روانشناسی-احساس خوب
الذهاب إلى القناة على Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
إظهار المزيد425
المشتركون
-124 ساعات
-57 أيام
-530 أيام
أرشيف المشاركات
یک فرد با کارکتر کمالگرایی (perfectionism)؛ صد نفر رو در یک نفر زندگی میکنه!
یعنی میزان توقعاتی که از خودش و توانمندیهاش داره، چند برابر یک آدم عادیه.
بخاطر همین همیشه ناآرامه؛ اضطراب و استرس و گاهی پنیک هم تجربه میکنه!
چه رنجی میکشه کسی که کمالگراست...
لبوبو و ترومای جمعی
دکتر علی ثاقبی
در گزارشی که اخیراً دیجیکالا از فروش کالاهای خود در دورهی جنگ ۱۲ روزه منتشر کرد، نکتهای قابلتأمل خودنمایی میکند:
در کنار اقلامی که بهطور طبیعی انتظار میرود در زمان بحرانهایی از این دست با افزایش جستوجو روبهرو شوند، یک کالای غیرمنتظره در صدر جدول فروش قرار گرفت: عروسک لبوبو.
این محصول با افزایش بیش از ۶۰۰ درصدی در میزان جستوجوی کاربران، جایگاهی بسیار بالاتر از کالاهایی چون چادر مسافرتی، تن ماهی، آرد و حتی گالن بنزین به دست آورد. جالبتر آنکه در روزهای پس از پایان جنگ، جستوجوی این عروسک باز هم جهشی چشمگیرتر پیدا کرد و به حدود ۳۲۰۰ درصد افزایش یافت.
علت این پدیده چه میتواند باشد؟
یکی از تبیینهای روانشناختی این پدیده، مفهوم «واپسروی» یا بازگشت به کودکی است. واپسروی زمانی رخ میدهد که فرد در مواجهه با استرس یا بحران شدید، ناآگاهانه به الگوهای رفتاری مراحل پیشین رشد بازمیگردد تا احساس امنیت ازدسترفته را بازیابد؛ به دورانی که احساس امنیت، حمایت و سادگی بیشتری را تجربه کرده است.
این مکانیزم دفاعی در بزرگسالان میتواند جلوههای گوناگونی داشته باشد، از جمله:
• تمایل به اشیای کودکانه مانند عروسک یا اسباببازی
• بروز واکنشهای هیجانی سادهانگارانه مانند گریه یا قهر کودکانه
• وابستگی افراطی به دیگران برای تصمیمگیری
• مصرف نوستالژیک (تماشای کارتون، گوش دادن به موسیقیهای قدیمی، یا استفاده از زبان کودکانه در جمع)
در این چارچوب، محبوبیت عروسک لبوبو در ایران میتواند نمونهای از همین مکانیسم دفاعی و بازتابی از ترومای جمعی جامعه ایران باشد. جامعهای که با فشارهای ناشی از جنگ، ناامنی و بحرانهای سیاسی–اقتصادی روبهرو است، ناخودآگاه به نمادهای کودکانه پناه میبرد تا برای لحظاتی کوتاه حس امنیت و آرامش را بازسازی کند. این بازگشت نمادین به کودکی، در حقیقت تلاشی است برای تحمل موقت شرایط غیرقابلتحمل.
واپسروی معمولاً دو هدف اصلی را دنبال میکند:
ایجاد حس امنیت و آرامش موقت در دل آشوب
بازگرداندن نوستالژی و خاطرهی روزهای سادهتر
چنانچه این واکنش بهصورت آگاهانه و هدفمند هدایت گردد، میتواند از یک واکنش گذرا فراتر رفته و به عاملی برای تابآوری پایدار فردی و جمعی تبدیل شود. اما اگر صرفاً بهصورت ناخودآگاه و واکنشی باقی بماند، تأثیر آن معمولاً کوتاهمدت و سطحی خواهد بود و برای تسکین فشارهای عمیق اجتماعی–روانی ثمری نخواهد داشت.
(در ارائهی «راهکارهایی ساده برای گذر از روزهای دشوار» به این مسأله پرداختهام.)
تذکر ضروری ❗️❗️
پدیدههای اجتماعی، از جمله افزایش جستوجوی لبوبو، را نمیتوان تکعلتی تبیین کرد. درصدها بهتنهایی قادر به توضیح همهی عوامل نیستند، اما میتوانند نشانهای مهم از شدت تغییر و روندی غیرعادی باشند.
این دست پدیدهها معمولاً برآیند عوامل متنوع اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روانشناختیاند و واکنش افراد نیز بسته به شرایط زندگی منحصربهفردشان متفاوت خواهد بود. با این حال، در بستر جنگ و فشار جمعی، همهی افراد جامعه کموبیش درگیر پیامدهای روانی آن میشوند، حتی اگر واکنش آشکاری بروز ندهند.
در علوم انسانی و اجتماعی همواره تفسیرهای متکثر و معتبر میتوانند بهطور همزمان وجود داشته باشند و هر یک بخشی از واقعیت را توضیح دهند.تحلیل حاضر نیز مدعی جامعیت یا نهایی بودن نیست، بلکه صرفاً یکی از قرائتهای ممکن است؛ قرائتی که با تکیه بر بعد روانشناختی میکوشد لایهای پنهان از این رفتار اجتماعی را روشن سازد.
✅مشاوره پیش از ازدواج
✅زوج درمانی
✅سکس تراپی
✅درمان خیانت زناشویی
و
✳️افسردگی
✳️وسواس فکری
✳️ اضطراب
✳️ فوبی های خاص
با تکنیک های:
✅CBT
✅Schema therapy
✅paradoxical
✅DBT
❇️ و به زودی با دستگاه واقعیت مجازی
💢 حضوری
💢تلفنی
💢آنلاین ( ایران و خارج از کشور)
🅰 آدرس
خیابان شریعتی .جنب مترو دکتر شریعتی . ساختمان پزشکان نیکان. طبقه پنجم . کلینیک کوشان
☎️۰۲۱-۲۶۷۰۵۷۳۴
📱۰۹۱۲۴۸۸۷۲۷۸
📱۰۹۱۹۶۰۵۰۶۰۲
@OHADIpsychologist
شماره نظام 4949
۳. رواندرمانی
رفتار درمانی شناختی (CBT) یکی از روشهای موثر درمانی است. طبق این رویکرد درمانی، رفتار ما ناشی از احساس و افکار میباشد و در این روش، افکار منفی که منجر به احساس گناه میشوند را تشخیص داده و با افکار مثبت جایگزین میکنند. در اینجا باید گفت که رویکرد ACT همچنین میتواند در درک بهتر ارزشها و نگرشها مفید باشد.
۴. مقابله
افرادی که به سبک های خاص خود با احساس گناه ایجاد شده در خود مقابله میکنند نیز میتوانند با استفاده از این استراتژیها که در زیر اورده ایم تحمل احساس گناه در خود را تعدیل کنند.
👈الف) تغییر وضعیت: اگر مدام افکار منفی و نشخوار ذهنی به ذهن ما خطور، و ایجاد اضطراب میکند، با روشهای تصویرسازی مثبت، مدیتیشن، و ریلکسیشن بر افکار منفی خود غلبه کنیم.
👈ب) خودمان را ببخشیم: بخشیدن خود میتواند راه گریزی برای رهایی از احساس گناه باشد. بخشیدن خود یعنی مسئولیتپذیری برای رفتار خود. پذیرش مسئولیت رفتار یعنی: ابراز پشیمانی برای یک اشتباه در گذشته، تلاش برای جبران، و جستجوی راهی برای ادامه رابطه. بنابراین، مسئولیت پذیری به معنای فراموش کردن اتفاق نیست.
👈پ) با شخصی امن و قابل اعتماد صحبت کنیم: حتما دیدهاید که ماشین کهنه را به گورستان ماشینها (لاتین Depot) انتقال میدهند. متد Depot برگرفته از همین نام است. زمانی که احساس های فرسوده خود را گاهی با دیگران تقسیم میکنیم تا تخلیه روانی شکل گیرد.
اینگونه تخلیه های احساسی و به اشتراک گذاشتن انها با یک دوست و شخصی امن، میتواند کمک بزرگی باشد و ان را Depot ی احساس ما می گوییم و این نیز برای روان ما مفید می باشد.
در تمام روشها، صحبت کردن و طبقهبندی و مشاهده احساسات و هیجانات خود، به یافتن ریشههای احساس گناه و کاهش آن، کمک بزرگی میکند.
دکتر موریس ستودگان 2022
📍پدیدهای به نام احساس گناه
🔷احساس گناه چیست؟
احساس گناه یا عذاب وجدان، حسی آزاردهنده است که مانند شرم، خجالت یا غرور به عنوان یک احساس خودآگاه توصیف شده است. این احساس طبیعی میباشد و گاهی نیز سازنده است. احساس گناه، گاهی کمک میکند تا ارزشهای خود را غربال و پالایش کنیم و ارزشهای جدیدی بسازیم که نتیجه آن، مرمت روابط اسیبدیده گذشته، و یا پیشگیری از بروز خطرات اسیبزا در آینده است.
چه عللی سبب شکل گیری احساس گناه میشود؟
اضطراب: در زمان اضطراب زیاد افراد رفتار خود را به گونهای منفی ارزیابی میکنند که روند این ارزیابی که خطای شناختی نیز دارد سبب احساس گناه میشود.
تجربههای دوران رشد: کودکانی که والدینی درگیر در تلههای سختگیری، کمالگرایی، سرزنشگری و تحقیر دارند، در خود مدام احساس درست نبودن رفتارشان یا خود را مسیول همه اشتباهات میدانند. انها در بزرگسالی نیز ممکن است دراز مدت با احساس گناه در جدال باشند، اگر بخشی از انها نشود.
افسردگی: احساس گناه یکی از نشانههای اصلی افسردگی است.
فرهنگ خانواده یا جامعه: رفتارهایی که با هنجارهای فرهنگی خانواده یا جامعه که لزوما یکی نیست ولی در رشد فرهنگی موثر هستند در تناقض باشند احساس گناه میسازد. این زمانی حتی رخ میدهد که دیگر آن ارزشها را باور نداشته باشیم اما شالوده ارزشهای ما بوده.
باورهای دینی: معمولا دین از احساس گناه به عنوان روشی برای نشان دادن ارتکاب فرد به اشتباه استفاده میکند. هر چه آموزههای دینی قویتر باشد، هر رفتار مغایر با آن، احساس گناه بیشتری میسازد. در این صورت، شخص خود را سزاوار عذاب و جزا میبیند که یکی از عوامل اضطراب است.
فشارهای گروهی، خانواده، جامعه: هر رفتاری که حس قضاوت شدن توسط دیگران را در شخص ایجاد کند، ممکن است با احساس گناه و پشیمانی روبرو گردد.
▪️انواع احساس گناه
با علم بر نحوه شکلگیری احساس گناه، میتوان آنها را دستهبندی کرد. احساس گناه به دو مجموعه عمده و سه زیر مجموعه تقسیم میشود.
1. احساس گناه ناسازگار
همانطور که از نامش پیداست این نوع احساس گناه بر زندگی تأثیر منفی داشته و شامل احساس گناه مزمن، احساس گناه ناشی از شرم و سایر گناهانی مغایر با اموخته های دینی باشد که منجر به اضطراب و ناراحتی روانی دیگری میشوند.
2. احساس گناه سازگار
این نوع که همسو با ارزشهای اجتماعی است، معمولاً مفید است؛ چرا که سبب میشود شخص از اشتباهات خود مطلع گردد، و برای جبران رفتار نابهنجار خود، و ترمیم روابط اسیبدیده خود، تلاش کند.
همچنین میتوانیم سه زیر مجموعه برای احساس گناه در نظر بگیریم:
۱. گناه واکنشی
از نوع ناسازگار است و زمانی شکل میگیرد که فرد در جهت خلاف ارزشهای خود یا باورها و عقایدش و ارزشهای اجتماعی رفتار کرده باشد.
۲. گناه پیشبینیکننده
از نوع سازگار است. این احساس گناه در نتیجه تفکر درباره عواقب رفتاری که برخلاف ارزشهای اخلاقی شخصی یا اجتماعی است، رخ میدهد. شکلگیری احساس گناه پیشبینی کننده، معمولاً مانع وقوع رفتار نابهنجار میشود. این احساس، گاه، ترمز اسیبرساندن به رابطه و یا شخص میشود.
۳. گناه وجودی
این نیز از نوع سازگار است؛ چرا که این نوع احساس گناه، گرچه بسیار پیچیدهتر از نوع قبلی است، اما میتواند ناشی از احساسات فرد نسبت به یک بیعدالتی عمومی یا ناعادلانه بودن جهان باشد. همچنین، شکلگیری این نوع از احساس گناه میتواند تاثیر رفتار شخص بر روی زندگی دیگران باشد.
یک نوع گناه وجودی به عنوان احساس گناه بازمانده نیز وجود دارد. مانند زمانی که شخص از تصادف یا اتفاقی که خانواده و دوستان او در آن آسیب دیدهاند و خودش زنده مانده است، رنج میبرد. یا زمانی که دیگران دچار جنگ، بدبختی یا فاجعه میشوند، و شخص این شرایط را تجربه نمیکند، اما به خاطر کمک نکردن به آنها، احساس گناه میکند.
حتما میپرسید که حال چگونه بر این احساس غلبه کنیم. در ادامه، چند راهکار مفید ارائه میکنیم.
راهکارهایی برای غلبه بر احساس گناه ناسازگار
برای کسب آرامش روان، پذیرش گذشته، ارتقا سلامت روان، و بهبود کیفیت زندگی، غلبه بر احساس گناه ناسازگار بسیار ضروری است.
۱. درخواست کمک کنید
اگر احساس گناهی را تجربه میکنیم که در زندگی روزمره ما اختلال ایجاد میکند، شاید بهترین روش مراجعه به یک روان درمانگر باشد تا راههای مناسب را متناسب با شرایط شما، به شما ارائه کند.
۲. دارو درمانی
با داروهای ضد افسردگی یا ضد اضطراب میتوان احساس گناه را کنترل کرد. البته روان درمانی نیز موثر خواهد بود.
❤️ اسرار عشق
⭕️ 10 نشانه ای که دوست پسر یا دختر شما فوبیا تعهد "commitment phobia" دارد.
✅چرا عاشق چنین افرادی شدن می تواند به یک کابوس تبدیل شود!
ترس از تعهد واقعی از هر گونه ان در روابط و نه تنها از نوع روابط عاطفی میباشد. می تواند مشکلات جدی در تصمیم گیری های مهم در تمام حوزه های زندگی ایجاد کند، اما افرادی که فوبیای تعهد دارند، نیازی به ترس از تعهد به چیزهایی که شامل حال دیگران نمیشود را ندارند. آنها ممکن است بدون هیچ ترسی یا مشکلی در خرید یک خانه یا ماشین و یا گرفتن یک سگ اقدام کنند. ترس آنها معمولا با وعده دادن به شخص دیگری است.
افتادن در یک بازی بنام رابطه با یک فرد با فوبیای تعهد می تواند یک کابوس باشد. قبل از اینکه خودتان را ناخودآگاه در عشق با کسی که قادر به برقراری ارتباط نیست،اسیر کنید, توجه کنید که طرف مقابل شما از ترس تعهد رنج نمیبرد. فرد مبتلا به ترس هر یک از نشانه های زیر را لازما نشان نمی دهد، اما بعضی از آنها را؛
1. روابط گذشته انها همه کوتاه و یا بسیار غیر متعهدانه بود
اگر دوست شما هرگز ازدواج نکرده و چندین بار روابط کوتاهی را تجربه کرده، با وجود اینکه خیلی جوان نیست، احتمال دارد در آینده نیز روابط بلند مدتی ایجاد نشود. اگر کاندید شما روابط خیلی طولانی داشته، این هم یک پرچم قرمز است، که این روابط هیچ تعهدی جدی در مورد رابطه نداشت.
2. آنها تمایل ندارند هفته ها ی پیشاپیش قرار بگذارند یا روزهای هفته شما را ملاقات کنند
تهیه نقشه های مربوط به آینده که به شدت مورد نیاز نیست، علت اصلی برای ترس از تعهد است. او ترجیح می دهد برنامه های روزانه خود را انجام دهد یا تنها چند روز پیش از آن برنامه ریزی کند.
3. اجازه نمیدهند که شما بدانید, آیا در جشن شما مثلا شرکت می کنند یا خیر
درست همانطور که یک فرد با ترس از تعهد می تواند از چند روز یا یک هفته پیش از اعلام نهایی تاریخ یک مهمانی موافقت کند، از اینکه می گوید «بله» در موارد استثنایی رخ میدهد. او شدیدا از این قرار مضطرب خواهد شد. مگر این که به شدت از آنها خواسته شود که تصمیم بگیرند. آنها ممکن است بگویند که ممکن است به پارتی شما بیایند یا حتی آنها احتمالا آنجا خواهند بود اما این افکار سترس زاست.
4. آنها هنگام صحبت کردن از تعدادی از احتمالات استفاده می کنند
اگر به دقت گوش کنید، آنها را از احتمالا، شاید، احتمالا نه، ممکن است، شاید من خیلی بیشتر از دیگران بشنوید. اگر از انها سوال شود که از محل کار به خانه چه زمانی خواهند رسید, آنها نمی گویند که آنها چه ساعتی خواهند رسید، بلکه آنها می گویند که احتمالا طرفهای ساعت ۶.
5. آنها از لحاظ جنسی فعال هستند، شاید حتی بی پروا
این افراد، نیازمند صمیمیت هستند مانند هر کس دیگری. اما نیاز آنها با نزدیک شدن به یک انسان دیگر احساسا ارضا نمیشود و برای جبران این، آنها ممکن است فعالانه جنس گرا باشند، گاهی بیشتر از معمول.
6. بسیاری از روابط آنها تعریف نشده است
اگر شما در رابطه با چنین فردی هستید، به احتمال زیاد شما در مورد رابطه خود با او صحبت نکرده اید. شما ممکن است خودتان حتی ندانید که چه نوع ارتباطی با او دارید، گرچه چندمدت با او بوده اید.
7. آنها (عشق) را بزبان نمیاورند
افرادی که دارای فوبیای تعهد هستند، مشکلات خود را بیان می کنند. آنها حتی ممکن است از داشتن احساسات ترس داشته باشند. بنابراین آنها به احتمال زیاد نمی گویند که شما را دوست دارند و این به این معنی است که شما را دوست دارند ولی نه به معنی عشق و تعهد به ان .
8. آنها دوست ندارند از کلمات "دوست پسر" و "دوست دختر" استفاده کنند
اگر علاقه به عشق و به تعهد شما باشد، حتی واژه های نسبتا بی ازار "دوست پسر" و "دختر" تعهد فراتری را در نظر انها نسبت به توانایی آنها نشان خواهد داد. آنها ممکن است بهانه ای برای اینکه چرا آنها نمی خواهند از این برچسب ها استفاده کنند، پیشنهاداتی ارائه دهند.
9. آنها هیچ دوست نزدیکی ندارند
آنها ممکن است بسیاری از مردم را بشناسند. آنها حتی ممکن است آنها را دوست بنامند. اما آنها حتی چندین دوست واقعی هم ندارند. به احتمال زیاد هیچ کس در زندگی خودشان ندارند که بتوانند درباره همه چیز از زندگی خود صحبت کنند.
10. آنها غیر قابل پیش بینی هستند. شما هرگز نمی دانید که چقدر او به شما علاقه دارند و در رابطه عشق به شما چه رفتاری خواهد کرد یا اینکه چه نوع خلق و خوی در آنها در چند روز اینده واقعا خواهد بود. یک روز ممکن است واقعا شیرین باشند و به نظر می رسد تقریبا طبیعی هستند و روز بعد آنها ممکن است شما را کاملا نادیده بگیرند. رفتار آنها هرگز برای شما قابل پیش بینی نیست. سورپرایز نشوید!
برگردان; دکتر موریس ستودگان
منبع; dr. Berit Brogaard
روانشناسی امروز
❤️ اسرار عشق
⭕️ 10 نشانه ای که دوست پسر یا دختر شما فوبیا تعهد "commitment phobia" دارد.
✅چرا عاشق چنین افرادی شدن می تواند به یک کابوس تبدیل شود!
ترس از تعهد واقعی از هر گونه ان در روابط و نه تنها از نوع روابط عاطفی میباشد. می تواند مشکلات جدی در تصمیم گیری های مهم در تمام حوزه های زندگی ایجاد کند، اما افرادی که فوبیای تعهد دارند، نیازی به ترس از تعهد به چیزهایی که شامل حال دیگران نمیشود را ندارند. آنها ممکن است بدون هیچ ترسی یا مشکلی در خرید یک خانه یا ماشین و یا گرفتن یک سگ اقدام کنند. ترس آنها معمولا با وعده دادن به شخص دیگری است.
افتادن در یک بازی بنام رابطه با یک فرد با فوبیای تعهد می تواند یک کابوس باشد. قبل از اینکه خودتان را ناخودآگاه در عشق با کسی که قادر به برقراری ارتباط نیست،اسیر کنید, توجه کنید که طرف مقابل شما از ترس تعهد رنج نمیبرد. فرد مبتلا به ترس هر یک از نشانه های زیر را لازما نشان نمی دهد، اما بعضی از آنها را؛
1. روابط گذشته انها همه کوتاه و یا بسیار غیر متعهدانه بود
اگر دوست شما هرگز ازدواج نکرده و چندین بار روابط کوتاهی را تجربه کرده، با وجود اینکه خیلی جوان نیست، احتمال دارد در آینده نیز روابط بلند مدتی ایجاد نشود. اگر کاندید شما روابط خیلی طولانی داشته، این هم یک پرچم قرمز است، که این روابط هیچ تعهدی جدی در مورد رابطه نداشت.
2. آنها تمایل ندارند هفته ها ی پیشاپیش قرار بگذارند یا روزهای هفته شما را ملاقات کنند
تهیه نقشه های مربوط به آینده که به شدت مورد نیاز نیست، علت اصلی برای ترس از تعهد است. او ترجیح می دهد برنامه های روزانه خود را انجام دهد یا تنها چند روز پیش از آن برنامه ریزی کند.
3. اجازه نمیدهند که شما بدانید, آیا در جشن شما مثلا شرکت می کنند یا خیر
درست همانطور که یک فرد با ترس از تعهد می تواند از چند روز یا یک هفته پیش از اعلام نهایی تاریخ یک مهمانی موافقت کند، از اینکه می گوید «بله» در موارد استثنایی رخ میدهد. او شدیدا از این قرار مضطرب خواهد شد. مگر این که به شدت از آنها خواسته شود که تصمیم بگیرند. آنها ممکن است بگویند که ممکن است به پارتی شما بیایند یا حتی آنها احتمالا آنجا خواهند بود اما این افکار سترس زاست.
4. آنها هنگام صحبت کردن از تعدادی از احتمالات استفاده می کنند
اگر به دقت گوش کنید، آنها را از احتمالا، شاید، احتمالا نه، ممکن است، شاید من خیلی بیشتر از دیگران بشنوید. اگر از انها سوال شود که از محل کار به خانه چه زمانی خواهند رسید, آنها نمی گویند که آنها چه ساعتی خواهند رسید، بلکه آنها می گویند که احتمالا طرفهای ساعت ۶.
5. آنها از لحاظ جنسی فعال هستند، شاید حتی بی پروا
این افراد، نیازمند صمیمیت هستند مانند هر کس دیگری. اما نیاز آنها با نزدیک شدن به یک انسان دیگر احساسا ارضا نمیشود و برای جبران این، آنها ممکن است فعالانه جنس گرا باشند، گاهی بیشتر از معمول.
6. بسیاری از روابط آنها تعریف نشده است
اگر شما در رابطه با چنین فردی هستید، به احتمال زیاد شما در مورد رابطه خود با او صحبت نکرده اید. شما ممکن است خودتان حتی ندانید که چه نوع ارتباطی با او دارید، گرچه چندمدت با او بوده اید.
7. آنها (عشق) را بزبان نمیاورند
افرادی که دارای فوبیای تعهد هستند، مشکلات خود را بیان می کنند. آنها حتی ممکن است از داشتن احساسات ترس داشته باشند. بنابراین آنها به احتمال زیاد نمی گویند که شما را دوست دارند و این به این معنی است که شما را دوست دارند ولی نه به معنی عشق و تعهد به ان .
8. آنها دوست ندارند از کلمات "دوست پسر" و "دوست دختر" استفاده کنند
اگر علاقه به عشق و به تعهد شما باشد، حتی واژه های نسبتا بی ازار "دوست پسر" و "دختر" تعهد فراتری را در نظر انها نسبت به توانایی آنها نشان خواهد داد. آنها ممکن است بهانه ای برای اینکه چرا آنها نمی خواهند از این برچسب ها استفاده کنند، پیشنهاداتی ارائه دهند.
9. آنها هیچ دوست نزدیکی ندارند
آنها ممکن است بسیاری از مردم را بشناسند. آنها حتی ممکن است آنها را دوست بنامند. اما آنها حتی چندین دوست واقعی هم ندارند. به احتمال زیاد هیچ کس در زندگی خودشان ندارند که بتوانند درباره همه چیز از زندگی خود صحبت کنند.
10. آنها غیر قابل پیش بینی هستند. شما هرگز نمی دانید که چقدر او به شما علاقه دارند و در رابطه عشق به شما چه رفتاری خواهد کرد یا اینکه چه نوع خلق و خوی در آنها در چند روز اینده واقعا خواهد بود. یک روز ممکن است واقعا شیرین باشند و به نظر می رسد تقریبا طبیعی هستند و روز بعد آنها ممکن است شما را کاملا نادیده بگیرند. رفتار آنها هرگز برای شما قابل پیش بینی نیست. سورپرایز نشوید!
برگردان; دکتر موریس ستودگان
منبع; dr. Berit Brogaard
روانشناسی امروز
#شادی و #خوداعتلایی
به نظر ویکتور #فرانکل، وجود انسان همواره به سوی چیزی یا کسی، غیر از خودش، کشیده میشود. این #گرایش به فراتر رفتن از خود، در همهی انسانها به شکلی طبیعی وجود دارد، مگر این که یک #اختلال #روانی آن را مختل کند. کسانی که به برخی از اختلالهای روانی مبتلا هستند، در خودشان گیر میافتند و تمایلی به فراتر رفتن از خود ندارند. آنها خودشان را در کانون توجهشان قرار میدهند و چنان زندگی میکنند که گویی کسی غیر از خودشان در این دنیا وجود ندارد. بی گمان چنین کسانی بیمارند و نیاز به درمان دارند.
انسان سالم میخواهد و میتواند از خود فراتر برود و کسی یا چیزی دیگر را در کانون توجه خود قرار بدهد. این دیگری میتواند معنایی باشد برای محقق کردن، یا انسانی باشد برای دوست داشتن. این همان وضعیت درخشانی است که سعدی آن را با عبارت از خود به در شدن توصیف میکند:
از در درآمدی و من از خود به در شدم
گویی از این جهان به جهان دگر شدم
یکی از جذابیتها و شیرینیهای عشق همین از خود به در شدن، یا فراتر رفتن از خود است؛ ما خواهان عشقیم، زیرا که در پرتو حضور معشوق، از خود فراتر میرویم و دمی از خودمحوری رهایی مییابیم. شاید از این رو باشد که حافظ بتپرستی را از خودپرستی بهتر میداند:
گر خود بتی ببینی، مشغول کار او شو
هر قبلهای که بینی، بهتر ز خودپرستی
ظاهراً یک راز مساله در این است که بتپرستی ما را از خود به در میبرد، اما خودپرستی ما را در خودمان زندهبهگور میکند. عشق به دیگری، خواه آن دیگری چیزی باشد یا کسی، باعث فراتر رفتن از خود می.شود. ویکتور فرانکل این فراتر رفتن از خود را خوداعتلایی (Self-trancendence) میخواند. به نظر او لذت و شادی محصول جنبی خوداعتلایی هستند، یعنی مادام که به چیزی یا کسی در بیرون از خود توجه نکنیم، به لذت و شادی راستین دست نمییابیم.
اینجاست که ویکتور فرانکل به سخن آلبرت شوایتزر فرزانه اشاره میکند: در بین شما، فقط کسانی واقعا خوشحال خواهند شدکه میخواهند به دیگران خدمت کنند و راه و رسم خدمت کردن را بیاموزند (انسان در جستجوی معنا، ترجمهی مهدی گنجی، نشر ساوالان، ص ۲۲۰).
دکتر شهبازی
#شادی و #خوداعتلایی
به نظر ویکتور #فرانکل، وجود انسان همواره به سوی چیزی یا کسی، غیر از خودش، کشیده میشود. این #گرایش به فراتر رفتن از خود، در همهی انسانها به شکلی طبیعی وجود دارد، مگر این که یک #اختلال #روانی آن را مختل کند. کسانی که به برخی از اختلالهای روانی مبتلا هستند، در خودشان گیر میافتند و تمایلی به فراتر رفتن از خود ندارند. آنها خودشان را در کانون توجهشان قرار میدهند و چنان زندگی میکنند که گویی کسی غیر از خودشان در این دنیا وجود ندارد. بی گمان چنین کسانی بیمارند و نیاز به درمان دارند.
انسان سالم میخواهد و میتواند از خود فراتر برود و کسی یا چیزی دیگر را در کانون توجه خود قرار بدهد. این دیگری میتواند معنایی باشد برای محقق کردن، یا انسانی باشد برای دوست داشتن. این همان وضعیت درخشانی است که سعدی آن را با عبارت از خود به در شدن توصیف میکند:
از در درآمدی و من از خود به در شدم
گویی از این جهان به جهان دگر شدم
یکی از جذابیتها و شیرینیهای عشق همین از خود به در شدن، یا فراتر رفتن از خود است؛ ما خواهان عشقیم، زیرا که در پرتو حضور معشوق، از خود فراتر میرویم و دمی از خودمحوری رهایی مییابیم. شاید از این رو باشد که حافظ بتپرستی را از خودپرستی بهتر میداند:
گر خود بتی ببینی، مشغول کار او شو
هر قبلهای که بینی، بهتر ز خودپرستی
ظاهراً یک راز مساله در این است که بتپرستی ما را از خود به در میبرد، اما خودپرستی ما را در خودمان زندهبهگور میکند. عشق به دیگری، خواه آن دیگری چیزی باشد یا کسی، باعث فراتر رفتن از خود می.شود. ویکتور فرانکل این فراتر رفتن از خود را خوداعتلایی (Self-trancendence) میخواند. به نظر او لذت و شادی محصول جنبی خوداعتلایی هستند، یعنی مادام که به چیزی یا کسی در بیرون از خود توجه نکنیم، به لذت و شادی راستین دست نمییابیم.
اینجاست که ویکتور فرانکل به سخن آلبرت شوایتزر فرزانه اشاره میکند: در بین شما، فقط کسانی واقعا خوشحال خواهند شدکه میخواهند به دیگران خدمت کنند و راه و رسم خدمت کردن را بیاموزند (انسان در جستجوی معنا، ترجمهی مهدی گنجی، نشر ساوالان، ص ۲۲۰).
دکتر شهبازی
بعضی وقتا یه زندگی قشنگ، به خاطر دخالتای بیجا از هم میپاشه… نه به خاطر اختلاف زن و شوهر، بلکه به خاطر اینکه یه نفر از بیرون مدام وسط زندگی دو نفرهشون سرک میکشه! 😕
مادرشوهر عزیز، شما حتما نیتتون خیره، دلسوزیتونم قابل احترامه، ولی دلسوزی وقتی قشنگه که با احترام به مرزها همراه باشه. زندگی بچهتون دیگه مال خودش و همسرشه، نه مال شما! 🙏
اینکه برای عروستون تصمیم بگیرین، بگین چی بپوشه، چطور خونهداری کنه یا حتی بچهداری کنه، بیشتر از اینکه کمک باشه، فشار روانیه. بذارین خودش با همسرش تصمیم بگیره، نه اینکه مجبور شه طبق سلیقه شما زندگی کنه 😣
آقای همسر! نقش شما این وسط خیلی مهمه! اگه سکوت کنین یا پشت همسرتون نباشین، اون حس تنهایی میکنه. زن شما به یه همپیمون نیاز داره، نه یه آدم بیتفاوت که فقط تماشا میکنه. هوای زنتو داشته باش، چون وقتی کنارته، دلش میخواد تکیهگاهش باشی نه قاضی زندگیش! 💪
حرف آخر؟ زندگی مشترک، یه دایرهی دونفرهست. هرکی بخواد بیاد توش، باید دعوت بشه، نه اینکه خودش وارد شه. احترام به مرزهای رابطه، اولین قدم به سمت یه زندگی آرومه ❤️
✅5 گام علمیای ورود به یک رابطه سالم
✔️گام ۱: خودشناسی و آمادگی عاطفی
پیش از ورود به رابطه، از سلامت روانی خود مطمئن شوید. پژوهشها نشان میدهند افرادی که خودآگاهی بالاتری دارند، روابط موفقتری را تجربه میکنند.
(Kaplan et al., 2018)
✔️گام ۲: انتخاب شریک بر اساس ارزشهای مشترک
شباهت در ارزشهای بنیادی مانند صداقت، سبک زندگی و اهداف، عامل پیشبینیکننده موفقیت رابطه است.
(Lauer & Lauer, 2019)
✔️گام ۳: ایجاد اعتماد از طریق ارتباط مؤثر
استفاده از سبک ارتباطی غیرتهاجمی مانند گوش دادن فعال و بیان احساسات، باعث شکلگیری اعتماد پایدار میشود.
(Gottman, 2015)
✔️گام ۴: مدیریت تعارض با حل مسئله مشترک
در روابط سالم، تعارض رقابت نیست؛ مسئلهای است که دو نفر با هم حل میکنند. تعریف مسئله بدون قضاوت، گفتوگوی متقابل و یافتن راهحل مشترک، پایههای این رویکرد هستند.
(Mayo Clinic, 2020)
✔️گام ۵: سرمایهگذاری مستمر در رابطه
روابط پایدار نیازمند توجه مداوم، قدردانی و زمان مشترک هستند. سرمایهگذاری عاطفی، پایه تعهد است.
https://t.me/ehsasekhooob
به نظرم تنها معیار برای ورود به رابطه میتونه جواب به این سوال باشه که آیا داشتن اون شخص در زندگی،شما را به آدم بهتر، پر انرژی تر، خود پذیرتر، عاقل تر و آرام تر تبدیل میکند؟
"آدم باید جایی باشد
که در آن دوست داشته شود
نه جایی که باید
برای دوست داشتنی بودن بجنگد.."
👤 #کافکا
"آدم باید جایی باشد
که در آن دوست داشته شود
نه جایی که باید
برای دوست داشتنی بودن بجنگد.."
👤 #کافکا
