اندیشکده تهران | Tehran Institute
الذهاب إلى القناة على Telegram
اندیشکده تهران در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفتوگو میکنیم. ارتباط با ما: @InstituteTehranAdmin آدرس سایت اندیشکده تهران: https://institutetehran.com
إظهار المزيد9 922
المشتركون
+124 ساعات
-97 أيام
-3830 أيام
جاري تحميل البيانات...
القنوات المماثلة
سحابة العلامات
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
يونيو '26
يونيو '26
+75
في 12 قنوات
مايو '26
+72
في 4 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+51
في 5 قنوات
Get PRO
مارس '26
+54
في 6 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+183
في 56 قنوات
Get PRO
يناير '26
+55
في 37 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+152
في 59 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+182
في 62 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+214
في 59 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+156
في 47 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+189
في 62 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+313
في 50 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+363
في 71 قنوات
Get PRO
مايو '25
+327
في 76 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+471
في 90 قنوات
Get PRO
مارس '25
+193
في 59 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+228
في 29 قنوات
Get PRO
يناير '25
+246
في 31 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+442
في 33 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+421
في 33 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+611
في 34 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+469
في 54 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+214
في 59 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+151
في 68 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+76
في 50 قنوات
Get PRO
مايو '24
+72
في 39 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+97
في 41 قنوات
Get PRO
مارس '24
+54
في 6 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+62
في 4 قنوات
Get PRO
يناير '24
+59
في 7 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+41
في 5 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+48
في 5 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+35
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+25
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+20
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+18
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+16
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+14
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+37
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+22
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+28
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+36
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+50
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+48
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+62
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+60
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+64
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+53
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+79
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+113
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+188
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+666
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+58
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+86
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+194
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+58
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+46
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+15
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+46
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+23
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+23
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+12
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+2
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '210
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+31 879
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+422
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '20
+9 336
في 0 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 22 يونيو | 0 | |||
| 21 يونيو | +5 | |||
| 20 يونيو | +4 | |||
| 19 يونيو | +8 | |||
| 18 يونيو | +3 | |||
| 17 يونيو | +2 | |||
| 16 يونيو | +2 | |||
| 15 يونيو | +3 | |||
| 14 يونيو | +6 | |||
| 13 يونيو | +3 | |||
| 12 يونيو | +4 | |||
| 11 يونيو | +1 | |||
| 10 يونيو | +8 | |||
| 09 يونيو | +2 | |||
| 08 يونيو | +5 | |||
| 07 يونيو | +6 | |||
| 06 يونيو | +4 | |||
| 05 يونيو | +5 | |||
| 04 يونيو | +1 | |||
| 03 يونيو | +1 | |||
| 02 يونيو | 0 | |||
| 01 يونيو | +2 |
منشورات القناة
🌐سپیدنامه حکمرانی جهانی چین؛ از نقد نظم موجود تا معماری نظم بدیل
#مطالعات_چین
#مقاله_تحلیلی
📝احمد رمضانی
🔸دفتر اطلاعات شورای دولت چین در تاریخ 17 ژوئن 2026، سپیدنامه «حکمرانی جهانی عادلانه و منصفانهتر؛ آموزهها، رهنمودها و اقدامات چین» را منتشر کرد که شیجینپینگ سال قبل ایده آن را مطرح کرده بود. بهصورت کلی این سند رویکردی دوبعدی سلبی و ایجابی به حکمرانی جهانی اتخاذ کرده است؛ بهگونهای که ابتدا برخی کشورهای توسعهیافته و مخصوصاً به سرکردگی آمریکا را بهخاطر چالشهای کنونی عرصه بینالمللی مانند هژمونیسم، یکجانبهگرایی، جنگ تجاری-فناوری و دستدرازیهای قلدرمآبانه به سایر دول سرزنش میکند. همچنین در ادامه بهصورت ایجابی، چارچوب ابتکار حکمرانی جهانی و مسیر پیادهسازی آن را در قالب تمرکز بر ثبات، هماهنگی و چندجانبه گرایی پیشنهاد میدهد.
💢از نقد ساختار تا بازیگران مخل حکمرانی جهانی
🔹انتشار سپیدنامه حکمرانی جهانی چین در شرایطی صورت گرفته که نظام بینالملل با فرسایش نهادهای چندجانبه و افزایش رقابتهای ژئوپلیتیکی مواجه است. با تنشزایی قدرتهای بزرگ و مخصوصا آمریکا، هم احتمال وقوع شوکهای ناگهانی و پیشبینیناپذیر موسوم به «قوی سیاه» افزایش یافته و هم بحرانهای قابل پیشبینی اما مزمن «کرگدن خاکستری» تداوم یافتهاند. نمونه دسته نخست، رخدادهای غافلگیرکننده مانند ونزوئلا با پیامدهای ژئوپلیتیکی بوده و نمونه دسته دوم، تنشهای مزمن نظامی در غرب آسیا و اوکراین که بهتدریج به بیثباتی و اختلال در نظام جهانی دامن زدهاند. به همین دلیل، نظم بینالمللی دیگر قادر به مدیریت مؤثر چالشهای جدید نیست.
💢حکمرانی جهانی با ویژگیهای چینی
🔹چین ضمن ایدهپردازی تا نهادسازی، تلاش میکند چارچوبی یکپارچه برای تولید کالاهای عمومی جهانی و اصلاح حکمرانی ارائه دهد. بااینحال، تأکید میکند که نباید چرخ حکمرانی جهانی از نو اختراع شود، بلکه باید با تکیهبر سازوکارهای سازمان ملل، نظام موجود بازآرایی و تقویت گردد. در همین چارچوب، چین با وجود مشارکت فعال در نهادسازیهایی مانند بانک سرمایهگذاری زیرساختی آسیا و گسترش شبکهای از همکاریهای زیرساختی، مالی و دیجیتال در سطح جهانی، خواستار اصلاح برخی نابرابریها در نهادهای موجود است. همچنین این رویکرد بر تعامل فعالتر با ترتیباتی مانند موافقتنامه مشارکت جامع و مترقی ترانسپاسیفیک تأکید دارد. در مجموع، این الگو بهجای تقابل با حکمرانی موجود، بر اصلاح تدریجی آن از درون و گسترش همکاریهای جنوب–جنوب استوار است.
💢سپیدنامه چین در سایه تنشهای ژئوپلیتیکی
🔹اهمیت این سند وقتی روشنتر میشود که آن را در بستر تحولات منطقهای، بهویژه تقابل ایران با آمریکا و اسرائیل، تحلیل کنیم؛ زیرا زمان انتشار آن تصادفی به نظر نمیرسد. چین میکوشد در فضایی که بسیاری از افکار عمومی جنوب جهانی از عملکرد غرب در بحرانهایی مانند اوکراین، ونزوئلا و ایران ناراضیاند، خود را حامی گفتوگو، ثبات و امنیت جمعی معرفی کند. از نگاه پکن، تشدید درگیریها در غرب آسیا، آمریکای لاتین و بین روسیه-اوکراین نشانهای از ناکارآمدی الگوهای امنیتی مبتنی بر ائتلافهای نظامی و بازدارندگی سنتی است. جنگ رمضان برای روایت چینی سه کارکرد همزمان نمایش ضعف حکمرانی موجود و ناتوانی غرب در مدیریت بحرانها، برجستهکردن ایده امنیت مشترک در چارچوب ابتکار امنیت جهانی و تقویت نفوذ سیاسی چین در میان کشورهای جنوب جهانی دارد که نسبت به استانداردهای دوگانه غرب در قبال مسائل منطقهای انتقاد دارند.
💢پارادوکس قدرت؛ محدودیتهای نگاه چینی
🔹میان ادعاهای هنجاری درباره ضرورت اصلاح حکمرانی و ظرفیت چین برای ایفای نقش فعالتر در حل بحرانهای جهانی شکاف وجود دارد. چین با چالشهایی مانند تشدید رقابتهای ژئوپلیتیکی، قطبیشدن قدرتها و حرکت به سمت بلوکبندی مواجه است که امکان شکلگیری اجماع قدرتهای بزرگ را برای اصلاح حکمرانی جهانی محدود میکند. علاوه بر این، فقدان اجماع قدرتهای غربی بهویژه آمریکا و اروپا برای بازتوزیع قدرت نهادی در نهادهای بینالمللی، در کنار ناهمگونی و عدم انسجام جنوب جهانی که متشکل از کشورهایی با منافع و اولویتهای متفاوت و بعضاً متعارض است، از دیگر موانع شکلگیری حکمرانی جهانی چینی است.
💢جمعبندی
✅در مجموع، مهمترین پیام سند آن است که دوران انحصار غرب بر روایت حکمرانی جهانی رو به پایان است. سپیدنامه حکمرانی جهانی چین را باید بخشی از تلاش گستردهتر این کشور برای تعریف جایگاه خود در دوران گذار نظام حکمرانی جهانی دانست. این سند بهدرستی بر برخی کاستیهای حکمرانی جهانی و ضرورت اصلاح آن تأکید میکند، اما هنوز میان آرمانهای مطرحشده در آن و واقعیتهای سیاسی جهان فاصله وجود دارد.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
| 2 | 🌐تفاهم با ایران چه تاثیری بر روابط آمریکا و اسرائیل می گذارد؟
#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه
🔸با امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا، اکنون برخی اختلافات و شکافها در مواضع مقامات آمریکایی و اسرائیلی نسبت به این تفاهم بروز یافته است. مطابق تفاهم اشاره شده، اکنون قرار است تنها تنگه هرمز بازگشایی شده و سایر مسائل اختلافی در مدت ۶۰ روز پس از امضای اولیه حل و فصل شود. در نگاه اسرائیلی ها بعید است آنچه تا کنون در جنگ بدست نیامده، آمریکا بتواند در مذاکرات ۶۰ روزه بدست آورد. در کنار این مسئله، یکی از جنجالیترین بندهای توافق، آتش بس در تمامی جبههها و الزام آور بودن توقف جنگ در لبنان است. مجموع این مسائل سبب شده تا اکنون در اسرائیل نارضایتی گستردهای نسبت به توافق آمریکا با ایران شکل گیرد.
🔹به نظر میرسد ترامپ به دلیل تاثیرات گسترده جنگ با ایران بر اقتصاد جهانی و بازارهای انرژی و نیز فشارهای داخلی و خارجی، مایل باشد حداقل برای چندماه (احتمالا مطابق با زمانبندی سیاسی انتخابات میان دورهای آمریکا)، کارزار نظامی فعلی خود با ایران را متوقف کند. اما از سوی دیگر، نتانیاهو به دلیل عدم دستیابی به دستاوردی چشمگیر در جنگ با ایران و با توجه به انتخابات پیش رو در اسرائیل، تمایلی به توقف درگیریها نداشته و به شدت خواهان تشدید آن خصوصاً در نبرد با حزبالله است. این مسائل سبب شده تا در مقطع کنونی، زمانبندی های سیاسی نتانیاهو و ترامپ درتعارض با یکدیگر قرار گرفته و اختلافات میان آنها به اوج برسد.
🔹در حالی که کاخ سفید چارچوب کلی تفاهم با ایران را به عنوان یک دستاورد دیپلماتیک معرفی کرده و تاکید میکند که این تفاهم میتواند منطقه را از یک جنگ گسترده نجات دهد، مقامات اسرائيل معتقدند که این توافق اهداف اسرائیل را محقق نساخته و به همین دلیل، خواستار تداوم جنگ با ایرانند. یکی از نگرانیهای جدی اسرائیل، عواید اقتصادی این توافق برای ایران است. مقامات اسرائيل معتقدند که هرگونه آزادسازی داراییهای بلوکه شده ایران و رفع تحریمهای نفتی، میتواند منابع قابل توجهی را در اختیار ایران قرار داده و به بازسازی و تقویت قدرت نظامی این کشور و متحدانش کمک کند. علاوه بر این، هیچ تضمینی وجود ندارد که پس از پایان دوره ترامپ، ایران همچنان به تعهدات خود پایبند بماند.
🔹اما مهمترین نارضایتی اسرائیل از تفاهم، گره زدن موضوع لبنان به توافق با ایران است که از نظر رژیم، آزادی عمل ارتش اسرائیل در لبنان را سلب کرده و به همین دلیل به ضرر اسرائیل خواهد بود. پس از حمله اسرائيل به ضاحیه تنها ساعاتی پیش از اعلام رسمی توافق ایران و آمریکا، تنشها میان مقامات اسرائيل و ایالات متحده به اوج رسید. مقامات تلآویو با این اقدام تلاش کردند تا به واشنگتن تفهیم کنند که حتی در صورت امضای توافق با تهران، تلآویو به دنبال حفظ آزادی عمل خود در لبنان خواهد بود. اما مقامات آمریکایی که دستیابی به توافق را در آستانه فروپاشی میدیدند، تلاش کردند تا از طریق واسطهها از ایران بخواهند که به اسرائیل حمله نکند.
🔹تهران نیز پایان جنگ در تمامی جبههها را شرط اساسی خود برای امضای توافق اعلام کرد. اما تبعاً این بند از توافق منوط به تمکین اسرائیل بوده و مطابق شواهد موجود، اکنون اسرائيل تمایلی به تبعیت از آمریکا در این خصوص ندارد. بر همین اساس، مقامات اسرائیل معتقدند که تنها عامل بازدارنده حزبالله اهرم میدان بوده و تفاهمات دیپلماتیک، نه تنها چالش اسرائیل با حزبالله را مرتفع نمیسازد، بلکه منجر به بازیابی توان این گروه خواهد شد. اما در ادامه ونس با اظهاراتی بیسابقه اظهار داشت که اسرائيل تنها یک دوست واقعی در جهان دارد و بیش از دو سوم سلاحهایش از طریق آمریکا تامین میشود. بنابراین، این رژیم نمیتواند ریسک دور شدن از متحد بزرگ خود را بپذیرد.
✅مطابق شواهد موجود، اکنون شکاف عمیقی میان خواستههای سران آمریکا و اسرائيل در خصوص تداوم یا خاتمه جنگ با ایران به وجود آمده و همین مسئله سبب شده است تا نارضایتی از عملکرد ترامپ در میان مقامات تلآویو افزایش یابد. به هر جهت بعید است ترامپ منافع خود را قربانی موقعیت سیاسی و محذوریتهای داخلی نتانیاهو کند و مطابق با زمانبندی او پیش رود اما به نظر میرسد در لبنان رئیس جمهور آمریکا بر خلاف متن تفاهمنامه و بسته به واکنش ایران تا جای ممکن دست نتانیاهو را باز گذاشته و حداقل، عقب نشینی نیروهای اسرائیلی از لبنان را به تعویق اندازد. اظهارات ونس مبنی بر این که خروج اسرائيل از جنوب لبنان، بخشی از مذاکرات با ایران نیست، خود موید این مسئله است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 1 079 |
| 3 | 🔵مواجهه رویای خط لوله سوریه با واقعیتهای سخت!
▪️موسسه واشنگتن
#اکوتهران
#جنگ_رمضان
🔸این روزها در واشنگتن از نقشآفرینی سوریه بهعنوان جایگزین زمینی تنگه هرمز صحبت بسیار است. با سقوط اسد در دسامبر ۲۰۲۴ و تصمیم ترامپ برای تعامل با رهبران جدید سوریه، مجدد توجهات به نقش نادیدهگرفتهشده این کشور بهعنوان یک رابط ترانزیتی انرژی در منطقه جلب شده است. انتقال نفت عراق و کشورهای خلیج فارس به بنادر مدیترانه یا گاز قطر به اروپا از طریق خطوط لوله و ایجاد زیرساختها متصلکننده خلیج فارس، شرق مدیترانه، دریای سیاه و قفقاز به یکدیگر در مرکز این توجهات است و به باور موافقان، چنین پروژههایی مسیرهای جهانی انرژی را تنوع میبخشد، متحدان آمریکا در اروپا را تقویت میکند و توانایی ایران را برای تاثیرگذاری بر بازارهای انرژی کاهش میدهد.
🔹در حالی که این پیشنهادها بر موقعیت راهبردی جغرافیایی سوریه تاکید دارند، یک واقعیت مهم نادیده گرفته میشود: پروژههای خط لوله بارها سوریه را در مرکز درگیریهای سیاسی و عملیاتهای خرابکارانه نیز قرار دادهاند. این موضوع بهویژه درباره پیشنهاد احیای خط لوله نفت کرکوک–بانیاس و ساخت خط لوله گاز قطر–ترکیه صدق میکند. هر دو پروژه از مناطق کمجمعیتی عبور میکنند که گروههای مسلح همچنان در آنها فعال هستند. بسیاری از این طرحها همزمان یک واقعیت پایه تجاری دیگر را نادیده میگیرند: مهمترین مشتری و بازار در حال رشد برای انرژی خلیج فارس همچنان آسیاست و این موضوع از جذابیت سوریه بهعنوان یک کریدور اصلی صادراتی خواهد کاست.
💢یک قرن خطوط لوله و بیثباتی
🔹خطوط لوله منطقهای نقشی تاثیرگذار در تاریخ سیاسی سوریه داشتهاند. خط لوله ترانس عربی (تپ لاین) که با حمایت آمریکا برای انتقال نفت خام عربستان سعودی به مدیترانه ساخته شد، در نخستین کودتاهای سیاسی سوریه نقش داشت. در جریان بحران سوئز در سال ۱۹۵۶، نیروهای اسرائیلی ایستگاههای پمپاژ در امتداد خط لوله کرکوک–بانیاس را هدف قرار دادند. در سال ۱۹۸۲، حافظ اسد پس از همپیمانی با تهران علیه صدام حسین، این خط لوله را تعطیل کردو بعدتر نیروهای آمریکایی در جریان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ بخشی از آن را هدف حمله قرار دادند. جنگ داخلی سوریه بخش زیادی از بقایای این خطوط لوله را نابود کرد و داعش و دیگر گروههای مسلح، زیرساختهای نفت و گاز، خطوط لوله و ایستگاههای پمپاژ را هدف نظامی در نظر میگرفتند. تا سال ۲۰۲۴، بخش زیادی از شبکه انرژی سوریه آسیب دیده یا از کار افتاده بود.
💢وضعیت در دوره پسااسد
🔹چندین کریدور هماکنون در حال فعالیت هستند: یکی خط لوله گاز عربی، که گاز را از اسرائیل و اردن به سوریه منتقل میکند؛ دیگری خط لوله کیلیس–حلب، که گاز جمهوری آذربایجان را از طریق ترکیه به شمال سوریه میرساند و در نهایت، یک کریدور زمینی برای انتقال با کامیونهای نفتکش از عراق به سواحل مدیترانه که بین 140 تا 220 هزار بشکه رکورد متاخر آن است. در مقابل، احیای خط لوله کرکوک–بانیاس یا احداث خط لوله گاز قطر-ترکیه نیازمند از مناطقی عبور خواهد کرد که تامین امنیت آنها همچنان مشکل است و قرنهاست که در برابر کنترل کامل دولتها مقاومت کردهاند.
💢جغرافیای سخت
🔹فرض کریدورهای عبوری از سوریه این است که تولیدکنندگان خلیج فارس میخواهند صادرات خود را به سمت اروپا هدایت کنند. اما در واقع، چین، هند، ژاپن، کره جنوبی و کشورهای جنوب شرق آسیا همچنان اصلیترین بازارهای رو به رشد برای نفت و گاز خلیج فارس هستند. در این خصوص، گزینههایی چون مسیر عربی دریای سرخ و خط لوله امارات ضمن اجتناب از خطرات سوریه، نیاز بازارهای آسیایی را تأمین میکنند. اقلیم کردستان وضعیتی متفاوت دارد و دسترسی به مدیترانه از طریق سوریه، برای آن بسیار ارزشمند است. قطر نیز ممکن است به دلیل آسیبپذیری صادرات الانجی (LNG) در عبور از تنگه هرمز، مسیرهای زمینی را مدنظر قرار دهد. کماکان، جهت اصلی بازار همچنان به سمت شرق است، نه غرب.
💢جمعبندی
✅دولت ترامپ و گروههای تجاری سوری–آمریکایی، در موقعیت جغرافیایی سوریه فرصتهایی میبینند. چشمانداز گستردهتر آنها از طرح «چهار دریا» الهام گرفته شده است؛ طرحی که خلیج فارس، دریای خزر، مدیترانه و دریای سیاه را از طریق شبکههای زیرساختی به یکدیگر متصل میکند. اما پیش از هرگونه سرمایهگذاری، واشنگتن باید از کاهش ریسکهای سیاسی، امنیتی و مقرراتی موجود در سوریه آغاز کند. سوریه در چهارراه چندین منطقه قرار گرفته و ظرفیت تبدیل شدن به یک مرکز انرژی را دارد. با این حال، خطوط لولهای که از خاک آن عبور کردهاند بارها قربانی جنگ، بیثباتی و خرابکاری شدهاند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 1 621 |
| 4 | ♦️آیا میتوان به آتشبس ایران امید داشت؟
▪️نشنال اینترست
#تهران_ریویو
🔹با وجود تلاشهای مستمر ایالات متحده برای معرفی خود بهعنوان میانجی توافقهای بزرگ با هدف برقراری صلح و ثبات در خاورمیانه تحولات اخیر در سیاست خارجی و دفاعی، چه در سطح منطقهای و چه بینالمللی، پرسشهای اساسی درباره راهبرد آمریکا مطرح کرده است. آیا آمریکا واقعاً در مسیر ایجاد صلحی پایدار در خاورمیانه حرکت میکند؟ یا آنکه به سمت الگویی جدید از مداخلات نظامی دورهای پیش میرود که دشمنانش را در وضعیتی از فرسایش و بیثباتی دائمی نگه میدارد، بدون آنکه چشمانداز روشنی برای یک راهحل بلندمدت ارائه دهد؟
💢جنگ ایران چه دستاوردی برای آمریکا داشت؟
🔸پس از سه ماه جنگ با ایران، هنوز مشخص نیست که این رویارویی چه دستاوردی برای آمریکا داشته است. حامیان و منتقدان ترامپ بهطور متناوب این جنگ را یا اقدامی ضروری برای بازترسیم موازنه قدرت در خاورمیانه توصیف کردهاند، یا عملیاتی پرهزینه که در نهایت همه طرفها را به نقطه آغاز بازگرداند.
🔸دولت ترامپ اکنون با چالشهای بزرگی برای ارزیابی نتایج این جنگ روبهرو است؛ جنگی که هزاران کشته بر جای گذاشت و دستکم ۳۵ میلیارد دلار هزینه نظامی مستقیم برای آمریکا به همراه داشت. افزون بر این، شرکتهای چندملیتی آمریکایی، کشورهای حاشیه خلیج فارس، اروپا، آسیا و اقتصاد جهانی نیز متحمل زیانهای مستقیم و غیرمستقیم اقتصادی، مالی و دفاعی شدند. این جنگ زنجیرههای تأمین جهانی را مختل کرد، جریان تجارت و انرژی را دچار آشفتگی ساخت و بحرانهایی در حوزه سوخت و کالاهای اساسی ایجاد کرد. بر اساس برخی برآوردها، این تحولات میتواند تا ۲۲ تریلیون دلار از رشد اقتصادی جهانی بکاهد.
💢کشورهای عربی نمیخواهند هزینه ماجراجوییهای آمریکا را بپردازند
🔸یکی از پرسشهای حلنشده این است که چه کسی هزینه بازسازی را بر عهده خواهد گرفت. برآوردها نشان میدهد بازسازی خسارتهای ناشی از جنگ ممکن است تا ۳۰۰ میلیارد دلار هزینه داشته باشد. این موضوع گمانهزنیهایی را درباره احتمال درخواست مجدد از کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج فارس برای تأمین مالی ایجاد کرده است. در نتیجه، پرسشی گستردهتر مطرح میشود: آیا امنیت منطقه بار دیگر بر پایه مدلی اداره خواهد شد که در آن کشورهای منطقه هزینه جنگهایی را بپردازند که طراحی و اجرای آنها خارج از کنترلشان بوده است؟ آنچه امروز در معرض خطر قرار دارد تنها بازسازی خرابیهای جنگ نیست، بلکه عادیسازی یک الگوی سیاسی و اقتصادی است که در آن واشنگتن هزینه مداخلات نظامی خود را به متحدان و شرکایش منتقل میکند.
💢آیا آتشبس مشکلات ایران و آمریکا را حل میکند؟
🔸بزرگترین چالش پیش روی توافق کنونی آن است که بسیاری از مسائل بنیادی را حلنشده باقی گذاشته و از این رو، اعلام پایان جنگ را زودهنگام میسازد. این توافق ممکن است صرفاً یک آتشبس موقت باشد که دور بعدی تنش را به تعویق میاندازد، نه اینکه یک راهحل راهبردی و بلندمدت ایجاد کند. اگر در اجرای توافق خللی ایجاد شود یا اختلافاتی درباره تفسیر مفاد آن به وجود آید، آمریکا و متحدانش ممکن است بار دیگر وارد چرخهای تازه از رویاروییهای نظامی آشکار در خاورمیانه شوند.
🔸تنگه هرمز همچنان یکی از حساسترین و خطرناکترین موضوعات دوران پس از آتشبس است. هرچند عبور و مرور بینالمللی از این آبراه ادامه دارد، اما جنگ نشان داد که توانایی ایران برای تهدید یا مختلکردن این گذرگاه حیاتی، همچنان یک اهرم راهبردی مهم محسوب میشود که بعید است تهران بهسادگی از آن چشمپوشی کند.
🔸بحران اعتماد میان طرفهای درگیر نیز مانع بزرگی بر سر راه هرگونه توافق پایدار است. از دید ایران، حملات نظامی آمریکا و اسرائیل در جریان مذاکرات، اعتماد به جدیت مسیر دیپلماتیک را تضعیف کرده است. این امر ممکن است مذاکرهکنندگان ایرانی را در آینده به اتخاذ مواضع سختگیرانهتر و تعیین شروط دشوارتر در هر دور جدید گفتوگو سوق دهد.
🔸علاوه بر این، منازعه مستمر میان اسرائیل و متحدان منطقهای ایران نیز عاملی است که میتواند هرگونه تفاهم میان تهران و واشنگتن را تضعیف کند. تنشهای مداوم با حزبالله و گروههای مسلح نزدیک به ایران در عراق و یمن، همچنان از نگرانیهای راهبردی اسرائیل به شمار میرود.
💢جمعبندی
✅در مجموع، به نظر نمیرسد این جنگ به یک توافق نهایی و پایدار منجر شده باشد؛ بلکه بیشتر خطوط درگیری را بازترسیم کرده و موازنه قدرت را دگرگون ساخته است. در حالی که برخی از موفقیت دیپلماتیکی سخن میگویند که به رویارویی مستقیم پایان داده، دیگران معتقدند منطقه وارد مرحلهای شده است که در آن ریشههای اصلی منازعه همچنان پابرجاست و احتمال بازگشت تنشهای نظامی همواره وجود دارد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 1 584 |
| 5 | 🌐سفر شی به پیونگیانگ؛ بازآرایی نفوذ چین در شبهجزیره کره
#مقاله_تحلیلی
📝احمد رمضانی
🔸سفر دو روزه شی جینپینگ به کره شمالی را باید در چارچوب رقابت فشردهتر با آمریکا، تشدید نزدیکی کره شمالی و روسیه، تلاش برای بازتعریف نقش خود در نظم امنیتی شرق آسیا و همزمان با شصتوپنجمین سالگرد پیمان دوستی، همکاری و همیاری متقابل دو کشور تحلیل کرد. اهمیت این سفر زمانی بیشتر آشکار میشود که شی پس از هفت سال برای نخستین سفر خارجی خود، پیونگیانگ را انتخاب کرده است.
💢بازی ژئوپلیتیک چین
🔹یکی از مهمترین انگیزههای سفر شی، مدیریت پیامدهای نزدیکی روزافزون میان کره شمالی و روسیه است. مشارکت نظامی پیونگیانگ در جنگ اوکراین و امضای پیمان دفاع مشترک میان روسیه و کره شمالی در سال 2024، معادلات سنتی شبهجزیره کره را تغییر داده و ضرورت بازتعریف نقش چین در این محیط امنیتی جدید را افزایش داده است.
🔹در سطحی گستردهتر، چین در پی آن است که روابط خود با روسیه و کره شمالی را به عنوان یک اهرم موازنهساز در برابر ایالات متحده حفظ کند، بدون آنکه این همکاریها به شکلی پیش رود که کنترل تحولات شبهجزیره از دست پکن خارج شود. از این رو، سفر شی علاوه بر پیونگیانگ، حامل پیامهایی اینچنینی برای واشنگتن، سئول و توکیو نیز بود که چین همچنان بازیگر تعیینکننده در معادله کره باقی میماند.
💢ملاحظات پکن در قبال برنامه هستهای کره
🔹موضوع هستهای همچنان یکی از پیچیدهترین ابعاد روابط چین و کره شمالی است. اگرچه موضع رسمی پکن همچنان حمایت از خلع سلاح هستهای شبهجزیره کره است، اما تحولات سالهای اخیر نشان میدهد که فشار بیثمر مدنظر چین نبوده و این کشور رویکرد انعطافپذیرتر و مدیریت واقعگرایانه را در پیش گرفته است.
🔹این رویکرد را میتوان ناشی از دو ملاحظه دانست. نخست، گسترش روابط راهبردی کره شمالی با روسیه که موجب شده فشار بیش از حد چین بر مسئله هستهای، خطر دور شدن پیونگیانگ از پکن را افزایش دهد. دوم، تأکید مکرر کیم جونگ اون بر غیرقابل مذاکره بودن بازدارندگی هستهای کشورش. انتشار تصاویر بازدید کیم از تأسیسات جدید غنیسازی اورانیوم در یونگبیون و اعلام برنامه توسعه تصاعدی زرادخانه هستهای تنها 4 روز پیش از سفر شی، پیامی آشکار به چین و سایر بازیگران منطقهای بود که کره شمالی قصد عقبنشینی از برنامه هستهای خود را ندارد.
💢تثبیت اهرمهای نفوذ چین در شبهجزیره کره
🔹تا سال 2022 حدود 95 درصد تجارت خارجی کره شمالی با چین انجام میشد، اما جنگ اوکراین و گسترش همکاریهای نظامی و اقتصادی میان مسکو و پیونگیانگ، بخشی از وابستگی سنتی کره شمالی به چین را کاهش داده است. برآوردها نشان میدهد در حوزه نظامی، روسیه از سال 2023 در ازای دریافت نیرو و تجهیزات نظامی از کره شمالی، منابع قابل توجهی را در اختیار این کشور قرار داده که بخش عمده آن نه در قالب کالا، بلکه در حوزه فناوریهای حساس نظامی بوده است.
🔹در حوزه اقتصادی نیز روسیه با توسعه زیرساختهای حملونقل مانند افتتاح پل جادهای رودخانه تومن، راهاندازی پروازهای مستقیم و گسترش همکاریهای اقتصادی در حال افزایش نفوذ خود در پیونگیانگ است. از نگاه پکن، این روند میتواند به افزایش استقلال راهبردی کره شمالی و کاهش اهرمهای نفوذ چین منجر شود. همچنین انتقال فناوریهای پیشرفته روسی به پیونگیانگ ممکن است ظرفیتهای نظامی کره شمالی را به شکلی تقویت کند که موازنه سنتی قدرت در شبهجزیره کره را دچار اختلال سازد.
🔹در چنین شرایطی، تأکید شی بر گسترش همکاریهای اقتصادی، بازگشایی بنادر مرزی، توسعه خطوط ریلی و هوایی و افزایش تبادلات مردمی را باید تلاشی برای بازسازی پیوندهای اقتصادی و اجتماعی میان دو کشور دانست.
💢پیامدها و چشمانداز پیشرو
🔹سفر شی به پیونگیانگ احتمالاً مقدمهای برای بهرهبرداری دیپلماتیک در تعاملات آتی او با ایالات متحده خواهد بود. چین تلاش خواهد کرد نقش خود را به عنوان مهمترین کانال ارتباطی با کره شمالی برجسته کرده و از این جایگاه برای محدود کردن نقشآفرینی آمریکا در موضوعات مرتبط با شبهجزیره، بهویژه پرونده هستهای، استفاده کند.
✅در سطحی کلانتر، پکن امیدوار است استمرار تهدید کره شمالی موجب تمرکز بیشتر ژاپن و کره جنوبی بر امنیت شبهجزیره شود و در نتیجه دو کشور تمایل کمتری برای مشارکت فعال در سیاستهای مهار چین در موضوعاتی همچون تنگه تایوان، دریای چین شرقی و دریای چین جنوبی داشته باشند. از این منظر، سفر شی نه صرفاً یک دیدار دوجانبه، بلکه بخشی از راهبرد گستردهتر چین برای مدیریت محیط امنیتی پیرامونی و تقویت موقعیت خود در رقابت با محور ایالات متحده محسوب میشود.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 1 984 |
| 6 | 🌐آیا آیزنکوت نخست وزیر بعدی اسرائيل خواهد شد؟
#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه
📝محمدحسین پورعلیاقبال
🔸این روزها گادی آیزنکوت به یکی از برجستهترین چهرههای سیاسی در اسرائيل تبدیل شده و بنابر اکثر نظرسنجیهای معتبر اسرائيلی، اقبال عمومی به حزب تازه تاسیس او به طور مستمر در حال افزایش است. از این رو، بسیاری از تحلیلگران سیاسی در اسرائيل معتقدند که در صورت تداوم این روند، حزب یاشار به رهبری گادی آیزنکوت میتواند حتی از حزب لیکود نیز پیشی گرفته و به محبوبترین حزب در اسرائیل تبدیل شود. در صورت تحقق این سناریو، احتمال نخست وزیری آیزنکوت در دولت آینده اسرائيل دور از ذهن نخواهد بود.
💢وضعیت حزب یاشار در نظرسنجیها
🔹مطابق آخرین نظرسنجی کانال ۱۲ اسرائیل که در روز ۲۱ خرداد منتشر شد، اکنون حزب لیکود به رهبری نتانیاهو و حزب تیکوا خدشا به رهبری گیدئون سعر که در لیکود ادغام شده است، در انتخابات آینده تنها موفق به کسب ۲۲ کرسی خواهند شد. این در حالی است که دو حزب مذکور در انتخابات ۲۰۲۲ در مجموع موفق به کسب ۳۶ کرسی شده بودند. کاهش ۱۴ کرسی از آرای این دو حزب خود شاهدی بر وضعیت وخیم محبوبیت نتانیاهو در نزد افکار عمومی اسرائیل است.
🔹اما در رتبه بعدی ائتلاف باهم متشکل از احزاب نفتالی بنت و یائیر لاپید با ۲۰ کرسی قرار داشته و در کنار این ائتلاف، اکنون حزب یاشار نیز توانسته تا تعداد کرسیهای خود را به عدد ۲۰ برساند. این در حالی است که پیش از جنگ با ایران، حزب آیزنکوت در بهترین حالت ۱۳ کرسی در نظرسنجیها کسب کرده بود و اکنون در این مدت زمان قریب به چهار ماه، حداقل به میزان ۷ کرسی به آرای این حزب افزوده شده است که این امر از رشد قابل توجه محبوبیت این چهره سیاسی و حزب او حکایت دارد.
💢دلایل محبوبیت آیزنکوت
🔹آیزنکوت که یک نظامی باسابقه در ارتش اسرائيل محسوب شده و سابقه ریاست ستاد کل ارتش اسرائیل را در سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ در کارنامه خود دارد، در انتخابات ۲۰۲۲ با پیوستن به ائتلاف اردوگاه دولتی به رهبری بنی گانتز، رسماً وارد عرصه سیاست شد. این چهره سیاسی در ادامه و پس از اختلافات با گانتز از حزب اردوگاه دولتی جدا شده و خود اقدام به تاسیس حزب جدیدی تحت عنوان یاشار کرد.
🔹در خصوص مواضع سیاسی آیزنکوت، این فرد گرایشات میانه داشته و بسیاری از طرفداران او معتقدند که او میتواند به دور از وابستگیهای حزبی و ایدئولوژیک، نقش پلی میان احزاب راست و چپ را ایفا کند. همین ویژگی یکی از دلایل محبوبیت بالای این چهره است. از آنجایی که مطابق نظرسنجی موسسه سیاست مردم یهود(JPPI) اکنون موضوع دودستگی اجتماعی و شکاف داخلی به اصلیترین معضل در جامعه اسرائیل تبدیل شده است، هشدارهای مکرر آیزنکوت در خصوص خطر تعمیق این شکافها، در افزایش محبوبیت این چهره سیاسی بی تاثیر نبوده است.
💢ناجی امنیتی اسرائیل؟
🔹سابقه چهار دهه فعالیت نظامی آیزنکوت در ارتش اسرائیل و عهدهداری فرماندهی عالیترین نهاد نظامی این رژیم سبب شده تا در دورهای که اسرائيل در اوج چالشهای امنیتی خود قرار دارد، بسیاری او را فردی مناسب برای رهایی از این وضعیت بدانند. در عین حال، کشته شدن پسر آیزنکوت در جریان جنگ غزه در سال ۲۰۲۳ نیز تاثیر قابل توجهی بر افزایش محبوبیت این چهره نزد افکار عمومی داشت.
🔹پس از این واقعه، بسیاری از مخالفان نتانیاهو او را متهم کردند که در حالی که اسرائیل در نبرد سرنوشت سازی قرار داشته و سربازان این رژیم در غزه کشته میشوند، یائیر نتانیاهو، پسر نخست وزیر، فارغ از تمام این تحولات در آمریکا مشغول خوشگذارانی بوده و همزمان فرزند سیاستمداری مثل آیزنکوت، در این جنگ شرکت کرده و جان خود را از دست میدهد. پس مشخص است که چه کسی واقعاً به فکر منافع ملی بوده و چه کسی تنها به دنبال دستیابی به منافع شخصی خود است.
✅اکنون وضعیت انتخاباتی اسرائیل به شدت سیال و رقابتی شده است. مطابق نظرسنجیها، آرای سه حزب لیکود، باهم و یاشار به شدت نزدیک به هم بوده و هر رخداد داخلی و خارجی میتواند این آرایش را دستخوش تحول کند. از سویی جنگ ایران نه تنها دستاوردی سیاسی برای نتانیاهو نداشت، بلکه باعث کاهش سبد رای حزب لیکود و افزایش آرای احزاب مخالف او شده است. از سوی دیگر نیز، سوابق امنیتی آیزنکوت، رویکردهای میانهگرای این چهره سیاسی و نداشتن سابقه منفی به دلیل تازه ورود بودن او به عرصه سیاست، همگی سبب شده تا نگاه مثبتی نسبت به این چهره سیاسی حتی در میان برخی حریدیان شکل گرفته و این عوامل اکنون میتواند تا در کنار هم، شانس آیزنکوت را برای عهدهداری سمت نخست وزیری در دولت آینده اسرائيل افزایش دهد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 072 |
| 7 | 🌐چهار مسئله کلیدی ایران در مذاکرات ۶۰ روزه
📝عرفان علمشاهی
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان
🔹تفاهمنامه اولیه برای پایان جنگ رمضان میان ایران و آمریکا به زودی امضا خواهد شد. رسیدن به چنین مرحلهای به معنای آن است که دو طرف بیش از گذشته خواهان اتمام درگیری نظامی هستند. مطابق گزارشها، این تفاهم نامه شامل آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده ایران، تعلیق برخی تحریمها؛، پایان محاصره دریایی، بازگشایی تنگه هرمز، پایان جنگ در تمام جبههها، تعهد ایران به عدم دستیابی به سلاح هستهای و از همه مهمتر آغاز دو ماه مذاکره برای انعقاد توافق هستهای نهایی است. این ۶۰ روز چالشهای بسیاری به همراه خواهد داشت و ایران باید چند مسئله کلیدی را در نظر داشته باشد.
1️⃣ عقبنشینی هستهای ترامپ، شاید دوام نداشته باشد
🔸ترامپ اعلام کرده که ایران حق غنیسازی در سطوح پایین و رقیقسازی ذخایر اورانیوم با غنای بالا در خاک خود را خواهد داشت. این مهمترین چرخشی است که ترامپ از زمان آغاز جنگ ۱۲ روزه در قبال مسئله هستهای داشته است. با این وجود، شخصیت ناپایدار ترامپ میتواند به تغییر مجدد در مواضع بیانجامد. افزون بر این، حزب جمهوریخواه تاکنون غنیسازی را خط قرمز خود اعلام کرده است و به ترامپ فشار میآورد تا موضع سختگیرانه پیشین را مجدداً اتخاذ کند. در مجموع، هنوز تکلیف برنامه هستهای تعیین نشده است.
2️⃣ بازگشتپذیری بیش از سایر مسائل هستهای اهمیت دارد
🔸آمریکا خواستار پذیرش تعهدات هسته ای فراتر از برجام توسط ایران است، از جمله تعلیق موقت غنیسازی (به ادعای ترامپ ۲۰ یا نهایتاً ۱۵ سال)، کاهش سقف ذخایر اورانیوم با غنای پایین (۵ و زیر ۵ درصد)، افزایش نظارتها، محدودیت بیشتر در تحقیق و توسعه، کاهش تعداد سانتریفیوژها و کاستن از تعداد تأسیسات هستهای فعال. این محدودیتها -که پذیرش غالبشان اجتنابناپذیر به نظر میرسد- فاصله ایران را با وضعیت هستهای پیش از جنگ ۱۲ روزه افزایش خواهند داد، اما این فاصله نباید به قدری باشد که با برچیدن (Dismantlement) هستهای تفاوت چندانی نکند. ایران باید بتواند به فاصله زمانی بهینه در بحث بازگشتپذیری دست یابد.
🔸مهمترین علت ضرورت این موضوع در ناپایداربودن هرگونه توافق سیاسی با آمریکا است. احتمال قابل توجهی وجود دارد که این توافق در کنگره به تصویب نرسد؛ زیرا بخش قابل توجهی از جمهوریخواهان و حتی برخی دموکراتها (به دلیل رقابت سیاسی با جمهوریخواهان بر سر پرونده ایران یا صرفاً ضدیت با ایران) آن را به تصویب نرسانند. همچنین، تجربه دولت نخست ترامپ نشان داد، سرنوشت توافقهای سیاسی به اینکه چه کسی در کاخ سفید باشد وابسته است. ایران در صورت مخالفت کنگره و بدون بازگشتپذیری نمیتواند تضمینی دریافت کند که رؤسای جمهور آینده آمریکا نیز این توافق را خواهند پذیرفت.
3️⃣ مذاکرات ۶۰ روزه نباید مقدمه ترامپ برای خرید زمان باشد
🔸پایان دائمی جنگ به عنوان انگیزه و هدف نهایی ترامپ از تفاهمنامه، صرفاً یکی از سناریوها است. ممکن است ترامپ مذاکرات ۶۰ روزه و بازگشایی تنگه هرمز را صرفاً ابزاری برای کنترل بازارها تا انتخابات میاندورهای ببیند. به عبارت بهتر، ترامپ شاید بخواهد مذاکرات ۶۰ روزه را (که تا ۲۵ شهریورماه خواهد بود) طولانیتر کند تا از پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای (آبانماه) اطمینان حاصل کند. فاصله پایان مذاکرات تا آغاز انتخابات میاندورهای اندک است. به همین خاطر، ایران باید از هرگونه تمدید زمان مذاکرات اجتناب کند.
4️⃣ پرونده لبنان، باز و ترامپ در مهار نتانیاهو ناتوان بوده است
🔸اگر برنامه هستهای مهمترین چالش مذاکرات پیشین میان ایران و آمریکا بود، در مذاکرات ۶۰ روزه، لبنان به چالش جدیتری تبدیل شده است. نتانیاهو ملاحظات امنیتی و سیاست داخلی (نزدیکی به انتخابات پارلمانی) دارد که به او اجازه پایان جنگ و عقبنشینی نیروها از جنوب لبنان را نمیدهد. چنین کاری هزینه سیاسی بالایی برای او خواهد داشت. تجربه دو حمله اخیر به بیروت و حملات مداوم به رهبران حماس از زمان آتشبس در غزه نشان میدهد آمریکا توان یا میل چندانی برای فشار به اسرائیل ندارد. این در حالی است که بقای حزبالله و امنیت شیعیان لبنان خط قرمز ایران است. اگر ترامپ نتواند نتانیاهو را متقاعد به عقبنشینی کند، ایران یا باید از مذاکرات خارج شود و یا به طریق دیگری مستقیماً اسرائیل را وادار به عقبنشینی کند.
✅نکات مطرحشده به معنای آن است که تفاهمنامه اولیه را صرفاً باید یک قدم رو به جلو برای پایان مسائل مورد مناقشه با آمریکا دانست، نه چیزی بیشتر. خواستههای دو طرف در مقایسه با دو مذکرات پیشین (اردیبهشت و اسفند ۱۴۰۴) به یکدیگر نزدیک شده، اما موانع بسیاری وجود دارد که موفقیت نهایی مذاکرات را دشوار میکند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 1 970 |
| 8 | ♦️آیا ایران و آمریکا از پس چالشهای توافق برمیآیند؟
◼️شورای روابط خارجی
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان
🔹هرچند ایالات متحده و ایران احتمالاً هر توافقی را به نفع خود جلوه خواهند داد، اما این پیمان اولیه پایان مذاکرات نخواهد بود. انتظار میرود این توافق که یک تفاهمنامه است، آتشبس را حداقل برای شصت روز تمدید کند و تنگه هرمز را باز نماید؛ آبراهی که تقریباً یکپنجم تأمین نفت و گاز طبیعی جهان از آن عبور میکند. در همین حال، دو طرف به مذاکره بر سر پنج مسئله مهم، از جمله آینده برنامه هستهای ایران، ادامه خواهند داد.
💢تنگه هرمز
🔸ایالات متحده و ایران بیانیههای متناقضی درباره این آبراه صادر کردهاند. خبرگزاری مهر ایران گزارش داده که بازگشایی آن ظرف سی روز انجام خواهد شد. تهران مینها را پاکسازی خواهد کرد و اجازه دریافت عوارض نخواهد داشت و واشنگتن نیز محاصره دریایی خود را برخواهد داشت. اما رسانه رسمی دولتی ایران اعلام کرد که پیشنویس توافق شامل واگذاری کنترل تنگه توسط ایران نیست. ایران در این متن هیچ تعهدی برای واگذاری مدیریت تنگه یا بازگرداندن شرایط پیش از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل نمیپذیرد.
💢برنامه هستهای ایران
🔸پیشنویس تفاهمنامه شامل تعهد هر دو کشور برای ادامه مذاکره درباره تعلیق برنامه غنیسازی و حذف ذخایر است. با این وجود، ایران متعهد میشود که هرگز به دنبال سلاح هستهای نباشد. طبق منابع خبری متعدد، توافق روی میز این است که ایران به توقف غنیسازی به مدت پانزده یا بیست سال و انحلال تأسیسات هستهایاش متعهد شود، اما این موضوع به مذاکرات بعدی شصتروزه موکول شده است. ایران اعلام کرد که فقط در چارچوب اصول بنیادین جمهوری اسلامی بر سر مسئله هستهای مذاکره خواهد کرد و حاضر به عقبنشینی از غنیسازی نیست.
💢محور مقاومت
🔸طبق پیشنویس توافق خصومتها از همه طرفها متوقف شود و این شامل جبهه اسرائیل و حزبالله نیز میشود. ایران از توقف خصومتهای اسرائیل در لبنان حمایت کرده که بخشی از تلاش ایران برای نجات حزبالله و جلوگیری از عادیسازی روابط لبنان با اسرائیل دانسته شده است. گنجاندن لبنان در این تفاهم بین ایران و ایالات متحده، همانطور که ایران مطالبه کرده، ایدهآل نیست حتی اگر اجتنابناپذیر باشد. برای دولت اسرائیل، توقف مبارزه با حزبالله کار دشواری است، بهویژه با انتخابات پیشرو و در حالی که واشنگتن با تهران بر سر مسائل پیچیده مذاکره میکند. برای دولت لبنان که خود دچار شکاف است، این امر تأکید میکند که لبنان نمیتواند بهطور کامل به تعهدات خلع سلاح عمل کند.
💢محدودیتهای نظامی
🔸محدودیتهایی که ایالات متحده میخواهد بر برنامه موشکی ایران اعمال کند، احتمالاً یکی از دشوارترین نقاط در مذاکرات است. ایران هرگونه تغییر در برنامه موشکی خود را خط قرمز غیرقابل عبور دانسته است. عراقچی پس از مذاکرات فوریه نوشت که برنامه کشورش هرگز قابل مذاکره نیست و آن را مسئله دفاعی خواند. پیشنهاد متقابل ایران، طبق رسانههای دولتی، صرفاً بر مسائل هستهای، لغو تحریمها و غرامت اقتصادی تمرکز دارد و هیچ اشارهای به برنامه موشکی بالستیک خود نکرده است. اما اسرائیل از بیرون بهشدت فشار آورده تا این مسئله را پیش ببرد و ایالات متحده نیز اصرار دارد که هر توافقی باید قابلیتهای موشکی ایران را برای تضمین امنیت منطقهای پوشش دهد.
💢غرامت و تحریمها
🔸جمهوری اسلامی خواستار پرداخت غرامت شده و مقامات ایرانی ادعا کردهاند که از بیست و هشتم فوریه تاکنون دویست و هفتاد میلیارد دلار خسارت مستقیم و غیرمستقیم جنگ متحمل شدهاند. ایالات متحده چارچوب پرداخت غرامت را رد کرده، اما انتظار میرود توافق شامل مشوقهای مالی برای ایران باشد؛ احتمالاً به شکل آزادسازی داراییهای مسدود و لغو تحریمها.
🔸زمانبندی آزادسازی و لغو تحریمها ممکن است مورد اختلاف باشد. گزارش شده که ایران اصرار دارد بلافاصله پس از امضای توافق به حدود بیست و چهار میلیارد دلار دارایی مسدودشده توسط آمریکا و متحدانش دسترسی یابد، در حالی که مقامات واشنگتن معمولاً استدلال میکنند داراییها باید تا زمانی که تهران استانداردهای معینی را برآورده کند و توافق نهایی بهطور قابل راستیآزمایی اجرا شود، مسدود بمانند.
✅ تفاهمنامه احتمالی صرفاً چارچوبی موقت برای مهار بحران و خرید زمان جهت مذاکرات جامعتر است. مهمترین اختلافات—از جمله غنیسازی هستهای، برنامه موشکی، آینده محور مقاومت، رفع تحریمها و نحوه آزادسازی داراییهای ایران—هنوز حل نشدهاند. موفقیت به توانایی دو طرف در عبور از این شکافهای عمیق طی دوره ۶۰ روزه بستگی دارد. در غیر این صورت، آتشبس میتواند شکننده باقی بماند و خطر بازگشت تنشهای نظامی همچنان پابرجا خواهد بود.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 320 |
| 9 | ♦️کشورهای حاشیه خلیج فارس توافق با ایران را چگونه میبینند؟
▪️مرکز مطالعات راهبردی و بینالملل
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان
🔹با آشکار شدن جزئیات تفاهمنامه میان آمریکا و ایران، کشورهای حاشیه خلیج فارس احتمالاً از این توافق با ترکیبی از آسودگی خاطر و نگرانی عمیق استقبال خواهند کرد. اگر این تفاهمنامه امضا شود، همراه با آتشبس ۶۰ روزه، تصویر روشنتری از نظم در حال شکلگیری در خاورمیانه ارائه خواهد داد.
💢آسودگی خاطر: جلوگیری از یک فاجعه
🔸نزدیک به سه ماه درگیری و جنگ آسیب شدیدی به شهروندان کشورهای حاشیه خلیج فارس زده است. حتی برخی اقدامات حفاظتی دولت، مانند اپلیکیشن تلفن همراهی که برای هشدار درباره حملات ورودی طراحی شده بود، خود موجب افزایش نگرانی مردم شد.
🔸در مجموع، تلاشها برای کاهش آثار جنگ به تقویت تابآوری کمک کرده است، اما افزایش قیمتها و کمبود برخی کالاها همچنان ادامه دارد. فراتر از آسیبهای انسانی، بیشتر کشورهای خلیج فارس با تهدیدی حیاتی برای اقتصاد خود نیز مواجه بودهاند؛ تهدیدی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز و حملات مستقیم به زیرساختهای انرژی. همه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس بخشی از زیرساختهای انرژی خود اعم از تأسیسات ذخیرهسازی، حملونقل، پالایش یا تولید را در حملات ایران از دست دادهاند.
🔸اگر ترامپ تصمیم میگرفت تهدیدهای مکرر خود مبنی بر حمله به زیرساختهای انرژی و غیرنظامی ایران را عملی کند، مرحله بعدی جنگ میتوانست برای کشورهای خلیج فارس فاجعهبار باشد. تولید انرژی که ستون فقرات اقتصاد این کشورهاست، پیش از این نیز دچار اختلال شده بود. علاوه بر آن، برنامههای بلندپروازانه تنوعبخشی اقتصادی این کشورها نیز به خطر افتاده بود. ادامه جنگ چشمانداز سرمایهگذاری مستقیم خارجی نیز به شدت تضعیف میکرد.
💢نگرانی: همزیستی با ایران
🔸توافق احتمالی، حکومتی جسورتر را در تهران بر جای میگذارد که خود را پیروز این رویارویی میداند. اکنون منطقه باید با ایرانی کنار بیاید که همچنان از طریق حفظ توانمندیهای موشکی و پهپادی خود قادر است هر زمان که بخواهد تنگه هرمز را مختل کند. این کشورها همچنین نگران آن هستند که ایران، هرچند با شبکهای تضعیفشده، همچنان روابط خود را با گروهها و شرکای منطقهای حفظ کرده باشد. مهمترین مطالبه کشورهای عضو شورای همکاری، بازگشت وضعیت تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ است؛ اما بر اساس مفاد گزارششده تفاهمنامه، تحقق این هدف چندان محتمل به نظر نمیرسد.
💢چشمانداز آینده
🔸در حالی که کشورهای خلیج فارس هنوز در حال هضم پیامدهای گسترده تحولات جنگ با ایران هستند، اکنون تلاشهای خود را برای مدیریت «وضعیت جدید» تشدید خواهند کرد.
🔸در مواجهه با ایرانی که همچنان قادر به تهدید منطقه است و همچنین در شرایطی که تردیدهایی درباره قابلیت اتکای آمریکا بهعنوان ضامن امنیتی وجود دارد، کشورهای خلیج فارس احتمالاً بر سه محور اصلی تمرکز خواهند کرد: تقویت توان دفاعی داخلی، گسترش همکاریهای امنیتی درونمنطقهای و متنوعسازی شرکای امنیتی و اقتصادی برای تکمیل روابط با آمریکا و مدیریت چالش ایران.
🔸برای بسیاری از این کشورها، تقویت دفاع ملی از طریق ایجاد مشارکتهای متنوع اهمیت ویژهای خواهد داشت. انتظار میرود کشورهای خلیج فارس توافقهای دفاعی جدیدی با کشورهای اروپایی و شرق آسیا منعقد کنند.
🔸با وجود اختلافات شناختهشده میان برخی اعضای شورای همکاری، برخی مقامها تأکید میکنند که همکاریهای اطلاعاتی، امنیتی و نظامی میان اعضا نه تنها کاهش نیافته، بلکه عمیقتر نیز شده است. انتظار میرود این روند در سالهای آینده ادامه یابد و شامل توسعه امنیت دریایی، افزایش تواناییهای مینروبی برای حفظ آزادی کشتیرانی و همچنین تقویت سامانههای مقابله با پهپادها باشد.
🔸در نهایت، بخشی از مدیریت این «وضعیت جدید» به نحوه مواجهه با ایران مربوط میشود. هر میزان اعتماد متقابلی که پیشتر وجود داشته، اکنون تقریباً از میان رفته است. با این حال، همانگونه که تقریباً تمامی افرادی که نویسندگان در قطر با آنها گفتوگو کردند تأکید داشتند: «ایران آمده است که بماند».
💢بازدارندگی موثر مقابل ایران
🔸از نگاه قطر و برخی دیگر از کشورهای خلیج فارس، ایجاد روابط اقتصادی متقابل و وابستگیهای اقتصادی میان ایران و کشورهای منطقه میتواند مؤثرترین ابزار بازدارندگی باشد. بر اساس این دیدگاه، ادغام ایران در یک الگوی اقتصادی مبتنی بر ثبات منطقهای شاید بهترین امید برای مهار رفتارهای بیثباتکننده آن در آینده باشد.
✅نزدیک به سه ماه جنگ نشان داده است که الگوهای سنتی بازدارندگی نظامی در برابر ایران کارایی محدودی دارند. کشورهای خلیج فارس اکنون به این جمعبندی رسیدهاند که برای مواجهه با ایران، نیازمند راهبردی متفاوت و بلندمدت هستند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 029 |
| 10 | 🌐اسرائیل در تله معادله جنوب!
#مقاله_تحلیلی
📝محمدعلی حسننیا
🔸تلاش تلآویو برای گسترش کمربند امنیتی خود در جنوب لبنان با دکترین فرسایشی حزبالله در تضاد است و محدودیتهای آتش اسرائیل تحت سقف سیاسی واشنگتن را آشکار میسازد. جبهه لبنان وارد مرحله شدیدتری از درگیری شده است. مسیر نظامی این درگیری را نمیتوان از مذاکرات هستهای و سیاسی میان آمریکا و ایران جدا کرد. لبنان به یک برگ فشار برای هر دو طرف تبدیل شده، اگرچه هرکدام از زاویه متفاوتی به آن نگاه میکنند. ترامپ و نتانیاهو خواهان جدا کردن جبهه ایران و لبنان از یکدیگر هستند. اما تهران با توجه به نقش حزبالله به عنوان بازوی منطقهای و ایدئولوژیک قدرت ایران، بر پیوند این دو جبهه اصرار دارد.
💢فشار انتخاباتی علیه نتانیاهو
🔹در این میان، بعد انتخاباتی در اسرائیل نیز بسیار تعیینکننده است. نتانیاهو تلاش میکند فشارهای داخلی را مهار کرده و آینده سیاسی خود را حفظ کند، به ویژه که جامعه اسرائیل به تدریج دریافته است شعارهای اغراقآمیز مانند "پیروزی مطلق" محقق نشده است. حماس در غزه از بین نرفته و در لبنان نیز درگیری به منطق معادلات بازدارندگی بازگشته است. رویای سرنگونی دولت ایران نیز کمرنگ شده است.
🔹در داخل اسرائیل، جبهه شمال به یک بار اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده و فشارها برای تشدید درگیری در لبنان را افزایش داده است. اظهارات نتانیاهو درباره حمله به ضاحیه در یک کنفرانس خبری، بیشتر پیامی برای داخل اسرائیل بود تا یک نقشه عملیاتی. لغو این حمله، روایت نتانیاهو را تضعیف کرد و فشار بر او را افزایش داد. یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون، از این عقبنشینی استفاده کرد و گفت اسرائیل به «یک دولت تحتالحمایه کامل» تبدیل شده است.
💢فرسایش در برابر اشغال آهسته
🔹گسترش آتش حزبالله به شمال فلسطین اشغالی، فشارها را عمیقتر کرده و نشان میدهد که مقاومت سیاست معادلات بازدارندگی را رها نکرده است. از زمان شروع تهاجم زمینی، ارتش اسرائیل تمرکز اصلی خود را در هر مقطع بر روی یک محور معطوف کرده و قدرت آتش و تجهیزات خود را در آن متمرکز میسازد. این موضوع آرامش نسبی در برخی محورها را در زمانهای مختلف توضیح میدهد. تلآویو مدل «زمین سوخته» خان یونس را برای اجتناب از درگیری مستقیم با مقاومت اتخاذ کرده است. در روزهای اخیر، حملات هوایی به ویژه در اطراف محورهای اصلی پیشروی تشدید شده است.
🔹ارتش اشغالگر سیاست «اشغال آهسته» را دنبال میکند؛ سعی در گسترش منطقه کنترل خود، تثبیت مواضع نیروها و حفاظت از مسیرهای تدارکات و تخلیه مجروحان دارد. هدف آن اشغال خطالشانه تا علیالطاهر است که در آن سوی «خط زرد» قرار دارد. اگر بتواند خود را در آنجا تثبیت کند، برتری آتش بر مناطق در معرض دید خود به دست خواهد آورد. هدف اصلی نظامی، قطع مسیرهای تدارکاتی و جدا کردن رزمندگان مقاومت در جبهههای جداگانه نبرد است.
💢تاکتیکهای جنگی حزبالله
🔹مقاومت در حال مدیریت نبرد با تاکتیکهای انعطافپذیر مبتنی بر شناخت زمین، محورهای متعدد درگیری و فرسایش مداوم است. کمینهای مهندسی به ابزاری اصلی برای مختل کردن پیشروی زمینی تبدیل شده است که در کنار سایر تاکتیکها مانند آتش مستقیم، اصابت دقیق به نیروهای متحرک و کاروانهای تدارکاتی و استفاده از پهپادهای انتحاری مورد استفاده قرار میگیرد. رویکرد حزبالله بر درهم شکستن منطق پیشروی تدریجی اسرائیل با ضربه زدن به خطوط تدارکاتی و برهم زدن آرایش میدانی دشمن متمرکز است. این مانع از شکلگیری نقاط کنترل پایدار میشود.
🔹ارتش اشغالگر همچنان به محاصره و انزوا متکی است و سعی میکند از شهرها عبور کند یا آنها را دور بزند. بنابراین، درگیری در محورهای جلو لزوماً به معنای سقوط روستاهای پشت آنها نیست. در بسیاری موارد، نبرد به خطوط و مواضع آمادهشده دیگر منتقل میشود. اسرائیل هنوز میتواند به نفوذهای تاکتیکی محدود دست یابد، اما حفظ کنترل عملیاتی پایدار موضوع دیگری است. واقعیات میدانی نشان میدهد تلآویو هنوز قادر به اعمال کنترل کامل و پایدار بر شهرهای بنت جبیل یا خیام نشده است.
💢تحقق هشدار سید حسن نصرالله
✅در مجموع، پروژه تعمیق منطقه حائل و پیشروی به فراتر از لیتانی پس از بیش از ۹۰ روز تجاوز و اقدامات خصمانه، نتوانسته به اهداف تعیینشده دست یابد. امروز، هشداری که سید حسن نصرالله درباره تبدیل کمربند امنیتی به «پرتگاهی برای دشمن» داده بود، در میدان نبرد در حال تحقق است. اسرائیل اکنون با میدان نبرد پیچیدهای روبروست که توسط تاکتیکهای فرسایشی مقاومت شکل گرفته است. در همین حال، مقاومت همچنان قوت و غافلگیری خود را در میدان حفظ کرده و کمینها و پهپادهای انتحاری آن، همان چیزی را اعمال میکنند که تلآویو آن را تهدیدی راهبردی مینامد.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 817 |
| 11 | 🔵پول نفت ونزوئلا کجا رفته است؟
▪️شورای روابط خارجی
#اکوتهران
🔸ایالات متحده بر صنعت نفت ونزوئلا مسلط شد، پرسش این است که پول نفت کجا رفته است؟ در چهار ماه نخست پس از تسلط ایالات متحده بر صادرات نفت ونزوئلا، حدود ۱۰۰ میلیون بشکه نفت به ارزش تقریبی ۸ میلیارد دلار زیر نظر ایالات متحده و از طریق سازوکاری با عدم شفافیت کامل و نظارت حداقلی به فروش رسیده و با وجود ادعاهای مکرر درباره منافع این کنترل، هیچ اطلاعات عمومی درباره میزان فروش، درآمد حاصل یا نحوه استفاده از این منابع منتشر نشده است.
🔹بر اساس دادههای رهگیری نفتکشها و گزارشهای مربوط به تخفیفات نفتی این کشور، ارزش صادرات تحت کنترل آمریکا از حدود ۶۰۰ میلیون دلار در ژانویه (حدود ۳۸۰ هزار بشکه در روز) به حدود ۳.۷ میلیارد دلار فقط در ماه آوریل (حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز) افزایش یافته است و بزرگترین خریداران نفت ونزوئلا پس از ۳ ژانویه به ترتیب ایالات متحده با ۴۳ درصد، هند با ۲۶ درصد و اسپانیا با ۸ درصد بودهاند. دولت آمریکا در این باره برخی اطلاعات محدود را در اختیار کنگره قرار داده است و طبق اظهارات وزیر خارجه این کشور، ۳۰۰ میلیون دلار از طریق یک حساب «کوتاهمدت» در قطر به ونزوئلا منتقل شده و ۲۰۰ میلیون دلار دیگر در همان حساب باقی مانده بود.
🔹اما در ماه بعد اعلام شد که کل ۵۰۰ میلیون دلار منتقل شده است و قرار است در ادامه مسیر از حسابهای خزانهداری آمریکا استفاده شود. در آوریل نیز اعلام شد حدود ۳ میلیارد دلار به ونزوئلا تخصیص یافته، اما مشخص نیست چه میزان از منابع در حسابهای خزانهداری باقی مانده است و حتی معلوم نیست این اطلاعات بهطور کامل در اختیار کنگره قرار گرفته باشد. همچنین، هیچ گزارش شفافی درباره میزان دقیق درآمدهای تحت کنترل یا نهاد مسئول مدیریت آنها وجود ندارد.
🔹از این منظر، رودریگز در مرکز تبادل امتیازات قرار دارد و امتیازاتی نیز به دست آورده است. علاوه بر رسمیتبخشی دیپلماتیک، ایالات متحده تحریمها را از طریق اعطای مجوزهای موقت به شرکتها و افراد آمریکایی برای فعالیت در بخشهای نفت، معدن و مالی ونزوئلا دور زده است. با این وجود، این مجوزها هر لحظه قابل لغو هستند و بدون یک چارچوب سیاستی مشخص صادر شدهاند. در واقع، برخلاف دوره اول دولت ترامپ که یک چارچوب مشخص به عنوان شروط رفع تحریمها معرفی شده بود، اکنون هیچ برنامهای برای رفع پایدار تحریمها ارائه نشده است.
🔹در عین حال، یکی از مطالبات اصلی رودریگز که هنوز محقق نشده، دسترسی به ۵ میلیارد دلار حق برداشت مخصوص (SDR) در صندوق بینالمللی پول است که ونزوئلا از سال ۲۰۱۹ به آن دسترسی نداشته است. همچنین، تصمیم دولت ترامپ برای کنار گذاشتن اپوزیسیون و جامعه مدنی از مذاکرات، نشاندهنده میدهد که رویکردی جامع به آینده سیاسی این کشور در دولت آمریکا وجود ندارد.
🔹شرکت دولتی نفت ونزوئلا (PDVSA) از سال ۲۰۱۶ هیچ آماری درباره درآمدهای نفتی منتشر نکرده و دولت آمریکا نیز ارقام دقیق را اعلام نکرده است. اگرچه فرمان اجرایی ۱۴۳۷۳ بیان میکند که این منابع بهعنوان دارایی دولت ونزوئلا تحت حضانت وزارت خزانهداری نگهداری میشوند و وزارت خارجه دستور پرداختها را میدهد، اما جزئیات عملی این سازوکار مشخص نیست. همچنین، قراردادهای مربوط به فروش نفت، همکاری با خریداران، بانکها و سایر طرفها منتشر نشدهاند.
🔹در حوزه اجرا، شرکتهای تجاری مانند Trafigura و Vitol که قرار بود بهصورت موقت در فروش نفت مشارکت داشته باشند، همچنان پس از پنج ماه فعال هستند و شرکت دیگری به نام GE Warren نیز به این فرآیند اضافه شده است، بدون آنکه توضیحی درباره نقش یا چارچوب فعالیت آنها ارائه شود. همچنین اعلام شده که شرکت حسابرسی KPMG قرار است بهصورت فصلی حسابرسی انجام دهد، اما زمان انتشار گزارشهای حسابرسی این شرکت مشخص نیست.
✅باید توجه داشت که این وضعیت فقط محدود به نفت نیست و صادرات طلا و سایر مواد معدنی نیز تحت کنترل آمریکا انجام میپذیرد. مطابق آمار اعلامی، حدود ۱۰۰ میلیون دلار طلا در این بازه زمانی توسط ونزوئلا عرضه شده و توافقی نیز برای فروش حدود ۱۰۰۰ کیلوگرم طلا انجام پذیرفته است. مانند نفت، در خصوص طلا نیز درآمد حاصله به حسابهای خزانهداری آمریکا واریز میشود و درباره نحوه مدیریت آن شفافیتی وجود ندارد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 1 519 |
| 12 | 🌐پیام واقعی حمله ایران به اسرائیل چیست؟
▪️خبرگزاری والا اسرائیل
#جنگ_رمضان
#تهران_ریویو
🔹پس از حمله اسرائیل به ضاحیه بیروت، ایران در چند مرحله به اسرائيل حمله کرد. این رویداد دیگر صرفاً یک واکنش یا یک پیام معمول از سوی جمهوری اسلامی ایران نیست. تهران اکنون در تلاش است تا تمام متغیرها از جمله اسرائيل، لبنان، کشورهای حاشیه خلیج فارس، ترامپ و میز مذاکرات را به ابزاری برای دستیابی به خواستههای خود تبدیل کند.
🔸در واقع شلیک به اسرائیل حامل یک پیام ساده بود: اگر چارچوب سیاسی توافق مطابق خواستهها و شرایط مطلوب ایران شکل نگیرد، هیچ ابزاری برای مهار اقدامات تنشزای ایران در دسترس نخواهد بود. این روشی که ایران به کار گرفته، تنها یک تشدید تنش نظامی نیست، بلکه روشی برای دریافت امتیازات بیشتر از آمریکا و سایرین است.
💢بهرهگیری از کارت اسرائيل در مذاکرات
🔸ایران میکوشد تا از کارت اسرائيل برای امتیازگیری بیشتر از آمریکا در طول مذاکرات استفاده کند. به همین دلیل، ایران با شلیک به اسرائيل در تلاش است تا به مقامات آمریکایی ثابت کند که سرنوشت حزبالله به سرنوشت ایران گره خورده است. برهمین اساس، ایران در حال تثبیت معادله جدیدی است که در آن اگر اسرائيل به حزبالله حمله کند، تهران آن را حمله به خود تلقی کرده و برای خود حق پاسخ قائل خواهد شد. ایران از این طریق علاوه بر استفاده از کارت اسرائيل، تحولات داخلی لبنان را نیز به اراده سیاسی خود گره زده است.
💢دست پر ایران در مذاکرات
🔸پیامدهای این وضعیت تبعاً برای اسرائيل فاجعهبار خواهد بود. تا امروز ایران تلاش داشته تا با استفاده از حمله به پایگاههای آمریکا درکشورهای عربی، تهدید زیر ضرب بردن زیرساختهای انرژی در منطقه و مسدودسازی تنگه هرمز از آمریکا امتیاز بگیرد، اما اکنون این کشور تلاش دارد تا اسرائیل را نیز به کارتهای بازی خود اضافه کند.
🔸از نگاه تهران، اکنون مراکز داخلی اسرائیل به ابزاری تبدیل شدهاند که ایران از طریق تهدید به هدف قرار دادن آنها، میتواند اهداف خود در میز مذاکرات را به دست آورد. به همین دلیل، اکنون هر موج حمله موشکی جدید از جانب ایران حامل این پیام برای ترامپ است که مسیر دستیابی به هر توافقی باید با درنظر گرفتن خواستههای ما طی شود. در همین چارچوب، ایران میکوشد که حتی به کشورهای حاشیه خلیج فارس تفهمیم کند که هرگونه فشار مضاعف بر ایران، هزینههای سنگینی را بر آنها نیز تحمیل خواهد کرد. همچنین ایران در تلاش است تا به دولت لبنان بفهماند که بدون موافقت حزبالله، تصور حاکمیت کامل این دولت بر لبنان محال است.
💢حزبالله؛ دارایی استراتژیک ایران
🔸باید پذیرفت که لبنان یک هدف فرعی یا یک کارت بازی حاشیهای برای ایران نیست، بلکه یکی از خواستههای کلیدی این کشور در مذاکرات با آمریکا است، چرا که حزبالله مهمترین متحد ایران در محور مقاومت است. این گروه تنها یک سازمان نظامی نیست، بلکه دارایی سیاسی و ذخیرهای استراتژیک برای ایران است محسوب میشود. حزبالله در طول این سالها به ابزاری برای ایران تبدیل شده است که از طریق آن هر زمانی که بخواهد میتواند اسرائيل را تهدید کرده و از آمریکا امتیاز بگیرد. به همین دلیل، هر ضربهای از جانب اسرائیل به حزبالله، در واقع ضربهای به خود ایران و دارایی استراتژیک آن خواهد بود. در همین چارچوب، ایران با اقدامات خود در حال ارسال این پیام به دولت لبنان است که به هرگونه توافقی که شامل محدودسازی قدرت حزبالله باشد، حتی فکر هم نکنید.
💢چرخه دلخواه ایران
🔸ایران اکنون در حال ایجاد چرخهای جدید در منطقه است: حزبالله به شهرکهای شمالی اسرائیل حمله میکند، اسرائيل واکنش نشان میدهد، ایران در پاسخ به اسرائیل حمله میکند، کشورهای حاشیه خلیج فارس از احتمال گسترش درگیریها نگران شده و برای توقف آن به ترامپ فشار میآورند و ترامپ نیز برای پایان دادن به درگیریها، میکوشد تا دوباره روند مذاکرات را از سر بگیرد. در نهایت، ایران از این چرخه برای خرید زمان، به دست گرفتن ابتکار عمل، پر کردن دست خود در مذاکرات، تداوم تسلط حزبالله بر لبنان و... بهره میبرد.
✅ایران اکنون در تلاش برای پرکردن دست خود در روند مذاکرات است. بر همین اساس، در راهبرد کنونی تنها موشک دارایی ایران نبوده و این کشور تلاش دارد از سایر ابزارهای خود نیز بهره ببرد. اکنون تنگه هرمز، کشورهای خلیج فارس، لبنان و حتی مناطق داخلی اسرائیل به ابزاری برای امتیازگیری ایران تبدیل شدهاند. در همین چارچوب، اگر چرخه مدنظر ایران تثبیت شود، هر توافق احتمالی نه تنها تهران را تضعیف نخواهد کرد، بلکه به آن خواهد آموخت که از طریق انجام اقدامات تنشآفرین، در آینده نیز امتیازات بیشتری کسب کند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 457 |
| 13 | 🌐علی الزیدی در تعادل شکننده ایران و آمریکا چگونه بازی خواهد کرد؟
#مطالعات_غرب_آسیا
#مقاله_تحلیلی
📝سیدرضا قزوینی غرابی
🔸علی فالح کاظم الزیدی بانکدار، بازرگان و سرمایهدار عراقی، از ۱۴ مه ۲۰۲۶ به عنوان جوانترین نخستوزیر تاریخ مدرن عراق (متولد 1986) سوگند یاد کرد. او پس از ماهها بنبست سیاسی پس از انتخابات، توسط ائتلاف الإطار التنسيقي (چارچوب هماهنگی شیعیان) بزرگترین بلوک پارلمانی شیعه به عنوان نامزد معرفی شد و با رأی اعتماد پارلمان به برنامه دولتی و بخش عمده کابینهاش (۱۴ وزیر از ۲۳ پست) وارد عرصه اجرا شد. این انتصاب، نقطه عطفی در سیاست عراق پس از ۲۰۰۳ است: ترکیبی از چهرهای تکنوکرات-اقتصادی بدون سابقه سیاسی برجسته، با فشارهای همزمان خارجی، و وعدههای اصلاح اقتصادی در سایه چالشهای امنیتی وگروه های مقاومت.
💢برنامه اعلامی
🔹الزیدی برنامه خود را در جلسه رأی اعتماد پارلمان ارائه کرد و بر دو محور اصلی تأکید ورزید:
🔹نخست، انجام اصلاحات و تأسیس زیرساخت های اقتصاد و بهبود آن از طریق تنوع بخشی به منابع اقتصادی و سرمایه گذاری و ایجاد نظام مالی و بانکی استوار. و دوم، تقویت بنیه اجتماعی، نهادینه سازی عدالت اجتماعی و حمایت از اقشار آسیب پذیر، کودکان و توانمندسازی زنان. الزیدی، بر مواجهه با فساد و ضعف و ناتوانی اداری و اصلاح ساختار امنیتی از طریق حصرسلاح به دست دولت و تقویت توان نیروهای امنیتی و تقویت جایگاه عراق در منطقه و جهان نیز تأکید کرد.
🔹در حوزه اقتصادی، اولویت بر تنوعبخشی به اقتصاد وابسته به نفت، جذب سرمایهگذاری خارجی، بهبود خدمات اجتماعی و استفاده از فرصتهای منطقهای است. اما بخش جنجالی برنامه او بخش های امنیتی است. الزیدی بر «حصر سلاح به دست دولت» و انحصار دولتی بر تسلیحات تأکید کرده و آن را در رأس اولویتها قرار داده است. این وعده در شرایطی مطرح میشود که عراق تحت فشار آمریکا برای محدودسازی گروه های مقاومت مورد حمایت ایران قرار دارد.
💢ترکیب کابینه
🔹نخست وزیر جوان در روز رأی اعتماد با معرفی وزیر برای 19 وزارتخانه به پارلمان رفت و معرفی 4 وزارت خانه به دلیل اختلاف و مسائلی از این دست به آینده موکول شد. با این حال از این تعداد هم پارلمان به ۱۴ وزیر رأی اعتماد داد. 5 وزیر از جمله تعدادی از وزیران ائتلاف دولت قانون که یکی از آنها وزارت کشور بود، رأی اعتماد کسب نکرد. پستهای کلیدی مانند دفاع و کشور در حال حاضر همچنان بلاتکلیف ماندهاند و مذاکرات ادامه دارد. این وضعیت نشاندهنده ادامه رقابتهای سیاسی و نفوذ احزاب و بلوکها و اثرگذاری خارجی یعنی ایالات متحده است.
💢نسبت با محور مقاومت: تعامل، نه تقابل مستقیم؟
🔹الزیدی از سوی چارچوب هماهنگی معرفی شده است و به هر صورت و با هر نسبت و شدتی، گروههای مقاومت او را بخشی از اکوسیستم خود میدانند. با این حال، برنامه او برای حصر سلاح و فشارهای آمریکا، او را در موقعیتی قرار داده که برخی تحلیلگران آن را تعادل ظریف توصیف میکنند. حقیقت این است که الزیدی نمیتواند به طور کامل از محور مقاومت فاصله بگیرد. پایگاه سیاسی او در داخل چارچوب هماهنگی است، و موفقیت یک نخستوزیر در عراق رابطه مستقیمی با رابطه و مناسباتش نه فقط با آمریکا بلکه با ایران نیز دارد. به هر صورت وعدههای اصلاحی و اقتصادی او و نیاز به سرمایهگذاری خارجی او را به سمت «دولتمحوری» سوق داده است تا وابستگی تام به محور داخلی.
💢حمایت مشروط ایالات متحده
🔹حمایت آمریکا از انتخاب الزیدی امری برجسته است. ترامپ صراحتا با نامزدی نوری المالکی مخالفت کرد و تهدید به قطع کمکها کرد. پس از بنبست، الزیدی به عنوان گزینه ظاهر شد که واشنگتن از او استقبال کرد. ترامپ، تام براک، سفارت آمریکا در بغداد همگی به تبریک گفتند. او به واشنگتن دعوت شد لیکن با شرطهای روشن: مهار گروههای مقاومت و کاهش نفوذ تهران. حتی برخی گزارشها حاکی از آن است که الزیدی پیشنهادهایی برای خلع سلاح تدریجی گروههای مقاومت در ازای سرمایهگذاری آمریکا دریافت کرده بود.
💢تحلیل نهایی
✅فرصتها و چالشهای ساختاری روی کار آمدن الزیدی بازتابی از بیتابی عراقیها از بنبستهای سیاسی و نیاز به چهرهای «جدید» با تخصص اقتصادی است. موفقیت در حصر سلاح، علیرغم سختیها و پیچیدگیهای آن میتواند نتایج سیاسی مطلوب برای او در میان گروههای سیاسی، محیط منطقهای و بینالمللی به وجود آورد. الزیدی در زمانه سختی سکان نخستوزیری عراق را در اختیار گرفته است. هرچند این جایگاه هیچ وقت جایگاهی راحت و بیدردسر نبوده است. اما دو چالش جدی جنگ کنونی در منطقه و آثار سیاسی و امنیتی و آثار اقتصادی کلان آن بر عراق و موضوع مناسبات بغداد با آمریکای عهد ترامپ، بر سختی کار الزیدی افزوده است.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 864 |
| 14 | 🌐قاعده تلآویو در مقابل بیروت برای حزبالله
#مطالعات_غرب_آسیا
#تحلیل_کوتاه
📝محمدعلی حسننیا
🔸حمله اخیر رژیم اسرائیل به ضاحیه بیروت، نه یک اقدام تاکتیکی ساده، بلکه نقض آشکار خط قرمز جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقهای محسوب میشود. این تجاوز، نشاندهنده پایان دوره بازدارندگی ضمنی و آغاز فازی جدید از محاسبات راهبردی در غرب آسیاست. بنیامین نتانیاهو با طراحی این حمله، در پی سنجش آستانه تحمل و میزان پاسخدهی ایران است. وی میخواهد بداند که آیا معماری بازدارندگی ایران هنوز کارآمد است یا خیر. در چنین شرایطی، سکوت یا پاسخ نمادین، به مثابه اعطای مجوز برای تشدید تجاوزات تفسیر خواهد شد.
💢شکست سد سکوت افزایش عمق
🔹واقعیت آن است که اسرائیل، با پشتیبانی اطلاعاتی و عملیاتی آمریکا، سیاست «آتشبسهای خرید زمان» را دنبال میکند. این آتشبسها ابزاری برای بازآرایی نیروها، تکمیل پاکسازی جنوب لبنان و تغییر جغرافیای جمعیتی منطقه هستند. در این میان، ایران تا کنون با اتکا به بازدارندگی غیرمستقیم (از طریق حزبالله) عمل کرده است. اما اکنون زمان آن رسیده که این راهبرد تغییر کند. برای شکستن سد سکوت راهبردی، ایران باید دو اقدام اساسی انجام دهد:
1️⃣افزایش کمکهای علنی و بیواسطه به حزبالله
🔹تا پیش از این، کمکهای ایران عمدتاً ماهیت غیرعلنی و لجستیکی داشت. اما در شرایط کنونی، نمایش قدرت و همبستگی علنی از اهمیت حیاتی برخوردار است. ایران باید کمکهای نظامی و اطلاعاتی خود را به شکل علنی افزایش دهد تا پیام روشنی به تلآویو ارسال کند: «هرگونه تعرض به بیروت، پاسخ فراتر از مرزهای لبنان را در پی خواهد داشت». این کمکها میتواند شامل استقرار سامانههای دفاعی پیشرفته، بهاشتراکگذاری هدفهای دقیق در عمق اراضی اشغالی، و حتی حضور مشاوران نظامی در کنار فرماندهان حزبالله باشد. علنی شدن این کمکها، عامل بازدارندگی روانی مضاعفی ایجاد میکند که اسرائیل ناگزیر از محاسبه مجدد هزینهها خواهد شد.
2️⃣تغییر دکترین پاسخ: متقارنسازی هدفهای استراتژیک
🔹راهبرد «تلآویو یا حیفا در مقابل بیروت» باید به عنوان دکترین رسمی پاسخ ایران تعریف شود. بدین معنا که دیگر نباید میان پایتخت لبنان و شهرکهای اسرائیلی در مرز تمایز قائل شد. درست همانگونه که اسرائیل مرکز سیاسی و نظامی لبنان (ضاحیه بیروت) را هدف قرار میدهد، محور مقاومت نیز حق مشروع دارد که مراکز سیاسی، نظامی و اقتصادی رژیم صهیونیستی را در تلآویو و حیفا مورد اصابت قرار دهد.
💢ضرورت شلیک موشک و پهپاد در مقیاس وسیع
🔹حزبالله باید گستره جنگ را به سمت تلآویو و حیفا ببرد. این به معنای ورود به یک جنگ تمامعیار نیست، بلکه به معنای بهکارگیری ظرفیتهای برتر حزبالله در حوزه موشکی و پهپادی است. موشکهای نقطهزن با برد بالا و پهپادهای انتحاری باید اهدافی را هدف قرار دهند که تاکنون خط قرمز تلقی میشدند: پایگاههای فرماندهی هوایی، مراکز راداری، زیرساختهای انرژی در حیفا، و حتی ساختمانهای وزارت نظامی اسرائیل در تلآویو.
🔹این شلیکها باید به صورت هماهنگ و انبوه (Salvo) انجام شود تا سامانههای گنبد آهنین و فلاخن داوود را اشباع کند. تجربه نشان داده که دفاع هوایی اسرائیل در برابر حملات ترکیبی پهپادی و موشکی با حجم بالا، آسیبپذیر است. ایجاد این وضعیت، دو دستاورد راهبردی دارد: نخست، هزینۀ دفاع را برای اسرائیل به طور تصاعدی بالا میبرد. دوم، به صراحت به نتانیاهو میفهماند که ایران و متحدانش کوتاه نخواهند آمد.
💢اعتبار تهدید: شرط لازم بازدارندگی
یک تهدید زمانی بازدارنده است که دو ویژگی داشته باشد: قابلیت اجرا (Capability) و باورپذیری نزد طرف مقابل (Credibility). ایران و حزبالله بارها قابلیت خود را نشان دادهاند. اما اکنون باید با یک اقدام عملی و دردناک، باورپذیری را نیز اثبات کنند. اگر اسرائیل باور کند که پاسخ ایران حتمی، سریع، نامتقارن و در عمق سرزمینهای اشغالی است، از تکرار حملات به بیروت خودداری خواهد کرد.
💢جمعبندی
✅اسرائیل با حمایت آمریکا، از هر آتشبسی برای تطهیر نظامی جنوب لبنان و بازتعریف مرزهای امن خود استفاده میکند. تنها زبانی که این رژیم میفهمد، زبان قدرت و هزینه مستقیم است. ایران باید با تغییر راهبرد از بازدارندگی غیرمستقیم به بازدارندگی مستقیم و متقارن، و نیز با اعلام حمایت علنی از گسترش دامنه جنگ به سمت تلآویو، سکون استراتژیک خود را بشکند. شلیک هماهنگ موشکها و پهپادها به حیفا و تلآویو، تنها گزینهای است که میتواند معادله جدیدی را رقم بزند که در آن، امنیت پایتخت لبنان در گرو ناامنی مراکز تصمیمگیری اسرائیل باشد. در غیر این صورت، سکوت ایران، تداعیگر «تلههای امنیتی» خواهد بود که هزینههای آن برای محور مقاومت، جبرانناپذیر است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 9 102 |
| 15 | 🌐چگونه اسرائیل در خلق «معادله بیروت در برابر شمال» ناکام ماند؟
#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه
🔸در هفته گذشته و پس از صدور هشدار تخلیه ضاحیه بیروت توسط ارتش رژیم صهیونیستی، ایران در حمایت از حزبالله، از جمله از طریق بیانیه سپاه پاسداران جمهوری اسلامی تهدید کرد که در صورت حمله اسرائيل به بیروت و ضاحیه، شمال اراضی اشغالی هدف قرار خواهد گرفت. در نهایت، نتانیاهو با فشار رئیس جمهور آمریکا که فعلاً تمایلی به از سرگیری جنگ ندارد، از موضع خود عقبنشینی کرده و حمله را لغو کرد. در این بین، مهمترین نکته، تثبیت معادله حمله به شمال در برابر حمله اسرائیل به ضاحیه و بیروت از جانب ایران بود.
💢جنگ در جبهه جنوب لبنان و حملات حزبالله به شمال اسرائيل
🔹از آغاز عملیات طوفانالاقصی، نبرد در جبهه شمالی فعال شده و حزبالله با حملات موشکی و پهپادی، مرزهای شمالی را ناامن ساخت. در پی این مسئله بیش از ۸۰ هزار نفر از حدود ۲۳۰ هزار ساکن کمربند مرزی شمال اسرائیل، این منطقه را موقتاً ترک کردند. با گسترش حملات رژیم به بیروت و ضاحیه، حزبالله نیز حملات خود را به شهرهایی نظیر تل آویو و حیفا گسترش داد. اما پس از آتشبس ۲۰۲۴، حملات حزبالله متوقف شده و شمار زیادی از ساکنان مناطق شمالی به خانه خود بازگشتند. در این بین، علیرغم تداوم حملات گاه و بیگاه اسرائیل به جنوب لبنان، حزبالله در راستای بازسازی توان رزم خود، به حملات اسرائیل پاسخ نمیداد.
🔹اما پس از ورود رسمی حزبالله لبنان به جنگ رمضان، دیگر حملات اسرائیل به جنوب لبنان بی پاسخ نماند. در این بین، اسرائیل با سوء استفاده از وضعیت آتشبس ایران و آمریکا، به دنبال تحمیل معادلهای جدید در لبنان بود تا معادله تل آویو در برابر بیروت حزبالله را به معادله بیروت در برابر شمال ارتقاء دهد. در این چارچوب، رژیم با همکاری آمریکا از طریق مذاکرات با دولت لبنان تلاش کرد این معادله را به لحاظ سیاسی تثبیت کند اما حزبالله این روند را نپذیرفته و توافقات دولتی را تسلیم در برابر خواستههای اسرائيل توصیف کرد.
🔹در همین چارچوب، همزمان با مذاکرات دولت لبنان و رژیم اسرائيل، حزبالله به عملیات خود در شمال ادامه داد. اما در ادامه، نتانیاهو پس از تداوم حملات حزبالله به شمال، تهدید حمله به ضاحیه را مطرح کرد. پس از این تهدید بود که ایران برای جلوگیری از تثبیت معادله جدید، تهدید حمله به مناطق شمالی اسرائیل را مطرح کرد.
💢اهمیت مناطق شمالی اراضی اشغالی
🔹مناطق شمالی به دلایل متعددی از اهمیت راهبردی بالایی برخوردارند. یکی از حساسترین شهرهای این منطقه، حیفا است. این شهر، اصلیترین شهر صنعتی در سرزمینهای اشغالی است. وجود مراکزی نظیر بندر حیفا به عنوان بزرگترین بندر اسرائيل و اصلیترین محل استقرار نیروی دریایی رژیم، پالایشگاه نفت بازان، پایگاه هوایی رامات داوید و فرودگاه حیفا بر اهمیت این شهر افزوده است.
💢نارضایتی ساکنان شمال
🔹به دلیل نقضهای مکرر از جانب اسرائيل طی آتشبس فعلی، حملات حزبالله به مناطق شمالی متوقف نشده و اکنون ساکنان شهرهایی نظیر کریات شمونه، متولا، صفد، عکا، نهاریا، طبریه و... با تهدیدات روزانه مواجه هستند. این در حالی است که مقامات سیاسی رژیم بارها از نابودی توان رزم حزبالله سخن گفته بودند. به همین دلیل، اکنون ساکنان اراضی اشغالی به شدت به انتقاد از نتانیاهو پرداخته و مدعی هستند دولت پشت آنها را خالی کرده است. مطابق نظرسنجیها، ۶۲ درصد جامعه اسرائيل، مقصر اصلی ناامنی در اراضی شمالی را شخص نتانیاهو میدانند که به دلیل تبعیت از ترامپ، ابتکار عمل را از ارتش رژیم سلب کرده است.
💢تبعات سیاسی برای نتانیاهو
🔹در شهرهای کوچک شمال، به دلیل این که نگرانیهای امنیتی در صدر اولویتها قرار دارد، غالب این افراد از احزاب راستگرا حمایت میکنند. به همین دلیل، محبوبیت نتانیاهو در انتخابات ۲۰۲۲ در این مناطق به شدت بالا بود. هرچند که این شهرها به دلیل کم جمعیت بودنشان نهایتاً ۲ تا ۳ کرسی برای ائتلاف راستگرایان به همراه خواهند داشت. به این ترتیب اکنون به نظر میرسد به دلیل نارضایتی اکثریت ساکنان این مناطق از عملکرد دولت نتانیاهو در حوزه امنیت، در انتخابات آتی حزب لیکود رای بالایی در میان ساکنان این مناطق نخواهد داشت.
✅پس از تلاشهای اسرائيل برای تثبیت معادله بیروت در برابر شمال، ایران تلاش کرد با تهدید زیر ضرب بردن مناطق شمالی، ابتکار عمل را از اسرائیل گرفته و معادله جدیدی را تثبیت کند که در آن، هرگونه حمله اسرائيل به بیروت، با واکنش مستقیم ایران و حمله به شمال همراه خواهد شد. این معادله جدید علاوه بر تحمیل خسارات راهبردی به اسرائيل، میتواند چالشهای سیاسی گستردهای را نیز برای نتانیاهو به همراه داشته باشد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 551 |
| 16 | 🌐تحول در روابط واشنگتن-تلآویو و تعمیق همکاریهای نظامی
#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #اسرائیل
🔸هنگامی که نتانیاهو در مصاحبه ماه گذشته خود در برنامه ۶۰ دقیقه، اعلام کرد که میخواهد پشتیبانی نظامی آمریکا از اسرائیل را به صفر برساند، در حقیقت تحولی را نشان میداد که در رابطه این دو بازیگر رخ میدهد. آمریکا در چند سال اخیر به دلایل داخلی و خارجی در موقعیتی قرار گرفته که تداوم کمکهای نظامی/اقتصادی بلاعوض را به اسرائیل دشوار ساخته است و به جای آن نوعی دیگری از روابط شکل میدهد. «ابتکار همکاری فناوری دفاعی آمریکا و اسرائیل» که در نسخه مجلس نمایندگان از لایحه اختیارات دفاع ملی ۲۰۲۷ گنجانده شده، همکاری دو کشور در پژوهش، توسعه، آزمایش، ارزیابی، یکپارچهسازی و تولیدات دفاعی را گسترش میدهد. به نظر میرسد رابطه کنونی از کمکهای یکجانبه واشنگتن به تلآویو به همکاریهای عمیق نظامی-صنعتی میان این دو در حال چرخش است.
💢افکار عمومی آمریکا، مخالف کمک به اسرائیل
🔹مطابق نظرسنجی مه ۲۰۲۶ نیویورکتایمز، ۵۷٪ از مردم آمریکا مخالف کمک نظامی به اسرائیل هستند و تنها ۳۷٪ با این سیاست موافقت دارند. در یک دهه گذشته و مخصوصاً پس از هفت اکتبر ۲۰۲۳، دیدگاه منفی در قبال اسرائیل نهتنها میان رأیدهندگان دموکرات و مستقل، بلکه حتی در میان جمهوریخواهان نیز افزایش یافته است.
🔹این تحول در افکار عمومی خود را در میان نخبگان سیاسی واشنگتن دی.سی. هم آشکار کرده است. حزب دموکرات در دو سال اخیر به طور چشمگیری از لابی اسرائیل فاصله گرفته است. اکثریت سناتورهای دموکرات مخالف تأمین بمب و سلاح برای اسرائیل هستند. در حزب جمهوریخواه نیز جریان انزواطلبی رشد کرده است که دلیلی برای تداوم حمایت از اسرائیل نمیبیند. اسرائیل خود را در موقعیتی یافته است که نمیتواند از پشتیبانی رؤسای جمهوری بعدی آمریکا (خواه دموکرات یا جمهوریخواه) مطمئن باشد و به همین دلیل به دنبال مسیر دیگری برای تداوم پیوند خود با آمریکا میگردد.
💢تحولات بینالمللی؛ تغییر اولویتهای آمریکا
🔹اگرچه آمریکا اکنون توسط اسرائیل به جنگ با ایران کشیده شده است؛ اما باید دانست آمریکا پس از پایان پرونده جنگ با ایران، به سراغ پروندههای دیگری خواهد رفت که مهمترین آن چین است. این موضوع هنگامی کمک به اسرائیل را محدود میسازد که با بحث کمبود ذخایر تسلیحاتی آمریکا تلاقی پیدا میکند. در سالهای آینده آمریکا تمرکز بالایی بر افزایش ذخایر تسلیحات آفندی و پدافندی خود برای سناریوی احتمالی جنگ با چین، دفاع از تایوان و پشتیبانی از متحدان جنوب شرق آسیا خواهد کرد. بنابراین، تداوم کمک نظامی بلاعوض به اسرائیل تنها بار سنگینی بر دوش آمریکا خواهد بود. اسرائیل نیز از این فرصت میخواهد استفاده کند تا با افزایش همکاریهای نظامی خود را یک شریک راهبردی برای آمریکا در مقابل چین نشان دهد.
💢مجتمعهای نظامی-صنعتی؛ شکل جدیدی از نفوذ و لابی اسرائیل
🔹مجتمعهای نظامی-صنعتی بازیگران قدرتمندی در تصمیمگیریهای سیاست خارجی آمریکا بودهاند، به گونهای که حتی برخی از تحلیلگران، آنها را عامل اصلی آغاز جنگهای آمریکا میدانند. پیوند شرکتهای نظامی اسرائیلی با آمریکایی به نوعی منافع اسرائیل را با منافع تولیدکنندگان نظامی آمریکا پیوند میدهد.
🔹به عنوان نمونه، از هنگام آغاز جنگ با ایران، سهام شرکتهای تسلیحاتی آمریکایی نظیر RTM، نورثروپ گرومن و لاکهید مارتین رشد چشمگیری داشته است. این شرکتها جزو تأمینکنندگان اصلی تسلیحات آمریکا محسوب میشوند و خطوط تولیدی در اسرائیل دارند. به عنوان نمونه، به گفته صنایع هوافضای اسرائیل، بخش «لاهاف» این صنایع از فناوری شرکت RTM برای ساخت قطعات کامپوزیتی مورد استفاده در جنگندهها و بالگردهای نظامی استفاده میکند.
🔹ادغام شرکتهای نظامی اسرائیلی (نظیر البیت سیستم، رافائل) در تولیدات نظامی آمریکایی، فراتر از همکاریهای نظامی معمول است که آمریکا با متحدان خود دارد. آنها غالباً واردکننده هستند و نقش اندکی در تولید تسلیحات آمریکایی دارند. اما اگر قرار بر این باشد که اسرائیل نقش پررنگتری در تولید تسلیحات راهبردی یا توسعه فناوریهای هوش مصنوعی ایفا بکند، واشنگتن تا حدی به اسرائیل وابسته خواهد شد یا دست کم، اهرم فشار خود را برای مدیریت رفتار اسرائیل از دست خواهد داد.
✅تعمیق و ادغام همکاریهای نظامی میان اسرائیل و آمریکا، نشان میدهد اسرائیل از خطرات کاهش محبوبیت خود در آمریکا و تغییر اولویتهای سیاست خارجی واشنگتن آگاه است. ادغام فرآیندی بلندمدت است، اما اثر گستردهای بر روابط دو بازیگر و سیاستهای آمریکا در منطقه خواهد گذاشت. همچنین خطراتی جدی برای ایران خواهد داشت که نتیجه کاهش وابستگی اسرائیل به واشنگتن و در عین حال مستحکمترشدن پیوند با آن است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 313 |
| 17 | 🌐خروج گروههای مسلح مقاومت از حشدالشعبی و دکترین پترائوس
#مطالعات_غرب_آسیا
#مقاله_تحلیلی
📝سینا علیزاده
🔸تحولات اخیر عراق نشان میدهد که پرونده انحصار سلاح در دست دولت دیگر صرفاً یک موضوع امنیت داخلی نیست، بلکه به یکی از مهمترین میدانهای رقابت بر سر آینده معماری قدرت در عراق پسا تحولات منطقه ای تبدیل شده است. در این چارچوب، همراهی تدریجی برخی جریانهای شیعی از جمله سرایا السلام وابسته به مقتدی صدر، عصائب اهل الحق به رهبری قیس الخزعلی و کتائب امام علی به رهبری شبل الزیدی با گفتمان تمرکز سلاح در اختیار دولت، در برابر مخالفت آشکار گروههایی همچون کتائب حزبالله، کتائب سیدالشهدا، جنبش نجبا، اصحاب کهف، سرایا اولیاء الدم و سایر جریانهای نزدیک به محور مقاومت، نشانه ورود عراق به مرحلهای جدید از کشمکش بر سر ماهیت دولت، حاکمیت، مداخلات خارجی و جایگاه مقاومت در ساختار امنیت ملی این کشور دارد.
🔹این شکاف راهبردی چه در سطح سیاسی چارچوب هماهنگی و چه در سطح گروه های مقاومت، نشاندهنده ورود منازعات درونشیعی به مرحلهای حساس است که در آن، فشارهای بیرونی و محاسبات سیاسی-اقتصادی، بر بخشی از ایدئولوژی مقاومت غلبه یافته است. ضمنا چرایی اتخاذ این تصمیم توسط جریان صدر و عصائب، ریشه در یک ماتریس چندلایه از فشارهای ساختاری و الزامات بقای نخبگانی دارد. چرا که تمایل آنان برای تبدیل شدن از یک نیروی مقاومتی به احزابی بزرگ و اثر گذار در ساختار دولت عراق، آنان را به سمت یک معامله بزرگ سوق داده است: واگذاری احتمالی و تدریجی سلاح در ازای تضمین بقای سیاسی و اقتصادی و امنیتی و نظامی برای رهبری آینده عراق.
💢دکترین پترائوس
ابزار اصلی واشنگتن برای پیشبرد این هدف، احیای دکترین دیوید پترائوس می باشد. . هدف نهایی این طرح، تقویت حاکمیت ملی نیست، بلکه خنثیسازی بوروکراتیک حشدالشعبی است. وزارت امنیت فدرال عراقی شده طرح پترائوس به عنوان یک کانال رسمی طراحی شده تا با ادغام نیروها و تغییر زنجیره فرماندهی، استقلال عملیاتی و ایدئولوژیک مقاومت را از بین ببرد. این طرح با هدف نفوذ اطلاعاتی غرب در بدنه حشد، محدودسازی خرید تسلیحات راهبردی و در نهایت تهی کردن مقاومت از ظرفیتهای بازدارندگی در تحولات منطقهای طراحی شده است.
🔹موافقان غربگرای این طرح معتقدند تعدد مراکز قدرت مسلح مانع تثبیت اقتدار دولت، عامل بیثباتی و مانعی برای جذب سرمایهگذاری خارجی در فضای رسانهای عراق هستند. در این خصوص بایستی بیان داشت که مشکل اصلی عراق نه وجود مقاومت، بلکه ضعف دولت، فساد ساختاری، نفوذ خارجی و ناکارآمدی برخی نهادهای رسمی است.
💢پیامدها
🔹پیامدهای این روند برای عراق، جبهه مقاومت و ایران بسیار مهم است. برای عراق، اجرای شتابزده و تحت فشار خارجی این طرح میتواند به تشدید شکافهای داخلی، کاهش اعتماد میان دولت و نیروهای مقاومت و حتی ایجاد خلأهای امنیتی در برخی مناطق و حتی درگیریهای درون طائفهای گردد. برای جبهه مقاومت، محدودسازی ساختارهای مستقل به معنای کاهش آزادی عمل عملیاتی و تضعیف بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی خواهد بود. برای ایران نیز هرگونه تضعیف ساختاری مقاومت در عراق میتواند بخشی از عمق راهبردی منطقهای را تحت تأثیر قرار دهد.
💢راهکار چیست؟
🔹بر این اساس، راهکار راهبردی نه در خلع سلاح مقاومت و نه در تداوم پراکندگی نامحدود قدرت نظامی، بلکه در الگوی یکپارچگی فرماندهی بدون خلع سلاح راهبردی قابل جستجو است. این الگو بر تثبیت جایگاه قانونی حشد الشعبی، حفظ مأموریتهای ضدتروریستی و دفاعی، ایجاد هماهنگی عملیاتی با دولت، شفافیت مالی در تمام نهادهای دولتی و غیر دولتی، ارتقای سازوکارهای فرماندهی مشترک و در عین حال حفظ ظرفیت بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی است. همچنین لازم است هرگونه بازآرایی امنیتی صرفاً بر مبنای اجماع ملی عراق و به دور از فشارهای خارجی طراحی شود.
✅جمعبندی نهایی آن است که پرونده انحصار سلاح عراق صرفاً یک پروژه امنیتی نیست، بلکه بخشی از نبرد بزرگتر بر سر آینده توازن قدرت در عراق و منطقه با مداخله آشکار آمریکا محسوب میشود. تقویت دولت مرکزی هدفی مشروع و ضروری است، اما دولت مقتدر الزاماً به معنای حذف گروه های مقاومتی نیست. هرگونه تلاش برای خنثیسازی مقاومت تحت عنوان اصلاحات امنیتی، میتواند پیامدهای راهبردی بلندمدتی برای امنیت عراق، جبهه مقاومت و موازنه منطقهای به همراه داشته باشد. در نهایت، حمایت از سلاح مقاومت، حمایت از آشوب نیست؛ بلکه دفاع از تنها ظرفیت مشروع و کارآمد برای جلوگیری از تجزیه عراق، مقابله با تروریسم تکفیری و ایستادگی در برابر تجاوزگریهای بینالمللی است. حفظ این نهاد، ضامن بقای عراق در منطقه و تضمینکننده منافع بلندمدت بغداد خواهد بود.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 6 792 |
| 18 | ♦️ایران پس از جنگ؛ ظهور یک نظام ملیگرای تکنوکرات
▪️فارن افرز
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان
🔸در آغاز جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، جمهوری اسلامی آسیبدیده و ضعیف به نظر میرسید. اما سه ماه پس از آغاز جنگ، تصویر کاملاً متفاوت است. ایران همچنان ظرفیت نظامی و صنعتی خود را حفظ کرده است و با وجود فراخوان ترامپ برای سرنگونی نظام توسط مردم، هیچ قیام مردمی در چشمانداز نیست. برای بقا و کسب مزایای استراتژیک جدید، جمهوری اسلامی ناچار شد با سرعتی بیسابقه خود را سازگار کند، نوآوری به وجود آورد و شیوه جنگیدن، اداره دولت و مدیریت جامعه را تغییر دهد. جنگ، ایران جدیدی را پدید آورده که خاورمیانه را بازسازی خواهد کرد.
💢جانشینی آرام
🔹بسیاری از ناظران غربی، رهبری جدید که در طول جنگ شکل گرفت را ایدئولوژیکتر نسبت به آمریکا و اسرائیل میدانند. این برداشت دقیق نیست. اما تحول مهمتر در لایههای پایینتر رخ داده است: نسلی جدید از فرماندهان سپاه و مسئولان امنیتی غیرنظامی که پس از انقلاب ۱۳۵۷ بزرگ شدهاند. این افراد اکنون در جایگاههای تصمیمگیری کلیدی قرار دارند و دیدگاه ملیگرایانهشان در امور حکومتی و امنیتی، ماهیت جمهوری اسلامی را بازتعریف میکند.
🔹کسانی که امروز قدرت را در دست دارند — نسل دوم انقلابیون شامل [آیتالله] مجتبی خامنهای، قالیباف و وحیدی — در زمان جنگ ایران و عراق نوجوان یا جوان بودند. جهانبینیشان در سنگرهای طولانیترین جنگ متعارف قرن بیستم سخت شد. نسل سوم جز ایران پس از انقلاب چیزی نمیشناسند. این نسل در نیروهای مسلح و سپاه، همراه با نهادهای امنیتی وابسته، فرهنگی ساختاریافته و کارشناسیمحور (تکنوکراتیک) و دیدگاهی استراتژیک مبتنی بر دفاع ملی (نه ایدئولوژی انقلابی) اتخاذ کردهاند.
💢تجربه جنگ خرداد
🔹رهبری جدید سپاه انتظار داشت آتشبس خرداد 1404 فروبپاشد و جنگی دیگر، احتمالاً با دخالت مستقیم آمریکا، آغاز شود. در آن هشت ماه، تغییرات نهادی بیشتری نسبت به ده سال پیش رخ داد. بسیاری از تصمیمات اجرایی در زمینه تجارت، کشاورزی و مدیریت خدمات اقتصادی و اجتماعی از تهران به مراکز استانها منتقل شد. سازمانهای مسئول، ارتباط با مخاطبان داخلی و پخش اطلاعات خارجی نیز تحول نسل جدید را تجربه کردند. رخوت نهادی دیرینه بوروکراسی جمهوری اسلامی جای خود را به ضرورت سازگاری سریع داد.
🔹در میدان نبرد، نیروهای مسلح ایران درسهای جنگ خرداد ۱۴۰۴ را با دقت اجرا کردند. آنها به حمله آمریکا و اسرائیل در اسفند ۱۴۰۴ با شلیک منظم موشک و پهپاد پاسخ دادند تا ذخایر رهگیرهای آمریکایی و اسرائیلی را در منطقه خالی کنند. ایران پرتابگرهای موشکی را در سراسر جغرافیای وسیع خود پراکنده کرد و مهندسان را داخل «شهرهای موشکی» در کنار نیروهای نظامی قرار داد تا آسیبها را بلادرنگ تعمیر کنند. این رویکرد اجازه داد ایران طولانیتر از آنچه اسرائیل و آمریکا انتظار داشتند، موشک شلیک کند.
💢دکترین چندجبههای و وحدت محور مقاومت
🔹چرخش آشکار ایران به سمت ملیگرایی در داخل به این معنا نیست که تهران متحدان منطقهای خود را رها خواهد کرد. جمهوری اسلامی روابط خود با حزبالله در لبنان، نیروهای شبهنظامی شیعه در عراق و حوثیها در یمن را بهطور بنیادین بازتعریف نخواهد کرد. استراتژیستهای ایرانی به این جمعبندی رسیدهاند که در جنگ غزه، اجازه دادن به اسرائیل برای جنگیدن جداگانه با بخشهای مختلف «محور مقاومت» اشتباه بوده است. حملات آمریکا و اسرائیل در سال گذشته مستقیماً از همین نبودِ هماهنگی ناشی شد.
🔹فرماندهان ایرانی شبکه منطقهای خود را نه از سر تمایل ایدئولوژیک، بلکه بر اساس این محاسبه حفظ میکنند که ایران تا زمانی که با تهدید نظامی و فشار اقتصادی آمریکا و اسرائیل روبهرو است، نمیتواند بهطور کامل حاکمیت خود را تضمین کند. اصرار ایران بر اینکه مذاکرات با آمریکا منوط به آتشبس در لبنان باشد، و اینکه هر توافق نهایی باید به پایان جنگ در همه جبههها منجر شود و دستاوردهای راهبردی ایران را به رسمیت بشناسد، نشاندهنده همین نگاه گسترده به «دفاع منطقهای» است.
✅این چرخش از ایدئولوژی به سوی عملگرایی دولتی به معنای ملایمتر شدن جمهوری اسلامی نیست. دولتهای امنیتی ملیگرا اغلب نسبت به مردم خود سختگیر و در نظم بینالمللی بیثباتکننده هستند. جمهوری اسلامیِ در حال شکلگیری همچنان بهشدت اقتدارگرا خواهد بود. اما دستهبندیهایی که تحلیلگران غربی معمولاً برای توصیف جناحهای آن استفاده میکنند هرچه بیشتر کارایی خود را از دست میدهد. اولویتهای این جمهوری اسلامی جدید، و شیوه پیگیری آنها، بیش از هر چیز تحت تأثیر تجربه دو جنگ با اسرائیل و آمریکا شکل خواهد گرفت.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 1 564 |
| 19 | 🌐صادرات موشکهای خوشهای به روسیه و آینده روابط با اروپا
#مطالعات_اروپا
#تحلیل_کوتاه
🔸با شروع جنگ اوکراین و برجستهشدن همکاریهای نظامی ایران و روسیه، این مسئله به یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر روابط تهران و اروپا تبدیل شده و در سالهای اخیر باعث تنشهای بیسابقهای در روابط دو طرف شده است. جنگ دوازدهروزه و سپس جنگ رمضان این همکاریها را وارد مرحلهای تازه کرد؛ مرحلهای که منجر به حضور پررنگتر فناوریها و تسلیحات ایرانی در جنگ اوکراین منجر شود. در نتیجه، مسئله همکاری ایران و روسیه به عامل مهمتری در تعیین کیفیت روابط ایران و اروپا تبدیل شده است.
💢فراتر از همکاری تسلیحاتی: شکلگیری یک همگرایی امنیتی
🔹تحولات اخیر نشان میدهد روابط نظامی ایران و روسیه در حال عبور از سطح تبادل محدود تسلیحات به سمت نوعی همگرایی امنیتی چندلایه است. اشتراک تجربیات رزمی، انتقال الگوهای عملیاتی، همکاریهای اطلاعاتی و توسعه ظرفیتهای تولید مشترک دفاعی، حاکی از تعمیق همکاری در سه سطح تاکتیکی، راهبردی و صنعتی است.
🔹برای اروپا، اهمیت این تحول صرفاً در نوع تسلیحات یا حجم همکاری نیست؛ بلکه در این واقعیت نهفته است که جنگ اوکراین بهتدریج نقش ایران را نیز وارد معادلات امنیتی قاره کرده است. حضور فناوریها یا تجربیات نظامی منتسب به ایران همچون موشکهای خوشهای در میدان اوکراین نشاندهنده تأثیر روزافزون ایران بر محیط امنیتی اروپا است.
💢ایران در چارچوب رقابت بر سر نظم بینالمللی
🔹حمایت روسیه از ایران و همزمانی آن با حمایت بخش مهمی از اروپا از آمریکا و اسرائیل، موجب شده بخشی از نخبگان سیاسی و امنیتی اروپا، تحولات اخیر را در قالب رقابت گستردهتر میان نظم غربمحور موجود و بازیگران خواهان تغییر آن تفسیر کنند.
🔹در این چارچوب، همکاری تهران و مسکو در نگاه برخی پایتختهای اروپایی، نه یک همکاری مبتنی بر ضرورتهای مقطعی، بلکه بخشی از همگرایی گستردهتر میان بازیگران ناراضی از توزیع کنونی قدرت در نظام بینالملل شده است. چنین برداشتی میتواند موجب شود برخی دولتهای اروپایی، مهار ایران را نه صرفاً از منظر پرونده هستهای یا تحولات خاورمیانه، بلکه در ارتباط با رقابت ژئوپلیتیک با روسیه و بازیگران ضدنظم موجود دنبال کنند. در نتیجه، سیاست اروپا در قبال ایران ممکن است ماهیتی امنیتیتر و ایدئولوژیکتر پیدا کند.
💢تعمیق امنیتیشدن مسئله ایران در اروپا
🔹یکی از مهمترین پیامدهای این روند، تشدید ادراک تهدیدی اروپا نسبت به ایران است. اگر در گذشته تمرکز اروپا عمدتاً بر پرونده هستهای یا نفوذ منطقهای ایران قرار داشت، اکنون مسئله ایران تبدیل به یک موضوع مرتبط با امنیت مستقیم اروپا شده است.
🔹چنین تغییری موجب خواهد شد که اقدامات تنشزا از سوی اروپا افزایش یابد که میتواند شامل گسترش تحریمهای فناورانه و مالی، تشدید اقدامات اطلاعاتی و جاسوسی، محدودسازی شبکههای مرتبط با صنایع دفاعی ایران و افزایش همکاریهای امنیتی اروپا با بازیگرانی مانند اسرائیل است. همزمان، امنیتیتر شدن نگاه اروپا احتمال ایفای نقش میانجی میان تهران و واشنگتن را نیز کاهش خواهد داد؛ زیرا اروپا خود بیش از گذشته به یکی از طرفهای منازعه امنیتی تبدیل میشود.
💢شکافهای درون اروپا درباره نحوه مواجهه با ایران
🔹با وجود این، واکنش اروپا احتمالاً یکدست نخواهد بود. کشورهای اروپای شرقی و دولتهای نزدیکتر به پرونده اوکراین، به دلیل حساسیت بالاتر نسبت به روسیه، احتمالاً خواهان رویکردی سختگیرانهتر در قبال تهران خواهند بود. در مقابل، بخشی از اروپای غربی همچنان ناگزیر به درنظرگرفتن ملاحظات ژئواکونومیک، بازار انرژی و مسئله تنگه هرمز است. در نتیجه، تصمیم نهایی اروپا احتمالاً ترکیبی از اقدامات تلافیجویانه اما کنترلشده خواهد بود؛ بهگونهای که هم هزینههایی برای ایران ایجاد شود و هم از ورود روابط به مرحلهای از تنش غیرقابلمدیریت جلوگیری گردد.
✅تعمیق همکاریهای نظامی ایران و روسیه یکی از مهمترین عواملی است که باعث تشدید تنش در روابط آینده ایران و اروپا خواهد شد. با این حال، سیاست اروپا تنها بر پایه این متغیر تعریف نمیشود و عواملی مانند بازار انرژی، تنگه هرمز، روابط فراآتلانتیکی و فشار افکار عمومی نیز در آن نقش دارند. جنگهای اخیر، از یکسو پایداری سیاسی ایران و ظرفیتهای بازدارندگی آن را برجستهتر کرد و از سوی دیگر، به دلیل تعمیق همکاریهای نظامی تهران و مسکو، ادراک تهدید اروپا نسبت به ایران را افزایش داد. پیامد محتمل این روند، حرکت تدریجی اروپا به سمت رویکردی امنیتیتر، محتاطتر و تقابلیتر در قبال ایران خواهد بود.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 681 |
| 20 | 🌐چرا تنفر از یهودیان در غرب منجر به مهاجرت آنان به فلسطین اشغالی نمیشود؟
#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه
🔸پس از عملیات ۷ اکتبر و حملات به غزه، موج گستردهای از اعتراضات مردمی و مخالفتها با سیاستهای اسرائیل، در کشورهای غربی شکل گرفت. همزمان، بسیاری از یهودیان ساکن اروپا و آمریکا نسبت به افزایش موج صهیونیستستیزی در این کشورها اظهار نگرانی کردهاند. مطابق نظرسنجی آژانس یهود، حدود ۵۵ درصد از یهودیان ساکن اروپا در کشور خود احساس ناامنی کرده و این رقم در فرانسه به ۷۸ درصد رسیده است. همچنین بیش از ۴۳ درصد یهودیان اروپایی، حداقل یکبار با اقدامات ضد صهیونیستی مواجه شدهاند. این شرایط سبب شده که اکنون یهودستیزی به مهمترین چالش و دغدغه حدود ۶۹ درصد از یهودیان جهان تبدیل شود. به همین دلیل، حدود ۵۶ درصد از یهودیان اروپا احتمال مهاجرت خود به اسرائیل را منتفی ندانسته و حداقل به آن فکر کردهاند.
💢افزایش جریانهای ضد صهیونیستی
🔹مطابق گزارش وزارت امور مهاجران اسرائيل، در سال ۲۰۲۵، حدود ۴۰۷۳ راهپیمایی ضد اسرائیلی در جهان برگزار شده و بیش از ۱۲۴ میلیون پست با محتواهای ضد اسرائیلی در شبکههای اجتماعی منتشر شده است. بنابر ادعای اتحادیه ضد افترای آمریکا، در سال ۲۰۲۵، حدود ۶۲۷۴ اقدام ضد صهیونیستی فقط در آمریکا رخ داده است. اعتراضات و راهپیماییهای مردمی، تحریم کالاهای اسرائیلی، تحصن دانشجویان در حمایت از غزه، مخالفت با حضور نمایندگان رژیم صهیونیستی در رویدادهای ورزشی و فرهنگی، اعزام کاروانهای بشردوستانه نظیر کاروان صمود به غزه و... از جمله اقداماتی است که در سالهای گذشته در کشورهای غربی جهت مقابله با اقدامات اسرائيل انجام شده است. اما برخی اقدامات رادیکالتر نظیر حمله به یهودیان و مراکز فعالیت آنها سبب شده تا نگرانی نسبت به اقدامات یهودستیزانه در بین یهودیان غربی افزایش یابد. به همین دلیل، پیشبینی میشود که با تداوم این روند، تمایل یهودیان اروپایی و آمریکایی به مهاجرت به اسرائیل افزایش یابد.
🔹اما آمار وزارت امور مهاجران اسرائیل حاکی از این است که پس از موج مهاجرت گسترده یهودیان در سال ۲۰۲۲ به اسرائیل که طی آن حدود ۷۵ هزار یهودی از روسیه، اوکراین و بلاروس به اراضی اشغالی مهاجرت کردند، در سالهای بعدی این روند معکوس شده و در سال ۲۰۲۴، علیرغم مهاجرت ۳۳ هزار مهاجر جدید به اسرائیل، حدود ۸۳ هزار یهودی، اسرائيل را برای همیشه ترک کردند.
💢موانع مهاجرت گسترده به اسرائیل
🔹علیرغم نگرانیهای موجود، مهاجرت گسترده یهودیان به اراضی اشغالی با موانع متعددی روبهرو است. از بعد اقتصادی، بسیاری از یهودیان اروپایی و آمریکایی از درآمد بالا و جایگاه شغلی مناسبی برخوردارند و مهاجرت این افراد به سرزمینی جدید، میتواند با ریسکهای اقتصادی و شغلی قابل توجهی همراه باشد. در نتیجه، بخش قابل توجهی از این افراد تمایلی به ترک شرایط باثبات کنونی خود ندارند. در کنار این مسئله، برخی مسائل فرهنگی نظیر عدم آشنایی یهودیان اروپایی به زبان عبری، تفاوتهای فرهنگی جوامع مبدا مهاجران یهودی با جامعه اسرائيل، برخی قوانین مهاجرتی درباره یهودیانی که با غیر یهودیان ازدواج کردهاند و... سبب شده است تا بسیاری از یهودیان ساکن در کشورهای غربی، با وجود چالشهای امنیتی، فعلا تمایلی به مهاجرت به اسرائیل نداشته باشند.
💢انتخابهای جایگزین
🔹اکنون برخی از یهودیان اروپایی و آمریکایی راهکارهای جایگزینی را برای مقابله با اقدامات یهودستیزانه در نظر گرفتهاند. یکی از این گزینهها، مهاجرت به کشورهایی است که اولاً دیدگاه مثبتتری نسبت به یهودیان وجود دارد و ثانیاً فرصتهای شغلی و اقتصادی مناسبی در آنها فراهم است. به همین دلیل، در سالهای اخیر مهاجرت یهودیان به برخی کشورهای اروپایی نظیر اتریش، سوئیس و هلند افزایش یافته است. علاوه بر این، برخی یهودیان نیز برای رهایی از چالشهای موجود در شهرهای بزرگ، تلاش کردهاند تا با مهاجرت به شهرهای کوچکتر و گمنامتر اروپایی، امنیت خود را تضمین کنند. اما در این میان، برخی جوامع یهودی نیز با تعامل با دولتهای اروپایی تلاش کردهاند تا دولت را مجاب به تامین امنیت و حفاظت از مراکز حساس یهودیان در اروپا کنند.
✅مطابق شواهد موجود، بدون وقوع رویدادی حاد یا چالشبرانگیز مانند جنگ یا بحران امنیتی بزرگ، احتمال وقوع موج مهاجرتی گسترده به اسرائيل وجود ندارد. علاوه بر این، به نظر میرسد علیرغم افزایش اقدامات ضد صهیونیستی و حتی یهودستیزانه در کشورهای غربی و نیز افزایش تمایل یهودیان به مهاجرت به اسرائیل، به دلیل چالشهای گسترده اقتصادی و امنیتی در سرزمینهای اشغالی، یهودیان اروپایی و آمریکایی فعلا تمایلی به مهاجرت به اسرائیل نداشته و بعید است که در سالهای آتی، شاهد موج گستردهای از مهاجرت یهودیان به اسرائیل باشیم.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 012 |
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
