☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
الذهاب إلى القناة على Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
إظهار المزيد4 961
المشتركون
+2024 ساعات
+1097 أيام
+24130 أيام
أرشيف المشاركات
مجلسِ نمایندگان آمریکا از رؤسایِ دانشـگاههایِ هاروارد، پنسیلوانیــا و امآیتی سوال و جواب [بخوانید بازجــویی] میکنه؛ بخاطر راهپیمایی دانشجوها و اساتید به جنایات اسرائیل در غزه.
ما هم اینجا زیباکلامهایِ غربزدهای داریم که مغزِ دانشجو رو میشورن و پهن میکنن و آزادانه حرفِ حمایت از اسرائیل میزنن؛ هربار هم یه حرف رو تکـرار میکنن و جواب میگیرن؛ ولی از روو نمیرن؛
مثلاً میتونیم این روشنفکرنماهایِ بامزّه رو بعنوانِ سنگِپا صادرشون کنیم به همین «مهدِ آزادیِ بیان.»
چرا مرگ بر آمریکا؟
آمریکا قطعنامهٔ شورایِ امنیت مبنی بر آتشبس در غزه -بعد از کُشتارِ بیش از ۱۷ هزار انسـان که اکثراً زن و بچه بودن- وِتو کرد. نمایندهٔ اسرائیل از بایدن بخاطرِ حمایت قاطعانه از بمبارانِ غزه تشکر کرد تا برایِ هزارمین بار کشکبودنِ قواعــد حقوقِ بشری بینالمللی رو به جهان و به ما که نگـرانِ آزادیمون بودن؛ یادآوری کنه. غــرب ارزشی برایِ «انسان» قائل نیست.
این تروریستهایِ کت و شلواری..
بهطرزِ عجیبی دلم برای بارون تنگ شده؛ به لحـاظِ روحی نیاز دارم مقصدِ معیّن برایِ یه فرشتهٔ حامل قطرهٔ بارون باشم.
بعد اینهمه سال بازم با سکانس دیدارِ حضرت یعقوب و حضرتِ یوسف اشکم درمیاد؛ انشالله همین جمع همچین اشکی:
…وقتی مهــدی(عج) واردِ کوفـه میشود، بر فرازِ منبر قرار میگیرد، سخن آغاز میکند، درحالیکه مردم از شدت شوقِ دیدارش آنچنان میگِریَند که از شدت گریه نمیفهمند امام(ع) چه میفرماید…
-
امام محمدباقری(علیهالسلام)
-الارشاد ج۲،ص۳۸۰،شیخمفید رحمةاللهاستادی میگفت زمانِ ظهور، رذایلِ اخلاقیمونه که مارو در برابرِ حضرت قرار میده؛ تنبلی، غرور، حسادت، ترس، ادعا!
تویِ کتاب «شب چهلم» یه روایتی از ملاقات با صاحبالزمان(عج) میخوندم؛ دگرگونم کرد! دنبالهٔ قصههایِ پُردردِ نامههایِ روانه به اباعبدالله و تن دادن امامحسن به صلح با معاویه و غصههایِ غربت امیرالمومنین بود؛ تا چندوقت دست و دلم به کاری نمیرفت..
یکی از مُحبینِ حضرتمهدی یه روز وقتی خیلی از ظلمهایی که به شیعیان و مسلمین میشه غصه میخوره، بیتاب میشه و سر از بیابون درمیاره و با زاری و ناله، و با عِتاب فریاد میزنه که پس امامِ ما کجاست؟ الان دیگه غیبت معنی نداره وقتی اینهمه یارِ مخلص داری و اینهمه ظلم به مسلمین میشه؟ چرا ظهور نمیکنی؟
تو همین حال بود که مَردی نورانی رو میبینه که به سمتش میاد و میگه «به چه کسی اینهمع عِتاب و خطاب میکنی؟!» این شیخ میگه با امامزمانم! میخوام بدونم وقتی توی همین شهرِ من هزاران یارِ منتظر داره و اینهمه ظلمی که دنیا رو گرفته؛ پس چرا ظهور نمیکنه؟
اون مَرد نورانی جواب میدن که من صاحبالزمان هستم! اینطور عِتاب و خطاب نکن چون چیزی که فکر میکنی درست نیست؛ تو همین شهرِ حلّه که میگی من هزاران یار دارم، جز تو و فلانقصاب کسی یارِ من نیست…
و به شیخ دستور میدن شبِ جمعه، توی خونهت هرکسی رو که فکر میکنی منتظر منه دعوت کن؛ دوتا بزغاله به پشتبوم ببر و قصّاب رو هم دعوت کن.
شبِ جمعه میرسه و هزاران نفر از همون افرادی که شیخ فکر میکرد از محبّین و مخلصینِ منتظر حضرت هستن هم دعوت بودن؛ قصّاب و دوتا بزغاله هم همینطور، صدای دعای فرج و ناله و زاری به پیشگاهِ خداوند هم بلند بود که یهو یه نوری به سمتِ پشتِ بومِ خونه میاد؛ یه عده ناله میکنن، یه عده بخاطرِ حضرت گریه میکنن. حضرت صدا میزنن که قصّاب بالا بیاد! قصّاب بدونِ درنگ به پشتبوم میره و بعدِ چند لحظه خون از ناودون شُرّه میکنه! همه فریاد میزنن که ای وای قصّاب رو کُشت! وای گفته بود اگر ظهور کنه همه رو گردن میزنه و ای وای که قصّاب بیچاره رو کُشت…
بعد چندلحظه حضرت؛ شیخ رو هم صدا میزنن، مردم میخوان جلوی شیخ رو بگیرن و میگن بابا نرو بالا، تورو هم میکُشه؛ اما شیخ به بالا میره و میبینه که قصّاب به دستورِ حضرت بزغالهها رو قربانی کرده؛ بزغالهٔ دوم رو هم قربانی میکنه و خون باز جاری میشه…
صدای همه بلند میشه و شیخ از شنیدن حرفهاشون خجالت میکشه و عرقِ شرم به پیشونیش میشینه…
حضرت میگن حالا برو به همه بگو برایِ ملاقاتِ من بالا بیان. این اقا هم سریعاً میره پایین ولی با حیاطِ خالی مواجه میشه :)
بدو بدو سمتِ کوچه میره و میبینه همهشون در حالِ فرارن و فریاد میزنن مهدیِ موعود آمد و قصّاب و شیخ را کُشت…
شیخ شرمندگی و بُغضِ ترکیده به سمت حضرت میره، حضرت میفرمایند که «ای شیخ! دیگر اینقدر با من عِتاب و خطاب نکن؛ این حلّه بود که میگفتی بیشتر از هزار نفر از مخلصینِ ما آنجاست! چه شد که از میان این منتخبین؛ کسی جز تو و این مرد قصّاب نماند؟»
و خطِ آخر؛
او میرود و من شرمنده از رفتارم زیر لب زمزمه میکنم؛ «مولای غریبِ من…»
نیازمندِ دعام؛ با زبانیکه باهاش گناه نکردم..
یه صلــوات میفرستید فوت کنید اینوَر؟🌱
روزِ دانشجــو به همهٔ جوینــدگانِ دانش و منطقِ مطالبه -خصوصاً اونهاییکه سالِ گذشته جلویِ نشخوارکنندگان و جَوَندگانِ دانش در دانشــگاهِ استکهلم و شریف ایستادن و ازشون کمتر حرفی زده شد- مبارک.
هربار یوســفپیامبر پخــش میشه، یادِ این حرف استاد غلامی میفتم و دلم غَنــج میره؛ از پیامبرِ نازنین و نورانیمون [استاد غلامی حضرتپیامبر رو همینقدر زیبا یاد میکنن] پرسیدن شما زیباترید یا یوسف؟
میفرمایند که «کان یوسف اجمل و لکنی املح»
برادرم یوسف زیباتر بود، ولی من بانمکترم..
سفینهالبحار،ج۲،ص۵۴۶.
اگرچه حُسـنفروشان به جلــوه آمدهاند،
کسی به حُسن و مَلاحت، به یارِ ما نرسد..
-خب من بمیرم برای ملاحتِ شما :)🤍یه مادر دخترِ خودشو برده پیش تتلو با گریه و زاری، بهش میگه برو بغلش کن. ربطش چیه؟
ربطش به اینه که بجز مسائلِ اخلاقی و فحاشیها و توهین به مقدسات و… شکایتهای خصوصیِ متعدد از تتلو بابتِ سوءاستفاده از دخترای زیر ۱۸سال ثبت شده. یه عدهای که یه مدت باهاش در ارتباط بودن هم ادعا کردن تویِ خونهٔ تتلو شاهدِ این اتفاقات بودن که واسطه میفرستاده تا دخترایِ نوجوونِ طرفدارش بیان پیشش و خودشون هم مدعی شدن که بابتِ آزار علیهش شکایت کردن.
کی مقصره؟ در وهلهٔ اول این مادر و امثالِ این مادر.
شما میدونی آهنگها و محتوایِ صفحهٔ این افراد برای آینده و شخصیتِ فرزندت ضرر داره، میدونی حولِ محور جنونِ سلبریتیسم گشتن هم فرآیندِ خطرناکیه. باز برایِ وابستگی بیشتر فرزندت به این موضوع پیشقدم میشی؟! قانون و مجازات سرِ جای خودش باید ایفایِ نقش کنه و موضوعات رو نمیشه و نمیتونیم تکبُعدی بررسی کنیم؛ ولی شماییکه در نقشِ خانواده از دابسمش خوندنِ فرزندت با آهنگهایِ ساسی مانکن و تتلو فیلم میگیری هم روشنفکر نیستی؛ چون حتماً قاتل روحِ فرزندت خواهی شد.
این تیکه از حرفهایِ استاد شجاعی کاملاً مرتبط با این پُست بود؛ ببینید، و تعادل و تعامُـل رو در روشِ تربیتیتون، و هم دربارهٔ تربیت نظامِ فکری خودتون هم مدنظر قرار بدید.
اگر آنلاینشاپ دارید یا میخواید بزنید؛ و کلاً به تولیدمحتوا و کسب و کارِ مجازی علاقمند هستید، برایِ تسهیلِ مسیرتون و مهارتآموزی در حوزهٔ تولیدمحتوا میتونید از مدرسهٔ مهارتآموزی نور کمک بگیرید؛ فاطمهجان چندینساله در زمینهٔ تولیدمحتوا فعالیت میکنن و بصورت تخصصی هم در زمینهٔ تولیدمحتوایِ سئوشده و هم در زمینهٔ تقویت کسب و کار راهنماییتون میکنن.
https://t.me/maharat_noor
«شبها که ما میخوابیــم..»
اینجا، فلسطیــــن؛
لالاییِ بچههایِ فلسطینی..
ساسیمانکن در واکنش به انتقادات به آهنگهایِ سخیفش گفته آهنگهایِ من مخصوصِ بزرگساله؛ اینکه شما نمیتونید بچههاتون رو کنترل کنید؛ به من ربطی نداره.
البته ساسیمانکن به شما نمیگه اگه اهنگها برایِ بزرگساله؛ چرا از نمادهایِ کودکانه استفاده میکنه؟ چرا گریم عموقناد که مجریِ برنامهٔ کودکه رو برایِ آهنگهای سخیف جنسیِ خودش استفاده میکنه؟ چرا کلمات «خاله و عمو» که تو برنامههایِ کودکانه هست رو توی آهنگهاش بکار میبره؟ چرا توی پیجش دابسمشهایِ بچهها رو منتشر میکنه؟ چرا وقتی خانوادهای با افتخار آهنگ رو برای بچهش پخش میکنه و از لبخوانیِ فرزندش فیلم میگیره؛ ساسیمانکن به نشانهٔ اعتراض(!) از انتشارِ اون فیلم خودداری نمیکنه؟!
بله خلاصه، سادهانگاریِ همچین موضوعی اصلا درست نیست و نحوهٔ مدیریت رسانه در مقیاسِ کلان؛ بحث مُجزاییه؛ ولی مگه میشه نقشِ خانواده بعنوانِ ابتداییترین نهادِ تشکیلدهندهٔ جامعه رو منکر شد؟
پارسال یه خانمی مراجعه کرد به محلِ کارمون، یه بندهخدایی داشت میگفت این دههٔ هشتادیها دمشون گرم ترکوندن و چه تابویی شکستن! این خانم هم با صدای بلند و لحنِ برندهای گفت «بچههایِ مان دیگه! من از اون مامانها نیستم، بچهم رو از هیچی محروم نمیکنم؛ با هرکی میخواد بره و بیاد، هرچی میخواد بپوشه، هرچی میخواد بخوره تو مهمونیها، خودم بهش گفتم بره تتو بزنه، با دوستپسرش بره سفر، هرچی میخواد گوش بده، هرکار میخواد بکنه؛ من اُمّل نیستم!» دخترش شاید نهایتاً ۱۷-۱۸ ساله بود..!
این چیــزا نشونهٔ امّل نبودن نیست؛ اصولاً خط قرمز داشتن نشونهٔ امّل بودن نیست؛ نشونهٔ اصیل بودنه. بله میدونم امروز هرچی افسارگُسیختهتر عمل کنی، روشنفکرتر و جذابتری!
اما شما میتونی با فرزندت|خانوادهت احساسِ راحتی و رفاقت کنی؛ خیلی چیزها رو براش توضیح بدی، بهش آگاهی بدی که اگر در محیطِ خارج از خانواده باهاش مواجه شد؛ واکنشِ صحیحی داشته باشه اما اینکه فرزند؛ خصوصاً از سنینِ کودکی که دربارهٔ خیلی مفاهیم کنجکاوه؛ هرچیزی گوش بده و ناخودآگاه تویِ ذهنش تاثیر بذاره [موسیقی تاثیرِ قطعی روی ذهن داره، حتی در ذهنِ بزرگسال] و هیچ خطقرمزی در زندگیش نداشته باشه؛ واقعاً خطرناکه.
اینکه خودِ ما بهراحتی با هرکسی، هر محیطی و هر چیزی ارتباط بگیریم و عنوانِ «اجتماعی بودن و اُمّل نبودن » بهش بدیم و همین رو به نسلی که تحتِ تربیت ماست منتقل کنیم؛ واقعاً خطرناکه.
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
