ar
Feedback
نشر نی

نشر نی

الذهاب إلى القناة على Telegram

www.nashreney.com :وب‌سایت اینستاگرام: Instagram.com/nashreney تهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، شماره ۲۰ تلفن دفتر نشر: ۸۸۰۲۱۲۱۴ تلفن واحد فروش: ۸۸۰۰۴۶۵۸ ایمیل: info@nashreney.com

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام نشر نی

تُعد قناة نشر نی (@neypub) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 10 880 مشتركاً، محتلاً المرتبة 3 499 في فئة الكتب والمرتبة 28 813 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 10 880 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 26 أغسطس, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 119، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 6، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 19.26‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 9.52‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 2 095 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 1 036 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 9.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل ترجمه, نشر, خیابان, اقتصادی, قرن.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
www.nashreney.com :وب‌سایت اینستاگرام: Instagram.com/nashreney تهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، شماره ۲۰ تلفن دفتر نشر: ۸۸۰۲۱۲۱۴ تلفن واحد فروش: ۸۸۰۰۴۶۵۸ ایمیل: info@nashreney.com

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 27 أغسطس, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الكتب.

10 880
المشتركون
+624 ساعات
+607 أيام
+11930 أيام
أرشيف المشاركات
‌ ‌نشر نی برگزار می‌کند: خواندن تاریخ بیهقی مدرس: محمد راغب (حضوری) یکشنبه‌ها، یک هفته در میان، ساعت ۱۷ تا ۱۹ ادامهٔ مجلد ششم
‌ ‌نشر نی برگزار می‌کند: خواندن تاریخ بیهقی مدرس: محمد راغب (حضوری) یکشنبه‌ها، یک هفته در میان، ساعت ۱۷ تا ۱۹ ادامهٔ مجلد ششم، پنج جلسه، شروع از پانزدهم شهریورماه هزینهٔ دوره : ۶۰۰ هزار تومان منبع اصلی برای خواندن متن، تاریخ بیهقی (شرح خلیل خطیب رهبر) است که حواشی مفیدی هم برای حل مشکلات دارد. این کلاس برای آشنایی اولیه با تاریخ بیهقی است و ممکن است برای دانشجویان رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی مطلب تازه‌ای نداشته باشد. ثبت نام: @nashreney_pr

‌ ‌سنگين و غمزده‌ام. هر وقت غمى به من هجوم مى‌آورد سنگين و لخت مى‌شوم انگار همهٔ نيروى حياتىِ مرا خشک مى‌كند. و اين هجوم مثل
‌ ‌سنگين و غمزده‌ام. هر وقت غمى به من هجوم مى‌آورد سنگين و لخت مى‌شوم انگار همهٔ نيروى حياتىِ مرا خشک مى‌كند. و اين هجوم مثل سيل نيست كه ناگهان فرارسد و هر چيز را با خشم و خروش درهم بريزد. سيلابى است كه انگار دشتى را فرا مى‌گيرد، اندک‌اندک بالا مى‌آيد و همه چيز را دربرمى‌گيرد و غرق مى‌كند، آب از سر مى‌گذرد. من هرگز چاره‌اى جز صبر نداشته‌ام، بايد تحمل كنم تا در دل اين دريا غرق نشوم. زمين وجودم اين آب را فرو خورد و در خود كشد و آن وقت من دوباره مثل درختى سركشم و شاخ و برگم را در پرتو خورشيد خشک كنم. اكنون سيلاب رو به نشيب دارد و من رو به فراز. اين است كه مى‌توانم چند كلمه‌اى بنويسم وگرنه آن‏گاه كه همه چيز غرقه است حتى توانايى خواندن هم نيست. چون كنجكاوى خاموش است و در اين حال مطالعه جز ملال چيزى ندارد. مشاهده يا گفت‏‌وگو هم ممكن نيست زيرا انسان در زندان تنهايى عقيم خود گرفتار است. فقط بايد صبر كرد. جهان به مجلس مستان بى‌خرد ماند كه رنج بيش برد هر كسى كه هشيار است از کتاب «شکاریم یک‌سر همه پیش مرگ» جستارها، گفتارها و نوشتارها شاهرخ مسکوب

نمایشنامه‌ی ریچارد سوم که در سال ۳-۱۵۹۲ نوشته شده، از همان آغاز با استقبال فراوان خوانندگان و تماشاگران روبرو شد، چندان که آن
نمایشنامه‌ی ریچارد سوم که در سال ۳-۱۵۹۲ نوشته شده، از همان آغاز با استقبال فراوان خوانندگان و تماشاگران روبرو شد، چندان که آن را در کنار هملت و رومئو و ژولیت در شمار محبوب‌ترین آثار شکسپیر جای داده‌اند. این نمایشنامه داستان برآمدن و فروافتادن شاهی منفور را بازمی‌گوید. اما شکسپیر سیمای این مرد زشت‌صورت و زشت‌سیرت را چنان تصویر کرده که حضورش بر صحنه، همه‌ی شخصیت‌های دیگر را به محاق می‌برد. این هیولای بی‌شفقت که در راه رسیدن به تاج و تخت انگلیستان از هیچ دروغ و خدعه و جنایتی رویگردان نیست، با هوشی اهریمنی و نگاهی ژرفکاو تا اعماق وجود قربانیانش نفوذ می‌کند و آز و شهوت این یک یا عقل سست‌پای دیگری را آماج خود می‌گیرد. از این روست که جملگی را به‌آسانی می‌فریبد و سرانجام به نابودی می‌کشاند. اما فزون‌خواهی و غرور بی‌حدش سرانجام او را نیز قرین رسوایی و تباهی می‌کند. ریچارد سوم ویلیام شکسپیر ترجمهٔ عبدالله کوثری

‌ ‌حد تقریر لکان، هنر و ادبیات ناتاشا محرم‌زاده

فایل صوتی جلسهٔ نقد و بررسی کتاب «مکاشفات جادو» مجموعهٔ سی نمایش‌نامه نوشتهٔ نغمه ثمینی

‌ ‌چاپ سیزدهم منتشر شد «تحلیل ردیف» ویراست سوم براساس نت‌نویسی ردیف میرزا عبدالله با نمودارهای تشریحی داریوش طلایی اثر برگزید
‌ ‌چاپ سیزدهم منتشر شد «تحلیل ردیف» ویراست سوم براساس نت‌نویسی ردیف میرزا عبدالله با نمودارهای تشریحی داریوش طلایی اثر برگزیده در سی‌وچهارمین دوره‌ی کتاب سال ۱۳۹۵ در حوزه‌ی موسیقی ‌ ‌در موسیقی ایرانی کارگانی متشکل از گوشه‌ها، آوازها و دستگاه‌ها که شامل مجموعه‌ای از ملودی‌هاست ردیف نامیده می‌شود و استادان موسیقی ایرانی از دیرباز برای حفظ و آموزش موسیقی ایرانی آن را به کار برده‌اند. این کارگان در اصل به صورت شفاهی، با سلیقه‌ها و در شکل‌ها و اندازه‌های متنوع تدریس می‌شده است. این شیوه‌ی تدریس به «روش آموزش سینه به سینه» معروف است. به تدریج و خصوصاً از زمان ثبت نوشتاری و صوتی موسیقی در ایران، ردیف شکل تثبیت شده‌تری یافت و بعضی از کامل‌ترین روایت‌های آن به نام راویانش شناخته شدند. این کتاب با روشی نو و یگانه ردیف میرزا عبدالله، یکی از معتبرترین روایت‌های ردیف موسیقی ایرانی و در عین حال رایج‌ترین آن‌ها، را تحلیل و بررسی می‌کند. ویژگی این روش نگاه به ردیف موسیقی دستگاهی ایران به مثابه یک زبان موسیقایی خاص است.

Repost from نشر نی
‌ ‌نشر نی برگزار می‌کند: جلسهٔ نقد و بررسی کتاب «ماتریدی و گسترش کلام اهل سنت در سمرقند» اولریشرودلف ترجمهٔ سید لطف‌الله جلال
‌نشر نی برگزار می‌کند: جلسهٔ نقد و بررسی کتاب «ماتریدی و گسترش کلام اهل سنت در سمرقند» اولریشرودلف ترجمهٔ سید لطف‌الله جلالی با حضور: نصرالله پورجوادی مهرناز باشی‌زاده مقدم ناصرقلی سارلی لطف‌الله جلالی و فرزاد نعمتی زمان: سه‌شنبه ۳ شهریورماه، ساعت ۱۸ مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم

‌فقط اینترنت هم نیست، هم ماهواره قطع شده و هم تلفن‌های خارج. تلویزیون هم هی راه‌به‌راه می‌گوید که ما نیستیم آقا، خودش قطع شده، جهانی است و فلان. اس‌ام‌اس هم داده‌اند که به پیر، به پیغمبر، کار ما نیست، ربطی به داخل ندارد. شبیه این بچه‌هایی که زده‌اند سرویس چینی فلان‌تومنی ننه‌شان را خُردوخاکشیر کرده‌اند و بعد توپ را یک جور سربه‌نیست کرده‌اند و نشسته‌اند روی مبل که ما اصلاً توپ‌بازی نمی‌کردیم. من می‌گفتم دست‌شان خورده کلاً این سیم بین ایران و بقیۀ دنیا قطع شده، حالا سرش را پیدا نمی‌کنند که دوباره وصلش کنند. حتماً مثل کش تنبان در رفته و آن تو مانده. حالا الآن نه، دو روز دیگر، نه، دو ماه دیگر. سرش را پیدا می‌کنند بالأخره. اما حسین همچنان گیر داده به این داستان گروگان‌گیری و بستن مرزها و خلاصه فرار. وقتی رفتم بیرون دیدم بیا‌و‌ببین که این کک فقط به تنبان حسین و امیر نیفتاده، انگار به همۀ تنبان‌های شهر افتاده که آی اینترنت را قطع کرده‌اند، مرز‌ها را بسته‌اند، ما را گروگان گرفته‌اند و چه می‌دانم احتمالاً توی آب شهر هم چیزی ریخته‌اند که ما بیشتر ادرارمان بگیرد، هی برویم مستراح و فرصت فکر کردن و قیام و شورش و انقلاب را از دست بدهیم. این آخری را البته به خاطر خودم می‌گویم.‌‌‌ ‌‌از رمانِ «او را صدا بزن» پگاه پزشکی

‌‌‌ ‌اسکندر و عیاران تلخیص از کلیات هفت‌جلدی اسکندرنامهٔ نقالی منوچهرخان حکیم‌ ‌گزینش و ویرایش: علیرضا ذکاوتی قراگزلو ‌در میا
‌‌‌ ‌اسکندر و عیاران تلخیص از کلیات هفت‌جلدی اسکندرنامهٔ نقالی منوچهرخان حکیم‌ ‌گزینش و ویرایش: علیرضا ذکاوتی قراگزلو ‌در میان قصه‌ها، نوع پهلوانی آن البته توأم با چاشنی حکایات عاشقانه و ماجراهای عیاری و پندارهای جادویی از همه بیشتر خواستار داشته و دارد و در چهار قرن اخیر مفصل‌ترین و پرتنوع‌ترین این قصه‌ها اسکندرنامه تحریر نقالی است که خود مرحله‌ای از تکامل فن داستان‌پردازی را در سرزمین ما رقم می‌زند، چنان‌که قهرمانان این قصه را گاه می‌توان با ولگرد ماجراجو و همه‌فن‌حریف داستان‌های پیکارسک اواخر قرونِ وسطای اروپا مقایسه کرد و حتی می‌توان مجموعاً اسکندرنامه تحریر نقالی را نوعی هجویهٔ داستان‌های تاریخی و پهلوانی قدیم انگاشت که در مواردی یادآور دن کیشوت است. همچنین می‌توان اسکندرنامهٔ نقالی را پیش‌درآمد رمان تاریخی جدید فارسی فرض کرد. تحول شخصیتی در قهرمانان محسوس و ملموس است که گرچه هنوز جمعی می‌اندیشند یا به انگیزهٔ دینی عملی می‌کنند اما در آستانهٔ انتقال به فردیت هستند و این خود انعکاس تحول اجتماعی است و ورود به عصر جدید را رقم می‌زند.

فایل صوتی رویداد گفت‌وگو دربارهٔ کتاب «اقتصاد از دیدگاه انسانی» نوشته‌ٔ محمد طبیبیان با حضورِ حسین عبده تبریزی، فرهاد نیلی، امیرحسین خالقی، مرتضی کاظمی، محمدعلی نیازی و نویسنده

‌ منتشر شد مارینو فالیرو، دوک ونیز لرد بایرون ترجمهٔ حسین قدسی نمایش‌نامه؛ از مجموعهٔ جهان نمایش (۸۴) – به دادخواهی آمده‌ام.
‌ منتشر شد مارینو فالیرو، دوک ونیز لرد بایرون ترجمهٔ حسین قدسی نمایش‌نامه؛ از مجموعهٔ جهان نمایش (۸۴) – به دادخواهی آمده‌ام. – نزد که؟ – خدا، و دوک ونیز. – افسوس دوست من! دادخواهی‌ات را نزد دو کسی آورده‌ای که کمترین ارزش و احترام را در ونیز دارند. (از متن نمایش‌نامه) جهان نمایش مجموعه‌ای است از متن‌هایی که برای صحنه‌ی نمایش یا درباره‌ی آن نوشته شده‌اند. انواع نمایش‌نامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایش‌نامه‌هایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متن‌های نظری در حوزه‌ی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای می‌گیرند.

‌ ‌قطعنامۀ تقسیم سرزمین فلسطین در نوامبر ۱۹۴۷ جرقۀ خشونت‌هایی بود که وزارت امورخارجه و پنتاگون پیش‌بینی کرده بودند، خشونت‌هایی که صهیونیست‌ها برای آن آمادگی داشتند. ۳۳ مورد قتل‌عام دهکده‌های فلسطینی گزارش شده است که حداقل نیمی از آن‌ها پیش از ورود کشورهای عربی به جنگ ۱۹۴۷ اتفاق افتاده بود. نیروهای صهیونیستی آمادگی بیشتر و برتری عددی واضحی بر طرف مقابل داشتند. در پایانِ «جنگ استقلال» بیش از ۷۵۰ هزار زن و مرد و کودک فلسطینی به نحو بی‌رحمانه‌ای از سرزمینشان اخراج شده بودند. صهیونیست‌ها به نیمی از اهداف خود نائل شده بودند و تشکیل دولت خودخواندۀ یهود به واقعیت پیوسته بود. براساس نوشتۀ مورخ اسرائیلی، تام سِگِف، «اسرائیل از خلال ترور، جنگ و شورش زاده شد، و شکل‌گیری آن نیازمند رویکردی توأم با افراط‌گرایی و قساوت بود». قتل‌عام‌ها به‌وسیلۀ نیروهای صهیونیست از جمله شبه‌نظامیانی صورت می‌گرفت که در سال‌های پیش از قطعنامۀ تقسیم اقدام به عملیات تروریستی می‌کردند. بگین که رسماً مسئولیت عملیات‌های تروریستی بسیاری را در بیت‌المقدس به عهده گرفت، بعدها طی مصاحبه‌ای با تلویزیون آمریکا، با افتخار به نقش خود در عملیات تروریستی اعتراف کرد. هنگامی که مصاحبه‌کننده از وی پرسید «در سایۀ همۀ این وقایعی که اتفاق افتاده است چه احساسی دارید که پدر تروریسم خاورمیانه نامیده شوید؟»، بگین پاسخ داد: «در خاورمیانه؟ بگویید در سراسر دنیا!» از کتابِ «در برابر وجدان خویش» آلیسون ویر ترجمهٔ منصور آسیم

‌ ‌نشر نی برگزار می‌کند: خوانش رمان فارسی مدرس: محمد راغب یکشنبه‌ها، ساعت ۱۷ تا ۱۹ چهار جلسه، شروع ۲۲ شهریورماه هزینهٔ دوره :
‌ ‌نشر نی برگزار می‌کند: خوانش رمان فارسی مدرس: محمد راغب یکشنبه‌ها، ساعت ۱۷ تا ۱۹ چهار جلسه، شروع ۲۲ شهریورماه هزینهٔ دوره : ۶۰۰ هزار تومان برنامهٔ جلسات: جلسهٔ اول (۱۴۰۵/۶/۲۲): جن‌نامه (۱۳۷۶) هوشنگ گلشیری جلسهٔ دوم (۱۴۰۵/۷/۵): عمر نخستین (۱۳۷۳) کاظم رضا جلسهٔ سوم (۱۴۰۵/۷/۱۹): همنوایی شبانهٔ ارکستر چوب‌ها (۱۳۷۵) رضا قاسمی جلسهٔ چهارم (۱۴۰۵/۸/۳) گنجشک‌ها بهشت را می‌فهمند (۱۳۷۶) حسن بنی عامری ثبت نام: @nashreney_pr

فایل صوتی جلسهٔ نقد و بررسی کتاب «شهرسازان و شهرسازی: رودررو با حرفه» نوشتهٔ مریم کهنسال نودهی با حضور: کمال اطهاری نفیسه آزاد محسن آزموده و نویسنده

چرا تو اينقدر بدبخت هستى، وارنكا؟ فرشته كوچولوى من! من فكر مى‏‌كنم تو مهربان، دوست‌‏داشتنى، و بافرهنگ هستى؛ پس چرا بايد چنين
چرا تو اينقدر بدبخت هستى، وارنكا؟ فرشته كوچولوى من! من فكر مى‏‌كنم تو مهربان، دوست‌‏داشتنى، و بافرهنگ هستى؛ پس چرا بايد چنين سرنوشت بدى نصيبت شده باشد؟ چرا اصلاً هميشه بايد آدم‌هاى خوب در بدبختى به سر ببرند، درحالى‌‏كه خوشبختى ناخواسته به سراغ آدم‌هاى ديگر مى‌‏رود؟ مى‌‏دانم، مى‌‏دانم، مامكم، كه خوب نيست آدم اينطور فكر كند، و اينطور فكركردن كُفر است؛ امّا از صميم دل مى‌‏پرسم، صادقانه مى‏‌پرسم، چرا بايد كلاغِ سرنوشت براى بچه‏‌اى كه هنوز در شكم مادرش است قارقار خوشبختى سر بدهد، امّا بچهٔ ديگرى در يتيم‏‌خانه پا به دنياى خداوند بگذارد؟ انگار كسى هست كه مى‏‌گويد: «تو، ایوان، دستت را روى كيسه‌‏هاى پول خانواده‌‏ات بگذار، بخور، بنوش، و شاد باش؛ امّا تو، اسمت هرچه هست، مى‏‌توانى فقط دُور لبت را بليسى و نصيبت از اين دنيا همين است، بنده خدا!» گناه است مامكم، اينطور فكركردن گناه است، امّا در اينطور موارد گناه دزدانه به دل آدم راه پيدا مى‌‏كند و آدم كارى از دستش برنمى‏آيد. دلم مى‌‏خواست تو هم سوار يكى از همين كالسكه‏‌ها مى‌‏شدى، عزيز دلم، گنجينهٔ من.‌ ‌ از کتابِ «بیچارگان» فیودور داستایفسکی ترجمهٔ خشایار دیهیمی

‌ ‌نشر نی برگزار می‌کند: جلسهٔ نقد و بررسی کتاب «ماتریدی و گسترش کلام اهل سنت در سمرقند» اولریش رودلف ترجمه‌ی سید لطف‌الله جل
‌ ‌نشر نی برگزار می‌کند: جلسهٔ نقد و بررسی کتاب «ماتریدی و گسترش کلام اهل سنت در سمرقند» اولریش رودلف ترجمه‌ی سید لطف‌الله جلالی با حضور: نصرالله پورجوادی مهرناز باشی‌زاده مقدم ناصرقلی سارلی لطف‌الله جلالی و فرزاد نعمتی زمان: سه‌شنبه ۳ شهریورماه، ساعت ۱۸ مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم

كمال مطلوب آن است كه محكوم همچون مايملكى سودآور تلقى شود: برده‌‏اى در خدمت همه. چرا جامعه بايد زندگى و بدنى را نابود كند كه مى‏‌تواند به مالكيت خود در آورد؟ مفيدتر آن است كه او را «بسته به ماهيت جرم‏‌اش براى مدت زمانى كوتاه يا بلند، به‌‏صورت برده به خدمت كشور» در آورد؛ بسيارى از راه‌‏هاى فرانسه صعب‏‌العبورند و مانع از تجارت مى‌‏شوند؛ بايد از دزدان كه آنان نيز مانعى بر سر راه گردش آزادانه‌‏ى كالاهايند، براى بازسازى جاده‌‏ها استفاده كرد. گوياتر و رساتر از سرمشق دادن با مرگ، «سرمشقِ انسانى [است] كه همواره در پيش چشم است، انسانى كه آزادى‌‏اش سلب شده و مجبور است مابقى عمر را صرفِ جبران خسارتى كند كه به جامعه وارد آورده است». در نظام پيشين، بدنِ محكومان دارايى شاه بود كه شاه داغ و نشان خود را بر آن مى‌‏زد و اثرهاى قدرت‏‌اش را بر آن مى‏‌كوبيد. اما اكنون بدن محكوم بيشتر [دارايىِ]جامعه است، ابژه‏‌ى يك مالكيت جمعى و مفيد. از همين‌‏رواست كه اصلاح‏‌گرايان تقريباً هميشه كارهاى عمومى را به‌‏منزله‌‏ى بهترين كيفرِ ممكن پيشنهاد مى‏‌كردند؛ عرض‌‏حال‏ها نيز آنان را همراهى مى‏‌كردند: «بگذاريد [كسانى كه] به كيفرى خفيف‌‏تر از مرگ محكوم شده‌‏اند براى مدت زمانى متناسب با جرم‏‌شان، به كارهاى عمومى گمارده شوند.» كارهاى عمومى بر دو چيز دلالت داشت: منفعت جمعى در كيفر دادنِ محكوم، و ويژگىِ قابل مشاهده و قابل كنترلِ مجازات. بدين ترتيب، مجرم دو بار تاوان مى‌‏داد: يكى با كار كردن، و ديگرى با نشانه‌‏هايى كه توليد مى‌‏كرد. محكوم در بطن جامعه، در ميدان‏‌هاى عمومى يا بزرگ‏راه‌‏ها، كانون سودها و دلالت‌‏ها بود. او به شيوه‏‌اى قابل مشاهده، در خدمت همه بود؛ اما در همان حال، نشانه‌‏ى جرم مجازات را در ذهن همه مى‌‏لغزاند؛ اين فايده‏‌اى ثانوى و صرفاً اخلاقى اما به‏‌مراتب واقعى‏‌تر بود. از کتاب «مراقبت و تنبیه» میشل فوکو ترجمه‌ی نیکو سرخوش و افشین جهاندیده

فرزندانی که پدرانشان جان خود را در مبارزات انقلابی به خطر انداخته بودند، اينک جهانی را به نظاره نشسته‌اند که قرار بود بر اساس
فرزندانی که پدرانشان جان خود را در مبارزات انقلابی به خطر انداخته بودند، اينک جهانی را به نظاره نشسته‌اند که قرار بود بر اساس آرمان‌های انقلابی برپا شود، اما اينک شاهدند که اين جهان آکنده از ترس و تنگنا و تهیدستی شده است، با استبدادی ايدئولوژيک که بی‌وقفه خود را تکرار می‌کند و ديگر هيچ‌کس نه به مسلک و مکتب مستبدان اعتقادی دارد و نه گوشی برای شنيدن شعارهای تکراری آنان. چه بر سر آنانی آمده است که پدرانشان جان خود را برای آرمان‌های رهبری به خطر انداختند و در اين راه خونشان ريخته شد؟ از کتاب «رويارويی با پاسداران مطلق‌گرايی» جهان انديشگی لِشِک کولاکوفسکی تدوين و ترجمه‌ی خسرو ناقد

چاپ هشتم منتشر شد مانونگو ورا، خواننده‌ی انقلابی شیلیایی که کمی قبل از کودتای پینوشه، به‌گونه‌ای تصادفی از شیلی خارج شده و بع
چاپ هشتم منتشر شد   مانونگو ورا، خواننده‌ی انقلابی شیلیایی که کمی قبل از کودتای پینوشه، به‌گونه‌ای تصادفی از شیلی خارج شده و بعد از کودتا به پاریس رفته، در چند سال نخستِ بعد از کودتا با ترانه‌هایش زبان گویای وطن خفقان‌گرفته‌ی خود شده و در میان جوانان اروپا جایگاهی بی‌همانند پیدا کرده. اما حالا، دوازده سال بعد از کوتای ۱۹۷۳ دیگر نه اعتقادی به آنچه می‌خوانده دارد و نه چشم‌انداز امیدبخشی پیش روی خود می‌بیند. دیگر نمی‌خواهد به خودش و مخاطبانش دروغ بگوید. از سوی دیگر، صداهایی قدیمی و مرموز او را به زادگاهش، به وطنش می‌خوانند. پس به این امید که هستی تکه‌تکه‌شده‌ی خود را بار دیگر به هم پیوند بدهد، به شیلی بازمی‌گردد. اما آنچه در وطن می‌یابد بسی دور از انتظار و

‌ ‌در اسناد تاریخی، کودکان شخصیت خاص ندارند و اعدادی هستند که به کار گمارده شده‌اند، اما در داستان‌ها به جزئیات کار کودک و مس
‌ ‌در اسناد تاریخی، کودکان شخصیت خاص ندارند و اعدادی هستند که به کار گمارده شده‌اند، اما در داستان‌ها به جزئیات کار کودک و مسائلی اشاره می‌شود که کودکان با آنها روبه‌رو هستند. برای مثال، داستان‌نویسی همچون صادق چوبک به کودک نگاهی انسانی دارد و در داستان «عروسکِ فروشی» سویه‌ای جزئی از زندگی کودک را که به نام او گره خورده مطرح می‌کند: «پسرک نام بخصوصی نداشت. جعفر، جواد، اکبر، علی، همه را صداش می‌کردند. پرویز بوره هم صداش می‌کردند؛ چون موهای سرش و مژگانش سرخ زنجبیلی بود و چشمانش زاغ و پوستش سفید بود. می‌گفتند مادرش روسپی بوده و پدرش یک سرباز آمریکایی یا انگلیسی یا لهستانی یا روسی زمان جنگ بوده. شناسنامه نداشت؛ اما در دفتر دارالتأدیب زندان اسمش ‘حسن خونه تِخی’ ضبط شده بود و این اسم روش مانده بود.» (چوبک، 1351، ص 152) و با خواندن این متون درک مسئلۀ بی‌نامی کودکان کار، از گذشته تا امروز، برای ما ملموس‌تر می‌شود.