یاس بنفش
الذهاب إلى القناة على Telegram
گذشتن و رفتن پیوسته به سمت ِ امید، آرزو، شور و شوق، ذوق و کمی زندگی.
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
275
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+57 أيام
+330 أيام
أرشيف المشاركات
275
تاریکی و بی رحمیهای دنیا هیچوقت نمیتونه نور قلب زیبای آدمهای مهربون و درخشش عشق رو از بین ببره.
275
Repost from ساقی
الان که دیدم بعد رفتنم به غار تنهایی خیلیا برام پیامای بلند بالا نوشتن یا حالمو پرسیدن، یا برام تکست فرستادن تا نشونم بدن نبودنم براشون قابل حس شدنه، بهم ثابت شد عشق که بدی، دنیا بهت عشق رو برمیگردونه، فقط باید صبور باشی، زمان آدمای قشنگ زندگیت رو تو مراحل مختلفی برات میفرسته، فقط باید انقدر شجاع باشی تا مسیرو ادامه بدی، و تو چالههای تاریک، و جادهخاکیای مسیر پیشروت گیر نکنی.
275
وقتی ادمین چنلهای مورد علاقهام پیامی از اینجا فوروارد میکنند یا اینجا جوین میشن و من رو میخونند، اینقدر ذوق میکنم که انگار موقع نگاه کردن به آسمون ستاره بهم چشمک زده.
275
Repost from -جستجوگرِ نور”
برای من خوشبینی یعنی ادامهدادن. یعنی تلاش کردن با چشای گریون. یعنی زمینخوردن و پاشدن. خیلی وقته که فهمیدم اگر هیچکاری نکنم نه تنها حالم بهتر نمیشه بلکه خودِ هیچکاری نکردنه فقط و فقط بهم استرس و اضطراب میده. آدم وقتی میتونه آسوده باشه که اون کاریو که باید، رو انجام بده. نتیجه مهمه، نتیجهی خوب به آدم اعتماد به نفس بیشتری میده اما مهمتر از نتیجه، مسیره. مسیر ما همیشه پر بوده از پیچ و خم و تاریکی و سنگ ولی ما؟! ما تلاشگر بودیم. ما روشن بودیم. حالا که همین یهبار زندهایم فارغ از هر نتیجهای که تهِ هر مسیری یقهامونو میگیره، بیا تلاش کنیم که حداقل پیش خودمون شرمنده نباشیم.
275
دوست دارم آهنگهای مورد علاقهام رو فقط برای آدمهای مورد علاقهام بفرستم و فقط موقع انجام دادن کارهای مورد علاقهام اونها رو گوش کنم.
275
از آدمهای خوش ذوق خوشم میاد، به زندگی نور میبخشند و همه چیز رو چند درجه زیباتر میکنند.
275
از آدمهایی که بلدن وقتی با ذوق چیزی رو براشون تعریف میکنی، نه تنها توو ذوقت نزنن بلکه ذوقت رو ده برابر کنن، خوشم میاد.
275
من اینقدر امروز آدم جالبی نبودم که ۲ ستاره که نمیدم هیچ، ۸ ستاره از روزهای قبلی رو هم برمیدارم.
275
ببخشید که دوباره در اعماق بلاتکلیفی فرو رفتم، مغزم خاموش شده، نمیتونم برم کاری انجام بدم و همینجوری نشستم یه گوشه، به دیوار خیره شدم و نمیدونم باید چیکار کنم.
اصلا ببخشید هم نداره، کاری از دستم برنمیاد دیگه.
275
الان ما بلند شیم برای امتحانای حضوری درس بخونیم یا منتظر باشیم برای منطقه ای دستور تخلیه بدن تا حرکت کنیم به سمت اونجا؟
