ar
Feedback
Green Lotus

Green Lotus

الذهاب إلى القناة على Telegram

ایران آزاد

إظهار المزيد
8 593
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-127 أيام
-3330 أيام
أرشيف المشاركات
آن کس که بصیرت دارد اما در میان شیفتگانی فریب خورده قرار گرفته است، به کسی می ماند که ساعتش درست کار می کند و در شهری زندگی می کند که ساعت همه ی برج ها غلط تنظیم شده اند. فقط اوست که وقت درست را می داند، اما چه سود ؟ دیگران همه، خود را با ساعت های شهر که وقت غلط را نشان می دهند وفق می دهند، حتی کسانی که می دانند فقط ساعت او وقت درست را نشان می دهد. - شوپنهاور

این وظیفه ی گریزناپذیر نگریستن به خویش: اگر کس دیگری هم مرا تماشا میکند، طبعا من هم باید خودم را تماشا کنم؛ اگر هیچ کس به من نگاه نمیکند، من باید خیلی دقیق تر به خود بنگرم. -کافکا

By Edgar Degas
By Edgar Degas

@soohrab_seepehri همیشه عاشق تنهاست. و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست. و او و ثانیه ها می روند آن طرف روز. و او و ثانیه ها روی نور می خوابند. و او و ثانیه ها بهترین کتاب جهان را به آب می بخشند. و خوب می دانند که هیچ ماهی هرگز هزار و یک گره رودخانه را نگشود. - سهراب سپهری

چیزی هست که می شکند در تو در من در ما آیا تو نیز می شنوی؟ آیا تو نیز می شکنی ؟ - بهمن فرسی

Folk Songs, Set No. 12A Lament.mp35.69 MB

برای تو ای یار رفتم راسته‏‌ى پرنده فروش‌‏ها و پرنده‏‌هايى خريدم براى تو اى يار رفتم راسته‌‏ى گل‌فروش ‏ها و گل‏‌هايى خريدم براى تو اى يار رفتم راسته‌‏ى آهنگرها و زنجيرهايى خريدم زنجيرهاى سنگينى براى تو اى يار بعد رفتم راسته‌‏ى برده‏‌فروش‏‌ها و دنبال تو گشتم اما نيافتمت اى يار. -ژاک پره ور

by Max Levia
by Max Levia

photo content

رنج ارزشی ندارد. نه هاله ای ست بالای سرش، نه هیچ بخشی از تن تاریکت را می افروزد. (نه حتی آن بخشی که خاطرع یا وهم شادی روشن اش می کنند) رنج می بری، چنان که سگ زخمی یا حشره ای مسموم. ممکن است آیا که بزرگتر باشد رنجت از گربه ای مویان که دیدی ستون فقرات درهم شکسته به گرزی که خود را به فاضلاب می کشاند و حتی یارای مردن اش نیست؟ داد فانی است، بیداد هرگز. رنج تو را با موش ها و سوسک ها هم پایه می کند که دنبال آفتاب اند و در میان فاضلاب ها و بدن های نفرت انگیزشان در میان مدفون ها شادمانه در تقلایند. - رنج / فرریرا گولار

Akira Kosemura - DNA.mp312.33 MB

Akira Kosemura - DNA.mp312.33 MB

[می‌خندد، می‌خندد و خود را رها می‌کند؛ به‌طوری که دو نفر دیگر کشان‌کشان می‌برندش. با خنده.] اما، اما فراموش نکنید که از شب نمی‌شود فرار کرد. شاید بخاهید بدوید، اما شب از شما تندتر می‌دود. شما عرق می‌کنید و قلبتان به تپش می‌افتد و می‌ایستید. آنگاه- شب شما را در آغوش می‌گیرد. به شما نصیحت می‌کنم که برای فرار از شب روز را خراب کنید [فریاد می‌زند.] روز را خراب کنید! روز را خراب کنید! [از صحنه خارجش می‌کنند.] صندلی کنار پنجره بگذاریم و بنشینیم به شب دراز تاریک خاموش سرد بیابان نگاه کنیم. - عباس نعلبندیان

Part One Electric Eye_6559075.mp35.40 MB

هر شب و هر روز، برخی با مصیبت زاده می‌شوند. هر روز و هر شب، گروهی به روشنیِ روز زاده می‌شوند؛ گروهی به روشناییِ شیرینِ روز، و گروهی به بی‌نهایتِ شب. - ویلیام بلیک

Porya Hatami - Xakelêwe.mp311.12 MB

آن زمان‌هایی که من نخواهم بود ابری با تو خواهد بود و سایه‌اش همیشه بالای سرت، آن ابر منم؛ نخواهی شناخت. نسیمی دامنت را به رقص درخواهد آورد گیسوانت پریشان یک دستت بر دامن و دیگری بر موهایت آن نسیم منم؛ نخواهی شناخت. شبانگاهی در رختخوابت به این‌سو و آن‌سو خواهی پیچید نه در خوابی و نه بیداری آن خواب‌ و خیال منم؛ نخواهی شناخت. در تنهایی‌ات، با کسی که نیست سخن خواهی گفت خواهی گفت، آن‌چه را که تا حال بر زبان نیاورده‌ای با گوش‌ِ جان تو را خواهد شنید آن که نیست، منم؛ نخواهی شناخت. سوز‌ و دردی بی‌هنگام را حس خواهی کرد بی‌آن‌که بدانی از کجاست قلبت در خاطرات به تپش خواهد افتاد آن درد و سوز منم؛ نخواهی شناخت.. - عزیز نسین

1|3 - Ecouri - E-Mantra (FLAC).flac34.81 MB

روشن تر از خاموشی چراغی ندیدم و سخنی به از بی سخنی نشنیدم ساکن سرای سکوت شدم و صدره ی صابری در پوشیدم مرغی گشتم چشم او از یگانگی پَر او از همیشگی در هوای بی چگونگی می پریدم -بایزید بسطامی

خود را به مطالعه سکوت سپردم و سکوت های مشهور را شمردم. تمام سکوت ها، سرشار از تامل های خجل بود که از حادثه های زمینی آب می خورد. تنها سکوت شفاف از آن خدا بود که برای شنیدنش بایست خارج از حوادث حیات حذف شد، در بی نهایت ممکن زیست و از افشاهای هراس انگیز نگریخت. -