es
Feedback
گل سوری

گل سوری

Ir al canal en Telegram

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
258
Suscriptores
Sin datos24 horas
+97 días
+2130 días
Archivo de publicaciones
چو غرق خاطراتم..

خاطرات، چه شیرین چه تلخ، همیشه منبع عذاب هستند؛ دست کم برای من که چنین است؛ اما حتی این عذاب هم شیرین است.
بیچارگان داستایفسکی

.

گویی جهان پس از گریستن، لبخندی از نور بر لب نشانده است.

photo content
+3

Mensaje de voz00:09

Mensaje de voz00:11

متاسفانه که کمره تلیفونم قادر به ثبت خشم با شکوه آسمان، در این لحظه نیست.

مهسا میگه Supercalifragilisticexpialidocious

هیچ کلمه ای برای توصیف غروب امروز پیدا نتوانستم😭

✨🌇
+5
✨🌇

photo content
+1

photo content
+1

این روزها اکسپلور اینستاگرامم پر شده از ویدیوهای فراغت از دانشگاه؛ دخترانی که با لبخند، و با لباس‌های زیبا، لحظه‌ی پایان یکی از مهم‌ترین فصل‌های زندگی‌شان را تجلیل می‌کنند. ویدیوهای خیلی قشنگ‌اند… ولی هر بار که می‌بینم‌شان چشم‌هایم پر از اشک می‌شود. برای یک آرزوی ساده… آرزویی که اگر زندگی مطابق میل پیش می‌رفت، شاید حالا من هم درگیر فکر کردن برای جشن فراغتم بودم. همیشه آرزو داشتم آن کلاه را به هوا بیندازم… و انگار این آرزو، تا همیشه با من خواهد ماند.

We write to taste life twice.✨
We write to taste life twice.✨

Repost from نیروانا
اگر کتاب‌ها و فیلم‌ها یک خوبی داشته باشند این است که باعث می‌شوند برای مدتی همه‌چیز را فراموش کنی. فراموش‌کردن بخش بسیار مهمی از پشت‌سر گذاشتنِ اندوه است.

هری پاتر کوچولو🥹🪄
+1
هری پاتر کوچولو🥹🪄

چون درختی در صمیمِ سرد و بی‌ابرِ زمستانی هرچه برگم بود و بارم بود، هرچه از فرّ بلوغِ گرمِِ تابستان و میراثِ بهارم بود، هرچه یاد و یادگارم بود، ریخته‌ست. چون درختی در زمستانم، بی که پندارد بهاری بود و خواهد بود. دیگر اکنون هیچ مرغ پیر یا کوری در چنین عریانیِ انبوهم آیا لانه خواهد بست؟ دیگر آیا زخمه‌های هیچ پیرایش، با امیدِ روزهای سبز آینده؛ خواهدم این سوی و آن سو خست؟ چون درختی اندر اقصایِ زمستانم. ریخته دیری‌ست هرچه بودم یاد و بودم برگ...
مهدی اخوان‌ثالث

هر یک از ما نظامی پیچیده داریم که بیشتر تجربه هایمان را دور می‌ریزد و فقط چند نمونهٔ دستچین شده نگه می دارد و با قطعاتی از فیلم هایی که دیده‌ایم و رمان هایی که خوانده‌ایم و حرف هایی که شنیده‌ایم و رویاهایی که خود در سر پرورانده‌ایم ترکیبشان می کند و از دلِ تمام این خرت و پرت ها داستانِ به ظاهر منسجمی به هم می بافد در این باره که من کی‌ام و از کجا آمده‌ام و به کجا می‌روم.
انسان خداگونه یووال نوح هراری