ar
Feedback
SevenHells

SevenHells

الذهاب إلى القناة على Telegram

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

إظهار المزيد
474
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
-930 أيام
أرشيف المشاركات
photo content
+1

نمی‌دونم داره چه اتفاقی درونم می‌افته ولی از قعر بدحالی هم دارم پایین‌تر می‌رم دوستان. یه قسمتی داره برام باز می‌شه که تا الان باز نبوده. هرگز قرصتون رو قطع نکنید. 😭😭

طناب نجات نارنجی من و پتوهای محبوبش خودخواهانه لوسش می‌کنم تا خودم هم حالم بهتر شه.
طناب نجات نارنجی من و پتوهای محبوبش خودخواهانه لوسش می‌کنم تا خودم هم حالم بهتر شه.

از خوندن خبر قتل و خونریزی و ماله‌کشی مردا واسه قاتل‌ها خسته‌شدم. خیلی خسته شدم. تا ده-بیست روز خبر نمی‌خونم و فقط کتاب صوتی آنا کارنینا رو گوش می‌دم و فیلم می‌بینم. از زن‌بودن متنفرم و با گریه درسام رو می‌خونم. با گریه ظرف می‌شورم. و با گریه زندگی می‌کنم. کلا افسرده و سگم و دکترم هم فعلا نمی‌ذاره برگردم به لیتیم عزیزم. همین روزا فروپاشی می‌کنم اگر فاصله نگیرم. شما که به کتفتون هم نیست ولی اگر هست، اول بوس به شما، دوم ببخشید اگه خبری ازم نشد. ❤️

Repost from N/a
زباله در تنهایی زباله تر است.

سر در سایه و تن در آفتاب :)
سر در سایه و تن در آفتاب :)

نمی‌دونم این رو بگم یا نه. دوست دارم به روی خودم نیارم ولی ماجرای الهه، این دختری که کشته شد، واقعا آتیش به جونم زده بچه‌ها. تصور اینکه اینقدر راحت و الکی، برای داشتن یک زندگی عادی، جونش رو از دست داده روانی‌م می‌کنه. من تازه داشتم جرئتم رو جمع می‌کردم که یک شغل جدید پیدا کنم و حضوری برم سر کار. ۶ ساله تهرانم و بیشتر از انگشتای دستم تنها بیرون نرفتم. همین‌جوریش هم اینقدر مانع سر راه موفقیتم بود که به زور خودم رو می‌کشیدم جلو که زندگی‌م رو جمع کنم. دیگه فکر احتمال «کشته‌شدن» از همه‌چیز منصرفم می‌کنه. به چه گناهی کشته شد واقعا؟ تمام مسیرش چیزی جز خواستن یک زندگی عادی بود؟ هیچی بار این وحشت و اندوه و افسوس رو کم نمی‌کنه. هرچی فکر می‌کنم آروم نمی‌شم. دوباره دارم توی اعماق افسردگی فرو می‌رم چون حس می‌کنم هیچ‌چیز عوض نمی‌شه، مستقل نخواهم بود، و تبدیل به زنی خواهم شد که ازش متنفرم. زن‌بودن توی این جغرافیا بزرگ‌ترین جبری بود که بر ما کردی خدای عزیز.

قهوه‌مون کمه صبح درست می‌کنم. جشن بگیرید. می‌رم غذا بپزم. 🙏

امشبم باید یه تاغار فیلینگ تیرامیسو درست کنم و هنوز برنگشتم خونه. زیبا. 🙏

البته گلدونش کوچیک شده برای همین برگای جدیدش کوچولوترن. نزدیک‌تر شیم به تابستون، گلدونشو عوض می‌کنم.

یادتونه نصف برگای این ریخت؟ الان نگاش کنید بچه‌موووو 🥹💖
یادتونه نصف برگای این ریخت؟ الان نگاش کنید بچه‌موووو 🥹💖

جارو کردم، دستمال کشیدم، ظرفا رو شستم شد دو ساعت. دیگه تحمل تی ندارم. فردا 😭🙏

کل فرایند آماده‌کردن و پختش شد یک ساعت و نیم. خالا شستن ظرفاش می‌شه سه ساعت 🫠🙏

شد ۹۶ تا این شکلی. آخرین سری رو الان گذاشتم تو فر.
شد ۹۶ تا این شکلی. آخرین سری رو الان گذاشتم تو فر.

زده به سرم و دارم یه تاغار لیدی‌فینگر درست می‌کنم. به معنی واقعی کلمه تاغار.
زده به سرم و دارم یه تاغار لیدی‌فینگر درست می‌کنم. به معنی واقعی کلمه تاغار.

کیفیت بهتر ❤️ @Se7enHells

چون انسان‌های هات gatekeep نمی‌کنن اینو دارم می‌ذارم. وگرنه صد سال سیاه برای هیچ‌کس نمی‌فرستادم.

خون‌آشام کوچک من 💖🧚‍♀
خون‌آشام کوچک من 💖🧚‍♀

امروز رفتم پیش یه دکتر، اینقد تهرانی بود که تو عمرم آدم آدم اینقد تهرانی ندیده بودم. نمی‌دونم چطور بگم. خارجی هم نبود. تهرانی خالص بود. مطبشم بوی تهران می‌داد. بزرگ‌ترین شوک فرهنگی مهاجرت از شهرستان به تهرانم دیدن این دکتره بود. و من کلی آدم دیدم که اصلا خیلی تهرانی‌ان. ولی این یه لول جدید بود. اینقد جدید که روح شهرستانی‌م هنوز نتونسته شخصیت دکتر جلیلی رو هضم کنه. 🙏