ar
Feedback
Green Lotus

Green Lotus

الذهاب إلى القناة على Telegram

ایران آزاد

إظهار المزيد
8 635
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+97 أيام
-930 أيام
أرشيف المشاركات
Emile Pandolfi – Amazing Grace.mp313.80 MB

دوست‌ات دارم و شادمانی من می‌گزد لبانِ نرم تو را. گرانه و سنگین بود این به من عادت کردن‌ات. عادت به روح منزوی و وحشی من و نامم که از آن گریزان‌اند همه. مدیدی هست ای مروارید تک تو را عاشق‌ام و تو را چون بانوی کهکشان باور دارم. گل‌های شادی را از کوه‌پایه می‌چینم فندق‌های سیاه تو را و سبدهایی از حصیر جنگل پر از بوسه‌ها با تو چنان می‌کنم که بهار با درختان گیلاس. -پابلو نرودا

Buckethead – I Love My Parents.mp39.54 MB

ﺍﯾﮑﺎﺭﻭﺱ ! ﺍﯾﮑﺎﺭﻭﺱ ! ﺩﺭ ﺳﺮ ﭼﻪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﯿﺎﻥِ ﺍﺑﺮِ ﺑﺎﺭﺍﻥﺧﯿﺰ ﺷﯿﺮﺟﻪ ﻣﯽﺭﻓﺘﯽ؟ ﺁﯾﺎ ﭼﺸﻢﻫﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﺧﻮﻥ ﺗﻬﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ، ﻭ ﺩﻧﺪﺍﻥﻫﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﺟﺮﯾﺎﻥِ ﺗﻨﺪِ ﻫﻮﺍ ﯾﺦ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ؟ ﺳﺮﺥ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ ﺍﺳﺖ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕِ ﺳﻘﻮﻁﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ . ﺳﺮﺥ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ ﺍﺳﺖ ﺍﺫﻫﺎﻥِ ﺷﺎﻫﺪﺍﻥ . ﺳﺮﺥ ﺍﺳﺖ ﺳﻔﯿﺪﯼِ ﭼﺸﻢﻫﺎ ، ﻭ ﺳﻔﯿﺪ ﺍﺳﺖ ﮔﻮﻧﻪﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮔﻠﯽ ﺑﻮﺩ . -ﮔﺎﻭﯾﻦ ﺑﻨﺘﺎﮎ ‏

ﺍﯾﮑﺎﺭﻭﺱ ! ﺍﯾﮑﺎﺭﻭﺱ ! ﭼﻪ ﻋﺎﻟﯽ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻫﻨﻮﺯ ﺳﻘﻮﻁ ﻣﯽﮐﻨﯽ . ﺁﯾﺎ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﭙﯿﻮﻧﺪﻡ؟ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺍﺳﺖ ، ﺍﯾﮑﺎﺭﻭﺱ ، ﻧﺰ
ﺍﯾﮑﺎﺭﻭﺱ ! ﺍﯾﮑﺎﺭﻭﺱ ! ﭼﻪ ﻋﺎﻟﯽ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻫﻨﻮﺯ ﺳﻘﻮﻁ ﻣﯽﮐﻨﯽ . ﺁﯾﺎ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﭙﯿﻮﻧﺪﻡ؟ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺍﺳﺖ ، ﺍﯾﮑﺎﺭﻭﺱ ، ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺍﺳﺖ ، ﻧﺰﺩﯾﮏ ﮔﺎﻭﯾﻦ ﺑﻨﺘﺎﮎ - ﻣﺤﺼﺺ

Maria_Daines_~_Y [NRt6YZV0Fz0].mp315.33 MB

آنچه زبان می‌خورد همیشه همان چیزی‌ست که زبان را می‌خورد : امیدِ آمدن ِلغتی لغتی که نمی آید تو آنسوتر آنجاتر برابر من ایستاده ای برابر بامن و چهره ام چیزی به آینه از من نمی‌دهد چیزی از آینه درمن می‌کاهد و انتظار صخرۀ سرخ نوکِ زبانِ تو امیدِ آمدن ِلغتی ست لغتی که نمی آید .. -یدالله رویایی

گفتم غمِ تو دارم گفتا غمت سر آید گفتم که ماهِ من شو گفتا اگر برآید گفتم ز مِهرورزان رسمِ وفا بیاموز گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید گفتم که بر خیالت راهِ نظر ببندم گفتا که شب‌رو است او از راهِ دیگر آید گفتم که بویِ زلفت گمراهِ عالَمَم کرد گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید گفتم خوشا هوایی کز بادِ صبح خیزد گفتا خُنُک نسیمی کز کویِ دلبر آید گفتم که نوشِ لعلت ما را به آرزو کشت گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید گفتم دلِ رحیمت کِی عزمِ صلح دارد گفتا مگوی با کس تا وقتِ آن درآید گفتم زمانِ عِشرت دیدی که چون سر آمد گفتا خموش حافظ کاین غصّه هم سر آید

Melody Gardot – The Willow.mp39.64 MB

ترسیده‌ای؟ از که؟ از جهان؟ من جهانت. از گرسنگی؟ من گندمت. از بیابان؟ من بارانَت. از زمان؟ من کودکی‌ات. از سرنوشت؟ آه.. من هم از سرنوشت می‌ترسم. - محمد ماغوط

2_5391284352871048075.mp310.77 MB

- کیستی تو؟ از خود چه می‌گویی؟ - من صدایِ فریاد‌کننده‌ای در بیابان‌م. "یحیی نبیّ"

Vladimir_Ashkenazy_piano,_Itzhak.mp342.53 MB

اگر [ثروت] روزى جنبهٔ عمومى پيدا كند،ديگر امتيازی ‌برای‌كسى به‌وجود نخواهد آورد.و اگر همه بطور يكسان از فراغت و آسايش بهره‌مند شوند،تودهٔ مردم كه به دليل فقر عقب مانده اند خيلى زود بـه آگاهى مى رسـند، و دير يا زود متوجـه مى شوند كه اقليت مـمتاز كار خاصـى انجام نمى دهـند. وجود يك جامعه‌ى طبـقاتى تنها بـر اساس [فـقر] و [نـادانى] ممكن می شـود ! - جورج اورول / 1984

Fancis Bacon
Fancis Bacon

-هارولد پارکر «پرومته در زنجیر» غرورِ من در ابدیتِ رنجِ من است..
-هارولد پارکر «پرومته در زنجیر» غرورِ من در ابدیتِ رنجِ من است..

2_763504293121810090.mp38.05 MB

در باغی رها شده بودم. نوری بیرنگ و سبک بر من وزید. آیا من خود بدین باغ آمده بودم و یا باغ اطراف مرا پر کرده بود؟ هوای باغ از من می گذشت و شاخ و برگش در وجودم می لغزید. آیا این باغ سایه ی روحی نبود که لحظه ای بر مرداب زندگی خم شده بود؟ ناگهان صدایی باغ را در خود جا داد، صدایی که به هیچ شباهت داشت. گویی عطر خودش را در آینه تماشا می کرد. همیشه از روزنه ای ناپیدا این صدا در تاریکی زندگی ام رها شده بود. سرچشمه ی صدا گم بود، من ناگاه آمده بودم. خستگی در من نبود، راهی پیموده نشد. آیا پیش از این زندگی ام فضایی دیگر داشت؟ ناگهان رنگی دمید، پیکری روی علف ها افتاده بود. انسانی که شباهت دوری با خود داشت. باغ در ته چشمانش بود و جا پای صدا همراه تپش هایش. وجودش بیخبری شفافم را آشفته بود. وزشی برخاست دریچه ای بر خیرگی ام گشود، روشنی تندی به باغ آمد. باغ می پژمرد و من به درون دریچه رها می شدم. - سهراب سپهری

سده‌ها رفته است و سده‌ها در راهند آیا آدم هنوز می‌تواند آدم باشد؟ در کندوهای خلایق ولوله برپاست اما شانه‌های عسل، تهی و له شده‌اند و نسل‌هایی پا می‌گیرند که با سکوت بیگانه‌اند ای وای به وحشتناک‌ترین تقویم‌ها و کشتگان چنان بسیارند که نمی‌توان بر تک‌تک ایشان گریست چه اندوخته‌ایم؟ چه به کف آورده‌ایم تا فرزندانی را میراثی در خور باشد؟ ‌ - لنا کاستنکو چون به چشمانت می‌نگرم