SevenHells
الذهاب إلى القناة على Telegram
474
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
-930 أيام
أرشيف المشاركات
474
نمیدونم اینجا آقا داریم یا نه. بیاین بگین برای مردی ماساژ رزرو کنم یا ساعت بخرم؟ این مردا چرا اینقد سختکادو هستن؟ که چی بشه آخه؟ نمیتونم تصمیم بگیرم کدوم بهتره. 😭
474
بچهها مسئله تزئین غذا نیست. ما رو الویه هم با گوجه و سس نقش میکشیم. مسئله استفاده از غذا برای دکور و «مصرفنشدن»ـه. غذا بهعنوان «status symbol».
هرچند این هم خب یک تئوری یا فرضیهست. ولی درطول تاریخ، حتی در مهمانیهای مجلل، غذا رو برای مصرفنشدن نمیذاشتن وسط میز. همیشه برای مصرف و خوردهشدن بوده.
474
الان رفتار آدمها طوری شده انگار در قحطی هستیم. توی ویدئویی که پایینتر میذارم، یه جاش نشون میده که از «نون» بهعنوان دکور میز استفاده کردن. نون. نونی که یکی از ارزانترین کالاهای خوراکی دنیاست.
و خب واقعا هم جز این نیست. کسی که توی فقر داره دستوپا میزنه، حتی از نون ارزون هم نمیتونه بگذره که برای دکور میزش ازش استفاده کنه.
دنیا داره به ته گا میرسه و ما هم چارهای نداریم جز مشاهده. 🙏
474
من فکر میکردم این ترند کلا به ایران نمیرسه چون همه با هم بدبختیم و کسایی که خیلی پولدارن هم عمرا بتونن چنین سلیقههایی داشته باشن ولی خیلی ساده و محکم، بهم ثابت شد که سخت در اشتباهم.
حالا مشکل این کجاست؟ مشکل اینه که چنین توجهی به غذا، در هیچ دورانی از تاریخ که قحطی نبوده، در این حجم رخ نداده. طلا، ساعت، خونه، مراسمها و خیلی چیزهای دیگه، بهتر از هرچیزی طبقهٔ اجتماعی-اقتصادی افراد رو نمایش میدادن. انگور نوبرونه یا اصلا وجود نداشته یا طوری نبوده که طبقات پایینتر حتی به خوابشون هم نبیننش.
474
حالا بریم بالای منبر. چند وقت پیش یه خانومه تو تیکتاک راجعبه یه تئوری صحبت کرد که میگفت قراره اقلام خوراکی انقدر گرون بشن که مردم برای نمایش طبقهٔ اجتماعی-اقتصادی خودشون از میوه و اقلام خوراکی استفاده میکنن. نمونهش یکی از خانوادهٔ کارداشیان بود که وسط دستهگلش پرتقال داشت یا مثلا یکی دیگهشون که میزش پر از انگور خارج فصل بود. نه برای خوردن، بلکه برای نمایش ثروتشون.
474
فردا بیاید پای منبرم واسهتون راجعبه یک تئوری خیلی جذاب هم صحبت کنم. راجعبه گرانی و کشف مراحل جدیدی از سرمایهداری. 🙏
474
بهعنوان یک معتقد سابق، یک چیزایی راجعبه این بهشت و جهنمی که ساختن روی مخم رفته.
اول اینکه با دیدن این چیزا، بیشتر از اینکه آدم هول و ولا بیفته به جونش، خندهش میگیره. اگه جهنم اونه و بهشتم اون، همون بهتر که آدم هرجور میخواد زندگی کنه.
دوم اینکه طبق اصول خود مسلمونها، واضح و مبرهن و مشخصه که این دنیای دیگهای که خدای متعال میگه اصلا در وصف نگنجد و کلمه کم بیاید و این دنیای فیزیکی مانع درک انسانها از این عظمت و شکوه است.
دنیایی که روحت بهش سفر میکنه ولی جسمت نه، قاعدتا جنس عذاب و مرحمتش از جنس این دنیا نیست. روحت حس میکنه دارن آتیشش میزنن. روحت حس میکنه داره از نهر عسل میخوره. مثلا عذابت یه چیزیه تو مایههای اون خاطرهٔ شرمآوری که هر بار یادش میافتی باید سرت رو بکوبی توی دیوار تا یادت بره چه غلطی کردی ولی ضربدر هزار. مثلا اون نهر عسل و اینا مثل اینه وسط گرسنگی بهت بهترین برگر دنیا رو دادن ولی ضربدر هزار.
پل صراطشم که نگم. یادمه یه جایی یکی گفته بود هرچی بار گناهت سنگینتر باشه پله برات باریکتر میشه تا سختتر ازش رد بشی. بعد یه پلی درست کردن که سه نفر همزمان میتونن ازش رد بشن. :)))))))))))
کلا ساختن همچین چیزایی، اگرچه واضحه که کلا واسه پولخوردن یه عده درست شده و هیچ فکری پشتش نیست، خیلی ضایع و خیار و زشت و مسخرهست. اونی که میخواسته پول بخوره که قصدش مشخصه، اون احمقی که پول ریخته پاش رو باید پیدا کرد و سیصد جلسه روانکاوی براش تجویز کرد تا دوباره عقل سلیم خودش رو پیدا کنه.
حالا من که آگنوستیکم و دیگه برام فرقی نداره. ولی حس میکنم این بیآبرویی واسه یکی مثل بابام که خیلی معتقده یک فاجعهست و مطمئنم اگر شب، قبل خواب، یاد این سیرک بیفته عرق سرد میشینه به تنش. :)))))
474
داروی لاغریم معدهم رو به هم میریزه. داروی اعصابم معدهم رو به هم میریزه. داروی اماسم معدهم رو به هم میریزه. از معدهدرد میگرنم شروع میشه. داروی میگرنم معدهم رو به هم میریزه. از معدهدرد و سردرد میگرنی خوابم به هم میریزه. احتیاجم به داروی اعصاب شدیدتر میشه که باز معدهم رو به هم بریزه. :))))))!؟!؟؟!؟؟!!!
درود به علم ولی معدهم خیلی مظلومه. مثل خودم 😔🙏
474
براش خونه درست کردم رسما. صبحا میره اینجا، کبوترا رو هم تماشا میکنه، چرتشم میزنه، آفتابم تو چشمش نیست، باد کولرم بهش نمیخوره، مرغ عشقا هم حرکت خاصی بزنن کافیه غلت بزنه و تماشاشون کنه. فضا ۱۰/۱۰.
474
یک قطعهٔ فوقالعادهٔ موسیقی که متاسفانه شناخته نشد ولی بعد از سه سال همچنان در قلب من جا داره. 😔🙏
سه ساله هفتهای یه بار بهش فکر میکنم جدی :))))
