☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
رفتن به کانال در Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
نمایش بیشتر5 065
مشترکین
-424 ساعت
+137 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
Repost from سیدالساجــدین
تَسْتُرُ عَلَى مَنْ لَوْ شِئْتَ فَضَحْتَهُ
بر گناه کسی پرده میافکنی که اگر میخواستی
رسوایش میکردی.
•صحیفهٔعزیزسجادیه، دعای۴۵ام•
یکی ازم پرسید چهجوری زندگیپساز زندگی رو میبینی؟! نمیترسی؟! چرا عمداً خودتو به ترس میندازی؟!
باید به دلیلِ این کششم فکر میکردم.
یه کامنتی زیر پست عباس موزون دیدم؛ نوشته بود اقای موزون وقتی تجربهگرِ برنامهتون تعریف میکرد گناهش این بوده که ناموسِ مردم رو دید میزده؛ شما از شنیدنِ همون هم حیا کردید و سرتون رو پایین انداختید؛ اونجا نقطه عطفِ زندگیِ من بود. پروفایلِ این خانم هم طوری نبود که بگی آدمِ مذهبیایه.
یکی نوشته بود خدا خیرتون بده؛ من بعدِ ۲۰سال افسردگی؛ تونستم با مرگِ همسر و پسرم کنار بیام؛ یکی نوشته بود اقای موزون من قصد داشتم بخاطر مشکلاتِ خانوادگی بچهمو سقط کنم اما با برنامهٔ دیروزتون پشیمون شدم؛ اون یکی میگفت اقای موزون من بعد دوبار خودکشی ناموفق؛ وقتی برنامهٔ شما رو دیدم پشیمون شدم و توبه کردم؛ یکی دیگه میگفت دخترِ من با برنامهٔ شما دوباره با دین آشتی کرده و نمازش رو اول وقت میخونه…
اینا بجز تاثیراتِ مثبت دنیوی؛ باقیاتالصالحات هم هست. یکی پیدا شده علیرغمِ تمام حواشیای که میسازن؛ به مخاطب میفهمونه خیلی از اعمالش با سرنوشتِ دیگران مرتبطه؛ حساب و کتاب حقیقیای که ما فراموشش میکنیم؛ وجود داره و نباید فرصتسوزی کرد.
تا اینجا؛
این یکی از بهترین روشهای امر به معروف و نهی از منکری بوده که دیدم. شخصاً فکر میکنم اگه صرفاً بخاطرِ «ترسیدن» این برنامه رو نبینم و با ندیدنش؛ به کارهای اشتباهم ادامه بدم؛ درواقع تمامِ توجیهاتی که برای عمل به اون کارِ اشتباه میتونستم بتراشم رو هم از دست میدم! وقتی به لطفِ خدا زمینهٔ آگاهی و جبرانِ من فراهم شده؛ عامدانه نباید از دستش داد.
اگر به هردلیلی تا الان برنامه رو ندیدین؛ قسمتهاش رو تو این کانال میذارن؛ میتونید از اینجا ببینید:
@zendegindetv4
• ببخش آنکه را که جز تو هیـــچ ندارد…
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ دوازدهمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بیخطر..🤍
-دعایِ روز دوازدهم ماهِ مبارک.
+استوری
• تو مرا کفایت میکنی…
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ یازدهمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بیخطر..🤍
-دعایِ روز یازدهمِ ماهِ مبارک.
+استوری
حالا که ماهرمضون با ایّامِ عید نوروز متقارن شده؛ پیشنهاد میکنم این صوت رو از استاد فیاضبخش که مراقبههای ماهمبارک هست گوش بدید.
-تقارنِ ماهِ مبارک رمضان با تعطیلات:
هم «فرصت» است و هم «خطــر».
•پیشنهادِ خوب.
حقیقتاً زندگیپساز زندگی تا حدِ زیادی بینش آدم رو عوض میکنه. حالا بیشتر از اینکه با این مدل توییتها عصبی بشم؛ دلم میسوزه برا اینایی که فکر میکنن با هشتگ و تَشتَک میشه با «خالق» جنگید.
این توییتِ مشاور رسانهایِ صهیونیستیه؛ همونیکه سابقاً با لباسِ نظامی اعلام کرده بود در ارتشِ اسرائیل با زن و بچههایِ فلسطینی میجنگه. توییتی با تصویرِ شیری که در اصل نمادِ حضرتعلی(ع)ست و با همین شیر به جنگِ «الله» میرن؛ اللهِ پرچمِ جمهوریاسلامی نمادِ حاکمیتِ اسلامست و اینا اِبایی از اعلامِ صریحِ اینکه «هدف، اسلامزُداییست» ندارن؛ پس به جنگِ خالقِ همین شیر و خورشید و ابر و ماه و فَلَک میرن. خالقی که هرچه حکم فرمود همون شد و هرچـه مقابلش ایستاد؛ کُنفیکون شد. خالقی که فرمود فَإِنَّحِزۡبَٱللَّهِ هُمٱلۡغالبون و یقیناً همین خواهد شد.
دلم میسوزه برای «انسان» که خبر از زمانِ اَجلِ خودش هم نداره؛ ولی همچنان میتازه.
دیروز نتونستم زندگیپساز زندگی رو ببینم؛ الان نشستم تکرارش رو دیدم. یکی از کارشناسهای برنامه گفت «اون دنیا دیگه بهونه نداری و به خودت میگی چرا فلان گناه رو کردم؛ چرا تنبلی کردم…»
این تنبلی کردنه رو من زیاد دارم. امروز فردا کردن و آخرش هم انجام ندادن. مدتهایِ طولانی کار رو معطّل کردن.
امروز اسمش عوض شده؛ بعضیها بهش میگن اِهمالکاری. وقتی اسمش تنبلی بود باید درمونش میکردی؛ چون بهت برمیخورد. وقتی میگی اِهمالکاری و با کمالگرایی مخلوطش میکنی؛ همش دنبالِ فرصت بهتر و یه شنبهای که هرگز نمیاد میگردی؛ و انقدر فرصت میسوزونی که فرصت تمومه. و اونوقته که دیگه اجازه و فرصتِ بهانهجویی نداری. اینارو برا خودم دارم میگم.
حاجآقا عظیمی میگن؛
«میدونی چرا بعدِ مُردن، حضرت امیرالمومنین رو میبینی؟ چون خدا میخواد مقامِ انسانِ کامل رو بهت نشون بده؛ بهت بگه تو میتونستی شبیه به ایشون باشی؛ تو میتونستی ایشون رو الگویِ حقیقی قرار بدی و نکردی؛ تو میتونستی از این خمیرمایهٔ خودت؛ بهترین انسان رو بسازی و به بینهایتِ خودت برسی؛ اما اینکارو نکــردی و حالا ببین با خودت چه کردی؟!…»
خیلی حسرتِ واضحیه..
اون چیزی که میشد باشی؛ ولی امروز و فردا کردی!
حاجآقا طباخیان تو برنامهٔ وقتِ سحر از حضرتِ خدیجه میگفت؛ میگفت وقتی حضرتِ رسول در تدارکِ مهریهٔ حضرت خدیجه [صد شتر] بودن؛ مُردّد بودن که آیا من توانایی مالیِ این مهریه رو دارم؟ حضرتِ خدیجه به پیامبرِ نازنینِ عزیزِ مهربانِ جانِ ما میگن که «اگر تهیهٔ این مهریه برایِ شما سخته؛ بفرمایید که من خودم این مهر رو تهیه کنم تا عزّتِ شما پیش پدر و برادران من خدشهدار نشه…»
و این یعنی «عشــــق»
خودِ عشق؛ ذاتِ عشق.
عشق باعث میشه تمامِ داراییها در راهِ عاشقی خرج بشه؛ عشق باعث میشه وقتی انکارِ حقانیتِ معشوق مُد بود؛ ثروتِ عاشق که هیچ؛ دل و آبرویِ عاشق فرشِ پای معشوق بشه تا جاییکه روزِ وداع حتی «کَفنی» هم برایِ تدفین نباشه و عَبایِ معشوق بشه کفنِ جانِ بیجانِ این جانِ عزیز، و جبرئیل از جانبِ حضرتِ حق حاملِ پیغام باشه که؛ «ای محمد! همانا کفنِ خدیجه، از سوی ماست که او مالش را در راهِ ما صرف کرد. این کفن، از کفنهایِ بهشتی است که خداوند آن را به خدیجه هدیه داده است…» عشق باعث میشه اشکِ دلتنگی از دیدگانِ معشوق جاری بشه و وقتی میپرسن «چرا از قربانیها به دوستانِ خدیجه هم میدهید؟» این جواب در کلامِ مبارک معشوق جاری بشه که «من دوستانِ خدیجه را هم دوست میدارم…»
امّالمومنین؛ مادرِ امّابیها؛ تربیتکنندهٔ علی
ع در کودکی؛ کسی که جبرئیل در شبِ معراج؛ سلامِ خدا و سلامِ خودش رو از طریقِ پیغمبر به او ابلاغ میکنه. مُزدِ این عاشقی رو آفریدگار عشق حساب میکنه؛ عاشق که رنگ و بویِ معشوق بگیره؛ خودش هم محبوبِ معشوق میشه؛ این عاشقی چقدر زیباست..• ای پناهِ شبهایِ تاریکِ من…
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ دهمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بیخطر..🌱
-دعایِ روز دهمِ ماهِ مبارک.
+استوری
میبینی عزیزِ من؟
تاریکیِ شب به سپیدی میرود؛ خُفتــهها بیدار میشوند؛ شاخههایِ عریان درختها انگار که دستیست دعاگو رو به آسمان؛ تمنّایِ لباسی سبز میکند تا شکوفههایِ لباسِ سبزش کمکم نمایان شود؛
سردیِ هوایِ میگذرد؛ این تاریکی که اینگونه به جانِ جانها و وجدانها افتاده و چشمها را کور کرده هم میگذرد؛ خفگی میگذرد؛ از روزَنههایِ اعجازِ خداوند «نفَس» خواهد رسید؛ وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ..
تو میآیی! عزیزِ صبورِ نادیدهٔ من،
زمستان با آمدنت تمام میشود؛
شب با تو سحَر میشود؛ بَهار با تو میآید..
•روزِ مرا، سالِ مرا، حالِ مرا، نو کن؛
این صاحبِ حال و احوالِ ما…
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ نهمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بیخطر..🌱
-دعایِ روز نهمِ ماهِ مبارک.
+استوری
وقتی بچه بودم یکبار به جمکران رفته بودیم؛ به خادم گفتم «ببخشید اقا! ضریح کجاست؟ کجا رو باید زیارت کنیم؟» خندید و گفت «عزیزم اینجا که حرم نیست؛ مسجده. ضریح برای کَسیه که از دنیا رفته؛ شهید شده. اما امامزمان زندهن؛ بینِ ما هستن. یه روز برمیگردن.»
از همانموقع هروقت خستگی تا گلوم بالا میآمد و چشمهام پُر میشد و کِرِختی به جانم میافتاد؛ صدایی تویِ گوشم میگفت «امامزمان بینِ ماها هستن. یه روز برمیگردن..»
Repost from Stars_motion.ir
وقتِ آن شد
که به گُل حکمِ شکفتن بدهی؛
ای سرانگشتِ تو آغازِ گلافشــــانیها…
برای نوروز ۱۴۰۳ ♥️:)
اینروزها دعا میکنم خدا مرا از مدعیانی قرار ندهد که به اقتضایِ یک موضوع گاهی قاضیالقُضات میشوند و گاهی وکیل الوکلاء؛ گاهی در کسوتِ استادی مینشینند و گاهی شاگردی کوچک؛ و جاهل به دیگر زوایایِ پنهانِ موضوع آبروی دیگران را انگار که توپِ فوتبال باشد؛ اینسو و آنسو پاس میدهند. غافل از اینکه برایِ بیخبران؛ گاهی سکوت نجاتبخشتر است تا تکرارِ طوطیوار.
فرق ندارد. انقلابینما، مذهبینما یا روشنفکرنما.
عاقبتِ ترسناکیست.
اینروزها دعا میکنم خدا مرا از مدعیــانی قرار ندهد که به اقتضایِ موضوع گاهی قاضیالقُضات میشوند و گاهی وکیل الوکلاء؛ گاهی در کسوتِ استادی مینشینند و گاهی شاگردی کوچک؛ اما از نعمتِ سکوت که حقیقتاً گاهی نجاتبخش است؛ بهرهای نبردهاند و جاهل به دیگر زوایایِ موضوع؛ آبروی دیگران را انگار که توپِ فوتبال باشد؛ اینسو و آنسو پاس میدهند.
فرق ندارد. انقلابینما، مذهبینما یا روشنفکرنما.
عاقبتِ ترسناکیست.
•هرکجا باشم؛ تو با منی؛ پس از چه باید بترسم…؟
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ هشتمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بیخطر..🌱
-دعایِ روز هشتم ماهِ مبارک.
+استوری
