روانشناسی-احساس خوب
Открыть в Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
Больше427
Подписчики
Нет данных24 часа
-47 дней
-430 дней
Архив постов
#شادی و #خوداعتلایی
به نظر ویکتور #فرانکل، وجود انسان همواره به سوی چیزی یا کسی، غیر از خودش، کشیده میشود. این #گرایش به فراتر رفتن از خود، در همهی انسانها به شکلی طبیعی وجود دارد، مگر این که یک #اختلال #روانی آن را مختل کند. کسانی که به برخی از اختلالهای روانی مبتلا هستند، در خودشان گیر میافتند و تمایلی به فراتر رفتن از خود ندارند. آنها خودشان را در کانون توجهشان قرار میدهند و چنان زندگی میکنند که گویی کسی غیر از خودشان در این دنیا وجود ندارد. بی گمان چنین کسانی بیمارند و نیاز به درمان دارند.
انسان سالم میخواهد و میتواند از خود فراتر برود و کسی یا چیزی دیگر را در کانون توجه خود قرار بدهد. این دیگری میتواند معنایی باشد برای محقق کردن، یا انسانی باشد برای دوست داشتن. این همان وضعیت درخشانی است که سعدی آن را با عبارت از خود به در شدن توصیف میکند:
از در درآمدی و من از خود به در شدم
گویی از این جهان به جهان دگر شدم
یکی از جذابیتها و شیرینیهای عشق همین از خود به در شدن، یا فراتر رفتن از خود است؛ ما خواهان عشقیم، زیرا که در پرتو حضور معشوق، از خود فراتر میرویم و دمی از خودمحوری رهایی مییابیم. شاید از این رو باشد که حافظ بتپرستی را از خودپرستی بهتر میداند:
گر خود بتی ببینی، مشغول کار او شو
هر قبلهای که بینی، بهتر ز خودپرستی
ظاهراً یک راز مساله در این است که بتپرستی ما را از خود به در میبرد، اما خودپرستی ما را در خودمان زندهبهگور میکند. عشق به دیگری، خواه آن دیگری چیزی باشد یا کسی، باعث فراتر رفتن از خود می.شود. ویکتور فرانکل این فراتر رفتن از خود را خوداعتلایی (Self-trancendence) میخواند. به نظر او لذت و شادی محصول جنبی خوداعتلایی هستند، یعنی مادام که به چیزی یا کسی در بیرون از خود توجه نکنیم، به لذت و شادی راستین دست نمییابیم.
اینجاست که ویکتور فرانکل به سخن آلبرت شوایتزر فرزانه اشاره میکند: در بین شما، فقط کسانی واقعا خوشحال خواهند شدکه میخواهند به دیگران خدمت کنند و راه و رسم خدمت کردن را بیاموزند (انسان در جستجوی معنا، ترجمهی مهدی گنجی، نشر ساوالان، ص ۲۲۰).
دکتر شهبازی
#شادی و #خوداعتلایی
به نظر ویکتور #فرانکل، وجود انسان همواره به سوی چیزی یا کسی، غیر از خودش، کشیده میشود. این #گرایش به فراتر رفتن از خود، در همهی انسانها به شکلی طبیعی وجود دارد، مگر این که یک #اختلال #روانی آن را مختل کند. کسانی که به برخی از اختلالهای روانی مبتلا هستند، در خودشان گیر میافتند و تمایلی به فراتر رفتن از خود ندارند. آنها خودشان را در کانون توجهشان قرار میدهند و چنان زندگی میکنند که گویی کسی غیر از خودشان در این دنیا وجود ندارد. بی گمان چنین کسانی بیمارند و نیاز به درمان دارند.
انسان سالم میخواهد و میتواند از خود فراتر برود و کسی یا چیزی دیگر را در کانون توجه خود قرار بدهد. این دیگری میتواند معنایی باشد برای محقق کردن، یا انسانی باشد برای دوست داشتن. این همان وضعیت درخشانی است که سعدی آن را با عبارت از خود به در شدن توصیف میکند:
از در درآمدی و من از خود به در شدم
گویی از این جهان به جهان دگر شدم
یکی از جذابیتها و شیرینیهای عشق همین از خود به در شدن، یا فراتر رفتن از خود است؛ ما خواهان عشقیم، زیرا که در پرتو حضور معشوق، از خود فراتر میرویم و دمی از خودمحوری رهایی مییابیم. شاید از این رو باشد که حافظ بتپرستی را از خودپرستی بهتر میداند:
گر خود بتی ببینی، مشغول کار او شو
هر قبلهای که بینی، بهتر ز خودپرستی
ظاهراً یک راز مساله در این است که بتپرستی ما را از خود به در میبرد، اما خودپرستی ما را در خودمان زندهبهگور میکند. عشق به دیگری، خواه آن دیگری چیزی باشد یا کسی، باعث فراتر رفتن از خود می.شود. ویکتور فرانکل این فراتر رفتن از خود را خوداعتلایی (Self-trancendence) میخواند. به نظر او لذت و شادی محصول جنبی خوداعتلایی هستند، یعنی مادام که به چیزی یا کسی در بیرون از خود توجه نکنیم، به لذت و شادی راستین دست نمییابیم.
اینجاست که ویکتور فرانکل به سخن آلبرت شوایتزر فرزانه اشاره میکند: در بین شما، فقط کسانی واقعا خوشحال خواهند شدکه میخواهند به دیگران خدمت کنند و راه و رسم خدمت کردن را بیاموزند (انسان در جستجوی معنا، ترجمهی مهدی گنجی، نشر ساوالان، ص ۲۲۰).
دکتر شهبازی
بعضی وقتا یه زندگی قشنگ، به خاطر دخالتای بیجا از هم میپاشه… نه به خاطر اختلاف زن و شوهر، بلکه به خاطر اینکه یه نفر از بیرون مدام وسط زندگی دو نفرهشون سرک میکشه! 😕
مادرشوهر عزیز، شما حتما نیتتون خیره، دلسوزیتونم قابل احترامه، ولی دلسوزی وقتی قشنگه که با احترام به مرزها همراه باشه. زندگی بچهتون دیگه مال خودش و همسرشه، نه مال شما! 🙏
اینکه برای عروستون تصمیم بگیرین، بگین چی بپوشه، چطور خونهداری کنه یا حتی بچهداری کنه، بیشتر از اینکه کمک باشه، فشار روانیه. بذارین خودش با همسرش تصمیم بگیره، نه اینکه مجبور شه طبق سلیقه شما زندگی کنه 😣
آقای همسر! نقش شما این وسط خیلی مهمه! اگه سکوت کنین یا پشت همسرتون نباشین، اون حس تنهایی میکنه. زن شما به یه همپیمون نیاز داره، نه یه آدم بیتفاوت که فقط تماشا میکنه. هوای زنتو داشته باش، چون وقتی کنارته، دلش میخواد تکیهگاهش باشی نه قاضی زندگیش! 💪
حرف آخر؟ زندگی مشترک، یه دایرهی دونفرهست. هرکی بخواد بیاد توش، باید دعوت بشه، نه اینکه خودش وارد شه. احترام به مرزهای رابطه، اولین قدم به سمت یه زندگی آرومه ❤️
✅5 گام علمیای ورود به یک رابطه سالم
✔️گام ۱: خودشناسی و آمادگی عاطفی
پیش از ورود به رابطه، از سلامت روانی خود مطمئن شوید. پژوهشها نشان میدهند افرادی که خودآگاهی بالاتری دارند، روابط موفقتری را تجربه میکنند.
(Kaplan et al., 2018)
✔️گام ۲: انتخاب شریک بر اساس ارزشهای مشترک
شباهت در ارزشهای بنیادی مانند صداقت، سبک زندگی و اهداف، عامل پیشبینیکننده موفقیت رابطه است.
(Lauer & Lauer, 2019)
✔️گام ۳: ایجاد اعتماد از طریق ارتباط مؤثر
استفاده از سبک ارتباطی غیرتهاجمی مانند گوش دادن فعال و بیان احساسات، باعث شکلگیری اعتماد پایدار میشود.
(Gottman, 2015)
✔️گام ۴: مدیریت تعارض با حل مسئله مشترک
در روابط سالم، تعارض رقابت نیست؛ مسئلهای است که دو نفر با هم حل میکنند. تعریف مسئله بدون قضاوت، گفتوگوی متقابل و یافتن راهحل مشترک، پایههای این رویکرد هستند.
(Mayo Clinic, 2020)
✔️گام ۵: سرمایهگذاری مستمر در رابطه
روابط پایدار نیازمند توجه مداوم، قدردانی و زمان مشترک هستند. سرمایهگذاری عاطفی، پایه تعهد است.
https://t.me/ehsasekhooob
به نظرم تنها معیار برای ورود به رابطه میتونه جواب به این سوال باشه که آیا داشتن اون شخص در زندگی،شما را به آدم بهتر، پر انرژی تر، خود پذیرتر، عاقل تر و آرام تر تبدیل میکند؟
"آدم باید جایی باشد
که در آن دوست داشته شود
نه جایی که باید
برای دوست داشتنی بودن بجنگد.."
👤 #کافکا
"آدم باید جایی باشد
که در آن دوست داشته شود
نه جایی که باید
برای دوست داشتنی بودن بجنگد.."
👤 #کافکا
❤🩹 اسرار عشق
⚙ 10 نشانه ای که دوست پسر یا دختر شما فوبیا تعهد "commitment phobia" دارد.
🧠چرا عاشق چنین افرادی شدن می تواند به یک کابوس تبدیل شود!
🟡ترس از تعهد واقعی از هر گونه ان در روابط و نه تنها از نوع روابط عاطفی میباشد. می تواند مشکلات جدی در تصمیم گیری های مهم در تمام حوزه های زندگی ایجاد کند، اما افرادی که فوبیای تعهد دارند، نیازی به ترس از تعهد به چیزهایی که شامل حال دیگران نمیشود را ندارند. آنها ممکن است بدون هیچ ترسی یا مشکلی در خرید یک خانه یا ماشین و یا گرفتن یک سگ اقدام کنند. ترس آنها معمولا با وعده دادن به شخص دیگری است.
افتادن در یک بازی بنام رابطه با یک فرد با فوبیای تعهد می تواند یک کابوس باشد. قبل از اینکه خودتان را ناخودآگاه در عشق با کسی که قادر به برقراری ارتباط نیست،اسیر کنید, توجه کنید که طرف مقابل شما از ترس تعهد رنج نمیبرد. فرد مبتلا به ترس هر یک از نشانه های زیر را لازما نشان نمی دهد، اما بعضی از آنها را؛
🖌 1. روابط گذشته انها همه کوتاه و یا بسیار غیر متعهدانه بود
اگر دوست شما هرگز ازدواج نکرده و چندین بار روابط کوتاهی را تجربه کرده، با وجود اینکه خیلی جوان نیست، احتمال دارد در آینده نیز روابط بلند مدتی ایجاد نشود. اگر کاندید شما روابط خیلی طولانی داشته، این هم یک پرچم قرمز است، که این روابط هیچ تعهدی جدی در مورد رابطه نداشت.
🖌 2. آنها تمایل ندارند هفته ها ی پیشاپیش قرار بگذارند یا روزهای هفته شما را ملاقات کنند
تهیه نقشه های مربوط به آینده که به شدت مورد نیاز نیست، علت اصلی برای ترس از تعهد است. او ترجیح می دهد برنامه های روزانه خود را انجام دهد یا تنها چند روز پیش از آن برنامه ریزی کند.
🖌 3. اجازه نمیدهند که شما بدانید, آیا در جشن شما مثلا شرکت می کنند یا خیر
درست همانطور که یک فرد با ترس از تعهد می تواند از چند روز یا یک هفته پیش از اعلام نهایی تاریخ یک مهمانی موافقت کند، از اینکه می گوید «بله» در موارد استثنایی رخ میدهد. او شدیدا از این قرار مضطرب خواهد شد. مگر این که به شدت از آنها خواسته شود که تصمیم بگیرند. آنها ممکن است بگویند که ممکن است به پارتی شما بیایند یا حتی آنها احتمالا آنجا خواهند بود اما این افکار سترس زاست.
🖌 4. آنها هنگام صحبت کردن از تعدادی از احتمالات استفاده می کنند
اگر به دقت گوش کنید، آنها را از احتمالا، شاید، احتمالا نه، ممکن است، شاید من خیلی بیشتر از دیگران بشنوید. اگر از انها سوال شود که از محل کار به خانه چه زمانی خواهند رسید, آنها نمی گویند که آنها چه ساعتی خواهند رسید، بلکه آنها می گویند که احتمالا طرفهای ساعت ۶.
🖌 5. آنها از لحاظ جنسی فعال هستند، شاید حتی بی پروا
این افراد، نیازمند صمیمیت هستند مانند هر کس دیگری. اما نیاز آنها با نزدیک شدن به یک انسان دیگر احساسا ارضا نمیشود و برای جبران این، آنها ممکن است فعالانه جنس گرا باشند، گاهی بیشتر از معمول.
🖌 6. بسیاری از روابط آنها تعریف نشده است
اگر شما در رابطه با چنین فردی هستید، به احتمال زیاد شما در مورد رابطه خود با او صحبت نکرده اید. شما ممکن است خودتان حتی ندانید که چه نوع ارتباطی با او دارید، گرچه چندمدت با او بوده اید.
🖌 7. آنها (عشق) را بزبان نمیاورند
افرادی که دارای فوبیای تعهد هستند، مشکلات خود را بیان می کنند. آنها حتی ممکن است از داشتن احساسات ترس داشته باشند. بنابراین آنها به احتمال زیاد نمی گویند که شما را دوست دارند و این به این معنی است که شما را دوست دارند ولی نه به معنی عشق و تعهد به ان .
🖌8. آنها دوست ندارند از کلمات "دوست پسر" و "دوست دختر" استفاده کنند
اگر علاقه به عشق و به تعهد شما باشد، حتی واژه های نسبتا بی ازار "دوست پسر" و "دختر" تعهد فراتری را در نظر انها نسبت به توانایی آنها نشان خواهد داد. آنها ممکن است بهانه ای برای اینکه چرا آنها نمی خواهند از این برچسب ها استفاده کنند، پیشنهاداتی ارائه دهند.
🖌 9. آنها هیچ دوست نزدیکی ندارند
آنها ممکن است بسیاری از مردم را بشناسند. آنها حتی ممکن است آنها را دوست بنامند. اما آنها حتی چندین دوست واقعی هم ندارند. به احتمال زیاد هیچ کس در زندگی خودشان ندارند که بتوانند درباره همه چیز از زندگی خود صحبت کنند.
🖌 10. آنها غیر قابل پیش بینی هستند. شما هرگز نمی دانید که چقدر او به شما علاقه دارند و در رابطه عشق به شما چه رفتاری خواهد کرد یا اینکه چه نوع خلق و خوی در آنها در چند روز اینده واقعا خواهد بود. یک روز ممکن است واقعا شیرین باشند و به نظر می رسد تقریبا طبیعی هستند و روز بعد آنها ممکن است شما را کاملا نادیده بگیرند. رفتار آنها هرگز برای شما قابل پیش بینی نیست. سورپرایز نشوید!
🟢برگردان; دکتر موریس ستودگان
🔴منبع; dr. Berit Brogaard
روانشناسی امروز
✳️ پیوندهای ناآرام: کاوشی در دلبستگی اضطرابی
شاید انتظار داشته باشیم که طبیعیترین واکنش به شنیدن این جمله از سوی فردی مهربان، صبور و جذاب که ما را دوست دارد – پس از اندکی بهت و حیرت – این باشد که حرف او را باور کنیم. اما در ساختار عاطفی ما، به ندرت چیزی به سادگی که باید باشد پیش میرود.
برای اینکه بتوانیم به صداقت کسی که به ما میگوید دوستمان دارد اعتماد کنیم – و فکر نکنیم که او در حال تمسخر ما است، ممکن است نظرش تغییر کند، با فرد دیگری در ارتباط باشد، قصد خیانت داشته باشد، یا حتی ممکن است از دنیا برود – باید در دوران اولیه زندگی ما اتفاقات زیادی به درستی پیش رفته باشد.
ممکن است این حالت را دلبستگی اضطرابی بنامیم، اما این اصطلاح شاید بیش از حد مؤدبانه باشد. با توجه به رفتارهایی که این نوع دلبستگی ایجاد میکند، شاید بهتر باشد آن را دلبستگی خصمانه بنامیم. در مواجهه با عشق، برخی از ما نیاز داریم بهطور تهاجمی و انفجاری، هر لحظه آنچه به ما داده میشود را مورد آزمون قرار دهیم.
ممکن است احساس کنیم که هر بار شریکمان با دوستی بیرون میرود، صحنهای از حسادت ایجاد کنیم، زیرا در اعماق وجودمان باور نداریم که او واقعاً میتواند هم ما و هم دیگران را دوست داشته باشد. اگر برای ما شام یا هدیهای تهیه کند، ممکن است ناخودآگاه تصمیم بگیریم فضا را خراب کرده و بحرانی ایجاد کنیم – فقط برای اینکه نشان دهیم بهسادگی فریب نمیخوریم.
در گذشتهٔ فردی با دلبستگی اضطرابی، تهدیدهای شدیدی علیه یکپارچگی عشق وجود داشته است که باعث شده هوشیاری دائمی تنها راه برای احساس امنیت باشد. برخلاف افراد با دلبستگی اجتنابی، افرادی با دلبستگی اضطرابی عشق را تجربه کردهاند، اما در کنار آن با خطرات جدی نیز مواجه شدهاند:
تراژدی این است که افراد با دلبستگی اضطرابی، در تلاش مذبوحانه خود برای مطمئن شدن از ثبات یک رابطه، ممکن است –کاملاً بیدلیل– آن را از هم بپاشند. شریکی که در ابتدا قصد کاملی برای وفاداری دارد، ممکن است در نهایت پس از زیر سؤال بردنهای مداوم، به این فکر بیفتد که آیا با شخص دیگری وضعیت بهتری نخواهد داشت. پس از بار صدمی که مورد تردید قرار میگیرد، شریک زندگی ممکن است در نهایت دلیلی واقعی برای تردید پیدا کند.
✅ باور عامل اصلی انتخابها
هر نتیجهای که تو زندگیمون میگیریم، چه خوب چه بد، مستقیم به رفتار و عملکردمون برمیگرده.
اما این رفتارها از کجا میان؟
از تصمیمهامون.
تصمیمها هم ریشه توی افکارمون دارن.
و افکارمون از باورهایی شکل میگیرن که سالهاست تو ذهنمون جا خوش کردن.
پس اگه میخوای تو زندگیت نتیجههای جدید بگیری،
باید از ریشه شروع کنی؛
یعنی تغییر باورها و دیدگاهت.
همهچیز از ذهن شروع میشه، تغییرات بیرونی همیشه از تغییرات درونی آغاز میشن.
🎥یکی از وظایف مادر در فرآیند منتالیزیشن ( ذهنی سازی )
نام گذاری و تمایز تجربه های احساسی بچه است ....
برای مثال با نام گذاری احساسات و هیجاناتی که کودک تجربه می کند؛
گرسنه ات بود ؟ اذیت شدی ؟ عزیزم؟
این ها یعنی مادر داره هیجانی را برای نوزاد و یا کودک منتالایز
می کند !
مامان داره سیستم حسی و تجربه ای کودک رو ترجمه می کند به سیستم عقلانی و تفکر
به این فرآیند منتالیزیشن می گویند ...
یعنی استفاده کردن از زبان برای یک فهم عرفی و عقلانی از تجربه کودک ...
استنلی کاول در مقاله درخشانش درباره شاه لیر به عنوان "پرهیز از عشق" مینویسد:
"علت تراژدی این است که ما ترجیح میدهیم
جهان را به آتش بکشیم
تا اینکه اجازه دهیم ما را در معرض تغییر قرار دهد"
ما ترجیح میدهیم که همه چیز را نابود سازیم تا اینکه اجازه دهیم دیگران تغییرمان دهند، چرا که خاطرهی ما از اینکه چطور افراد خاصی در بدو زندگیمان تغییرمان دادهاند، بسیار پررنگ است؛ افرادی که میتوانستند بدبختی ما را گویی با جادو، به سعادت تبدیل کنند، و این کاری نبود که خودمان بتوانیم برای خویشتن انجام دهیم. (تنها کاری که میتوانستیم بکنیم این بود که نشانههای مبنی بر رنجوری و فلاکت خود به دست بدهیم و امیدوار باشیم کسی مقصودمان را دریابد)
در صحنه ی اول، پرده اول[تراژدی شاه لیر،شکسپیر]، این شاه لیر است که ترجیح میدهد جهان را به آتش بکشد تا اینکه خود را در معرض تغییر قرار دهد.
کاول میگوید: که ما همیشه به دنبال یک گزینهی جایگزین برای تغییر، یا آنطور که خودش می گوید:
"دنبال گزینه جایگزینی برای در معرض تغییر بودن هستیم."
همه چیز در زندگی به این بستگی دارد
که به جای تغییر ترجیح میدهیم چه کار کنیم.
آدام فیلیپس
حسرت: درستایش زندگی نازیسته
میثم سامان پور
