاباتی؛ به دیگری حمله نمیکنه بازخواستش میکنید. طوری که مطلب رو تا آخر نمیخونید. حقیقتاً امروز روزِ عجیبی رو گذروندم. مغزم خستهست.
الان که دیگه دیره ولی پیشنهاد میکنم برای تشخیصِ اصلح با قوهٔ عقل خودتون؛ به تخریبهای ناصوابی که خصوصا تو این لحظاتِ آخر داره صورت میگیره هم دقت کنید.
چهجوری؟!
اینجوری که مثلاً یکی میگه جلیلی غیرتعاملی و حزبگراست [لینک] یا واقعاً حاجقاسم گفته جلیلی بیاد من از سپاه قدس کنار میکِشم؟ چرا این ادعا ابتدا توسط اقای ذوالنور مطرح شده؟! [لینک] یا چرا جلیلی هیچ کمکی به دولتِ شهید رئیسی نکرد؟ [لینک] اگه کمکی کرده مثلاً چیکار کرده؟! [لینک] یا ساداتینژاد از اعضایِ دولتِ سایه بوده که الان مسئلهدار شده؟! [لینک] تو جلسهٔ جلیلی با ساداتینژادی که با گشتارشادِ مدیران برکنار شد، چی گذشت؟؟ [لینک] سوابقِ جلیلی چیه؟ [لینک] یا نظر جلیلی دربارهٔ تعامل با کشورها چیه؟! [لینک] سیدحسننصرالله به جلیلی گفته انصراف بده و قبول نکرده؟! [لینک] ماجرایِ کرسنت چیه؟! [لینک] یا قالیباف با شعار مسئلهٔ شفافیت اومد و کاری نکرد؟! [لینک] اصلاً ماجرایِ هلدینگِ یاس چیه؟ [لینک] موضع قالیباف در فتنهٔ ۸۸ چی بود؟! [لینک] و … از این قبیل حرفها.
این لینکها فقط «یک» مثاله. فکر نمیکردم روزی انتخاب بینِ دو گزینهٔ انقلابیِ کارآمد، توسطِ هوادارانِ دوآتیشه تبدیل به یک جنجال و جولانِ بیاخلاقی بشه و هر قدمی جز این؛ یک استثناء محسوب بشه :))
قصد داشتم این موارد رو بنویسم؛
اما این صوت رو گوش دادم و بنظرم بدونِ نگاهِ متعصبانه به تشریحِ بعضی برنامههایِ اقای جلیلی [که در گیر و دارِ شایعاتِ مجازی کمتر بهش پرداخته شد] پرداخته.
گرچه برایِ من بینِ آقایان جلیلی و قالیباف در هدف و مسیر هیچ تفاوتی نیست و اگه تو ساعاتِ باقیمونده اجماعی بشه؛ بیلُکنت تابعِ تصمیمِ نهایی خواهم بود.
اما اگر در همین مدتِ کم بجایِ ایجادِ تنش، جلیلی-قالیبافهراسی و یا کنایه زدن؛ با مُردّدین حرف بزنید و مواضعِ دولت سوم روحانی و آثارِ مُخربِ هشتسالهٔ روحانی رو براشون تبیین کنید؛ به انصاف نزدیکتره.
شبکهٔ دانشگاه تهران اعلام کرده نظرسنجیای که تو فضای مجازی منتشر شده کذبه و این دانشگاه اساساً مرکز نظرسنجی ندارد!!
مرکز رشد دانشگاه امامصادق هم نظرسنجیهایی که به اسمِ متا و سینا درحال انتشاره رو تکذیب کرد.
دارید چه میکنید دوستان؟!
انقدر رویِ واژگانِ «بسته و تندرو» و «فاســد و باندباز» برای توجیهِ رأی به افراد تاکید نکنید. عجیبه که توجه نمیکنید مخاطب با این حرفها که تکرارِ بهانههایِ دوقطبیسازهاست و اگر کمی تحقیق کنید متوجه میشید که دربارهٔ کاندیدها حقیقت نداره؛ تحتتاثیر قرار میگیره و در واقع دارید به ذهنش جهت میدید.
همیشه بحث کردن با افرادی که از منظــرِ دینی تکفیرم میکنند و مرا به کارِ نکرده متهم میکنند، خستهکنندهتر از بحث کردن با افرادیست که اساساً هیچ پایبندیِ مذهبی ندارند. به استنادِ آیات و روایات تکفیرت میکنند و هرچقدر تقلّا کنی تا بگویی والله انقدرها هم که شما میگویید غَرَضی نداشتم؛ فایده ندارد.
خطاب «به این پست» نوشتهاند «وای بر تو که فلانی را به معصومین(علیهمالسلام) قیاس میکنی!» بیا و بفهمان که غَرض، قیاس نیست؛ اصلا کجا اسم آوردهام؟! غَرض عبــرتگیری از حوادث گذشتهست.
غَرض خطبهٔ ۱۹۲ نهجالبلاغهایست که اینروزها عَلَمش کردهاند تا شما را پراکنده کنند:
- شما بنگرید که این مردم هنگامی که با یکدیگر متحد بودند، خواستههایشان یکی، دل و دیدگانشان به یکسو نظارهگر، و تصمیمهایشان یکی بود، آیا وقتی چنین بودند در زمین سروری و آقایی نداشتند و در جهانیان حکومت نمیکردند؟ و نیز بنگرید به سرانجامِ کارشان که به چه حالی افتادند وقتی میانِ انان تفرقه حاکم شد و همدلیِ آنان به پراکندگی و وحدتِکلمه به اختلاف و جداییِ دلها بدل گشت، گروهگروه شدند و به نبرد باهم پرداختند. در این هنگام خداوند جامهٔ کرامت را از اندامشان بیرون آورد و نعمتِ فراوانش را از آنان گرفت؛ داستانهای آنان در میانِ شما باقی ماند تا مایهٔ عبرتِ عیرتگیرندگان باشد.
من با اینکه تکفیرم میکنید مشکلی ندارم، گرچه از بودن در این فضا خستهام میکند، اما خداوند به نیّتهایمان آگاه است.
همیشه بحث کردن با افرادی که از منظــرِ دینی تکفیرم میکنند و مرا به کارِ نکرده متهم میکنند، خستهکنندهتر از بحث کردن با افرادیست که اساساً هیچ پایبندیِ مذهبی ندارند. به استنادِ آیات و روایات تکفیرت میکنند و هرچقدر تقلّا کنی تا بگویی والله انقدرها هم که شما میگویید غَرَضی نداشتم؛ فایده ندارد.
خطاب «به این پست» نوشتهاند «وای بر تو که فلانی را به معصومین(علیهمالسلام) قیاس میکنی!» بیا و بفهمان که غَرض، قیاس نیست؛ اصلا کجا اسم آوردهام؟! غَرض عبــرتگیری از حوادث گذشتهست.
غَرض خطبهٔ ۱۹۲ نهجالبلاغهایست که اینروزها عَلَمش کردهاند تا شما را پراکنده کنند:
- شما بنگرید که این مردم هنگامی که با یکدیگر متحد بودند، خواستههایشان یکی، دل و دیدگانشان به یکسو نظارهگر، و تصمیمهایشان یکی بود، آیا وقتی چنین بودند در زمین سروری و آقایی نداشتند و در جهانیان حکومت نمیکردند؟ و نیز بنگرید به سرانجامِ کارشان که به چه حالی افتادند وقتی میانِ انان تفرقه حاکم شد و همدلیِ آنان به پراکندگی و وحدتِکلمه به اختلاف و جداییِ دلها بدل گشت، گروهگروه شدند و به نبرد باهم پرداختند. در این هنگام خداوند جامهٔ کرامت را از اندامشان بیرون آورد و نعمتِ فراوانش را از آنان گرفت؛ داستانهای آنان در میانِ شما باقی ماند تا مایهٔ عبرتِ عیرتگیرندگان باشد.
من با اینکه تکفیرم میکنید مشکلی ندارم، گرچه از بودن در این فضا خستهام میکند، اما خداوند به نیّتهایمان آگاه است.
رعایتِ اخلاق خوب است! اما یکطرفه. برای دیگران تجویزش میکنیم و خودمان قافیهٔ اخلاق را میبازیم. بقیهش مهم نیست!
هنوز هم بهجایِ اینکه خطراتِ «واقعی» دولت سوم روحانی رو به بقیهای که بیخبر از حمایتِ روحانی از پزشکیان در سبدِ آرایِ پزشکیان قرار دادن گوشزد کنید، به جونِ هم افتادید؟!
بازندهٔ اصلی شمایید. :)
تنها پنج دقیقه از تپههایِ آباد روحانی!
ببینید.
خاطرم هست آبان ۹۸ بخاطر همان «صبحِ جمعه فهمیدم»ِ ناگهانی جناب روحانی؛ خیلی از دوستانِ خودم را از دست دادم. چرا؟ چون من را پاسخگویِ بیعرضـگیِ روحانی میخواستند. منی که نه تنها به روحانی رأی نداده بودم، بلکه به انها میگفتم «برایِ چه؟! برایِ ربنایِ شجریان یا برایِ شعارِ آزادی؟» میگفتند تو دیکتاتوری. اما آبانِ ۹۸ از من بابتِ هزاران فلاکتِ تحمیلی دوران روحانی بازخواست میکردند. به میلِ خودشان دیگر دوست نیستیم. حالا اتفاقی دیدم یکیشان نوشته بود «خب اصلا پزشکیان ادامهٔ دولتِ روحـانی باشد؛ چه میشود؟!»
یادشان رفته!
حق دارند. بخاطرِ ربنا و کنسرت رأی داده بودند؛ نه ربنا و کنسرتشان را آنموقع «نقد» گرفتند و نه «بهشما اطمینان میدهم ترامپ از برجــام خارج نمیشود»ِ ظریف را. عوضش هربار انتقاد کردند، شدند بیشناسنامهٔ بیعقلِ هوچیگر. اما ما که یادمان نرفته که بابتِ تعطیلیِ تحمیلیِ دورهٔ روحانی؛ چه مینهایی زیرِ خاکِ این مملکت، و زیرپایِ این ملت دفن شد؛ که خنثیکردنش سالها زمان میبرد. حالا حســن روحانی؛ بازگشت به دورانِ خودش را تَکرار کرده. باز هم یادشان رفته.
سید ابراهیم سلام.
قریب به چهلروز است که از میانِ هوایِ مهآلود جنگلهای ارسباران، به آسمان پر کشیدی و چهلروز است دیگر از هوایِ مهآلود خوشم نمیآید. قریب به چهلروز است که از آسمان نگاهمان میکنی و شاید بالبخند میگویی «چرا اینهمه عجله میکنید برایِ دو روزِ دنیا؟» راستی به آنهایی که هنوز زخمزبانت میزنند هم میخندی؟ چه دست و پایی میزنند بیچارهها. در “خداحافظرفیق” هم نشان میداد شهدا و افلاکیان، ما خاکیانِ غریب را نگاه میکردند و میخندیدند از این هیاهویِ اهلِ زمین.
از تُهمتها که گذر کردی، خدا هم بزرگت کرد. جسمت را کُنجِ حرم گذاشتی و پرواز کردی. آه! جسمت را. جسمِ سوختهات را.
گفتند روزِ آخری «ناهار هم نخورده بودی» و میگفتی کارِ مردم نباید رویِ زمین بماند. گفتند گاهی شالِ سبزِ سیدیت را روی سرت میکشیدی و در میانهٔ راهِ این سفر استانی به آنیکی چند دقیقهای چشمهایت را میبستی، حالا چهلروز است استراحت میکنی، چهلروز است دنبالت میگردیم؛ به قولِ آن پیرمردِ دستفروشِ مشهدی؛ آخ حاجی… رفتی؟ خدا رحمتت کند..
اینروزها، زیاد دعایمان کن..
«رَستی زِ اجزایِ زمین،
با آســمان آمیختی..»
