ar
Feedback
کرشمه

کرشمه

الذهاب إلى القناة على Telegram

نچیده مانده و پوسیده بود میوه‌ی عشق - نمی‌گرفت به هنگام اگر کمین مرا #حسین_منزوی

إظهار المزيد
770
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+47 أيام
+1330 أيام

جاري تحميل البيانات...

سحابة العلامات
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
يونيو '26
يونيو '26
+25
في 0 قنوات
مايو '26
+18
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+6
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+2
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+37
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '26
+11
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+14
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+40
في 2 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+31
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+32
في 3 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+23
في 3 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+27
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+17
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '25
+25
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+50
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '25
+35
في 1 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+20
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '25
+39
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+53
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+52
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+47
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+56
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+78
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+65
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+58
في 2 قنوات
Get PRO
مايو '24
+56
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+46
في 2 قنوات
Get PRO
مارس '24
+54
في 1 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+76
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '24
+92
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+58
في 2 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+45
في 3 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+12
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+8
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+3
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+3
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+5
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+7
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+29
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+6
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+31
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+4
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+10
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+9
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+21
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+8
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+14
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+43
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+14
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+9
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+10
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+8
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+4
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+7
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+9
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+63
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '210
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '210
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '210
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '210
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '210
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+149
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
22 يونيو0
21 يونيو+1
20 يونيو+1
19 يونيو+1
18 يونيو+4
17 يونيو0
16 يونيو0
15 يونيو+5
14 يونيو+2
13 يونيو+1
12 يونيو0
11 يونيو+2
10 يونيو+2
09 يونيو+1
08 يونيو+1
07 يونيو0
06 يونيو0
05 يونيو+2
04 يونيو0
03 يونيو+2
02 يونيو0
01 يونيو0
منشورات القناة
‌ ‌ اگه میدونستید امروز قرار بود چه روزی باشه، ولی دیگه نیست؟ کاش می‌دونستید! اون موقع یحتمل دست روی شونه‌ام می‌ذاشتید و آروم منو دلداری می‌دادید و می‌گفتید اشکالی نداره، به زودی تموم میشه و دیگه لازم نیست حتی به هیچ چیز فکر کنی! چه برسه که بخوای تلاش کنی برای رسیدن بهش! بعد یه لبخند غمناک بهم می‌زدید و صندلی رو خیلی سریع از زیر پام می‌کشیدید و پیش از بستن در چراغ رو خاموش می‌کردید. صداها به صفر میل می‌کردند ولی هرگز به صفر نمی‌رسیدند. خطِ آونگیِ قرمزرنگی که از جیرجیرِ «چیزی» آویزان در اتاق، روی پوستِ سکوت کشیده می‌شد! به زودی جوهرش تموم می شه! ‌

2
‌ ‌ در عشق توام... نصیحت و پند چه سود؟ زهرآب چشیده‌ام... مرا قند چه سود؟ گـوینـد مـرا که: بنـد بــر پـاش نهیــد! «دیوانه» دل است...* پام در بند! چه سود؟ #مولانا ‌‌
69
3
‌ امروز باید یکی دو پاکت سیگار بکشم. باید عصری روی بالکن بشینم و به کارهای بدم فکر کنم. این استنتاج باید در اوج تنهایی باشد... و حقیقتا که باید انتظارش رو می‌داشتم، اما به قول عزیزی، نمیدونم پیش خودم چه فکری می‌کردم؟! قراره که امسال برای روزهای خاصی در تقویمم، خاکسپاری انجام بدم و بعدش سوگواری بسیار بکنم. یک فاتحه و مقداری آب خنک... جوری دفنش میکنم که همیشه دست‌هاش بیرون از خاک بمونه! که یادم نره! که هر چندقدم برگردم و یه نگاهی بهش بیاندازم و باورم نشه که عزیزی که تا چندوقت پیش منتظر پیش‌آمدن و جشن گرفتنش بودم، حالا قراره کم کم فراموشش کنم! چرا؟ چون ناتوان‌تر از چیزی هستم که فکرش رو می‌کردم؟ چون انتظار اینهمه ::::: این تیکه رو بعدا براتون تعریف می‌کنم ::::: رو نداشتم؟ چون چیزی جز پوست و استخون از این مسیرهای یک‌طرفه‌های ناکافی باقی نمونده؟ چیزی جز تهمت و افترا به زعم بنده‌ی حقیر سراپا تقصیر؟ چون هزینه کردن برای اون رویداد، دردناک‌تر از هزینه کردن برای صاحب رویداده؟ نمی‌دونم... حتی نوشتن این هذیون‌های بی‌معنی هم انگار دردی رو دوا نخواهد کرد! امروز روی بالکن با سیگار فراوان قراره پایان رو آغاز کنم! قراره بهشون سلام کنم، خودم رو معرفی کنم و ابراز خوشبختی از آشنا شدن باهاشون! بعد محکم باهاشون دست بدم و بغلشون کنم و با یه لبخند آروم و دردناک تک‌تکشون رو از بالکن پرت کنم پایین و پشت سرشون سیگارم رو هم پرت کنم... با اینکه بیشتر از نصف سیگارم هنوز باقی مونده! این قراره بشه پایانی برای تمام پایان‌های زندگیم. یا شاید پایانی برای شروع‌های زندگیم! چرا که بعدش دیگه قرار نیست دوباره چیزی شروع بشه. فقط ادامه‌دادن هرچیزی که قبلا شروع شده به بهانه‌های مختلف و ابراز همدردی از اتمام یک پرونده ناتمام... یه حلول دیگه ست انگار: اتمام یک پرونده‌ی ناتمام یا اتمام پرونده‌ی بازِ ناتمام با پاک کردن تمام رویدادهای ذهنی مرتبط و نشانه‌های ملموسِ فیزیکی و متافیزیکی غیرمرتبط حتی... انگار تازه معنیش رو می‌فهمم... ‌‌ ‌۳۰ خرداد ۱۴۰۵ ‌
135
4
‌ از هم گسست سلسله‌ی اختیار ما... #مهدی_اخوان_ثالث ‌
163
5
بازی‌خورِ روزگار بودم همه‌عمر از بخت، امیدوار بودم همه‌عمر بی‌ مایه به فکر سود ماندم همه‌جا بی‌ وعده در انتظار بودم همه‌عمر #غالب_دهلوی @pooyangerami
157
6
‌ میگفت: به محض اینکه دکتر گفت: «دستکاری ذهنی دقیقا یعنی همین خاطره که گفتی!» انگار که توی خواب، از خواب بیدار ‌‌ دور، آنجا که شب فسونگر و مست خفته بر دشت‌های سرد و کبود دور، آنجا که یاس‌های سپید شاخه گسترده بر کرانهٔ رود دور، آنجا که می‌دمد مهتاب زرد و غمگین ز قلهٔ پربرف دور، آنجا که بوی سوسن‌ها رفته تا دره‌های خامش و ژرف دور، آنجا که در نشیب کمر سر به‌هم داده شاخه‌های تمشک دور، آنجا که چشمه از برِ کوه می‌درخشد چو دانه‌های سرشک دور، آنجا که زهره دختر شب شستشو می‌کند به چشمهٔ نور دور، آنجا که رازهای نهان خفته در سایه‌های جنگل دور دور، آنجا در آن جزیره که شب اشک‌ها می‌چکد ز چشم گناه دور، آنجا که سرکشیده به ناز شاخ نیلوفر از میان گیاه دور، آنجا که مرغ خستهٔ شب دم فرو می‌کشد ز ناله و سوز دور‌، آنجا که بوسه‌های سحر می‌خورد بر جبینِ روشنِ روز اندر آنجا در آن شکفته‌دیار در جهانِ فروغ و زیبایی با خیال تو می‌زنم پر و بال در میان سکوت و تنهایی «فریدون توللی» https://t.me/bozorgmehr_persianlt ‌ ‌ ‌ باشم. گفت: «به نظرم این خاطره‌ات آنقدر دقیق و خوب و وا%ح هستند که نبازی به توهین ندا
2
7
✨ من رؤیایی دارم همیشه دلم می‌خواست نشر خودم را داشته باشم و کتاب‌هایی را منتشر کنم که دوستشان دارم؛ با همان کیفیتی که فکر می‌کنم لایق خواننده‌ها و کتاب‌هاست. سال‌ها با این رؤیا زندگی کردم تا شاید روزی شرایط فراهم شود، اما مگر در این جغرافیای همیشه‌متلاطم روز خوب از راه می‌رسد؟ این شد که در دل سیاه‌ترین روزها که هزار بلا و مصیبت بر سرمان ریخته بود و در ناامیدی دست‌وپا می‌زدم دیدم دیگر جای صبر نیست. با خودم گفتم: «مگر عمر ما چه‌قدر است که دست‌به‌کار نشوم؟» نشر اسب این‌گونه زاده شد؛ برای انتشار داستان‌هایی گُلچین‌شده که دقیق و باحوصله ترجمه و ویرایش می‌شوند تا به زیباترین شکل ممکن به دست شما برسند و از خواندنشان لذت ببرید. این تازه آغاز راه است؛ فعلاً داستان‌ها به‌صورت آنلاین منتشر می‌شوند. به خودم و خوانندگانی که نشر اسب را انتخاب می‌کنند قول می‌دهم بهترین داستان‌ها را با بالاترین کیفیتی که در توانم است منتشر کنم. بسیار خوش‌حال می‌شوم در این مسیر همراهم باشید؛ داستان‌هایمان را بخوانید و اگر دوستشان داشتید، به دوستانتان معرفی کنید. به نشر اسب بپیوندید: 🔊 کانال: t.me/asbpub 👥 گروه: t.me/asbpubgroup 💬 پیام‌گیر: t.me/asbpubcontact 🌐 وبگاه: asbpub.ir ✉️ ای‌میل: asbpub@atomicmail.io امیرمحمد شیرازیان، ۱۲ خردادماه ۱۴۰۵
203
8
جانا، ز تو امکان نظرپوشی چیست؟ با غفلتم ‌احتمال سرگوشی چیست؟ گفتی که «ز ما یاد نکردی»، هیهات من خود به تو زنده‌ام، فراموشی چیست؟ بیدل دهلوی.
230
9
گفته بودی که تمامم به وفا برو ای شوخ که بس مختصری به دعای سحری خواستمت کارم افتاد به آهِ سحری خاقانی.
234
10
‌ زیرکی را گفتم: «این احوال بین»... خندید و رفت... #حافظ نسخه ۲۰۲۶ ‌
237
11
تنها منم که می‌دانم چرا اغلب اوقات ساکتی به اولین صبح پس از پایانِ جنگ می‌مانی آرامی و زیبا اما غمگین به اولین صبحانه در اولین روز صلح شبیهی شیرینی و دلچسب، اما تنها با گریه می‌توان به تو دست زد... #حسن_آذری @aloonaksher
257
12
با تشکر #از_شما
261
13
‌ غمگینم آن‌چنان که چو من هیچ‌کس مباد سودا به سر، مراد به دل، آرزو به گور #سمانه_کهرباییان ‌‌
283
14
در اندرونِ من از آرزو جگر خون شد به ظاهر ارچه نمایم که من صبور شدم #کمال‌الدین_اسماعیل_اصفهانی خوشه‌گاه
228
15
On Sunday, Russian state television’s main weekly newscast featured an unexpected guest to justify the FSB’s concerns: Edward Snowden, the whistleblower who claimed asylum in Moscow in 2013 after revealing widespread US surveillance. Snowden appeared alongside top retired FSB officials to back up the agency’s claims that western companies were using technology companies’ infrastructure to spy on Russia.
43
16
و این وسط گویا اسنودن داره طرفداری عجیبی میکنه
43
17
بعد از این بر آسمان جوییم یار زآن‌که یاری در زمین جُستیم، نیست #مولوی خوشه‌گاه
283
18
شاید عاشقانه‌ی آخر کسی نیاستاده است آنجا یا اینجا پس کجای لبت آزادم کند؟ دو نقطه از هیچ جا تا چشم که جابه‌جا شده است اما سایه‌ی بلندم را می‌بیند که می‌کِشد خود را همچنان بر اضطرابش. شمال، قوسِ بنفشی‌ست تا جنوب در ابر و مرغ دریایی موجی به تحلیل می‌رود. و آفتاب تنها چیزی که تغییر کرده ‌است. لبت کجاست؟ صدای روز بلند است اما کوتاه است دنیا درست یک واژه مانده‌ است تا جمله پایان پذیرد؛ و هر چه گوش می‌سپارم تنها سکوت خود را می‌آرایم و آفتابِ لبِ بام هم‌چنان سوتش را می‌زند شکسته پل‌ها پشتِ سر و پیش رو شن‌هایی که خاکسترِ جهان است. غروبِ ممتد در سایه‌ی درون جا خوش کرده است و شب که تا زانو می‌رسد تحمل را کوتاه می‌کند. چگونه است لبت؟ که انفجار عریانی، سنگ می‌شود در بی‌تابی‌های خاموش. هوای قطبی انگار فرش ایرانی را نخ‌نما کرده است نشانه‌یی نیست نگاه می‌‌کنم اگر که تنها آن واژه می‌گذشت به طُرفه‌العینی طی می‌شد راه کودک بازمی‌گشت تا بازیگوشی و در چهارراه دست می‌انداخت دور گردنت. لبت کجاست؟ که خاک چشم به راه است. #شعر ◼️ محمد مختاری| منتشر شده در نشریه آدینه @mohammadmokhtary77
348
19
‌ گر آن عیار شهرآشوب روزی حال ما پرسد بگو خوابش نمی‌گیرد به شب از دست عیاران #سعدی ‌ ‌
405
20
‌ از خدا، قـُرب خود آن روز که می‌خواست رقیب کـاش آزادی مـا نیــز تمنّـــا مـی‌کــرد... #رضی_اصفهانی ‌
424