کیهانشناسی و کوانتوم
الذهاب إلى القناة على Telegram
📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام کیهانشناسی و کوانتوم
تُعد قناة کیهانشناسی و کوانتوم (@persiancosmology) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 16 861 مشتركاً، محتلاً المرتبة 813 في فئة حقائق والمرتبة 19 632 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 16 861 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 26 أغسطس, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 633، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 33، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 3.05%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 1.49% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 512 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 251 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 6.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل سیاره, ناسا, ستاره, آسمان, توسط.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“زیبایی علم این است که ادعا نمیکند کامل است.
🖋آلبرت انیشتین”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 27 أغسطس, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة حقائق.
16 861
المشتركون
+3324 ساعات
+1827 أيام
+63330 أيام
أرشيف المشاركات
16 861
دنیاهای موازی و ابعاد دیگر؛ واقعیت یا خیال؟🔺وقتی از دنیاهای موازی حرف میزنیم، معمولاً تصویری سینمایی در ذهنمان شکل میگیرد؛ جهانی شبیه جهان خودمان که در آن نسخهی دیگری از ما زندگی میکند. اما فیزیک مدرن چنین ادعای سادهای ندارد. «چندجهانی» یک نظریهی واحد نیست، بلکه نامی برای چند ایدهی متفاوت در کیهانشناسی و فیزیک بنیادی است. بعضی از این ایدهها از تورم کیهانی میآیند و بعضی دیگر با ساختارهای نظریههای بنیادیتر ارتباط دارند. 🔺یکی از جذابترین سناریوها، تورم ابدی است. در برخی مدلهای تورمی، انبساط شتابان اولیه میتواند در بخشهایی از فضا ادامه پیدا کند و در بخشهای دیگر متوقف شود؛ چیزی شبیه شکلگیری حبابهای جدا از هم. در این تصویر، جهان قابل مشاهدهی ما ممکن است فقط یکی از این حبابها باشد و حتی پارامترهای فیزیکی در مناطق مختلف متفاوت باشند. نکتهی مهم این است که این هنوز یک پیامد قطعی از تورم نیست؛ فقط بعضی مدلهای تورمی به چنین ساختاری منتهی میشوند. 🔺اما ابعاد دیگر داستان متفاوتی دارند. ما سه بُعد فضایی و یک بُعد زمانی را تجربه میکنیم، ولی برخی نظریههای بنیادی، مخصوصاً نظریهی ریسمان، برای سازگاری ریاضی به ابعاد بیشتری نیاز دارند. در بعضی مدلها این ابعاد اضافه میتوانند بسیار کوچک و فشرده باشند؛ آنقدر کوچک که در زندگی روزمره هیچ اثری از آنها نبینیم. فیزیکدانها حتی در برخورددهندههایی مثل LHC به دنبال نشانههایی از چنین فیزیک جدیدی بودهاند، اما تاکنون مدرک تجربی قطعی برای وجود ابعاد اضافه پیدا نشده است. 🔺اینجا باید یک مرز مهم را حفظ کنیم: ممکن بودن یک ایده در ریاضیات، به معنی واقعی بودن آن در جهان نیست. چندجهانی و ابعاد اضافه هنوز در قلمرو نظریهها و مدلهای قابل بررسیاند، نه واقعیتهای اثباتشده. حتی در مورد چندجهانی ناشی از تورم ابدی، مسئلهی مهمی به نام «مسئلهی اندازهگیری» وجود دارد که تعیین احتمال و پیشبینیهای قابل آزمون را بسیار دشوار میکند. 🔺و شاید همینجا ماجرا واقعاً جذاب میشود. در سال ۲۰۲۶ هنوز هیچ آزمایش مستقیمی نداریم که بگوید «بله، جهانهای موازی وجود دارند» یا «بله، ابعاد بیشتری در طبیعت پنهان شدهاند». اما فیزیک هم هنوز سؤال را کنار نگذاشته است؛ چون بعضی از جدیترین نظریههای ما، امکان چنین ساختارهایی را مطرح میکنند. فعلاً جهان برای ما یک حقیقت چهاربُعدیِ آشناست؛ ولی ممکن است این فقط بخشی از داستانی بسیار بزرگتر باشد. 🆔 @persiancosmology
16 861
دنیاهای موازی ابعاد بالاتر, از خیال تا واقعیت !🔹شاید «دنیاهای موازی» آن چیزی نباشند که در فیلمها میبینیم؛ یک جهان دیگر با نسخهی دیگری از ما که جایی آن طرفِ دیوار زندگی میکند. در فیزیک، چند ایدهی جدی وجود دارد که میتوانند به نوعی از جهانهای متعدد یا حتی ابعاد اضافه منجر شوند، اما هنوز هیچکدام بهعنوان واقعیت تجربی اثبات نشدهاند. 🔹از طرفی بعضی مدلهای کیهانشناسی، مثل تورم ابدی، اجازه میدهند جهان قابل مشاهدهی ما فقط یکی از «حبابهای» بسیار بزرگتری باشد؛ و در نظریههایی مثل ریسمان، ابعاد فضایی بیشتری هم وارد بازی میشوند. اما بین «از نظر ریاضی ممکن است» و «در طبیعت وجود دارد» فاصلهی بزرگی هست. 🔹شاید عجیبترین بخش ماجرا همین باشد: علم هنوز نمیداند جهان واقعاً چند بُعد دارد یا آیا جهان ما تنها جهان موجود است. فعلاً فقط میدانیم که واقعیت، احتمالاً خیلی عجیبتر از چیزی است که حواس ما اجازه میدهند ببینیم. 🔹 🆔 @persiancosmology
16 861
سطح یخزده پلوتون را همینحالا در گوگل مپ تماشا کنید! 😍🔺کاربران علاقهمند به نجوم میتوانند جزئیات شگفتانگیز سطح پلوتون را بهصورت مستقیم در گوگل مپس کاوش کنند. پلوتون در سال ۲۰۰۶ جایگاه خود را بهعنوان نهمین سیارهی اصلی منظومهی شمسی از دست داد، اما دادههای بصری آن همچنان در سرویسهای نقشهبرداری فضایی در دسترس پژوهشگران و عموم قرار دارد. 🔺دسترسی به نمای فضایی منظومهی شمسی از طریق کامپیوتر امکانپذیر شده و کاربران را به سفری مجازی در عمق فضا میبرد. ⬅️مراحل ورود به حالت فضایی و مشاهدهی عوارض سطحی پلوتون شامل موارد زیر میشود ورود به نسخهی وب گوگل مپس روی کامپیوتر شخصی رفتن به بخش Layers، انتخاب گزینهی More و فعالسازی نمای Globe view تغییر حالت نمایش نقشه به حالت ماهوارهای Satellite view کوچکنمایی کامل تا خروج از مدار زمین انتخاب نام پلوتون از فهرست اجرام فضایی در نوار کناری 🆔 @persiancosmology
16 861
🌌 تصویر نجومی روز ناسا | شفق رنگارنگ بر فراز آبشار ایسلند🔰این منظره خیرهکننده در آوریل ۲۰۲۵ بر فراز آبشار اسکوگافوس (Skógafoss) در ایسلند ثبت شده است؛ جایی که شفق قطبی همچون پردهای از نورهای سبز، صورتی و قرمز بر آسمان شب گسترده شده و به نظر میرسد رنگها بر فراز آبشار میبارند. این تصویر تنها با ۵ ثانیه نوردهی ثبت شده است. 🔰شفق قطبی زمانی شکل میگیرد که ذرات باردار موجود در باد خورشیدی توسط میدان مغناطیسی زمین به سوی مناطق نزدیک قطبها هدایت میشوند. این ذرات هنگام برخورد با گازهای موجود در جو، انرژی آزاد میکنند و نورهای رنگارنگ پدید میآورند. رنگ شفق به نوع گاز و ارتفاع برخورد بستگی دارد؛ اکسیژن معمولاً رنگهای سبز و قرمز و نیتروژن رنگهای آبی و صورتی ایجاد میکند. 🔰دیدن شفق قطبی به فعالیت مناسب خورشیدی، آسمان تاریک و صاف و قرار گرفتن در عرضهای جغرافیایی بالا نیاز دارد. به همین دلیل شفق شمالی بسیار آسانتر از شفق جنوبی دیده میشود؛ چراکه بخش بزرگی از نیمکره جنوبی را اقیانوس پوشانده است. 🆔 @persiancosmology
16 861
💢راجر پنروز و استوارت همروف در دههٔ ۱۹۹۰ نظریهای مطرح کردند که امروز با نام Orchestrated Objective Reduction یا Orch-OR شناخته میشود. ایده از یک سؤال بنیادی شروع میشود: آیا آگاهی فقط نتیجهٔ شلیک نورونها و محاسبات کلاسیک مغز است، یا در سطحی عمیقتر یک فرایند کوانتومی هم در آن دخالت دارد؟ همروف پیشنهاد کرد که یکی از محلهای احتمالی این فرایند میتواند میکروتوبولها باشد؛ ساختارهای لولهای بسیار ریزی که از پروتئینهای توبولین ساخته شدهاند و درون نورونها وجود دارند. در مدل Orch-OR، حالتهای مختلف توبولین میتوانند مانند حالتهای اطلاعاتی عمل کنند و در شرایط خاص وارد برهمنهی کوانتومی شوند؛ یعنی سیستم قبل از فروکاهش، صرفاً در یک حالت مشخص نباشد، بلکه ترکیبی از چند حالت ممکن را داشته باشد.
💢اما بخش عجیبتر نظریه مربوط به خود پنروز است. او معتقد بود فروپاشی تابع موج الزاماً فقط بهدلیل «اندازهگیری» اتفاق نمیافتد؛ بلکه ممکن است ساختار فضا-زمان و گرانش در این فرایند نقش داشته باشند. در مدل موسوم به Objective Reduction، یک برهمنهی کوانتومی که بین دو توزیع جرمی متفاوت شکل گرفته، از دید پنروز دارای نوعی انرژی گرانشی به نام EGE_G است. هرچه این اختلاف گرانشی بیشتر باشد، حالت کوانتومی ناپایدارتر شده و زمان رسیدن به فروکاهش کوتاهتر میشود. رابطهٔ کلیدی پیشنهادی تقریباً به شکل T≈ℏ/EGT \approx \hbar/E_G نوشته میشود؛ یعنی زمان فروکاهش با انرژی گرانشی سیستم نسبت معکوس دارد. اینجا دیگر بحث فقط «کوانتوم در مغز» نیست؛ Orch-OR ادعا میکند ممکن است بین فرایندهای کوانتومی مغز و هندسهٔ بنیادی فضا-زمان ارتباطی وجود داشته باشد.
💢قسمت Orchestrated یا «سازمانیافته» نظریه هم از اینجا میآید. طبق مدل پنروز و همروف، این حالتهای کوانتومی قرار نیست کاملاً تصادفی و جدا از فعالیت مغز باشند؛ بلکه ورودیهای سیناپسی، ساختار میکروتوبولها و فعالیت شبکهٔ عصبی میتوانند این فرایندها را هماهنگ و سازماندهی کنند. در این تصویر، مجموعهای از توبولینها وارد حالتهای کوانتومی میشوند، این حالتها میتوانند با یکدیگر درهمتنیده شوند و با تکامل زمانی از معادلهٔ شرودینگر پیروی کنند؛ سپس وقتی معیار Objective Reduction حاصل شد، حالت کوانتومی فروکاهش مییابد. پنروز و همروف این رویدادهای فروکاهش را به لحظههای آگاهی مرتبط میکنند؛ یعنی آگاهی در این مدل یک جریان کاملاً پیوسته و کلاسیک نیست، بلکه از توالی رویدادهای بنیادی Orch-OR تشکیل میشود که سپس روی فعالیت نورونها و در نهایت رفتار ما اثر میگذارند.
💢اما اینجا باید ترمز را بکشیم: Orch-OR هنوز یک نظریهٔ اثباتشده دربارهٔ آگاهی نیست. مهمترین مشکل این است که مغز محیطی گرم، مرطوب و بسیار پرنویز است و حفظ همدوسی کوانتومی در چنین محیطی کار بسیار سختی است. حتی اگر نشان داده شود که میکروتوبولها دارای برخی پدیدههای کوانتومی یا ارتعاشی هستند، هنوز باید ثابت شود که این پدیدهها دقیقاً همان چیزی هستند که Orch-OR برای تولید آگاهی به آن نیاز دارد.
💢 برخی مطالعات نیز اساس زیستی و فیزیکی مدل را بهشدت مورد نقد قرار دادهاند. بنابراین فعلاً نمیتوان گفت «آگاهی کوانتومی است»؛ این نتیجهگیری زودهنگام است. ارزش Orch-OR بیشتر در این است که یک سؤال بسیار عمیق را جلوی ما میگذارد: آیا برای فهم آگاهی باید فقط به نورونها نگاه کنیم، یا باید تا مرز میان کوانتوم، مغز و خودِ ساختار فضا-زمان پایین برویم؟
منبع : https://www.ncbi.nlm.nih.gov/
🆔 @persiancosmology
16 861
🧠 مقدمهای بر Orch-OR شاید آگاهی از کوانتوم میآید؟🔺یکی از عجیبترین پرسشهای علم این است که آگاهی دقیقاً از کجا میآید؟ راجر پنروز و استوارت همروف پیشنهاد کردند شاید پاسخ فقط در فعالیت نورونها نباشد و فرایندهای کوانتومی هم در شکلگیری آگاهی نقش داشته باشند. 🔺در نظریهٔ Orch-OR، ساختارهای ریزی به نام میکروتوبولها درون نورونها نقش مهمی دارند. طبق این ایده، حالتهای کوانتومی در این ساختارها میتوانند ایجاد شوند و سپس طی فرایندی که پنروز آن را فروکاهش عینی (Objective Reduction) مینامد، به یک حالت مشخص برسند؛ رویدادی که نظریه آن را با لحظههای آگاهانه مرتبط میکند. 🔺البته این نظریه هنوز اثبات نشده و شدیداً بحثبرانگیز است؛ مخصوصاً دربارهٔ اینکه آیا حالتهای کوانتومی میتوانند در محیط گرم و شلوغ مغز دوام بیاورند. اما جذابیت Orch-OR دقیقاً همینجاست: تلاش میکند مغز، مکانیک کوانتومی و ساختار فضا-زمان را در یک توضیح واحد برای آگاهی کنار هم قرار دهد. 🆔 @persiancosmology
16 861
🌌 مونوسروس R2؛ زایشگاه ستارهها در میان ابرهای مولکولی🔹تلسکوپ فروسرخ VISTA متعلق به رصدخانه جنوبی اروپا (ESO)، تصویری خیرهکننده از ناحیه ستارهزایی Monoceros R2 در صورت فلکی تکشاخ ثبت کرده است؛ منطقهای که حدود ۲۷۰۰ سال نوری از زمین فاصله دارد. این ناحیه درون ابری عظیم از گاز و غبار میانستارهای قرار گرفته و در نور مرئی بخش زیادی از آن بهوسیله غبار پنهان میشود، اما تابش فروسرخ میتواند از میان این پرده غباری عبور کند و ستارههای جوان و ساختارهای پیچیده درون ابر را آشکار سازد. (eso.org) 🔹در قلب Monoceros R2، گاز و غبار در قالب رشتهها (Filaments)، حفرهها و نواحی متراکم سازمان یافتهاند. این رشتهها مانند شبکهای کیهانی، ماده را به سمت نواحی چگالتر هدایت میکنند؛ جایی که گرانش میتواند بر فشار و آشفتگی غلبه کرده و فروپاشی گرانشی آغاز شود. در نتیجه، تودههای متراکم گاز به هستههای پیشستارهای تبدیل شده و نسل جدیدی از ستارگان را شکل میدهند. ستارگان جوان و پرجرم نیز با بادهای ستارهای و تابش شدید خود، همین ساختارهای رشتهای را تغییر میدهند.
16 861
🌌 پارادوکس اولبرز؛ تاریکی آسمان چه چیزی درباره جهان میگوید؟🔺پارادوکس اولبرز از یک سؤال ساده شروع میشود، اما پشت آن یک مسئله جدی در کیهانشناسی قرار دارد. فرض کنید جهان بینهایت، ایستا، ازلی و پر از ستاره باشد. در چنین جهانی، هر خط دیدی که از زمین به آسمان بکشیم، بالاخره باید به سطح یک ستاره برخورد کند. بنابراین حتی اگر فاصله ستارهها بسیار زیاد باشد، تعداد بسیار عظیمی از آنها باید در تمام نقاط آسمان نور ایجاد کنند. در این صورت آسمان شب نمیتوانست سیاه باشد؛ بلکه باید تقریباً به اندازه سطح یک ستارهٔ داغ، روشن دیده میشد. 🔺اما یک نکته مهم وجود دارد: تعداد ستارهها بهتنهایی تعیینکننده روشنایی آسمان نیست؛ شار دریافتی از آنهاست. در یک جهان ایستا و بیانتها، هرچه ستارههای بیشتری در فواصل دورتر قرار بگیرند، سهم بیشتری از آسمان را پر میکنند و در مجموع این کاهش شار با افزایش تعداد منابع جبران میشود. در زبان ساده، کمنور شدن تکتک ستارههای دوردست، در چنین جهانی نمیتواند مشکل را حل کند؛ چون تعداد ستارههایی که در پوستههای کروی با شعاع بیشتر قرار دارند تقریباً متناسب با (r^2) افزایش پیدا میکند، در حالی که شار یک منبع نقطهای با (1/r^2) کاهش مییابد. 🔺اینجاست که کیهانشناسی مدرن وارد داستان میشود. جهان ما عمر محدودی دارد؛ بنابراین افق قابل مشاهدهای داریم و فقط میتوانیم نوری را دریافت کنیم که از زمان آغاز انبساط کیهان فرصت رسیدن به ما را داشته است. علاوه بر این، فضای کیهان در حال انبساط است و این انبساط باعث انتقال به سرخ کیهانی میشود. طول موج فوتونها در طول سفر کشیده میشود و انرژی هر فوتون کاهش پیدا میکند. برای اجرام بسیار دور، این اثر میتواند آنقدر شدید باشد که بخش بزرگی از انرژی تابشی آنها دیگر در محدودهای نباشد که چشم انسان بتواند ببیند. 🔺از طرف دیگر، باید یک اشتباه رایج را هم کنار بگذاریم: تاریکی آسمان صرفاً به این دلیل نیست که «نور ستارههای دور هنوز نرسیده است». این توضیح بهتنهایی کافی نیست. مسئله حاصل ترکیب چند عامل است: عمر محدود جهان، انبساط فضا، انتقال به سرخ، کاهش انرژی فوتونها و محدودیت افق مشاهده. به همین دلیل پارادوکس اولبرز فقط یک سؤال درباره ستارهها نیست؛ در واقع یکی از سادهترین راهها برای دیدن این حقیقت است که جهان واقعی با یک کیهان ایستا و ابدی تفاوت بنیادی دارد. 🔺و شاید جذابترین قسمت ماجرا همین باشد: تاریکی آسمان شب خودش یک مشاهدهٔ کیهانشناختی است. ما برای فهمیدن انبساط جهان مجبور نیستیم همیشه سراغ معادلات پیچیده نسبیت عام برویم. کافی است بپرسیم چرا شب تاریک است، چرا نور کهکشانهای دوردست به سرخگرایی میرود و چرا همهٔ آسمان با نور ستارهها پر نشده است. پاسخ این سؤالها ما را مستقیماً به سمت یکی از بنیادیترین ویژگیهای جهان میبرد: کیهان ما سن مشخصی دارد، در حال انبساط است و آنچه امروز میبینیم، تنها بخشی از تاریخ و ساختار واقعی آن است. 🌌 منبع : universetoday.com 🆔 @persiancosmology
16 861
🌌 پارادوکس اولبرز؛ چرا آسمان شب تاریک است؟🔰اگر جهان پر از ستاره است، یک سؤال خیلی ساده پیش میآید: پس چرا آسمان شب کاملاً روشن نیست؟ اگر در هر جهت که نگاه کنیم بالاخره باید به یک ستاره برسیم، مجموع نور میلیاردها میلیارد ستاره باید آسمان را مثل سطح خورشید روشن کند. این سؤال بعدها به چیزی معروف شد که به آن «پارادوکس اولبرز» میگوییم. 🔰پاسخ واقعی این است که جهان نه ایستا و نه ابدی است. جهان حدود ۱۳.۸ میلیارد سال عمر دارد و نور همهٔ ستارهها فرصت کافی برای رسیدن به ما نداشته است. از طرف دیگر، جهان در حال انبساط است و انبساط کیهانی باعث کشیدهشدن طول موج نور و کاهش انرژی آن میشود؛ پدیدهای که به آن انتقال به سرخ کیهانی میگوییم. 🔰پس تاریکی آسمان شب در واقع یک سرنخ بزرگ دربارهٔ خود جهان است. اگر جهان بینهایت قدیمی، ایستا و پر از ستاره بود، آسمان شب نباید تاریک میبود. همین تاریکی ساده، یکی از نشانههایی است که به ما میگوید جهان ما تاریخ دارد و در حال انبساط است. 🆔 @persiancosmology
16 861
🔭 سایهبان فضایی ناسا امکان تصویربرداری مستقیم از سیارات سنگی فراخورشیدی را فراهم میکند♨️ناسا روی ایدهای به نام HOEE کار میکند؛ ترکیبی از یک تلسکوپ زمینی بسیار بزرگ و سازهای فضایی به نام Starshade. این سازه در فاصلهای حدود ۱۷۵ هزار کیلومتری زمین قرار میگیرد و با قرار گرفتن دقیق بین تلسکوپ و ستاره، نور خیرهکنندهٔ ستاره را مسدود میکند تا نور بسیار ضعیف سیارهٔ اطراف آن قابل مشاهده شود. ♨️هدف اصلی، تصویربرداری مستقیم از سیارات سنگی هماندازهٔ زمین در منظومههای نزدیک، بهویژه در فاصلهٔ حدود ۲۰ سال نوری است. ستاره میتواند تا حدود یک میلیارد برابر پرنورتر از سیاره باشد؛ Starshade با ایجاد نوعی کسوف مصنوعی این اختلاف نور را کاهش میدهد و امکان تفکیک سیاره از ستارهٔ مادر و دیگر اجرام منظومه را فراهم میکند. ♨️اهمیت بزرگتر پروژه، جستوجوی نشانههای حیات در جو این سیارات است. دانشمندان میخواهند خطوط طیفی مولکولها و پدیدههایی مانند شفقهای قطبی را بررسی کنند که میتوانند سرنخهایی از وجود اکسیژن، نیتروژن یا شرایط مناسب برای حیات ارائه دهند منبع: universetoday.com 🆔 @persiancosmology
16 861
🌑تصویر نجومی روز ناسا : سایهٔ زمین؛ از ماهگرفتگی تا یک دایرهٔ کامل🔹این حفرهٔ عظیم در فضا سیاهچاله نیست؛ سایهٔ زمین است. در هنگام ماهگرفتگی، سایهٔ زمین روی ماه بهصورت دایرهای دیده میشود؛ پدیدهای که انسانها از زمان ارسطو به آن توجه کردهاند. 🔹این تصویر با ترکیب تصاویر ماهگرفتگیهای متعدد طی ۲۲ سال ساخته شده و برای نخستینبار شکل کامل سایهٔ زمین را نشان میدهد. ماه هر ماه دچار گرفت نمیشود، چون مدارش کمی نسبت به مدار زمین به دور خورشید انحراف دارد. 🔹در برخی تصاویر، نوار باریک آبیرنگی هم دیده میشود؛ این اثر ناشی از جوّ زمین است که هنگام عبور نور خورشید، بخش بیشتری از نور قرمز را فیلتر میکند و به نور آبی اجازهٔ عبور بیشتری میدهد. 🆔 @persiancosmology
16 861
☀️ خورشید پر از گردابههای پنهان است♨️تصاویر جدید تلسکوپ خورشیدی دانیل کی. اینویی، با بالاترین وضوحی که تاکنون از سطح خورشید ثبت شده، ساختارهای مارپیچی بسیار ریزی را نشان دادهاند که در مرزهای میدانهای مغناطیسی خورشید شکل میگیرند. ♨️این گردابهها نوعی ناپایداری کلوین–هلمهولتز هستند؛ پدیدهای که وقتی دو جریان پلاسما با سرعتهای متفاوت کنار هم حرکت میکنند ایجاد میشود. این ناپایداریها سالها از نظر نظری پیشبینی شده بودند، اما حالا برای نخستینبار روی خورشید مستقیماً مشاهده شدهاند. نکته عجیب این است که برخلاف تصور دانشمندان، این گردابهها ظاهراً پدیدهای نادر نیستند و تقریباً در سراسر سطح خورشید دیده میشوند. ♨️اهمیت ماجرا فقط زیبایی تصاویر نیست؛ این گردابههای کوچک میتوانند در انتقال انرژی، اختلاط پلاسما و میدانهای مغناطیسی نقش داشته باشند و شاید به حل معماهایی مثل داغ بودن غیرمنتظرهٔ تاج خورشید و شکلگیری فورانهای عظیم خورشیدی کمک کنند. هرچه دقیقتر به خورشید نگاه میکنیم، اتفاقاً میبینیم که چقدر پیچیدهتر از چیزی است که فکر میکردیم. منبع: sciencealert.com 🆔 @persiancosmology
16 861
+1
✅ غول کهکشانی IC 11. که 1.7 میلیون سالهنوری
کهکشان IC 1101 در مرکز خوشهٔ کهکشانی Abell 2029 قرار دارد و رصدهای عمیق جدید نشان میدهند که گسترهٔ اصلی ستارهای آن حدود ۲۶۰ کیلوپارسک از مرکز است؛ یعنی در مجموع حدود ۱.۷ میلیون سال نوری قطر دارد. این مقدار تقریباً ۲۰ برابر قطر قرص ستارهای راه شیری است.
✅نکتهٔ فنی اینجاست که کهکشانها مرز مشخصی ندارند و چگالی ستارهها بهتدریج با فاصله کاهش پیدا میکند. اخترشناسان با استفاده از تلسکوپ ۲.۵ متری Isaac Newton و حذف نور پراکندهٔ ستارگان و تابش زمینه، تغییر همزمان در توزیع نور، رنگ ستارهها، جرم ستارهای و شکل کهکشان را در فاصلهٔ حدود ۲۶۰ کیلوپارسکی شناسایی کردند و آن را مرز بخش اصلی IC 1101 در نظر گرفتند.
✅اما IC 1101 فقط یک غول «قدیمی» نیست؛ هنوز در حال رشد است. ساختارهای بسیار کمنور و رشتهای اطراف آن احتمالاً بقایای ادغامها و بلعیدن کهکشانهای کوچکترند. حتی آشفتگیهایی در گاز داغ اطراف کهکشان که در پرتو ایکس دیده میشود، میتواند اثر یک ادغام عظیم در چند میلیارد سال گذشته باشد.
🆔 @persiancosmology
16 861
🔰۳۶ سال پیش، در ۱۴ فوریه ۱۹۹۰، فضاپیمای وویجر ۱ از فاصله حدود ۶.۴ میلیارد کیلومتری برای آخرین بار به سوی زمین نگاه کرد. زمین در این تصویر فقط ۰٫۱۲ پیکسل بود؛ نقطهای آبی و کمرنگ در میان تاریکی فضا که بعدها به نام «نقطه آبی کمرنگ» (Pale Blue Dot) مشهور شد.
🔰کارل ساگان که برای ثبت این تصویر تلاش کرده بود، آن را یادآوری قدرتمندی از جایگاه انسان در کیهان میدانست: تمام انسانهایی که تاکنون زندگی کردهاند، تمام تاریخ، جنگها، عشقها و دستاوردهای ما، در همین نقطهی کوچک اتفاق افتادهاند.
🔰امروز، با وجود فناوریهایی که ما را بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر متصل کردهاند، تنهایی همچنان گسترده است. شاید پیام اصلی «نقطه آبی کمرنگ» همین باشد: توانایی ارتباط با دیگران، الزاماً به معنای احساس ارتباط نیست. از فاصله میلیاردها کیلومتری، مرزها و اختلافات ناپدید میشوند و همه ما در یک نقطه قرار میگیریم.
🆔 @persiancosmology
16 861
💥سریعترین ستاره راه شیری با ۸ درصد سرعت نور به دور سیاهچاله قلب کهکشان میچرخد🔺پژوهشگران در مطالعهای تازه، ستارهای به نام S301 را در اطراف کمان ای*، سیاهچاله کلانجرم واقع در قلب راه شیری کشف کردهاند که با سرعت حیرتانگیز بیش از ۲۵هزار کیلومتر بر ثانیه یا تقریباً معادل ۸٫۵ درصد سرعت نور، به دور آن میچرخد. با این سرعت، S301 سریعترین ستارهای محسوب میشود که تاکنون در کهکشان ما شناسایی شده است 🔺تعیین سرعت چرخش سیاهچاله قلب راه شیری، میتواند ما را به آزمایش قضیه بیمو بودن سیاهچالهها نزدیک کند. براساس این قضیه، اگر سیاهچالهای بار الکتریکی چشمگیری نداشته باشد، با دانستن جرم و سرعت چرخش آن میتوان تمام دیگر ویژگیهای میدان گرانشیاش را نیز پیشبینی کرد. 🔺مدار بسیار کشیده S301 سرنخ دیگری نیز در خود دارد: این ستاره ممکن است زمانی بخشی از یک منظومه دوتایی بوده باشد که بیش از حد به کمان ای* نزدیک شده است. سیاهچالهها در فرایندی موسوم به «سازوکار هیلز»، میتوانند ستارگان دوتایی را از هم جدا کند 🆔 @persiancosmology
16 861
🔭 تصویر نجومی روز ناسا | دنبالهدار 220P در فوران🔹دنبالهدار دورهای 220P/McNaught که معمولاً بسیار کمنور و تنها با تلسکوپ قابل مشاهده است، امسال دو فوران ناگهانی داشته و حدود ۲۰ هزار برابر درخشانتر از حالت معمول شده است؛ بهطوریکه اکنون با دوربین دوچشمی نیز دیده میشود. 🔹این تصویر با نوردهی طولانی از آفریقای جنوبی گرفته شده و سر سبز درخشان و دنبالهٔ کوتاه غباری دنبالهدار را نشان میدهد. علت این فورانهای شدید هنوز مشخص نیست و میتواند ناشی از آزاد شدن گازهای محبوس در زیر سطح یا فعالیتهای ناگهانی هستهٔ دنبالهدار باشد. 🔹دنباله دار220P بیش از هر پنج سال یکبار به دور خورشید میگردد و مدارش بین مریخ و مشتری قرار دارد. انتظار میرود پس از نزدیک شدن به فاصلهای حدود یک واحد نجومی از زمین در اکتبر، دوباره بهسرعت کمنور شود. 🆔 @persiancosmology
16 861
♨️سالهاست یک سؤال اساسی ذهن دانشمندان را درگیر کرده: آیا زمین و شرایطی که برای شکلگیری حیات روی آن فراهم شده، حاصل یک زنجیره فوقالعاده نادر از اتفاقات است؟
🔰مدلهای جدید شکلگیری منظومههای سیارهای حالا تصویر جالبتری ارائه میدهند. پژوهشگران بهجای اینکه از ابتدا منظومه شمسی امروزی را الگوی خود قرار دهند، بیش از هزار شبیهسازی را با شرایط اولیه متفاوت و تا حد زیادی تصادفی انجام دادند و اجازه دادند قوانین فیزیک تعیین کنند که در نهایت چه سیاراتی شکل بگیرند.
🔰نتیجه جالب بود: شکلگیری جرمی شبیه زمین در فاصلهای نزدیک به فاصله فعلی زمین از خورشید، میتواند یک نتیجه طبیعی در روند تکامل یک منظومه سیارهای باشد. حتی در بسیاری از شبیهسازیها، سیاراتی شبیه زهره و مریخ نیز ظاهر شدند؛ البته نه همیشه دقیقاً با همان جرم و مدارهایی که امروز میبینیم.
🔰اما نکته مهمتر این است که شرایط اولیه اهمیت بسیار زیادی دارند. یک تغییر کوچک در نحوه توزیع مواد جامد و اجرام اولیه میتواند سرنوشت نهایی یک منظومه را تغییر دهد. ممکن است در یک شبیهسازی سیارهای شبیه زمین شکل بگیرد و در دیگری اصلاً چنین سیارهای به وجود نیاید. یعنی تشکیل زمین «اجتنابناپذیر» نیست، اما ظاهراً آنقدرها هم که تصور میکردیم عجیب و غیرعادی نیست.
🔰این نتیجه یک پیام جذاب برای جستوجوی حیات در جهان دارد. اگر شکلگیری سیارات سنگی در فاصله مناسب از ستارهها یک فرآیند طبیعی باشد و سیاراتی هماندازه زمین در نواحی قابلسکونت نسبتاً رایج باشند، شاید زمین تنها نمونه جهان از یک سیاره مناسب برای حیات نباشد. البته این به هیچ وجه به معنی اثبات وجود حیات فرازمینی نیست؛ فناوری فعلی ما هنوز برای تشخیص مستقیم حیات در سیارات دوردست محدودیتهای جدی دارد.
💠در نهایت، شاید مهمترین نکته این پژوهش این نباشد که «زمین معمولی است»، بلکه این باشد که برای شکلگیری دنیایی شبیه زمین، لزوماً به یک معجزه کیهانی نیاز نداریم. ممکن است قوانین فیزیک، تحت شرایط مناسب، بارها و بارها مسیرهایی را ایجاد کنند که در نهایت به جهانهایی شبیه جهان ما منتهی شوند.
پس شاید زمین یک خوششانسی محض نباشد؛ شاید یکی از نتایج طبیعی و تکرارشونده کیهان باشد.
منبع: universetoday.com
🆔 @persiancosmology
