کافه مستاجر پلاک ۱۲
الذهاب إلى القناة على Telegram
سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه مینویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلمها، شبهای طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشتهها، پلیلیستها، و هر چیزی رو پیدا میکنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 813
المشتركون
-124 ساعات
+287 أيام
+5630 أيام
أرشيف المشاركات
1 813
حس میکنم مهم نیست چقدر باشم. هرجا باشم، هر حرفی که بزنم، هرچقدر هم که تلاش کنم، تهش نبودنم بیشتر از بودنم به چشم میاد، و رفتنم پررنگتر از اومدنمه و هیچوقت، هیچجا حضورم حس نمیشه.
1 813
بر چه اساسی اکسپلورِ اینستام فروشِ خونههای گرونقیمت رو داره بهم پیشنهاد میده و فکر میکنه لازم دارم؟ باز اگه املاکی بودم یا پولِ خریدشو داشتم یه چیزی. الگوریتم هم بعضی وقتا کسخل میشه.
1 813
محافظ لنزِ دوربینِ گوشی رو برداشتم. این همه وقت داشتم اشتباهی عکاسی میکردم باهاش، به حدی تاثیر داره توی کیفیت و نور و رنگ که شما اگه عکاسی برات مهم باشه هیچوقت محافظ لنز نمیذاری. تا الان فکر میکردم دوربین گوشی از داخل خاک گرفته انقدر بیکیفیته عکسام. از فردا فقط عکس میگیرم.
1 813
دقیقه ۹۰ کنسل کردن واقعاً تو ذوق میزنه. حالا هزار و یک دلیلِ منطقی هم بیاری، دلیل نمیشه تو ذوق نخوره.
1 813
خواهرانِ عزیز اگر شما بابتِ هیز بودنِ بعضی پیرمردا در عذابید و ازشون بدتون میاد من رو در غمِ خودتون شریک بدونید چون امروز مزاحمِ منم شدن.
نه به هیزیِ پیرمردا.
1 813
یه پسره هست هر روز توی ناشناس بهم ویدیومسیج میده احوالپرسی میکنه و رندومشِت چرتوپرت میگه. یعنی میزان معرفت و مرامی که این بشر توی روزانه ویدیومسیج دادن به من داره شاهکاره.
1 813
دوستان از این به بعد تو اوج گرمای تابستون دلتون بارون خواست بگید من ماشینو ببرم کارواش. واسه آب و هوا خوبه.
1 813
Repost from دُری گمشده
آدمی که بیشعوره و نمیفهمه چرا اشتباه کرده، معمولاً توی محیطی بزرگ شده و اطرافیانش هم آدمهایی هستن که این رفتارها کاملاً نرمال بود. تو نمیتونی به اون فرد بفهمونی که چرا رفتارش اشتباه بوده چون در اطرافیان و محیطی که هست بیشعور بودن کاملاً نرماله.
1 813
شماهم یه سری چنلهایی عضوید که نمیدونید چی شد و از کجا پیداشون کردید ولی دنبالشون میکنید؟ مخصوصاً چنل پرایوتها.
1 813
آقا شما تا صبح توجیه کن. دلیل و منطق بیار و حتی مدرک بیار بابتِ این حست. بگو آره من همهی زندگیم از مردها آسیب دیدم، من همهی زندگیم از زنها آسیب دیدم، من همهی زندگیم از فلان قشرِ جامعه، فلان مردم آسیب دیدم پس حق دارم از تمامشون بیزار باشم. نه راستش. من قانع نمیشم. شرمنده، ببخشید. قدرتِ درکم به اون نقطهای نرسیده که بخوام بپذیرم چرا یک نفر باید از کلیتِ یک جنسیت، یک جامعه، یک ملت یا هرچیزِ دیگهای که بخواد جمع ببنده متنفر باشه. بابتِ تجربههای تلخی که داشتی واقعاً متاسفم و امیدوارم هر طوری که شده بتونی بگذرونی و کنار بیای، ولی من طوری بزرگ نشدم که بخوام از همهی زنها متنفر باشم، یا بخوام از همهی مردها متنفر باشم. یا نخوام به هر دلیلی بپذیرم همه مثلِ هم نیستن. در نتیجه اگه همچین طرزِ فکری داری پیشاپیش با من قطعِ ارتباط کن. با احترام، بهتره دیگه در ارتباط نباشیم باهم.
1 813
هیچوقت درک نکردم چطور میشه یک نفر به جایی برسه که فکر کنه همه مثلِ همن. مثلاً من هیچوقت متوجه نشدم چطور ممکنه یک نفر طرزِ فکرش این باشه که "حالم از همهی مردها بهم میخوره." یا برعکس، بخواد بگه: "حالم از همهی زنها بهم میخوره." صرفاً فقط در ارتباط با جنسیت صحبت نمیکنم. حتی اگه یک نفر بیاد بگه از فلانجاییها متنفرم. برای مثال بینِ حرفاش بگه: "آره من از هرچی شمالیه بدم میاد." یا بگه: "از همهی جنوبیا متنفرم." اصلاً چی میشه همچین طرزِ فکری توی مغزش رُخ میده؟ چرا یک نفر نباید آگاه باشه به این موضوع که همه جا خوب و بد هست همیشه و هیچوقت، هیچجا، امکان نداره همه مثلِ هم باشن. متوجه نمیشم.
1 813
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
واکنش به تنهایی در افراد مختلف متفاوته. یکی به غذا پناه میبره، یکی به کار، یکی به خرید، یکی هم به شبکههای اجتماعی. این رفتارهای جایگزین، لزوماً بد نیستن. گاهی راهیان برای اینکه موقتاً شدتِ احساس تنهایی کمتر بشه و فرد بتونه باهاش کنار بیاد. مشکل از جایی شروع میشه که این راههای موقتی، تبدیل به تنها راهِ مواجهه با تنهایی میشن.
1 813
Repost from • ماتیلدای خسته
زندگی عادلانه نیست و همیشه مطابق میل ما پیش نمیره عزیزم. یه وقتهایی نه تلاشت کم بوده، نه کوتاهی کردی؛ فقط زور شرایط و جغرافیا از تو خیلی بیشتر بوده.
