«پایا، Paya»
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
331
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
+1230 أيام
أرشيف المشاركات
331
حالا اعتماد به نفسم نسب به کارم بالا رفت، چون دیروز مهمان داشتیم و نشد که تمامش کنم.
امروز آمده نگاهش کردم دیدم آنچکه در عکس عین خودش شده
331
قسمت دوم:
داستان «حمزه علی مزاری» است، اسم واقعی او جسکیرات است عضو ارتش هندوستان که برای آماده شدن سربازی می رود به انجام تمرینات اما هنگام که به خانه برمیگردد؛ می بیند که خانوادهاش را زورگوی های پنجاب سلاخی کرده، خواهر بزرگش به قتل رسیده، پدرش را اعدام کردن سر زمین های خودش و این دعوا به خاطر تحت تصرف قرار دادن زمین های شان در قریه بوده است و خواهر کوچک اش را گروگان گرفتهاند.
جسکیرات به حوزه و مقامات هندوستان مراجعه می کند ولی آنها در مقابل این جرم خانواده زور گوی پنجاب کاری کرده نمی توانند. سپس جسکیرات برای گرفتن انتقام خانوادهاش و همچنان پیدا کردن خواهرش دست به کاری می زند که تماماً راه زندگی او را تغییر می دهد.
با دوستش که خواهر کوچک جسکیرات را دوست دارد دست را یکی می کند و از نزد یکی از مواد فروشان هند تفنگ و اسلحه می خرند.
شب به خانهی خانواده زورگوی پنجاب ها حمله میکند، در حالیکه اونا عروسی دارند.
اما تمام مردهای او خانواده را از بین می برد.و شب عروسی را برایشان به دیگه رو می سازد و خواهر خود را از انبار شأن پیدا کرده و آزاد می نماید.
او سپس خود را به پولیس تسلیم می کند و محکوم به اعدام می شود، ولی پولیس های ارشد هندوستان او را می دزدند و از اعدام نجات می دهند، در بدلش از او می خواهند که به عنوان جاسوس به پاکستان برود و می گویند « ما به خانواده تو ماهانه سی هزار کرور می فرستیم»، اگر برگردی اعدام می شوی و اگر برگردی باید لطفی به کشورت کنی.
خوب گرگ زخمی را به نام «حمزه علی مزاری» در بین مافیا های پاکستان جای که تروریست تربیه می شود می فرستن، بعد از کشته شدن «رحمن بلوچ» برای اینکه جلب توجه نشود، کسی که وفادار «رحمن» بود بنام «عزیر» او را سر چوکی می نشاند، برای انتقام گرفتن از مردم مافیایی پتان پاکستان، «عزیر» نیز برای انتقام گرفتن سر رهبر پتان ها می برد در ملا عام و دوباره قدرت را به دست بلوچ ها می دهد.
اما بعد از به قدرت رسیدنشان با دولت پاکستان «حمزه» دست را یکی می کند تا «عزیر» دستگیر شود، «حمزه» خود جانشین عزیر یعنی بزرگ بلوچ ها می شود.
وقتی او رهبر می شود کم کم زورگوی های پاکستان را از بین می برد البته دشمنان بلوچ ها را، بعد دست پیدا می کند به جا های بزرگ یعنی مافیایی بزرگ پاکستان بنام «داوود بای» کسی که فرمان می دهد همهی این جنگ ها را و باعث فروپاشی خیلی از جاها و ایجاد حمله شده است.
زمانیکه به دیدار « داوود بای» می رود او از حمزه می خواهد به یک حمله بزرگ به هندوستان آماده شوند و برایش مهمات و مواد مخدر از خود هند مهیا کند. در نخست حمزه قبول نمی کند ولی برای به دست آوردن اعتماد او مجبور می شود قبول کند.
یکی از مواد فروشان هندوستان را به پاکستان دعوت می کند که زمانیکه با او دیدار می کند در میدان هوایی می بیند همان دوستش است که برایش کمک کرده تا از خانواده زورگوی پنجاب انتقام خود را بگیرد.
بسیار ناراحت می شود که او در چنین حالی افتاده و میان گنگسترها داد و گرفت دارد...
331
Dhurandar | دورندر
قسمت اول این فیلم:
دورندر داستان جاسوس هندی است که برای از بین بردن مافیای های بزرگ هند و پاکستان وارد عملیات میشه و بنام «حمزه علی مزاری» از راه قندهار وارد کراچی پاکستان می شود.
در آنجا چند سالی در یک دوکان جوس فروش می گذراند تا اعتماد مردم و دیگران به خود جلب کند.
در یک محفل نقشه می کشند که پسر مافیای بزرگ بلوچستانی را که بنام « رحمن بلوچ/ دکیت» است را نجات بدهد ولی موفق نمی شوند. پسر «رحمن بلوچ» می میرد؛ ولی پسر کوچکترش را می توانند نجات بدهند.
«حمزه/جاسوس هندوستانی» کم کم نفوس می کند و اعتماد «رحمن بلوچ» را به دست میاورد.
دختر یکی از جاسوس های هندی را به عقد خود در می آورد، البته دختر و خانوادهاش خبر ندارند که پدرش جاسوس هند است و حمزه را هم نمی فهمد که جاسوس هند است.
و این اعتماد باعث میشود که حمزه با مافیا های بالا بالا هندوستان و پاکستان آشنا شود، که در آخر فیلم قسمت اول رحمن بلوچ را به قتل میرساند.
331
عمه ام آمد بعد از پانزده سال، قبل از پانزده سال دور و برش می چرخیدم و میده میده بودیم بازی می کردیم.
امروز آمد همهی ما حتی از پسر بزرگش کرده قد کشیده بودیم. های که چقدر گریه کرد و مره به یاد عمهی مرحومم انداخت. شبیه عمه کلانم نیست ولی صحبت ها و همه رفتارش شبیه او است.
خوب چی بگم من فکر کردم قرار است از آن صحنه های فیلمی که با احساس می باشد می شود، ولی نه هم گریهام گرفته هم خنده ام.
ولی عمهی بیچاره ما کلی گریه کرد
نمی فهمم چی نوشته کردم، چون سوپرایز شدم بخاطر که دختر عمهام هم از عربستان آمده و شب مهمان داریم😶
331
فیلم: #درنده2
#زیرنویس_فارسی_چسبیده
✅ دانلود با لینک کیفیت 720 👇
https://tinyurl.com/2au2ctam
🎬 @filmhendi_ir 🎬
331
رزما چی وقت شود که تو را بیبنم و این فیلم را برایت بدهم، با اینکه اکشن بود اما مثل اینکه مه انتقام گرفته باشم از کسانی باعث غم و غصهام شده دلم را یخ کرد😂
331
🎥 فیلم: « دوراندر 2025 »
💬 #زیرنویس_چسبیده_فارسی
📤 کیفیت 480p HardSub
✂️ بدون سانسور و حذفیات
🎞@ZEUSMOVIZ | زئوس موویز
331
خوارزم و خوارزمی اسم بزرگی است که یک هفته می شود درموردش فکر می کنم تا چگونه بنویسم در مورد خوارزم و خوارزمی که شایسته این نام و مکان باشد🫠
