اندیشکده تهران | Tehran Institute
اندیشکده تهران در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفتوگو میکنیم. ارتباط با ما: @InstituteTehranAdmin آدرس سایت اندیشکده تهران: https://institutetehran.com
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام اندیشکده تهران | Tehran Institute
تُعد قناة اندیشکده تهران | Tehran Institute (@institutetehran) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 10 043 مشتركاً، محتلاً المرتبة 5 032 في فئة السياسة والمرتبة 32 150 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 10 043 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 12 أكتوبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 34، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 0، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 23.89%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 10.51% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 2 400 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 1 056 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 10.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل ترامپ, اقتصادی, رابطه, نیرو, اندیشکده.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“اندیشکده تهران
در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفتوگو میکنیم.
ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin
آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 13 أكتوبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة السياسة.
جاري تحميل البيانات...
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 13 أكتوبر | 0 | |||
| 12 أكتوبر | +3 | |||
| 11 أكتوبر | 0 | |||
| 10 أكتوبر | +2 | |||
| 09 أكتوبر | +1 | |||
| 08 أكتوبر | +1 | |||
| 07 أكتوبر | +3 | |||
| 06 أكتوبر | +3 | |||
| 05 أكتوبر | 0 | |||
| 04 أكتوبر | +2 | |||
| 03 أكتوبر | 0 | |||
| 02 أكتوبر | +2 | |||
| 01 أكتوبر | 0 |
| 2 | 🌐پوتین و ترامپ هر کدام از توافق گازوئیلی چه بدست می آورند؟
#تحلیل_کوتاه
#روسیه #اوکراین
#آمریکا
📝میلاد رضایی
ترامپ در ۹ اکتبر ۲۰۲۶، پس از گفتوگو با پوتین، اعلام کرد روسیه ۳۰۰ هزار تن گازوئیل بهصورت فوری، ۵۰۰ هزار تن در نوامبر و یک میلیون تن بلافاصله پس از آن عرضه خواهد کرد. او همچنین از عرضه سه میلیون تن دیگر، مشروط به وضعیت پالایشگاههای روسیه، خبر داد؛ وعدهای که مجموع محمولهها را به حدود ۴٫۸ میلیون تن میرساند. همزمان، وزارت خزانهداری آمریکا تحریم گازوئیل روسیه را تا آوریل ۲۰۲۷ موقتاً معلق کرد.
💢انگیزههای پوتین و ترامپ
🔸انگیزه ترامپ از این اقدام کاملا داخلی است. توافق در شرایط جهش قیمت سوخت و نزدیکشدن انتخابات میاندورهای اعلام شد. ترامپ حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه را مقصر معرفی میکند، اما شواهد نشان میدهد جنگ با ایران اثر بسیار بیشتری بر اختلال عرضه داشته است. از این منظر، افزایش عرضه روسیه برای واشینگتن راهی برای کاهش فشار فوری بازار و مهار پیامدهای سیاسی گرانی سوخت است.
در مقابل، دستاورد پوتین فراتر از فروش گازوئیل است. مسکو بخشی از صادرات ممنوعشده خود را از سر میگیرد و همزمان برای آمریکا انگیزهای ایجاد میکند تا با حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه مخالفت کند. به این ترتیب، واشینگتن در موضوع امنیت این تأسیسات عملاً در کنار مسکو قرار میگیرد. بنابراین، روسیه بدون ارائه هیچگونه امتیازی در مسئله جنگ، از کاهش فشار تحریمها بهرهمند میشود.
💢واکنش اوکراین
🔸واکنش اوکراین نیز بازتاب همین پیامد سیاسی است. زلنسکی توافق را «هدیه به پوتین» خواند و اعلام کرد اگر روسیه حملات به زیرساختهای انرژی اوکراین را متوقف کند، کییف نیز پالایشگاههای روسیه را هدف قرار نخواهد داد. این موضع، پیشنهاد توقف متقابل حملات است، نه پذیرش توقف یکجانبه عملیات اوکراین.
🔸بااینحال، بعید است که کییف حملات را کاملاً متوقف کند. پالایشگاهها از مؤثرترین اهرمهای فشار اوکراین هستند و حملات از جولای بخش بزرگی از ظرفیت پالایشی روسیه را از کار انداختهاند. در عین حال، اوکراین نمیتواند هزینه تقابل با واشینگتن را نادیده بگیرد، زیرا به تسلیحات آمریکا و فشار تحریمی این کشور بر روسیه وابسته است. امضای اخیر لایحه تحریم روسیه و تأیید بزرگترین قرارداد تسلیحاتی با اوکراین، اهمیت حمایت واشینگتن را برای کییف بیشتر میکند. در نتیجه، محتملترین سناریو ادامه حملات به شکلی گزینشیتر است. حمله مستقیم به پایانهها و بنادر صادراتی که محمولههای این توافق از آنها عبور میکنند، تنش با آمریکا را بالا میبرد. احتمالا اوکراین سعی میکند با حمله به زنجیره مصرف داخلی گازوئیل در روسیه، به صورت غیرمسقتیم به صادرات این کشور فشار وارد کند.
💢این توافق تا چه میزان میتواند مشکل را حل کند؟
🔸توان واقعی توافق برای حل مشکل عرضه محدود است. نخستین مانع، کمبود در خود روسیه است. میزان پالایش نفت در این کشور در ژوئن به پایینترین سطح در بیش از بیست سال رسید و تولید گازوئیل نزدیک به ۳۰ درصد افت کرد. در چنین شرایطی، تأمین تعهد اولیه در بازهای کوتاه میتواند دشوار باشد؛ بهویژه آنکه دولت روسیه تأمین نیاز کشاورزان و بخش حملونقل پیش از زمستان را در اولویت قرار داده است.
🔸مانع مهمتر آن است که بحران عرضه به روسیه محدود نمیشود. از فوریه تا اوت، صادرات خالص گازوئیل خلیج فارس و روسیه در مجموع حدود ۶٫۷ میلیون تن در ماه کاهش یافته که ۷۳ درصد آن به خلیج فارس مربوط است. در مقابل، سهم روسیه حدود یکچهارم بوده است. بنابراین، حتی افزایش صادرات روسیه نیز تنها بخشی از شکاف عرضه را پوشش میدهد و اختلال اصلی ناشی از تحولات خلیج فارس همچنان باقی میماند.
🔸افزون بر این، اجرای توافق به همان زیرساختهایی وابسته است که همچنان در معرض حمله قرار دارند. تحویل محمولههای بعدی به وضعیت پالایشگاههای روسیه مشروط است و ادامه حملات اوکراین میتواند حجم واقعی عرضه را کاهش دهد. در نتیجه، وعدهای که قرار است بازار را آرام کند، خود به تحولات جنگ وابسته است و تضمینی برای تحقق کامل آن وجود ندارد.
✅این توافق شاید قیمتها را اندکی تعدیل کند، اما اثر اصلی آن سیاسی است. واشینگتن فرصتی برای کاهش کوتاهمدت فشار بازار به دست میآورد، درحالیکه روسیه بدون امتیاز متقابلی از تخفیف تحریمها بهرهمند میشود، با اسم ترامپ از پالایشگاههای خود محافظت میکند و همزمان، زمینه اختلاف میان واشینگتن و کییف بر سر یکی از مهمترین اهرمهای فشار بر مسکو تقویت میشود. به همین دلیل، دستاورد سیاسی توافق برای روسیه بزرگتر از اثر آن بر توازن عرضه و تقاضای گازوئیل در ایالات متحده است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 1 |
| 3 | 🌐پوتین و ترامپ هر کدام از توافق گازوئیلی چه بدست می آورند؟
#تحلیل_کوتاه
#روسیه #اوکراین
#آمریکا
📝میلاد رضایی
ترامپ در ۹ اکتبر ۲۰۲۶، پس از گفتوگو با پوتین، اعلام کرد روسیه ۳۰۰ هزار تن گازوئیل بهصورت فوری، ۵۰۰ هزار تن در نوامبر و یک میلیون تن بلافاصله پس از آن عرضه خواهد کرد. او همچنین از عرضه سه میلیون تن دیگر، مشروط به وضعیت پالایشگاههای روسیه، خبر داد؛ وعدهای که مجموع محمولهها را به حدود ۴٫۸ میلیون تن میرساند. همزمان، وزارت خزانهداری آمریکا تحریم گازوئیل روسیه را تا آوریل ۲۰۲۷ موقتاً معلق کرد.
💢انگیزههای پوتین و ترامپ
🔸انگیزه ترامپ از این اقدام کاملا داخلی است. توافق در شرایط جهش قیمت سوخت و نزدیکشدن انتخابات میاندورهای اعلام شد. ترامپ حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه را مقصر معرفی میکند، اما شواهد نشان میدهد جنگ با ایران اثر بسیار بیشتری بر اختلال عرضه داشته است. از این منظر، افزایش عرضه روسیه برای واشینگتن راهی برای کاهش فشار فوری بازار و مهار پیامدهای سیاسی گرانی سوخت است.
در مقابل، دستاورد پوتین فراتر از فروش گازوئیل است. مسکو بخشی از صادرات ممنوعشده خود را از سر میگیرد و همزمان برای آمریکا انگیزهای ایجاد میکند تا با حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه مخالفت کند. به این ترتیب، واشینگتن در موضوع امنیت این تأسیسات عملاً در کنار مسکو قرار میگیرد. بنابراین، روسیه بدون ارائه هیچگونه امتیازی در مسئله جنگ، از کاهش فشار تحریمها بهرهمند میشود.
💢واکنش اوکراین
🔸واکنش اوکراین نیز بازتاب همین پیامد سیاسی است. زلنسکی توافق را «هدیه به پوتین» خواند و اعلام کرد اگر روسیه حملات به زیرساختهای انرژی اوکراین را متوقف کند، کییف نیز پالایشگاههای روسیه را هدف قرار نخواهد داد. این موضع، پیشنهاد توقف متقابل حملات است، نه پذیرش توقف یکجانبه عملیات اوکراین.
🔸بااینحال، بعید است که کییف حملات را کاملاً متوقف کند. پالایشگاهها از مؤثرترین اهرمهای فشار اوکراین هستند و حملات از جولای بخش بزرگی از ظرفیت پالایشی روسیه را از کار انداختهاند. در عین حال، اوکراین نمیتواند هزینه تقابل با واشینگتن را نادیده بگیرد، زیرا به تسلیحات آمریکا و فشار تحریمی این کشور بر روسیه وابسته است. امضای اخیر لایحه تحریم روسیه و تأیید بزرگترین قرارداد تسلیحاتی با اوکراین، اهمیت حمایت واشینگتن را برای کییف بیشتر میکند. در نتیجه، محتملترین سناریو ادامه حملات به شکلی گزینشیتر است. حمله مستقیم به پایانهها و بنادر صادراتی که محمولههای این توافق از آنها عبور میکنند، تنش با آمریکا را بالا میبرد. احتمالا اوکراین سعی میکند با حمله به زنجیره مصرف داخلی گازوئیل در روسیه، به صورت غیرمسقتیم به صادرات این کشور فشار وارد کند.
💢این توافق تا چه میزان میتواند مشکل را حل کند؟
🔸توان واقعی توافق برای حل مشکل عرضه محدود است. نخستین مانع، کمبود در خود روسیه است. میزان پالایش نفت در این کشور در ژوئن به پایینترین سطح در بیش از بیست سال رسید و تولید گازوئیل نزدیک به ۳۰ درصد افت کرد. در چنین شرایطی، تأمین تعهد اولیه در بازهای کوتاه میتواند دشوار باشد؛ بهویژه آنکه دولت روسیه تأمین نیاز کشاورزان و بخش حملونقل پیش از زمستان را در اولویت قرار داده است.
🔸مانع مهمتر آن است که بحران عرضه به روسیه محدود نمیشود. از فوریه تا اوت، صادرات خالص گازوئیل خلیج فارس و روسیه در مجموع حدود ۶٫۷ میلیون تن در ماه کاهش یافته که ۷۳ درصد آن به خلیج فارس مربوط است. در مقابل، سهم روسیه حدود یکچهارم بوده است. بنابراین، حتی افزایش صادرات روسیه نیز تنها بخشی از شکاف عرضه را پوشش میدهد و اختلال اصلی ناشی از تحولات خلیج فارس همچنان باقی میماند.
🔸افزون بر این، اجرای توافق به همان زیرساختهایی وابسته است که همچنان در معرض حمله قرار دارند. تحویل محمولههای بعدی به وضعیت پالایشگاههای روسیه مشروط است و ادامه حملات اوکراین میتواند حجم واقعی عرضه را کاهش دهد. در نتیجه، وعدهای که قرار است بازار را آرام کند، خود به تحولات جنگ وابسته است و تضمینی برای تحقق کامل آن وجود ندارد.
✅این توافق شاید قیمتها را اندکی تعدیل کند، اما اثر اصلی آن سیاسی است. واشینگتن فرصتی برای کاهش کوتاهمدت فشار بازار به دست میآورد، درحالیکه روسیه بدون امتیاز متقابلی از تخفیف تحریمها بهرهمند میشود، با اسم ترامپ از پالایشگاههای خود محافظت میکند و همزمان، زمینه اختلاف میان واشینگتن و کییف بر سر یکی از مهمترین اهرمهای فشار بر مسکو تقویت میشود. به همین دلیل، دستاورد سیاسی توافق برای روسیه بزرگتر از اثر آن بر توازن عرضه و تقاضای گازوئیل در ایالات متحده است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 424 |
| 4 | 🌐 خطوط لوله نفت و گاز در آسیای مرکزی
#اکوتهران
#نفت
🔹آسیای مرکزی از زمان استقلال جماهیر پنجگانه، برای گذار از زیرساختهای دوره شوروی به شبکهای با مسیرهای متنوع صادراتی تلاش کرده است. ترکمنستان و قزاقستان، بهعنوان صادرکنندگان اصلی انرژی منطقه، با توسعه خطوط انتقال به چین، روسیه و ایران، نقش مهمی داشتهاند. بااینحال، صادرات منطقه همچنان به چند مسیر محدود وابسته است و پروژههای جدید با موانع متعددی مواجهاند. حمله اوکراین به پایانه صادراتی قزاقستان در نووروسیسک، آسیبپذیری مسیر روسیه را آشکار و توجه قزاقستان را به تقویت مسیر چین جلب کرد. ترکمنستان نیز به دنبال ایجاد مسیرهای جدید است. جنگ اوکراین و تحولات تنگه هرمز نیز توجه اروپا را به منابع انرژی منطقه افزایش داده است.
💢خطوط لوله گاز در آسیای مرکزی
🔸خطوط لوله سهگانه گاز ترکمنستان-چین (B، Aو C) مهمترین اتصال گازی منطقهاند. ظرفیت سالانه خطوط A و B هرکدام ۱۵ و خط C حدود ۲۵ میلیارد مترمکعب است؛ بنابراین، ظرفیت مجموع آنها به ۵۵ میلیارد مترمکعب میرسد. این خطوط بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴ راهاندازی شدند و از طریق ازبکستان و قزاقستان، گاز ترکمنستان را به چین منتقل میکنند. هزینه احداث آنها بین ۱۴ تا ۲۰ میلیارد دلار برآورد شده است.
🔸شبکه آسیای مرکزی–مرکز (CAC) نیز ترکمنستان، ازبکستان و قزاقستان را به روسیه متصل میکند و ظرفیت اسمی بخش اصلی آن سالانه ۶۰ میلیارد مترمکعب است. بااینحال، خرید گاز ترکمنستان از سوی گازپروم در میانه سال ۲۰۲۴ متوقف شده است. بخشی از شبکه از سال ۲۰۲۳ برای انتقال گاز روسیه به ازبکستان استفاده میشود که حجم آن در سال ۲۰۲۴ به ۵.۶ میلیارد مترمکعب رسید.
🔸ایران و ترکمنستان نیز دو خط گازی دارند: کربچه–کردکوی با ظرفیت سالانه ۸ میلیارد مترمکعب، احداثشده در سال ۱۹۹۷، و دولتآباد–سرخس–خانگیران با ظرفیت ۱۲.۵ میلیارد مترمکعب، راهاندازیشده در سال ۲۰۱۰. ظرفیت اسمی مجموع این دو خط ۲۰ میلیارد مترمکعب است، اما استفاده از آنها در سالهای اخیر کمتر از ظرفیت طراحی بوده است.
💢اتصالات نفتی آسیای مرکزی
🔸مهمترین مسیر صادرات نفت منطقه، خط لوله کنسرسیوم خط لوله کاسپین (CPC) است که نفت غرب قزاقستان را از طریق روسیه به نووروسیسک منتقل میکند. این خط به طول ۱۵۱۱ کیلومتر در سال ۲۰۰۱ راهاندازی شد. توسعه آن طی سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۷، با سرمایهگذاری ۵.۴ میلیارد دلاری، ظرفیت را به حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز افزایش داد. صادرات متوسط روزانه آن در سال ۲۰۲۴ حدود ۱.۲۵ میلیون بشکه بود. حملات اوکراین، آسیبپذیری این مسیر را آشکار کردهاند.
🔸خطوط آتیراو–سامارا و کنکیاک–اورسک نیز در صادرات نفت قزاقستان به روسیه نقش دارند. خط نخست با ظرفیت ۳۵۰ هزار بشکه در روز، در سال ۲۰۲۴ روزانه حدود ۲۰۰ هزار بشکه نفت منتقل کرد؛ اما خط دوم که ظرفیت تاریخی آن ۱۳۵ هزار بشکه در روز بوده، به مرمت نیاز دارد.
🔸خط لوله قزاقستان–چین، مسیر جایگزین صادرات نفت به شرق است. مسیر آتاسو–آلشنکو در سال ۲۰۰۶ راهاندازی شد و ظرفیت آن به ۴۰۰ هزار بشکه در روز رسید. در سال ۲۰۲۴، حدود ۱.۲ میلیون تن نفت قزاقستان و ۱۰ میلیون تن نفت روسیه از این مسیر به چین صادر شد. همچنین ظرفیت خط کنکیاک–قومکول، راهاندازیشده در سال ۲۰۰۹، قرار است به ۴۰۰ هزار بشکه در روز افزایش یابد.
💢طرحهای آتی و در دست احداث
🔸خط لوله ترکمنستان–افغانستان–پاکستان–هند (تاپی)، مهمترین پروژه گازی جنوب آسیای مرکزی است. این خط با طول ۱۸۱۴ کیلومتر و ظرفیت سالانه ۳۳ میلیارد مترمکعب طراحی شده است. بخش ترکمنستانی آن تکمیل شده و ساخت بخش افغانستان از سال ۲۰۲۴ آغاز شده است. آغاز انتقال گاز برای سال ۲۰۲۷ اعلام شده، اما تکمیل مسیر همچنان با ابهام مواجه است.
🔸پروژه خط D شبکه آسیای مرکزی–چین نیز قرار است با عبور از ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان، سالانه ۳۰ میلیارد مترمکعب به ظرفیت صادرات گاز منطقه بیفزاید. مشکلات متعدید اجرای آن را به تأخیر انداختهاند، بااینحال، پروژه همچنان مطرح است.
🔸خط لوله ترانسکاسپین نیز برای انتقال گاز ترکمنستان از بستر دریای خزر به جمهوری آذربایجان و سپس کریدور جنوبی پیشنهاد شده است، اما این طرح همچنان احداث نشده است.
✅ شبکه خطوط لوله آسیای مرکزی در حال تنوعیابی است، اما قزاقستان همچنان در صادرات نفت به مسیر روسیه و ترکمنستان در صادرات گاز به مسیر چین وابستگی بالایی دارند. پروژههای جدید با هدف دسترسی به بازارهای جنوب آسیا، چین و اروپا طراحی شدهاند؛ بااینحال، تأمین مالی، امنیت مسیرها، دسترسی به بازار و ملاحظات ژئوپلیتیکی همچنان مهمترین موانع تنوعبخشی به صادرات انرژی منطقه هستند.
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 1 669 |
| 5 | 🌐آینده مبهم آلمان؛ دولت نامحبوب و راست افراطی قدرتمند
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اروپا
#آلمان
📝علی محبی
🔹نظام سیاسی آلمان پس از ۱۹۴۵ که بر پایه ثبات و بایکوت احزاب افراطی بنا شده بود، در پاییز ۲۰۲۶ سنگینترین بحران خود را تجربه میکند.نتایج سه انتخابات ایالتی اخیر چرخش جدی رأیدهندگان از احزاب میانه به رادیکال را نشان میدهد. برای نخستینبار در تاریخ جمهوری فدرال، یک سیاستمدار از حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) در اوایل اکتبر ۲۰۲۶ به ریاست پارلمان ایالتی زاکسن-آنهالت انتخاب شد. در سوی مقابل، حزب دموکرات مسیحی (CDU) به رهبری فریدریش مرتس برای اولین بار نتوانست حد نصاب ۵ درصد را برای ورود به پارلمان مکلنبورگ-فورپومرن کسب کند و در برلین نیز عملکرد ضعیفی داشت. این نتایج همراه با افت شدید محبوبیت مرتس، زمزمههای تعویض صدراعظم و بیثباتی ائتلاف حاکم را پررنگ کرده است.
💢فرسایش احزاب حاکم و صعود بیسابقه آلترناتیو برای آلمان
🔸کمتر از ۱۶ ماه از انتخابات فوریه ۲۰۲۵ و تشکیل دولت ائتلافی میان اتحادیه دموکرات مسیحی و حزب سوسیالدموکرات میگذرد. در آن انتخابات، دموکرات مسیحی حدود ۲۸.۵ درصد، آلترناتیو برای آلمان ۲۰.۸ درصد و سوسیالدموکرات ۱۶.۴ درصد رأی داشتند. با این حال، محبوبیت امروز آلترناتیو برای آلمان به ۲۸ تا ۳۰ درصد، دموکرات مسیحی به ۱۸ تا ۲۰ درصد و سوسیالدموکرات به ۱۳ تا ۱۵ درصد رسیده است. این ریزش حدود ۱۳ درصدی ائتلاف حاکم و کسب نزدیک به ۴۴ درصد رأی آلترناتیو برای آلمان در زاکسن-آنهالت و انتخاب فردی از این حزب به ریاست پارلمان آنجا نشاندهنده تضعیف راهبرد دیوار آتشین است.
💢بحران محبوبیت و زمزمه جانشینی مرتس
🔸اصرار صدراعظم بر تداوم اصلاحات اقتصادی و اجتماعی بحثبرانگیز در کنار ناتوانی در جلب اعتماد افکار عمومی، بر بحران افزوده و موجب ریزش شدید محبوبیت او از ۴۳ درصد در ژوئیه ۲۰۲۵ به ۱۶ درصد در سپتامبر ۲۰۲۶ شده است. تزلزل موقعیت او تا جایی پیش رفت که لغو ناگهانی سفر دیپلماتیک او به مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک جهت مدیریت بحران برلین، به نماد علنی ضعف قدرت مانور او تبدیل شد. این وضعیت موجب شده تا همحزبیهای مرتس عملا به گزینه «تعویض صدراعظم» فکر کند. سناریویی که اگرچه نخبگان دموکرات مسیحی جهت نجات حزب به آن میاندیشند، اما هیچکدام از رقبای مرتس انجام این کار را به نفع خود نمیبینند.
💢سه سناریو برای آینده برلین
🔸انتخابات زودهنگام (نامحتمل): اولین سناریو شکست ائتلاف و اعلام انتخابات زودهنگام است اما به دلیل اینکه حزب آلترناتیو دست بالا را در نظرسنجیها دارد، هیچیک از احزاب ائتلافی تمایلی به فروپاشی دولت ندارند. بنابراین احزاب ائتلاف برای بقای خود ناچار به حفظ ظاهر و ادامه همکاری هستند.
🔸تعویض صدراعظم بدون فروپاشی دولت (کماحتمال): اگرچه صحبت از تعویض صدراعظم در درون دموکرات مسیحی مطرح است و نام هندریک ووست بهعنوان جایگزین اصلی مطرح شده است. با این حال نخبگان حزب میدانند که تعویض مرتس بدون موافقت خود او و عدم اجماع بر سر جانشین تنها منجر به بیثباتی و کاهش محبوبیت بیشتر میشود و با توجه به قدرت بالای مرتس در ساختار حزب و عدم تمایل او به کنارهگیری، تغییر او بدون تمایل خودش در کوتاهمدت بسیار بعید است.
🔸تداوم وضعیت فعلی (محتملترین سناریو): محتملترین مسیر این است که مرتس در سمت خود بماند و دولت با اصلاحات نیمهکاره و اختلافات داخلی به حیات خود ادامه دهد. در این حالت، بسته اصلاحات اقتصادی و اجتماعی یا کند پیش میرود یا تعدیل میشود، نارضایتی عمومی افزایش مییابد و خطر اعتراضات و اعتصابات گستردهتر میشود. به عبارتی، دولت نه سقوط میکند و نه احیا میشود، بلکه به شکل فرسوده و کماثر ادامه مییابد.
💢جمعبندی
✅رشد احزاب رادیکال و سقوط احزاب میانه تنها یک بحران داخلی نیست، بلکه نشانه فرسایش الگوی وحکمرانی احزاب میانه در غرب است. شکست مرتس در مهار راست افراطی و بیاثری «دیوار آتشین» اثبات میکند که راهبرد طرد سیاسی بدون پاسخ به نارضایتیهای ساختاری اقتصادی، نتیجه معکوس داده و جریانات چپ و راست افراطی را از یک جریان حاشیهای به نیروی تعیینکننده تبدیل کرده است. این بحران داخلی، میتواند توان رهبری آلمان در اتحادیه اروپا را تضعیف کند. برلینی که درگیر بقای روزمره و اختلافات درونحزبی شود، توانایی اعمال قدرت، هدایت معماری امنیتی پس از جنگ اوکراین و رهبری استراتژیک اروپا را از دست خواهد داد؛ امری که موازنه قدرت در قاره سبز را به نفع جریانهای پوپولیست و رادیکال تغییر میدهد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 405 |
| 6 | 🌐چگونه خروج از عراق معادلات امنیتی شامات را تغییر میدهد؟
#تحلیل_کوتاه
#عراق #سوریه
📝محمدعلی حسن نیا
🔹خروج نیروهای آمریکایی از سوریه در فوریه ۲۰۲۶ و سپس خروج کامل از عراق در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶، دو تحول متوالی بودند که در زمان و مکان به هم پیوستند و یک کریدور استراتژیک از غرب عراق از طریق شرق سوریه تا جنوب این کشور شکل دادند. لایه نظارتی نظامی بر این کریدور به شدت تضعیف شده و خلأ ایجادشده را نیروهای مقاومت اسلامی پر کردهاند.
💢انتقال پایگاه التنف و خلأ نظارتی
🔸پایگاه التنف در مثلث مرزی سوریه، عراق و اردن قرار دارد و در سال ۲۰۱۶ توسط آمریکا و ائتلاف بینالمللی تأسیس شد. این پایگاه طولانیمدت وظیفه نظارت بر صحرای شرقی سوریه و مسدود کردن کریدور زمینی محور مقاومت را بر عهده داشت. در ۱۱ فوریه ۲۰۲۶، وزارت دفاع سوریه اعلام کرد که ارتش این کشور پایگاه التنف را از آمریکاییها تحویل گرفته و در منطقه صحرایی التنف در مرز سوریه، عراق و اردن مستقر شده است.
🔸ارزش استراتژیک التنف نه در تعداد نیروهای مستقر در آن، بلکه در موقعیت جغرافیایی آن بود. این پایگاه دقیقاً بر کوتاهترین مسیر زمینی انتقال نیرو و تجهیزات از عراق به سوریه قرار داشت. حضور طولانیمدت آمریکا در آن، عملاً یک سد فیزیکی ایجاد کرده بود. با از بین رفتن این سد، آزادی عمل محور مقاومت در شرق سوریه به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
💢استقرار نیروهای مقاومت در الانبار و مرزها
🔸همزمان با خروج آمریکا، استقرار نیروهای مقاومت اسلامی در استان الانبار در غرب عراق سرعت گرفته است. منابع امنیتی عراقی گزارش دادهاند که آمریکا فعالیتهای شناسایی هوایی و زمینی خود را بین پایگاه التنف و گذرگاه الولید از سر گرفته و همزمان حضور نیروهای مقاومت در مناطق مرزی تقویت شده است.
🔸حشد الشعبی، به ویژه جناحهای نزدیک به محور مقاومت مانند کتائب حزبالله و جنبش النجباء، پس از خروج آمریکا صراحتاً از خلع سلاح خودداری کردند. این گروهها نه تنها سلاحهای خود را حفظ کردهاند، بلکه زنجیره فرماندهی مستقل از ساختار دولت عراق را نیز همچنان در اختیار دارند.
💢وضعیت سوریه
🔸در سمت سوریه، دولت انتقالی به رهبری احمد الشرع در سپتامبر ۲۰۲۶ مذاکرات محرمانهای با حزبالله لبنان با میانجیگری ترکیه برگزار کرد. محورهای اصلی این مذاکرات شامل امنیت مرزی، کنترل کانالهای قاچاق سلاح و سرنوشت شبکههای باقیمانده حزبالله در جنوب سوریه بود. با این حال، این مذاکرات به هیچ توافق الزامآوری منجر نشد. اما هنوز موقعیتی وجود ندارد و احمد الشرع بارها نشان داده قابل اعتماد نیست.
💢مقاومت عراق: ستون فقرات وحدت الساحات در شامات
🔸 در توازن قدرت محور مقاومت، جایگاه نیروهای مقاومت عراقی به طور چشمگیری ارتقا یافته است. حزبالله لبنان در درگیریهای طولانی با اسرائیل متحمل خسارات سنگینی شد. سقوط سوریه نیز محور مقاومت را از یک متحد کلیدی در سطح دولتی محروم کرد. در این زمینه، نیروهای مقاومت عراقی به توانمندترین نیروی محور مقاومت در منطقه شامات (شرق مدیترانه) تبدیل شده اند، بنابراین به سمت خلع سلاح نخواهد رفت.
💢هشدار استراتژیک برای اسرائیل و معضل الشرع
🔸نهادهای نظامی اسرائیل وضعیت نیروهای مقاومت عراقی را با دقت زیر نظر دارند. یکی از چالشهای اصلی پیش روی سازمانهای اطلاعاتی اسرائیل، وسعت جغرافیایی عراق است، از حومه بغداد تا صحرای غربی هممرز با سوریه، فاصلهها زیاد و شناسایی دقیق مراکز فعالیت و انبارهای سلاح دشوار است.
🔸این وضعیت یک زنگ خطر جدی برای اسرائیل است. نیروهای مقاومت عراقی از یک سو در خارج از برد مستقیم حملات زمینی اسرائیل قرار دارند و از سوی دیگر از توانایی حملات دوربرد علیه اسرائیل برخوردارند. این ترکیب، یک تهدید استراتژیک جدید ایجاد کرده که با تهدید حزبالله یا یمن متفاوت است.
🔸برای دولت انتقالی سوریه، وضعیت به همان اندازه پیچیده است. اگر الشرع تصمیم بگیرد در لبنان وارد جنگ شود، با با خطر ورود عراق روبرو خواهد شد. توانایی مقاومت عراقی برای ورود به خاک سوریه و ایجاد پایگاه در محور التنف یا دیرالزور دیگر یک مسئله نظری نیست. کنترل الشرع بر جنوب سوریه از ابتدا محدود بوده و مناطق مرزی تقریباً در وضعیت خلأ قرار دارند. هرگونه نفوذ از سمت عراق میتواند به یک چالش امنیتی جدی برای دولت سوریه تبدیل شود.
✅خروج نیروهای آمریکایی از عراق و سوریه، کریدور زمینی محور مقاومت را از یک لایه جاسوسی کلیدی محروم کرده است. نیروهای مقاومت در غرب عراق و نزدیک گذرگاههای مرزی مستقر شدهاند و مسیرهای ورود به سوریه بازگشایی شده است. این ترکیب، سناریوی نفوذ تدریجی به سمت مرز اسرائیل را امکانپذیر میسازد؛ سناریویی که نه فوری و نه قطعی، اما قابل تحقق ارزیابی میشود.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 3 014 |
| 7 | 🌐 آیا آرژانتین و بریتانیا بر سر فالکند وارد جنگ خواهند شد؟
#تحلیل_کوتاه
#آرژانتین #بریتانیا
🔹در ماههای اخیر، بحث حاکمیت بر جزایر فالکند میان بریتانیا و آرژانتین افزایش یافته است. طبق شواهد میلی در فرآیندی بلندمدت، آرژانتین را برای بازپسگیری جزایر آماده میکند. مواضع مقامات آمریکایی و اسرائیلی نیز بر آتش مسئله فالکند دمیده است. چند هفته پیش، ترامپ از احتمال تغییر رویکرد آمریکا در قبال مسئله جزایر و حمایت از آرژانتین سخن گفت. براساس اسناد افشاشده از پنتاگون نیز آمریکا واگرایی از بریتانیا در مورد فالکند را یکی از گزینههای مجازات عدم همراهی در جنگ با ایران میبیند. بن گویر، وزیر امنیت ملی اسرائیل، نیز از بهرسمیتشناختن جزایر بهعنوان خاک آرژانتین حمایت کرده است.
💢تاریخچه مناقشه بر سر فالکند
🔸در سال ۱۷۶۴، فرانسه نخستین سکونتگاه اروپایی را در غرب جزایر ایجاد کرد و بریتانیا نیز در ۱۷۶۵ در بخش شرقی آن مستقر شد. در سال ۱۷۶۷، فرانسه در پی اعتراض اسپانیا، سکونتگاه خود را به این کشور واگذار کرد و اسپانیا نام آن به «پورتو سولداد» تغییر داد. در ۱۷۷۰، نیروهای اسپانیایی بریتانیاییها را بیرون راندند، اما بریتانیا در پی توافق ۱۷۷۱ به پایگاه خود بازگشت. این کشور در ۱۷۷۴ نیروهایش را خارج کرد، ولی با برجای گذاشتن لوحی، بر تداوم ادعای حاکمیت خود تأکید کرد.
🔸پس از استقلال، آرژانتین با استناد به اصل جانشینی دولتها، ادعای حاکمیت بر جزایر را مطرح کرد. در ۱۸۳۱، توقیف کشتیهای آمریکایی توسط لوئیس ورنت به حمله ناو لکسینگتون به جزایر و تضعیف حضور آرژانتین انجامید. در ۳ ژانویه ۱۸۳۳، بریتانیا نیروهای آرژانتینی را وادار به ترک جزایر کرد و اداره آن را در دست گرفت. در ۱۹۸۲، آرژانتین برای بازپسگیری جزایر اقدام نظامی کرد که تسلیمشدن آرژانتین پایان یافت.
💢خاویر میلی و بازکردن مجدد پرونده فالکلند
🔸از زمان جنگ ۱۹۸۲، بریتانیا و آرژانتین بدون درگیری نظامی دیگری به ادعای حاکمیت بر جزایر ادامه دادند که چهار دهه صلح سرد میان دو کشور ایجاد کرد. اکنون دولت راستگرای خاویر میلی در چشمانداز بلندمدت آمریکا، بازگرداندن جزایر به آرژانتین را میبیند. در ماههای اخیر، لحن رئیسجمهور آرژانتین در مورد فالکلند تندتر شده است. میلی در سخنرانی سوم سپتامبر، از بادهای تغییر به نفع آرژانتین در مورد جزایر سخن گفت.
🔸در این راستا، دولت میلی لایحهای به کنگره ارائه کرده که تحریم شرکتهای بهرهبردار از منابع اطراف جزایر را تشدید میکند و نقش ارتش در حفاظت از زیرساختهای حیاتی را گسترش میدهد. در مسیر حقوقی، میلی در ۲۸ سپتامبر دستور آغاز داوری علیه بریتانیا طبق پیوست هفتم کنوانسیون حقوق دریاها را صادر کرد و به لندن دو هفته مهلت داد عملیات را متوقف کند؛ هرچند متوقف نشد.
🔸در بُعد نظامی، آرژانتین ۲۴ فروند F-16 دستدوم از دانمارک به ارزش ۳۰۰ میلیون دلار خریداری کرده است. همچنین میلی اعلام کرد بودجه وزارت دفاع را افزایش میدهد تا «پایگاه دریایی یکپارچه» در تیرا دل فوئگو ساخته شود. این پایگاه در بلندمدت برای افزایش کنترل آرژانتین بر اقیانوس اطلس جنوبی و قطب جنوب اهمیت دارد، هرچند فعلاً توان تازهای برای عملیات علیه فالکلند ایجاد نمیکند.
🔸انتظار میرود میلی از ظرفیت همگرایی با ترامپ برای تقویت ارتش آرژانتین استفاده کند. دو سال آخر ترامپ برای آرژانتین کلیدی است؛ زیرا افراد محدودی در آمریکا هستند که مایل به تقویت روابط نظامی با آرژانتین و تغییر موضع در مورد فالکلند باشند. چهبسا رئیس جمهور بعدی موجب پایان ماه عسل آمریکا و آرژانتین شود. در این میان باید به اسرائیل نیز توجه کرد، زیرا با توجه به وخامت روابط تلآویو با اروپا، اسرائیل میتواند انگیزه بالایی برای کمک به آرژانتین داشته باشد.
💢اهمیت فالکند
🔸اهمیت جزایر برای هر دو کشور ترکیبی از تمامیت ارضی، لجستیک و منابع بالقوه نفتی است. در حال حاضر، فالکلند ارزش اقتصادی پایینی دارد و مهمترین حوزه تجاری فعال در آن شیلات است. هنوز تخمین دقیقی از منابع نفتی جزایر وجود ندارد و استخراجی هم انجام نشده است. گزارشهای مختلف، منابع نفتی را بین ۵۰۰ میلیون تا ۱.۷ میلیارد بشکه تخمین زدهاند. به این دلایل، ارزش اقتصادی جزایر در آینده مشخص خواهد شد. علاوه بر این، فالکلند نقش پشتیبان لجستیکی برای حضور بریتانیا در قطب جنوب دارد.
✅مناقشه فالکلند پس از چهار دهه، بار دیگر در حال ایجاد تنش میان آرژانتین و بریتانیا است. میلی با ترکیب فشار دیپلماتیک، اقدامات حقوقی و تقویت تدریجی توان نظامی، برای بازپسگیری جزایر زمینهچینی میکند. تحقق این هدف در کوتاهمدت بعید است و آرژانتین همچنان از نظر نظامی با محدودیتهای جدی مواجه و به تقویت ارتش توسط آمریکا یا اسرائیل نیازمند است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 411 |
| 8 | 🌐سیگنال تسلیحاتی آمریکا پس از سفر شی به واشنگتن
#تحلیل_کوتاه
#تایوان
#چین_آمریکا
🔹آمریکا در 2 اکتبر دو فروند F-16V Block 70 را براساس قرارداد 2019 به تایوان تحویل داد. زمان تحویل در فضای پس از دیدارهای ترامپ و شی، شاخص مهمی است که این رویداد را بیشازپیش برجسته میکند. نکته کلیدی این است که تحویل دو جنگنده میتواند سیاست واشنگتن نسبت به تایوان را با توجه به زمینه تحولات جهانی و نیاز آمریکا به عقبنشینی تاکتیکی در مقابل چین تبیین کنند.
💢چه چیزی تحویل داده شد؟
🔸این دو فروند اف16 تکسرنشین به شمارههای 6727 و 6728، نخستین هواپیماهای تحویلی از مجموع 66 فروند (56 تکسرنشین و 10 دوسرنشین) جنگندهای هستند که تایوان در سال 2019 طبق برنامه ققنوس صلح اوجگیرنده به ارزش 8 میلیارد دلار به آمریکا سفارش داد. تایوان ناوگانی متشکل از 137 فروند جنگنده F-16A/B بلاک 20 داشت که طی سالهای 2017 تا 2024 و در چارچوب برنامه ققنوس برخاسته، به استاندارد F-16V ارتقا یافتهاند.
🔸تحویل این هواپیماها قرار بود از سال 2023 آغاز شود، بااینحال، برنامه ابتدا با مشکلات تأخیر در توسعه نرمافزار کنترل پرواز و سپس اختلالات زنجیره تأمین، مشکلات ظرفیت تولید و جابهجایی خط تولید در آمریکا مواجه شد. جنگندهها همچنین در زمان تحویل فاقد سامانه جنگ الکترونیک AN/ALQ-254(V)1 Viper Shield بوده است.
💢ارتباط تحویل به نشست ماه مه
🔸در نشست شی و ترامپ در پکن، چین توانسته است امتیازی را در رابطه با تایوان درباره یکی از بندهای بیانیه 1982 آمریکا تحت عنوان شش تضمین به دست آورد. شی با تمرکز بر فروش تسلیحات، ترامپ را به نادیدهگرفتن یکی از شش تضمین سوق داده که طبق آن «ایالاتمتحده قبل از تصمیمگیری در مورد فروش تسلیحات به تایوان، از قبل با چین مشورت نخواهد کرد.» و نتیجه آن تعلیق بسته تسلیحاتی جدید به ارزش 14.4 میلیارد دلار بوده است.
💢سیگنال ارسال جنگنده
🔸تحویل این دو جنگنده محصول تصمیم تسلیحاتی سال 2019 است، نه تصمیمی که ترامپ بعد از نشست با شی گرفته باشد. درعینحال زمانبندی آن معنادار است، زیرا تقریباً یک هفته بعد از دیدار ترامپ و شی وارد تایوان شدند. این تحویل در شرایطی صورت گرفته که نگرانیها درباره تعهد دولت ترامپ به تسلیح تایوان افزایش یافته است.
🔸بااینحال، گرچه آمریکا بین دو نشست سعی کرد فضا را تنشآلود نکند، اما در پسا نشست ادامه روند قبل را کلید زد تا بندهای دیگر 6 تضمین مانند بازه زمانی فروش را همچنان حفظ کند. آمریکا احتمالاً با توجه به کمبودهای موجود ناشی از درگیر بودن در تهاجم به ایران و تأمین برخی تسلیحات برای کشورهایی مانند اوکراین و تحریم/کنترلهای صادراتی چین، عقبنشینی تاکتیکی کرده، اما پس از مدیریت بحرانهای موجود، وضعیت متحول خواهد شد.
💢نگاه واقعبینانه چین
🔸چین ازاینگونه اقدامات راضی نیست و با راهبرد فرسایش فروش تسلیحات سعی دارد موضع خود را تقویت کند. پکن عبور از خطوط مرزی تایوان را در سالهای اخیر بهصورت محسوسی افزایش داده است. بهعنوانمثال در سال 2025، رکورد 3764 مورد ورود هوایی به منطقه شناسایی پدافند هوایی دوفاکتوی تایوان را به ثبت رسانده است که نسبت به 2024، 22.4 درصد افزایشیافته است. همچنین بین 2020 تا دسامبر 2025، میانگین روزانه ورود شناورهای گارد ساحلی چین به آبهای نزدیک تایوان بیش از 500 درصد افزایشیافته و ورودهای روزانه به حلقه دوم امنیت دریایی تایوان نیز بیش از چهار برابر شده است.
🔸چین همچنین با اعمال کنترل صادراتی بر عناصر نادر سنگین و آهنرباهای دائمی، یک اهرم مهم بر زنجیره تأمین صنایع پیشرفته و دفاعی غرب ایجاد کرده است که در تولید جنگنده، موشک، رادار، پهپاد و سایر سامانههای تسلیحاتی کاربرد دارد.
🔸علاوه بر این، نتیجه مذاکرات به چین فرصت تنفس و کاهش موقت فشار را داده است. چین در حال تولید و تهیه سامانههای تسلیحاتی با سرعتی حدود 5 تا 6 برابر آمریکا است و صنعت دفاعی چین در وضعیت نزدیک به جنگ قرار دارد. همچنین ظرفیت کشتیسازی چین حدود 230 برابر آمریکا برآورد شده است.
💢چشمانداز
✅تحویل جنگندهها، نشانه تداوم تعهدات قبلی آمریکا به تایوان در شرایطی است که فروشهای جدید به بخشی از چانهزنی آمریکا و چین تبدیلشدهاند. این دو جنگنده محصول قرارداد 8 میلیارد دلاری 2019 هستند و تأخیرشان عمدتاً ریشه فنی، تولیدی و زنجیره تأمین داشته است. بااینحال، همزمانی آن با تعلیق بسته جدید 14.4 میلیارد دلاری، نشان میدهد واشنگتن فعلاً میان حفظ توان بازدارندگی تایوان و مدیریت رابطه با پکن در حال ایجاد توازن است. در مقابل، پکن با افزایش فشار نظامی-خاکستری و استفاده از اهرمهای اقتصادی و زنجیره تأمین، میکوشد هزینه و سرعت تقویت نظامی تایوان را محدود کند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 223 |
| 9 | 🌐ترامپ در توافق جدید گرینلند چه به دست آورد؟
#مقاله_تحلیلی
#مطالعات_آمریکای_شمالی
#اروپا
🔹پس از حدوداً یک سال و نیم فشارهای رسانهای و لفظی ترامپ و تهدیدات او برای تصاحب جزیره گرینلند، سرانجام آمریکا با دولت دانمارک و دولت خودمختار گرینلند به توافقی برای دسترسی نظامی خود به جزیره مذکور دست یافت. این توافق حاکمیت دانمارک بر گرینلند را حفظ میکند؛ اما حضور نظامی، امنیتی و اقتصادی آمریکا را در این جزیره استحکام میبخشد.
💢محتوای توافق با دانمارک و گرینلند
🔸آمریکا طبق توافقنامه ۱۹۵۱ با دانمارک جهت مقابله با نفوذ شوروی در گزینلند حضور نظامی داشت. طبق آن توافقنامه، آمریکا در «مناطق دفاعی» مشخصی پایگاههای نظامی تأسیس میکرد. پس از این توافق، سه پایگاه در مناطق تول که اکنون به پایگاه فضایی پیتوفیک شناخته میشود، نارسارسوآک و ساندرستروم تشکیل شد.
🔸اکنون توافق ۲۰۲۶ آمریکا و دانمارک دسترسیها و اختیارات جدید و گستردهای را به آمریکا میدهد. طبق این توافق، پایگاه فضایی پیتوفیک نوسازی میشود. همچنین «مناطق دفاعی» جدیدی در نارسارسوآک (شمال غربی گرینلند) و مِسترزویگ (جنوب غربی جزیره) ایجاد گردند. علاوه بر این، طبق بخش ۳ ماده ۴ توافق، آمریکا میتواند پایگاههای نظامی دیگری را نیز در جزیره احداث کند.
💢اهداف آمریکا از حضور در گرینلند
🔸میتوان مهمترین انگیزه و هدف آمریکا از توافق با دانمارک را رقابت با روسیه و چین دانست که خود در سه موضوع تجلی مییابد: ۱. فرصتهای اقتصادی قطب شمال ۲. دسترسی به عناصر کمیاب ۳. توسعه گنبد طلایی
1️⃣فرصتهای اقتصادی نفت و گاز منطقه شمالگان
🔸یکی از ضعفهای جدی آمریکا به عنوان یک ابرقدرت، دسترسی جغرافیایی محدود به قطب شمال است. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری مییابد که بدانیم روسیه و چین در حال تقویت مسیرهای تجاری جدید در این منطقه هستند. «راه ابریشم قطبی» چارچوبی است که چین از سال ۲۰۱۷ برای گسترش ابتکار «کمربند و راه» به آبهای قطب شمال دنبال میکند.
🔸با توجه به روند گرمایش جهانی، در سالهای آینده فرصتهای تجاری و اقتصادی بیشتری برای منطقه شمالگان فراهم خواهد شد و منابع نفت و گاز این منطقه بیشتر در دسترس قرار خواهد گرفت. گرینلند نیز بهتنهایی میتواند دارای منابع بزرگ نفت و گاز طبیعی باشد. بر اساس بررسیهای سازمان زمینشناسی آمریکا گرینلند دارای ذخایر نفت و گاز کشفنشده قابلتوجهی است.
🔸به همین خاطر، آمریکا از تقویت حضور خود در گرینلند، اهداف بلندمدتی دارد و آن این است که در آینده بتواند با روسیه و چین بر سر منابع طبیعی منطقه شمالگان رقابت کند و نظارت بیشتری بر مسیرهای تجاری جدید در این منطقه داشته باشد.
2️⃣دسترسی به عناصر کمیاب
🔸گرینلند از نظر منابع معدنی و عناصر کمیاب بسیار غنی است. این جزیره حدود ۱.۵ میلیون تن ذخایر خاکی کمیاب دارد و دو کانسار بزرگ کوانفیلد و تنبریز در آن قرار گرفته که با تانتالوم، نیوبیوم و زیرکونیوم و اورانیوم همراهاند؛ کوانِفیلد نیز حدود ۲۷۰ هزار تن اورانیوم در خود جای داده است.
🔸آمریکا در چشمانداز خود میبیند که با حضور در گرینلند، از وابستگی به عناصر کمیاب چین بکاهد. در همین راستا، توافق ۲۰۲۶ نیز مقرر میکند که ایالات متحده، دانمارک و گرینلند باید بهصورت متفقالقول هرگونه سرمایهگذاری از سوی کشورهای غیرعضو ناتو در بخشهای حساسی مانند معدن و زیرساخت را تأیید کنند. معنای بند مذکور این است که آمریکا حق وتو در مورد سرمایهگذاری در بخش معدنی گرینلند دارد.
3️⃣توسعه سامانه گنبد طلایی
🔸گنبد طلایی، پروژه جاهطلبانه جدید آمریکا در دوران ترامپ است. این پروژه قرار است سامانه پدافندی جدید آمریکا باشد تا از طریق موشکهای فضاپایه با حملات موشکی گسترده از سمت چین و روسیه مقابله کند. توسعه پایگاههای نظامی در گرینلند میتواند بخشی از فرایند توسعه گنبد طلایی باشد، چه اینکه در متن توافق نیز نوسازی پایگاه فضایی پیتوفیک قید شده است. ترامپ نیز یک بار گفت که خرید گرینلند بخش مهمی از اجرای طرح گنبد طلایی است.
✅توافق جدید آمریکا با دانمارک، دسترسیهای نظامی و اقتصادی گستردهای در مقایسه با توافق پیشین ۱۹۵۱ به آمریکا در گرینلند میدهد. افزون بر این، اهداف سهگانه ترامپ از تسلط بر گرینلند در نهایت به رقابت آمریکا با چین و روسیه منتهی میشوند. اهمیت گرینلند برای واشنگتن صرفاً اقتصادی یا نظامی نیست، بلکه منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی و زیرساختهای دفاعی این جزیره در مجموع بخشی از تلاش آمریکا برای جلوگیری از افزایش نفوذ چین و روسیه در شمالگان و حفظ برتری راهبردی خود در این منطقه هستند.
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 582 |
| 10 | 🌐قیمت نفت، هزینه انرژی و بهای سیاسی آن برای اروپا
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_ایران_آمریکا
#اروپا #انرژی
🔹در ماههای اخیر، جنگ ایران و بستهشدن تنگه هرمز به افزایش قیمت انرژی در اروپا منجر شده است. حملات انصارالله به تأسیسات نفتی عربستان اکنون بار دیگر بازار انرژی را با موجی از افزایش قیمت مواجه کرده است. قیمت گاز طبیعی هلند (TTF) از بهمن ۱۴۰۴ تا مهر ۱۴۰۶ از میانگین ۲۷ یورو به حدود ۷۲ یورو افزایش یافته و نزدیک به نیمی از این رشد تنها در دو ماه اخیر رخ داده است. تداوم روند افزایش هزینه انرژی میتواند بر رقابتپذیری صنایع اروپایی، سیاستهای اقلیمی، رفتار رأیدهندگان و وزن احزاب مختلف اثر بگذارد و در سطح ژئوپلیتیک نیز اروپا را با مسئله دشوار وابستگی بیشتر به قدرتهای خارجی مواجه کند.
💢صنعتزدایی بیشتر و دشوارتر شدن تحقق اهداف سبز
🔸افزایش مداوم قیمت انرژی، هزینه تولید در اروپا را بالا میبرد و میتواند رقابتپذیری محصولات صنعتی این قاره را در برابر رقبای خارجی کاهش دهد. در چنین شرایطی، صنایعی که به انرژی ارزان و پایدار وابستهاند، از تولید خودرو گرفته تا صنایع پتروشیمی، با فشار بیشتری برای کاهش تولید، انتقال بخشی از فعالیتها یا تعطیلی مواجه خواهند شد.
🔸همزمان، افزایش هزینه سوخت و انرژی میتواند حمایت اجتماعی از سیاستهای اقلیمی اروپا را نیز تحت فشار قرار دهد. برای خانوارها و کسبوکارهایی که پیشاپیش با افزایش هزینههای جاری مواجهاند، هزینههای مرتبط با گذار سبز ممکن است بیش از گذشته به عنوان باری اقتصادی تلقی شود. در نتیجه، اجرای سیاستهای اتحادیه اروپا در حوزه انرژی پاک و اهداف اقلیمی میتواند با مقاومت اجتماعی و قطبیشدن سیاسی بیشتری مواجه شود.
💢کاهش محبوبیت احزاب حاکم و فرصتیابی جریانهای راست افراطی
🔸افزایش قیمت انرژی در بسیاری از کشورها به اعتراضات اجتماعی دامن زده و اروپا نیز از این روند مستثنی نیست. تداوم کاهش محبوبیت مکرون و مرتس در نظرسنجیهای اخیر نیز نشانهای از پیامدهای این افزایش انرژی و فشار اقتصادی است. افزایش هزینه انرژی، بهویژه برای طبقات کارگر و ساکنان مناطق غیرشهری، فشار بیشتری ایجاد میکند. این وضعیت میتواند فرصت بیشتری برای احزاب اپوزیسیون و بهخصوص جریانهای راست افراطی در کشورهایی مانند آلمان، فرانسه، اتریش و اسپانیا ایجاد کند. این جریانها با ارائه پیشنهادات رادیکال در زمینه انرژی با تمرکز بر کاهش فشار بر این گروههای اجتماعی، میتوانند از نارضایتی موجود برای افزایش حمایت سیاسی خود استفاده کنند. پیروزی اخیر حزب AfD در یکی از انتخاباتهای ایالتی آلمان با کسب ۳۷ درصد آرا و ناتوانی حزب مرتس در ورود به مجلس این ایالت را میتوان یکی از نشانههای این روند دانست.
💢دوراهی دشوار اروپا در حوزه انرژی
🔸در صورت تداوم تنشها در خاورمیانه و شرق اروپا، کشورهای اروپایی برای مهار افزایش قیمت انرژی با یک دو راهی دشوار مواجه خواهند شد. از یک سو، گسترش تولید انرژیهای تجدیدپذیر به وابستگی بیشتر به چین برای تأمین تجهیزات و زنجیرههای صنعتی مرتبط با انرژی پاک منجر میشود. از سوی دیگر، کاهش وابستگی به این منابع و جبران کمبود انرژی میتواند اروپا را بیش از گذشته به واردات انرژی از آمریکا وابسته کند. انتخاب میان این دو مسیر صرفاً یک تصمیم اقتصادی نخواهد بود، بلکه میتواند نشاندهنده میزان تهدید ادراکشده اروپا از سوی چین و آمریکا و اولویتهای راهبردی آن در سالهای آینده باشد.
💢رویکرد متفاوت شرق و غرب اروپا
🔸توانایی دولتهای اروپایی برای حمایت مالی از خانوارها و کسبوکارها در برابر افزایش قیمت انرژی یکسان نیست. برخی کشورهای اروپای شرقی ممکن است برای کاهش هزینههای انرژی و حفظ رقابتپذیری صنایع خود، به دنبال افزایش واردات انرژی از روسیه باشند؛ در حالی که کشورهای دیگر، به دلیل محدودیت منابع مالی و ناتوانی در ارائه یارانههای گسترده به اندازه کشورهای اروپای غربی، ممکن است با از دست دادن مزیت رقابتی و تعطیلی بیشتر بنگاههای صنعتی مواجه شوند.
💢جمعبندی
🔸افزایش وابستگی اروپا به دولتهای خارجی برای تأمین انرژی و تجهیزات مورد نیاز، این کشورها را در برابر یک دو راهی ژئوپلیتیک قرار خواهد داد و میتواند زمینهساز افزایش اختلافات میان دولتهای اروپایی شود.
✅با توجه به اینکه کشورهای اروپایی احتمالاً در این زمینه به اجماع نخواهند رسید، به نظر میرسد در نهایت به سمت رویکردی میانه حرکت کنند؛ به این معنا که هم واردات انرژی از آمریکا را افزایش دهند و هم حجم واردات تجهیزات انرژیهای تجدیدپذیر از چین را گسترش دهند. در عین حال، ممکن است بخشی از اهداف سبز خود را تعدیل کرده و با استفاده بیشتر از منابعی مانند انرژی هستهای، از شدت فشار ناشی از افزایش قیمت انرژی بکاهند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 000 |
| 11 | 🌐 طرح ۴ مادهای شی برای غرب آسیا؛ چین در جستجوی نظم جدید
#مقاله_تحلیلی
#چین
#غرب_آسیا
🔹شی جینپینگ رئیسجمهور چین اخیراً پیش از سفر به واشنگتن، در سفر خود به قاهره و دیدار با همتای مصری خود در ۲ سپتامبر ۲۰۲۶ یک ابتکار ۴مادهای را برای معماری امنیتی جدید غرب آسیا ارائه کرد. ابتکار مطرحشده در مصر از سطح مشخص کردن اصول در ابتکار آوریل ۲۰۲۶ در امارات، به سمت کنشمحوری ایجاد معماری امنیت درونزای منطقهای تکامل یافته است.
💢چه چیز جدیدی در طرح وجود دارد؟
🔸در ماده اول طرح جدید چین صریحاً از «بازسازی معماری امنیتی منطقه توسط خود کشورهای منطقه» صحبت میکند. یعنی دیگر فقط میان بازیگران موجود واسطه نیست، بلکه درباره تنظیم قواعد روابط آنها نیز پیشنهاد داده است. چین در پیشابحران میتوانست با هر بحران (ایران و عربستان، فلسطین، سوریه و...) جداگانه تعامل کند، اما ماده دوم میگوید بحرانهای خاورمیانه به هم مرتبطاند و باید «راهحل جامع» داشت و مسئله فلسطین را هسته مسئله غرب آسیا میداند. ماده سوم، «توسعه، امنیت مسیرهای دریایی و درهمتنیدگی منافع اقتصادی» را بنیان امنیت پایدار معرفی میکند. ماده چهارم چارچوب هنجاری مشخصی متشکل از منشور ملل متحد، حقوق بینالملل و مخالفت با یکجانبهگرایی عرضه کرده است.
🔸مهمترین تفاوت پیشنهاد 4مادهای اخیر چین نسبت به ابتکارهای سابق، تکامل تدریجی رویکرد پکن از نگاه مسئلهمحور ـ موردی به رویکردی کلان ـ ساختاری است. این تحول، ضمن بهرسمیتشناختن وجود یک معماری امنیتی منطقهای ناقص که در دیدار وانگیی و عراقچی نیز مورد اشاره قرار گرفته است، راهکاری چینی برای ایجاد امنیت درونزای منطقهای ارائه میدهد.
💢چرا اکنون؟
🔸موضعگیری چین در معماری امنیت منطقهای غرب آسیا ریشه در خلأ امنیتی ناشی از تضعیف اتکای کشورهای منطقه به آمریکا دارد. درگیریهای اخیر و اختلال در امنیت خلیجفارس و تنگه هرمز اعتماد به تضمینهای امنیتی واشنگتن را کاهش داده است. اکنون آمریکا دیگر حافظ وضع موجود محسوب نمیشود. پکن این وضعیت، به همراه مواردی مثل پیمان مکه را پنجره فرصتی دیده که باید با آن همراه شود.
🔸حتی نزدیکی ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ نشان داد بدون چارچوب بزرگتر نمیتوان از جنگهای بعدی یا سرایت بحران جلوگیری کرد. در این زمینه امنیت درونزا و جمعی کشورهای منطقه میتواند با دو وجه کاهش نقش قدرت خارجی و استقبال از خوداتکایی راهبردی قدرتهای میانی دنبال شود.
💢نقش فعال پکن در منطقه؟
🔸چین میکوشد از تکرار تجربه آمریکا و گرفتار شدن در تعهدات امنیتی فزاینده و بار مسئولیت آن اجتناب کند. ازاینرو، پکن ترجیح میدهد نقش خود را بیشتر در مقام تسهیلکننده، مشارکتکننده و شکلدهنده به ترتیبات منطقهای ایفا کند.
🔸تنها ماده سوم یعنی پیوند امنیت با توسعه، بر ایفای نقش چین اشاره دارد. بااینحال تأکید چین بر حفاظت از مسیرهای کشتیرانی نیز بیش از آنکه نشاندهنده تمایل پکن به ایجاد حضور امنیتی مستقیم در منطقه باشد، بیانگر پیوند دادن امنیت با استمرار تجارت و توسعه اقتصادی است.
💢موانع تحقق
🔸اولین مانع توان و ظرفیت چین برای اجرایی کردن طرح است. پیشنهادات چین بهجز مورد میانجیگری بین ایران و عربستان، عموماً در همان مرحله پیشنهاد باقیماندهاند.
🔸مانع دیگر را میتوان اختلاف کشورهای منطقه بر سر تعریف امنیت و حتی تهدید مشترک در نظر گرفت. همچنین ماهیت وجودی کشورهای عربی خلیجفارس بهگونهای است که در بهترین حالت فقط حاضرند تعهد امنیتی مضاعف چین را بپذیرند و حاضر نیستند روابط امنیتی با آمریکا را محدود کنند.
🔸چین در این ابتکار تأکید کرده است که مسئله فلسطین نباید به حاشیه برود. گره خوردن سیاستهای تهاجمی اسرائیل و آمریکا برای ضربه به محور مقاومت و تعریف آن بهعنوان تکمیل بخشی از شطرنج مهار چین چیزی نیست که به اراده چین تغییر یابد.
💢جمعبندی
✅ پیشنهاد چین به دنبال تغییر تدریجی ساختار قدرت در منطقه است. در حال حاضر چین به لحاظ توان و اراده سیاسی، قصد ندارد جایگزین آمریکا شود، اما با ارائه چارچوب فراگیر، سعی دارد فضای سیاسی لازم را برای تقویت روابط بین کشورهای منطقه باهم و حفظ روابط با همه طرفها ایجاد کند. ترجیح چین این است که آمریکا دیگر تنها ضامن امنیتی منطقه نباشد و همزمان کشورهای منطقه در راستای مسئولیتپذیری منطقهای و کاهش وابستگی یکجانبه به خارج، نظم منطقهای چندجانبهگرایانه را عملیاتی سازند.
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 1 351 |
| 12 | 🌐 از محاصره دریایی تا تحریم هوایی؛ چرا اقدام قاطع ضروریست؟
#اکوتهران
#جنگ_ایران_آمریکا
#محاصره_هوایی
🔹آمریکا پس از فروپاشی تفاهمنامه بر شدت فشار لجستیکی/مالی برای ایران از طرق مختلف افزوده است. یکی از مهمترین اجزای این سیاست، که به منظور تشدید شیب اثربخشی محاصره دریایی دنبال میشود، محاصره هوایی است. در ادامه به اختصار درباره تحولات حقوقی، ابعاد اجرایی و پیامدهای توقف پروازها بحث میشود.
💢تحولات حقوقی
🔸در دوره اخیر، دو تحول حقوقی مهم در تحریمهای مرتبط با هوانوردی ایران پدیدار شده است؛ تسری ریسک تحریمهای ثانویه از اشخاص تحریمشده به کل صنعت هوانوردی و لغو مجوزهای عمومی مربوط به فعالیتهای مشخص (و حداقلی) در هوانوردی غیرنظامی.
🔸در خصوص تحریم بخشی، آمریکا با اضافه نمودن کل صنعت هوانوردی به تحریمهای موضوع فرمان اجرایی ۱۳۹۰۲ بستر حقوقی لازم برای اعمال تحریمهای ثانویه علیه بازیگران ثالث فراهم کرده است و دفتر کنترل داراییهای خارجی آمریکا (OFAC) در تاریخ ۸ سپتامبر، ۲۷ شرکت هواپیمایی کشور را در کنار هشت شرکت خارجی ارائهدهنده خدمات به ایران و یک شخص حقیقی مرتبط را با دستاویز قرار دادن همین فرمان تحریم نمود تا اعتبار تهدید تحریمی را اثبات کند.
🔸در خصوص مجوزها، مهمترین مورد مجوز عمومی موسوم به J-۱ است. این مجوز به شرکتهای هواپیمایی غیرآمریکایی اجازه میداد با هواپیماهایی که تحت صلاحیت قضایی آمریکا قرار دارند، پروازهای برنامهریزیشده به و از ایران انجام دهند. با تعلیق این مجوز، انجام پروازها به ایران با هواپیماهایی که تحت صلاحیت آمریکا هستند، ممنوع خواهد شد؛ چرا که هواپیماها و قطعاتی که در سایر کشورها ساخته شدهاند اما بیش از ۱۰ درصد محتوای آمریکایی دارند نیز مشمول این صلاحیت قضایی محسوب میشوند. مجوز عمومی DD نیز به کشورها تا پایان روز ۲۲ سپتامبر فرصت داده بود تا تراکنشهای مالی پیشین خود را سازماندهی کنند.
💢ابعاد اجرایی
🔸تعلیق مجوزهای عمومی، در عمل امکان بازگشت پروازهای بینالمللی به ایران را منتفی خواهد ساخت. پیش از شروع جنگ و توقف پرواز شرکتهای بینالمللی به ایران، این شرکتها حدود ۳۰ هزار پرواز در ایران انجام دادهاند و حدود ۴ میلیون مسافر، ۲۹ هزار تن بار و ۵۶۰ تن محموله پستی جابهجا کردهاند.
🔸تحریم بخشی صنعت هوانوردی پرواز شرکتهای ایرانی را به مبادی خارجی متوقف ساخته است. پیش از ورود کشور به شرایط جنگی قریب به ۴۹ هزار پرواز بینالمللی توسط شرکتهای هواپیمایی داخلی انجام پذیرفته و حدود ۷ میلیون مسافر، ۴۱ هزار تن بار و ۷۵۸ تن محموله پُستی توسط آنها جابهجا شده است. باید توجه داشت که برای شرکتهای هواپیمایی ایرانی، فرود هواپیما در یک فرودگاه متعلق به کشور ثالث به خودی خود مشمول تحریم نخواهد بود؛ اما ارائه هرگونه خدمت اعم از سوختگیری، مدیریت بار و محمولات، تعمیر و نگهداری و هرگونه تبادل مالی میتواند برای شرکتهای ارائهدهنده خدمت ریسک تحریمی ایجاد کند.
💢پیامدها برای اقتصاد و صنعت
🔸به طور قطع تعلیق پروازهای خارجی در سطح مسافری مسئلهای چالشآفرین برای کشور خواهد بود. مسئله دیگر اما تاثیر توقف پروازهای باری بر اقتصاد و صنعت کشور است. بخش قابلتوجهی از حدود ۶۰ هزار تن بار جابهجا شده به صورت هوایی در پروازهای بینالمللی دربرگیرنده محصولات حیاتی همچون مواد اولیه دارویی، داروهای خاص و کالاهای فسادپذیر است که با مختصات فنی مشخصی جابهجا میشوند و انتقال زمینی آنها واجد پیچیدگیهای بسیاری است.
🔸براساس برآوردهای موجود، بیش از ۶۰ درصد از واردات پزشکی ایران از طریق هوایی وارد کشور میشود. با در نظر گرفتن اینکه حملونقل هوایی ۸.۴ درصد از کل واردات ایران را تشکیل میدهد، میتوان دریافت که کالاهای پزشکی تقریبا هفت برابر بیشتر از سایر اقلام وارداتی ایران به ارتباطات هوایی وابسته هستند. در این میان، سه فرودگاه دبی، دوحه و شانگهای واجد اهمیت بیشتری هستند؛ چرا که تقریبا نیمی از بار هوایی در دوره پیش از جنگ از این سه فرودگاه به داخل کشور منتقل میشد.
💢سخن آخر
✅ باید توجه داشت که در صورتی که اقدام قاطع برای مقابله صورت نگیرد علاوه بر این تبعات لجستیکی، توقف پروازها بر تسلط آمریکا و متحدان بر آسمان کشور خواهد افزود و در واقع، آنها را یک گام به ایجاد منطقه پرواز ممنوع در کشور نزدیکتر میکند. همچنین، محدود شدن پروازهای ایرانی به چند مقصد محدود، مشابه نمونه یمن، اشراف و کنترل خارجی بر تحرکات و تبادلات بیرونی کشور را نیز افزایش خواهد داد. از همین روست که پذیرش چند استثناء و تحمل توقف پروازها باید به مثابه فرسایش امنیت ملی کشور ادراک شود.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 988 |
| 13 | 🌐فعال شدن جبهه یمن چه نسبتی با وضعیت جبهه لبنان دارد؟
#تحلیل_کوتاه
#یمن #لبنان
📝محمدعلی حسن نیا
🔹عربستان سعودی هماهنگ با آمریکا و اسرائیل فشار بیسابقهای بر حزبالله لبنان وارد کرده و میکوشد از طریق طرح «خلع سلاح» و قطع خطوط لجستیک، این نیرو را مهار کند. در همین بازه، انصارالله یمن جبهه دریای سرخ را تشدید کرده و یکبار عبدالملک الحوثی در سال ۲۰۲۴ پایان جنگ با اسرائیل را منوط به پایان جنگ در لبنان دانسته بود. اکنون سوال اصلی آن است که ارتباطات حزب الله و انصارالله چه تاثیری بر تنش های جدید دارد.
💢ماهیت رابطه انصارالله و حزبالله
🔸ریشههای رابطه انصارالله و حزبالله به میانه دهه ۲۰۰۰ بازمیگردد. شهید سید حسن نصرالله پایگاهی ثابت ساخت که الگویی قابل تعمیم شد و شهید هيثم الطبطبایی (ابو علی) سالها مدیریت رابطه با انصارالله را بر عهده داشت، بارها به یمن سفر کرد و نیازهای واقعی این نیرو را میشناخت. این رابطه، زنجیره فرماندهی–اطاعت نیست؛ بلکه همکاری دو طرف بر اصل «احترام به شرایط داخلی یمن و واگذاری تصمیمگیری به نیروهای یمنی» بنا شده و رابطهای مبتنی بر «انتقال تجربه، مشورت و پشتیبانی» است، نه «صدور دستور».
🔸رابطه نظامی انصارالله و حزبالله فراتر از همپیمانی سیاسی و به یک همکاری عملیاتی، آموزشی و فنی چندلایه تبدیل شده است. مهمترین سند، اظهارات نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، در مراسم بزرگداشت شهید هيثم الطبطبایی است. او فاش کرد الطبطبایی ۹ سال (۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴) در یمن حضور داشته و مسئول «تدريب، إعداد و بناء قدرات» نیروهای انصارالله بوده است. الطبطبایی پیشتر فرمانده قوة الرضوان و مسئول عملیات حزبالله در سوریه بود. وجود فرماندهی در این سطح به مدت ۹ سال نشان میدهد این رابطه نه مأموریتی مستشاری گذرا، بلکه پروژهای راهبردی برای ساخت توانمندی نظامی انصارالله بوده است.
🔸 روزنامه الاخبار نیز به نقل از منابع نزدیک به انصارالله تأکید کرده هماهنگیهای سیاسی، نظامی و عملیاتی میان صنعا، حزبالله و گروههای محور مقاومت هرگز متوقف نشده و در بالاترین سطح قرار دارد. این منابع تصریح کردند صنعا اجازه نخواهد داد لبنان مورد تعرض قرار گیرد و حزبالله بهتنهایی بجنگد. گزارش سازمان ملل نیز حضور مستشاران حزبالله در مناطق تحت کنترل انصارالله و ارائه حمایت فنی در برنامههای موشکی و پهپادی را تأیید میکند.
💢مکانیسم میدانی: از تونل و استتار تا موشک و اطلاعات
🔸تجربه نبرد مأرب و جنگ جنوب، شبکه قبیلهای، صنایع موشکی و پهپادی، تونلها و منظومه شنود، همگی الگویی مشابه تجربه حزبالله پدید آورد. همانگونه که شهید هيثم الطبطبایی سالها مدیریت رابطه با انصارالله را بر عهده داشت و نیازهای واقعی این نیرو را میشناخت، این زیرساختها به انصارالله امکان داد در چارچوب محور مقاومت، تجربه حزبالله را جذب و آن را در مقیاس سرزمینی یمن بازتولید کند. اطلاعات چندسطحی و توان پنهانسازی، همان الگویی است که حزبالله در جنوب لبنان به کار گرفت و انصارالله آن را در برابر شناسایی و حملات هوایی دشمن بومیسازی کرد.
💢منطق راهبردی تشدید جبهه یمن: مهار فشار عربستان در لبنان
🔸فشار عربستان بر حزبالله در لبنان در سالهای اخیر به اوج رسیده است. ریاض طرح «انحصار سلاح» را پیش برده، خلع سلاح حزبالله را شرط ازسرگیری روابط تجاری و گشایش اقتصادی لبنان قرار داده و هماهنگ با آمریکا و اسرائیل میکوشد خطوط لجستیک زمینی حزبالله از سوریه را قطع و پروازهای مرتبط با آن را محدود کند. در این چارچوب، اسرائیل نیز حملات خود را تشدید کرده است.
🔸پاسخ انصارالله منطق راهبردی روشنی دارد. سخنگوی این نیرو صریحاً گفت «زمان، عصر جدایی را پایان داده» و «هیچ تجاوزی به یک منطقه محدود نمیماند» و ادعا کرد برای «تحولی بزرگ» آماده است و تنها منتظر درخواست حزبالله برای ورود به میدان است. منابع نزدیک به انصارالله گفتند «صنعا اجازه نخواهد داد لبنان بهتنهایی هدف قرار گیرد».
💢نتیجه
✅ «حمایت» انصارالله از حزبالله در اصل یک موازنهسازی راهبردی است: با ایجاد فشار نظامی در دریای سرخ، عربستان را وادار میکند میان «خلع سلاح حزبالله در لبنان» و «امنیت صادرات نفت خود» یکی را انتخاب کند. بنیان نهادی این سازوکار، دو دهه همکاری نظامی حزبالله و انصارالله و اعتماد و تجربه عملیاتی انباشته از آن است؛ و کارآمدی آن از جایگاه ویژه انصارالله بهعنوان نیرویی سرزمیندار، دارای دستگاه دولتی، شبکه تونلی و منظومه اطلاعاتی مسلط بر آبراه حیاتی نشات میگیرد. برای عربستان این یعنی هر واحد فشار در لبنان، ممکن است در بازیای با برگ امنیت کشتیرانی دریای سرخ، هزینهای معادل به بار آورد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 234 |
| 14 | 🌐آیا شی در واشنگتن بر سر ایران معامله کرد؟
#تحلیل_کوتاه
#چین
🔹نشست ۲۳ تا ۲۵ سپتامبر شی با ترامپ، دومین دیدار رهبران دو کشور، پس از نشست مه ۲۰۲۶ بود که بهدور از توافقهای بزرگ، عمدتاً بر تشریفات، دیپلماسی شخصی و مدیریت تنشها متمرکز شد. نتایج ملموس محدود بودند و بسیاری از مسائل کلیدی مانند تعرفهها، خاکهای نادر، فروش تسلیحات به تایوان، محدودیتهای فناوری حلنشده باقی ماندند یا به مذاکرات بعدی موکول شدند. سوال این است در موضوع ایران میان شی و ترامپ چه گذشته است؟
💢توافقات دو دیدار ماههای مه و سپتامبر
🔸در سفر ترامپ به چین در مه ۲۰۲۶ آتشبس تجاری به سازوکارهای نهادی تبدیل و بر ایجاد هیئتهای تجارت و سرمایهگذاری آمریکا-چین تاکید شده بود. سفر شی به واشنگتن در سپتامبر، رفتار تعرفهای مطلوبتر برای ۳۰ میلیارد دلار کالاهای غیرحساس را تثبیت نمود و کارگروه کشاورزی تشکیل شد. چین همچنین واردات سالانه ۱۰ میلیون تن زغالسنگ آمریکا در ۲۰۲۸-۲۰۲۷ را پذیرفت و گفتوگوی ابرهوش راهاندازی شد.
💢تمدید دوماهه؛ دلایل اعلامی و پسزمینه
🔸آمریکا و چین آتشبس تجاری را تا ۱۰ ژانویه ۲۰۲۷ تمدید کردند. دلیل اعلامی بسنت، دادن زمان بیشتر برای بررسی توافق بزرگتر بوده است. اما در پسزمینه، واشنگتن میخواهد بر اجرای تعهدات چین در خریدهای کشاورزی و عناصر نادر نظارت کند. چین نیز از حفظ آتشبس سود میبرد، زیرا ضمن قفل وضعیت فعلی، زمان بیشتری برای تقویت موقعیت خود میخرد. این تمدید دوماهه مصالحه متقابل برای جلوگیری از تشدید تنش، حفظ اهرمها و آزمودن اجرای تعهدات است.
💢مسئله ایران در دیدار
🔸چین رسما توافقات هشتگانه سفر شی را منتشر کرده است که در یک مورد آن «ایران باید به عدم توسعه سلاح هستهای متعهد باشد و هیچ کشور یا نهادی نباید بر آبراههای بینالمللی عوارض وضع کند». همسویی کلامی در این بند، لزوما به معنی توافق الزامآور درباره فشار چین بر ایران نیست. بااینحال میتوان در این محورها جهتگیری چین را بدین گونه تشریح کرد.
1️⃣میانجیگری و فشار برای باز کردن تنگه هرمز
🔸پکن، خود را قربانی وضعیت آشفتهای میداند که اقدامات آمریکا منجر به آن شده است. بهعنوانمثال ناامنی در خلیجفارس امنیت انرژی پکن را تحت تأثیر منفی قرار داده است. به دلیل اینکه دو طرف درگیری، خواستههای کاملاً متضادی را مطرح میکنند، چین نمیخواهد وارد میانجیگریای شود که دو طرف آمادگی لازم را برای آن ندارند.
🔸تضاد منافع دو کشور چین و آمریکا در جنگ نیز مانع میانجیگری چین است. هدف مطلوب آمریکا سرنگونی جمهوریاسلامیایران و هدف حداقلی آن مهار ایران با حذف اهرم هستهای است. در مقابل چین دو ترجیح در وضعیت فعلی جنگ دارد. نخست اینکه جنگ ادامه پیدا کند، اما همزمان تابآوری ایران خدشهدار نشود و گسترش دامنه جنگ از کنترل خارج نشود که در دیدار وانگیی با عراقچی نیز برآن تاکید شد.
2️⃣خرید نفت
🔸چین به دلیل منافع ارزان بودن و اهرم دلارزدای نفت ایران، حاضر نیست امنیت انرژی ۱۰ درصدی خود از طریق ایران را کنار بگذارد. طبق آمارهای کپلر واردات نفت چین از ایران کاهش یافته و به ۸۲۳ هزار بشکه در ماه ژوئیه و ۵۳۴ هزار بشکه در ۲۰ روز اول ماه اوت رسیده است. از دلایل آن، محاصره دریایی، بازآرایی در مکانسیمهای فروش نفت ایران و عدم اطلاعات کافی برای ردگیری دقیق صادرات نفت بوده است. در نتیجه شواهدی مبنی بر تصمیم سیاسی پکن برای همراهی با آمریکا وجود ندارد و کمبود عرضه فیزیکی نفت ایران و نبود اطلاعات کافی در اینجا حائز اهمیت هستند.
3️⃣حمایتهای نظامی-اطلاعاتی
🔸یکی از خواستههای آمریکا از چین این است که از ایران حمایت تسلیحاتی-اطلاعاتی به عمل نیاورد. سفیر آمریکا در چین اعلام کرده، ترامپ در نشست، به شی غیرقابلقبول بودن دادن اطلاعات (که منجر به ۳ کشته آمریکایی در حملات ایران به اردن شده) را گوشزد کرده است. بااینحال استفاده ایران از شرکتهای ماهوارهای تجاری چین مانند جیلین-۱، خرید-پرتاب-کنترل ماهواره TEE-01B با دفت نیممتر و استفاده از مسیرهای هوایی برای انتقال فناوری، ازجمله ابتکارهای ایران و با استفاده از ظرفیتهای حوزه خاکستری چین است.
💢جمعبندی
🔸مهمترین دستاوردهای عملی نشست شی و ترامپ در واشنگتن شامل تمدید آتشبس تجاری تا ۱۰ ژانویه ۲۰۲۷، تثبیت برخی تعهدات تجاری-کشاورزی، افزایش خرید انرژی از آمریکا و ایجاد کانال گفتوگوی فناوری و مدیریت حوادث بود.
✅در موضوع ایران، همسویی اعلامی دو طرف بر عدم اشاعه هستهای و باز ماندن تنگه هرمز، بهمعنای تعهد چین به اعمال فشار بر تهران نیست و پکن با توجه به منافع انرژی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود، همچنان رویکردی مبتنی بر مدیریت بحران، تداوم تابآوری ایران و جلوگیری از گسترش کنترلناپذیر جنگ دارد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 821 |
| 15 | 🎥 انصارالله در کدام جبههها پیش روی میکند؟
#تهران_مدیا
#مطالعات_یمن
🔸جنگ داخلی یمن پس از چند سال خاموشی بار دیگر شعلهور شده است. نیروهای انصارالله یمن توانستهاند با آزادسازی نوار ساحلی غربی یمن در دو استان تعز و الحدیده، کنترل مستقیمی بر این این تنگه پیدا کنند. اکنون انصارالله در حال محاصره شهر راهبردی تعز است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 753 |
| 16 | 🌐جنگ با ایران چه اثری بر اقتصاد آمریکا گذاشته است؟
#مقاله_تحلیلی
#آمریکا #جنگ_رمضان
🔹جنگ ایران با آمریکا، از ابتدا یک نبرد نامتقارن بوده است. توانمندی نظامی متعارف ایران فاصله زیادی با توانمندی آمریکا دارد. به همین خاطر، ایران در شش ماه گذشته از ابزارهای نامتقارن برای ایجاد بازدارندگی و تغییر اراده سیاسی رهبران آمریکا بهره برده است. میتوان گفت تاکنون مهمترین ابزار بازدارندگی نامتقارن ایران، انسداد تنگه هرمز بوده است که بر وضعیت اقتصادی آمریکا اثر منفی میگذارد. آیا ایران در شش ماه گذشته توانسته هزینه اقتصادی بالایی بر طرف آمریکایی تحمیل کند؟
💢رشد اقتصادی
🔸رشد اقتصادی آمریکا در شش ماه گذشته باثبات بوده است. آمریکا در سهماهه نخست ۲۰۲۶ (ژانویه، فوریه و مارس)، رشد اقتصادی ۲.۱% را تجربه کرد که اندکی پایینتر از تخمین اقتصاددانان (۲.۲% و ۲.۳%) بود. رشد بخش فناوری اقتصاد و بازگشت مخارج دولتی پس از تعطیلی دولت در سهماهه پایانی سال میلادی گذشته علت اصلی این رشد بود.
🔸رشد اقتصادی آمریکا در سهماهه دوم افت قابل توجهی را تجربه کرد و به ۱.۶% رسید. عوامل متعددی را میتوان در این افت مشاهده کرد که یکی از آنها اثر جنگ با ایران بر قیمت بنزین و گازوئیل بود. افزایش قیمت سوخت و بهتبع آن افزایش قیمت برخی محصولات غذایی، قدرت خرید بخشی از جامعه آمریکا را کاهش داد و به افت رشد منجر شد. هرچند، تخمینها، حاکی از افزایش مجدد نرخ رشد در سهماهه سوم دارند.
💢تورم
🔸بررسی نرخ تورم ماهانه از فوریه ۲۰۲۶ تا اوت ۲۰۲۶ نشان میدهد تورم نقطهبهنقطه (مقایسه با فوریه تا اوت ۲۰۲۵) افزایش یافته است. با این وجود، دولت آمریکا تاکنون توانسته تا حدی روند افزایشی نرخ تورم در شش ماه گذشته را مدیریت کند. نرخ تورم از ماه فوریه (ماه آغاز جنگ) تا ماه مه روند صعودی نسبتاً شدیدی داشت و از ۲.۴% به ۴.۲% رسید. دولت ترامپ در ماههای ژوئن (امضای تفاهمنامه) و ژوئیه توانست این افزایش را کنترل کند و به ۳.۴% در انتهای ژوئیه برساند. این رقم در ماه اوت نیز ثابت ماند.
🔸بخش عمده افزایش نرخ تورم ناشی از تورم حوزه انرژی و غذا بوده است، نه سایر کالا و خدمات. طبق آمارهای رسمی، تورم در اقتصاد به غیر از بخش غذا و انرژی در شش ماه گذشته حتی به %۰.۵ هم نرسید. در بخش غذا، تورم شش ماه گذشته ۲.۷% (به دلیل افزایش قیمت گازوئیل و اختلال در تأمین محصولاتی نظیر کود کشاورزی در نتیجه انسداد تنگه هرمز) و در بخش کامودیتی انرژی (بنزین و انواع گازوئیل) رقم بسیار بالای %۲۸ بوده است.
💢اثر افزایش نرخ بهره فدرال
🔸برای کنترل تورم، فدرال رزرو نرخ بهره را ۰.۲۵ واحد درصد افزایش داد و به محدوده ۳.۷۵ تا ۴ درصد رساند و احتمال افزایش مجدد آن تا پایان ۲۰۲۶ وجود دارد. این سیاست اگرچه میتواند به مهار تورم کمک کند، با افزایش هزینه تأمین مالی، استقراض و سرمایهگذاری در بخش هوش مصنوعی و فناوری را کاهش داده و رشد اقتصادی را محدود میکند. همچنین، با توجه به نقش این بخشها در رشد اخیر بازار سهام، افزایش نرخ بهره میتواند به افت سهام، بهویژه شرکتهای فناوری، منجر شود.
💢وضعیت بحرانی ذخایر نفت
🔸ذخایر راهبردی نفت آمریکا در حال حاضر در سطح ۲۸۵ میلیون بشکه قرار دارد و به حداقل ظرفیت قانونی برداشت، ۲۵۲ میلیون بشکه نزدیک میشود. اگرچه حداقل ظرفیت واقعی در سطح ۷۰ میلیون بشکه است؛ اما باید توجه کرد برداشت در این سطوح میتواند آسیب جدی به سازوکار آن وارد کند. البته رسیدن به کمبود واقعی نفت در آمریکا با توجه به میانگین نرخ روزانه برداشت از ذخایر به میزان ۷۰۰ هزار بشکه، حدود ۳۰۰ روز به طول میانجامد تا آمریکا به کف واقعی ذخایر نفتی خود برسد. اگر معیار را حداکثر برداشت آمریکا از ذخایر (حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز) در نظر بگیریم، این ذخایر با نرخ کنونی برداشت ظرف ۱۹۰ روز به کف واقعی خود میرسد.
✅جنگ با ایران تاکنون هزینههایی برای اقتصاد آمریکا ایجاد کرده، اما اقتصاد آمریکا همچنان وضعیت باثباتی دارد. رشد اقتصادی در سهماهه اول افزایش و در سهماهه دوم کاهش یافت و بالارفتن قیمت انرژی و غذا به تورم دامن زد. واکنش فدرال رزرو از طریق افزایش نرخ بهره نیز میتواند سرمایهگذاری و بازار سهام را تحت فشار قرار دهد. با این وجود، تداوم وضعیت فعلی اقتصادی فشار چندانی به ترامپ وارد نمیکند. اگر ایران میخواهد در نهایت به یک توافق با آمریکا برسد، باید ترامپ را به آستانه یک بحران اقتصادی برساند.
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 3 370 |
| 17 | ☘️🧿☘️ حرفهایهای مطالعات بینالمللی
🌓 ویرتو|مطالعات تخصصی اسرائیل (انتخابات و تحولات داخلی)
@virtu_ir
🌖 دانشوران خراسان (مرکز مطالعات راهبردی شرق)
@iess_ir
🌏 اندیشکده تهران
@institutetehran
🌏 مطالعات یمن 🇾🇪
@yemenstudies_ir
🌏 مرکز مطالعات پاکستان
@pakistanstudies_ir
🌏 مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
🌏 درسگفتار علوم سیاسی و روابط بین الملل
@ecopolitist
🌏 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی
@language_political
🌏 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus
🌏 راوی عربستان 🇸🇦
@KSA_Narrator
🌏 اندیشکده مطالعات حاکمیت و روابط بین الملل
@GovernanceStudies
🌏 اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه، CIS
@EurasiaPost
🌏 لوموند دیپلماتیک Le Monde diplomatique
@mondediplofa
🌏 روسکیی چاس
@RusskiyChas
🌏 مرکز مطالعات عراق
@instituteofiraqistudies
🌏 بانک مقالات علوم سیاسی
@maghalatolomsiasii
🌏 اقتصاد آفریقا
@EcoAfrican
🌏 مرکز تخصصی مطالعات آمریکا
@The_CUSS
🌏 اندیشکده حقوق و روابط بین الملل
@ir_silr
🌏 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه
@paygah_ejtemayi
🌏 خبری تحلیلی سیاق 🗞
@syaaq_ir
🌏 پژوهشکده علوم سیاسی
@Policyresearcherr
🌏 اخبار و تحلیل مسائل خاورمیانهوشمالآفریقا
@mena_news_analysis
🌏 اندیشکده ایران نگر
@iran_negar_institute
🌏 مرکز مطالعات تکنوپلیتیک و فناوریهای راهبردی
@ctst_org
🌏 پایگاه خبری تحلیلی آسیای مرکزی و قفقاز
@CaspianMonitor
🌏 کشورهای آلمانیزبان 🇩🇪🇨🇭🇦🇹
@dach_studien
🌏 📚 مجله حقوق بینالملل بنیان|Journal of International Law
@Bonianjournal
🌏 فیلادلفیا | مطالعات آمریکا
@philadelphia_america
🌏 تحولات عراق و شامات
@IraqLevant
🌏 ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
@Politicianns
🌏 اندیشکده قرار|مطالعات تخصصی مقاومت و فناوری
@gharar_tt
🌏 کانال علوم سیاسی
@politicalsciencce
🌏 کتابخانه ی علوم سیاسی
@Politicalsciennce
🌏 مطالعات آسیا اقیانوسیه در خیزش آسیا🇲🇾🇻🇳🇹🇭🇹🇨🇰🇷🇮🇳🇨🇳🇯🇵🇸🇬
@AsiaRising
🌏 دولت دین
@dolatedin
🌏 ژانوس سیاست
@mousavi2025
🌏 کانال مطالعات سوریه
@hdrhbb1
🌏 چیـــــــــــــــــن و ماچیـــــــــــــــن
@china_Reivew
🌏 سیاستکده
@siyasatkadehh
🌏 ژئواکونومیک نیوز
@GeoecoNEWS
🌏 اکادمی تخصصی روابط بین الملل
@InternationalAcademic
🌏 کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
@Policy_researcher
🌏 همه چیز درباره چین 🇨🇳
@chinese10
🌏 ویرایش متون سیاسی✍️
@virast_yar
🌏 کانال مطالعات فرانسه 🇫🇷
@FrenchStudiesChannel
🌏 موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
@iras_institute
🌏 دوره فن ترجمه زبان علوم سیاسی و متون مطبوعاتی
@policyinact
🌏 اطلاعرسانی رویدادهای رشته علوم سیاسی🏛
@SBU_PoliticalScience
🌓 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal
🌖 اتـــــاق آمــــــــریکا 🇺🇸
@OtaqUSA
🌿🧿☘️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1 | 374 |
| 18 | 🌐آیا جنگ ایران تکرار جنگ آمریکا با عراق است؟
#مقاله_تحلیلی
#جنگ_رمضان
📝محمدعلی حسننیا
🔹اگرچه عراق دهه ۱۹۹۰ و ایران امروز از جهات متعددی متفاوت هستند، اما الگوی رفتاری آمریکا در قبال هر دو، شباهتهای زیادی دارد. کارشناسان بنیاد دفاع از دموکراسیها در اکتبر ۲۰۲۵ نیز تأکید کردند که عراق آخرین نمونه کشوری بود که پس از شکست در جنگ متعارف، با سطح سختگیرانهای از محدودیتهای تسلیحاتی و قطعنامههای شورای امنیت مواجه شد و باید از تجربه عراق برای مواجهه با ایران درس گرفت.
💢شباهتهای سیاستی
🔸نخستین شباهت، تغییر هدف از خلع سلاح به تغییر رژیم است. در مورد عراق، واشنگتن ابتدا تحریمها را به خلع سلاح مرتبط کرد، اما در نهایت کنگره با تصویب قانون آزادسازی عراق در سال ۱۹۹۸، تغییر رژیم را به هدف رسمی سیاست خارجی تبدیل کرد.
🔸دومین شباهت، استفاده از مذاکره همزمان با تشدید فشار است. در سال ۱۹۹۸، پس از قطع همکاری عراق با بازرسان UNSCOM، آمریکا عملیات «روباه صحرا» را اجرا کرد. در مورد ایران نیز در ژوئن ۲۰۲۵، در حالی که مذاکرات در جریان بود، اسرائیل حمله خود را آغاز کرد.
🔸سومین شباهت، تخریب زیرساختها به عنوان ابزار فشار است. در سال ۱۹۹۱، جیمز بیکر، وزیر خارجه وقت آمریکا، به عراق هشدار داد که کشور را به دوران پیش از انقلاب صنعتی بازمیگرداند و در ادامه، زیرساختهای این کشور، هدف حملات قرار گرفتند. در مورد ایران نیز در سال ۲۰۲۶ تهدیدهایی درباره هدف قرار دادن زیرساختها و بازگرداندن ایران به «عصر حجر» مطرح شد.
🔸چهارمین شباهت، تداوم حملات و تبدیل فشار نظامی به یک روند دائمی است. آمریکا و بریتانیا در فاصله سالهای ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۲ تقریبا هر سال حملات هوایی علیه عراق انجام دادند؛ از حملات سال ۱۹۹۳ و ۱۹۹۶ تا عملیات چهارروزه «روباه صحرا» در سال ۱۹۹۸. در مورد ایران نیز حملات آمریکا و اسرائیل به شکل مستمر ادامه یافته و فشار نظامی به بخشی از روند تقابل تبدیل شده است.
💢تحریمهای مالی
🔸در عراق، تحریمها از اوت ۱۹۹۰ آغاز شد و داراییهای دولت عراق در آمریکا مسدود شد. هدف اصلی، قطع دسترسی به درآمدهای نفتی بود. بعدها درآمد حاصل از فروش نفت در چارچوب حسابهای تحت نظارت بینالمللی قرار گرفت؛ بنابراین نظام تحریم عراق، کاملا نهادینهشده بود.
🔸در مورد ایران، آمریکا در سال ۲۰۲۶ فشار بر شبکههای مالی مرتبط با ایران را افزایش داد و نهادهایی را به اتهام ارتباط با شبکه بانکداری سایه تحریم کرد. با این حال، برخلاف عراق، ایران همچنان از مسیرهای غیرمستقیم برای دسترسی به منابع مالی استفاده میکند.
💢تحریم هوایی
🔸در عراق، تحریم هوایی بر اساس قطعنامه ۶۷۰ شورای امنیت در سال ۱۹۹۰ شکل گرفت و پروازهای به مقصد یا از مبدأ عراق، جز در موارد بشردوستانه، محدود شد.
🔸در مورد ایران، در سپتامبر ۲۰۲۶ آمریکا شرکتهای هواپیمایی ایرانی و شرکتهای خارجی مرتبط با آن را تحریم کرد. این اقدامات، فشار بر شبکه حملونقل هوایی ایران را افزایش داد، اما برخلاف عراق، تحریم هوایی ایران در چارچوب یک محاصره کامل توسط شورای امنیت قرار ندارد.
💢تحریم زمینی و تجاری
🔸در عراق، محاصره تجاری تقریبا کامل بود؛ واردات و صادرات محدود و داراییهای دولت مسدود شد و حتی محمولههای دریایی عراق امکان بازرسی داشتند. برنامه «نفت در برابر غذا» نیز نتوانست بحران انسانی ناشی از تحریمها را حل کند.
🔸در ایران، تحریمهای تجاری عمدتا صنایع کلیدی را هدف گرفتهاند. با این حال، ایران از طریق شبکههای غیررسمی، بخشی از نیازهای خود را تأمین میکند.
💢تفاوتهای کلیدی
🔸مهمترین تفاوت، نوع واکنش طرف مقابل است. عراق پس از سال ۱۹۹۱ عملا توان حمله مؤثر خود را از دست داده بود؛ اما ایران در سال ۲۰۲۶ با حملات موشکی و پهپادی به مواضع آمریکا در منطقه پاسخ داد. بنابراین سطح بازدارندگی متقابل در ایران و آمریکا با عراق دهه ۱۹۹۰ متفاوت است.
🔸دومین تفاوت، عمق شبکه متحدان منطقهای است. عراق در سال ۱۹۹۱ تقریبا تنها بود، اما ایران شبکهای از متحدان منطقهای دارد که در جریان درگیریها فعال شدهاند و حتی بر امنیت کشتیرانی در دریای سرخ تأثیر گذاشتهاند.
🔸سومین تفاوت، هزینه و پیچیدگی جنگ برای آمریکا است. جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ با تهاجم زمینی و اشغال طولانیمدت همراه شد، در حالی که مقامات آمریکایی درباره ایران از اعزام نیروی زمینی سخن نگفته و تمرکز بر حملات هوایی و دریایی بوده است.
🔸چهارمین تفاوت، رقابت قدرتهای بزرگ است. در دهه ۱۹۹۰، شوروی فروپاشیده بود و آمریکا عملا قدرت مسلط جهانی محسوب میشد. امروز اما چین رقیب اصلی آمریکا و روسیه نیز در تقابل با واشنگتن قرار دارد. این رقابت در مواضع قدرتهای شرقی و غربی درباره قطعنامهها نیز بازتاب یافته است.
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 3 848 |
| 19 | 🌐اگر جنگ اوکراین پایان یابد، روابط اروپا و روسیه چگونه خواهد بود؟
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اروپا
#جنگ_اوکراین
🔹قبل از حملات چند روز اخیر اوکراین و روسیه به زیرساختهای انرژی یکدیگر، ایالات متحده تحرکات دیپلماتیکی به منظور دستیابی به فرمولی برای پایان دادن به بحران اوکراین داشت. رایزنیهای نمایندگان ویژه ترامپ با پوتین و سپس زلنسکی، ورود طرفین به مراحل جدیتر مذاکرات را نشان میداد. صرفنظر از تاثیر حملات اخیر بر مسیر مذاکره، نوشتار حاضر به دنبال واکاوی الگوی احتمالی روابط اروپا و روسیه در دوران پساجنگ است تا از طریق پیشبینی این پویاییها، درک دقیقتری از تحولات بینالمللی و سمتوسوی اقتصاد سیاسی جهان به دست آید؛ موضوعی که بهویژه برای ایران به عنوان بازیگری که بحران اوکراین بر محیط امنیتی آن تأثیرگذار شده، واجد اهمیت راهبردی است.
💢سناریوهای محتمل پایان جنگ اوکراین
🔸روابط روسیه با اروپا به شدت تابع چگونگی نوع صلح و پایان جنگ در اوکراین است. به طور کلی چهار سناریوی مفهومی برای پایان جنگ قابل ترسیم است: ۱. صلح پایدار و ساختارمند ۲. آتشبس شکننده و حفظ وضعیت موجود ۳. شکست نظامی یا فروپاشی سیاسی روسیه و ۴. شکست نظامی یا فروپاشی سیاسی اوکراین. با توجه به غیرمحتمل بودن سناریوهای صلح جامع یا اضمحلال یکی از طرفین در شرایط فعلی، این تحلیل بر بررسی الگوی روابط در فرض وقوع سناریوی دوم، یعنی «آتشبس شکننده و انجماد وضعیت موجود» تمرکز میکند.
💢تداوم ادراک تهدیدی از روسیه
🔸عدم شکست مطلق نظامی روسیه بدین معناست که «ادراک تهدید وجودی» در دکترین امنیتی اروپا نسبت به مسکو کماکان باقی خواهد ماند. بحران اوکراین یک گسست ساختاری در روابط دوجانبه ایجاد کرده است که بدون وقوع تحولی بنیادین، بازگشت به روال پیشین را غیرممکن میسازد. در نتیجه، الگوی روابط پساجنگ نه شباهتی به مدیریت بحران در زمان جنگ خواهد داشت و نه بازگشت به وابستگیهای متقابل پیش از بحران خواهد بود.
💢روابط اقتصادی در دوران پساجنگ
🔸در صورت تحقق آتشبس، گشایشهای محدود در مبادلات اقتصادی ایجاد میشود، اما تنشزدایی جدی رخ نخواهد داد. روسیه با درک آسیبپذیریهای تحریمی، به تقویت کریدورهای جایگزین و چرخش راهبردی به سمت بازارهای آسیایی روی آورده است. در مقابل، اتحادیه اروپا سیاست واگرایی ساختاری را از طریق توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و جایگزینی واردات از حاشیه خلیج فارس و آمریکا پیگیری میکند. به عنوان نمونه، مقایسه آمار واردات الانجی اروپا بین سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۵ نشاندهنده رشد حدود ۳۰۰ درصدی واردات از آمریکا و کاهش ۷۶ درصدی واردات از روسیه است. بنابراین، اگرچه لغو بخش کوچکی از تحریمها محتمل است، اما ادراک تهدید وجودی و ورود ذینفعان جدید اقتصادی مانع از احیای وابستگی تجاری اروپا به منابع ارزان انرژی روسیه میشود.
💢چالشها و پیشرانهای بازتنظیم مناسبات
🔸محوریترین چالش در مسیر بازتنظیم این مناسبات، شکلگیری «معمای امنیت» و تعمیق وابستگی به اقتصاد نظامیشده است. تخصیص اعتبارات کلان مالی به برنامههای نوسازی تسلیحاتی و سودآوری فزاینده مجتمعهای نظامی-صنعتی در هر دو طرف، ساختاری را پدید آورده که تداوم آن مستلزم بازتولید مداوم انگاره «دشمنانگاری» جهت توجیه هزینههای هنگفت دفاعی برای افکار عمومی است.
🔸از سوی دیگر، تغییر در موازنه قدرت درونی اتحادیه اروپا و افزایش چشمگیر وزن سیاسی بلوک کشورهای اروپای شرقی و بالتیک در اتحادیه اروپا، مانعی ساختاری و جدی بر سر راه هرگونه ابتکار دیپلماتیک برای تنشزدایی ملموس با مسکو ایجاد میکند.
🔸در نقطه مقابل این جریان، قدرتگیری روزافزون احزاب راست پوپولیست و جریانهای تجدیدنظرطلب در فضای سیاسی اروپا به عنوان یک پیشران متضاد عمل میکند. این احزاب با تعقیب اهدافی چون لغو تحریمها، کاهش هزینههای امنیتی و ازسرگیری خریدهای ارزان انرژی از روسیه، میتوانند انسجام سیاست خارجی اتحادیه اروپا را مخدوش ساخته و بستری برای عادیسازی شکننده مناسبات فراهم آورند.
✅حتی با خاموش شدن آتش جنگ در اوکراین، نظم بینالمللی به سمت چندقطبیگرایی سیال و تداوم رقابتهای ژئوپلیتیکی حرکت میکند. خاتمه نبردها به معنای دگرگونی در دکترینهای امنیتی و ادراک تهدید متقابل میان اروپا و روسیه نخواهد بود. عدم تمایل به بازسازی وابستگیهای متقابل اقتصادی، تعمیق معمای امنیت و حضور بازیگران متضاد داخلی در اتحادیه اروپا، مانع از شکلگیری یک عزم سیاسی برای تنشزدایی جامع میشود. از اینرو، مناسبات پساجنگ اروپا و روسیه نه بر پایه «همکاری مسالمتآمیز»، بلکه بر محور «مدیریت تنش و موازنه سخت» شکل خواهد گرفت و فرایند هرگونه عادیسازی روابط، بسیار تدریجی و در برابر بحرانهای نوظهور کاملا شکننده خواهد بود.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 844 |
| 20 | 🌐آمریکا و رومانی؛ نقش پایگاه های رومانی در جنگ علیه ایران
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان
📝علی محبی
🔹پایگاههای نظامی رومانی در طول جنگ رمضان بهتدریج به یکی از مراکز مهم پشتیبانی از عملیاتهای آمریکا علیه ایران تبدیل شدند. موقعیت جغرافیایی این کشور، از یک سو بهدلیل نزدیکی نسبی به خاورمیانه و از سوی دیگر بهدلیل فاصله از بخش قابلتوجهی از توان موشکی ایران، شرایط مناسبی را برای استقرار و پشتیبانی از نیروها و تجهیزات آمریکایی فراهم میکرد. نقش آنها در میانه جنگ فراتر از سوخترسانی جنگندهها شد. در این چارچوب، بررسی نقش پایگاههای رومانی، انگیزههای بخارست برای همکاری نزدیکتر با واشنگتن و راهکارهای مقابله با استفاده نظامی از این زیرساختها، اهمیت ویژهای پیدا میکند.
💢روابط رومانی و آمریکا پیش و در طول جنگ رمضان
🔸موقعیت جغرافیایی رومانی در مجاورت بالکان، دریای سیاه و روسیه، از ابتدا برای واشنگتن با اهمیت بوده و اخیرا نزدیکی جغرافیایی آن به غرب آسیا نیز بر ارزش جغرافیایی آن افزوده است. در آغاز جنگ رمضان، استفاده آمریکا از این زیرساختها عمدتاً به سوخترسانی و بهرهگیری از حریم هوایی محدود بود. با این حال، از میانه جنگ و همزمان با آشکار شدن آسیبپذیری برخی پایگاههای آمریکا در خاورمیانه و افزایش نیاز به ظرفیتهای حملونقل، ارتباطی و اطلاعاتی، نقش رومانی توسعه یافت. پایگاههای این کشور به یکی از مراکز پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی عملیاتهای آمریکا در منطقه تبدیل شدند.
🔸مهمترین نمونه در این میان، پایگاه میهایل کوگالنیچانو است که بهدلیل موقعیت جغرافیایی و برخورداری از زیرساختهای مناسب، اهمیت ویژهای در شبکه پشتیبانی آمریکا پیدا کرده است. آمریکا از ظرفیتهای این پایگاهها برای استقرار و بهکارگیری ۵۰۰ پرسنل نظامی بیشتر، هواپیماهای سوخترسان، سامانههای راداری و نظارتی، تجهیزات ارتباطی و ماهوارهای و همچنین زیرساختهای لجستیکی و حملونقل استفاده کرده است؛ این قابلیتها باعث شده تا پایگاههای رومانی به یکی از مراکز مهم پشتیبانی از عملیاتهای آمریکا در خاورمیانه تبدیل بشود.
💢دلایل و انگیزههای رومانی
🔸همکاری نزدیکتر رومانی با آمریکا را میتوان در چارچوب محاسبات امنیتی و راهبردی بخارست توضیح داد. حمایت ایران از روسیه در جنگ اوکراین و همچنین حادثه حمله پهپادی به یک کشتی در سال ۲۰۲۱ در نزدیکی امارات که به کشته شدن یک شهروند رومانیایی انجامید، از جمله عواملی هستند که در شکلگیری ادراک تهدید رومانی از ایران نقش داشتهاند. از این منظر، بخارست در مواجهه با ایران، دستکم در برخی حوزهها، منافع امنیتی مشترکی با واشنگتن دارد.
🔸در کنار این مسئله، رومانی به نوسازی و دسترسی بهتر به تجهیزات نظامی غربی نیاز دارد که با در اختیار قرار دادن پایگاههایش امیدوار است به این موارد برسد. نبود روابط گسترده و مستقیم میان تهران و بخارست نیز تاکنون مانعی جدی برای تعمیق این همکاری ایجاد نکرده است. در نهایت، عضویت در ناتو و نیاز به یک تضمین امنیتی قدرتمند در برابر تهدیدات ناشی از روسیه، انگیزه دیگری برای حفظ حضور نظامی آمریکا در رومانی است.
💢راهکارهای مقابله با حضور نظامی آمریکا
🔸دولت رومانی در واکنش به حضور نظامی آمریکا اعلام کرد که این همکاری تهدید فوری علیه امنیت کشور ایجاد نمیکند. در مقابل، مقامهای ایرانی بر واکنش سیاسی و حقوقی به این حضور تأکید کردهاند اما این موارد برای ایجاد بازدارندگی کافی نیست. در این چارچوب، توانایی اعمال اقدام نظامی میتواند از خود اقدام نظامی مؤثرتر باشد؛ زیرا تهدیدی معتبر و واقعی ایجاد میکند، بدون آنکه الزاماً به واکنش گستردهتر ناتو و کشورهای اروپایی منجر شود. با این حال، چنین بازدارندگیای باید بهگونهای اعمال شود که ادراک رومانی از ایران بهعنوان یک دولت متخاصم را بیش از حد تشدید نکند. ایجاد بازدارندگی در برابر استفاده عملیاتی از خاک رومانی، بدون تبدیل رومانی به طرف مستقیم درگیری، پیچیدگی اصلی این مسئله است.
✅آمریکا در حال بازتنظیم الگوی حضور نظامی خود در خاورمیانه و اروپا است و رومانی در این میان به یکی از نقاط مهم پشتیبانی از تجهیزات، هواپیماها و نیروهای آمریکایی برای عملیاتهای منطقهای تبدیل شده است. رومانی نیز در مقایسه با بسیاری از کشورهای اروپای شرقی، هم سابقه نظامی گستردهتری در همکاری با آمریکا دارد و هم نگاه منفیتری به ایران دارد. در نتیجه، مقابله با این حضور صرفاً از مسیر سیاسی و حقوقی دشوار خواهد بود و مستلزم محاسبه دقیق میان ایجاد بازدارندگی، جلوگیری از تشدید ادراک تهدید و پرهیز از فعال کردن سازوکارهای دفاع جمعی ناتو است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 30 102 |
