گل سوری
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
259
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+97 أيام
+2130 أيام
أرشيف المشاركات
259
خاطرات، چه شیرین چه تلخ، همیشه منبع عذاب هستند؛ دست کم برای من که چنین است؛ اما حتی این عذاب هم شیرین است.
بیچارگان داستایفسکی
259
این روزها اکسپلور اینستاگرامم پر شده از ویدیوهای فراغت از دانشگاه؛ دخترانی که با لبخند، و با لباسهای زیبا، لحظهی پایان یکی از مهمترین فصلهای زندگیشان را تجلیل میکنند.
ویدیوهای خیلی قشنگاند…
ولی هر بار که میبینمشان چشمهایم پر از اشک میشود.
برای یک آرزوی ساده…
آرزویی که اگر زندگی مطابق میل پیش میرفت،
شاید حالا من هم درگیر فکر کردن برای جشن فراغتم بودم.
همیشه آرزو داشتم آن کلاه را به هوا بیندازم…
و انگار این آرزو، تا همیشه با من خواهد ماند.
259
چون درختی در صمیمِ سرد و بیابرِ زمستانی
هرچه برگم بود و بارم بود،
هرچه از فرّ بلوغِ گرمِِ تابستان و میراثِ بهارم بود،
هرچه یاد و یادگارم بود،
ریختهست.
چون درختی در زمستانم،
بی که پندارد بهاری بود و خواهد بود.
دیگر اکنون هیچ مرغ پیر یا کوری
در چنین عریانیِ انبوهم آیا لانه خواهد بست؟
دیگر آیا زخمههای هیچ پیرایش،
با امیدِ روزهای سبز آینده؛
خواهدم این سوی و آن سو خست؟
چون درختی اندر اقصایِ زمستانم.
ریخته دیریست
هرچه بودم یاد و بودم برگ...
مهدی اخوانثالث
259
هر یک از ما نظامی پیچیده داریم که بیشتر تجربه هایمان را دور میریزد و فقط چند نمونهٔ دستچین شده نگه می دارد و با قطعاتی از فیلم هایی که دیدهایم و رمان هایی که خواندهایم و حرف هایی که شنیدهایم و رویاهایی که خود در سر پروراندهایم ترکیبشان می کند و از دلِ تمام این خرت و پرت ها داستانِ به ظاهر منسجمی به هم می بافد در این باره که من کیام و از کجا آمدهام و به کجا میروم.
انسان خداگونه یووال نوح هراری
