ar
Feedback
بَیان

بَیان

الذهاب إلى القناة على Telegram

می‌خوانم. می‌نویسم. ایکس (توییتر سابق): https://x.com/farzad_bayan اینستاگرام: https://instagram.com/farzad.bayan

إظهار المزيد
8 513
المشتركون
-124 ساعات
-237 أيام
+530 أيام

جاري تحميل البيانات...

جذب المشتركين
يونيو '26
يونيو '26
+33
في 0 قنوات
مايو '26
+163
في 10 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+67
في 7 قنوات
Get PRO
مارس '26
+31
في 8 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+248
في 20 قنوات
Get PRO
يناير '26
+199
في 20 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+241
في 15 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+239
في 11 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+1 839
في 24 قنوات
Get PRO
سبتمبر '250
في 12 قنوات
Get PRO
أغسطس '250
في 19 قنوات
Get PRO
يوليو '250
في 19 قنوات
Get PRO
يونيو '250
في 21 قنوات
Get PRO
مايو '250
في 15 قنوات
Get PRO
أبريل '250
في 9 قنوات
Get PRO
مارس '250
في 12 قنوات
Get PRO
فبراير '250
في 13 قنوات
Get PRO
يناير '250
في 14 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+262
في 11 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+205
في 2 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+538
في 3 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+153
في 2 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+153
في 2 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+132
في 2 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+191
في 8 قنوات
Get PRO
مايو '24
+174
في 2 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+162
في 9 قنوات
Get PRO
مارس '24
+106
في 4 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+168
في 5 قنوات
Get PRO
يناير '24
+122
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+149
في 7 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+67
في 5 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+103
في 5 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+309
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+391
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+135
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+605
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+319
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+719
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+165
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+159
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+408
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+767
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+412
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+36
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+39
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+104
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+91
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+76
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+58
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+213
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+19
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+21
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+39
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+21
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+21
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+36
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+34
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+33
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+19
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+24
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+16
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+13
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+28
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+26
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+22
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '20
+1 675
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
11 يونيو0
10 يونيو+1
09 يونيو+3
08 يونيو+2
07 يونيو+5
06 يونيو+3
05 يونيو+1
04 يونيو+4
03 يونيو+2
02 يونيو+8
01 يونيو+4
منشورات القناة
کسی در توییتر پرسیده: «اینایی که این کاستوم‌های پلیس و پرستار و این چیزا رو می‌پوشن، وسط سکس از خنده پاره نمی‌شن جدی؟ حتی تصورش هم خنده‌داره برام. واقعن کی اینا رو می‌گیره و می‌پوشه؟ پرستار آخه؟ بعد چطور سناریو رو جلو می‌برن که خنده‌دار نمی‌شه و اروتیک می‌شه در عوضش؟ متوجه نمی‌شم.» سوال بامزه‌ایه که می‌شه چند نکته در پاسخ بهش مطرح کرد: مشابه بازیگرانِ یک تئاتر بداهه، در نقش‌آفرینی جنسی افراد وارد نقشی متفاوت از خود روزمره می‌شن و اون نقش رو «بازی» می‌کنند. درون این قاب، کنش‌ها معنای تحت‌اللفظی‌شون رو از دست می‌دن. هر دو طرف می‌دونن که لباس پرستار یک نشانه‌ست، نه یک گزاره. صحنه برای برای کسی که بیرون از قاب ایستاده خنده‌داره، چون نشانه رو تحت‌اللفظی معنا می‌کنه. نقش پرستار معانی‌ای مثل مراقبت، اقتدار بر یک بدنِ آسیب‌پذیر و «اجازه‌ی نهادی» برای لمس و عبور از مرزهای معمولِ حریم بدن داره. نقش پلیس می‌تونه در معنای سلطه، مهار و اجازه‌ی اعمالِ زور باشه. هر دو نقش، عدم تقارن قدرت و عبور کنترل‌شده از مرزها رو اروتیزه می‌کنند. بار شهوانی از همین «تخطیِ مجاز» شکل می‌گیره. تفاوت بازیگر خوب و بد هم در توانایی درونی‌سازی و پذیرش نقشه. البته طبیعیه که بازیگران جنسی گاهی هم از نقش بیرون می‌زنن و خنده‌شون می‌گیره، اما هنر اینجاست که با ظرافت خنده رو جذب سناریو می‌کنند و به نقش برمی‌گردند و اجازه نمی‌دن که خنده در معنای تمسخر قاب رو بشکنه. برخی صفات شخصیتی مثل گشودگی به تجربه هم با تمایل و توانایی نقش‌آفرینی جنسی هم‌بستگی مثبت دارند (افراد گشوده‌تر نسبت به تجربه بیشتر اهل نقش‌آفرینی هستند). بیان @bayanz

2
افراد اگرچه با هدف دستیابی به آزادی فردی مهاجرت می‌کنند، اما مادامی که کوله‌باری از بایدها و نبایدهای زندگی قبلی خود را به دوش بکشند، طعم آزادی را نخواهند چشید. @bayanz
5 110
3
در این روزهای سخت، افراد بی‌شماری به خودکشی فکر می‌کنند و بسیاری دست به انجامش می‌زنند. چطور می‌تونیم به افراد درگیر خودکشی کمک کنیم؟ نکاتی رو از آثار «رونی کانر»، روان‌شناس و پژوهشگر حوزه خودکشی با شما درمیون می‌ذارم: ۱- مهم‌ترین نکته اینه عزیزانم: اگر کوچک‌ترین حسی کردید یا حدسی زدید که کسی ممکنه درگیر افکار خودکشی باشه، ازش مستقیماً سوال کنید: «فلانی، به فکر تموم کردن زندگیت هستی؟» (یا راحت‌تر: «ببینم فلانی، آیا افکار خودکشی داری؟»). برخلاف باور عموم، پژوهش‌ها نشون می‌ده که پرسیدن مستقیم نه‌تنها باعث القای فکر خودکشی در ذهن فرد نمی‌شه، بلکه در عوض افکار خودکشی رو کاهش می‌ده و می‌تونه آغازگر یک گفتگوی نجات‌بخش* باشه. *درون تمام آدمای درگیر افکار خودکشی، حتی در اوج تاریکی، همچنان یک بخشی از وجود هست که میل به زندگی داره. افرادِ در بحران، بین میل مرگ و زندگی در نوسانند. درواقع اغلب میل به مرگ هم نیست؛ میل به پایان دادن به یک درد روانی غیرقابل تحمله. یک ارتباط انسانی می‌تونه بخشی از وجود فرد که میل به زندگی داره رو دوباره تقویت کنه و او رو از لبه‌ی پرتگاه برگردونه. ۲- فرض کنید طرف گفت «بله، قصد خودکشی دارم». می‌دونم که شنیدنش خیلی سنگینه و ممکنه توی دلتون خالی باشه،‌ ولی تلاش کنید از واکنش‌های افراطی همراه با شوک، ترس یا ناباوری خودداری کنید، چون فقط باعث می‌شه فرد دوباره از نظر عاطفی عقب‌نشینی کنه. ۳- خیلی از افراد هم می‌ترسن که اگر طرف بگه «بله، قصد خودکشی دارم»، مسئولیت جانِ اون آدم بیفته گردنشون و ندونن چی کار کنند. ببینید عزیزان! شما قرار نیست تمام مشکلات اون فرد رو حل کنید. وظیفه شما در اون لحظه فقط ایجاد ارتباطه. یک گپ‌وگفت کوچیک می‌تونه یه زندگی رو نجات بده. ۴- ما معمولاً می‌ترسیم با گفتن یک جمله نادرست، اوضاع رو بدتر کنیم. ببینید! قرار نیست شما درمانگر حرفه‌ای دوستتون بشید یا تمام مشکلات فرد رو حل کنید. گاهی اوقات فقط شنیده شدن و این که یکی در کنارش باشه، تمام اون چیزیه که فرد نیاز داره. اگه سعی کنید با هم‌دلی و بدون قضاوت به طرفتون گوش کنید، احتمال اینکه حرف اشتباهی بزنید هم خیلی کمه. ۵- می‌دونم که صحبت درباره مرگ و زندگی سنگین و ترسناکه. اما باید به خودمون یادآوری کنیم که فرار از گفت‌وگو، باعث انزوای بیشتر می‌شه که خودش از عوامل اصلی خودکشیه. ۶- حتی یک گفت‌وگوی کوتاه درباره‌ی یک موضوع روزمره می‌تونه پیوستگی افکار خودکشی رو در ذهن فرد قطع کنه و بهش احساس دیده شدن و ارزشمند بودن بده. همینطور پژوهش‌هایی نشون داده که ارسال یک پیام احوال‌پرسی کوتاه (بدون انتظار پاسخ فوری) ریسک خودکشی رو کاهش می‌ده. ۷- گفتم، گاهی اوقات تنها گوش دادن فعال کافیه. به فرد اجازه بدید حرف بزنه و کنترل گفتگو رو در دست داشته باشه. از تلاش برای حل فوری مشکلاتش خودداری کنید. یعنی فوری دنبال راه حل نگردید. فوری به تراپیست ارجاعش ندید! اون آدم در اون لحظه داره دردش رو با شما به اشتراک می‌ذاره. لازم نیست حلش کنید، فقط حرف دلش رو بشنوید. ۸- از هر ۱۰ نفری که بر اثر خودکشی جونشون رو از دست می‌دن، حداقل ۴ نفر قبلاً درباره‌ش با کسی صحبت کرده‌اند. یعن این که هررررگونه اظهار نظر درباره خودکشی رو جدی بگیرید. هرگز جملات فرد رو به عنوان «جلب توجه» نادیده نگیرید. صحبت کردن درباره خودکشی یا حتی رفتارهای جلب‌توجه‌کننده، در واقع فریادی برای کمک و نشانه‌ای از یک بخش وجود فرده که همچنان به دنبال راهی برای ماندن می‌گرده. ۹- در مرحله بعد، با فرد همکاری کنید. به جای برخورد از بالا به پایین یا دستور دادن، با همدیگه سعی کنید برای امنیتش تلاش کنید. ازش بپرسید چه چیزی می‌تونه بهش کمک کنه و گزینه‌های مختلف رو با هم بررسی کنید. ۱۰- با همکاری فرد، هر وسیله‌ای رو که ممکنه برای آسیب زدن به خودش استفاده کنه (مثل داروهای زیاد یا اشیاء خطرناک) از محیط دور یا دسترسی به اون‌ها رو محدود کنید (پژوهش نشون می‌ده که همین کار به شدت موثره). ۱۱- واضحه ولی گفتنش ضرر نداره: از کلماتی مثل «خودخواه»، «بزدل» یا «فریبکار» استفاده نکنید و درد فرد رو با جملاتی مثل «اینقدرها هم بد نیست» کوچک جلوه ندید. در دنیای درونی فرد، دقیقاً‌ همون‌قدرها بد و دردناکه. ۱۲- فریب بهبود ناگهانی خلق‌وخوی فرد رو نخورید. یعنی اگر فردی که به شدت ناامید بوده، دیدید که ناگهان بسیار آرام یا شاد به نظر می‌رسه، ممکنه به این دلیل باشه که تصمیم قطعی برای خودکشی گرفته و از این بابت احساس رهایی می‌کنه. مراقبش باشید (و باهاش حرف بزنید). ۱۳- سعی نکنید به تنهایی بار مسئولیت رو به دوش بکشید. اگر احساس می‌کنید نمی‌تونید امنیت فرد رو تضمین کنید، از دوستان قابل اعتماد، متخصص‌های سلامت روان یا خدمات اورژانس اجتماعی کمک بگیرید. ممنون که مطالعه کردید؛ جانتان سلامت. بیان @bayanz
6 468
4
بیاید استدلال‌های ویدیوی اخیر علی بندری با عنوان «چرا جنگ شد» رو به طور شفاف و مستقیم، بدون قایم شدن پشت «لنز» فلان کتاب یا نویسنده بررسی کنیم: ۱- جنگ اخیر، نه در نتیجه به بن‌بست رسیدن دیپلماسی، بلکه در لحظه‌ای رخ داد که مذاکرات به شکلی بی‌سابقه در حال به ثمر نشستن بود. همین «نزدیک بودن توافق» برای آمریکا و اسرائیل تبدیل به زنگ خطر شد. آن‌ها به جای استقبال از صلح، آن را به عنوان بسته شدن یک «پنجره فرصت» دیدند. ۲- در مورد برنامه هسته‌ای، بندری استدلال می‌کند که این پرونده بیش از آنکه یک چالش فنی (؟) باشد، ابزاری برای «امنیتی‌سازی» ایران در سطح جهانی است. او معتقد است که آمریکا آگاهانه موضوع هسته‌ای را به عنوان ستون اصلی روایت خود انتخاب کرد چون تنها موضوعی است که می‌تواند یک رقابت منطقه‌ای را به یک «تهدید وجودی برای بشریت» تبدیل کند و افکار عمومی جهان را با خود همراه سازد. بندری مدعی است که در این ساختار فکری، حتی اگر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی صلح‌آمیز بودن فعالیت‌ها را تأیید کند، باز هم تغییری در تصمیم جنگ ایجاد نمی‌شود. او این وضعیت را یک «بن‌بست امنیتی» توصیف می‌کند که در آن نیت واقعی ایران اصلاً اهمیتی ندارد؛ بلکه صرفاً «احتمال» اینکه ایران در آینده به سمت سلاح برود، برای توجیه یک «جنگ پیشگیرانه» کافی است. در واقع، او ادعا می‌کند که هسته‌ای تنها عینکی است که از پشت آن، تمام رفتارهای دیگر ایران خطرناک جلوه داده می‌شود تا اقدام نظامی مشروعیت پیدا کند. ۳- در بحث نیروهای نیابتی یا همان «محور مقاومت»، بندری این شبکه را به عنوان «فضای حیاتی» و لایه اول دفاعی ایران تعریف می‌کند که وظیفه‌اش دور نگه داشتن تهدید از مرزهای سرزمینی بوده است. او استدلال می‌کند که از سال ۲۰۲۳، این لایه امنیتی بر اثر فشارهای نظامی و فرسایش سیاسی شروع به کوچک شدن کرد و «عمق استراتژیک» ایران از دست رفت. تحلیل او این است که وقتی این لایه بیرونی ضعیف شد، محاسبات هزینه-فایده در واشینگتن و تل‌آویو تغییر کرد. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که دیگر حمله به ایران هزینه‌ای گزاف و غیرقابل کنترل نخواهد داشت، چون شبکه متحدان ایران دیگر توان یا اراده پاسخگویی هماهنگ را ندارد. *** چیزی که واضحه اینه که مطلب مثل همیشه بدون کم‌وکاست مناسب انتشار در صداوسیما یا فارس‌نیوزه. حالا همین‌ها رو بندری چطور در ویدیو ارائه می‌ده؟ «تازگی یک کتابی خوندیم درباره جنگ» بیاید قضیه رو از لنز اون کتاب نگاه کنیم! (بیننده‌ی ناآگاه هم فکر می‌کند چون تحلیل برمبنای کتاب است، پس «معتبر» است) اما به شما نمی‌گه که چرا همیشه کتابی انتخاب می‌کنه که نتیجه تحلیلش محافظه‌کارانه و جمهوری‌اسلامی‌پسندانه درمیاد! نمی‌گه که چرا در این کنجکاوی‌هاش یک‌بار یک کتابی وسط نمی‌ذاره که تحلیلش یک میلی‌متر از خط قرمزهای نظام فاصله بگیره. و البته نمی‌گه که حتی از لنز همون کتاب هم می‌شد وضعیت رو طور دیگه‌ای دید؛ و این تحلیل جهت‌دار خودشه که به کتاب سوار شده. *در همین راستا بخوانید بیان @bayanz
5 839
5
مسیح علی‌نژاد غیرمستقیم به رضا پهلوی توصیه کرده که کاری نداشته باش خبرنگار ازت چی می‌پرسه، شما صدای مردم باش و از جنایت‌های جمهوری اسلامی بگو براشون. درواقع می‌گه زیاد به صورت سوال توجه نکن، و حرفی که می‌خوای شنیده بشه رو بزن. علی‌رغم انتقادهایی که از مسیح سر این توصیه شد، به‌نظر میاد نکته و نگرانی به‌جایی برای پهلوی داره؛ هرچند لحن کلامش می‌تونست هم‌دلانه‌تر باشه تا کمتر مغرضانه تلقی بشه. وولف رویتر، سیاست‌مدار آلمانی نکته‌ی نسبتاً مشابهی رو امروز در مورد پهلوی به شکلی دقیق‌تر (و هم‌دلانه‌تر) مطرح کرد. او می‌نویسه: «رضا پهلوی دقیقاً به این دلیل برای من جالب و قابل توجه بود که متفاوت از چیزی ظاهر شد که اینجا اغلب به‌عنوان «ارتباطات سیاسی» عرضه می‌شود. او با شعارهای آماده حرف نمی‌زند. بیشتر شبیه یک روشنفکر یا نویسنده به نظر می‌رسد تا کسی که جلوی هر میکروفونی با یک جمله قالبی و از پیش آماده واکنش نشان بدهد. جمله‌هایش سنجیده‌اند؛ ارجاع تاریخی می‌دهد؛ پیوند میان مسائل را توضیح می‌دهد. شاید این بدیهی به نظر برسد، اما دقیقاً همین نوع زبان و اندیشیدن است که در سیاست روزمره امروز تقریباً نایاب شده است. [...] اما منطق رسانه‌ای و عادت‌های سیاست روز، اغلب خلاف این عمل می‌کنند. آنجا باید جمله‌ای وجود داشته باشد که در تیتر جا شود، در یک توییت جا شود، در یک قطعه کوتاه صوتی یا تصویری جا شود. بعد همان جمله آن‌قدر تکرار می‌شود تا جا بیفتد؛ چه با واقعیت سازگار باشد، چه نباشد. کسی که این‌طور بازی نکند، خیلی زود «مبهم»، «طفره‌رو» یا «نامشخص» به نظر می‌رسد، در حالی که در واقع فقط در حالت تبلیغاتی حرف نمی‌زند. تراژدی ماجرا این است: دقیقاً همان چیزی که من در این مرد تحسین می‌کنم، ظاهراً به ضررش تمام می‌شود. او از آن چهره‌هایی نیست که پیام خود را در ده کلمه فشرده کنند و بعد تمام روز همان یک جمله را تکرار کنند. بیشتر شبیه یک چهره رهبری به معنای کلاسیک کلمه است؛ یک شخصیت هویت‌بخش، کسی که نقش خود را جدی می‌گیرد؛ در مورد او، به‌عنوان ولیعهدی که تلاش می‌کند مسئولیت نشان دهد، بی‌آنکه خود را ناجی قدرت‌طلب جا بزند. برای همین این موضوع مرا ناآرام می‌کند؛ چون این الگو را از زمینه‌های دیگر می‌شناسم.» (در ادامه می‌گه این نوع سوءبرداشت و قالب‌سازی رسانه‌ای رو از نمونه‌های دیگه‌ای مثل دگراندیشان شوروی و پوشش رسانه‌ای اسرائیل می‌شناسه.) ـــ بیان @bayanz
5 141
6
همچنان یکی از بهترین تحلیل‌ها از ترامپ، این تحلیل Sam Harris مربوط به چند روز بعد از کشتار دی‌ماه است: ما (آمریکا) باید هر کاری از دستمان برمی‌آید برای مهندسیِ «تغییر رژیم» انجام دهیم. باید سال‌ها پیش این کار را می‌کردیم. این یک شکست دوحزبی است؛ اوباما در این زمینه افتضاح بود، بایدن هم افتضاح بود. ترامپ در این زمینه بهتر بوده، اما می‌بینیم که دغدغه واقعی ترامپ نه دموکراسی است و نه آزادی؛ او واقعاً بویی از بشردوستی نبرده است. او محاسبات دیگری دارد. حمایت او از اسرائیل تا حدی قلبی است، اما مطمئن نیستم چقدر عمیق باشد. باز هم می‌گویم، فکر نمی‌کنم او اصلاً اهمیتی به رنج انسان‌ها بدهد. او فقط به صورت تصادفی در این مورد در جبهه درست قرار گرفته است. او از مهاجرت و احتمالاً از اسلام متنفر است؛ او از آمدن مسلمانان از کشورهای «داغون» (shithole) به جامعه ما یا اروپا بیزار است. بنابراین، بر اساس همین کینه و بیگانه‌ستیزی، او گاهی در سمت درست ماجرا قرار می‌گیرد؛ اما در عین حال، او با کمال میل با بسیاری از رهبران کشورهای حوزه خلیج فارس معامله می‌کند؛ او طرفدار پر و پا قرص بن‌سلمان است، آن هم نه به دلایل درست. مثلاً شما می‌توانید طرفدار بن‌سلمان باشید چون او دارد روحانیون تندرو را منزوی می‌کند و نماد نوعی پیشرفت سکولار در منطقه است. به نظرم پیمان ابراهیم و همه این‌ها خوب است و در مسیر درستی حرکت می‌کند. اما بسیاری از این آدم‌ها، روانی‌های منزجرکننده‌ای هستند که تا همین دیروز داشتند جهادیسم صادر می‌کردند. قطر هنوز حامی تروریسم و تحت تأثیر ایدئولوژی اخوان‌المسلمین است، اما مطمئنم ترامپ با کمال میل با قطر هم همکاری می‌کند. بنابراین، او قطب‌نمایی برای درک اصل ماجرا ندارد. او فقط یک کلاهبردار مجنون است که ثروت زیادی در کشورهای حوزه خلیج فارس می‌بیند و فقط می‌خواهد بفهمد چگونه سهم خودش را از آن به حداکثر برساند. از آنجایی که کشورهای خلیج فارس و اسرائیل با ایران زاویه دارند، پس با ایران باید به عنوان دشمن رفتار شود؛ اما او واقعاً متوجه آن فاجعه‌ای که جلوی چشممان در حال رخ دادن است (کشتار مردم توسط رژیم) نیست.» @bayanz
5 765
7
همین ۴۰ روز پیش مطمئن شده بودید که ایران با آمریکا بسته و جنگ نمی‌شه. دو روز بعدش نه‌تنها جنگ شد که خامنه‌ای رو همون اول زدن و جشن گرفتید و مطمئن شدید ج.ا کارش تمومه. مجتبی رو رهبر کردن ناامید شدید که چیزی عوض نشده. جنگ ادامه پیدا کرد و «نشانه‌های سقوط» دیدید و باز مطمئن شدید که اینا رفتنی‌ان. حالا آتش‌بس موقت شد و باز دوباره ناامید شدید که ج.ا می‌مونه سر کار. من هم همه‌ی این حس‌ها رو داشتم. منتها سعی می‌کنم وزن بیش از حد به حسم ندم. نمی‌دونم هم چی می‌شه - احتمالاً هیچ‌کس نمی‌دونه - ولی چیزی که واضحه اینه که خیلی چیزها داره تغییر می‌کنه (حتی بهتر و بدترش هم روشن نیست) و همون‌طور که ۲ ماه پیش نمی‌دونستیم اوضاع قراره اینطوری پیش بره، تصویر دقیق دو ماه دیگه هم روشن نیست. عدم اطمینان هم سخته چون ذهن دنبال ثباته و سعی می‌کنیم با پیش‌بینی یک ثبات ذهنی ایجاد کنیم؛ ولی واقعیت اینه که ما تو سر سیاست‌مداران نیستیم که بدونیم چه تصمیمی می‌گیرن. جنس اتفاقات یک حدی از تصادفی بودن در خودش داره و خیلی ساده‌لوحانه‌ست که تصور کنیم «همه چیز از قبل به طور قطعی قابل پیش‌بینیه». دنبال قطعیت نگردید، چون وجود نداره. اینم که می‌بینید بعضی‌ها «درست» پیش‌بینی می‌کنند واسه اینه که صدها هزار نفر دارن پیش‌بینی می‌کنند و طبیعیه که بالاخره بعضی از این پیش‌بینی‌ها درست از آب درمیاد. باید به خودمون یادآوری کنیم دائم که رویای جمعی همه‌مون آزادی ایرانه و همه‌ی این بیم و امیدها و ناامیدی‌هامون هم برای اون رویاست. همه‌اش جزوی از مسیره. مسیر دشواری هم هست این راه دشوار آزادی... اما شمع امید رو روشن باید نگه داشت. ___ بیان @bayanz
6 743
8
شاهد هستیم که روان‌شناسی جریان اصلی در شرایط فعلی حرف چندانی برای گفتن ندارد. اکثر پژوهش‌های روان‌شناسی تاکنون روی مردمان غربی دموکراتیک تحصیل‌کرده‌ی ثروتمند انجام شده. تعجبی ندارد که این علم در مواجهه با مردمان جنگ‌زده‌‌ی گرفتار دیکتاتوری اسلامی با محدودیت‌های تئوریک روبروست. بیان @bayanz
4 652