اندیشکده تهران | Tehran Institute
前往频道在 Telegram
اندیشکده تهران در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفتوگو میکنیم. ارتباط با ما: @InstituteTehranAdmin آدرس سایت اندیشکده تهران: https://institutetehran.com
显示更多9 908
订阅者
-424 小时
-67 天
-1530 天
数据加载中...
相似频道
标签云
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+30
在1个频道中
六月 '26
+110
在15个频道中
Get PRO
五月 '26
+72
在4个频道中
Get PRO
四月 '26
+51
在5个频道中
Get PRO
三月 '26
+54
在6个频道中
Get PRO
二月 '26
+183
在56个频道中
Get PRO
一月 '26
+55
在37个频道中
Get PRO
十二月 '25
+152
在59个频道中
Get PRO
十一月 '25
+182
在62个频道中
Get PRO
十月 '25
+214
在59个频道中
Get PRO
九月 '25
+156
在47个频道中
Get PRO
八月 '25
+189
在62个频道中
Get PRO
七月 '25
+313
在50个频道中
Get PRO
六月 '25
+363
在71个频道中
Get PRO
五月 '25
+327
在76个频道中
Get PRO
四月 '25
+471
在90个频道中
Get PRO
三月 '25
+193
在59个频道中
Get PRO
二月 '25
+228
在29个频道中
Get PRO
一月 '25
+246
在31个频道中
Get PRO
十二月 '24
+442
在33个频道中
Get PRO
十一月 '24
+421
在33个频道中
Get PRO
十月 '24
+611
在34个频道中
Get PRO
九月 '24
+469
在54个频道中
Get PRO
八月 '24
+214
在59个频道中
Get PRO
七月 '24
+151
在68个频道中
Get PRO
六月 '24
+76
在50个频道中
Get PRO
五月 '24
+72
在39个频道中
Get PRO
四月 '24
+97
在41个频道中
Get PRO
三月 '24
+54
在6个频道中
Get PRO
二月 '24
+62
在4个频道中
Get PRO
一月 '24
+59
在7个频道中
Get PRO
十二月 '23
+41
在5个频道中
Get PRO
十一月 '23
+48
在5个频道中
Get PRO
十月 '23
+35
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+25
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+20
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+18
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+16
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+14
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+37
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+22
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+28
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+36
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+50
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+48
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+62
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+60
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+64
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+53
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+79
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+113
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+188
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+666
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+58
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+86
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+194
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+58
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+46
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+15
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+46
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+23
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+23
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+12
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+2
在0个频道中
Get PRO
三月 '210
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+31 879
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+422
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+9 336
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 08 七月 | +5 | |||
| 07 七月 | +5 | |||
| 06 七月 | +2 | |||
| 05 七月 | +4 | |||
| 04 七月 | +5 | |||
| 03 七月 | +8 | |||
| 02 七月 | 0 | |||
| 01 七月 | +1 |
频道帖子
♦️پس از جنگ ایران، چین خلیج فارس را در کانون راهبرد خاورمیانهای خود قرار میدهد
▪️دیپلمات
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان
🔹اکنون توافقی موقت میان ترامپ و پزشکیان برای پایان دادن به جنگ ایران و آمریکا، بازگشایی تنگه هرمز و لغو تحریمهای نفتی ایران امضا شده است. پیامدهای این تحول فراتر از خاورمیانه رفته و بر شکلگیری ائتلافها، روابط دیپلماتیک و جهتگیری قدرتهای بزرگ تأثیر گذاشته است. در این میان، چین ناچار شده جایگاه خاورمیانه را در اولویتهای سیاست خارجی خود بازتعریف کند.
💢تغییر اولویتهای سیاست خارجی چین
🔸پکن پیش از وقوع جنگ نیز در حال بازنگری در سیاست خارجی خود بود. در آوریل ۲۰۲۵، کنفرانس مرکزی امور کشورهای همسایه برگزار شد که نخستین نشست از این نوع در دوازده سال گذشته بود. در این نشست، چین تصمیم گرفت کشورهای پیرامونی و همسایه خود را به مهمترین اولویت دیپلماتیک تبدیل کند. این تغییر به معنای کاهش اهمیت نسبی خاورمیانه در راهبرد جهانی چین بود. اکنون جنگ ایران و آمریکا این پرسش را برای پکن ایجاد کرده که چه اهدافی را در منطقهای دنبال کند که دیگر در صدر دستور کار سیاست خارجی آن قرار ندارد.
💢بازآرایی موازنه قدرت در غرب آسیا
🔸جنگ اخیر آرایش سیاسی منطقه را تغییر داده است. اسرائیل بیش از پیش به آمریکا نزدیک شده و ایران نیز فاصله بیشتری از واشنگتن گرفته است. در نتیجه، تهران همچنان به چین وابسته خواهد ماند و پکن میتواند با هزینهای اندک نفوذ خود را حفظ کند. در مقابل، توجه اصلی چین اکنون به کشورهای عربی خلیج فارس معطوف شده است.
💢محدودیتهای حمایت چین از ایران
🔸چین در سالهای اخیر با خرید بخش عمده صادرات نفت ایران و خودداری از محکوم کردن اقدامات تهران، از جمهوری اسلامی حمایت کرده است. با این حال، جنگ اخیر نشان داد که این حمایت سقف مشخصی دارد. اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها یکی از پایههای سیاست خارجی چین محسوب میشود و پکن تمایلی به ارائه حمایت نظامی مستقیم یا استقرار نیرو در خاک ایران ندارد. از آنجا که ایران شریک قدرتمند جایگزینی در اختیار ندارد، ناچار است این محدودیتها را بپذیرد. بنابراین، روابط چین و ایران پایدار اما کمهزینه باقی خواهد ماند.
💢نگرانی چین
🔸بزرگترین نگرانی چین آن است که عربستان و امارات به طور کامل در مدار راهبردی آمریکا قرار گیرند؛ وضعیتی که نفوذ سیاسی پکن را کاهش میدهد. با این حال، چین به دلیل تمرکز بر همسایگان خود، منابع محدودی برای رقابت در خاورمیانه اختصاص داده و این منطقه را بیشتر بهعنوان منبع انرژی و بازار اقتصادی مینگرد.
💢امارات؛ نزدیکترین شریک خلیج فارس به آمریکا
🔸در میان کشورهای عربی خلیج فارس، امارات بیش از دیگران به آمریکا نزدیک شده است. این کشور در جریان جنگ شاهد عملکرد سامانههای دفاعی آمریکایی در رهگیری موشکها و پهپادها بود و به این نتیجه رسید که تنها واشنگتن قادر به تضمین امنیت آن است. مقامات امارات نیز آمریکا را شریک اصلی امنیتی خود معرفی کردهاند. افزون بر این، ابوظبی در پروژههای فناورانه آمریکا مانند زنجیره تأمین تراشهها و طرحهای هوش مصنوعی مشارکت کرده و همکاریهای فناورانه خود با چین را محدود ساخته است. این وابستگی امنیتی و فناوری، فضای همکاری امارات با چین را کاهش داده است.
💢عربستان؛ فرصت باقیمانده برای چین
🔸در مقابل، عربستان سعودی همچنان انعطاف بیشتری در روابط خارجی خود نشان میدهد. چین در سال ۲۰۲۳ نقش مهمی در احیای روابط دیپلماتیک تهران و ریاض ایفا کرد و در توافق اخیر ایران و آمریکا نیز از روند مذاکرات حمایت نمود. عربستان برخلاف امارات خواهان استقرار دائمی نیروهای آمریکایی نبوده است. این کشور از نخستین خریداران موشکهای بالستیک چینی بوده و در برخی ابتکارات اقتصادی و فناوری آمریکا مشارکت نکرده است. همین فاصله نسبی از ساختار امنیتی آمریکا، فضایی را برای تداوم حضور چین در عربستان فراهم کرده است.
💢آینده حضور چین در منطقه
✅پس از جنگ ایران و آمریکا، برنامههای دیپلماتیک چین در منطقه با وقفه مواجه شده است. نشست چین و کشورهای عربی و همچنین اجلاس مشترک چین و شورای همکاری خلیج فارس به تعویق افتادهاند. در شرایط کنونی، ایران بیش از پیش به چین وابسته شده و اسرائیل نیز به طور کامل در محور آمریکا قرار گرفته است. بنابراین، هدف اصلی پکن حفظ فضای همکاری با عربستان و امارات و جلوگیری از پیوستن کامل آنها به اردوگاه واشنگتن است. چین قصد ندارد بر خلیج فارس مسلط شود، بلکه میخواهد مانع از آن شود که کشورهای عربی به نقطهای برسند که همکاری راهبردی با پکن به شدت محدود گردد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
| 2 | 🌐واشنگتن به سمت آنکارا خواهد چرخید یا تلآویو؟
#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #ترکیه
#اسرائیل
🔹اگر تا قبل از هفت اکتبر، منازعه بزرگ خاورمیانه میان ایران و اسرائیل بود، اکنون یک بازیگر دیگر نیز به آن اضافه شده است: ترکیه. در سه سال گذشته، تنش لفظی میان مقامات اسرائیلی و ترکیهای افزایش یافته است که وخامت روابط این دو بازیگر را نشان میدهد. نقطه عطف این روند نیز سقوط بشار اسد و به قدرت رسیدن هیات تحریر الشام مورد حمایت آنکارا در سوریه بود که تهدید ترکیه را برای هژمونیطلبی اسرائیل جدیتر کرد. حال اسرائیل نگران است کمکهای آمریکا نیز به قدرت در حال افزایش ترکیه اضافه شود.
💢اجلاس ناتو و اف-۳۵های ترکیهای
🔸براساس گزارشها، ترامپ قصد دارد در اجلاس ناتو در آنکارا با اردوغان دیدار کرده و مجدداً پروژه فروش جنگنده اف-۳۵ به ترکیه را احیا کند. پیشتر این فروش به دلیل اقدام ترکیه جهت خرید سامانه پدافندی اس-۴۰۰ روسی در سال ۲۰۱۹ لغو شده بود. حال به نظر میرسد ترامپ در حال تغییر رویکرد خود است که ریشه در اقدامات اردوغان در جلب نظر ترامپ دارد. ترکیه کوشیده تا جولانی را متحد آمریکا نشان دهد، به حدی که اخیراً ترامپ جولانی را گزینه بهتری برای مهار حزبالله دانست. وقتی اواخر ماه گذشته از ترامپ پرسیده شد که آیا برای ترکیه «هدیهای» خواهد داشت یا نه، او پاسخ داد: «احتمالاً کاری انجام خواهم داد که آنها را خیلی خوشحال کند.»
💢برهمخوردن معادله قدرت به ضرر اسرائیل
🔸اسرائیل دههها از برتری کیفی نظامی - به خصوص نیروی هوایی - در برابر کشورهای غرب آسیا بهرهمند بوده است. در حال حاضر ترکیه در مقایسه با سایر کشورها، به توان هوایی اسرائیل نزدیکتر و در حال توسعه جنگنده نسل پنجم بومی خود (Kaan) است. در صورتی که اردوغان بتواند جنگنده اف-۳۵ را به نیروی هوایی خود اضافه کند، مانع مضاعفی برای توسعهطلبی اسرائیل میشود. اسرائیل میکوشد تا آمریکا را از فروش این جنگنده منصرف کند و این تلاش حتی پس از نتانیاهو نیز ادامه خواهد یافت.
💢متحدان اندک اسرائیل در واشنگتن علیه ترکیه
🔸اسرائیل برای جدایی آمریکا از ترکیه نیاز به لابی قدرتمند خود در واشنگتن دارد. اما تحولات سیاسی درون آمریکا - که بخشی از آن ناشی از کشتار فلسطینیان پس از ۷ اکتبر است – موقعیت لابی اسرائیل را در مقایسه با گذشته تضعیف کرده است. حزب دموکرات تنها خط قرمز خرید سامانه اس-۴۰۰ را داشت و اکنون با رفع آن دغدغه حاضر نیست برای اسرائیل هزینه سیاسی بدهد. حزب جمهوریخواه هم اگرچه هنوز متحد اسرائیل است، اما به دلیل روابط خود ترامپ و اردوغان نمیتواند به صورت منسجم در برابر فروش اف-۳۵ بایستد.
🔸تاکنون سیاستمداران یا شخصیتهای رسانهای اندکی در حزب جمهوریخواه در برابر تصمیم ترامپ ایستادهاند. به عنوان نمونه، مارک لوین، مجری فاکسنیوز و از نزدیکان ترامپ ضمن مخالفت با این فروش، دولت اردوغان را یک دیکتاتور نسلکش خواند که آمریکا باید در برابرش بایستد. لوین همچنین میگوید که آمریکا باید ترکیه را از ناتو خارج کند. نکته جالب این است که جو کنت، رئیس سابق مرکز مبارزه با تروریسم نیز اشاره کرده بود اسرائیل قصد دارد ترکیه را از ناتو جدا کند تا بتواند با آن رویارویی نظامی داشته باشد.
💢آمریکا کجای مختصات منازعه ترکیه و اسرائیل قرار میگیرد؟
🔸کاهش نسبی نفوذ اسرائیل در واشنگتن تنها یک بعد رویکرد آمریکا در منازعه میان اسرائیل و ترکیه را توضیح میدهد. پس از جنگ با ایران، این گرایش تقویت یافته که آمریکا باید خود را از درگیریهای نظامی در غرب آسیا فاصله دهد و به اولویتهای دیگر خود بپردازد. همچنین، ترکیه نیز از سیاستهای حساسیتبرانگیز برای آمریکا اجتناب میکند و در مسائلی همچون پرونده سوریه، سعی در همراهی آمریکا دارد، سیاستی که تاکنون موفق بوده است. با این وجود، تضعیف روابط اسرائیل و آمریکا نه به معنای قطع یا گسست، بلکه تنزل سطح رابطه میباشد.
✅در چنین شرایطی، آمریکای ترامپ میکوشد تا حد ممکن خود را از درگیری میان ترکیه و اسرائیل فاصله دهد، اما روابط مساعد خود را با هر دو بازیگر حفظ کند. اسرائیل تنها در صورتی میتواند امید به تغییر وضع کنونی داشته باشد که در آینده آمریکا یک رئیس جمهور نومحافظهکار و طرفدار سرسخت اسرائیل بهقدرت برسد تا حمایت از آنکارا را کاهش دهد. هرچند در سناریوی مذکور نیز این تصور دشوار است که آمریکا همچون پرونده ایران، خود را درگیر یک مسئله جدید در منطقه به نام ترکیه کند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 1 794 |
| 3 | ♦️ونس در برابر روبیو در پرونده ایران
▪️آتلانتیک
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان
🔹مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، ماههاست برای دستیابی به توافقی میان دولتهای اسرائیل و لبنان تلاش میکند؛ توافقی که هدف آن محدود کردن فعالیتهای حزبالله و فراهم کردن شرایط خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان است. اما آینده لبنان به یکی از محورهای اصلی توافق جدید میان ایالات متحده و ایران تبدیل شده است؛ توافقی که با حمایت جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، به دست آمد و به تهران نقشی پررنگ در تعیین آینده لبنان میدهد. نتیجه این وضعیت آن است که ایالات متحده اکنون درباره یک کشور واحد، از طریق دو مسیر متفاوت در حال مذاکره است؛ مسیرهایی که هدایت آنها بر عهده دو فرد با سبکها و جهانبینیهای بهطور قابل توجهی متفاوت است.
💢رویکرد دیپلماتیک متفاوت ونس و روبیو
🔸روبیو بیشتر یک جهانگرا است و در رویکرد خود متعارفتر است و بر مذاکرات دولت با دولت و روند دیپلماتیک تأکید دارد. ونس، که به طور خصوصی نگرانیهای خود را در مورد درگیری با ایران در آستانه جنگ ابراز کرده بود، اهل معامله است. رقص ظریف دیپلماتیک ونس و روبیو با هدف حل مسئلهای است که نسلها تلاشهای صلح آمریکا را مختل کرده است. اگرچه این دو نفر با هماهنگی نزدیک کار میکنند، اما دیدگاههای به ظاهر متناقضی در مورد جایگاه لبنان در این پازل ارائه دادهاند.
🔸ونس رهبری مذاکرات با ایران را بر عهده دارد، که شامل متقاعد کردن جمهوری اسلامی به قطع حمایت خود از حزبالله در ازای دریافت کمک مالی است. نه اسرائیل و نه لبنان در این مذاکرات شرکت ندارند. مذاکرات جداگانه روبیو برای توانمندسازی دولت لبنانِ در تنگنا قرار گرفته و تضمین کافی برای عقبنشینی اسرائیل را فراهم میکند.
💢تغییر موضع ونس در قبال لبنان
🔸ونس و روبیو هفتهها معتقد بودند که لبنان موضوعی جدا از مذاکرات ایران است. در ماه آوریل، ونس استدلال کرد که ایران «احمق» خواهد بود اگر «بگذارد این مذاکره در درگیریای که در آن به خاطر لبنان، که هیچ ربطی به آنها ندارد، ضربه میخورد، از هم بپاشد.» او همچنین اذعان کرد که اسرائیل پیشنهاد داده است که «کمی خود را در لبنان کنترل کند» تا مذاکرات زنده بماند. سپس، در اوایل این ماه، ایران به اسرائیل حمله کرد و گفت که اسرائیل با حمله به لبنان، آتشبس آوریل را نقض کرده است.
🔸این ماجرا نقطه عطفی برای مذاکرهکنندگان آمریکایی، از جمله ونس، بود. آنها به این نتیجه رسیدند که اگر به جنگ بین اسرائیل و حزبالله پرداخته نشود، هیچ توافقی با ایران محتمل نخواهد بود، حتی اگر این به معنای وارد کردن این درگیری طولانیمدت به یک توافق کوتاهمدت باشد که اساساً برای باز کردن تنگه هرمز و تعیین شرایط مذاکرات بر سر برنامه هستهای ایران طراحی شده باشد. روبیو نقش ایران در حمایت از حزبالله را به عنوان یک مسئله خارجی و نه یک جزء اصلی مذاکراتی که بر آن نظارت دارد، مطرح کرده است. از نظر او، مذاکره با ایران در میز مذاکره، خطر تضعیف دولت خود لبنان را به همراه دارد.
🔸ونس و روبیو گامهایی برای به حداقل رساندن تداخل پیامها برداشتهاند و روبیو علناً هرگونه ادعایی مبنی بر وجود تناقض در تلاشهایشان را رد کرده است. آنها این هفته تماس تلفنی مشترکی با رئیسجمهور لبنان داشتند و او را در جریان وضعیت مذاکرات ایالات متحده و ایران و احتمال وجود یک «مکانیسم نظارتی» مشترک برای اجرای آتشبس متزلزل اخیر که هدف آن توقف خصومتها در لبنان است، قرار دادند.
💢دشواری در رسیدن به توافق نهایی
🔸با توجه به اینکه فهرست شکایات روی میز فراتر از مسئله هستهای است، حل آنچه ایالات متحده و ایران به دنبال دستیابی به آن هستند، دشوارتر شده است. دیروز با حمله پهپادی ایران به کشتیها در تنگه هرمز، مفاد تفاهمنامه حتی بیشتر تحت فشار قرار گرفت که ترامپ این حمله را «نقض احمقانه» آتشبس خواند. تمام این پیچیدگیها، هدف اعلام شده ترامپ برای دستیابی به توافق هستهای با ایران را که او آن را قویتر از توافق هستهای دوران باراک اوباما میداند، به طور قابل توجهی دشوارتر میکند.
✅درسی که از سالهای اوباما گرفتیم این بود که حتی مذاکرات محدود بر سر برنامه هستهای ایران نیز یک تمرین طاقتفرسا است. درس دههها تلاش گذشته این است که هیچ درگیری خاورمیانهای در خلأ وجود ندارد. چند هفته آینده نشان خواهد داد که آیا ونس و روبیو میتوانند با احتمالات مقابله کنند یا خیر.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 1 453 |
| 4 | 🌐نتانیاهو برای فرار از شکست در انتخابات چه خواهد کرد؟
#مطالعات_اسرائیل
#مقاله_تحلیلی
🔹بنابر توافق میان احزاب ائتلاف دولتی، انتخابات کنست به احتمال زیاد در تاریخ ۲۰ اکتبر مصادف با ۲۸ مهر برگزار خواهد شد. با نزدیک شدن به این تاریخ، فضای سیاسی اسرائيل اکنون وارد مرحلهای حساس و رقابتی شده است و بر اساس نظرسنجیها، رقابت میان سه حزب لیکود، یاشار و باهم بسیار نزدیک بوده و هر تحول داخلی یا خارجی میتواند نتیجه انتخابات را به سود یکی از این احزاب تغییر دهد. در این میان، نتانیاهو با کاهش چشمگیر محبوبیت خود مواجه شده و عملکرد دولت او، بهویژه در جنگ اخیر با ایران و تحولات پیرامونی آن نظیر تفاهم ایران و آمریکا و آتشبس در لبنان، به یکی از اصلیترین نقاط ضعف این چهره سیاسی در انتخابات آتی اسرائيل مبدل شده است.
💢کاهش محبوبیت نتانیاهو
🔹نتایج نظرسنجیهای اخیر حاکی از آن است که حزب لیکود در مقایسه با دوران پیش از آغاز جنگ با ایران، بخش قابل توجهی از حامیان خود در جامعه اسرائیل را از دست داده و در مقابل، محبوبیت حزب یاشار به رهبری گادی آیزنکوت، افزایش چشمگیری داشته است. همچنین بنابر نظرسنجی کانال ۱۲، درصد بیشتری از افراد آیزنکوت را فرد شایستهتری برای تصدی جایگاه نخست وزیری تشخیص دادهاند. همچنین مطابق نظرسنجیها، ۶۱ درصد از ساکنان اراضی اشغالی با حضور نتانیاهو در انتخابات آینده کنست اسرائيل اعلام مخالفت کردهاند و حتی در میان طرفداران حزب لیکود نیز، ۲۳ درصد از این افراد، مخالف حضور مجدد نتانیاهو در انتخابات آتی اسرائيل هستند.
💢مخالفت با تفاهم ایران و آمریکا
🔸تحولات منطقه و نحوه پایان یافتن جنگ نیز تأثیر مستقیمی بر فضای انتخاباتی اسرائیل گذاشته است. بخش قابل توجهی از جامعه اسرائیل پایان جنگ و هرگونه تفاهم میان ایران و آمریکا را به سود تهران و برخلاف منافع اسرائیل ارزیابی میکنند. از این رو، این افراد معتقدند که توقف درگیریها مانع دستیابی اسرائیل به اهداف راهبردی شده و فرصت تضعیف بیشتر ایران و حزبالله را از بین برده است. به همین دلیل، مطابق نظرسنجیها اکثریت ساکنان اراضی اشغالی از توقف جنگ ناراضی بوده و خواهان آغاز مجدد حملات نظامی علیه ایران و حزبالله هستند. نتایج نظرسنجیها همچنین بیان میکند که اکثریت جامعه اسرائیل عملکرد نتانیاهو در مدیریت جنگ را ناموفق ارزیابی کرده و در کنار این مسئله، محبوبیت ترامپ در جامعه اسرائيل نیز به پایینترین سطح خود رسیده است. این موضوع سبب شده تا ائتلاف نظامی نتانیاهو با ترامپ، که نتانیاهو امید داشت از آن در انتخابات به نفع خود بهرهبرداری کند، دیگر مزیتی نداشته و حتی به پاشنه آشیل او در انتخابات آتی تبدیل شود.
💢اتکا به دستاوردهای امنیتی
🔸از آنجایی که مطابق قانون انتخابات اسرائيل، کمیته مرکزی انتخابات باید سه ماه پیش از برگزاری انتخابات فعالیت خود را آغاز کند، با شروع به کار این کمیته، عملاً فرآیند برگزاری انتخابات در رژیم صهیونیستی آغاز شده و در این ایام، محدودیتها و حساسیتهای ویژهای بر رفتار دولت، وزرا و نامزدها اعمال میشود. از این رو، در عمل اکنون نتانیاهو کمتر از یک ماه فرصت خواهد داشت تا برای بهبود موقعیت سیاسی خود، گام موثری بردارد. بر همین اساس، به نظر میرسد مهمترین محور تبلیغاتی نتانیاهو در انتخابات آتی، برجستهسازی دستاوردهای امنیتی دولت خود در دوره پسا ۷ اکتبر خواهد بود. در این چارچوب، نتانیاهو تلاش خواهد کرد تا با تمرکز بر موضوعاتی نظیر ترور مقامات ارشد ایران و محور مقاومت و نیز تضعیف اجزای مختلف این محور، خود را به عنوان تنها ناجی حقیقی امنیتی اسرائيل معرفی کرده و دیگران را در این امر ناتوان جلوه دهد.
✅مطابق نظرسنجیهای انتخاباتی، ائتلاف دولتی فعلی به رهبری بنیامین نتانیاهو وضعیت مطلوبی در افکار عمومی رژیم صهیونیستی نداشته و به احتمال فراوان، این ائتلاف توان پیروزی در انتخابات آینده رژیم صهیونیستی را نخواهد داشت. بنابراین، نتانیاهو برای تداوم نخستوزیری خود تلاش خواهد کرد تا با تضعیف سبد آرای احزاب مخالف از طریق برجستهسازی دستاوردهای امنیتی خود، پیوند زدن احزاب اپوزیسیون به احزاب عربی، تلاش برای حفظ آزادی عمل در جبهه لبنان، دور زدن تفاهم میان ایران و آمریکا از طریق مذاکرات مستقیم با دولت لبنان و مواردی از این دست، شانس تشکل کابینه ائتلافی توسط این احزاب در انتخابات آینده کنست را کاهش داده و خود با راهبری دولت پیشبرد امور، تا انتخابات مجدد بعدی، همچنان زمام امور را به دست بگیرد. پس از خلاصی ترامپ از انتخابات میاندورهای آمریکا نیز، رئیس جمهور آمریکا خواهد توانست تا با شروع جنگی جدید، دست نتانیاهو را در انتخابات زود هنگام مجدد بعدی پر کرده و شانس او را برای پیروزی افزایش دهد.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 507 |
| 5 | ♦️ایران در حال پیروزی در نبرد هرمز است
▪️والاستریتژورنال
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان
🔸بهترین استدلال در دفاع از یادداشت تفاهم رئیسجمهور ترامپ با ایران این بود که دستکم موجب بازگشایی تنگه هرمز شد. اما اکنون حکومت ایران میکوشد با استفاده از زور و از طریق حمله به کشتیهای تجاری، کشورهای حوزه خلیج فارس و پایگاههای آمریکا این مفاد را بیاثر کند. همه این اقدامات نقض توافق محسوب میشود و این پرسش را مطرح میکند که اساساً چرا آقای ترامپ چنین توافقی را امضا کرد.
💢درگیریها در تنگه ادامه دارد
🔹روز پنجشنبه، ایران با یک پهپاد به یک کشتی کانتینربر که از تنگه هرمز عبور میکرد حمله کرد. آمریکا روز جمعه در پاسخ، انبارهای موشکی و پهپادی ایران و همچنین رادارهای ساحلی این کشور را هدف قرار داد. دولت آمریکا زمان اعلام این حملات را به بعد از بسته شدن بازارهای مالی موکول کرد؛ گویی میخواست نشان دهد که اقدامات نظامی آمریکا همچنان تحت تأثیر ملاحظات اقتصادی قرار دارد. پس از آن، ایران به یک نفتکش حامل نفت خام قطر حمله کرد. آمریکا بار دیگر به تأسیسات نظامی ایران حمله کرد و همزمان نفتکشها را تحت پوشش سنگین هوایی اسکورت نمود. سپس ایران با پهپاد و موشک، اهداف غیرنظامی و پایگاههای آمریکا در بحرین و کویت را هدف قرار داد.
🔹معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، از فرماندهان «دگرگونشده» سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سخن گفته و مدعی شده بود که آنها آمادهاند «فصل تازهای» را در روابط با آمریکا آغاز کنند. او حتی به منتقدان اطمینان داده بود که فراتر از متن یادداشت تفاهم، با آنها «توافقهای شرافتمندانه» نیز حاصل شده است. اما این افراد هیچ شباهتی به جنتلمنها ندارند. این همان حکومت سابق است و اکنون همان نبرد هرمز در جریان است که آقای ترامپ تصور میکرد از آن اجتناب کرده است.
💢ایران خود را در موضع برتر میبیند
🔹برای حکومت ایران کافی نبود که آقای ترامپ معافیت تحریمهای نفتی را بدون هیچگونه سازوکار حفاظتی اعطا کند، وعده آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده را بدهد و اجرای تحریمها را متوقف سازد. اکنون حکومت ایران میخواهد تنگه هرمز را تحت سلطه خود درآورد و آن را به یک ایستگاه عوارضی تبدیل کند؛ جایی که عبور کشتیها تنها با اجازه تهران ممکن باشد. در چنین شرایطی، سیاست خارجی ایران تعیین خواهد کرد که کدام کشتی اجازه عبور دارد و کدام کشتی ندارد. این دقیقاً در تضاد با اصل آزادی کشتیرانی است و هیچ امنیتی برای جریان انرژی جهانی فراهم نمیکند.
🔹زور و تهدید، ابزار ایران برای دستیابی به اهدافش است. در روزهای نخست اجرای توافق، شرکتهای کشتیرانی حاضر نشدند از دستورات ایران در مورد تنگه هرمز پیروی کنند. کشتیها از مسیر جنوبی تنگه که در آبهای عمان قرار دارد عبور میکردند. درخواستهای تهران مبنی بر اینکه کشتیها فقط از مسیر تحت کنترل ایران عبور کنند، دو روز پیش از عبور درخواست مجوز ارائه دهند و در طرح ویژه «بیمه ایرانی» ثبتنام کنند، نادیده گرفته شد. قیمت نفت نیز بسیار سریعتر از آنچه اکثر کارشناسان پیشبینی میکردند کاهش یافت. به بیان دیگر، اوضاع تنگه هرمز آنگونه که ایران میخواست پیش نمیرفت. تنگه بار دیگر در حال تبدیل شدن به یک مسیر آزاد برای کشتیرانی بود؛ و به همین دلیل حکومت ایران به استفاده از ابزار نظامی روی آورد.
💢 ترامپ نیاز به چماق دارد، نه هویج
🔹پرسش اینجاست که چرا ایران همچنان به منابع مالی دسترسی دارد، نفت خود را بدون تحریم میفروشد و درآمد حاصل از آن را برای تأمین مالی سپاه پاسداران بازمیگرداند؟ اگر آقای ترامپ آماده ازسرگیری محاصره دریایی آمریکا نیست، دستکم میتواند مجوز رفع تحریمهای وزارت خزانهداری را اصلاح کند و شرط بگذارد که تمام درآمدهای حاصل از فروش نفت ایران در حسابهای امانی نگهداری شود. آمریکا برای مذاکرات هستهای به اهرم فشار نیاز دارد و از ابتدا نیز اعطای یک چک سفیدامضا به ایران تصمیم عاقلانهای نبود.
✅چند حمله محدود دیگر آمریکا به اهداف ایرانی نیز تأثیری بر رهبران سرسخت تهران نخواهد داشت. رفتار آنها نشان میدهد که تصور میکنند در مسیر تشدید تنش دست بالا را دارند، زیرا باور دارند آقای ترامپ پیش از انتخابات میاندورهای حاضر به بازگشت به جنگ نخواهد شد. در تصویر کلان راهبردی، حکومت ایران رئیسجمهور آمریکا را در برابر یک انتخاب قرار داده است: یا تنگه هرمز را واگذار کند، یا برای کنترل آن وارد نبرد شود.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 626 |
| 6 | 🌐کریدور میانی؛ از مسیر جایگزین تا محور رقابت ژئواکونومیک اوراسیا
#مقاله_تحلیلی
🔸پیش از سال ۲۰۲۲، حدود 90 درصد ترافیک ریلی میان چین و اروپا و بخش مهمی از تجارت خارجی آسیای مرکزی از خاک روسیه عبور میکرد. بااینحال، سه شوک ژئوپلیتیکی متوالی شامل جنگ روسیه–اوکراین و کاهش جذابیت کریدور شمالی، بحران امنیت دریای سرخ و کانال سوئز و همچنین تنشهای غرب آسیا و افزایش ریسک تنگه هرمز، منطق سنتی اتصال اروپا و آسیا را دگرگون ساخت. در نتیجه، چین، اتحادیه اروپا و کشورهای آسیای مرکزی به سمت تنوعبخشی به مسیرهای تجاری یعنی توسعه کریدور ترانس-کاسپین به طول بیش از ۴۷۰۰ کیلومتر حرکت کردهاند.
💢صعود کریدور میانی در سایه افول کریدور شمالی
🔹کریدور میانی که از سال ۲۰۱۳ با مشارکت جمهوری آذربایجان، قزاقستان، گرجستان و ترکیه شکل گرفت، بر مجموعهای از زیرساختهای ریلی، دریایی و بندری متکی است. جنگ اوکراین و تحریمهای غرب علیه روسیه، کریدور شمالی را از یک مسیر ترانزیتی کمهزینه به گزینهای پرریسک از منظر حقوقی و سیاسی تبدیل کرد. در نتیجه سهم کریدور شمالی از ترانزیت کانتینری ریلی بین چین و اروپا از ۹۰ درصد در سال ۲۰۲۱ به ۳۳ درصد در سال ۲۰۲۳ کاهش یافت. همزمان، حجم بار جابهجاشده از طریق کریدور میانی از حدود ۸۴۰ هزار تن در سال ۲۰۲۱ به بیش از ۴.۵ میلیون تن در سال ۲۰۲۴ رسید.
🔹چین تا سال ۲۰۲۲ نسبت به توسعه این کریدور رویکردی محتاطانه داشت. ملاحظات ژئوپلیتیکی نسبت به روسیه، عدم تمایل اروپا به سرمایهگذاری مقتضی و تنشهای منطقهای در قفقاز جنوبی مانع از ورود فعال پکن میشد. از منظر اقتصادی نیز این مسیر در مقایسه با کریدور شمالی و حملونقل دریایی مزیت هزینهای نداشت؛ بهنحوی که هزینه انتقال یک کانتینر ۴۰ فوتی از چین به اروپا از مسیر دریایی تا ۲۰۰۰ دلار، از طریق روسیه تا ۳۲۰۰ دلار و از طریق کریدور میانی تا ۴۵۰۰ دلار برآورد میشود. افزون بر این، نیاز به تخلیه و بارگیری مجدد در بنادر خزر و دریای سیاه، نبود تعرفههای هماهنگ و کمبود ناوگان دریایی، بهرهوری آن را محدود میکرد. اما تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی باعث شد امنیت زنجیرهها بر منطق صرفاً اقتصادی اولویت یابد و تنوعبخشی به مسیرهای تجاری در مرکز توجه قرار گیرد.
💢شتاب مشارکت چین در کریدور میانی
🔹تحول رویکرد چین پس از ۲۰۲۲ موجب شد کریدور میانی به یکی از محورهای اصلی اتصال چین و اروپا تبدیل شود. چین نیز از طریق کمکهای بلاعوض، سرمایهگذاری و تأمین مالی چندجانبه از جمله اختصاص ۷۰ میلیون دلار کمک برای بندر باکو، مشارکت در بندر ۳۰۰ میلیون دلاری آکتائو و سرمایهگذاری در پروژه ریلی ۱.۵۳ میلیارد دلاری جزقازغان–کاراگاندی با مشارکت بانک سرمایهگذاری زیرساخت آسیا حضور خود را افزایش داده است. افزون بر این، پروژههایی همچون بزرگراه M-32 قزاقستان، توسعه راهآهن شرقی ترکیه و گذرگاه ریلی شمال استانبول با هدف افزایش ظرفیت عملیاتی این مسیر در حال انجام هستند.
💢ائتلاف سرمایهگذاران بینالمللی
🔹شرکتهای بزرگ حملونقل بینالمللی خدمات اختصاصی ترانزیتی در این مسیر ایجاد کردهاند و اتحادیه اروپا نیز در چارچوب ابتکار دروازه جهانی متعهد به سرمایهگذاری ۱۰ میلیارد یورویی در آسیای مرکزی شده است. بانک توسعه اوراسیا با پرتفوی ۱۶.۵ میلیارد دلاری، بانک اروپایی ترمیم و توسعه با بیش از ۱۷ میلیارد یورو سرمایهگذاری و بانک توسعه آسیا با تأمین مالی ۳۶.۳ میلیارد دلاری، از مهمترین بازیگران این فرآیند محسوب میشوند. قزاقستان تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۰ میلیارد دلار برای توسعه زیرساختهای ترانزیتی خود برنامهریزی کرده و ترکیه نیز با پروژههای بندری و قرارداد ۴۰ میلیارد دلاری نوسازی شبکه ریلی در پی تثبیت موقعیت خود در این مسیر است. در مجموع، آسیای مرکزی با بیش از ۹۰ پروژه فعال یا برنامهریزیشده به ارزش ۵۲.۸ میلیارد دلار، به یکی از کانونهای اصلی سرمایهگذاری تبدیل شده است.
💢جمعبندی
✅تحولات پس از ۲۰۲۲ نشان میدهد رقابت در اوراسیا صرفاً بر سر کنترل مسیر نیست، بلکه بر سر ایجاد کریدورهای تابآور در برابر تحریم، جنگ و اختلالات ژئوپلیتیکی است. چین اعلام کرده برای تکمیل زیرساختهای کریدور در 3 سال آینده حدود ۲۸ میلیارد دلار نیاز است. برای ایران، این روند همزمان فرصت و تهدید محسوب میشود؛ زیرا هرچند ناامنی در سوئز، دریای سرخ و غرب آسیا مزیت ژئواکونومیک ایران را حفظ میکند، اما تثبیت کریدور میانی میتواند بخشی از نقش تاریخی ایران بهعنوان پل اتصال شرق و غرب را تضعیف کند. ازاینرو، راهبرد مطلوب برای ایران تکمیل کریدور شمال–جنوب، توسعه زیرساختهای بندری و ریلی، کاهش موانع گمرکی و تعمیق همکاریهای ترانزیتی با آسیای مرکزی، قفقاز و پاکستان است.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 1 448 |
| 7 | ♦️دستاوردهای توافق با دولت لبنان برای اسرائيل چیست؟
▪️خبرگزاری آی24
#جنگ_رمضان
#تهران_ریویو
🔹پیش از پرداختن به جزئیات توافق میان اسرائيل و لبنان، ضروری است تا در خصوص اهمیت راهبردی این توافق سخن گفت. پس از امضای تفاهم میان تهران و واشنگتن و اظهارات مقامات ارشد آمریکایی در خصوص نقش و دخالت ایران در تحولات لبنان، توافق اخیر میان لبنان و اسرائیل با میانجیگری و مهر تایید آمریکا تصریح میکند که عقبنشینی اسرائيل از جنوب لبنان، منوط به خروج کامل نیروهای حزبالله از این مناطق خواهد بود. هر چند که این مسئله همواره مورد تاکید مقامات اسرائيل بوده و دستیابی به آن در هر چارچوب مذاکراتی از خطوط قرمز دولت اسرائیل بود، اما وقتی به یاد خواسته ایران میافتیم که در چارچوب یک توافق نهایی میان آمریکا و ایران، خواسته شده بود تا نیروهای ارتش اسرائیل نیز دیگر در جنوب لبنان حضور نداشته باشند، میتوان درک کرد که این دستاورد تا چه اندازه برای اسرائیل مهم و قابل توجه است.
💢تیم مذاکراتی اسرائیل
🔸این مذاکرات توسط مقامات کلیدی دولت اسرائیل انجام شد. یچیل لایتر، سفیر اسرائيل در آمریکا، که ریاست هیئت مذاکرهکننده اسرائیلی را برعهده داشت، به همراه مقاماتی از شورای امنیت ملی اسرائیل و همچنین آمیخای لوین، رئیس بخش راهبردی، به عنوان نماینده ایال زمیر و ارتش اسرائيل در این مذاکرات حضور داشتند.
💢دستاوردهای نظامی
🔸در حالی که در طول مذاکرات، ارتش اسرائیل نقشههایی را با خطوط عقبنشینی و مناطقی که امکان خروج از آنها یا مذاکره درباره عقبنشینی احتمالی از آن مناطق وجود داشت ارائه میکرد، مقامات سیاسی اسرائیل تلاش میکردند تا دریابند که دولت بیروت دقیقاً با چه شرایطی میتواند کنار بیاید. ناگفته نماند که دولت لبنان خواهان عقبنشینی گستردهتر ارتش اسرائيل از مناطق جنوبی بود؛ به گونهای که نیروهای ارتش اسرائيل به محدوده خط زرد بازگردند، اما این موضوع در نهایت مورد موافقت واقع نشد. در مقابل، همه خواستههای ارتش اسرائيل نیز پذیرفته نشد، اما در نهایت توافقی حاصل شد که به گفته مقامات دستگاه امنیتی اسرائيل، پاسخگوی نیازهای عملیاتی و نظامی نیروهای ارتش اسرائيل خواهد بود.
💢نظارت بر نقض آتشبس
🔸دستاورد دیگر این توافق، احیای سازوکار مشترک میان اسرائيل و لبنان، تحت نظارت فرماندهی مرکزی آمریکا(سنتکام)، برای نظارت بر نقض توافق توسط حزبالله است. این سازوکار از نوامبر ۲۰۲۴ فعال بوده و اسرائيل به طور منظم موارد نقض توافق توسط حزبالله را به ناظران گزارش میداد و در مواردی که این سازوکار نمیتوانست به نقض آتشبس رسیدگی کند، اسرائیل برای جلوگیری از آن، خود وارد عمل میشد. البته این سازوکار به این معنا نیست که مطابق آن، در صورت مشاهده نشانهای از تحرکات نیروهای حزبالله، اسرائیل بتواند حملات خود به اهدافی در بیروت و ضاحیه را از سر بگیرد. با این حال، صرف ثبت هر مورد ناقض توافق، به اسرائیل این امکان را خواهد داد تا پروندهای مستند علیه آن تهیه کند؛ پروندهای که بر اساس آن، عملکرد ارتش لبنان نیز ارزیابی خواهد شد تا مشخص شود آیا واقعاً علیه حزبالله اقدام میکند یا خیر.
💢خط قرمز اسرائيل برای توافق
🔸از نظر بنیامین نتانیاهو و ایال زمیر، یک خط قرمز کاملاً روشن برای پذیرش این توافق وجود داشت و آن این مسئله بود که عقبنشینی اسرائیل از جنوب رودخانه لیتانی تنها در صورتی انجام خواهد شد که حزبالله در شمال رودخانه مستقر باشد و منطقه تحت اشغال اسرائيل، به طور کامل از سلاح خالی شود. به گزارش رسانهها، این بند به صورت صریح و مکتوب در سند توافقی که توسط مقامات ارشد دولت آمریکا تایید شده، درج شده است. انتظار میرود که اجرای آزمایشی طرح ارتش لبنان برای خلع سلاح حزبالله در مناطقی که مطابق توافق، ارتش اسرائيل از آنها عقبنشینی خواهد کرد، چند هفته دیگر آغاز شود. اما چشم انداز مثبتی در خصوص این که ارتش لبنان بتواند اقدامی واقعی جهت خلع سلاح حزبالله انجام دهد، وجود ندارد، چرا که از زمان امضای توافق آتشبس در نوامبر ۲۰۲۴ نیز، هیچ نشانهای مبنی بر اقدام ارتش لبنان جهت خلع سلاح حزبالله مشاهده نشد. اما شاید اینبار، به دلیل فشار و همراهی آمریکا، شرایط تغییر کند.
✅آنچه قطعی است این است که مطابق این توافق، مققر شده است روند خلع سلاح حزبالله توسط دولت لبنان در حالی آغاز شود که ارتش اسرائیل همچنان کنترل مناطق گستردهای از خاک لبنان را در اختیار دارد؛ مناطقی که حضور ارتش اسرائيل در آنجا، میتواند امنیت شهرکهای شمالی اسرائيل را تقویت کند. همچنین اگر اجرای آزمایشی این طرح شکست بخورد، تا زمانی که ارتش و دولت لبنان، اقداماتی را که تلآویو و واشنگتن از آنها انتظار دارند را انجام ندهد، ارتش اسرائيل همچنان در مناطق اشغال شده باقی خواهد ماند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 1 214 |
| 8 | 🌐توافق با ایران چگونه زمینه را برای درگیریهای بیشتر فراهم میکند؟
▪️فارن پالیسی
#تهران_ریویو
🔹این ۶۰ روز برای ترامپ بسیار دشوار خواهد بود. حتی حامیان او نیز با انتقاد شدید از شرایط آتشبس، رئیسجمهور را ملامت میکنند که گشایش اقتصادی فراوانی تقدیم ایران کرده، احتمال وضع عوارض بر تردد در تنگه هرمز را بالا برده و هیچ تضمینی درباره برنامه هستهای یا تسلیحات موشکی ایران دریافت نکرده است. اسرائیل ادعا کرده که حملاتش به حزبالله در لبنان مشمول این توافق نمیشود و همین موضوع دستکم به طور موقت گفتگوها را مختل کرد.
🔸ماهیت توافقهای آتشبس همین است؛ تعیین چارچوب مذاکرات و سوق دادن دو طرف به سوی یک توافق گستردهتر. اما در این مورد خاص، محتملترین نتیجه نه یک گشایش دیپلماتیک، بلکه یک سردرگمی خشونتآمیز همراه با درگیریهای گاهوبیگاه اما محدود خواهد بود.
💢آتشبس ایران و طرح صلح غزه
🔸آموزندهترین نمونه مشابه برای این وضعیت طرح صلح غزه در سال ۲۰۲۵ است. توافقی که با محوریت ترامپ شکل گرفت و در ابتدا یک پیروزی دیپلماتیک به نظر میرسید و ظاهراً به یک جنگ ویرانگر پایان داد. اما در بهترین حالت چارچوبی برای تداوم یک درگیریِ کنترلشده بود، نه یک مصالحه واقعی.
🔸هیچیک از وعدههای طرح صلح ۲۰ مادهای ترامپ، از جمله بازسازی غزه اجرا نشد و در مسیر پیشرفت قرار ندارد. از زمان آتشبس، اسرائیل بیش از ۱,۰۰۰ فلسطینی را در غزه به شهادت رسانده است. این خشونتها بدون اینکه جرقه یک جنگ تمامعیار را بزنند رخ دادهاند و طرفین در وضعیتی از درگیریهای سطح پایین که نه صلح است و نه جنگ، بدون هیچ چشمانداز راهحل سیاسی به پیش میروند.
🔸پروندههای مالی و هستهای ایران نیز دقیقاً همین نوع مسئله لاینحل را برای آمریکا، اسرائیل و ایران ایجاد میکند. در عین حال، همانند غزه، هیچیک از دو طرف خواهان بازگشت به یک جنگ تمامعیار نیستند. ایران بخش زیادی از کادر رهبری خود را در روزهای اول جنگ از دست داد و محاصره آمریکا به اقتصاد ایران آسیب زد. این جنگ به آمریکا و متحدانش نیز آسیب شدیدی وارد ساخت. احتمالاً از تهدیدها و حتی حملات نظامی محدود برای سیگنالدهی استفاده خواهد شد، اما یک درگیری تمامعیار به نفع هیچکدام از طرفین نیست.
💢تغییر در جهانبینی استراتژیک تهران
🔸درک رویکرد ایران نسبت به مذاکرات مستلزم فهم این نکته است که جهانبینی استراتژیک این کشور تا چه حد دستخوش تغییری بنیادین شده است. رهبری پیشین تحت هدایت آیتالله علی خامنهای، خصمانه اما محتاطانه عمل میکرد. تحت رهبری او، ایران تمایلی نداشت که به عنوان مثال، تنگه هرمز را در جریان عملیات «چکش نیمهشب» در ژوئن ۲۰۲۵، حتی تحت فشارهای شدید، مسدود کند. اما رهبری جدید درس متفاوتی از آن رویداد گرفته است: اینکه ایالات متحده فقط زبان زور را میفهمد و ایران باید و میتواند در برابر آن ایستادگی کند.
🔸این نگرش باعث سرسختی بیشتر تهران میشود. در عین حال، استفاده ایران از نیروهای منطقهای برای حمله یا تهدید اسرائیل و آمریکا تا حد زیادی شکست خورده است. اسرائیل آسیب شدیدی به حزبالله و حماس وارد کرد و تضعیف آنها به جای اینکه یک اهرم فشار باشد، به منبع ضعف تبدیل شده است؛ حالا این ایران است که باید از حزبالله محافظت کند، نه برعکس. با این حال، تواناییهای ایران در ضربه زدن به متحدان آمریکا در خلیج فارس و بستن تنگه هرمز، قواعد بازی را تغییر میدهد. ایران میتواند به عنوان ابزاری برای اعمال فشار، به اهدافی متعلق به متحدان آمریکا حمله کند تا آن کشورها را مجبور به تمکین از منافع ایران یا رایزنی با واشنگتن به نفع تهران کند.
💢پیامدهای منطقهای
🔸این تنشها بسیار فراتر از روابط آمریکا و اسرائیل است. آمریکا سال گذشته نتوانست از کشورهای خلیج فارس که به تضمینهای امنیتی این کشور وابستهاند در مقابل ایران محافظت کند و اکنون به سمت توافقی پیش میرود که هیچ محدودیتی برای تسلیح مجدد ایران ایجاد نمیکند. در آینده، ممکن است این کشورها حق استفاده از پایگاهها و دسترسیهای نظامی را از ایالات متحده سلب کنند، با این استدلال که آمریکا نمیتواند به طور قابلاعتمادی از آنها محافظت کند و میزبانی از پایگاههای نظامی آمریکا، آنها را بیشتر به یک هدف تبدیل میکند تا اینکه امنیتشان را تامین کند.
✅توافق با ایران در بستری شکل گرفته که با چرخشهای ناگهانی آمریکا، حملات اسرائیل، اقدامات منطقهای ایران، سیاستهای دوگانه کشورهای خلیج فارس و ناامیدی متحدان غربی آمریکا همراه است. لحن مبهم توافق درباره پیشرفتهای آتی نمیتواند بازیگرانی با چنین منافع متضادی را کنار هم نگه دارد. صادقانهترین پیشبینی، در عین حال ناامیدکنندهترین آنهاست: این درگیری با شدت و ضعفهای متفاوت برای مدتی طولانی ادامه خواهد داشت.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 905 |
| 9 | 🌐بازآرایی ساختار امنیتی و حاکمیتی عراق در آستانه سفر علی الزیدی به واشنگتن
#مطالعات_غرب_آسیا
#مقاله_تحلیلی
📝سینا علیزاده
🔹تحولات اخیر در ساختار دولتی عراق را نمیتوان صرفاً جابهجایی اداری معمول در بدنه دولت تفسیر کرد. همزمانی این تحولات با نخستین سفر خارجی الزیدی به آمریکا صرفاً یک تغییر در پروتکل دیپلماتیک نیست؛ بلکه نشانهای از ورود بغداد به مرحلهای جدید از مدیریت فشارهای خارجی ارزیابی میشود. این جابهجایی در اولویتهای سیاست خارجی، در کنار موج گسترده تغییرات در سطوح عالی امنیتی، اطلاعاتی، اقتصادی و مدیریتی، بیش از آنکه بیانگر یک چرخش راهبردی و دائمی در سیاست عراق باشد، یک بازآرایی تاکتیکی و عقبنشینی کنترلشده برای کاهش فشارهای واشنگتن تلقی میشود.
💢تغییرات تاکتیکی الزیدی
🔸دولت الزیدی در شرایطی اداره کشور را برعهده گرفته که همزمان با مجموعهای از چالشهای پیچیده داخلی و خارجی مواجه است. وابستگی نظام مالی عراق به ساختارهای تحت نفوذ آمریکا، ضرورت حفظ دسترسی به نظام بانکی و مالی بینالمللی، نیاز به جذب سرمایهگذاری، تداوم تهدیدهای امنیتی، بحران اقتصادی ناشی از تحولات منطقه، کاهش فروش نفت و همچنین حفظ توازن میان عناصر داخلی، دولت را ناگزیر کرده است بخشی از مطالبات آمریکا را در قالب اقداماتی محدود و تاکتیکی مدیریت کند. از این منظر، آنچه در بغداد در حال وقوع است، بیش از آنکه تغییر در ماهیت موازنه قدرت باشد، تلاشی برای خرید زمان و جلوگیری از تشدید فشارهای خارجی است.
🔸در همین چارچوب، مجموعه تغییرات اخیر در بدنه حاکمیتی عراق نیز قابل تحلیل است. قاسم الاعرجی از مشاور امنیت ملی عراق برکنار و به عنوان مشاور امنیتی نخستوزیر منصوب گردید. در حوزه اقتصادی نیز علی العلاق از ریاست بانک مرکزی کنار گذاشته شد و مسئولیت مشاور اقتصادی نخستوزیر را برعهده گرفت. علاوه بر این، گمانهزنیهای سیاسی از احتمال تغییر در جایگاه فالح الفیاض رئیس هیئت حشد الشعبی حکایت دارد. نکته قابل توجه آن است که بخش مهمی از این تغییرات، حذف کامل مدیران پیشین از ساختار قدرت نیست، بلکه انتقال آنان به مسئولیتهای دیگر است. همین مسئله نشان میدهد دولت بغداد تلاش دارد ضمن پاسخ نسبی به مطالبات آمریکا، از ایجاد شکاف جدی در ساختار سیاسی و امنیتی عراق جلوگیری کند.
💢سفر به آمریکا
🔸سفر الزیدی به واشنگتن نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. طی نزدیک به بیست سال گذشته، نخستوزیران عراق معمولاً نخستین سفر خارجی خود را به کشورهای همسایه اختصاص میدادند، اما انتخاب آمریکا بهعنوان نخستین مقصد خارجی نخست وزیر حامل پیامی سیاسی برای واشنگتن است. با این وجود این اقدام را نباید به منزله تغییر بنیادین در سیاست خارجی عراق یا خروج بغداد از معادلات منطقهای تفسیر کرد؛ بلکه میتوان آن را تلاشی برای کاهش فشارها، جلب حمایتهای مالی، حفظ ثبات بازار ارز و جلوگیری از اعمال محدودیتهای بیشتر بر اقتصاد عراق دانست.
🔸در مقابل، آمریکا نیز همزمان با این تحولات، مطالبات امنیتی خود را با جدیت بیشتری دنبال میکند. مهمترین محور این مطالبات، انحصار سلاح، انحلال گروه های مقاومت و ادغام حشدالشعبی در ساختار امنیتی عراق است. از منظر راهبردی، واشنگتن به این جمعبندی رسیده که تقابل مستقیم با فصائل مقاومت نهتنها هزینههای امنیتی و نظامی و اقتصادی سنگینی خواهد داشت، بلکه میتواند زمینهساز بیثباتی گسترده و حتی درگیریهای داخلی شود. از همین رو، راهبرد آمریکا بیشتر بر انحلال، مهار تدریجی، استحاله سازمانی و کاهش ظرفیتهای نهادی فصائل مقاومت و حشدالشعبی متمرکز شده است.
💢آیا مقاومت شکست خورد؟
🔸با این وجود، نباید تحولات کنونی را بهعنوان شکست راهبردی گروههای مقاومت یا تغییر اساسی در موازنه قدرت عراق تلقی کرد. واقعیت آن است که مقاومت طی سالهای گذشته به یکی از ارکان اصلی امنیت ملی عراق تبدیل شده است. با این حال، خطر اصلی آن است که مجموعه این تغییرات تاکتیکی به تدریج به بستری برای افزایش فشارهای مضاعف بر مقاومت تبدیل شود. اگر این روند بدون هماهنگی، انسجام داخلی و مدیریت هوشمندانه ادامه یابد، ممکن است مطالبات آمریکا از مرحله تغییرات اداری و مدیریتی عبور کرده و به حوزههای حقوقی، سازمانی و عملیاتی گسترش یابد.
✅از این رو، مهمترین ضرورت در مقطع کنونی، تفکیک میان اقدامات تاکتیکی دولت عراق و اهداف راهبردی بازیگران خارجی است. واکنشهای شتابزده یا تقابل زودهنگام، میتواند زمینه لازم را برای افزایش فشارها فراهم کند؛ در مقابل، حفظ انسجام داخلی، تقویت هماهنگی میان فصائل مقاومت، تعامل سیاسی مؤثر با دولت مرکزی و جلوگیری از شکلگیری شکافهای داخلی، میتواند امکان عبور از این مرحله را با هزینهای کمتر فراهم سازد.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 780 |
| 10 | 🌐بازآرایی ساختار امنیتی و حاکمیتی عراق در آستانه سفر علی الزیدی به واشنگتن
#مطالعات_غرب_آسیا
#مقاله_تحلیلی
🔹تحولات اخیر در ساختار دولتی عراق را نمیتوان صرفاً مجموعهای از جابهجاییهای اداری معمول در بدنه دولت تفسیر کرد. همزمانی این تحولات با نخستین سفر خارجی الزیدی به آمریکا صرفاً یک تغییر در پروتکل دیپلماتیک نیست؛ بلکه نشانهای از ورود بغداد به مرحلهای جدید از مدیریت فشارهای خارجی ارزیابی میشود. این جابهجایی در اولویتهای سیاست خارجی، در کنار موج گسترده تغییرات در سطوح عالی امنیتی، اطلاعاتی، اقتصادی و مدیریتی، بیش از آنکه بیانگر یک چرخش راهبردی و دائمی در سیاست عراق باشد، یک بازآرایی تاکتیکی و عقبنشینی کنترلشده برای کاهش فشارهای واشنگتن تلقی میشود.
💢تغییرات تاکتیکی الزیدی
🔸دولت الزیدی در شرایطی اداره کشور را برعهده گرفته که همزمان با مجموعهای از چالشهای پیچیده داخلی و خارجی مواجه است. وابستگی نظام مالی عراق به ساختارهای تحت نفوذ آمریکا، ضرورت حفظ دسترسی به نظام بانکی و مالی بینالمللی، نیاز به جذب سرمایهگذاری، تداوم تهدیدهای امنیتی، بحران اقتصادی ناشی از تحولات منطقه، کاهش فروش نفت و همچنین حفظ توازن میان عناصر داخلی، دولت را ناگزیر کرده است بخشی از مطالبات آمریکا را در قالب اقداماتی محدود و تاکتیکی مدیریت کند. از این منظر، آنچه در بغداد در حال وقوع است، بیش از آنکه تغییر در ماهیت موازنه قدرت باشد، تلاشی برای خرید زمان و جلوگیری از تشدید فشارهای خارجی است.
🔸در همین چارچوب، مجموعه تغییرات اخیر در بدنه حاکمیتی عراق نیز قابل تحلیل است. قاسم الاعرجی از مشاور امنیت ملی عراق برکنار و به عنوان مشاور امنیتی نخستوزیر منصوب گردید. در حوزه اقتصادی نیز علی العلاق از ریاست بانک مرکزی کنار گذاشته شد و مسئولیت مشاور اقتصادی نخستوزیر را برعهده گرفت. علاوه بر این، گمانهزنیهای سیاسی از احتمال تغییر در جایگاه فالح الفیاض رئیس هیئت حشد الشعبی حکایت دارد. نکته قابل توجه آن است که بخش مهمی از این تغییرات، حذف کامل مدیران پیشین از ساختار قدرت نیست، بلکه انتقال آنان به مسئولیتهای دیگر است. همین مسئله نشان میدهد دولت بغداد تلاش دارد ضمن پاسخ نسبی به مطالبات آمریکا، از ایجاد شکاف جدی در ساختار سیاسی و امنیتی عراق جلوگیری کند.
💢سفر به آمریکا
🔸سفر الزیدی به واشنگتن نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. طی نزدیک به بیست سال گذشته، نخستوزیران عراق معمولاً نخستین سفر خارجی خود را به کشورهای همسایه اختصاص میدادند، اما انتخاب آمریکا بهعنوان نخستین مقصد خارجی نخست وزیر حامل پیامی سیاسی برای واشنگتن است. با این وجود این اقدام را نباید به منزله تغییر بنیادین در سیاست خارجی عراق یا خروج بغداد از معادلات منطقهای تفسیر کرد؛ بلکه میتوان آن را تلاشی برای کاهش فشارها، جلب حمایتهای مالی، حفظ ثبات بازار ارز و جلوگیری از اعمال محدودیتهای بیشتر بر اقتصاد عراق دانست.
🔸در مقابل، آمریکا نیز همزمان با این تحولات، مجموعهای از مطالبات امنیتی خود را با جدیت بیشتری دنبال میکند. مهمترین محور این مطالبات، انحصار سلاح در دست دولت، انحلال گروه های مقاومت و ادغام حشد الشعبی در ساختار امنیتی عراق است. از منظر راهبردی، به نظر میرسد واشنگتن به این جمعبندی رسیده است که تقابل مستقیم با فصائل مقاومت نهتنها هزینههای امنیتی و نظامی و اقتصادی سنگینی خواهد داشت، بلکه میتواند زمینهساز بیثباتی گسترده و حتی درگیریهای داخلی شود. از همین رو، راهبرد آمریکا بیشتر بر انحلال، مهار تدریجی، استحاله سازمانی و کاهش ظرفیتهای نهادی فصائل مقاومت و حشدالشعبی متمرکز شده است.
💢آیا مقاومت شکست خورد؟
🔸با این وجود، نباید تحولات کنونی را بهعنوان شکست راهبردی گروههای مقاومت یا تغییر اساسی در موازنه قدرت عراق تلقی کرد. واقعیت آن است که حشد الشعبی و فصائل مقاومت طی سالهای گذشته به یکی از ارکان اصلی امنیت ملی عراق، مقابله با تروریسم، حفظ تمامیت ارضی و جلوگیری از فروپاشی ساختار دولت تبدیل شدهاند. با این حال، خطر اصلی در شرایط کنونی آن است که مجموعه این تغییرات تاکتیکی، در صورت نبود مدیریت سیاسی و راهبردی، به تدریج به بستری برای افزایش فشارهای مضاعف بر مقاومت تبدیل شود. اگر این روند بدون هماهنگی، انسجام داخلی و مدیریت هوشمندانه ادامه یابد، ممکن است مطالبات آمریکا از مرحله تغییرات اداری و مدیریتی عبور کرده و به حوزههای حقوقی، سازمانی و عملیاتی گسترش یابد.
✅از این رو، مهمترین ضرورت در مقطع کنونی، تفکیک میان اقدامات تاکتیکی دولت عراق و اهداف راهبردی بازیگران خارجی است. واکنشهای شتابزده یا تقابل زودهنگام، میتواند زمینه لازم را برای افزایش فشارها فراهم کند؛ در مقابل، حفظ انسجام داخلی، تقویت هماهنگی میان فصائل مقاومت، تعامل سیاسی مؤثر با دولت مرکزی و جلوگیری از شکلگیری شکافهای داخلی، میتواند امکان عبور از این مرحله را با هزینهای کمتر فراهم سازد.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 1 |
| 11 | 🌐«توافق سه جانبه واشنگتن»؛ مهندسی تسلیم یا عادی سازی؟
#تحلیل_کوتاه
📝محمدعلی حسننیا
🔸در پس ظاهر دیپلماتیک امضای «توافق چارچوب سهجانبه» میان واشنگتن، تلآویو و بیروت، واقعیتی تلخ نهفته است: این سند لبنان را در مسیری اجباری با دامهای سیاسی و میدانی قرار میدهد. آنچه به عنوان طناب نجات معرفی میشود، سرابی از حاکمیت مشروط و زمینهسازی برای درگیریهای آینده است.
💢سراب حاکمیت مشروط
🔹توافق در بندهای آغازین خود، خروج ارتش اسرائیل را به خلع سلاح گروههای مسلح مشروط میکند؛ شرطی که ارتش اسرائیل در عمل از تحقق آن ناتوان بوده است. این بند، بهانهای حقوقی برای تداوم اشغال به تلآویو میدهد. در اقدامی آشکار، نتانیاهو پیش از خشک شدن مرکب توافق، با اعلام ماندن در «منطقه امنیتی» جنوب و ممنوعیت بازگشت آوارگان، روح حاکمیتی سند را نابود ساخت. این رفتار، الگوی آشنایی از بیتعهدی اسرائیل را تداعی میکند؛ چنانکه در سوریه نیز تلآویو به عهد خود وفادار نماند. اکنون نیز در جنوب لبنان، هدف فراتر از اشغال است؛ اسرائیل به دنبال ایجاد منطقه حائل و تغییر بافت جمعیتی برای تضعیف ساختار انسانی و جغرافیایی منطقه است.
💢آزادی عمل در جنوب
🔹ابتکار «مناطق آزمایشی» در این توافق، ارتش لبنان را در موقعیت رویارویی با حامیان حزبالله قرار میدهد و عملاً زمینهساز جنگی داخلی با تصمیم بینالمللی است. وعده ۳۰ میلیون دلاری آمریکا برای چنین مأموریتی، توهینی آشکار به نهاد نظامی لبنان محسوب میشود. در مقابل، بند «حق دفاع از خود» برای اسرائیل، چراغ سبزی برای هر گونه تجاوز آینده به لبنان است. اسرائیل به صراحت به دنبال حفظ آزادی عمل کامل در جنوب لبنان است.
💢وعدههای بیپشتوانه
🔹بندهای مربوط به بازسازی و کمکهای اقتصادی، فاقد هر گونه سازوکار مالی الزامآور است و در حد شعارهایی بیمحتوای تبلیغاتی باقی میماند. این در حالی است که بار سنگین اجرای مفاد امنیتی، تماماً بر دوش لبنان نهاده شده است.
💢شکاف داخلی؛ بحران پیشِ رو
در داخل لبنان، این توافق شکاف عمیقی ایجاد کرده است. دولت، به رهبری ژوزف عون، آن را گذرگاهی اجباری برای توقف ویرانی میبیند و حاضر است سلاح را فدای بقای دولت کند. در سوی دیگر، حزبالله و متحدانش این سند را «چک تسلیم» و نابودکننده معادله بازدارندگی میدانند. از سوی دیگر، حزب الله و جامعه شیعی و برخی جوامع دیگر مثل اهل سنت و دروزی ها از این توافق ناراضی هستند. به همین علت بود که حتی فضل الله نماینده حزب الله اعلام کرد اسرائیل ما را به سمت جنگ داخلی سوق میدهد. موضوعی که شبکه ۱۴ اسرائیل هم به آن اشاره کرد که تل آویو علاقه دارد لبنان به سمت جنگ داخلی برود تا جنوب را برای همیشه پاک سازی کند.
💢تحرکات دیپلماتیک
🔹در همین حال، حزبالله برای خروج از بنبست کنونی، با جدیت به دنبال توافق آتشبس از طریق میانجیگری پاکستان است. این ابتکار دیپلماتیک، تلاشی برای دور زدن چارچوب تحمیلی واشنگتن-تلآویو و دستیابی به آتشبسی است که منافع مقاومت را حفظ کند. اسلامآباد به عنوان میانجی جایگزین، میتواند فضایی برای مذاکره فراهم آورد که در آن، شرط خلع سلاح کامل، جای خود را به راهحلی تدریجی و قابل قبولتر بدهد.
💢نقش تهران؛ گره اصلی
🔹ایران به عنوان بازیگر کلیدی، این توافق را دخالت در شئون راهبردی خود دانسته و با آن مخالف است. از نگاه تهران، سلاح حزبالله نه موضوعی داخلی برای مذاکره رئیسجمهور لبنان، که رکنی از سیستم بازدارندگی ایران محسوب میشود. به همین دلیل، مخالفت با اجرای مفاد میدانی این توافق، محتملترین سناریو است.
💢راهحل جایگزین؛ واقعبینی به جای توهم
🔹«چارچوب سهجانبه» طرحی برای صلح پایدار نیست. تجربه سوریه نشان داد که اسرائیل به تعهدات خود پایبند نمیماند و هر توافقی را شروعی برای خواستههای بیشتر میبیند. اینک در جنوب لبنان، هدف نهایی اسرائیل تغییر بافت جمعیتی و ایجاد منطقه حائل با پاکسازی قومی است.
🔹راهکار واقعگرایانه، کنار گذاشتن شرط غیرممکن «خلع سلاح کامل و فوری» و بازگشت به فرمولی اصلاحشده از قطعنامه ۱۷۰۱ و پایان نتانیاهو به عنوان یک حاکم جنگ طلب در خاورمیانه است. از سوی دیگر، واکنش عملی حزبالله به این توافق میتواند طیفی از اقدامات نظیر گسترش اعتراضات خیابانی و یا حتی اقدامات سیاسی برای ساقط کردن دولت لبنان را در بر بگیرد.
✅حزب الله دو نکته را در خصوص سلاح مطرح می کند که واقعیت عینی است. یا باید اسرائیل جنگ طلبی و حمله به لبنان را برای همیشه کنار بگذارد یا اینکه یک راهبرد دفاعی منسجم در لبنان برای اشغال نوشته شود. طرحی که مانند حشدالشعبی در عراق باشد موردی که یکبار جوزف عون آن را رد کرد. لبنان بدون این دو مورد یعنی حفظ سلاح یا راهبرد دفاعی مانند آزمایشگاهی برای اقدامات نظامی اسرائیل خواهد بود.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 649 |
| 12 | 🌐مشارکت پنهان امارات در جنگ با ایران و آینده روابط دو کشور
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان
🔹به گزارش برخی منابع غربی نظیر وال استریت ژورنال، در جریان جنگ رمضان، امارات متحده عربی در کنار اسرائیل و ایالات متحده، مجموعهای از حملات هوایی را علیه اهدافی در خاک ایران انجام داد. به گفته این منابع، این حملات با هماهنگی آمریکا و اسرائيل و با استفاده از اطلاعات جاسوسی آنها انجام شده و اهدافی در بندر عباس، جزایر قشم و ابوموسی، پالایشگاه لاوان، پتروشیمی عسلویه و سایر تاسیسات انرژی را شامل شده است. این ادعا در حالی مطرح میشود که امارات رسماً اعلام کرده در جنگ اخیر هیچگونه مشارکتی نداشته است.
💢پیشینه روابط با اسرائیل
🔸امارات در چارچوب توافق ابراهیم، از نخستین کشورهای عربی بود که وارد فرآیند عادیسازی روابط با اسرائيل شد. پس از این توافق، همکاریهای اقتصادی، تجاری، اطلاعاتی و امنیتی میان دو طرف گسترش یافته و امارات به یکی از مبادی کریدور آیمک تبدیل شد. در همین چارچوب، چند عامل در ترغیب امارات به گسترش همکاری با اسرائیل دخیل بود. نخست، امارات به دنبال حامیانی قدرتمند برای پیشبرد جاهطلبیهای منطقهای و مطرح کردن خود به عنوان یک قدرت منطقهای بود. دوم، برداشت امارات این بود که میتواند با پیوستن به ائتلاف آمریکا و اسرائیل در تقابل با ایران، سهمی در دستاوردهای احتمالی این تقابل نظیر تصرف جزایر سه گانه داشته باشد.
💢تبعات ورود مستقیم به جنگ علیه ایران
🔸امارات با وجود آگاهی از آسیبپذیریهای خود، به ویژه در حوزه اقتصادی که شامل تجارت، گردشگری و صادرات انرژی میشود، بر این گمان بود که همکاری با آمریکا و اسرائیل میتواند این ضعف را جبران کند و بر همین اساس همکاری امنیتی خود با آمریکا و اسرائیل علیه ایران را به صورت پنهانی تشدید کرد. در طول جنگ نیز اسرائيل تلاش کرد با وعده تقویت توان دفاعی و استقرار سامانه دفاعی گنبد آهنین، این کشور را به مشارکت رسمی در جنگ ترغیب کند. اما به دلیل اثبات ناکارامدی این سامانهها حتی در دفاع از خود اسرائیل، چنین وعدههایی امارات را ترغیب به ورود مستقیم به جنگ نکرد.
🔸در عین حال، شواهدی نظیر بقایای پهپاد وینگ لونگ، فیلم پرواز جنگندههای میراژ در حریم هوایی ایران و تصاویر جنگندههای اماراتی با علائم ملی مخدوش شده، نشاندهنده نقش مستقیم امارات در حمله به ایران است. اما ترس از تبعات ورود رسمی به جنگ سبب شد ابوظبی مشارکت خود در جنگ را اعلام نکند. زیرا این اقدام میتوانست دامنه اهداف ایران در خاک امارات را گسترش داده و روابط دو کشور را تیرهتر سازد. همچنین اعلان جنگ به ایران سبب میشد دیگر کشورهای عربی برای بهبود روابط خود با ایران، ناچار شوند از امارات فاصله بگیرند. به علاوه، با توجه به روابط بهتر برخی از امیرنشینهای امارات با ایران، خطر تشدید اختلافات داخلی نیز بسیار محتمل بود.
🔸در این چارچوب، به نظر میرسد امارات برای حفظ وجهه برخی اقدامات نظامی علیه ایران را بدون پذیرش رسمی مسئولیت آن انجام داده و تنها برخی رسانههای غربی به افشای آن پرداختهاند. کارکرد دیگری که میتوان برای این افشا تصور کرد نمایش مزیتهای امنیتی توافق ابراهیم و کم رنگ جلوه دادن بیخاصیتی آن است.
💢بر سر دو راهی
🔸در جریان جنگ اخیر، بیشترین حملات ایران متوجه امارات متحده عربی بود. مطابق آمار رسانههای غربی، بیش از ۲۸۰۰ موشک و پهپاد به خاک این کشور شلیک شد. بر همین اساس، همکاری دفاعی و امنیتی با آمریکا و اسرائیل نه تنها منافع امنیتی برای امارات به همراه نداشت، بلکه به عاملی برای افزایش ناامنیها و وارد آمدن خسارات به این امیر نشین تبدیل شد.
✅اکنون به نظر میرسد پس از جنگ با ایران، امارات در یک دوراهی راهبردی قرار گرفته است. از سویی این کشور تمایل دارد در راستای پروژه منطقهای خود روابط خود با آمریکا و اسرائیل را تعمیق بخشد و حضور نظامی-امنیتی گستردهتر این دو بازیگر در امارات، آن را به عرصهای مشروع برای پاسخ ایران در تقابل با آمریکا و اسرائیل تبدیل می کند. از سویی دیگر، امارات برای بازیابی امنیت اقتصادی و ترانزیتی خود، ناچار خواهد بود از تشدید تنش در روابط خود با ایران اجتناب کند. تلاش برای یافتن راهی میانه احتمالاً مسیری است که امارات دنبال خواهد کرد. در این راستا میتوان تداوم تعاملات امنیتی نیمهپنهان با اسرائیل و تلاش برای جلوگیری از تشدید تنش با ایران را انتظار داشت.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 1 839 |
| 13 | فرا رسیدن ایام شهادت سید و سالار شهیدان، حضرت امام حسین (علیهالسلام) و یاران صدیق ایشان تسلیت باد. | 1 233 |
| 14 | 🌐میانجیگری برای پاکستان چه دستاوردهایی به ارمغان آورده است؟
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان
📝امیرمحسن شاهشرقی
🔸نام پاکستان و شخص فرمانده نیروهای دفاعی این کشور، عاصم منیر، از آغاز گفتگوهای پایان جنگ تاکنون بیش از هر میانجی دیگری بر سر زبانها بوده است. فارغ از اینکه سرنوشت توافقنامه اخیر چه باشد، پاکستان با نقشآفرینی فعال به عنوان میانجی بین ایران و ایالات متحده دستاوردهای قابلتوجهی داشته است. این دستاوردها را میتوان در چهار سطح فردی (برای شخص عاصم منیر)، ملی، منطقهای و بینالمللی بررسی نمود.
💢تثبیت چهره دیپلماتیک عاصم منیر
🔹برای شخص عاصم منیر این میانجیگری به یک کمپین برندینگ و تصویرسازی موفقیتآمیز بدل شده است. منیر پیش از این تلاشها، علیرغم اینکه به عنوان یک چهره نظامی و امنیتی قدرتمند شناخته شده بود، آوازه دیپلماتیک چندانی نداشت. در جریان این تلاشها اما، این تصویر از منیر در ذهن عمده ناظران پدیدار شده که وی، از معدود رهبران موجود جهان است که میتواند در آن واحد با تهران و واشنگتن تماس مستقیم برقرار کند و منبعث از کنشگری خود، مقامات عالی ایران و آمریکا را پس از نزدیک به پنج دهه پشت یک میز بنشاند. منیر اکنون علاوه بر «فرمانده نیروهای دفاعی پاکستان»، بهعنوان «فیلد مارشال محبوب» آمریکا، «دوست و برادر» ایرانیها و تسهیلگر اصلی «توافق اسلامآباد» شناخته خواهد شد. این دستاوردها به طور خاص میتوانند جایگاه وی را برای مواجهه با بحرانهای متاخر پاکستان، از زندان «ادیاله» گرفته تا «وزیرستان» و رودخانه سند، تقویت کند و همزمان، به افزایش حمایت بینالمللی از تلاشهای وی، بهعنوان یک سیاستمدار قابل، برای تثبیت قدرت فردی در پاکستان بینجامد.
💢تخلیه فشارهای اقتصادی و افکار عمومی
🔹در سطح ملی، پاکستان موفق شده است فشار ناشی از اختلال در زنجیره تامین انرژی خلیج فارس را علیه اقتصاد شکننده خود متوقف سازد. ظرفیت ذخیرهسازی پاکستان اندک است و این کشور 80 درصد نفت و گاز وارداتی خود را از کشورهای حاشیه خلیج فارس تامین میکرد. از این منظر، فشار انسداد تنگه و جهش قیمت انرژی برای پاکستان تبعات وسیعتری به دنبال داشت. مضاف بر این، پاکستان با توفیق در میانجیگری و متوقفساختن آتش، پاسخ مناسبی به افکار عمومی همسو با ایران –بالاخص شیعیان- داده است.
💢جلوگیری از تنگتر شدن حلقه محاصره
🔹در سطح منطقهای، تغییر رژیم در ایران و رویکار آمدن یک دولت همسو با اسرائیل، حلقه محاصره را علیه پاکستان تنگتر میکرد. در محیط رسانهای پاکستان بهکرات درباره این مسئله بحث میشد که چنین تحولی، به معنای گسترش حلقه محاصرهای است که از سوی هند، طالبان و اسرائیل دور پاکستان تنیده شده است و اثر سرریز آن در افزایش حملات تروریستی در بلوچستان و خیبرپختونخوا قابل مشاهده است. علاوه بر این، توافق حاصل شده کابوس راهبردی پاکستان برای انتخاب میان ایران یا عربستان را مرتفع ساخته است.
💢ارتقای تصویر بینالمللی و افزایش قدرت مانور
🔹مهمترین دستاورد پاکستان از میانجیگری را اما باید در سطح بینالمللی جستجو کرد. دیری است که نام پاکستان در افکار عمومی جهان با مشکلات و معضلاتی همچون «تروریسم» و «افراطگرایی» گره خورده است و پروپاگاندای فعال با محوریت هند علیه این کشور، در سالهای اخیر با قوت و شدت ادامه داشته است. نزد نخبگان و سیاستمداران نیز، نام پاکستان برای بسیاری تداعیکننده کشوری با شکنندگی اقتصادی و ابهام در سیاست امنیتی یا به اصطلاح ترامپ در مناظرات انتخاباتی خود،«نیروی بیثباتکننده» بود. در این میان، میانجیگری برای متوقفساختن جنگی که آثار آن در پمپ بنزینها و مزارع چهارگوشه دنیا به صورت روزمره احساس میشد، فرصتی به پاکستان اعطا نموده تا تصویر یک قدرت مسئول و تسهیلگر صلح از خود ارائه نماید. باید توجه داشت که این نقشآفرینی موفق و ارتقای تصویر بینالمللی، قدرت مانور دیپلماتیک و سیاسی پاکستان را در سایه تقابل فزاینده ایالات متحده و چین بیشتر میکند و این کشور میتواند اعتبار بهدستآمده از این میانجیگری را در پایتختهای مختلف، از پکن و واشنگتن گرفته تا تهران، آنکارا، ریاض و قاهره خرج نماید.
💢جمعبندی
✅توافق اسلامآباد آوازه دیپلماتیک عاصم منیر را تقویت نموده است و حمایت بینالمللی از تثبیت قدرت وی در پاکستان را افزایش خواهد داد. این نقشآفرینی مثبت میتواند برای پاکستان آورده سیاسی و اعتباری مشهودی به همراه داشته باشد که دستکم از زمان پرویز مشرف بدین سو، کمیاب بوده است. در واقع، پاکستان پس از این میانجیگری موفقیتآمیز میتواند به افزایش پرستیژ بینالمللی خود امیدوار باشد و باتکای آن، برای حل معضلات داخلی و منطقهای ظرفیت خلق نماید؛ هرچند که نمیتوان از فعلیتیابی این ظرفیتها در عمل مطمئن بود.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 859 |
| 15 | 🌐معمای داراییهای بلوکهشده ایران برای ترامپ
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان
🔸برای ترامپ که همیشه به انتقال ۱.۷ میلیارد دلار به ایران ذیل برجام انتقاد میکرد، آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران کار دشواری است. در طول دو دوره مذاکرات طی سال ۱۴۰۴ که به دو جنگ ۱۲ روزه و رمضان منتهی شد، ترامپ از ارائه امتیاز اقتصادی معنادار به ایران خودداری کرد. اما اکنون ماجرا متفاوت شده؛ زیرا اقتصاد آمریکا به دلیل محدودیت تردد در تنگه هرمز تحت فشار است و ترامپ برای انعقاد هرگونه توافقی بهاجبار باید حداقل بخشی از داراییهای ایران را آزاد کند. ترکیبی از ملاحظات سیاست داخلی ترامپ و ملاحظات در برابر ایران، آزادسازی داراییها را به یک مسئله چندوجهی برای ترامپ تبدیل کرده است.
💢داراییها چه مقدار و کجا هستند؟
🔹مطابق تخمینها ایران چیزی حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیارد دارایی بلوکهشده در سراسر جهان دارد. بخش اعظم این پول ناشی از فروش نفت و گاز بوده و بخش دیگر به سفارش تسلیحات از کشورهای غربی توسط ایران پیش از انقلاب اسلامی مربوط میشود. همچنین بیش از نیمی از این داراییها شناسایینشده هستند، به این معنی که یا مالکیت آنها مبهم یا مورد اختلاف حقوقی است. چین (۲۰ میلیارد دلار)، قطر (۷ میلیارد + ۶ میلیارد منتقلشده از کره جنوبی)، هند (۷ میلیارد) و عراق (۶ میلیارد) اصلیترین کشورهای میزبان داراییهای شناساییشده هستند. بخش اندک باقیمانده نیز در کشورهایی نظیر ایالات متحده، لوکزامبورگ و ژاپن قرار دارد.
💢ترامپ پولی نمیدهد، اعراب میدهند
🔹ترامپ به دلیل ملاحظات سیاست داخلی، میکوشد مسئله انتقال پول به ایران را به اعراب حواله کند. در این صورت، میتواند افکار عمومی را - هرچند به نادرستی - توجیه کند که آمریکا برخلاف برجام پولی به ایران نخواهد داد. طبق گزارشها آمریکا و ایران در حال گفتگو برای آزادسازی ۶ میلیارد پول ایران هستند که از کره به قطر منتقل شده بود. پیشتر نیز در برخی منابع ادعا میکردند مذاکرات ۶۰ روزه تنها پس از آزادسازی ۱۲ میلیارد دارایی بلوکهشده آغاز خواهد شد، هرچند که در تفاهمنامه چنین چیزی درج نشده است.
🔹افزون بر این، در تفاهمنامه موضوع ایجاد صندوق بازسازی ایران به مبلغ ۳۰۰ میلیارد دلار مطرح شده که باز هم مسئولیت آن بر دوش کشورهای عرب است. صرفنظر از میزان عملیبودن چنین وعدهای -که مشخصاً معادل پرداخت غرامت است- دولت ترامپ میکوشد در مقابل افکار عمومی، خود را تا حد ممکن از مسئله پرداخت پول فاصله دهد. به همین خاطر ترامپ مکرراً پرداخت پول به ایران را تکذیب میکند.
💢دموکرات و جمهوریخواهان ناراضی هستند
🔹با وجود انتقال ظاهری مسئولیت به اعراب، ترامپ همچنان از سمت دموکراتها و حتی همحزبیان خود بابت آزادسازی داراییها و صندوق بازسازی تحت فشار است. مبلغ احتمالی آزادشده، هرچقدر هم باشد، از مبلغ توافق برجام بیشتر خواهد بود و این به اعتبار ترامپ ضربه سنگینی میزند. در فضای مجازی آمریکا هم ترامپ به همین دلیل مورد تمسخر قرار گرفته است. چاک شومر، رهبر دموکراتهای سنا، در پستی در X اعلام کرد که از توافقی که ۳۰۰ میلیارد دلار به ایران میدهد حمایت نخواهد کرد. سایت رسمی دموکراتها در سنا نیز با بازنشر مخالفت جمهوریخواهان اعلام کرد که این توافق بد و غیرقابل پذیرشی است.
💢داراییهای ایران یک مسئله امنیتی در آمریکا دیده میشود
🔹بحث داراییها صرفاً به دلیل خدشه به اعتبار جمهوریخواهانی که همیشه منتقد برجام بودند اهمیت ندارد. به باور نخبگان سیاسی آمریکا، حتی آزادسازی نصف یا یکسوم داراییهای شناساییشده، کمک مالی قابل توجهی به ایران خواهد بود که هماکنون با چالشهای اقتصادی بزرگی مواجه است. ایران میتواند با این داراییها نهتنها بخشی از این چالشها را برطرف، بلکه توان موشکی و پهپادی خود نیز تقویت کند. حتی اگر این منابع برای خرید کالاهای اساسی منحصر شود، دست ایران را برای استفاده از سایر منابع باز میکند. این امر بسیار منفی برای جمهوریخواهان است که تا چند وقت پیش با ترکیب تحریم اقتصادی و حمله نظامی قصد تسلیم ایران را داشتند.
✅ترامپ میکوشد از طریق انتقال غیرمستقیم داراییها اثبات کند آمریکا هیچ پولی به ایران نمیدهد. اما ترکیبی از فشارهای حزبی و نگرانی از قدرتمندترشدن ایران پس از جنگ، باعث میشود سرنوشت نهایی این داراییها در هالهای از ابهام باشد. از شخصیت ترامپ بعید نیست که تحت این فشارها و نگرانیها طی مذاکرات ۶۰ روزه از وعده بازگرداندن داراییها عقبنشینی کند یا رقم آن را به شدت کاهش دهد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 903 |
| 16 | 🌐سپیدنامه حکمرانی جهانی چین؛ از نقد نظم موجود تا معماری نظم بدیل
#مطالعات_چین
#مقاله_تحلیلی
📝احمد رمضانی
🔸دفتر اطلاعات شورای دولت چین در تاریخ 17 ژوئن 2026، سپیدنامه «حکمرانی جهانی عادلانه و منصفانهتر؛ آموزهها، رهنمودها و اقدامات چین» را منتشر کرد که شیجینپینگ سال قبل ایده آن را مطرح کرده بود. بهصورت کلی این سند رویکردی دوبعدی سلبی و ایجابی به حکمرانی جهانی اتخاذ کرده است؛ بهگونهای که ابتدا برخی کشورهای توسعهیافته و مخصوصاً به سرکردگی آمریکا را بهخاطر چالشهای کنونی عرصه بینالمللی مانند هژمونیسم، یکجانبهگرایی، جنگ تجاری-فناوری و دستدرازیهای قلدرمآبانه به سایر دول سرزنش میکند. همچنین در ادامه بهصورت ایجابی، چارچوب ابتکار حکمرانی جهانی و مسیر پیادهسازی آن را در قالب تمرکز بر ثبات، هماهنگی و چندجانبه گرایی پیشنهاد میدهد.
💢از نقد ساختار تا بازیگران مخل حکمرانی جهانی
🔹انتشار سپیدنامه حکمرانی جهانی چین در شرایطی صورت گرفته که نظام بینالملل با فرسایش نهادهای چندجانبه و افزایش رقابتهای ژئوپلیتیکی مواجه است. با تنشزایی قدرتهای بزرگ و مخصوصا آمریکا، هم احتمال وقوع شوکهای ناگهانی و پیشبینیناپذیر موسوم به «قوی سیاه» افزایش یافته و هم بحرانهای قابل پیشبینی اما مزمن «کرگدن خاکستری» تداوم یافتهاند. نمونه دسته نخست، رخدادهای غافلگیرکننده مانند ونزوئلا با پیامدهای ژئوپلیتیکی بوده و نمونه دسته دوم، تنشهای مزمن نظامی در غرب آسیا و اوکراین که بهتدریج به بیثباتی و اختلال در نظام جهانی دامن زدهاند. به همین دلیل، نظم بینالمللی دیگر قادر به مدیریت مؤثر چالشهای جدید نیست.
💢حکمرانی جهانی با ویژگیهای چینی
🔹چین ضمن ایدهپردازی تا نهادسازی، تلاش میکند چارچوبی یکپارچه برای تولید کالاهای عمومی جهانی و اصلاح حکمرانی ارائه دهد. بااینحال، تأکید میکند که نباید چرخ حکمرانی جهانی از نو اختراع شود، بلکه باید با تکیهبر سازوکارهای سازمان ملل، نظام موجود بازآرایی و تقویت گردد. در همین چارچوب، چین با وجود مشارکت فعال در نهادسازیهایی مانند بانک سرمایهگذاری زیرساختی آسیا و گسترش شبکهای از همکاریهای زیرساختی، مالی و دیجیتال در سطح جهانی، خواستار اصلاح برخی نابرابریها در نهادهای موجود است. همچنین این رویکرد بر تعامل فعالتر با ترتیباتی مانند موافقتنامه مشارکت جامع و مترقی ترانسپاسیفیک تأکید دارد. در مجموع، این الگو بهجای تقابل با حکمرانی موجود، بر اصلاح تدریجی آن از درون و گسترش همکاریهای جنوب–جنوب استوار است.
💢سپیدنامه چین در سایه تنشهای ژئوپلیتیکی
🔹اهمیت این سند وقتی روشنتر میشود که آن را در بستر تحولات منطقهای، بهویژه تقابل ایران با آمریکا و اسرائیل، تحلیل کنیم؛ زیرا زمان انتشار آن تصادفی به نظر نمیرسد. چین میکوشد در فضایی که بسیاری از افکار عمومی جنوب جهانی از عملکرد غرب در بحرانهایی مانند اوکراین، ونزوئلا و ایران ناراضیاند، خود را حامی گفتوگو، ثبات و امنیت جمعی معرفی کند. از نگاه پکن، تشدید درگیریها در غرب آسیا، آمریکای لاتین و بین روسیه-اوکراین نشانهای از ناکارآمدی الگوهای امنیتی مبتنی بر ائتلافهای نظامی و بازدارندگی سنتی است. جنگ رمضان برای روایت چینی سه کارکرد همزمان نمایش ضعف حکمرانی موجود و ناتوانی غرب در مدیریت بحرانها، برجستهکردن ایده امنیت مشترک در چارچوب ابتکار امنیت جهانی و تقویت نفوذ سیاسی چین در میان کشورهای جنوب جهانی دارد که نسبت به استانداردهای دوگانه غرب در قبال مسائل منطقهای انتقاد دارند.
💢پارادوکس قدرت؛ محدودیتهای نگاه چینی
🔹میان ادعاهای هنجاری درباره ضرورت اصلاح حکمرانی و ظرفیت چین برای ایفای نقش فعالتر در حل بحرانهای جهانی شکاف وجود دارد. چین با چالشهایی مانند تشدید رقابتهای ژئوپلیتیکی، قطبیشدن قدرتها و حرکت به سمت بلوکبندی مواجه است که امکان شکلگیری اجماع قدرتهای بزرگ را برای اصلاح حکمرانی جهانی محدود میکند. علاوه بر این، فقدان اجماع قدرتهای غربی بهویژه آمریکا و اروپا برای بازتوزیع قدرت نهادی در نهادهای بینالمللی، در کنار ناهمگونی و عدم انسجام جنوب جهانی که متشکل از کشورهایی با منافع و اولویتهای متفاوت و بعضاً متعارض است، از دیگر موانع شکلگیری حکمرانی جهانی چینی است.
💢جمعبندی
✅در مجموع، مهمترین پیام سند آن است که دوران انحصار غرب بر روایت حکمرانی جهانی رو به پایان است. سپیدنامه حکمرانی جهانی چین را باید بخشی از تلاش گستردهتر این کشور برای تعریف جایگاه خود در دوران گذار نظام حکمرانی جهانی دانست. این سند بهدرستی بر برخی کاستیهای حکمرانی جهانی و ضرورت اصلاح آن تأکید میکند، اما هنوز میان آرمانهای مطرحشده در آن و واقعیتهای سیاسی جهان فاصله وجود دارد.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 1 925 |
| 17 | 🌐تفاهم با ایران چه تاثیری بر روابط آمریکا و اسرائیل می گذارد؟
#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه
🔸با امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا، اکنون برخی اختلافات و شکافها در مواضع مقامات آمریکایی و اسرائیلی نسبت به این تفاهم بروز یافته است. مطابق تفاهم اشاره شده، اکنون قرار است تنها تنگه هرمز بازگشایی شده و سایر مسائل اختلافی در مدت ۶۰ روز پس از امضای اولیه حل و فصل شود. در نگاه اسرائیلی ها بعید است آنچه تا کنون در جنگ بدست نیامده، آمریکا بتواند در مذاکرات ۶۰ روزه بدست آورد. در کنار این مسئله، یکی از جنجالیترین بندهای توافق، آتش بس در تمامی جبههها و الزام آور بودن توقف جنگ در لبنان است. مجموع این مسائل سبب شده تا اکنون در اسرائیل نارضایتی گستردهای نسبت به توافق آمریکا با ایران شکل گیرد.
🔹به نظر میرسد ترامپ به دلیل تاثیرات گسترده جنگ با ایران بر اقتصاد جهانی و بازارهای انرژی و نیز فشارهای داخلی و خارجی، مایل باشد حداقل برای چندماه (احتمالا مطابق با زمانبندی سیاسی انتخابات میان دورهای آمریکا)، کارزار نظامی فعلی خود با ایران را متوقف کند. اما از سوی دیگر، نتانیاهو به دلیل عدم دستیابی به دستاوردی چشمگیر در جنگ با ایران و با توجه به انتخابات پیش رو در اسرائیل، تمایلی به توقف درگیریها نداشته و به شدت خواهان تشدید آن خصوصاً در نبرد با حزبالله است. این مسائل سبب شده تا در مقطع کنونی، زمانبندی های سیاسی نتانیاهو و ترامپ درتعارض با یکدیگر قرار گرفته و اختلافات میان آنها به اوج برسد.
🔹در حالی که کاخ سفید چارچوب کلی تفاهم با ایران را به عنوان یک دستاورد دیپلماتیک معرفی کرده و تاکید میکند که این تفاهم میتواند منطقه را از یک جنگ گسترده نجات دهد، مقامات اسرائيل معتقدند که این توافق اهداف اسرائیل را محقق نساخته و به همین دلیل، خواستار تداوم جنگ با ایرانند. یکی از نگرانیهای جدی اسرائیل، عواید اقتصادی این توافق برای ایران است. مقامات اسرائيل معتقدند که هرگونه آزادسازی داراییهای بلوکه شده ایران و رفع تحریمهای نفتی، میتواند منابع قابل توجهی را در اختیار ایران قرار داده و به بازسازی و تقویت قدرت نظامی این کشور و متحدانش کمک کند. علاوه بر این، هیچ تضمینی وجود ندارد که پس از پایان دوره ترامپ، ایران همچنان به تعهدات خود پایبند بماند.
🔹اما مهمترین نارضایتی اسرائیل از تفاهم، گره زدن موضوع لبنان به توافق با ایران است که از نظر رژیم، آزادی عمل ارتش اسرائیل در لبنان را سلب کرده و به همین دلیل به ضرر اسرائیل خواهد بود. پس از حمله اسرائيل به ضاحیه تنها ساعاتی پیش از اعلام رسمی توافق ایران و آمریکا، تنشها میان مقامات اسرائيل و ایالات متحده به اوج رسید. مقامات تلآویو با این اقدام تلاش کردند تا به واشنگتن تفهیم کنند که حتی در صورت امضای توافق با تهران، تلآویو به دنبال حفظ آزادی عمل خود در لبنان خواهد بود. اما مقامات آمریکایی که دستیابی به توافق را در آستانه فروپاشی میدیدند، تلاش کردند تا از طریق واسطهها از ایران بخواهند که به اسرائیل حمله نکند.
🔹تهران نیز پایان جنگ در تمامی جبههها را شرط اساسی خود برای امضای توافق اعلام کرد. اما تبعاً این بند از توافق منوط به تمکین اسرائیل بوده و مطابق شواهد موجود، اکنون اسرائيل تمایلی به تبعیت از آمریکا در این خصوص ندارد. بر همین اساس، مقامات اسرائیل معتقدند که تنها عامل بازدارنده حزبالله اهرم میدان بوده و تفاهمات دیپلماتیک، نه تنها چالش اسرائیل با حزبالله را مرتفع نمیسازد، بلکه منجر به بازیابی توان این گروه خواهد شد. اما در ادامه ونس با اظهاراتی بیسابقه اظهار داشت که اسرائيل تنها یک دوست واقعی در جهان دارد و بیش از دو سوم سلاحهایش از طریق آمریکا تامین میشود. بنابراین، این رژیم نمیتواند ریسک دور شدن از متحد بزرگ خود را بپذیرد.
✅مطابق شواهد موجود، اکنون شکاف عمیقی میان خواستههای سران آمریکا و اسرائيل در خصوص تداوم یا خاتمه جنگ با ایران به وجود آمده و همین مسئله سبب شده است تا نارضایتی از عملکرد ترامپ در میان مقامات تلآویو افزایش یابد. به هر جهت بعید است ترامپ منافع خود را قربانی موقعیت سیاسی و محذوریتهای داخلی نتانیاهو کند و مطابق با زمانبندی او پیش رود اما به نظر میرسد در لبنان رئیس جمهور آمریکا بر خلاف متن تفاهمنامه و بسته به واکنش ایران تا جای ممکن دست نتانیاهو را باز گذاشته و حداقل، عقب نشینی نیروهای اسرائیلی از لبنان را به تعویق اندازد. اظهارات ونس مبنی بر این که خروج اسرائيل از جنوب لبنان، بخشی از مذاکرات با ایران نیست، خود موید این مسئله است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 1 950 |
| 18 | 🔵مواجهه رویای خط لوله سوریه با واقعیتهای سخت!
▪️موسسه واشنگتن
#اکوتهران
#جنگ_رمضان
🔸این روزها در واشنگتن از نقشآفرینی سوریه بهعنوان جایگزین زمینی تنگه هرمز صحبت بسیار است. با سقوط اسد در دسامبر ۲۰۲۴ و تصمیم ترامپ برای تعامل با رهبران جدید سوریه، مجدد توجهات به نقش نادیدهگرفتهشده این کشور بهعنوان یک رابط ترانزیتی انرژی در منطقه جلب شده است. انتقال نفت عراق و کشورهای خلیج فارس به بنادر مدیترانه یا گاز قطر به اروپا از طریق خطوط لوله و ایجاد زیرساختها متصلکننده خلیج فارس، شرق مدیترانه، دریای سیاه و قفقاز به یکدیگر در مرکز این توجهات است و به باور موافقان، چنین پروژههایی مسیرهای جهانی انرژی را تنوع میبخشد، متحدان آمریکا در اروپا را تقویت میکند و توانایی ایران را برای تاثیرگذاری بر بازارهای انرژی کاهش میدهد.
🔹در حالی که این پیشنهادها بر موقعیت راهبردی جغرافیایی سوریه تاکید دارند، یک واقعیت مهم نادیده گرفته میشود: پروژههای خط لوله بارها سوریه را در مرکز درگیریهای سیاسی و عملیاتهای خرابکارانه نیز قرار دادهاند. این موضوع بهویژه درباره پیشنهاد احیای خط لوله نفت کرکوک–بانیاس و ساخت خط لوله گاز قطر–ترکیه صدق میکند. هر دو پروژه از مناطق کمجمعیتی عبور میکنند که گروههای مسلح همچنان در آنها فعال هستند. بسیاری از این طرحها همزمان یک واقعیت پایه تجاری دیگر را نادیده میگیرند: مهمترین مشتری و بازار در حال رشد برای انرژی خلیج فارس همچنان آسیاست و این موضوع از جذابیت سوریه بهعنوان یک کریدور اصلی صادراتی خواهد کاست.
💢یک قرن خطوط لوله و بیثباتی
🔹خطوط لوله منطقهای نقشی تاثیرگذار در تاریخ سیاسی سوریه داشتهاند. خط لوله ترانس عربی (تپ لاین) که با حمایت آمریکا برای انتقال نفت خام عربستان سعودی به مدیترانه ساخته شد، در نخستین کودتاهای سیاسی سوریه نقش داشت. در جریان بحران سوئز در سال ۱۹۵۶، نیروهای اسرائیلی ایستگاههای پمپاژ در امتداد خط لوله کرکوک–بانیاس را هدف قرار دادند. در سال ۱۹۸۲، حافظ اسد پس از همپیمانی با تهران علیه صدام حسین، این خط لوله را تعطیل کردو بعدتر نیروهای آمریکایی در جریان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ بخشی از آن را هدف حمله قرار دادند. جنگ داخلی سوریه بخش زیادی از بقایای این خطوط لوله را نابود کرد و داعش و دیگر گروههای مسلح، زیرساختهای نفت و گاز، خطوط لوله و ایستگاههای پمپاژ را هدف نظامی در نظر میگرفتند. تا سال ۲۰۲۴، بخش زیادی از شبکه انرژی سوریه آسیب دیده یا از کار افتاده بود.
💢وضعیت در دوره پسااسد
🔹چندین کریدور هماکنون در حال فعالیت هستند: یکی خط لوله گاز عربی، که گاز را از اسرائیل و اردن به سوریه منتقل میکند؛ دیگری خط لوله کیلیس–حلب، که گاز جمهوری آذربایجان را از طریق ترکیه به شمال سوریه میرساند و در نهایت، یک کریدور زمینی برای انتقال با کامیونهای نفتکش از عراق به سواحل مدیترانه که بین 140 تا 220 هزار بشکه رکورد متاخر آن است. در مقابل، احیای خط لوله کرکوک–بانیاس یا احداث خط لوله گاز قطر-ترکیه نیازمند از مناطقی عبور خواهد کرد که تامین امنیت آنها همچنان مشکل است و قرنهاست که در برابر کنترل کامل دولتها مقاومت کردهاند.
💢جغرافیای سخت
🔹فرض کریدورهای عبوری از سوریه این است که تولیدکنندگان خلیج فارس میخواهند صادرات خود را به سمت اروپا هدایت کنند. اما در واقع، چین، هند، ژاپن، کره جنوبی و کشورهای جنوب شرق آسیا همچنان اصلیترین بازارهای رو به رشد برای نفت و گاز خلیج فارس هستند. در این خصوص، گزینههایی چون مسیر عربی دریای سرخ و خط لوله امارات ضمن اجتناب از خطرات سوریه، نیاز بازارهای آسیایی را تأمین میکنند. اقلیم کردستان وضعیتی متفاوت دارد و دسترسی به مدیترانه از طریق سوریه، برای آن بسیار ارزشمند است. قطر نیز ممکن است به دلیل آسیبپذیری صادرات الانجی (LNG) در عبور از تنگه هرمز، مسیرهای زمینی را مدنظر قرار دهد. کماکان، جهت اصلی بازار همچنان به سمت شرق است، نه غرب.
💢جمعبندی
✅دولت ترامپ و گروههای تجاری سوری–آمریکایی، در موقعیت جغرافیایی سوریه فرصتهایی میبینند. چشمانداز گستردهتر آنها از طرح «چهار دریا» الهام گرفته شده است؛ طرحی که خلیج فارس، دریای خزر، مدیترانه و دریای سیاه را از طریق شبکههای زیرساختی به یکدیگر متصل میکند. اما پیش از هرگونه سرمایهگذاری، واشنگتن باید از کاهش ریسکهای سیاسی، امنیتی و مقرراتی موجود در سوریه آغاز کند. سوریه در چهارراه چندین منطقه قرار گرفته و ظرفیت تبدیل شدن به یک مرکز انرژی را دارد. با این حال، خطوط لولهای که از خاک آن عبور کردهاند بارها قربانی جنگ، بیثباتی و خرابکاری شدهاند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 574 |
| 19 | ♦️آیا میتوان به آتشبس ایران امید داشت؟
▪️نشنال اینترست
#تهران_ریویو
🔹با وجود تلاشهای مستمر ایالات متحده برای معرفی خود بهعنوان میانجی توافقهای بزرگ با هدف برقراری صلح و ثبات در خاورمیانه تحولات اخیر در سیاست خارجی و دفاعی، چه در سطح منطقهای و چه بینالمللی، پرسشهای اساسی درباره راهبرد آمریکا مطرح کرده است. آیا آمریکا واقعاً در مسیر ایجاد صلحی پایدار در خاورمیانه حرکت میکند؟ یا آنکه به سمت الگویی جدید از مداخلات نظامی دورهای پیش میرود که دشمنانش را در وضعیتی از فرسایش و بیثباتی دائمی نگه میدارد، بدون آنکه چشمانداز روشنی برای یک راهحل بلندمدت ارائه دهد؟
💢جنگ ایران چه دستاوردی برای آمریکا داشت؟
🔸پس از سه ماه جنگ با ایران، هنوز مشخص نیست که این رویارویی چه دستاوردی برای آمریکا داشته است. حامیان و منتقدان ترامپ بهطور متناوب این جنگ را یا اقدامی ضروری برای بازترسیم موازنه قدرت در خاورمیانه توصیف کردهاند، یا عملیاتی پرهزینه که در نهایت همه طرفها را به نقطه آغاز بازگرداند.
🔸دولت ترامپ اکنون با چالشهای بزرگی برای ارزیابی نتایج این جنگ روبهرو است؛ جنگی که هزاران کشته بر جای گذاشت و دستکم ۳۵ میلیارد دلار هزینه نظامی مستقیم برای آمریکا به همراه داشت. افزون بر این، شرکتهای چندملیتی آمریکایی، کشورهای حاشیه خلیج فارس، اروپا، آسیا و اقتصاد جهانی نیز متحمل زیانهای مستقیم و غیرمستقیم اقتصادی، مالی و دفاعی شدند. این جنگ زنجیرههای تأمین جهانی را مختل کرد، جریان تجارت و انرژی را دچار آشفتگی ساخت و بحرانهایی در حوزه سوخت و کالاهای اساسی ایجاد کرد. بر اساس برخی برآوردها، این تحولات میتواند تا ۲۲ تریلیون دلار از رشد اقتصادی جهانی بکاهد.
💢کشورهای عربی نمیخواهند هزینه ماجراجوییهای آمریکا را بپردازند
🔸یکی از پرسشهای حلنشده این است که چه کسی هزینه بازسازی را بر عهده خواهد گرفت. برآوردها نشان میدهد بازسازی خسارتهای ناشی از جنگ ممکن است تا ۳۰۰ میلیارد دلار هزینه داشته باشد. این موضوع گمانهزنیهایی را درباره احتمال درخواست مجدد از کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج فارس برای تأمین مالی ایجاد کرده است. در نتیجه، پرسشی گستردهتر مطرح میشود: آیا امنیت منطقه بار دیگر بر پایه مدلی اداره خواهد شد که در آن کشورهای منطقه هزینه جنگهایی را بپردازند که طراحی و اجرای آنها خارج از کنترلشان بوده است؟ آنچه امروز در معرض خطر قرار دارد تنها بازسازی خرابیهای جنگ نیست، بلکه عادیسازی یک الگوی سیاسی و اقتصادی است که در آن واشنگتن هزینه مداخلات نظامی خود را به متحدان و شرکایش منتقل میکند.
💢آیا آتشبس مشکلات ایران و آمریکا را حل میکند؟
🔸بزرگترین چالش پیش روی توافق کنونی آن است که بسیاری از مسائل بنیادی را حلنشده باقی گذاشته و از این رو، اعلام پایان جنگ را زودهنگام میسازد. این توافق ممکن است صرفاً یک آتشبس موقت باشد که دور بعدی تنش را به تعویق میاندازد، نه اینکه یک راهحل راهبردی و بلندمدت ایجاد کند. اگر در اجرای توافق خللی ایجاد شود یا اختلافاتی درباره تفسیر مفاد آن به وجود آید، آمریکا و متحدانش ممکن است بار دیگر وارد چرخهای تازه از رویاروییهای نظامی آشکار در خاورمیانه شوند.
🔸تنگه هرمز همچنان یکی از حساسترین و خطرناکترین موضوعات دوران پس از آتشبس است. هرچند عبور و مرور بینالمللی از این آبراه ادامه دارد، اما جنگ نشان داد که توانایی ایران برای تهدید یا مختلکردن این گذرگاه حیاتی، همچنان یک اهرم راهبردی مهم محسوب میشود که بعید است تهران بهسادگی از آن چشمپوشی کند.
🔸بحران اعتماد میان طرفهای درگیر نیز مانع بزرگی بر سر راه هرگونه توافق پایدار است. از دید ایران، حملات نظامی آمریکا و اسرائیل در جریان مذاکرات، اعتماد به جدیت مسیر دیپلماتیک را تضعیف کرده است. این امر ممکن است مذاکرهکنندگان ایرانی را در آینده به اتخاذ مواضع سختگیرانهتر و تعیین شروط دشوارتر در هر دور جدید گفتوگو سوق دهد.
🔸علاوه بر این، منازعه مستمر میان اسرائیل و متحدان منطقهای ایران نیز عاملی است که میتواند هرگونه تفاهم میان تهران و واشنگتن را تضعیف کند. تنشهای مداوم با حزبالله و گروههای مسلح نزدیک به ایران در عراق و یمن، همچنان از نگرانیهای راهبردی اسرائیل به شمار میرود.
💢جمعبندی
✅در مجموع، به نظر نمیرسد این جنگ به یک توافق نهایی و پایدار منجر شده باشد؛ بلکه بیشتر خطوط درگیری را بازترسیم کرده و موازنه قدرت را دگرگون ساخته است. در حالی که برخی از موفقیت دیپلماتیکی سخن میگویند که به رویارویی مستقیم پایان داده، دیگران معتقدند منطقه وارد مرحلهای شده است که در آن ریشههای اصلی منازعه همچنان پابرجاست و احتمال بازگشت تنشهای نظامی همواره وجود دارد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 223 |
| 20 | 🌐سفر شی به پیونگیانگ؛ بازآرایی نفوذ چین در شبهجزیره کره
#مقاله_تحلیلی
📝احمد رمضانی
🔸سفر دو روزه شی جینپینگ به کره شمالی را باید در چارچوب رقابت فشردهتر با آمریکا، تشدید نزدیکی کره شمالی و روسیه، تلاش برای بازتعریف نقش خود در نظم امنیتی شرق آسیا و همزمان با شصتوپنجمین سالگرد پیمان دوستی، همکاری و همیاری متقابل دو کشور تحلیل کرد. اهمیت این سفر زمانی بیشتر آشکار میشود که شی پس از هفت سال برای نخستین سفر خارجی خود، پیونگیانگ را انتخاب کرده است.
💢بازی ژئوپلیتیک چین
🔹یکی از مهمترین انگیزههای سفر شی، مدیریت پیامدهای نزدیکی روزافزون میان کره شمالی و روسیه است. مشارکت نظامی پیونگیانگ در جنگ اوکراین و امضای پیمان دفاع مشترک میان روسیه و کره شمالی در سال 2024، معادلات سنتی شبهجزیره کره را تغییر داده و ضرورت بازتعریف نقش چین در این محیط امنیتی جدید را افزایش داده است.
🔹در سطحی گستردهتر، چین در پی آن است که روابط خود با روسیه و کره شمالی را به عنوان یک اهرم موازنهساز در برابر ایالات متحده حفظ کند، بدون آنکه این همکاریها به شکلی پیش رود که کنترل تحولات شبهجزیره از دست پکن خارج شود. از این رو، سفر شی علاوه بر پیونگیانگ، حامل پیامهایی اینچنینی برای واشنگتن، سئول و توکیو نیز بود که چین همچنان بازیگر تعیینکننده در معادله کره باقی میماند.
💢ملاحظات پکن در قبال برنامه هستهای کره
🔹موضوع هستهای همچنان یکی از پیچیدهترین ابعاد روابط چین و کره شمالی است. اگرچه موضع رسمی پکن همچنان حمایت از خلع سلاح هستهای شبهجزیره کره است، اما تحولات سالهای اخیر نشان میدهد که فشار بیثمر مدنظر چین نبوده و این کشور رویکرد انعطافپذیرتر و مدیریت واقعگرایانه را در پیش گرفته است.
🔹این رویکرد را میتوان ناشی از دو ملاحظه دانست. نخست، گسترش روابط راهبردی کره شمالی با روسیه که موجب شده فشار بیش از حد چین بر مسئله هستهای، خطر دور شدن پیونگیانگ از پکن را افزایش دهد. دوم، تأکید مکرر کیم جونگ اون بر غیرقابل مذاکره بودن بازدارندگی هستهای کشورش. انتشار تصاویر بازدید کیم از تأسیسات جدید غنیسازی اورانیوم در یونگبیون و اعلام برنامه توسعه تصاعدی زرادخانه هستهای تنها 4 روز پیش از سفر شی، پیامی آشکار به چین و سایر بازیگران منطقهای بود که کره شمالی قصد عقبنشینی از برنامه هستهای خود را ندارد.
💢تثبیت اهرمهای نفوذ چین در شبهجزیره کره
🔹تا سال 2022 حدود 95 درصد تجارت خارجی کره شمالی با چین انجام میشد، اما جنگ اوکراین و گسترش همکاریهای نظامی و اقتصادی میان مسکو و پیونگیانگ، بخشی از وابستگی سنتی کره شمالی به چین را کاهش داده است. برآوردها نشان میدهد در حوزه نظامی، روسیه از سال 2023 در ازای دریافت نیرو و تجهیزات نظامی از کره شمالی، منابع قابل توجهی را در اختیار این کشور قرار داده که بخش عمده آن نه در قالب کالا، بلکه در حوزه فناوریهای حساس نظامی بوده است.
🔹در حوزه اقتصادی نیز روسیه با توسعه زیرساختهای حملونقل مانند افتتاح پل جادهای رودخانه تومن، راهاندازی پروازهای مستقیم و گسترش همکاریهای اقتصادی در حال افزایش نفوذ خود در پیونگیانگ است. از نگاه پکن، این روند میتواند به افزایش استقلال راهبردی کره شمالی و کاهش اهرمهای نفوذ چین منجر شود. همچنین انتقال فناوریهای پیشرفته روسی به پیونگیانگ ممکن است ظرفیتهای نظامی کره شمالی را به شکلی تقویت کند که موازنه سنتی قدرت در شبهجزیره کره را دچار اختلال سازد.
🔹در چنین شرایطی، تأکید شی بر گسترش همکاریهای اقتصادی، بازگشایی بنادر مرزی، توسعه خطوط ریلی و هوایی و افزایش تبادلات مردمی را باید تلاشی برای بازسازی پیوندهای اقتصادی و اجتماعی میان دو کشور دانست.
💢پیامدها و چشمانداز پیشرو
🔹سفر شی به پیونگیانگ احتمالاً مقدمهای برای بهرهبرداری دیپلماتیک در تعاملات آتی او با ایالات متحده خواهد بود. چین تلاش خواهد کرد نقش خود را به عنوان مهمترین کانال ارتباطی با کره شمالی برجسته کرده و از این جایگاه برای محدود کردن نقشآفرینی آمریکا در موضوعات مرتبط با شبهجزیره، بهویژه پرونده هستهای، استفاده کند.
✅در سطحی کلانتر، پکن امیدوار است استمرار تهدید کره شمالی موجب تمرکز بیشتر ژاپن و کره جنوبی بر امنیت شبهجزیره شود و در نتیجه دو کشور تمایل کمتری برای مشارکت فعال در سیاستهای مهار چین در موضوعاتی همچون تنگه تایوان، دریای چین شرقی و دریای چین جنوبی داشته باشند. از این منظر، سفر شی نه صرفاً یک دیدار دوجانبه، بلکه بخشی از راهبرد گستردهتر چین برای مدیریت محیط امنیتی پیرامونی و تقویت موقعیت خود در رقابت با محور ایالات متحده محسوب میشود.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام | 2 529 |
