یاس بنفش
الذهاب إلى القناة على Telegram
گذشتن و رفتن پیوسته به سمت ِ امید، آرزو، شور و شوق، ذوق و کمی زندگی.
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
271
المشتركون
+124 ساعات
+17 أيام
+430 أيام
عدد المنشورات
جاري تحميل البيانات...
التفاعلات
التعليقات
نجوم تيليجرام
أفضل المنشورات حسب
جاري تحميل البيانات...
تحليل النشر
المشاركات | ديناميات المشاهدات | |||||
۲۵ دقیقهی دیگه تابستون تموم میشه، کاش منم. | 36 | 0 | 0 | 5 | Loading... | |
این پاییز از هر پاییزی که قبلا گذروندیم، غمگینتره. | 42 | 1 | 0 | 5 | Loading... | |
این اولین پاییزیه که شما نیستید. | 42 | 0 | 0 | 5 | Loading... | |
باز هم خوبه توی این زندگی طاقتفرسا و غیرقابل تحمل، دوستامون هستن. | 59 | 0 | 0 | 5 | Loading... | |
پیام آخر پرایوت شیر خورده و فکر کنم چند نفر دیگه هم قراره دوستشون رو ببینن و امید به زندگی بگیرن. | 61 | 0 | 0 | 5 | Loading... | |
بعد مهمتر از همهی اینا دوستم رو خیلی وقته ندیدم و در چند روز آینده میخوام ببینمش. اون روز این منفی ۲۷ درصدم تبدیل به مثبت ۲۷ درصد میشه و تا چند روز میتونید ازم غر نشنوید. | 63 | 1 | 0 | 6 | Loading... | |
تازه فصل ۴ Ted lasso هم هنوز پخشش تموم نشده. | 61 | 1 | 0 | 5 | Loading... | |
البته اینکه مطمئن نیستم اون دنیا میتونم Young Sheldon, Shrinking, Modern family, Seinfeld, The Odyssey, Shameless و Gilmore girls رو ببینم یا نه هم در این ادامه دادن بیتاثیر نیست. | 61 | 1 | 0 | 5 | Loading... | |
با امید به زندگیِ منفی ۲۷ درصد دارم ادامه میدم و نمیدونم آیا میشه روزی برسه که این اتفاقات بیفته یا نه، ولی رویاپردازی راجبشون باعث میشه دلم بخواد حتی با این میزان امید به زندگی همچنان ادامه بدم. | 60 | 0 | 0 | 4 | Loading... | |
نویسندهی مورد علاقهی کسی بودن رو هم خیلی دوست دارم. یه روز بالاخره نویسندگی رو شروع میکنم و کتابم رو که چاپ کردم میام اینجا بهتون میگم. یه روزی که امیدوارم خیلی دور نباشه. | 59 | 0 | 0 | 4 | Loading... | |
دلم میخواست انتشارات مخصوص خودم رو داشته باشم. کتاب چاپ کنم، برای جلدها، طراحی صفحههات، مدل چاپ و فروشش برنامهریزی کنم، یه کاری داشته باشم که با کتابها روزم بگذره و هرجا راه میرم بوی کتابها رو بشنوم. | 96 | 2 | 0 | 4 | Loading... | |
نیازمند خواب زیادم، خواب خیلی خیلی زیاد، مثل خواب ابدی. | 14 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
کاش همین الان یکی بغلم میکرد و من رو از دست خودم نجات میداد. | 71 | 1 | 0 | 2 | Loading... | |
مادربزرگم همیشه میگفت خوشیها و غمهات رو هیچجا جار نزن. رفیقت غصهی غمهات رو میخوره و دشمنت برای خوشیهات حسادت میکنه. شرمنده مادربزرگ، از یه جایی به بعد دیگه نشد تو خودم بریزم. وگرنه خفه میشدم. منفجر میشدم. | 66 | 1 | 0 | 1 | Loading... | |
آخرین باری که همچین چیزی گفتم صبح خواب موندم. | 1 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
نمیخوام فردا ۸ صبح بیدار شم برم کلاس. | 1 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
نه انسان جالبیام برای ارتباط، نه دوستی، نه این زندگی. خدایا جدی چی توی من دیدی که فکر کردی از پس همچین چیزهایی برمیام؟ | 75 | 1 | 0 | 1 | Loading... | |
از تویی که داری آسمون به این بزرگی، جهان به این وسعت و این همه کهکشان و اداره میکنی، توقع بیشتری میرفت. | 293 | 7 | 0 | 3 | Loading... | |
خدایا خیلی ازت عصبانی و ناراحتم، نمیدونم کائنات، خدا هر چی که اسمت هست، به وسعت آسمون بالاسرم ازت ناراحتم. | 75 | 1 | 0 | 3 | Loading... | |
همیشه از بودن خوشم میاد اما یک زمانهایی اینقدر شدیده که دلم میخواد فریادش بزنم. و الان از اون زمانهاست.
خوشم
میاد
از
بودن! | 77 | 1 | 0 | 2 | Loading... |

